چهارشنبه ۲۵ دي ۱۳۸۱ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۳
Wed, Jan 15, 2003
حوادث
شماره ۲۳۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پس از گذشت چندماه از جداسازي
چهارباند سرقت
اعدام براي ۵ قاچاقچي مواد مخدر در چين
يك دادگاه محلي در استان «جه جيانگ» واقع در شرق چين پنج قاچاقچي مواد مخدر را به مرگ محكوم كرد.دادگاه محلي شهر «جين هوا» استان جه جيانگ در نخستين دور محاكمه به دليل سنگين بودن جرم، حكم اعدام براي قاچاقچيان صادر كرد.
پليس جين هوا به هنگام دستگيري افراد اين باند ۲۰ كيلوگرم هروئين از آنان كشف و ضبط كرد.دادگاه محلي، مجرمان را از حقوق سياسي براي همه عمر محروم كرده و حكم ضبط اموال آنان را صادر كرد.
دو مالخر و۲۴ ميليون تومان خريد
گروه حوادث: با دستگيري دو مالخر جزييات تازه اي از اقدامات تبهكارانه شبكه سرقت مسلح فاش شد.
اين جزييات در جريان بازجويي هاي كارآگاهان دايره ۱۸ آگاهي از دو مالخر بيان شده است.اين دو مالخر در بازجويي ها به خريد برليان و ياقوت سبز و مقداري خورده طلا به ارزش ۲۴ ميليون تومان كه متعلق به دوتن از طعمه هاي باند بوده، اعتراف كردند.
از دو متهم دستگير شده مقدار زيادي طلا و جواهرات قيمتي، عتيقه جات، طلا و برليان و ساعت هاي قيمتي به دست آمد. تحقيقات پليس درباره ساير اقدامات اعضاي باند ادامه دارد.
وقتي پدر بي عاطفه شد
107562.jpg
عامل جنايت در حال نشان دادن محلي كه جسد را در آنجا
رها كرد
گروه حوادث:مرد جوان در محاصره مأموران نگاهش را در بيابان گرداند. صداي زنجيري كه به پاي متهم ۳۲ ساله قفل شده بود، سكوت بيابان را مي شكست. وقتي سياهي نهري كه حالا آب نداشت از دور نمايان شد، زانوان مرد سست شد. او گام هايش را آرامتر كرد. تمامي اتفاقات آن روز در مقابل ديدگانش رژه رفت. به ياد آورد كه چگونه پيكر قرباني اش را به دور از ديدگان كشاورزان و رهگذران از زير كاپشن چرمي اش پنهان كرده و به اين منطقه كشانده بود. هنگامي كه به چند قدمي محل پيدا شدن پيكر قرباني خردسال رسيدند، مرد نگاهش را از زمين دزديد. حالا تمام هيكل استخواني متهم جوان آشكارا مي لرزيد. او صورتش را زير دستانش پنهان كرد.
قطرات اشك ندامت كف دست هاي زمخت او را نمناك كرد. ديگر زانوانش تحمل نگهداري وزن بدن او را نداشتند. قامتش خميده شد. تحمل يادآوري خاطره آن روز را نداشت. دوزانو روي زمين نشست و به دوردست ها زل زد.
مرددهقان نخستين ساعات صبح روز دوشنبه براي تغيير دادن مسير نهر آب به طرف مزرعه اش خود را به كنار نهر رساند. هنوز چند قدمي به پيچ نهر مانده بود كه جسدي را ديد كه در حاشيه نهر روي تلي از خاك لابه لاي بوته هاي خشك بي حركت افتاده بود.
وقتي كشاورز جوان گل ولاي روي جسد را كنار زد متوجه پيكر بي جان كودك خردسالي شد كه قسمتهايي از اندامش توسط حيوانات وحشي خورده شده بود.
اين مرد كه به شدت ترسيده بود، طي تماس با مأموران پليس ۱۱۰ با صدايي لرزان آنان را در جريان مشاهدات خود قرار داد.دقايقي بعد خودروي مأموران تجسس كلانتري شهيد قدوسي ورامين آژيركشان در چند قدمي محل كشف جسد متوقف شد. چند مأمور نيروي انتظامي پس از بررسي محل حادثه و جسد كودك خردسال مراتب را به قاضي كشيك دادگستري ورامين اطلاع دادند.لحظاتي بعد اكيپي از كارآگاهان آگاهي اين شهرستان به همراه قاضي كشيك پس از حضور در محل حادثه بررسي روي آثار و نشانه هاي موجود را آغاز كردند.ولي به علت گذشتن روزهاي طولاني از تاريخ قتل امكان تشخيص دليل اصلي مرگ ميسر نبود، بنا بر اين به دستور قاضي كشيك جسد براي انجام آزمايشهاي تخصصي به پزشكي قانوني انتقال داده شد.
متخصصان پزشكي قانوني پس از انجام كاروش هاي علمي و معاينات پزشكي، علت اصلي مرگ قرباني خردسال را اصابت جسم سنگين به ناحيه سر دانسته و اعلام كردند، از زمان مرگ كودك خردسال ۶ روز مي گذرد.با توجه به اين اطلاعات به دستور قاضي عسگري ـ رئيس شعبه ۱۱ دادگستري ورامين پرونده براي انجام تحقيقات پليسي در اختيار پليس آگاهي ورامين قرار گرفت.
سرهنگ زنده شو ـ فرمانده ناحيه انتظامي ورامين ـ به دليل اهميت موضوع اكيپي از كارآگاهان آگاهي ورامين به سرپرستي سرگرد عبدالله هداوند را مأمور رسيدگي به اين پرونده كرد.
كارآگاهان در نخستين اقدام به بررسي پرونده هاي اعلام مفقودي طي چند وقت اخير پرداخته و دريافتند مدتي پس از پيداشدن جسد كودك خردسال، يك زن جوان در حالي كه به شدت مي گريست به دادگستري ورامين مراجعه و ادعا كرده است كه چند روز قبل پسر ۶ ساله اش به نام علي اميني به طرز اسرارآميزي ناپديد شده است.وي در شكايت خود گفته بود: وقتي از محل كارم به خانه بازگشتم، تنها شوهرم آنجا بود. هرچه دنبال پسرم «علي» گشتم، نتوانستم او را پيدا كنم. بنابراين از شوهرم درباره او پرسيدم ولي او ادعا كرد ساعتي قبل از خانه خارج شده و حتماً برمي گردد.مأموران با احتمال اينكه رابطه اي بين جسد پيدا شده و كودك ناپديد شده وجود داشته باشد، زن جوان را تحت بازجويي قرار دادند.وي گفت: ۷ سال قبل با مرد جواني به نام «حجت الله» آشنا شده و ازدواج كردم. بعد از يك سال خدا پسري به ما داد. ما از زندگي در كنار هم لذت مي برديم تا اينكه همسرم معتاد شد. او ديگر سركار نمي رفت. چون چرخ زندگيمان نمي چرخيد، مجبور شدم خودم سركار بروم. توسط يكي از دوستانم در يك كارگاه خياطي مشغول به كار شدم. از آن هنگام هر روز صبح از خانه بيرون مي رفتم. شوهرم درخانه بود و از «علي» مراقبت مي كرد. از زندگي با او خسته شده بودم، بنابراين تقاضاي طلاق دادم. از آن هنگام به بعد دايماً با هم درگيري داشتيم. آن روز وقتي به خانه آمدم او خواب بود. «علي» را پيدا نكردم. از «حجت الله» سراغ او را گرفتم، او ادعا كرد پسرم از خانه بيرون رفته و به زودي باز خواهد گشت. ولي «علي» ديگر هيچ وقت بازنگشت.
كارآگاهان با توجه به مطرح شدن اين اظهارات، عكس هايي را كه از جسد پيدا شده تهيه كرده بودند، به زن جوان نشان دادند، او به محض مشاهده تصاوير پسرش را شناسايي كرد.
با شناسايي هويت قرباني خردسال حادثه، كارآگاهان «حجت الله» را بازداشت و تحت بازجويي قرار دادند. او ابتدا منكر هرگونه اطلاعي از سرنوشت كودكش شد ولي وقتي توسط مأموران به محل كشف جسد كودك خردسال انتقال داده شد، ناگهان به گريه افتاده و پرده از ماجراي مرگ هولناك پسر ۶ ساله اش برداشت.وي در اين باره گفت: چون پس از اعتيادم سركار نمي رفتم، مسؤوليت مراقبت از «علي» برعهده من بود. روز حادثه در خانه خوابيده بودم. پسرم «علي» مدام دور من مي چرخيد و با ايجاد سرو صدا از من مي خواست با او بازي كنم. سعي كردم با داد و فرياد اورا از اتاق خواب دور كنم. ولي «علي» هربار در كنار تختخواب من مي نشست و با بوسيدن گونه هايم درخواستش را تكرار مي كرد.تحت تأثير مواد مخدر حوصله هيچ كاري را نداشتم. بار ديگر او را از خود راندم. وقتي او بارديگر به طرفم آمد، خيلي عصباني شدم. چوب بلندي كه زير بالشم پنهان كرده بودم برداشتم و ضربه اي به سر «علي» واردآوردم. اصلاً قصد كشتن او را نداشتم. «علي» بي حركت روي زمين افتاد. به سرعت خودم را به بالين او رساندم. پسرم اصلاً حركتي نمي كرد. وقتي اطمينان پيدا كردم مرده است، او را زير كاپشنم پنهان كرده و از خانه بيرون بردم. وقتي به بيابان هاي اطراف ورامين رسيدم جسد پسرم را داخل نهر آب لابه لاي بوته ها رها كرده و به خانه بازگشتم.
پس از گذشت چندماه از جداسازي
دوقلوهابه خانه رفتند
107565.jpg
گروه بين الملل ـ دوقلوهاي به هم چسبيده گواتمالايي كه درماه آگوست از يكديگر جدا شدند، از بيمارستان به خانه شان منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاري رويتر، پوست سر مارياجسس ۱۶ ماهه كه دوبارتحت عمل قرار گرفت، هنوز بطور كامل التيام نيافته است.
در عين حال خواهروي، ماريا ترزا احتمالاً به دليل عمل طولاني دچار مشكلاتي در شنوايي شده است.
پزشكان اين دوقلوها روز مرخص شدن آنها عكس يادگاري گرفته اند.
درگيري كيف قاپ با ۲جوان مزاحم دخترمالباخته
گروه حوادث: يك جوان با قاپيدن كيف دختري وقتي ديد سرنشينان خودرويي مزاحم اين دختر شده اند به هواخواهي او رفت و در خاتمه بازداشت شد.
اين جوان سيه چرده كه به «رضا پرنده» معروف است ، وقتي با دو جوان مزاحم درگير شده بود، خود را در حلقه پليس ديد. بنابه اين گزارش، روز حادثه، مأموران گشت پليس وقتي در خيابان فردوسي با درگيري بين جوان موتورسوار با سرنشينان خوروي پيكاني روبرو شدند با ادعاهاي دخترجواني كه مضطرب و نگران بود هرسه جوان را بازداشت كردند. اين سه جوان كه به اتهام اخلال در نظم جامعه و نزاع دسته جمعي دستگير شده بودند در تحقيقات پليسي پرده از ماجراي كيف قاپي و مزاحمت خياباني برداشتند.
«ثريا» دختر جواني كه در دام كيف قاپي «رضا پرنده» گرفتار شده بود و نيز توسط وي از چنگ دومزاحم نجات يافته بود با ارجاع پرونده اش به شعبه ۱۷مجتمع قضايي امام خميني در برابر قاضي قرارگرفت.
اين دختر در بيان جزييات شكايتش گفت: «روز حادثه من براي ملاقات پدرم كه بخاطر بيماري آسم در بيمارستان ميرزاكوچك خان بستري بود در خيابان فردوسي منتظر تاكسي بودم كه ناگهان اين جوان ـ اشاره به «رضا پرنده» ـ با استفاده از غفلت من كيف پولم را قاپيد و به سرعت دورشد.
وي ادامه داد: خيلي ترسيده بودم و حتي قادر نبودم از مردم براي دستگيري كيف قاپ موتورسوار كمك بخواهم. هنوز هاج و واج بودم كه خودروي پيكاني جلوي پايم ترمززد و دو سرنشين آن با لحن زننده اي به من متلك گفتند و خواستند سوار خودروشان شوم.»
ثريا ادامه داد: «با عصبانيت از مزاحمان خواستم دست از سرمن بردارند اما آنان همچنان به مزاحمتشان ادامه دادند. داشتم با دو جوان مزاحم جرو بحث مي كردم كه دزد كيفم با موتورسيكلت برگشت و با آنان درگير شد.
ازسويي تعجب كرده بودم كه كيف قاپ به هواخواهي ام آمده است و ازسوي ديگر با ديدن پليس خوشحال شدم چون هم كيف قاپ دستگير شد و هم دوجوان مزاحم به دام افتادند.»
«رضا پرنده» نيز بعد از طرح شكايت دختر جوان، در دفاع از خود گفت: باوجود اينكه كيف قاپي را مي پذيرم اما هرگز دزدناموس نبوده ام و از مزاحمان خياباني كه براي زنان و دختران ناراحتي به وجود مي آورند متنفرم و در هر گوشه اي از تهران اين گونه جوانها را ببينم با آنان برخورد مي كنم.»
وي ادامه داد: «روز حادثه، ساعت ۴ در خيابانها پرسه زده بودم تا بتوانم كيفي بقاپم، در خيابان فردوسي دخترجوان را كه منتظر تاكسي بود تحت نظرگرفتم و باتوجه به شگردهاي خودم، كيفش را قاپيدم. چندمتري از اين دختر دور نشده بودم كه به عقب برگشتم تا ببينم كسي من را تعقيب مي كند يا آسوده خاطر باشم كه ناگهان ديدم اين دو جوان ـ اشاره به متهمان ـ قصد دارند او را به زور سوار خودروشان كنند.
بسرعت به سمت آنها برگشتم و با دوجوان مزاحم درگير شدم هنوز دعواي ما تمام نشده بود كه پليس از راه رسيدو ما را دستگير كرد. وقتي در كلانتري پي بردم مالباخته مي خواست به ملاقات پدرش به بيمارستان برود خودم را سرزنش كردم و حالا آماده ام هرگونه مجازاتي را كه دادگاه براي من درنظر مي گيرد، بپذيرم.» پس از ادعاهاي «رضا پرنده»، دو سرنشين مزاحم خودرو به دفاع از خود پرداختند، آنان كه «رحيم» و «حميد» نام دارند ادعا كردند قصد مسافركشي داشته اند، اما دختر جوان به تصور اينكه آنان مزاحم هستند سروصدا راه انداخته است. بنا به گزارش خبرنگار قضايي ما، قاضي سعادتي پس از تكميل تحقيقاتي قضايي با صدور قرارقانوني، «رضا پرنده» و دو جوان مزاحم را روانه زندان قصركرد تا به زودي رأي نهايي متناسب با اتهامات آنان را صادر كند.
كشف ۴ تن سنگ طلاي قاچاق
نيروهاي مرزباني قزاقستان مستقر در مرز اين كشور با چين از يك دستگاه كاميون چهار تن سنگ طلاي قاچاق كشف و ضبط كردند.
اين كاميون كه قصد داشت چهار تن سنگ طلاي قاچاق را از قزاقستان به چين انتقال دهد متوقف و محموله آن ضبط شد. عاملان قاچاق اين محموله كه در ۷۸ جعبه جاسازي شده بود با استفاده از اسناد و مدارك جعلي قصد داشتند آن را از مرز خارج و به چين انتقال دهند.
چهارباند سرقت
در كهگيلويه و بويراحمد متلاشي شد
معاونت هماهنگ كننده فرماندهي نيروي انتظامي استان كهگيلويه و بويراحمدگفت: مأمورين آگاهي اين ناحيه، چهارباند سرقت مغازه، منزل، ادارات و احشام دراين استان را شناسايي و متلاشي كردند. سرهنگ محمدعلي طباطبايي به ايرنا افزود: اعضاي اين باندها كه ۱۵نفر و بين سنين ۲۰ تا ۳۵ساله بودند، دستگير و تحويل مقامات قضايي استان شدند. وي گفت: سارقين به ۲۳فقره سرقت مغازه، ۵۲فقره سرقت منزل، ۴۳فقره سرقت احشام و پنج فقره سرقت اماكن دولتي، ۱۵فقره سرقت احشام، ۳۴فقره سرقت داخل خودرو وجيب بري و ۲۸فقره سرقت صندوق صدقات اعتراف كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |