چهارشنبه ۲۵ دي ۱۳۸۱ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۳
Wed, Jan 15, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
تاريخ ايران پشت ويترين هاي «لوور»
107481.jpg
(بخش اول)
انتهاي خيابان معروف و قديمي شانزه ليزه در قلب شهر پاريس كنار رود زيباي «سن» بنايي عظيم با نمايي دل انگيز، برگرفته از هنر معماري روم و يونان باستان قراردارد كه به خاطر جذابيت هاي منحصر به فردش روزانه هزاران نفر از مردم سراسر جهان را براي مشاهده به سوي خود جذب مي كند.
اينجا موزه معروف «لوور» است كه نماي ورودي اش بي شباهت به ميدان نقش جهان اصفهان نيست.
بناي اوليه موزه كه به واسطه ذخاير باستاني، تاريخي و هنري ارزشمندش شهرت جهاني دارد، در پايان قرن ۱۲ ميلادي به دستور «فيليپ آگوست» پادشاه وقت فرانسه براي اقامت خانواده سلطنتي احداث شد.
ساختمان «لوور» كه در ابتدا «لوپارا» نام داشت به مرور زمان گسترش يافت.
تا اين كه در سال ۱۵۴۶ ميلادي به دستور «فرانسواي» اول اصلي ترين بخش قصرهاي «لوور» بر بقاياي قصر «فيليپ آگوست» بنا نهاده شد و در زمان حكومت «هانري دوم» و «شارل نهم» ساختمان هاي اين بنا، عظيم تر و باشكوه تر شد.
چند سال بعد، هانري دوم تصميم گرفت قسمتي از بناي زيباي باغ «تويلري» كه يادگار هنرمند معروف «كاترين دومديچي» بود را به قصر زيباي «لوور» متصل كند و بدين ترتيب مجموعه اي بزرگ و تماشايي به وجود آورد. بنابراين به دستور وي دهها معمار برجسته به همراه صدها تن از متخصصان و كارگران ماهر، نماي ظاهر و تزئينات زيباي سالن ها و اتاق هاي كاخ و بناي ميدان مربع و سط كاخ را خلق كردند. ولي شهرت اين كاخ، همزمان با انتقال مركز حكومتي «لويي چهاردهم» به قصر «ورساي» در سال ۱۶۷۸ ميلادي از رونق افتاد و اين وضعيت تا مدتها ادامه يافت.
در سال ۱۸۷۰ ميلادي طرح بزرگ «قصر لوور» در جنوب، شرق و غرب شهر پاريس خاتمه يافت. درحالي كه «لوور» به واسطه قدمت چندصدساله اش به يك مكان زيباي باستاني و تاريخي مبدل شده بود. براساس اسناد تاريخ فرانسه، نخستين گام هاي بنيادي براي تبديل اين مجموعه عظيم به موزه در دهه ۷۰ سال ۱۶۰۰ ميلادي بازمي گردد. يعني هنگامي كه «هانري چهارم» سالن عتيقه جات با ارزش خود را به آثار و تابلوهاي سلطنتي اين قصر افزود. تماشاي اين سالن در آن زمان براي عموم ممنوع بود و فقط افراد معدودي مي تواستند از آن بازديد كنند.
از سوي ديگر با گذشت زمان، اين بناي با شكوه تحت تأثير واژه «ميوزيوم» كه از دستاوردهاي عصر روشنگري فرانسه و دايرة المعارف نويسان بود، به محل جمع آوري آثار و عتيقه جات شاهانه اختصاص پيدا كرد. معماري جديد «موزه لوور» كه به طرح «لوور بزرگ» مشهور است از سال ۱۹۸۱ ميلادي همزمان با دوران حكومت «فرانسوا ميتران» با بودجه اي معادل هفت ميليارد فرانك آغاز و ۸ سال بعد به پايان رسيد. با اجراي اين طرح كه با شيوه هاي مدرن صورت گرفت سعي شد با برجسته كردن ابعاد موزه اي، جنبه هاي شهري و معماري مجموعه نيز حفظ شود. در پايان نيز ۶۰ هزارمترمربع فضاي نمايشگاهي به اين ساختمان عظيم اضافه شد.
در حال حاضر نيز اين موزه با فضايي معادل ۴۰ هكتار و درآمد سالانه بالغ بر ۲۴۵ ميليون فرانك و بودجه اي معادل ۳۲۱ ميليون فرانك، تاريخ و تمدن يازده هزارساله زندگي و فرهنگ ملل مختلف جهان رادر خود جاي داده است.
***
در نخستين روزهاي ژانويه سال ۲۰۰۳ ميلادي در هوايي باراني و مه آلود مقابل در ورودي «لوور» مي رسم.
ديدن صف طولاني زنان، مردان و كودكاني از مليت ها و كشورهاي مختلف مرا ناگهان به ياد موزه ها و آثار تاريخي ايران مي اندازد كه به خاطر فقدان اطلاع رساني شفاف، گسترده و دايمي همواره خالي از حضور گردشگران ايراني و جهانگردان خارجي باقي مانده اند. انتظار چند ساعته در صف طولاني، زيرباران ، چند بار وسوسه ام مي كند از خير ديدن «لوور» بگذرم و روز ديگر بازگردم، اما هر بار مرور كلي توصيفي كه درباره اين مكان شنيده بودم، فكر خروج از صف را از ذهنم خارج مي كرد.
بالاخره به در ورودي مثلثي شكل و شيشه اي موزه مي رسم. با پرداخت ۷‎/۵ «يورو» مجوز ورود به موزه از طريق پله هاي برقي منتهي به زيرزمين صادر مي شود.
چند لحظه بعد، در ميان خيل عظيم جمعيت، خودم را مقابل پله هاي ورودي سه سالن به نامهاي «ريشيليو»، «دنون» و «سولي» مي بينم. هر يك از اين سالن ها دربرگيرنده آثار هنري و تاريخي دوره هاي مختلف بشري است.
تاريخ خاور نزديك و اسلام
از ورودي معروف به «ريشيليو» وارد سالن هاي اصلي موزه مي شويم اين بخش آثاري از تمدن كشورهايي مثل ايران، مصر و ساكنان كرانه هاي مديترانه را از ۷هزار سال قبل از ميلاد در خود جاي داده است. در بخش اسلام نيز آثاري متعلق به قرن هفتم تا ۱۹ ميلادي مربوط به آسياي مركزي، هند و ايران به چشم مي خورد. ناگفته نماند پس از اضافه شدن ساختماني با مساحت ۱۰ هزارمترمربع به بخش ايران و اسلام، در سالهاي ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۷ ميلادي ـ توسط خانم ترز سالكر جذابيت فوق العاده اي به اين موزه بخشيده است.
مجموعه مزبور كه يازده سالن را در برمي گيرد، حدود دوهزار اثر باستاني از ايران متعلق به هزاره پيش از ميلاد و از جمله سرستون هاي ۷‎/۶متري آپادانا و آثار مربوط به دوره داريوش در شوش، را در خود جاي داده است. اين آثار در فاصله سالهاي ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ ميلادي به اين موزه منتقل شدند. به همين خاطر اين بخش يكي از جذابترين و شلوغ ترين قسمت هاي موزه است، كه همواره مورد توجه بازديدكنندگان است شواهد نشان مي دهد، آثار گرانبها و تاريخي ايران كه در اين مجموعه قراردارد مربوط به دو حوزه بين النهرين (پارس باستان) ايران و اسلام است. قدمت اين آثار نيز به چهار هزار سال پيش از ميلاد مي رسد.
سالن هاي يازده تا ۱۶ ضلع ريشيليو آثار تمدني ايران زمين را در برگرفته است.
در اين قسمت آثار مربوط به امپراتوري هخامنشي «ايندوس» تا مصر و درياي مديترانه را دربرمي گيرد، مجموعه هاي شوش، بابل، آشور، مصر و سوريه در دوران حكومت داريوش را به تماشا گذاشته است.
در سالن ،۱۶ نه قرن تمدن بين النهرين تا قرن هفتم پيش از ميلاد (دوره اتحاد شرق زير سيطره امپراتوري ايران) در معرض ديد عموم قراردارد.
در اين دوره نخستين آثار يك نظام كامل سياسي، اداري بشري به وضوح قابل رؤيت است.
آثاري از «زيويه»، «زيگورات چغازنبيل»، «مارليك و املش و پرسپوليس و همدان از ديگر آثار اين گنجينه گرانبها محسوب مي شوند. در محل نگهداري آثار باقي مانده از منطقه «اور» كه به حوزه تمدني بين النهرين تعلق دارد، نخستين نشانه هاي نوشتاري كه در ۳۳۰۰ سال پيش از ميلاد ظهور كرده ديده مي شود.
جالب است بدانيد «آندره گودار» محقق فرانسوي در سال ۱۹۵۰ ميلادي بخش اندكي از كشفيات مربوط به منطقه «زيويه» را در كتابي منتشر كرد. در سال ۱۹۶۱ ميلادي نيز يك باستان شناس فرانسوي به نام «گيرشمن» در قصر «پتي پاله» پاريس حدود ۲۰۰ قطعه از اين آثار را براي عموم به نمايش گذاشت.
تمدن مصر
تالار مربوط به آثار تاريخي مصر دو بخش دارد. مصر سفلي و مصر عليا. براساس اطلاعات موجود در موزه، اثرات موجود در اين بخش توسط «ژان فرانسيس شامپو ليون» مصرشناس فرانسوي به موزه منتقل شده است.
تمثال ها، نقاشي ها و تصاويري از مصر باستان، قديمي ترين تصوير از كلئوپاترا و جلوه هاي ديگري از تمدن مصر نيز از ديگر ديدني هاي جذاب موزه است.
بخش هنري
هنگام عبور از كنار ستون هاي غول پيكر و پيكرهاي تراشيده يك تكه سنگي كه هر بيننده اي را بهت زده مي نمايد به بخش آثار هنري مي رسم.
مجموعه هايي كه در اين بخش وجود دارد تقريباً آثاري از تمام مناطق جهان را در خود جاي داده است. آثاري از قرون وسطي تا رنسانس، هنرهاي دكوراتيو (تزئيني) از قرن ۱۷ و .۱۸
الماس هاي تراشيده شده و آثاري از قرن ۱۹ ميلادي همانند جلوه هايي از ساختمان محل زندگي «ناپلئون بناپارت» و اشياي ديگر.
نقاشي
در بخش نقاشي آثار نقاشان بزرگ فرانسوي و اروپايي كه با چيدماني زيبا بر ديوارها آويخته شده اند حال و هواي ديگري به موزه «لوور» بخشيده است.
هنر آفريقا، اقيانوسيه و آمريكا
اين مجموعه متعلق به فردي به نام «موسي دوكوآيي براندلي» است كه در سال ۲۰۰۴ ميلادي افتتاح مي شود.
آنچه در اين تالار به نمايش درمي آيد گزيده اي از حدود ۱۲۰ اثر استادانه مربوط به تمدن هاي اوليه آفريقا، آسيا، اقيانوسيه و آمريكاست.
***
چند ساعت از حضورم در «لوور» گذشته و با آن كه خستگي بازديد از موزه به خستگي ايستادن در صف ورود اضافه شده با اين حال احساس مي كنم هنوز بخش هاي مختلف موزه را به خوبي نديده ام. ولي چاره اي نيست .ساعت كار موزه تمام شده و بايد هر چه سريعتر از آنجا خارج شده. وارد شانزه ليزه مي شوم. طبق معمول ميدان معروف «كنكورد» و محوطه منتهي به «شانزه ليزه» مملو از جهانگردان خارجي است. برق فلاش هاي عكاسي آنان و نور زرد دوربين هاي فيلمبرداري شخصي جلوه ديگري به آنجا داده است.
برج «ايفل» از كمر در هاله اي از «مه» گم شده است. باران همچنان مي بارد ولي نه تنها از حضور جهانگردان كاسته نشده بلكه لحظه به لحظه نيز بر تعدادشان اضافه مي شود.
در حال قدم زدن به طرف محل اقامتم براي چندمين بار به فكر فرو مي روم. راستي چرا كشوري كه فاقد تاريخ تمدن كهن بشري است با گردآوري آثاري از ساير كشورها، همه ساله ميليونها نفر جهانگرد را براي تماشا جذب مي كند و ما عليرغم داشتن سرمايه هاي گرانقدر و با ارزش تاريخي و باستاني و جذابيت هاي مختلف شاهد حضور كمرنگ جهانگردانيم!
راستي تا كجا بايد جهانگردان، ايران را در موزه هاي خارجي ببينند.
هنر يعني زندگي
107373.jpg
تقريباً تمام جوانب حيات سنتي ايرانيان با زيبايي توأم است، چنان كه در ساختن ساده ترين وسايل زندگي و كار تا دقيق ترين ابزار علمي مانند اسطرلاب عنصر زيبايي در طرح اشيا و تزئينات آنها جلوه گر است و در ايران مانند ساير تمدنهاي بزرگ سنتي آسيايي هنر هيچگاه از زندگي جدا نبوده است بلكه هنر يعني زندگي و زندگي يعني تجلي زيبايي در تمام شؤون حيات. فرهنگ ايران هيچگاه خالي از شيفتگي و شيدايي مردمان اين سرزمين در برابر زيبايي و لطف و جمال در تصور نمي گنجد و به همين دليل هنر يكي از مهمترين تجليات اين فرهنگ است. از هنرهاي تجسمي و بصري گرفته تا سخنوري و شاعري كه با بديعترين و مجردترين حقايق سروكار دارد شايد بتوان گفت كه در افق مشرق زمين زيبايي خود اثبات حقيقت است و در بسياري از موارد شعر جايگزين استدلال منطقي مي شود و خود يك منطق دروني مي يابد وانگهي زيبايي معنوي و دروني و بروني و صوري در نظرگاه فرهنگ ايران از هم جدا نيست حسن در عالم صورت وسيله اي است براي وصال به عالم معني نه حجابي كه انسان را از آن عالم مستور سازد اين امر مخصوصاً در عرفان و موسيقي ايراني انعكاس يافته و در آثار تصوف اسلامي از زيبايي طبيعت و چهره يار و الوان و اشكال هنري براي صعود به عالم قدس استفاده شده است.
پروفسور سيدحسين نصر، فيلسوف ـ ۱۳۵۴


|   شناسنامه   |   آرشيو   |