پنجشنبه ۲۶ دي ۱۳۸۱ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۳
Thu, Jan 16, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به فيلم هاي هفته سينماي مستند يونان در تهران
وزير ارشاد:
نگاهي به فيلم هاي هفته سينماي مستند يونان در تهران
سفرنامه يونان
107637.jpg
در سفر چند روزه به يونان، تجربه هاي جذابي كسب شد، سفر اوديسه وار،پرشور و عاشقانه، با پرواز برفراز شهرهاي آفتابي و گرم يونان در شب يلدا به پايان رسيد. در هر لحظه از اين ديدار با فرهنگهاي متنوع، اسطوره ها و تاريخ ، روبرو بودم. ضمن اين كه ملت بزرگ يونان ابايي نداشت مرا با مصائب زيست محيطي ، مهاجرت، بيكاري، اقليت آزاري هاي موجود در جامعه خود روبروسازد و برخلاف خيلي از ملل ديگر، پنهان كاري و بزك نمي كرد. متوجه شدم با مردماني خونگرم و صادق روبرو هستم كه گرچه از طريق پست مدرنيسم، به تأثيرات مخرب عقل در ايجاد فجايع زيست محيطي اشاره مي كند، ليكن براي مسائل مدني و شهروندي خويش، به مدارا و تساهل و عشق وعقل مي انديشد. آنچه را مي خوانيد حاصل سفري است به يونان از مسير سلولوئيد ونوار ويديو.
اسمت چيه؟
پس از گفت وگوي تمدن ها ورؤياي يك جامعه متكثر اسمت چيه؟عينيت گفت وگوي تمدن ها و چشم اندازهاي پس از گفت وگو و پرسشي دايمي از هويت آدمي است. آدمياني كه در گروههاي فرهنگي وقومي بزرگ در استان متراس يونان زندگي مي كنند. دوربين جست وجوگرـ همه جا سرك مي كشد: از محله اي به محله ديگر و از مسجدي به كليسايي ولي محور فيلم را مصاحبه تشكيل مي دهد، در آغاز به افرادي از قوميت هاي مختلف، خود را معرفي مي كنند و در سراسر فيلم ،دائم به آنها رجوع مي شود. اين افراد متعقل به لايه هاي متنوع اجتماعي و قومي هستند كه مسير از پيش تعيين شده اي را مي پيمايند.
فيلم، به شيوه توصيفي ساخته شده، ليكن از جست وجوي بصري، غافل نيست و در نهايت، تمركز دائمي به موضوع ، آنرا به صورت يك مستند اجتماعي ـ سياسي از آب درآورده است. تراس، شهر خاطره هاي ناخوشايند ، كار وبيكاري وتضادهاي بي منطق قومي است. مردماني كه بي وقفه از ما وديگران سخن مي گويند و براي حفظ هويت خويش، به ديوار متوسل مي شوند. فيلم، در لحظه هايي افشاگرانه، از چهره عوامل ايجاد فضاي ارعاب بين اقليت ها به نقاب برمي دارد و عشق را جايگزين نفرت مي سازد، عشق به معناي باور داشتن به كثرت است. عشق يعني پذيرش تراس به عنوان عرصه تفاوتها و احترام به اقليت هاي قومي است.
اسمت چيه؟ بحث مي آفريند ومي دانيم كه سينماي مستند، با دامن زدن به بحث و اعتقاد به چند صدايي بودن نيز معنا مي شود. از اين نظر اسمت چيه؟ كاري جذاب است. در عصر گفت وگوي تمدن ها، يك اتفاق ناخوشايند است ونشان مي دهد كه گفت وگو در يك جامعه متكثر، آغاز راه است. فيلم با آرزو پروري و تلاش مجدانه نسل جديد از همه ملت هاي يوناني تراس، براي آينده احترام آميز، در سرزميني زيبا وغني ، به پايان مي رسد.
هركول، اكلوس، مادربزرگم وتقابل هاي دوگانه
فيلم با پاراگرافي از نمايش زنان تراخيس نوشته سوفكل ، آغاز مي شود ودر تقابلي دوگانه با متن انشاء مدرسه اي، قرار مي گيرد و تماماً به روش ساختگرايي ، قابل تحليل است.
107634.jpg
در نمايش زنان تراخيس به زني به نام داني يرا، از تنهايي ومصائب خود بويژه، دشواري هايي كه در كنار رودخانه اكلوس بر او گذشته، به دايه اش ، شكوه مي كند. رودخانه، ايزدي زشت روي به نام اكلوس داشته كه هر دم به صورتي در مي آمده هركول و اكلوس ـ هر دو دلداده داني يرا بودند و اين رقابت ، آنها را به جنگ، وا مي دارد. دو هزار و پانصدسال بعد كارگرداني به همراه گروهش ، دوربين روي دست ـ براي ديدار از مادربزرگ ، به كنار همان رودخانه باستاني پرماجرا، آمده است. گروه فيلمبرداري در مواجهه با قهرمانان اثر يعني مادربزرگ، رودخانه، اسطوره وتاريخ، در سايه قرار مي گيرند و مادربزرگ ، ضمن يادآوري زيبايي هاي منطقه كوهستاني آرماتاليكو (سرباز مسلح) ، از مصائبي كه زندگي در كنار رودخانه بر او و مردمان منطقه، تحميل كرده، مي گويد ودر هر حال با تقابل هاي دوگانه روبرو هستيم. مادربزرگ خودش را جزو همان قوم باستاني هر لويي مي داند كه در جوار رودخانه اكلوس مي زيستند واسطوره هاي خدايان و نيمه خدايان ـ پريان رودخانه و جنگلها را آفريدند اما در زبان يوناني هلوت ـ برده وپايين ترين طبقه اجتماعي است. آيا مادربزرگ از اين طبقه سخن به ميان مي آورد؟ مادربزرگ از فجايع آلماني در جريان جنگ و تفريح تابستاني آنها در اين روزها، حرف مي زند. دوباره بين هركول (شركت سدسازي هركول) و رودخانه، جنگ برقرار شده ورودخانه، عصبي است. مادربزرگ ، با رنج ها وشاديهايش ـ به تدريج به صورت نام ميهن در مي آيد. مي گويد: آنها ـ مهاجمين ـ مثل مهاجراني بودند كه مي آمدند و مي رفتند، ويران مي كردند. باز ما بوديم كه مي بايست خرابه هاي بجاي مانده را مي ساختيم. به عبارت ديگر فيلم دايم از يك عدم تعادل به يك تعادل مي رسد وباز به عدم تعادل مي افتد. در ابتدا و انتهاي فيلم، مقاله اي شنيده مي شود كه درباره فرورفتن خورشيد در خانه مادرش و سؤال مادر از اوست كه خورشيدكم، چرا اينقدر دير از خواب بر مي خيزي؟ خورشيد يك نشانه است. در انتهاي فيلم، مادربزرگ كه موجودي طبيعي است ، بادائم ها وگربه اش حرف مي زند ودرد دل مي كند، شمعي در كليسا بر مي افروزد. بين شمع وخورشيد ، پيوندي است. رودخانه بادستاني، جريان دارد. اما در خشم است. بار ديگر هركول به مبارزه با رودخانه برخاسته، البته برق توليد مي شود، خانه مادربزرگ هم زير آب مي رود. در نتيجه ، خاطرات محو مي شود. ليكن اميد به تفسير وجود دارد.
جنگ اسطوره ها، تاريخ وزندگي ادامه دارد و مادربزرگ به عنوان مام ميهن، به تنهايي اش ادامه مي دهد، تأكيد به اين دو جمله: مادر پرسيد و مادر مي پرسد وطلوع خورشيد، اشاره اي به آرزو براي تغييرات بنيادين است.اين تغييرات چيست؟
خانه قابيل
آسيب شناسي انسان عصبي و مصائب ناشي ازخشم و پيامدهاي رواني اش، در هفت آدم معمولي ـ خميرمايه خانه قابيل است. فيلمي اجتماعي كه با آزادي عمل و همكاري خوبي، در زندان هاي زنان و مردان آتن، ساخته شده است.
صدا، اصلي ترين عنصر فيلم را تشكيل مي دهد كه از همان ابتدا روي تصاوير زندان شنيده مي شود.
ـ شما، چه چيزي رادر زندگيتان بيش از هر چيز دوست داريد؟
ـ حقيقت را.
فيلم در حركت هاي خودش به درون سلول ها، راهروها ، آشپزخانه ، به محدوده هاي روان آدم گرفتار، رسوخ مي كند. بعد از انگشت نگاري ، ورود به زندان و بسته شدن درها مي شنويم: نمي خواهم به ياد بياورم. نمي خواهم تصوير ذهني از آنچه اتفاق افتاد، داشته باشم.
بحث اصلي فيلم و مشغله ذهني قابيليان ـ همين تصوير ذهني است. فيلمساز ، شبها وروزهايي را در زندان گذرانده ـ تا از طريق دوربين مستقيم و بي شك زمينه چيني هاي قبلي، به همين تصوير ذهني، عذاب آور نزديك مي شود.
خانه قابيل، اثري فوق العاده قوي بر جاي مي گذارد و هشدار دهنده است.
107631.jpg
گلهاي شب
وقتي برخورد با روشندلان ، بر اين پايه نظري استوار گردد كه ترحم نوعي تبعيض است، آنها به ترحم، نيازي ندارند. بنابراين راههاي عقلي رفتار با نابينايان و شيوه هاي استقلال عمل براي آنها را آزموده و آموخته مي شود. گل هاي شب ، بخشي از اين تجربه در محيط مدرسه و خانواده را نمايش مي دهد واز جنبه آموزشي ، اثر جالبي است.
هر چند كارگردان در نهايت نمي داند آيا به اين سؤال كه چگونه مي توان از افراد نابينا، فيلمبرداري كرد، پاسخي يافته است يا نه.
پسر بچه اي دوازده ساله، محور ماجراست كه در ميان دوستان بينا ونابيناي خود درس مي خواند و مسائل عاطفي ، تحصيلي و رفتاري اش ، بررسي مي شود. مهمترين لحظات فيلم، آموزش و يا شناخت زندگي و مسائل نابينايان، توسط والدين است كه با بستن چشمهايشان و كاركردن در محيط زندگي فرزندان خود را تجربه مي كنند.
مدرسه
گفت وگوي بين فرهنگها، خمير مايه مدرسه است. يك فرهنگ اسلامي ـ ترك به درون فرهنگ يوناني مهاجرت كرده، اين دو فرهنگ عليرغم كشمكشهاي تاريخي ، اينك چه نسبتي با يكديگر دارند. مدرسه ـ محل آزمون چنين گفتماني است.
فيلم، برمبناي تحقيق مفصل و با دوربين مستقيم ساخته شده، عشق، گفت وگو، جذب واحترام متقابل را تبليغ مي كند و به جاي جدايي و تفرقه، شناخت و حقوق مساوي، پيشنهاد مي شود، هرچند، از طريق انتخاب سينديكا (دختر ترك كه مي خواهد ترك تحصيل كند) مي گويد دختران مسلمان، عليرغم لباس و پوشش غربي شان، همچنان پاي بند سنت اند ولي فيلمساز نمي تواند اين اعتقاد يا پاي بندي به سنت را در رابطه با آن ظاهر ، توضيح بدهد . آيا واقعاً مسأله ، فقط تجربه رختشويي است؟
از روزگار خوش ... تا كشيك شب
فيلم، داراي شيوه هاي ساختار تركيبي است و فيلمساز در توصيف فاجعه زيست محيطي، شهرها لاسترا ـ در غرب تسالونيكي را برگزيده، و از روش سينما ـ حقيقت ـ توصيف پسا مدرن و بازسازي، در تشريح مسأله، بهره مي گيرد.
آدمها در برابر دوربين از زندگي، به كار و حقايق زيستگاه خود سخن مي گويند ودر ساير موارد ، فيلمساز، از طريق تدوين برخورداري از تصاوير تلويزيوني ، مصاحبه هاي مسؤولين بلندپايه كشاورزي و بهداشت همچنين تصاوير مغشوش، سريع، كوتاه و گذرا از محيط زيست ـ كه به شيوه آثار پست مدرن ، از بي نظمي ، حكايت دارد ـ شرايط زيست محيطي اين بندر ودرياي آن را توصيف مي كند.
فيلم، سراسر يك بازسازي است: از لحظه اي كه دختر، انشاء خودش را براي دوربين مي خواند كه زندگي ام بسيار زيباست تا لحظه اي كه پدر ـ ماهيگير و نقاش ـ به دليل آلودگي دريا ـ شغل اش را عوض مي كند. يعني هالا سترا و خانواده مرد ماهيگير همه در وضعيت انتهاي فيلم به سر مي برند. چنين حدسي رااز تصوير ابتداي فيلم كه نقاشي هاي آخر را روي آب، ديزالو مي كند، مي توان دريافت. در هر صورت، اثر اجتماعي مؤثري است كه تدوين شجاعانه اي دارد كه مناسب بيان فيلم است.
گذر از نقاشي هاي طبيعت گرا، به نقش هاي مهيب از شرايط زندگي در شهر هالاسترا ـ فاجعه زيست محيطي را از دريچه ذهن يك هنرمند ـ ماهيگير ، فرياد مي زند. نقاشي كه از نظر فيلمساز شايد با كار دشوار شبانه ـ ديگر هيچگاه فرصت خلاقيت وبيان فردي اش را نيابد.
اما مگر فروغ ـ نوك انگشتانش را بر پوسته نازك شب نمي كشيد؟
107628.jpg
98 سال
فيلم مطابق با روزهاي قبل از عيد پاك ، به فصلهايي تقسيم شده و از عنوان بندي مشخص است كه با اثر طنز آميزي روبرو هستيم. مردي ۹۸ ساله در آرزوي صدسالگي با ياري خدمتكارش، زندگي با نشاطي را مي گذراند. هيچ بيماري اي ندارد و تنها مشكلش پيري است.
كارگردان، نوه پيرمرد است و روز يكشنبه برگ خرما (Palmsumday) او را سوار بر ماشين به ديدار شهر مي برد. پدربزرگ خوش بين است و برايش همه چيز زيباست اما براي نوه اش ، شهرآلوده و انباشته از آت وآشغال است، همان محله اي كه معبد زئوس در آن بود و در روزي مقدس كه مسيح با سرفرازي پاي به اورشليم نهاد و با شاخه و برگهاي نخل كه بر سرراهش مي گستردند، استقبال شد. گرچه، كنايه اي در اين كار، مشهود است اما كارگردان از همين حد ، جلوتر نمي رود.
فيلم،داراي لحظه هاي زيبايي از زندگي ورفتار پدربزرگ است:
آدمي كه گاهي دچار فراموشي مي شود و در همين لحظات مثل يك كودك يا يك بومي عقب مانده تلويزيون را كشف مي كند و شادي آفرين مي شود. ۹۸ سال، نشان مي دهد، زندگي با افراد مسن، جذابيت هاي واقعي، كم ندارد.
مجسمه نقره اي مريم مقدس در موزه كيمبل
107703.jpg
تنديسي تمام نقره به سبك گوتيك از حضرت مريم عذرا (س) و فرزندش حضرت مسيح (ع) در موزه هنر كيمبل در تگزاس به نمايش گذاشته شده است.
به گزارش نشريه آرت ديلي اين تنديس ۲۱ اينچي از نفيس ترين و هنرمندانه ترين مجسمه هاي به جا مانده از سال ۱۴۸۶ است و ميراثي ارزشمند از هنر باستاني اروپاي شمالي است كه در آلمان خلق شده است.
دكتر تيموتي پاتز، مدير موزه هنري كيمبل با ابراز خوشحالي از نمايش اين مجسمه گفت: «اين تنديس يكي از شاهكارهاي مجسمه سازي اروپاي شمالي است و ما مشتاقيم كه اين مجسمه هرچه سريعتر به نمايش عموم گذاشته شود. گفتني است اين تنديس كه به مناسبت سي امين سالگرد تأسيس اين موزه خريداري شده، شمايلي تمام نقره از حضرت مريم (س) است كه نوزاد خود مسيح (ع) را در دست راست خود نگه داشته و تاج او با دوازده سنگ نفيس تزيين شده است.
اثر جويس نقد شد
«چهره مرد هنرمند در جواني» اثر جيمز جويس كه نگارش آن ۱۰ سال به طول انجاميده بود، با حضور صاحبنظران نقد و بررسي شد.
به گزارش رسيده از خانه كتاب، در ابتداي اين نشست منوچهر بديعي مترجم اين اثر پس از ستودن قدرتهاي اين اثر درباره اشكالي كه به اين اثر وارد است، گفت: از ديد من خاتمه يافتن اين اثر با يادداشتهاي خصوصي استيون ددالوس پايان بدي است.
در ادامه دكتر صالح حسيني، مترجم اثر را به عنوان يكي از مترجمان طراز اول ايران دانست و به وسعت واژگاني او در معادل گذاري اصطلاحات، عبارات و مفردات كلامي در ترجمه اين اثر با ذكر نمونه هايي متعدد، اشاره كرد.
بنا به اين گزارش دكتر حسين پاينده نيز گفت: اين كتاب رمان رشد و كمال است، چون شرحي از خودشناسي يك انسان به شمار مي آيد. وي همچنين ضمن دشوار خواندن ترجمه متوني از اين قبيل، درباره دليل دشواري اين متون گفت: ترجمه چنين رماني فوق العاده دشوار است، به خاطر اين كه يك رمان مدرنيستي است و پديدآورنده يك سنت در ادبيات محسوب مي شود.
پنجشنبه بازار كتاب
107715.jpg
گروه فرهنگي ـ ساير محمدي: هفته گذشته هيچ يك از ناشران معتبر و فعال كشور مجموعه شعري عرضه نكرده است، اگر مجموعه شعري هم چاپ شده باشد احتمالاً از طرف ناشران گمنام يا شهرستاني است و يا از طرف خود شاعر منتشر شده كه قدرت توزيع آنها در بازار سنتي پخش كتاب زياد نيست، اما بازار ساير آثار مكتوب كه به صورت كتاب منتشر شده اند.
| داستان و رمان
«مهماني آينه» مجموعه قصه هايي از زنان نويسنده ايران به دو زبان فارسي و انگليسي است كه به انتخاب و ترجمه مهدي خرمي و شعله وطن آبادي ابتدا در آمريكا منتشر شده ـ و برنده جايزه بهترين گردآوري و ترجمه سال ۲۰۰۱ آمريكا گرديد ـ سپس نيز در ايران از سوي نشر ويستار چاپ و منتشر شد. بيست ويك نويسنده در اين مجموعه هركدام با يك داستان حضور دارند، نويسندگاني چون ارسطويي، ساري، حاجي زاده، خردمند، طباطبايي و … رمان تاريخي ـ عرفاني «راز دانه خرد» به قلم حسن مرسلوند توسط انتشارات نگاه منتشر شد. «من ببر نيستم پيچيده به بالاي خود تا كم» عنوان رماني از محمدرضا صفدري است كه نشر قصه به بازار فرستاد. صفدري چند سال قبل مجموعه داستان موفق «تيله آبي» را منتشر كرده بود كه حالا ناياب است. «سه قطره خون» از صادق هدايت به همراه نقدها، متن داستان و ترجمه انگليسي داستان به همراه مقدمه و گردآوري جهانگير هدايت از سوي نشر چشمه به بازار آمد. رمان «زمان هيچگاه براي موش ها متوقف نمي شود» اثر مايكل هوآي با ترجمه الهام اخوان لنگرودي توسط نشر ايران بان به چاپ دوم رسيد كه اين رمان براي نوجوانان نوشته شده است. «لباس كوچك جشن» اثري از كريستيان بوبن با ترجمه مژگان صالحي نيز از سوي نشر باغ نو به بازار آمد البته همين ناشر آخرين رمان ايزابل آلنده را با ترجمه بيتا كاظمي منتشر كرد، اين رمان ماه گذشته با عنوان «منهاي عشق» با ترجمه گيسو پارساي منتشر شده بود. در روزهاي اخير «پري يرا گواهي مي دهد» نام رماني از آنتونيو تابوكي نويسنده نسل جديد ايتالياست كه با ترجمه رؤيا لطافتي و احمدرضا نفريان از سوي مؤسسه فرهنگي هنري سي بال هنر به بازار آمد. جلد دوم رمان «ارباب حلقه ها» اثر مشهور تالكين كه براساس آن فيلمي سينمايي ساخته شد با ترجمه رضا عليزاده و تحت عنوان «دوبرج» از سوي نشر روزنه منتشر شد و جلد سوم اين تريلوژي با عنوان «بازگشت شاه» تا چندي ديگر منتشر خواهد شد و در نهايت «نگار» نام رماني از شهلا شعاعي است كه نشر علم آن را به بازار فرستاد.
| فلسفه، سياست، هنر
«تاريخ فلسفه» اثر دكتر محمود هومن با ويرايش جديد از سوي مؤسسه نشر پنگان منتشر شد. «شنود اشباح» عنوان كتابي به قلم رضا گلپور كه مروري بر كارنامه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي است از سوي انتشارات كليدر به بازار آمد. «خاطره ها و نغمه ها، عطر گيسو» خاطرات فرهنگي و هنري امين الله رشيدي خواننده و آهنگساز راديو ايران توسط نشر عطايي به بازار آمد. «حدهمين است » كتابي از محمد حقوقي شامل نقدونظر، مصاحبه ها و ديدگاههاي شاعر كه توسط نشر قطره راهي كتابفروشي ها شد . در همين مدت «كلاه كليمنتس » مجموعه مطالبي از ميلان كوندرا با ترجمه احمدميرعلايي كه درسال ۶۴ چاپ شده بود، توسط نشر باغ نو تجديد چاپ شد. نامه هاي آنتوان چخوف و اولگا كنيپر كه با عنوان «دلبند عزيزترينم» توسط احمدپوري به فارسي برگردانده شد توسط نشر باغ نو راهي بازار كتاب شده است . «خيام صادق» مجموعه آثار صادق هدايت درباره خيام با مقدمه وگردآوري جهانگير هدايت توسط نشرچشمه به بازار آمد. همين ناشر كتاب «اصول طراحي سه بعدي» از وسيوس ونگ با برگردان جلال شباهنگي منتشر كرد. فرهنگ جملات وكلمات قصار طنزآميز از بزرگان جهان با عنوان «فرهنگ غرغريون» كه جاناتان گرين گردآوري ومحمدعلي مختاري اردكاني آن را ترجمه كرده توسط نشر ويستار منتشر شد . همين ناشر نمايشنامه «تانگوي تخم مرغ داغ» از اكبر رادي را منتشر كرد. «خنياگري» كتاب اول در نقد موسيقي با گزينش و ويرايش پيمان سلطاني توسط نشر آگرا منتشر گرديد. «اسكناس متقلب» مجموعه كاريكلماتور نيز از احمد غفاري توسط نشر روجين منتشر شد. «ني نوا (موسيقي ايران)» عنوان مجموعه مقالاتي پيرامون موسيقي است كه در فاصله سالهاي ۵۱ تا ۵۴ در ماهنامه رودكي چاپ شده بود و حالا در قالب كتابي توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي منتشر شده است . همين ناشر كتاب «در پهنه تئاتر » شامل شانزده مقاله در زمينه تئاتر از انديشمندان ايراني وخارجي را نيز منتشر كرد. «درباره ادبيات » مجموعه مقالاتي از جان آپدايك ، آلوارز، پاژ ، مالكوم كاولي ، ميلر و … است كه توسط احمد ميرعلايي ترجمه شده از سوي نشر فرزان روز منتشر شد . «جنبش چپ ايران» گفت وگو با كوروش لاشايي است كه حميدشوكت آن را انجام داده و نشر اختران دراين هفته راهي بازار كرده است.
وزير ارشاد:
وظيفه روابط عمومي ها تبليغ نيست
وظيفه روابط عمومي ها تبليغ سازمان ها و دستگاه هاي متبوع خود يا ابلاغ پيام نيست بلكه بايد عملكرد اين نهادها را تبيين و با در نظرگرفتن ويژگي هاي مخاطبان خود، آنها را نيز توجيه كنند.
به گزارش ايرنا، احمدمسجدجامعي وزير ارشاد روز گذشته در نشست مديران كل روابط عمومي وزارتخانه ها، نهادها و سازمان هاي دولتي، با بيان اين مطلب و تأكيد بر لزوم برگزاري هرچه باشكوه تر مراسم دهه فجر، افزود: ادبيات روابط عمومي ها، ادبيات انقلاب اسلامي است كه برپايه اخلاق قرارگرفته و بازگوكننده پيام و اهداف اين حركت عظيم است. در اين چارچوب نبايد همچون طرف مقابل خود، صحبت و مقابله به مثل كنيم و تحت تأثير احساسات زودگذر قرار گيريم.
وي رابطه روابط عمومي ها و مخاطبان آنها را رابطه اي دوسويه عنوان كرد.
۳۷ تئاتردر بخش خياباني جشنواره فجر اجرا مي شود
107706.jpg
به گزارش خبرنگار «ايران» هيأت انتخاب آثار بخش تئاتر خياباني متشكل از مريم معترف، صادق موسوي و مسلم قاسمي كه از ۲۱دي كار بازبيني آثار را برعهده داشت عصر سه شنبه نهايتاً ۳۷ كار را براي اجرا در اين بخش انتخاب كردند. اين آثار در هنگام برگزاري جشنواره تئاتر فجر در نقاط مختلفي از سطح شهر همچون پاركها، ميادين و مقابل مجموعه تئاتر شهر به اجرا درمي آيد.
بنابراين گزارش آثار بخش خياباني از تهران و شهرستانهاي ميناب، ده چشمه فارسان، خواف، گنبد، ملاير، قوچان، بجنورد، اراك، شازند، تبريز، مرند، ايلام، شيراز، شهركرد، فرخ شهر، بوشهر، پلدختر، همدان، مشهد، زاهدان و مشكين شهر در جشنواره تئاتر فجر حضور خواهندداشت.
گفتني است اين آثار توسط هيأت داوري جداگانه قضاوت و برگزيدگان در مراسم اختتاميه معرفي مي شوند.
* دكتر محمود عزيزي: تئاتر خياباني نگاه مردم گرايانه دارد
بنا به خبرديگري از ايرنا دكتر محمود عزيزي عضو هيأت مديره خانه تئاتر كه در پنجمين نشست پژوهشي تئاتر سخن مي گفت ضمن تأكيد براين نكته كه تئاتر خياباني ابزاري فرهنگساز است افزود: تئاتر خياباني نگاهي مردم گرايانه دارد و به تناسب تحولات اجتماعي به وجود مي آيد.
وي با اشاره به اين موضوع كه تئاتر خياباني بايد عاري از مناسبات دولتي باشد تصريح كرد: اگر تئاتر خياباني در جايگاه خاص و جامعه پسند خود قرار گيرد همه نسبت به آن احساس مسؤوليت مي كنند.
اين سخنراني با موضوع «نگاهي به تئاتر خياباني و شاخصه جهاني آن» سه شنبه شب در خانه هنرمندان ايران برگزارشد.
نكوداشت عماد خراساني در خانه هنرمندان
107709.jpg
مراسم نكوداشت عماد خراساني غزلسراي بزرگ معاصر امروز در خانه هنرمندان برگزار مي شود.
به گزارش خبرنگار «ايران» در اين مراسم كه به همت نشريه بخارا، كتاب ماه ادبيات و فلسفه، كتاب هفته و خانه هنرمندان برگزار مي شود، جمعي از شاعران، نويسندگان، هنرمندان وناشران به تجليل از هنر شعر عماد خراساني مي پردازند.
بنابراين گزارش ديوان كامل اشعار عمادخراساني اين هفته از سوي مؤسسه انتشارات نگاه منتشر شده است.
وي كه به موسيقي نيز آشنايي دارد امروز ۸۲ساله است و از آثار او مي توان به مثنوي «يك شب در بهشت» ، «چند غزل از عماد»، «ورقي چند از ديوان عماد خراساني»، مجموعه «اثر فرنگ» و... اشاره كرد.
گفتني است، مراسم نكوداشت عماد خراساني امروز (پنجشنبه) در ساعت۱۷ آغاز مي شود. خانه هنرمندان در خيابان ايرانشهر شمالي، خيابان شهيد مولوي باغ هنر واقع است.
اجراهاي موسيقي در تهران
•تالار رودكي ـ رسيتال پيانو بهاره كمايي، ۲۶ و ۲۷ ديماه، ساعت ،۱۸‎/۳۰ خيابان حافظ، خيابان استاد شهريار ۷ـ۶۷۰۵۱۰۱

• فرهنگسراي هنر ـ گروه موسيقي «عرفان» با اجراي گروه نوازي كوبه اي، ۲۶ الي ۲۸ ديماه، ساعت ،۱۹ پل سيدخندان، خيابان ارسباران، تلفن ۲۰ـ۸۶۴۸۱۸

• تالار فارابي ـ كنسرت گروه موسيقي ،۱۱ به سرپرستي شاهين علوي، ۲۶ الي ۲۸ديماه، ساعت ،۱۸‎/۳۰ بالاتر از چهارراه وليعصر، دانشگاه هنر تلفن ۶۴۶۴۰۵۳

• آمفي تئاتر محك ـ كنسرت تكنوازي پيانو و دونوازي دف و پيانو به نفع كودكان سرطاني ۲۶ و ۲۷ ديماه، ساعت ۱۹ دارآباد، مجتمع بيمارستاني ـ رفاهي محك، تلفن ۲۲۱۳۹۴۶

• فرهنگسراي ورزش ـ كنسرت مهرشاد آريا، ۲۵ و ۲۶ ديماه، ساعت ،۱۹ ميدان بهمن، فرهنگسراي ورزش (بهمن)، تالار آويني، تلفن ۵۰۵۱۳۸۷
امروز با مجتبي ملك زاده
107712.jpg
مجتبي ملك زاده از استادان تراز اول و توانمند خوشنويسي معاصر است. استاد مجتبي ملك زاده افزون بر بيست سال تعليم خط به علاقه مندان، يازده نمايشگاه انفرادي برگزار و هفت كتاب نفيس تحرير كرده است. عصر امروز (۲۶دي ماه) دوازدهمين نمايشگاه انفرادي اين هنرمند در تالار موزه رضاعباسي گشايش مي يابد. به همين بهانه گفت وگوي كوتاهي با ايشان انجام شده كه در پي خواهيد خواند.

\ در كارنامه هنري شما در ارائه آثار يك دوره وقفه بوده است (از ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۱) علت را چه مي دانيد؟
* به نظر من هر هنرمندي پس از يك دوره كار مداوم احتياج به تأمل و بررسي در كارهاي گذشته خود دارد و بايد خود او آثار خود را مورد نقد قراردهد كاري كه در ممالك ديگر ، منتقدان هنري انجام مي دهند. نقد هنري يكي از لازمه هاي امروزي هنر است و در پيشرفت و جهت دادن هنر و هنرمند تأثير بسيار زيادي دارد منتقد نقاط ضعف و قوت كار هنري را برپايه اصول علمي آن هنر اعلام مي دارد و متأسفانه نقد در هنر خوشنويسي بسيار ضعيف و در حد صفر است. خوشنويسي هنري بسيار سخت و ديربازده است. نكات و ظرايفي را كه هنرمند مي شناسد و درك مي كند پس از مدتهاي طولاني مشق و تمرين كردن مي تواند به مرحله اجرا درآورد. من هم با تأملي كه در آثار قبل از سال ۷۴ خود داشتم به اين باور رسيدم كه بايد با تمرين و تحقيق نقايص و ضعفهايم را به حداقل برسانم و اين مدت تا سال ۸۱ به طول انجاميد.

\ در آثار شما همواره تأثير از سيدگلستانه قابل تأمل است علت اين تأثيرپذيري چيست؟
* سير تحول و تطور خط شكسته از زمان مرحوم شفيعا و شاملو تا مرحوم گلستانه روندي طبيعي و منطقي داشت يعني شفيعا خط شكسته را قانونمند تر از قبل كرد و سير تكاملي ادامه داشت تا ظهور نابغه تمام دوران خوشنويسي درويش عبدالمجيد طالقاني كه خط شكسته به دست تواناي او به نقطه اوج خود نزديك مي شود پس از درويش مكتب او توسط شاگردان او از جمله ميرزاكوچك اصفهاني و محمدرضا اصفهاني و … نشر پيدا مي كند تا نوبت به مرحوم گلستانه مي رسد. گلستانه در اوايل تحت تأثير سبك وشيوه مرحوم درويش است و حتي قطعاتي با نام درويش نظيره نويسي مي كند. اين مشق و نقل ادامه دارد تا گلستانه صاحب شيوه خاص خود مي شود ولي متأسفانه شيوه گلستانه به علل مختلفي نشر پيدا نمي كند و پس از وي استادي كه حامل و ناقل شيوه ايشان و استادان پيشين باشد ظهور نمي كند. اين فترت و گسست ادامه دارد تا سالهاي هزاروسيصدوپنجاه كه انجمن خوشنويسان اقدام به تشكيل كلاسهاي خط شكسته مي نمايد و خوشبختانه امروز تعداد زيادي از هنرجويان و هنرمندان در اين رشته مشغول به آموزش و فراگيري هستند. من به علت اين كه در شيراز بودم و دور از امكانات و با اين اعتقاد كه شكسته نويس امروز اگر بخواهد روند منطقي و تكاملي خط شكسته را ادامه دهد بايد از مرحوم گلستانه كه خود نتيجه شكسته نويسان سلف خود مي باشد پيروي كرده و در اصول به مرحله اي برسد كه بتواند بعد از اين مرحله به شيوه خاص خود برسد كه در اصول با خوشنويسان بزرگ تقدم مشترك ولي در مفردات تركيب و... شخصيت خاص خود را داشته باشد و بدون امضاي خطش قابل تشخيص باشد و در مرحله عالي تر بتواند نكته اي بر خوشنويسي اضافه كند.

\ به نظر شما اهميت سنت در خوشنويسي در چيست؟
* خوشنويسي يكي از هنرهاي سنتي ايران است و سابقه بسيار طولاني دار د و اگر تاريخ را بررسي كنيم در مي يابيم كه كليه نوآوري ها و خلاقيتهايي كه برپايه اصول زيباشناسي خوشنويسي بوده است ماندگار شده است و در بستر زمان تبديل به سنت گرديده سنتي كه خود زماني پيشرو بوده است منتها يك پديده بسيط شونده و گسترش يابنده است كه در ذات خود ماهيت پويايي دارد و در صورت صحت در بستر زمان به اصل تبديل شده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |