پنجشنبه ۲۶ دي ۱۳۸۱ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۳
Thu, Jan 16, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۶۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بازخواني ايدئولوژي جمعيت فداييان اسلام ـ بخش دوم
فراز و فرود فعاليتهاي فداييان اسلام
• آقاي بليغ مشغول بازپرسي و كسروي به پاسخ گويي
سرگرم بود»ناگهان چندنفر از اعضا وهواداران جمعيت
فداييان اسلام به اتاق بازپرس آمدند تا به زندگي كسروي پايان دهند
107592.jpg
سيد مجتبي نواب صفوي در حضور آيت الله كاشاني
چند روز از انتشار اعلاميه «دين و انتقام» نگذشته بود كه جمعيت فداييان اسلام نخستين مأموريت «مقدس» خود را با موفقيت انجام داد. در بيستم اسفند ۱۳۲۴ به دنبال تقاضاهاي اقشار مختلف و برخي علما دادگستري تهران كسروي را براي اداي توضيحات به دادگاه فراخواند. هنگامي كه «آقاي بليغ مشغول بازپرسي و كسروي به پاسخ گويي سرگرم بود» ناگهان چندنفر از اعضا وهواداران جمعيت فداييان اسلام به اتاق بازپرس آمدند تا به زندگي كسروي پايان دهند. كسروي و منشي او درصدد دفاع از خود برآمدند، ولي سيدحسين امامي و همراهانش بانداي الله اكبر به آنان حمله كرده، هر دو را به قتل رساندند(عراقي، ۲۷).
پس از ترور كسروي، نواب صفوي به نجف رفت و فعاليت اصلي جمعيت فداييان اسلام نيز به جذب نيروهاي جديد محدود شد. اقامت رهبر فداييان اسلام در نجف حدود يك سال طول كشيد واو تقريباً اوايل سال ۱۳۲۶ به ايران بازگشت تا با احيا وبازسازي جمعيت، مبارزه سياسي را از سرگيرد. البته اين بار علاوه بر ياران قبلي، از جمله برادران امامي، جوان متعصب و پرشور ديگري به نام سيدعبدالحسين واحدي نيز نواب را ياري مي كرد كه بعدها به «مرد شماره ۲» جمعيت معروف شد(خوش نيت۵۲،).
نواب در شرايطي جمعيت را بازسازي مي كرد كه قضيه آذربايجان حل شده بود، حزب توده آزادي عمل پيشين را نداشت، آيت ا... كاشاني از تبعيد (فلك الافلاك) بازگشته بود واكثريت شكننده طرفدار قوام در مجلس (اعضاي حزب دموكرات قوام) در آستانه فروپاشي بود. بنابراين فرصت مناسبي براي او و ديگر اعضاي فعال جمعيت فراهم شده بود تا با پشتيباني مستقيم و غيرمستقيم آيت ا... كاشاني به مبارزه با فساد وبي بندوباري هاي سياسي ـ اجتماعي بپردازند.
در پاييز ۱۳۲۶ اعضاي جمعيت فداييان اسلام كه معتقد بودند «نواميس اسلام را به نام تمدن به بازار روز و شب كشيده اند» و «در جست وجوي روح غيرتي [بودند]كه به درد آيد» ، به «اقدامات عملي براي جلوگيري از بدحجابي » دست زدند(خسروشاهي، ۶۰).
از ديگر اقدامات و فعاليت هاي جمعيت در اواخر سال ۱۳۲۶ و اوايل سال ۱۳۲۷ جلب افكار عمومي جامعه نسبت به موضوع فلسطين وانتقاد شديد رهبر جمعيت از ملت و دولت بود كه اعتقاد داشت «حس غيرت وشرافت از ميان[آنها]رفته است» (بهرامي ۱۲،).
با نخست وزيري هژير نزديكي و همكاري آيت الله كاشاني و جمعيت فداييان اسلام بيشتر شد. در پنجمين روز نخست وزيري هژير (۲۳ خرداد ۱۳۲۷) صدها نفر از مردم تهران به درخواست آيت الله كاشاني تظاهرات خشونت باري عليه هژير انجام دادند كه نواب صفوي و سيدحسين امامي حضوري فعال داشتند(خسروشاهي، ۷۵).
107598.jpg
استاد خليل طهماسبي مورد نوازش آيت الله كاشاني قرار گرفت
رهبر و اعضاي اصلي جمعيت همچنين در اين مرحله از فعاليت خود با انجام سفرهاي تبليغي به مناطق مختلف كشور به بيان اهداف جمعيت مي پرداختند(بهرامي ، سند۷‎/۱).
گرچه در اواخر سال ۱۳۲۷ و اوايل سال ۱۳۲۸ فعاليت جمعيت فداييان اسلام در نتيجه اقدامات شاه براي مهار مخالفان وكسب اختيارات بيشتر تا حدود زيادي محدود شد، از اواخر بهار ۱۳۲۸ رهبر و اعضاي فعال جمعيت فعاليت خود را گسترش دادند كه تلاش براي جلوگيري از تقلب دربار در انتخابات مجلس شانزدهم و ترور هژير مهمترين آنها بود. وزيردربار شاه در سيزدهم آبان ۱۳۲۸ توسط سيدحسين امامي كه كسروي را هم به قتل رسانده بود كشته شد(خسروشاهي، ۹۰).
گرچه پس از ترور هژير عرصه فعاليت براي جمعيت فداييان اسلام تنگتر شده بود و اين جمعيت به صورت نيمه پنهان فعاليت مي كرد، در اواخر سال ۱۳۲۸ محدوديت ها و سخت گيري ها تا حدود زيادي رفع شده بود و ديگر نيروها و تشكلات مخالف دربار هم در موقعيت بهتري قرار داشتند: در انتخابات تجديد شده تهران نامزدهاي جبهه ملي به پيروزي درخشاني رسيده بودند؛ آيت ا... كاشاني به نمايندگي مجلس انتخاب شده بود؛ نمايندگان اقليت مجلس هم شاه ودربار را به شدت مورد انتقاد قرار مي دادند. بنابراين فداييان اسلام نيز فعاليت هاي خودرا گسترش دادند.
در ماه هاي نخست سال ۱۳۲۹ رهبر جمعيت فداييان اسلام وديگر اعضاي فعال آن بسيار پركار وفعال بودند: در ارديبهشت ماه آنان روانه قم شدند تا از شركت مردم در تشييع جنازه رضاشاه جلوگيري كنند؛ برادران امامي در اوايل تابستان به تشكيل كميته انتقام مبادرت كردند؛ افزون بر اين با بازگشت كاشاني به تهران مبارزه فداييان با رزم آرا كه به تازگي نخست وزير شده بود شدت گرفت. اوج فعاليت فداييان طراحي ترور رزم آرا بود كه در ۱۶ بهمن ۱۳۲۹ توسط خليل طهماسبي با موفقيت اجرا شد.
در پي اين اقدام دوره اي از ركود و فعاليت نيمه پنهان در زندگي فداييان اسلام آغاز شد. در بهار سال ۱۳۳۰ اكثر اعضاي فعال جمعيت و خودنواب صفوي دستگير شدند و اعضاي باقي مانده هم به رهبري عبدالحسين واحدي فعاليتي جز اعتراض هاي گاه به گاه به ادامه بازداشت رهبر و ديگر اعضاي جمعيت نداشتند. ولي اين واكنش ها چندان مؤثر نبود و اكثر اعضاي دربند جمعيت، از جمله رهبر آن، تا ماه هاي پاياني سال ۱۳۳۱ در زندان حكومت مصدق ماندند (خوش نيت۸۹،).
حتي آزادي و بازگشت نواب هم نتوانست جمعيت را از ركود فزاينده رهايي بخشد. نواب و ياران او ماه هاي پاياني سال ۱۳۳۱ و ماه هاي آغازين سال ۱۳۳۲ را با انجام برخي سفرهاي تبليغي و برگزاري مراسم و سخنراني هاي مذهبي سپري كردند.
شكاف ها و اختلافات دروني جمعيت هم مزيد بر علت بود. شكاف ها واختلافاتي كه از ماه ها پيش، بويژه هنگام رهبري جمعيت توسط عبدالحسين واحدي شكل گرفته بود، پس از آزادي نواب تشديد و سرانجام به جدايي گروهي از اعضاي فعال جمعيت در خرداد ۱۳۳۲منجر شد(كباري ، ۱۳۰).
تقريباً دو ماه پس از اين جدايي حكومت مصدق با يك كودتاي آمريكايي ـ انگليسي سرنگون شد و فداييان اسلام منتظر فرصتي مناسب براي از سرگيري فعاليت هاي خود شدند. گرچه حكومت كودتا، به دليل سكوت فداييان اسلام در جريان كودتا، به سركوب و حتي محدود ساختن آنها مبادرت نكرد، با هيچ گونه فعاليت سياسي موافق نبود. بنابراين پس از كودتا هم محور فعاليت هاي جمعيت عمدتاً مذهبي و غيرسياسي بود واز رفتارهاي سياسي تند اعضاي جمعيت جلوگيري مي شد.
در سال ۱۳۳۴ تداوم اين وضع براي جمعيت فداييان اسلام بسيار دشوار شد. حكومت كودتا به اندازه كافي تثبيت شده بود و به ائتلاف ضمني با سازمان هاي برخاسته از طبقه متوسط سنتي و طبقه پايين كمتر احساس نياز مي كرد. فضل الله زاهدي، قدرتمندترين مدافع سياست مدارا با فداييان هم به ناچار كناره گيري كرد، جاي خود را به حسين علاء كه تهديدها و توهين هاي «فداييان اسلام» را خوب به ياد داشت ودر انديشه به دام انداختن آنان بود داد.از سوي ديگر، ادامه سياست احتياط و انتظار فرايند كاهش قدرت جمعيت را شتاب مي بخشيد. بنابراين تصميمي متهورانه براي بيرون آمدن از اين وضع گريز ناپذير بود.
در اواخر آبان ۱۳۳۴ كه حسين علاء به رغم توصيه نواب به نپيوستن«مسلمين دنيا... به هيچ يك از دوبلوك نظامي جهان و پيمان هاي دفاعي» آماده سفر به بغداد مي شد تا پيمان سنتو را امضا كند، «نواب صفوي ياران خود را فراخوانده ودر خانه اي واقع در خيابان گرگان گرد آمدند»
(خوش نيت ، ۹ ـ ۱۵۴).
107586.jpg
سيد احمد كسروي
كه در شعبه ۷ بازپرسي دادگستري توسط فداييان اسلام به قتل رسيد
نتيجه نشست اين بود كه مظفرعلي ذوالقدر هنگام شركت نخست وزير در مجلس ختم فرزندآيت الله كاشاني به زندگي او پايان دهد.
عصر روز بيست وپنجم آبان ۱۳۳۴ هنگامي كه حسين علاء در آستانه ورود به شبستان مسجد شاه بود، مظفر ذوالقدر با اسلحه اي كه خود نواب «فشنگ گذاري نموده [بود] » به سوي او شليك كرد. ولي تير او كارساز نشد و لحظاتي بعددر چنگ مأموران انتظامي گرفتار آمد. فرداي همان روز علاء با سري باند پيچي شده روانه بغداد شد و تيمور بختيار، فرماندار نظامي تهران، دستور دستگيري سران جمعيت فداييان اسلام را صادر كرد (آوري ، ۶ ـ ۱۰۵؛ خوش نيت ، ۱۶۱)، جست وجوهاي شبانه روزي مأموران شهرباني و فرمانداري نظامي تهران چندان طول نكشيد و تقريباً در عرض ده روز همه سران و فعالان جمعيت فداييان اسلام، به استثناي عبدخدايي، دستگير شدند(خوش نيت، ۱۶۶). عبدالحسين واحدي يك هفته پس از دستگيري در فرمانداري نظامي كشته شد (كباري ۱۵۶،) و بقيه دستگير شدگان در اختيار مقامات ذيصلاح قرار گرفتند تا محاكمه شوند. نواب وچهارتن از ياران او به جرم قيام مسلحانه برضد سلطنت به اعدام محكوم شدند كه در بامداد بيست و هفتم دي ماه ۱۳۳۴ اجرا شد.
با اعدام اين افراد، جمعيت فداييان اسلام تقريباً فروپاشيد و اكثر اعضا و هواداران آن نيز از مبارزه و فعاليت سياسي دست كشيدند. ولي ايدئولوژي و آرماني كه محور و معيار عملكرد جمعيت بود هرگز كاملاً ازبين نرفت. نه سال پس ازاعدام رهبران جمعيت فداييان اسلام، منصور، نخست وزير وقت به دست محمد بخارايي از اعضاي «جمعيت هيأت هاي مؤتلفه اسلامي» كشته شد. اين جمعيت با الهام از ايدئولوژي فداييان اسلام شكل گرفته بود و برخي از اعضاي فعال و اصلي آن نخستين تجربه فعاليت سياسي را درجمعيت فداييان اسلام كسب كرده بودند.
درا دامه بحث به تحليل ايدئولوژي جمعيت فداييان اسلام خواهيم پرداخت.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |