|
تجربه اصلاحات در سرزمين هاي ديگر
كليد خانه فرانسويان در دستان مردم تونس
|
|
|
(بخش اول) جزاير زيبا، چشم انداز سواحل مديترانه و آثار تاريخي، در كنار منابع غني نفت و فسفات، از كشور كوچك تونس در شمال آفريقا منطقه اي جذاب ساخته كه دور نيست زماني فرا برسد كه تونس كانون گردشگران و سرمايه گذاران خارجي و قطب صنعتي شمال آفريقا شود. بي دليل هم نيست كه يكي از نخست وزيران گذشته فرانسه در زمان حضور استعمار گرانه كشورش در تونس به اين كشور لقب كليد خانه فرانسويان داده بود. سير تحول اصلاحات در تونس(۱) تونس كوچكترين كشور شمال آفريقا و يكي از مهمترين كشورهاي اين حوزه به لحاظ ژئوپليتيكي و سوق الجيشي است. دلايل اين اهميت را چنين بر مي شمارند: «الف: قرارگرفتن دركنار درياي مديترانه و نزديكي و همجواري با پايتخت كشورهاي اروپايي. ب: داشتن آب و هوا و خاك مناسب براي كشاورزي. ج: وجود منابع زير زميني مثل نفت و فسفات و... برهمين اساس تونس از ديرباز مورد توجه و نظر كشورهاي بزرگ استعمارگر قرار داشته است، طوري كه ژول فري، نخست وزير پيشين فرانسه از تونس به عنوان كليد خانه فرانسويان ياد مي كند. جمعيت كنوني تونس ۹ ميليون نفر است كه بيشتر آنان در شهرهاي بزرگ مثل تونس، صفاقس، آريانه، سوسيه، قابس و فيروان و... زندگي مي كنند. دين رسمي كشور اسلام و زبان رسمي آن عربي است و در محافل اداري و دانشگاهي نيز زبان فرانسه متداول است. البته درسالهاي اخير گرايش به يادگيري زبان فرانسه در نسل جوان زير بيست سال اين كشور رواج بسيار داشته كه حاكي از گرايش به غرب است. اين كشور از لحاظ سياسي و فرهنگي راه پر فرازو نشيبي را پيموده است. در دوران باستان اين خطه تحت تسلط فرهنگ بربر بود و دامپروري نظام معيشتي مردم را شكل مي داد. اما پس از حمله نظامي روميان، حضور گسترده فرهنگ و تمدن آنان بر منطقه استيلا يافت. بعد از آن و با هجوم مسلمانان، گفتمان فرهنگ اسلامي همه چيز را تحت تأثير خود قرار داد. اين فرهنگ تا تسلط عثمانيها و حضور گسترده تركها ادامه داشت و در انتها نيز با گسترش سيستم استعماري فرانسه، فرهنگ عثماني مضمحل شد. اين جهش استعماري به قدري تأثير گذار بود كه آثار آن هنوز هم در تركيب فرهنگ اجتماعي مردم تونس احساس مي شود. مردم تونس پس از جنگ جهاني دوم و ظهور جنبش هاي آزاديخواهان و كم رنگ شدن نقش استعماري كشورهاي فرانسه و انگليس راه استقلال را پيمودند تا آن كه سرانجام در سال ۱۹۵۴ دولت فرانسه، استقلال تونس را پذيرفت و ۲۰ مارس ۱۹۵۶ نيز اين كشور به طور رسمي مستقل شد. * سياست اقتصادي: اكثر كشورهايي كه يك دوره تاريخي حضور استعمار را درون مرزهاي خود لمس كرده اند، پس از دستيابي به آزادي به شيوه هاي مالكيت دولتي تمايل بيشتري نشان داده اند. اما اين تمايل در تونس ناشي از عوامل متعددي بوده است كه عبارتند از : .۱ در شيوه هاي مالكيت دولتي، به شكل آرماني، روابط بين مردم و حاكمان دستخوش تحولي ساختاري شده و امكانات و رفاه اجتماعي به همه مردم تعلق خواهد گرفت. لذا در جوامع استعمارزده مثل تونس كه مردم در فقر وتنگدستي به سر مي بردند، گرايش به اين شيوه بيشتر شده بود. ۲ـ حضور پيروزمندانه جمال عبدالناصر در مصر و گرايش وي به نوعي سوسياليسم عربي، گفتمان حاكم بر آن دوران رادر برخي از كشورهاي آفريقايي به روشهاي سوسياليستي نزديكتر كرده بود لذا تونس نيز همين شيوه را در پيش گرفت. ۳ـ حاكميت حزب «دستورنو» به رهبري حبيب بورقيبه كه در يك دگرديسي از حكومت استعماري تحت الحمايه فرانسه به سوي يك حكومت مستقل حركت كرده بود، نظام اقتصاد دولتي را در جامعه تونس نهادينه كرد. ۴ـ شوروي كه در جنگ جهاني دوم از عاملان اصلي پيروزي متفقان به شمار مي آمد، پس از پايان جنگ، به تبليغات گسترده براي ايجاد سوسياليسم در قاره هاي آسيا و آفريقا پرداخت و چون فرياد فقر و عدالتخواهي از اين كشورها به گوش مي رسيد، بالطبع بسياري از آنها اقتصاد دولتي را برگزيدند. * آغاز روند اصلاحات اگرچه حبيب بورقيبه پس از استقلال به ظاهر به شيوه هاي مديريت دولتي روي آورد اما خط مشي اساسي او ايجاد يك نظام ملي و مردمي از نوع غربي بود ولي نتيجه عملكرد او جامعه را به سوي يك نظام تك حزبي سوق داد و در عمل از دستيابي به نوعي سيستم حكومتي غربي فاصله گرفت. دكتر علي هاشمي كارشناس مسائل تونس درباره علل اين تغيير گرايش حبيب بورقيبه مي گويد: «تونس پس از استقلال و حاكميت حبيب بورقيبه در عين حال كه به واسطه عدم وجود يك حكومت مستقل و نداشتن تجربيات لازم دراين زمينه به شيوه هاي متمركز سوق داده شد، با حركتها و جنبش هاي آزاديخواهانه مثل گرايشات اسلامخواهانه جنبش هاي اسلامي كه هر كدام از منظري راه آينده تونس را ترسيم مي كردند و در تقابل با حاكميت قرارگرفتند در عرصه هاي عمومي و امنيت ملي به چالش گرايش پيدا كرد. برهمين مبنا بورقيبه به حاكميت فردي روي آورد تا ثبات سياسي در كشور حاكم شده و تونس بتواند به توسعه پايدار دست يابد.» در طول سي سال اول بعد از استقلال نظام اقتصادي تونس كه به صادرات نفت، فسفات و كالاهاي كشاورزي وابسته بود، در جهت رشد سريع به پيش رفت اما در سالهاي ۱۹۸۰ با كاهش قيمت نفت و خرابي وضع كشاورزي به خاطر خشكسالي و كمبود باران و كاهش قيمت محصولات كشاورزي در بازارهاي جهاني پايه هاي حكومت بورقيبه را متزلزل ساخت. به طوري كه در صبح روز هفتم نوامبر سال ۱۹۸۷ وقتي مردم تونس از خواب برخاستند با خبري غيرمنتظره مواجه شدند؛ راديوي تونس بيانيه اي را پخش مي كرد كه طبق آن زين العابدين بن علي، نخست وزير را رئيس جمهور و فرمانده كل قوا مي خواند و بورقيبه را از كار بركنار مي كرد. در اين بيانيه ضمن قدرداني از بورقيبه به واسطه زحماتش براي استقلال و آزادي تونس علت بركناري وي بيماري و كهولت سن اعلام شد. انتخاب بن علي موجي از شادي و سرور را در جامعه تونس به وجود آوردبه طوري كه حتي گروه اسلامي اتجاه اسلامي (النهضة كنوني) هم بن علي را تأييد كرد. همچنين دولت واشنگتن كه هميشه خواهان روابط حسنه با اين كشور بود، دولت جديد را به رسميت شناخت. بن علي درآغاز راه به تغيير شيوه هاي مديريتي روي آورد و با مطالعه عميق شرايط رشد توليد در گذشته وحال، خطوط رشد آينده را مشخص كرد و به خصايص ويژه زماني توجه كافي را مبذول داشت. او در پي همين تصميمات به مديران مؤسسات و نهادهاي اقتصادي بخصوص در بخش دولتي آزادي عمل بيشتري داد تا با ابتكار و خلاقيت زمينه هاي رشد كشور را فراهم آورند. همچنين با توجه و تأكيد به مقوله تخصص و همكاري بين سازمانهاي داخلي و خارجي مسير تحولات جامعه را به سوي يك اقتصاد سالم تبيين كرد. دولت جديد با كمك صندوق بين المللي پول يك برنامه اصلاح ساختار اقتصادي را پذيرفت كه به تعبير دكتر داريوش مهاجر اين راهبرد سه مسير عمده داشت: «حمايت از يك چارچوب كلان اقتصادي قابل قبول و محتاطانه، تخصيص منابع با كاهش قيمتها، نظارت بر تجارت و سرمايه گذاري و محدود و كوچك كردن بخش عمومي با واگذاري صنايع به بخش خصوصي.» اين راهبرد در اواخر رياست جمهوري بورقيبه پذيرفته شد (۱۹۸۶) ولي اجراي آن در زمان جانشين وي بن علي با جديت تعقيب شد. اين سياست از سوي احزاب كوچك مخالف دولت، اتحاديه اصلي بازرگانان و اتحاديه عمومي كارگران تونس نيز پشتيباني شد كه اين يكي از عوامل عمده در راه موفقيت آتي اين برنامه بود. منابع: ۱ـ Reform in Tunisia اينترنت ۲ـ تونس تأليف ذالفقار اميرشاهي دفتر مطالعات وزارت امورخارجه چاپ دوم: ۱۳۷۴ ۳ـ راهنماي صادرات به تونس تأليف: دكتر داريوش مهاجر مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني۱۳۷۸
|