|
مهدي كرم پور كارگردان سينما:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اعتراض شديد نويسندگان اروپايي
|
|
|
|
آيت الله اميني نايب رئيس مجلس خبرگان:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه « آب حيات عشق»
نوشته فريده خردمند با اشاره اي موجز به مقوله «نگاه زنانه در نوشتار»
|
|
|
|
در ۲روز پاياني هفته گذشته
• بارش برف كه از سحرگاه روز جمعه در بخش سردسيري استان كهگيلويه و بويراحمد آغاز شده بود شهرهاي ياسوج و سي سخت و روستاهاي مناطق سردسيري را در اين استان سپيدپوش كرد.
|
|
|
|
|
مهدي كرم پور كارگردان سينما:
برخوردهاي شخصي سطح جشنواره فيلم فجر را نازل كرده است
«مهدي كرم پور» كارگردان سينما، اعمال سليقه و برخوردهاي شخصي را آفتي در حوزه داوري جشنواره فيلم فجر خواند. وي ديروز در گفت وگو با ايرنا، تصريح كرد: برخي تصور مي كنند به دليل نوع مسؤوليت مي توانند در عرصه فرهنگ وهنر به ارائه خط مشي بپردازند درحالي كه مديرفرهنگي خدمتگزار هنرمندان است. كارگردان فيلم «جايي ديگر» افزود: هنرمندان براي خلق آثار ماندگار نياز به آزادي عمل دارند، تا زماني كه به سليقه فيلمسازان و هنرمندان توجه نشود و فعاليتهاي هنري با اعمال سليقه و نمادگرايي سنجيده شود، انتظار تحول و نوآوري بيهوده است. وي به نحوه قضاوت هيأت انتخاب جشنواره انتقاد كرد و افزود: متأسفانه برخوردهاي شخصي هيأت انتخاب و مسؤولين جشنواره، اين رويداد را به مكاني براي عرضه آثار سطحي، دولتي و مستند داستاني با موضوع خنثي تبديل كرده است. كرم پور تأكيد كرد: در همه رويدادهاي معتبر جهاني استانداردهايي براي ارزيابي آثار سينمايي وجود دارد، اما اين ملاكها در جشنواره فجر مشخص نيست. وي ادامه داد: جشنواره فيلم فجر، ويترين سينماي ايران به حساب مي آيد، بنابراين جذب مخاطب، معرفي آثار برتر و افزايش ريسك پذيري در ارتقاي اين رويداد فرهنگي ضروري است. كرم پور، خواستار ايجاد تغييرات در ساختار و استفاده از تجربيات نوين در جشنواره فجر شد. گفتني است اين كارگردان كه با فيلم «جايي ديگر» متقاضي شركت در جشنواره فيلم فجر شده بود، با اولين تجربه بلند خود از جشنواره كنار گذاشته شد.
|
|
|
|
|
برپرده سينماهاي تهران
| بماني (كارگردان ـ داريوش مهرجويي): عصر جديد،۱ سروش.
| خاكستري (كارگردان ـ مهرداد ميرفلاح): شهر تماشا،۱ بهمن،۱ استقلال، آستارا، ايران،۳ آسيا، مراد، گلريز،۲ عصر جديد،۲ قيام، حافظ، سارا، شيدا، پيام انقلاب وميلاد.
| بوي بهشت: آفريقا، ايران،۱ بلوار، جي ،۲ توسكا، پارس۲ و فلسطين۳ .
| كلاه قرمزي و سروناز (كارگردان ـ ايرج طهماسب): شهر قشنگ، سعيد، مركزي ،۱ پيروزي، تهران،۱ ماندانا، گلريز،۱ ملت، پيوند، اروپا، سپيده، دهكده المپيك، ستاره، المپيا، ايران،۲ فردوسي، كانون، شاهد و فلسطين۱ .
| همكلاس (كارگردان ـ سعيد خورشيديان): قدس، صحرا، جوان، جمهوري، جام جم، شقايق، بهمن،۲ رودكي، ناهيد، كارون، تهران،۲ شيرين، مركزي،۲ جي ۱ و عصرجديد۳ .
|
|
|
|
|
معرفي هيأت داوران بخشهاي رقابتي جشنواره تئاترفجر
اسامي داوران بخشهاي رقابتي بيست و يكمين جشنواره تئاترفجر اعلام شد. به گزارش خبرنگار «ايران»، بخش مسابقه صحنه اي جشنواره تئاتر فجر را دكترفرهاد ناظرزاده كرماني، حسين سليمي، ايرج راد، سعيدپور صميمي و محمد رحمانيان قضاوت خواهندكرد. همچنين بخش مسابقه تئاتر خياباني اين جشنواره را مجيد جعفري، بهزاد فراهاني و سعيد كشن فلاح داوري مي كنند. بنابراين گزارش قضاوت بخش مسابقه ۱۰ سال عكاسي تئاتر نيز كه امسال در برنامه هاي جشنواره جاي دارد سيف الله صمديان، محمود كلاري و فرهاد آئيش برعهده دارند. گفتني است بيست و يكمين جشنواره تئاترفجر از اول تا يازدهم بهمن ماه با شعار «تئاتر صحنه تفكر و تعادل» در تهران برگزار مي شود.
|
|
|
|
|
امروز با هوشنگ ماهرويان
|
|
|
گروه فرهنگي ـ ساير محمدي: «مدرنيته و بحرانها» عنوان كتابي از هوشنگ ماهرويان است كه به مباحثي چون خرد و تفرد، دستاورد عمده مدرنيته و «نيما، رويكرد چهارم به مدرنيته» مي پردازد. ماهرويان متولد ۱۳۲۵ در تهران و فارغ التحصيل رشته اقتصاد است و سال گذشته كتاب «آيا ماركس فيلسوف هم بود؟» از او منتشر شد و اخيراً كتاب «تبارشناسي استبداد ايراني ها» را توسط نشر «بازتاب نگار» روانه بازار كرد.
\ آقاي ماهرويان، كتاب «مدرنيته و بحران ما» گويا الآن ناياب است؟ * بله. اين كتاب شامل سه مقاله است، كه تحت عنوان هاي «خرد و تفرد» و «دستاورد عمده مدرنيته» به بحث پيرامون اين كه ادبيات ايران چگونه در سنت هاي ما، ريشه دارد و نتوانسته پوسته سنت را بكشند و مدرن شود، مي پردازد. بخش سوم نيز متن سخنراني من با عنوان «نيما: رويكرد چهارم به مدرنيته» است كه بحثي پيرامون نيما و خوانش شعر «ري را» ارائه مي كند. من خوانشي از شعر «ري را» ارائه كردم كه با خوانش شاملو، گلشيري و خوانشي كه پورنامداريان و ديگران داشتند، مغايرت دارد.
\ شما معتقديد كه ادبيات معاصر ايران هنوز وارد مدرنيته نشده؟ يعني مدرنيسم در شعر، داستان و رمان ما غايب است؟ * بله. من يك بحث راجع به رمان كليدر دولت آبادي، شعر آتشي و بحثي هم پيرامون كتاب «طغيان نايبيان» از دكتر آريان پور دارم كه به نوعي اين آثار هنوز ريشه در طايفه، ايل و سنت دارند.
\ البته امروزه هم فلسفه پست مدرنيسم به نوعي در هنر و ادبيات تبليغ، بازگشت به سنت را دارد. * در ايران درگيري مهم همين است. ما هنوز نتوانسته ايم با گذشته خودمان گسستي داشته باشيم به همين دليل فلسفه هايي كه غرب ستيزند و به نوعي خرد دكارتي را زير سؤال مي برند، در اينجا دست در دست سنت، مدرنيته نوپا را از رشد باز مي دارند. در ايران از ابتداي مشروطه اينگونه تفكرات خودستيز مقابل مدرنيته ايستادند و از تفكرات خودستيز استقبال خوبي هم شد؛ از سنت نيز جانبداري صورت گرفت. همان گونه كه شاهديد بخشي از پست مدرن در اينجا مورد حمايت قرار مي گيرد يا وقتي پل ريكور به ايران مي آيد بخشي از هواداران سنت خوش خوشان شان مي شود. من قبول دارم ريكور آدم متفكري است. همچنين بحث او راجع به هانري كربن و اين كه سنت مورد نقادي مدرنيته قرار نگيرد و...
\ شما در همين كتاب «تبارشناسي استبداد ايراني ما» رشد عرفان را ناشي از اضمحلال فرديت و طرد گرايش هاي فردي مي دانيد... * عمده بحث من در اين كتاب مربوط مي شود به تاريخ و شيوه توليد آسيايي كه در كنگره هاي مختلف مورد ارزيابي قرار مي گيرد و اين بحث كه آيا تاريخ شرق را بايد با قرائت جوامع ابتدايي و برده داري و فئوداليسم مورد مطالعه قرار داد؟ من با يك قرائت پلوراليستي كه در اين كتاب ارائه كردم، امكان نگرش به تاريخ با قرائت هاي گوناگون و كشف گوشه اي از واقعيت با هر طبقه بندي را مطرح كردم.
\ شما تفكر ضد فردي و ضد خرد مدرن جامعه را به جمع هاي روشنفكري هم تعميم مي دهيد، اين ادعا بر اساس چه مستنداتي بيان مي شود؟ * فرهنگ سنتي ما نه تنها استقلال فردي را قبول نمي كند، بلكه فرهنگ روشنفكري را هم نمي پذيرد. جمع هاي روشنفكري ما بالاخص جمع هاي روشنفكري سياسي را كه نگاه كنيد، استقلال انديشه در ميانشان نمي بينيد. تازه اين زمزمه شنيده مي شود كه انسانها بايد تفكر خاص خودشان را داشته باشند. در تمام جمع هاي روشنفكري كه وارد مي شويد، بايد زير سلطه يك نوع تفكر و يك نوع ايدئولوژي باشي تا بتواني ابراز وجود كني. مرحوم مصطفي رحيمي روشنفكري مستقل بود و وابسته به هيچ جرياني نبود و تفكر مستقل خودش را داشت، به همين خاطر منزوي شد. انسان حيرت مي كند وقتي مي بيند در روز مرگش هيچ كس حضور پيدا نكرد.
\ شما در اين كتاب فصلي را به ويژگي هاي تاريخ شرق اختصاص داده ايد، اين ويژگي ها چه مي تواند باشد؟ * ببينيد، از ابتدا كه غربي ها به شرق سفر مي كنند، در سفرنامه ها و مكتوبات خودشان از هرودوت به بعد، چيزهايي در جوامع شرقي مي بينند كه در جوامع خود نمي بينند. سفرنامه بهترين متن براي اينگونه مطالعات است. كسي كه سفرنامه مي نويسد معمولاً چيزهايي در نظرش برجسته مي شود كه در جامعه خودش نمي بيند و مغاير با فرهنگ جوامع اوست. اين افراد در شرق اولين چيزي كه مي بينند، تمركز حكومتي است. تأسيسات آبياري مي بينند كه در غرب به عنوان يك مسأله برايشان مطرح نيست، يا تهاجم قبايل باديه نشين به قبايل كشاورز... شما اين تضاد را از دوران زرتشت هم مي بينيد وقتي مي گويد باديه نشينان ياران اهريمن اند و كشاورزان ياران اهورا مزدا، يعني از همان ابتدا اين كشاكش هست. به همين دليل در شرق براي هر كار نيازمند جمع هايي هستيد كه بتوانند در حفظ و نگهداري منافع قبيله بايستند و مقاومت كنند و يكي از وظاف عمده حكومت ها در شرق هم حفظ منافع و مصالح همين جمع ها است. ما در تاريخ نويسي جامعه نوعي نگاه استاليني داشتيم و سعي مي كرديم نظر ماركس و انگلس را سانسور كنيم و بگوييم الگوي جوامع شرق و جامعه ايران مطابق همان فرمول جوامع غربي يعني جامعه ابتدايي، برده داري و فئوداليسم عيناً همين است. وقتي وظايف حكومت در شرق زياد شد، اقتدارش هم زياد مي شود و استبداد شرقي را ايجاد مي كند.
|
|
|
|
|
اعتراض شديد نويسندگان اروپايي
به جنگ آمريكا عليه عراق
|
|
|
گونترگراس، نويسنده و شاعر سرشناس آلماني، جنگ احتمالي غرب عليه عراق را ادامه جنگ هشت ساله عليه ايران خواند و گفت: صدام با حمايت غرب به لحاظ نظامي تجهيز شد و از سوي آنها، يك جنگ هشت ساله عليه ايران به راه انداخت. به گزارش خبرگزاري آلمان، گراس برنده نوبل ادبي با طرح اين سؤال كه جنگ كنوني عليه چه كسي است؟ نوشت: اين جنگ عليه يك ديكتاتور مخوف است كه زماني نيز همچون ديگر ديكتاتورها، دوست تسليحاتي قدرت هاي غربي و دموكراتيك جهان و همتاهاي آنان بوده است. گراس افزود: من نمي دانم كه آيا سازمان ملل متحد به اندازه كافي استقامت دارد تا به خواسته هاي قدرتمندان آمريكا تن ندهد. اين نويسنده آلماني نوشت: من اميدوارم كه شهروندان آلماني و دولت كشورم، ثابت كنند كه ما آلماني ها از جنگ هاي خود درس گرفته ايم و بدين خاطر به اين جنگ «نه» مي گوييم. همچنين خبرگزاري فرانسه به نقل از «جان لو كره» قصه نويس بريتانيايي گزارش داد كه عراق تهديد فوري براي خاورميانه هم نيست چه رسد به ايالات متحده و اين نشانگر اين نكته است كه واشنگتن ديوانه وار خط مشي نظامي عليه عراق را دنبال مي كند. «لوكره» در روزنامه دست راستي «تايمز» نوشت: آمريكا به يكي ازدوره هاي ديوانگي تاريخي خود وارد شده اما اين بار بدترين دوره اي است كه من مي توانم به ياد آورم.
|
|
|
|
|
آيت الله اميني نايب رئيس مجلس خبرگان:
نظام اسلامي نمي تواند هنر را ناديده بگيرد
تاكنون در برابر فيلمسازان انفعالي عمل كرده ايم و چنانچه با آنان درست برخورد مي كرديم، وضعيت سينماي ما به مراتب بهتر از وضع كنوني بود. به گزارش ايرنا، آيت الله ابراهيم اميني پنجشنبه در جلسه شوراي فرهنگ عمومي استان قم ضمن بيان اين مطلب افزود: اگر بخواهيم در نظام اسلامي فيلمي تهيه كنيم بايد خواست مردم و فرهنگ آنان كه آميخته با ارزشهاي اسلامي و ايراني است را در نظر بگيريم. آيت الله اميني يادآور شد: حضرت امام(ره) به هنر سينما عنايت خاصي داشتند و نظر ايشان سينماي اخلاقي، آموزنده و در خدمت به مردم بود. وي گفت: با اينكه هنرمند نيستم ولي معتقدم كه هنر مي تواند حتي از سخن گفتن نيز تأثير عميق تري داشته باشد. وي اضافه كرد: نظام اسلامي نمي تواند هنر را ناديده بگيرد، براي اينكه هنر در خدمت ايران و نظام اسلامي قرار گيرد نياز به برنامه ريزي دقيق و منسجم است. در اين جلسه كه استاندار قم و مسؤولان فرهنگي استان شركت داشتند، نماينده وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت: در حالي كه سالانه ۵۰ فيلم سينمايي در كشور ساخته و در ۳۰۰ سالن با حدود ۲۵ ميليون تماشاگر به نمايش گذاشته مي شود، ۵ ميليون دستگاه ويديو در خانواده ها وجود دارد. «منوچهر محمدي» كه تهيه كننده فيلمهاي سينمايي است، افزود: فيلمهاي ويديويي كه سالانه ۶۲۴ ميليون ساعت اوقات مردم را پر مي كند اغلب وارداتي از كشورهاي غرب و هند است كه امكان هيچ نظارتي برآنها نيست.
|
|
|
|
|
نمايشگاه فرهنگي و هنري قرآن كريم دراستان تهران گشايش يافت
نخستين نمايشگاه فرهنگي و هنري قرآن كريم استان تهران به مناسبت ميلادامام رضا(ع) درشهرستان پاكدشت گشايش يافت. به گزارش ايرنا، ميناخواجه نوري، مشاور وزيرارشاد و مديركل ارشاد استان تهران ضمن اعلام اين خبرگفت: قرآنهاي خطي نفيس، قرآنهاي ترجمه شده به زبانهاي خارجي، قرآنهاي چاپ ملل مسلمان، تفاسير چاپ سنگي، سيرتاريخي، تفاسير و كتب علوم قرآني در اين نمايشگاه به نمايش گذاشته شده است. وي افزود: دربخش آثار هنري نيز تابلوهاي سيركتابت كلام الله مجيد، آرمها و نشانه هاي برگرفته از آيات قرآن، آثار هنري شهرستانهاي استان تهران دررشته هاي تذهيب، خوشنويسي، معرق، منبت و نگارگري براي عموم به نمايش درآمده است. خواجه نوري، نمايش كتب علوم قرآني در زمينه هاي مختلف و جديدترين آثار رايانه اي درباره قرآن دربخش انتشارات و رايانه اي را از ديگر بخش هاي نمايشگاه يادشده برشمرد.
|
|
|
|
|
كره اي ها آخرين فيلم جيمزباند را نپسنديدند
|
|
|
فيلم «يك روز ديگر بمير»، آخرين فيلم از رشته فيلمهاي «جيمز باند» كه تصوير نادرستي از مردم شبه جزيره كره ارائه مي دهد با استقبال سرد مردم كره جنوبي مواجه شده است. به گزارش ايرنا، توزيع كنندگان كره اي اعتراف مي كنند كه اين فيلم فروش دلسردكننده اي داشته و آنها در نظر دارند برخي از سينماروها را به رايگان بپذيرند. براساس آماري كه «شركت فاكس قرن بيستم كره»، كه توزيع كننده فيلم در كره جنوبي است، اعلام كرده اين فيلم طي دو هفته نمايش تنها ۵۸۲ هزار و ۶۰۰نفر تماشاچي داشته و از ۴۰ سينماي نمايش دهنده ۲۳ سينما نمايش آن را متوقف كرده اند. فيلم «يك روز ديگر بمير» از نظر فروش در رديف پنجم و پس از فيلمهاي «ارباب حلقه ها: دو برج» و «هري پاتر و اتاق اسرار» قرار دارد كه هر كدام تاكنون چهار ميليون تماشاچي داشته اند. فعالاني كه عليه نمايش اين فيلم در كره مبارزه كرده اند اعلام مي كنند كه تبليغات آنها مؤثر بوده است. «كانگ هيونگ ـ كو» رهبر صداي مردم ـ يك گروه جنبش مدني كه اين مبارزه را سروسامان داده است ـ گفت: ما به هدف خود دست يافته ايم. فعالان اعلام كرده اند كه فيلم «۰۰۷» با نشان دادن كره شمالي همچون موجوديتي بيرحم و جنگ افروز و نمايش دادن مأموران مخفي آمريكا و انگليس بسان نجات دهندگان مردم كره جنوبي به «غرور ملي» مردم كره لطمه زده است. روزنامه «رودونگ سينمون» اخيراً نوشت: ايالات متحده آمريكا، كه مسأله هسته اي در ارتباط با كره شمالي و نيز قتل دو دختر مدرسه اي را باعث شد، به استفاده نامطلوب از اين فيلم دست يازيده تا مانع وحدت دو كره و تداوم تقسيم شبه جزيره كره گردد.
|
|
|
|
|
فيلمهاي خارجي بخش مسابقه بين الملل جشنواره فجر
فهرست فيلمهاي خارجي بخش مسابقه بين الملل بيست و يكمين دوره جشنواره فيلم فجر اعلام شد. به گزارش رسيده از اين جشنواره، فيلمهاي حاضر در اين بخش عبارتنداز: اخبار كشتيراني (ساخته لاسه هالستروم ـ محصول ۲۰۰۱ آمريكا)، بادبادك (آلكسي مرادوف ـ ۲۰۰۲ روسيه)، بليت براي قدس (رشيد مشاراوي ـ ۲۰۰۲ هلند، فلسطين و فرانسه)، بولينگ براي كلمباين (مايكل مور ـ ۲۰۰۲ كانادا و آمريكا)، بي خوابي (كريستوفرنولان ـ ۲۰۰۲ آمريكا)، بيا گريه نكنيم (مين بونگ هون ـ ۲۰۰۱ جمهوري كره)، بيشتر مارتا (ساندرا نتلبك ـ ۲۰۰۰ آلمان)، پسر (ژان پي يرولوك داردن ـ ۲۰۰۲ بلژيك و فرانسه)، تاجايي كه پاهاي من توان رفتن خواهندداشت (هاردي مارتينس ـ ۲۰۰۲ آلمان)، حصار مانع خرگوش (فيليپ نويس ـ ۲۰۰۲ استراليا و انگلستان) ، دخالت الهي (اليا سليمان ـ ۲۰۰۲ فرانسه، فلسطين، مغرب و آلمان)، رقص با سگ سفيد (تا كاشي تسوكينوكي ـ ۲۰۰۲ ژاپن)، علفزار آسماني (ساي فو و ماي ليسي ـ ۲۰۰۲ چين و مغولستان)، مجوز عبور (برتران تاورنيه ـ ۲۰۰۲ فرانسه، آلمان و اسپانيا)، مرد بدون گذشته (آكي كوريسماكي ـ ۲۰۰۲ فنلاند، آلمان و فرانسه)، وداع هاي دشوار پدرم (پني پانايو توپولو ـ ۲۰۰۲ يونان)، هاجر (هندان ايپكچي ـ ۲۰۰۱ تركيه)، ك ـ ۱۹ تله انفجاري (كاترين بيگلو ـ ۲۰۰۲ آمريكا، انگلستان و آلمان) و پينوكيو (روبرتوبنيني ـ ۲۰۰۲ ايتاليا). گفتني است دوفيلم آخر اين فهرست درخارج از مسابقه بين الملل به نمايش درمي آيند و فيلمهاي ايراني شركت كننده در اين بخش هنوز اعلام نشده اند.
|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه « آب حيات عشق»
آگاهي گزنده از تنهايي
نوشته فريده خردمند با اشاره اي موجز به مقوله «نگاه زنانه در نوشتار»
|
|
|
فريده خردمند، بعد از مجموعه داستان آرامش شبانه (۱۳۷۸) و سيلويا، سيلويا (۱۳۷۹)، در سال۱۳۸۱ مجموعه داستان ديگري به نام «آب، حيات، عشق» منتشر كرده است كه هفتمين كتاب چاپ شده اوست. اين كتاب از بيست و يك داستان كوتاه و سه تصوير كوتاه براي فيلم تشكيل شده است. داستانها به لحاظ ريخت شناسي در كليات به دو گروه تقسيم مي شوند: داستانهاي مبتني بر مكان، زمان و رخدادهاي عيني ونيز داستانهايي كه با فضاسازيهاي سوررئاليستي، وهمناك و علمي ـ تخيلي نوشته شده اند. داستانهاي نوع اول، به لحاظ تراز هنري در يك سطح نيستند، تعدادي از خلاقيت كافي برخوردارند و با نگاه زنانه نوشته شده اند و در عين حال از درغلتيدن به «كدبانو نويسي» فاصله گرفته اند ـ حتي اگر كدبانو خصلتي شخصيت داستان به نمايش گذاشته شود؛ مانند داستان «فقط مي خواستم داستاني بنويسم» اين داستان تصوير رغبت و توان عيني دور شدن يك زن از روزمرگي هاست و نشان مي دهد كه جدايي زن از مسائل پيش پا افتاده و حرفهاي سطحي چندان ساده نيست، تا جايي كه حتي زمان را از ياد مي برد: «مي گويم به گمانم بچه ها همين حالا رفتند مدرسه! ولي به ساعت كه نگاه مي كنم، مي بينم ده دقيقه به يك بعدازظهر است.» خصلت كثرت گرايي اين داستان، بيشتر و ساخت آن از داستان «آب حيات عشق» قوي تر است، ولي تراز زنانه بودن نگاه قصه «آب حيات عشق» كه نمود بيشتري از ضعفهاي ناچارانه [دروني] زن را به نمايش مي گذارد، بيشتر است. داستان «كودك گريان»، گونه اي تقابل ادبيات با آموزش و رويكردهاي اجتماعي بعضي از پدر و مادرها درتهي كردن فرزندانشان از مهر، شفقت و نوعدوستي است. اما به خواننده گفته نمي شود كه چرا اين آموزش بيشتر از جانب مادرها داده مي شود. اين همنوع گريزي در مقياس كلي پسنديده نيست، ولي به «احساس عدم امنيت» و «دل نگراني زن از آينده» ارتباط داده نمي شود. به عبارتي به ما گفته نمي شود كه چرامادرها معمولاً اين نوع آموزشها را مي دهند. نكته مهم اينكه بازنمايي آموزش مادري كه «حمله مي كند تا مجبور به دفاع نشود» در حوزه ادبيات، حتي يك داستان كوتاه، غير از هويت خاص زنانه كه در فوق به آن اشاره شد، به هويت ادبيات برمي گردد كه به قول والاس استيونز «در رابطه متقابل واقعيت و تخيل نهفته است؛ واقعيت هم آن نيست كه هست، بلكه از واقعيتهاي بسياري مركب است كه مي توان آن واقعيت كلي را به آنها تقسيم كرد.» فريده خردمند، اين تركيب را مي بيند، اما آن را درمتن تقسيم نمي كند؛ در حالي كه پايان بندي فانتزي داستان «بادبرد»، كه داستاني كاملاً جدي را به شكلي طنزآميز روايت مي كند، ماجراي زني كه روسري اش در اثناي رانندگي از سرش مي افتد و موهايش را با روزنامه مي پوشاند، سوژه را به شكل هنري تري انتقال مي دهد ـ بي آنكه معتقد باشيم پايان بندي تركيب شده با عناصر گروتسك، فانتزي و شگرف، ارزش وتأثير آن را ارتقا مي دهد. داستان «قطاري به مقصد ايستگاه هفت»، قصه اي است سوررئاليستي كه بي شباهت به داستان «كركسها» نوشته اوسكار سروتو نويسنده بوليويايي نيست. اگر عنصر تاريكي فضا، تحرك انسانهاي شيءوار و درهم آميزي اصوات گنگ و مبهم بيشتر مي شد، خصلت نمادين بودن داستان ارتقا مي يافت و نويسنده در تلاش خود براي ساختن جهاني تخيلي براي عريان شدن كابوس واقعيتهاي روزمره توفيق بيشتري مي يافت. داستان بچه كامپيوتري، اثر طنزآميز واقع گرايانه اي است كه صورتي علمي ـ تخيلي دارد، اما در واقع تناظر زندگي ماشيني انسانهاي «حقيقي» و عناصر «وانموده» را نشان مي دهد. اين داستان، روي هم رفته موفق تر از داستان كنايي واقع گرايانه «هرطور ميل شماست» است. در داستان رئاليسم خيال پردازانه چخوف عزيز، شروع سنجيده اما مردانه وار و تأكيد روي ثابت ماندن «ماهيت» انسان، خيلي زود به مسائل كلي كشيده مي شود و نويسنده در يك قصه كوتاه، دلزدگي و نفرتش را از كليه ناهنجاريها، نادرستي ها و كج رفتاريهاي جهان بيان مي كند؛ در حالي كه اگر پايان بندي داستان، يعني مخالفت شوهر با كتاب خواندن زن، به «محور» قصه تبديل مي شود، داستان نه تنها به لحاظ معنا و از حيث روايت و ساختار جذابيت بيشتري پيدا مي كرد، بلكه خصلت «زنانگي» خود را هم بيشتر به رخ مي كشاند. داستان «يك سال ديگر» بقاي شفقت را در دنياي بي رحم پيرامون به سادگي تصوير مي كند. پيرمردي مسافركش، محبتي پدرانه نسبت به يك زن مسافر پيدا مي كند. مي شد از حجم شعرها كاست و فقط آنهايي را كه نياز ماهوي انسان و بي شفقتي پيرامون رانشان مي دهند، گزينش كرد. ديدار ناگهاني پيرمرد و زن جوان، چفت و بست لازم را ندارد، گذشت زمان، پيش از دريافت خبر مرگ پيرمرد هم به اندازه كافي در متن جا نيفتاده است. با اين حال، داستان زنانه لطيفي ساخته و پرداخته شده است. داستان «درس درستي، قدم به قدم» به لحاظ معنايي يكي از بهترين هاي اين مجموعه است. جمله سازيهاي انسانهايي كه در حرف از «دردمندها» جانبداري مي كنند، اما در رابطه با آنها از حقيرترين منافع خودشان نمي گذرند، به خوبي بازنمايي مي شود. اما كلام، «زنانه» نيست به عبارت ديگر، نگارنده توقع دارد اين روايت كه به صد چند شكل ديگر هم نوشته شده است و اينجا به يك قصه فراداستاني (Metafiction) نزديك مي شود، با نگاه و لحن زنانه فرم داده شود تا پايان غيرمنتظره اش بيشتر از پيش اين حرف داستايوفسكي را ـ «هرچه بيشتر از فضيلت حرف مي زنند، درعمل از رذالتهاي بزرگتري برخوردارند» ـ به دل بنشاند. نويسنده در بعضي داستانها بن مايه هاي زندگي تكراري، روزمرگي ها، تنهايي وافسردگي زنها را به تصوير مي كشاند. فضاي بعضي از اين داستان [مثل «سنجاب كوچك» و «اين خانه چه دور است!»] تيره و پرملال است و تعداد ديگري تا حدي روش (پياده روي كنار دريا). در اين داستانها، شخصيتها و رخدادها و جهانهاي كوچكي كه نويسنده خلق مي كند، در اساس مبتني بر تجربه زيسته اند. بعضي از اين تجربيات ابتدا دروني شده اند و در بافتي «داستاني» بازنمايي شده اند (مثل اقاقياي كوچه را هم) اما بعضي ديگر، به چنين ترازي دست نيافته اند و در سطح باقي مانده اند مثل (داستان قاب عكس روي ديوار). مقوله «ادبيات زنانه» به عنوان «بخشي از يك سياست فرهنگي» نه تنها مي تواند وجود داشته باشد، بلكه «بايد» وجود داشته باشد، اين سخن به آن معنا نيست كه نويسنده زن بايد داستان «زن محور» بنويسد يا به زنهاي عادي داستانش خصلت قهرماني ببخشد تا بتوانند مشكلات زندگي رابه سهولت از سر راه بردارند، چرا كه تا اين زمان حتي جوامع بسيار پيشرفته غرب نيز، در ماهيت روابط خود، چنين «آزادي و قدرتي» به زنها نداده اند. ادبيات زنانه يا به اعتباري «نگاه زنانه در ادبيات» به اين مفهوم است كه «احساسات و تمايلات زنانه» بدون حضور واسطه (دقيقاً منظور نگاه ما مردهاست) در بازنمايي هستي به خواننده عرضه شود، زن به مثابه «ديگري» منشأ و خاستگاه بحرانهاي «مردساخته» جلوه گر نشود و علل محروميتهاي او در بافتي هنري تصوير شود. اين حرف كه ادبيات داستاني با يك سبك و ژانر ترازبندي مي شود و چيزي به اسم ادبيات زنانه و مردانه نداريم، تعارفي بيش نيست و اين سخن كه تقسيم بندي ادبيات زنانه و مردانه، همانند زنانه و مردانه ساختن رياضيات و فيزيك است، گونه اي شبيه سازي مبتني بر منطق منسوخ استاتيك است كه امروزه به سازوكارهاي عقب مانده ترين جوامع آفريقايي نيز پاسخ نمي دهد. يك دانش آموز مي داند از ضرب عدد پي (۳/۱۴) درمربع شعاع يك دايره، مساحت آن حاصل مي آيد، ولي احتمالاً نمي داند كه اين امر يك نيروي «عيني» و مستقل از اراده انسانهاست. وقتي كسي حل اين چنين مسائلي را مي بيند نمي داند حل كننده مسأله مرد است يا زن؛ اما ادبيات و هنر از اين قوانين و قواعد خشك پيروي نمي كنند. واقعيت اين است كه «صداي» داستان زنانه همان قدر با «صداي» مردانه تفاوت دارد كه باند فركانس صداي زن و مرد. اين تفاوت حتماً به معني «لطافت» هم نيست، اين «همانندسازي » نيز نه فقط از يك منطقه دروني ديناميك، بلكه فراتر از آن، از منطق «بيشتر ساختمندسازي» يك ساخت پيروي مي كند. درباره اين ساختمندسازي صدها كتاب و مقاله نوشته شده است، نگارنده فقط بطور موجز به اين نكته اشاره مي كند كه امروزه، به همان شكل كه روايتهاي كلاني مانند «هويت ملي»، «منافع طبقاتي» و نظير آنها زير سؤال رفته اند، ساختار مردسالارانه كه عملاً به صورت يك «نيرو، قاعده و قرارداد عيني اجتماعي» درآمده است، در حال از دست دادن مشروعيت خود است. خانم لوس ايريگاري، متفكر بلژيكي، يكي از تئوريزه ترين فمنيستهاي جهان، حتي زبان بيماران اسكيزوفرنيك و هذيانهاي درك ناپذير را تابع قواعد ساختار زبان [مردانه] مي داند. بنابراين «زنها» حتي در «تخيل» هم با ابزار مردانه سروكار دارند. بر همين اساس، زن بايد به «نوشتار زنانه» رو آورد؛ طوري كه «آقايي و اتوريته موضوع تخيلهاي مرد كه زن را به خاموشي محكوم مي كنند، حذف شوند». او مي گويد: «به همان طريق كه در آموزه هاي ماركس، پرولتاريا در جامعه است اما از آن نيست، من هم مي گويم زن در جامعه است، اما در جامعه نيست.» از نظر او اولين گام براي كسب هويت «از جامعه بودن»، داشتن زبان زنانه است ـ زباني كه در ادبيات به اوج خود مي رسد. در شمار كثيري از داستانهاي نويسندگان زن ايراني، متأسفانه زندگي بيشتر زنها خود به خودي و ناآگاهانه است و از عناصر آگاهي، ارزشگذاري و گرايش به اصول، خبري نيست؛ در نتيجه زنها به موقعيت شاخصي نمي رسند. كنش بيشترشان يا بي معناست يا كم معناست. در شاخص ترين شكل، عواطف واحساساتشان را نشان مي دهند.
|
|
|
|
|
در ۲روز پاياني هفته گذشته
برف، ۱۱ استان كشور را سفيدپوش كرد
• بارش برف كه از سحرگاه روز جمعه در بخش سردسيري استان كهگيلويه و بويراحمد آغاز شده بود شهرهاي ياسوج و سي سخت و روستاهاي مناطق سردسيري را در اين استان سپيدپوش كرد.
گروه شهرستانها ـ به دليل استقرار سيستم پرفشار در نيمه شمالي و كم فشار در نيمه جنوبي كشور اكثر مناطق غربي و شمالي كشور از جمله كهگيلويه و بويراحمد، مركزي، گيلان، آذربايجان غربي، اردبيل، اصفهان، چهارمحال و بختياري، همدان، فارس، كردستان و ارتفاعات شمال تهران در روزهاي پاياني هفته گذشته سپيدپوش شد. در پي افزايش برودت هوا و بارش برف و باران نقاط مختلف گيلان را فراگرفت و ارتفاع برف در محور كوهستاني اسالم به خلخال به حدود نيم متر رسيد. بارش برف كه از سحرگاه روز جمعه در بخش سردسيري استان كهگيلويه و بويراحمد آغاز شده بود شهرهاي ياسوج و سي سخت و روستاهاي مناطق سردسيري را در اين استان سپيدپوش كرد. به رغم بارش شديد برف كه ارتفاع آن به ۶۰ تا ۹۰سانتيمتر مي رسد راههاي ارتباطي استان باز و عبور و مرور در آنها با وسايل ايمني ميسر است. بارش برف سنگين كه از نخستين ساعات بامداد روز جمعه در شهرستان خمين در استان مركزي آغاز شده چهره اين شهرستان را تغيير داد. ارتفاع برف كه در مناطق كوهستاني به بيش از ۴۰سانتيمتر رسيده است موجب شد برودت هوا به حدود دو درجه زيرصفر برسد. در همين حال از مياندوآب در جنوب آذربايجان غربي خبر مي رسد بارش سنگين برف در ۴۸ساعت گذشته راههاي ارتباطي ۵۰روستاي بخش باروق اين شهرستان را بست. برف و كولاك سنگين كه از دو روز پيش در شهرستان بويراحمد آغاز شده بود موجب تعطيلي مدارس ابتدايي و راهنمايي شهرستان در نوبت عصر پنجشنبه شد. همچنين بارش برف موجب تعطيلي ۳۷۲ مدرسه در مقاطع ابتدايي و راهنمايي در شهرهاي ياسوج و روستاهاي شهرستان بويراحمد شد. تغييرات جوي به همراه بارش متناوب برف در طول شبانه روز گذشته سبب قطع ارتباط زميني ۷۰ روستاي شهرستان فريدونشهر در غرب استان اصفهان شد. در ۴۸ساعت گذشته ارتفاع برف در فريدونشهر به ۲۵سانتيمتر و در ارتفاعات به۳۵ سانتيمتر رسيده است. همچنين بارش برف سنگين ارتباط زميني ۱۲۰روستاي شهرستان كوهرنگ در چهار محال و بختياري را با مركز شهرستان «چلگرد» مسدود كرد. خبر ديگري از خبرنگار ما حاكيست، بارش برف كه از چند روز گذشته در استان همدان آغاز شده است موجب تعطيلي مدارس ابتدايي ناحيه يك و دو شهر همدان، اسدآباد، قروه درجزين، رزن و سردرود و مدارس مقطع ابتدايي و راهنمايي گل تپه و كبودرآهنگ در نوبت صبح شد. بارش برف در ۳۰ساعت گذشته در شهرستان سپيدان در استان فارس موجب قطع ارتباط زميني روستاهاي دهستانهاي كمهر، خصري، ششپير و سزماباد با شهراردكان مركز شهرستان شد. بارش برف در شهر اردكان مشكلاتي در اياب و ذهاب مردم به وجود آورد بطوريكه براي جلوگيري از هرگونه حادثه احتمالي، مدارس سه مقطع ابتدايي، راهنمايي و متوسطه شهر اردكان و بخشهاي همايجان و مركزي امروز تعطيل شد.
|
|
|
|