شنبه ۲۸ دي ۱۳۸۱ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۳
Sat, Jan 18, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بازخواني ايدئولوژي جمعيت فداييان اسلام ـ بخش سوم
دستورالعمل اصلاح حكومت و جامعه
107904.jpg
هرچند جمعيت فداييان اسلام مواضع ايدئولوژيك خود را به صورت انتشار اعلاميه و يا درج مقالاتي در روزنامه ها اعلام مي كردند، ولي ايدئولوژي جمعيت را به بهترين وجه مي توان در اعلاميه «دين وانتقام» و مهمتر از آن «كتاب رهنماي حقايق» يافت.
چنان كه پيشتر بيان شد نواب پس از اقدام ناموفق تروركسروي به برخي تشكلات ديني موجود پيوست تا با دين ستيزي و ولنگاري اخلاقي مبارزه كند، ولي به زودي متوجه شد كه اين گونه تشكلات سرسختي و شدت عمل لازم را براي پيشبرد چنين مبارزه اي ندارند. بنابر اين به ياري شماري از اعضاي جوان و پرشور كه در تشكلاتي مانند «جمعيت مبارزه با بي ديني»، «جمعيت فداكاران اسلام» و «جمعيت هواداران تشيع» عضويت داشتند، «جمعيت فداييان اسلام» را تشكيل داده در اواخر سال ،۱۳۲۴ با انتشار اعلاميه اي موجوديت آن را اعلام كرد. اين اعلاميه «دين و انتقام» عنوان يافته بود و عبارت «از طرف (فداييان اسلام). نواب صفوي» «درپاي آن به چشم مي خورد.(۴)
«دين و انتقام» مانند اكثر اعلاميه ها، نامه ها و مكاتبات بعدي فداييان اسلام و نواب با عبارت «هوالعزيز» آغاز مي شود و لحني احساس برانگيز و شورآفرين دارد. نواب صفوي دراين اعلاميه مي كوشد با استفاده از آيات و احاديث مختلف، تا حدممكن به گفته هاي خود اعتبار بخشد. ناگفته نماند كه نويسنده اعلاميه نه با مسلمانان ايران بلكه با «مسلمين عالم» سخن مي گويد.
گرچه موضوع ها و نكات موجود دراين اعلاميه ها، به صورتي منفك، منظم و منجسم بيان نشده است، مي توان سه محور را در آن شناسايي كرد: ارائه تصويري از وضع نابسامان جامعه، ريشه يابي و تحليل علل و عوامل اين نابساماني، و ارائه طرحي براي اصلاح جامعه. برجسته ترين ويژگي جامعه اي كه در «دين و انتقام» توصيف مي شود، «فساد و سوء اخلاق و جهل و بي ايماني» است.
از محتواي اعلاميه چنين برمي آيد كه اين گونه نابساماني ها علل و ريشه هايي گوناگون دارد، ولي مهمترين آنها عملكرد «خودخواهان شهوتران» است كه در «لباس دين» و «به نام دين» تيشه ها بر پيكر دين و معارف قرآن مي زنند.
نواب صفوي رها شدن از چنگ «مفسدين جنايتكار» و «جنايتكاران پليد» و بازستاني حقوق پايمال شده را در گرو «جانبازي» و مبارزه اي خونبار مي داند كه فداييان اسلام پيشگام آن خواهند بود. تقريباً پنج سال پس از انتشار اعلاميه «دين و انتقام» تهيه و تدوين كتابچه اي كه در حكم مرامنامه و مانيفست جمعيت فداييان اسلام بود به پايان رسيد. كتابچه نامبرده «اعلاميه فداييان اسلام يا كتاب رهنماي حقايق يا نماينده كوچك حقايق نوراني جهاني بزرگ» نام داشت(۵) و مطالعه دقيق آن توصيه شده بود، زيرا به زعم تهيه كنندگان آن، «در مقدرات دنيا مؤثر بوده، خط سير بشر را تغيير داده… همه فرزندان بشر را به ياري خدا از گمراهي نجات قطعي مي بخشد.» حتي از «مسؤولين راديوهاي ايران و رئيس تبليغات ايران» خواسته شده بود «قطعاً و حتماً اين اعلاميه فداييان اسلام… را در راديوي ملت و راديوهاي ملت مسلمان ايران… بخوانند» و «چنانچه درخواندن آن… كوتاهي ورزند اين هم در دفتر جناياتشان… ثبت مي شود» (ص ۳۳۱).
سبك و سياق «رهنماي حقايق» تا حدود زيادي مانند «دين و انتقام» است: «رهنماي حقايق» از سه بخش اصلي تشكيل مي شود و هركدام از اين بخش ها دربرگيرنده موضوع هاي فرعي مختلف است كه تحت عناوين معين طرح مي شوند.
بخش نخست «رهنما» «ريشه هاي مفاسد خانمان سوز ايران و جهان» عنوان يافته است و به طرح و بررسي وضع موجود جامعه ايران و جهان اختصاص دارد. تصوير ترسيم شده دراين بخش از «رهنما» تصوير جامعه اي است كه نابساماني، فساد، تباهي و فقر سرتاسر آن را فراگرفته و روز به روز گسترده تر و عميق تر مي شود.
برپايه «رهنما» فساد و تباهي به برجسته ترين صورت در حوزه فرهنگ نمود مي يابد و «مفاسد فرهنگ» در رديف مهم ترين مفاسد قرار مي گيرد. وجه غالب اين گونه مفاسد هم با روابط و مناسبات جنسي در جامعه پيوند مي يابند. اهميت اين پديده براي نواب و ياران او چنان زياد است كه در عناوين فرعي بخش نخست و در خود متن، واژه ها و عبارت هايي مانند «آتش شهوت»، «زنان بي عفت»، «فحشا»، «شهوت انگيز» و از اين قبيل را فراوان به كار مي برند.
دراين خصوص پس از تشريح «حس شهوت و زناشويي» چونان «حس مقدس طبيعي» كه در همه انسان ها وجود دارد، تصريح شده است كه اگر «تحريك و هيجان حس شهوت از راه پاك و طبيعي خود» خارج شود «فضايل انساني را چونان كوره ذوب كننده اي نابود مي كند»، زيرا «افكار عمومي هميشه با هر برخوردي به يك موضع حساسي از بدن هاي عريان زنان (عفيف) از خط سير وظيفه خود منحرف [مي شود]». درچنين شرايطي «نظام فكري» مختل شده «نتيجتاً نظام اجتماعي مختل مي گردد» و «روز به روز با ترقي شهوات پليد عمومي … جنايات ترقي نموده و توسعه مي يابد» (ص ۵ـ۲۰۴).
نويسنده «رهنما» همچنين حضور زنان در حوزه هاي عمومي زندگي اجتماعي را مهمترين عامل فساد مي داند: «شب و روز زنان و مردان در كوچه و بازار و اداره و مدرسه و كارخانه و ساير اماكن عمومي، با هم روبرو شده و شب و روز حس شهوت عمومي بدون حساب، مشغول فعاليت و هيجان است» (ص ۲۰۴). او چنين روابط و مناسباتي را به معني «آزادي زنان نمي داند و تأييد و ترويج «بي حجابي» و همكاري زن و مرد را «سند حماقت و بي شعوري دانشمندان و رجال اروپا و آمريكا» به شمار مي آورد (ص ۷ـ۲۰۶).
ديگر نمودهاي فساد و تباهي اجتماعي كه در «رهنما» مورد تأكيد قرار مي گيرند، «مشروبات مسموم كننده و جنون انگيز الكلي»، «استعمال دودهاي خطرناك ترياك و شيره و سيگار»، «سينماها و نمايش خانه ها و رمانها و تصانيف و اشعار موهوم و شهوت انگيز و جنايت آموز» «نغمه هاي ناهنجار غيرمشروع» و «قماربازي» هستند. اين پديده ها جملگي محصولات «جوامع متمدن» معرفي مي شوند و زيانبار بودن آنها با توسل به دلايل و دستاوردهاي علم پزشكي اثبات مي شود. (ص ۲۱۲ـ۲۰۷).
گرچه مسائل فرهنگي و اخلاقي از موضوع هاي اصلي «رهنما» است، به برخي مسائل ديگر نيز اشاره مي شود. يكي از اين مسائل «رشوه خواري عمومي ادارات و وزارتخانه ها و سايرين و رباخوارهاي عمومي و بانكهاي رباخواري» است. از اين ديدگاه عملكرد كاركنان نظام اداري و نظام بانكي چيزي جز جنگ با «اسلام و مسلمين» نيست (ص ۲۱۴). افزون براين، از «نبود كار و فقر عمومي» و بي اعتمادي و بدبيني فراگير دولت و ملت نسبت به يكديگر نيز ياد شده است (ص ۱۵ـ۲۱۴).
به طور كلي آنچه در «رهنما» از جامعه آن روز ايران و بنابر اين جامعه جهاني ترسيم شده است تصوير جامعه اي است كه در آن «آتش فساد، شهوت، دروغ، خيانت، بي ناموسي، هرزگي و همه رذايل… شعله ور شده [است]» (ص ۲۱۵).
علت اين گونه نابساماني ها هم «نبودن ايمان و تربيت اسلام» عنوان مي شود:
اگر [احكام اسلام] اجرا مي شد محيط ايران از بامداد روزهاي عمر خويش تا به شام نورباران بود. بامدادان و سحرگاهان آنگاه كه بهترين نسيم هاي جان فزا مي وزد و مرغان خوش الحان به نغمه هاي دلكش تسبيح و تقديس حق مشغولند، مردان و زنان و پيران و جوانان و كودكان مسلمان نيز به پيروي از چرخهاي جامعه كه احكام مقدس اسلام آن را مي گرداند … جز خدا و دادگاه خدا و حقايق چيزي نمي بينند و نمي شنوند (ص ۲۰۰).
بخش دوم «رهنما» به اين موضوع اختصاص يافته است كه چگونه مي توان «آتش فساد، دورويي، شهوت، دروغ، خيانت، بي ناموسي، هرزگي و همه رذايل» را خاموش ساخت. اين بخش با عنوان «طريق اصلاح عموم طبقات»، نوعي «دستورالعمل براي شؤون مختلف حكومت و جامعه» است كه «بايستي به ياري خدا مو به مو عملي گردد» (ص ۲۱۷). «دستورالعمل» نامبرده حكايت از آن دارد كه جامعه آرماني فداييان اسلام جامعه اي است كه همه چيز آن بايد اسلامي باشد.
اسلامي شدن «شؤون مختلف حكومت و جامعه» هم از ديدگاه فداييان اسلام فقط در صورتي ميسر است كه همه وزارتخانه ها و دستگاههاي سياسي ـ اداري برپايه قواعد، احكام و فرهنگ اسلامي بازسازي شوند. بنابر اين «دستورالعملي» كه در بخش دوم «رهنما» آمده است، عمدتاً به «طريق اصلاح» سيزده وزارتخانه موجود در زمان فعاليت «جمعيت» معطوف است. اين جمعيت «اصلاح عموم طبقات» را درچارچوب نظم موجود عملي مي داند و حتي انحلال وزارتخانه يا تأسيس وزارت خانه اي جديد را توصيه نمي كند. به بيان ديگر فداييان اسلام براين باور بودند كه اگر نظام سياسي طبق موازين اسلام اصلاح و بازسازي شود، همه مشكلات، مفاسد و نابساماني هاي جامعه دير يا زود برطرف خواهد شد.
گرچه راهكار پيشنهادي «رهنما» براي «اصلاح عموم طبقات» به قواي سه گانه حكومت به ويژه قوه مجريه اختصاص دارد نقش نهاد روحانيت فراموش نشده است. از آنجا كه اصلاح وزارتخانه ها و ديگر قواي حكومتي بايد «برطبق موازين اسلام» صورت گيرد و روحانيت تنها مقام و مرجع صالح براي تشخيص، تفسير وكاربست اين موازين است، دراين بخش از «رهنما» نخست درباره روحانيت و موضوع هايي مانند «مرجعيت تقليد»، «امور درسي»، «منابر» و «دسته ها ونوحه سرايي هاي عمومي» سخن به ميان مي آيد (ص ۱۹ـ۲۱۷).
درخصوص «مرجعيت تقليد» مهمترين مسؤوليت مراجع بيرون آوردن آن افرادي از «لباس وصف مقدس روحانيت» است كه صلاحيت اين مقام را ندارند. بازبيني «دروس محصلين علوم ديني» و «بررسي و آزمايش» «مبلغين، روضه خوانها [و] مداحهاي تمام ولايات» نيز از وظايف خطير مراجع تقليد و مسؤولان حوزه هاي علميه عنوان شده است. در چارچوب بحث از «روحانيت» همچنين آمده است كه بايد «در امور دسته هاي عزاداري و نوحه سرايي ها» نظارت كرد «تا چنانكه شايسته ساحت مقدس حضرت اباعبدالله و آل محمد(ص) است، عزاداري و نوحه سرايي كنند. افزون براين توصيه شده است «دايره اي تحت نظر علماي پاك و مطلع براي تبليغات و امر به معروف و نهي از منكرات عمومي» تشكيل شود (ص ۱۹ـ۲۱۷).
چنين نگرش و پيشنهادهايي درباره نهاد روحانيت حكايت از آن دارد كه نواب و ديگر اعضاي فعال جمعيت از وضع موجود اين نهاد، و فضا و سياست حاكم برحوزه هاي علميه چندان راضي نبودند. البته چنين نگاه انتقادي بي گمان تا حدود زيادي ريشه در روابط پرتنش فداييان اسلام با حوزه علميه قم و برخي مراجع تقليد و روحانيون برجسته دارد كه در رويارويي خشونت بار با طرفداران حضرت آيت الله العظمي بروجردي و شخص ايشان به آشكارترين صورت نمود يافت. (دواني، ص ۳۷۶). ولي با وجود اين در ايدئولوژي فداييان اسلام جايگاهي برجسته به نهاد روحانيت اختصاص يافته و حكومت ملزم شده است درصورت لزوم و درخواست، «آماده اجراي دستورات «مراجع مقدس روحانيت» باشد (ص ۲۱۹).
بقيه مطالب اين بخش از «رهنما» به نحوه اصلاح وزارتخانه هاي مختلف اختصاص دارد. دراين قسمت ضمن نقد وضع موجود و عملكرد وزارتخانه ها، «طريق اصلاح» آنها بيان شده است. برخي از پيشنهادهاي اصلاحي يا «دستورالعمل»ها به همه وزارتخانه ها مربوط مي شود. شماري از آنها نيز به وزارتخانه هايي معين اختصاص دارد.
مهمترين دستورالعملي كه در رابطه با همه وزارتخانه ها عنوان شده است به «پرچم اسلام، مسجد، اذان [و] جماعت» مربوط مي شود. براين اساس بايد در «تمام ادارات» وزارتخانه هاي مختلف «نماز جماعت اقامه نمايند… تا همه پاك و عادل شوند.» همچنين دستور داده شده است «در تمام ادارات… مؤذني خوش صوت و پرچم سبز لااله الاالله، محمد رسول الله، علي ولي الله علاوه برپرچم ايران نصب كنند» تا «نسيم عدالت پرچم سبز اسلام و ايران بوزد و نداي عدالت… به گوش جهانيان برسد تشكيل «صندوق قرض الحسنه و صندوق اعانه» در همه وزارتخانه ها و دستگاههاي حكومتي نيز مورد تأكيد قرارگرفته است.
افزون براين گونه دستورالعمل هاي كلي، دراين بخش از «رهنما» وضع موجود همه وزارتخانه ها كم و بيش نقد و «طريق اصلاح» آنها بيان شده است. ترتيب و كميت بحث از وزارتخانه ها جايگاه امور فرهنگي و اهميت عوامل تهديدكننده نظم فرهنگي ـ اجتماعي سنتي را در ايدئولوژي فداييان اسلام نشان مي دهد. دراين ايدئولوژي بيشترين توجه معطوف به نهادهايي است كه متولي فرهنگ، اخلاق و ارزش هاي ديني جامعه هستند و به همين دليل نخستين وزارتخانه مورد بررسي، «وزارت فرهنگ» يا به اصطلاح «رذيلت خانه و اوباش پرور و طويله اي [كه] فرهنگش مي نامند» است. (ص ۲۰۴).
بحث درباره «وزارت فرهنگ» با نقد نظام آموزشي و بيان نحوه اصلاح آن آغاز مي شود. در نقد نظام موردنظر نخست از مواد درسي و محتواي آنها سخن به ميان مي آيد و تأكيد مي شود كه «دروس غيرمشروع… ممنوع گردد» و «به جاي مثل هاي زشتي (مثل اينكه: رضا خوب تار مي زند!) … مثل هاي اسلامي و اخلاقي نقل و … به كار رود». ممنوع شدن تعيين «آموزگاران مرد براي مدارس دختران و بعكس» نيز يادآوري شده است. نظام آموزش عالي هم زير سؤال رفته است كه به دليل غرب گرايي و بي توجهي به «سرمايه هاي نيرومند» «ملل مسلمان شرق»، انسانهايي را تربيت مي كند كه «به جز بت پرستي و بي ايماني و خيانت و هرزگي» سرمايه اي ندارند (ص ۲۲ـ۲۲۰).
بنابر اين درعين رفع اين گونه كاستي ها و انحرافات موجود در نظام آموزش درتمام دوره هاي تحصيلات ابتدايي و متوسطه و عالي، بايستي به جاي ساعات بازيهاي زياد و بي جا، دروس اخلاق اسلام و معارف نوراني آل محمد (ص) را پس از استخراج از منابع آنها… بياموزند تا مگر ارواح فرزندان اسلام نوراني شده به اخلاق پاكيزه اسلام خوگيرد و دريچه هاي افكارشان به سوي منابع اصلي ريشه هاي علم و دانش بازگردد و اساس مشكلات علوم بشري و احتياج عمومي عالم در پيشگاه خردها و عقولشان آسان و حل شود (ص ۲۲۳).
پس از اين بحث درباره نظام آموزش، به ديگر امور و حوزه هاي زير نظر «وزارت فرهنگ» اشاره شده است. حذف «بازيگريها و موسيقيهاي غيرمشروع از راديو»، و ممنوعيت اكيد نشر «مطالب پست و كوتاه و شهوت انگيز» و «شوخي هاي بي مزه و عكس هاي شهوت زا» در جرايد، از اين گونه مطالب است. درباره سينما هم آمده است كه «سينماهاي كنوني و جنايت خانه هاي شهوت آموز بايستي به كلي نابود شوند» و «طبق موازين اسلام نمايش خانه ها و سينماهايي بنا كنند كه محل زنان از مردان جدا بوده، مرزي بين نواميس و مردان بيگانه موجود باشد». درچنين سينماهايي بايد فيلم هايي درباره «تواريخ مفيد اسلام و دنيا و تاريخ شيعه و قطعه هاي مفيد اخلاقي و جنگي تاريخ و قسمت هاي حساس تاريخ عظيم اسلام» نمايش داده شود (ص ۵ـ۲۲۴).
دومين وزارتخانه مورد بررسي، «وزارت دادگستري» است. در رابطه با اين وزارتخانه و نظام قضايي كه عملكرد آن به ويژه از لحاظ نحوه مجازات، اداره زندان ها و زندانيان كندي در رسيدگي به پرونده ها و اختلاس به شدت مورد انتقاد قرار مي گيرد.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |