\ در چند كشور جهان برنامه اجرا كرده اي؟
* از وقتي فيل بلند كردم همه سيرك دارهاي دنيا دنبالم بودند، از اسپانيا، ايتاليا و …
مي آمدند، هر جا حقوقش بيشتر بود با آنجا قرارداد مي بستم، در حدود ۳۸ كشور جهان را از شمال به جنوب و از شرق به غرب رفته ام در اين سفرها همه بچه هايم نيز همراهم بودند سيركي كه ما داشتيم خيلي مجهز بود.
\ چرا به ايران بازگشتي؟
* ببينيد من يك ايراني ام و مشهورترين عضو سيرك كه در دنيا فعاليت داشت از اينكه كشورم حتي يك سيرك ندارد متأسف بودم، يكي از روزها كه طبق معمول در بيكاري آرتيست ها همه دور هم جمع مي شدند و از خاطره هايشان مي گفتند يكي از دو برادران آلماني كه روي سيم كار مي كردند از من پرسيد در كشورتان چند تا سيرك داريد.
وقتي من گفتم هيچ سيركي در كشورمان نيست، تعجب كرد او گفت پس تفريح بچه ها، جوون ها و مردم چيست؟ از آن به بعد به فكر افتادم كه به ايران برگردم، وقتي در ايران بودم يك نيمه سيركي داشتم، ماشينم را دوطبقه كرده بودم و در شهرها مي چرخيدم.
به همسرم گفتم هر جوري شده است بايد برگرديم ايران، بايستي يك سيرك در كشورمان راه بيندازيم. ۲۰ سال دور دنيا گشته بوديم ديگر بس بود، وقتي در ايران همسرم به وزارت ارشاد رفت من هنوز در ايتاليا بودم. از طرف وزارت ارشاد دعوت به همكاري شديم. من به همراه شريكم كه ايتاليايي بود به ايران آمدم همكاري ام كه پيش بيني مي شد صورت نگرفت اما ما تحت شرايط بسيار سختي به خاطر هدفي كه داشتيم به ايران آمديم و با پارك ارم و در آمدي بسيار ناچيز قرارداد بستيم، قبل از اينكه به ايران بيايم من در يك سفر توسط يكي از دوستانم به دارالايتام رفتم آنجا بود كه به علاقه مندي بچه ها پي بردم و تأسف خوردم در ايران چرا سيركي وجود ندارد در ايتاليا ۲۸۰ سيرك وجود دارد كه جمعيتي برابر با ايران دارد، دولت ايتاليا آنها را حمايت مالي مي كند.
\ در ايران چه مي كنيد؟
* ابتدا كه سرگردان بوديم، جاي مشخصي نداشتيم و وسايلمان فرسوده شده است، آرتيست هاي خارجي اي كه داشتيم به خاطر درآمد پايين سيرك در ايران ما را ترك كردند آنها قرار بود در حين كار در سيرك به ايراني ها هم آموزش دهند اين كار را نيز نكردند.
چند ماهي كه با هماهنگي يكي از ارگان ها در شهر اربيل عراق برنامه اجرا مي كرديم باور كنيد در سرماي زمستان روزي سه بار برنامه اجرا مي كرديم و هر روز استقبال بيشتر مي شد اما متأسفانه تا به حال هنوز نتوانسته ايم حق الزحمه ها را بگيريم و پول سيرك بازي هاي خارجي در آن زمان را به سختي خودم پرداخت كردم تا در دنياي سيرك بازها اعتبار خودم و كشورم را محفوظ داشته باشم الان به هر شهري مي رويم بچه ها و جوان ها علاقه مندند آموزش ببينند اما امكانات نيست بايستي كلاس سيرك داشته باشيم، هفت سال است دنبال مؤسسه سيرك هستيم.
\ الان در كجا برنامه اجرا مي كنيد؟
* با وزارت آموزش وپرورش قرارداد بسته ايم جا نداشتيم به ما در كانون فرهنگي و تربيتي قدس خيابان ايران زمين واقع در ميدان صنعت شهرك قدس جا دادند، براي مدارس كار مي كنيم سه شيفت برنامه اجرا مي كنيم. از ساعت ۹ صبح تا ۴ عصر و از مدتي پيش يك برنامه نيز براي عموم مردم از ساعت ۷ تا ۹ عصر اجرا مي كنيم.
\ چند عضو داريد؟
* ۲۸ عضو كه همگي ايراني اند، در حال حاضر گرداننده اصلي سيرك پسرم است، او در برنامه با شير، خرس، سگ و ميمون متبحر است و كارهاي بندبازي، آكروبات و آتيش بازي نيز در برنامه هايمان است.
پسرم حدود ۴۵روزي مي شود كه از آمريكا برگشته است او در بزرگترين سيرك دنيا كه «اينكلي براور آمبراس بيلي بارتوم» است برنامه اجرا مي كرد و حقوق خوبي مي گرفت اما چون عصاي دست من است و ماهرترين چادرزن سيرك به حساب مي رود به درخواست من وبراي تفريح مردم ايران به اينجا برگشت، يادم نرفته بگويم كه پسرم در آمريكا روزانه ۶۰۰ دلار حقوق مي گرفت.
\ در مدت فعاليتت چه لقب هايي داشتي؟
* من چون «عقاب» را خيلي دوست داشتم خودم اين لقب را انتخاب كردم، در ايتاليا ـ ، به من پوموپيوفورته دلموندو فورترـ مردبسيار قوي دنيا در انگليس؛ استرانگ من و هانيبال، در ژاپن؛ هركول ايراني و در هندوستان به «سامسون» لقب گرفته ام.
\ در ايران چه انتظاراتي داري؟
* مي خواهم سيرك ثابت داشته باشم، مدرسه سيرك راه بيندازم و فرهنگ سيرك را در ايران گسترش بدهم، هيچ تفريحي براي بچه بهتر از سيرك نيست و بزرگترها نيز مي توانند برداشت هاي خوبي داشته باشند.
\ چند تا بچه داري؟
* دو بچه، يكي پسر و ديگري دختر، دخترم در حال حاضر با همسرش كه رئيس مخابرات سياتل آمريكا است دور از ما زندگي مي كند او نخستين زن سواركار ايراني بود كه بعد از انقلاب و با پوشش اسلامي برنامه اجرا كرد، ابراهيم كه عصاي دستم است در سيرك به دنيا آمد. او در ايران نزد من است از پسرم يك نوه پسري دارم كه اسمش را خليل گذاشته اند و يك نوه دختري نيز در آمريكا دارم.
\ از خاطره هايت بگو؟
* سالهاي فعاليت من همه اش خاطره است اما يكي از خاطراتي كه در ذهنم باقي مانده است در ايتاليا اتفاق افتاده، من در آنجا هميشه با ارابه وارد صحنه مي شدم، مقداري از اسب مي ترسيدم يكي از شب ها به من گفتند چرخ هاي ارابه شكسته است، از من خواستند سوار اسب «زورو» بشوم، وقتي سوار شدم دلهره داشتم، اين اسب طبق تربيتي كه شده بود به وسط ميدان روي سردست بلند شد به سختي خودم را به او چسباندم بعد اسب ميدان را ترك كرد و از چادر بيرون دويد وقتي سالم از آن پياده شدم احساس كردم تازه به دنيا آمده ام.
خاطره شيرين ديگرم اجراي نخستين برنامه «ابراهيم» بود او۱۰ ساله بود حدود۱۴ سال پيش در مونت كارلو در المپيك سيرك بود كه پسرم به عمليات آكروبات دست بزند. او خيلي خوب و شگفت انگيز شروع كرد و بين ۳۰۰ بچه پسرم به نام ايران برنده شد و شاه مونتي كارلو جايزه «دلقك طلايي» را به او اهدا كرد. «خليل طريقت پيما» عقاب ايران همه جا با نام ايران و زير پرچم ايران بود او لباسي به تن دارد كه ۴۰ سال با آن زندگي كرده است مي گويد: اين لباس بين سيرك بازان دنيا يادآور «خليل عقاب» است.
ديگر بايد لباس را از تن كند، كمربند شيرسر را درآورد تا پسر وارث هنر پدر شود، «خليل عقاب» مي خندد گيسوان سفيدش را نشان مي دهد و مي گويد: «اگر بين آمادگي بدني من پيرمرد فاصله بيفتد بازگشت به اوج سخت است اما باز حاضرم وزنه بلند كنم.»