پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۱ - ۱۹ ذيقعده ۱۴۲۳
Thu, Jan 23, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۶۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
هزارويك شهر
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به مجموعه شعر«فعلهايي كه در غياب تو صرف مي شوند»
معرفي كتاب
گزارش «ايران» از نخستين روزهاي جشنواره تئاتر فجر
نگاهي به مجموعه شعر«فعلهايي كه در غياب تو صرف مي شوند»
وداع با بومي گرايي!
108948.jpg
|يك
دهه هاي چهل و پنجاه شمسي، دهه هاي تجلي ادبيات برخاسته از «حواشي جغرافياي سياسي ايران» بود. در آن زمان سياست بر تمركز قدرت و جمعيت در تهران استوارشد و كليه امكانات به اين شهر نامتناسب و ناموزون با معيارهاي «كلان شهرهاي جهاني »انتقال يافت. در آن زمان [بويژه در اوايل دهه چهل] توسعه شبكه راههاي كشور به حدي نبود تا سفرهاي چندصد كيلومتري به راحتي انجام پذيرد و وسايل ارتباطي ناكارآمد نيز به تشكيل «جزاير فرهنگي »در سطح استانها كمك مي كرد با اين همه «جنوب كشور »توانست به سرعت «بازي ادبيات» را با «قواعد» خود آشناكند.
با ختم به خير شدن دهه پنجاه و ورود به دهه شصت، محوريت از جنوب رخت بربست و «شمال كشور» وارد گردونه بازي شد؛ با اين همه انتظار مي رفت به دليل سابقه جنوب، آن «فرهنگ خلاق » دوباره فعال شود كه از اوايل دهه هفتاد ابتدا در خوزستان و پس از آن در بوشهر و اينك در هرمزگان شاهد اين پويايي هستيم. موسي بندري از شاعران موفق هرمزگان است كه گرچه از شكلهاي روايي مستعمل، گاه استفاده مي برد اما به بهينه سازي اين شكلها نيز مشغول است.
«فعل هايي كه در غياب تو صرف مي شوند» مجموعه اي است كه جهان شخصي يك شاعر را به ما مي نماياند.
| دو
 صداها/ پرندگان پاشيده در هوايند/ «مادر، به سختي/ پيراهن پاره را به آغوش مي كشد.»/ پشت انبوه برگها، از دور/ پرچمي به سان كله اي گيج/ تكان مي خورد/. «مادر، در دنج ترين پستوي گلو/ پيراهن پاره را نهان مي كند.»/ ابرها، بر منظر بي گناهي ما شهادت نداده اند/ تنها، زخمهاي ريخته بر خاك را/ پاك مي كنند/ «مادر، براي كفني در دوردست عمر/ پيراهن پاره را تا مي كند.»
آنچه به طور معمول در اغلب شعرهاي شاعران مقيم تهران شاهديم، ترجيح شگرد به توصيف فضا، ترجيح شكل به «از چه گفتن»، ترجيح پادرهوايي روايت به انگيزه روايت، ترجيح «غيرمتداول» به ارائه «متداولي نو»، ترجيح «هيچ» به آنچه كه بايد مخاطب را در آن سهيم كنند، ترجيح... است كه در نهايت به حذف «تاريخ» از «نوشته جاتشان» منجر مي شود اينان كه اغلب با داعيه گذر از زمان تقويمي و ارائه «رويكردي متناسب با زمانه» وارد «بازي» شده اند «خود» را به جاي «تاريخ» مي نهند تا همچون سياستمداران پيشين، جهان را به نام خود سكه زنند بي خبر از آنكه به فرض «ناپلئون» در روايتي نو كه از تاريخ به دست داد به تاريخ پيوست؛ روايتي نو از تاريخ مدنظر است نه روايتي نو از «خود» ي كه بود و نبودش براي تاريخ و مخاطبان آن، علي السويه است.
موسي بندري ، گرچه در حال و هواي شعر هفتاد تنفس مي كند اما [شعر فوق را از نو بخوانيد] در پي استفاده از «امكانات موجود» در نيل به «رويكردي تاريخمند» است. مي شود شعرهاي كتابش را خواند و از ميان سطور آن، وقايع دهه اخير را نه براساس «زمان سالنامه اي» كه بر «بن مايه» تغييرات جامعه شناختي و تبعات روان شناختي آن برانسان ايراني پي گرفت.
حالا هي شما / بر هر كوچه و خيابان تابلو نصب كنيد / و هي بياييد/ در جيب تمام شهروندان / كارت شناسايي عشق جست وجو كنيد / و پر شويد در تمام كتابها و نوشته ها / و پوستر بچسبانيد / برانگشت سبز پياده روها / ملاحظه مي فرماييد / اين بار ممكن است آن قايق / به بندر كه مي رسد / رودخانه اي از آن پياده شود.
«شفافيت روايت» در شعرهاي بندري محسوس است و اين شفافيت در پي ارائه «هيچ» نيست بلكه رويدادي است كه از واقعيت به «زبان» وارد شده بي آنكه زبان را بپريشد . ما «حادثه اي پريشان» را در دل «زباني غيرپريشان» شاهديم و به همين دليل، پريشاني را مي بينيم يا لااقل احساس مي كنيم. «زبان پريشان» در مكالمات روزمره پارسي هم، قواعدي دارد كه به «شفافيت روايت» منجر مي شود. كسي كه فرزندش مرده يا خانه اش در آتش سوخته، «روايتي شفاف» را در دل «زبان پريشان» ارائه مي دهد كه بر «احاطه عقلايي مركزيت زبان» به «كل زبان» تأكيد مي كند؛ بنابراين ارائه زباني پريشان بدون «شفافيت در روايت» در آثار ادبي، به شوخي ناهنجار و نامربوطي شبيه است!
از اين نظر، شعر بندري، شعري متكي به خود و داراي وجوهي خارج از «تداول شعر دهه هفتاد» است كه گرچه از شكل ها و شگردهاي اين «رويكرد» استفاده مي برد اما آن را به نفع خود مصادره به مطلوب مي كند و شعري «ميانه رو» را ارائه مي دهد كه مي تواند در جمع «ميانه روهاي اندك اين نحله»، در دهه هشتاد به حيات خويش ادامه دهد.
| سه
نه اخطار شده بود / نه سربازي ماشه چكانده بود / نه قرار بود اين مسافران در ميدان هرگز پياده شوند / مرثيه اي آمد و زل زد / آن گاه / ميني بوس از تمام جنگ ها چيزي با خود داشت / دست هاي قطع شده / پاهاي در هم شكسته / و اندوهي كه هواي تمام آسمان را انباشته بود.
در شعر بندري، ما اكنون مي توانيم با شفافيت كامل، افول «بومي گرايي» را كه روزگاري با شعر آتشي به اوج رسيده بود، ببينيم.
شاعران پيشروي جنوب، اكنون ديگر به فكر ارائه «نشانه هاي بومي» جهت ارائه «شعري متفاوت» نيستند چرا كه مي دانند آنچه كه در نهايت از يك شعر مي ماند نه «خرده فرهنگها» كه «فرهنگ كلي يك جامعه» است كه دايره مخاطبان آثار ادبي اش روزبه روز تنگ تر مي شود و ديگر آن «افراط» در ارائه واژه ها و رسومات بومي كه در نهايت به «توسع» آنها نيز منجر نمي شد [به عكس شعر نيما كه قادر بود بومي ترين عناصر را به همه گيرترين مفاهيم و مناظر بدل كند] كارآمد نيست تا شاعران را بزرگتر از اندازه هاي واقعي شان نشان دهد.
با اين همه، چه در شعر بندري و چه در شعر ديگر شاعران پيشروي جنوب، موسيقي كلام و استفاده از رنگ هاي تند و ايجاد فضايي كه بر توصيف مكان ها و وقايعي «گرم» استوار است «جنوب» را به خوبي بازسازي مي كند بي آنكه اين شاعران محتاج «فريب خواننده» با ارائه «نشانه هاي پرزرق و برق اما توخالي» باشند.
| چهار
بدون شك هنوز نمي توان توصيف كامل و جامعي از شعر امروز ارائه داد. مسلماً برخي با شتابزدگي اين شعر را محكوم ساخته و جنبه هاي صوري دقيق، بي نتيجه و منسوخ آن را افشا كرده اند، اما بسياري از آثار نشان دهنده باروري اين نوع ادبي است. گرايشهايي كه اين آثار متجلي مي سازند اگرچه كاملاً به تحقق رسيده اند با اين همه باز هم مي توانند تغيير جهت دهند و مشخص تر شوند. [تاريخ ادبيات فرانسه / جلد پنجم: قرن بيستم / پيربرونل، ايون بلانژه، دانيل كوتي …/ برگردان: نسرين خطاط / مهوش قويمي]
اظهارنظر فوق، شامل شعر امروز ايران هم مي شود. دو جمله پاياني [… تغيير جهت دهند و مشخص تر شوند] دورنماي شعر امروز را تشكيل مي دهد. دورنمايي كه موسي بندري مي تواند در آن شريك و سهيم باشد.
معرفي كتاب
* رازقي ها بگذار عطر بفشانند
108942.jpg
مجموعه شعر / احمد نوري زاده / نشر نوشه / ۱۳۸۱ / ۲۰۰۰ نسخه / ۱۵۰۰ تومان
اين مجموعه، حاوي شعرهاي ۱۳۴۸ تا ۱۳۸۰ احمد نوري زاده [متولد ۱۳۳۰] روزنامه نگار و مترجم مشهور ادبيات ارمني است كه چندي قبل مجموعه شعري كه به زبان ارمني منتشر كرد موردتوجه مجامع ارمني زبان آمريكا قرار گرفت. شعر نوري زاده، شعري ساده و روان است كه اكثر درقالب نيمايي ريخته شده و رنگ و بوي شعر دهه چهل و پنجاه را دارد [ كه طبيعي است چرا كه از همان زمانه به ما رسيده است].
بخشي از شعر «زندگي عطرخوشي هم دارد» را مي خوانيد: «عصر گرم خرداد / نيمه خرداد است / زندگي عطر خوش بسياري / هركجا افشانده است / هركجا شعري هست / كه مرا مي خواند / روي يك نيمكت سبز جوان ـ در پارك / مي نشينم تنها / بچه ها: / الاكلنگ، چرخ فلك / سرسره، تاب / … بوي سرشار بلال / آب نمك / …»
* منازعه در پيراهن
108945.jpg
بازخواني شعردهه ي هفتاد / بهزاد خواجات / نشر رسش / ۱۳۸۱ / ۲۰۰۰ نسخه / ۹۵۰۰ ريال
بهزادخواجات [ متولد ۱۳۴۷] از شاعران فعال حوزه شعر هفتاد است كه سالها در تبديل رويكردهاي خلاقه اين دهه به مؤلفه هاي نظري كوشيده است. كتاب حاضر مجموعه اي از متوني است كه او طي اين دهه، در نشريات مختلف منتشر كرده است.او هم اكنون استاد ادبيات و زبان فارسي در دانشگاههاي اهواز است. از خواجات تاكنون دو مجموعه شعر با عناوين «چند پرنده مانده به مرگ» [۱۳۷۸] و جمهور [۱۳۸۰] منتشر شده است.
* ايران در شرق باستان
108951.jpg
ارنست هرتسفلد/ همايون صنعتي زاده/ پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي و دانشگاه شهيد باهنر كرمان/ /۱۳۸۱ ۳۰۰۰نسخه/ ۱۰۰۰۰تومان
اين كتاب روايتي است اصلاح شده و اندكي مفصل تر از هشت خطابه درباره تاريخچه باستانشناسي ايران كه در پاييز ۱۹۳۴م، در شهر بوستون آمريكا ايراد شد. دو خطابه نخستين به دوره پيش از تاريخ ايران اختصاص دارد؛ يعني درباره عصرهاي نوسنگي، مسي و مفرغ در فلات ايران است؛ خطابه سوم درباره دوره انتقالي مهاجرت اقوام آريايي به فلات ايران، معماري و مجسمه سازي در روزگار هخامنشيان و يوناني مآبي و هلنيسم در عصر سلوكيان و اشكانيان و شكوفايي مجسمه سازي در دوره ساسانيان مضامين ديگر خطابه ها را تشكيل مي دهد.
گزارش «ايران» از نخستين روزهاي جشنواره تئاتر فجر
جشنواره فجر، تالارهاي نمايش را گرم كرد
108996.jpg
گروه فرهنگي ـ بهمن عبداللهي: اولين روزهاي بهمن ماه اگر چه با سرماي زمستاني و بارش برف همراه بود، اما سالنهاي نمايش كه شاهد اجراي نمايش هاي بيست و يكمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر هستند شبهاي گرمي را تجربه مي كنند.
در حالي كه چهارراه وليعصر سرشار از ازدحام خودروها و صداي بوق و انتشار دود است، كمي آنسوتر مجموعه تئاتر شهر پذيراي علاقه مندان به هنر نمايش است. صحنه ها جان تازه اي گرفته اند و سالنهاي مختلف يكبار ديگر اجتماع مشتاقان اين هنر را در خود جاي مي دهند.
به گزارش خبرنگار «ايران»، عصر سه شنبه نمايشگاه ماكت هاي طراحي صحنه هنرمند آلماني در تالار وحدت با حضور جمعي از مسؤولان و هنرمندان گشايش يافت و همان شب فعاليت رسمي تالارهاي نمايش دهنده آثار جشنواره با قرائت سه پيام كتبي ازسوي وزير ارشاد، معاون امور هنري و دبيرجشنواره آغاز شد.
در اين شب تالار وحدت با آنكه بيشترين جمعيت علاقه مندان را در خود جاي داده بود تعدادي صندلي نيز خالي مانده بود. اولين اجراي اين تالار به نمايش «قصه زمستان» به كارگرداني دومينيك هيل از اسكاتلند اختصاص داشت، نمايشي سه ساعته از شكسپير. «قصه زمستان» كه از شيوه اجراي مدرن بهره مي برد، طراحي صحنه مناسبي داشت و گرچه زيرنويس نمايش مطابق با ديالوگ ها نبود اما بازيگران با تسلط بر نقش هاي خود تماشاگران را تا انتها با خود همراه كردند، اين نمايش در نظرخواهي انجام شده ازسوي جشنواره با ۲۸۳ رأي مقام دوم جدول آراي تماشاگران را به دست آورد.
رتبه اول جدول نظرخواهي از تماشاگران به «ضيافت شيطان» نوشته و كارگرداني اميردژاكام اختصاص داشت. اين اثر در بخش مسابقه دوبار در تالار اصلي تئاتر شهر به روي صحنه رفت. استفاده از شيوه روايتي نقالي و شيوه اجرايي بازي در بازي و فاصله گذاري از ويژگي هاي «ضيافت شيطان» بود و به خاطر بازيهاي خوب انوشيروان ارجمند، علي سليماني و سپيده نظري پور مورد توجه تماشاگران قرارگرفت و آنها تا دقايقي پس از اجرا گروه را تشويق كردند. اين نمايش در نظرخواهي از تماشاگران ۲۹۳ رأي به دست آورد.
به گزارش خبرنگار ما، نمايشگاه ۱۰سال عكاسي تئاتر بالاخره در پايان شب اول آماده شد و عكسها بر ديوارها نصب شدند. سيف الله صمديان يكي از سه داور اين بخش كه در كنار محمودكلاري و فرهاد آئيش قرار است آثار را قضاوت كنند به ما گفت: «هنوز داوري آغاز نشده است».
در اين نمايشگاه آثار عكاسي محمدرضا شريفي نيا، يارتا ياران، اختر تاجيك و… را مي توان به تماشا ايستاد.
بيرون از سالنهاي نمايش صفي ديده نمي شد اما ازدحام علاقه مندان بيش از روزهاي عادي تالارها بود، مجيد شريف خدايي كه در سالن انتظار تئاترشهر با يك ميهمان خارجي مشغول صحبت بوددرخصوص استقبال از جشنواره به خبرنگار ما گفت: استقبال در روز اول خوب بوده و به نسبت روز اول سالهاي پيش وضع بهتري را شاهد هستيم و اميدواريم در روزهاي بعد با استقبال بيشتري روبرو شويم.
وي در پاسخ به پرسش ديگري تأكيد كرد: تاكنون مشكل خاصي در روند برگزاري جشنواره به وجودنيامده و اوضاع مطلوب است.
بنابراين گزارش در شب اول ۲نمايش خارجي، ۷نمايش ايراني و يك تعزيه در ۱۷نوبت اجرا شدند. شب گذشته نيز ۱۶نمايش به روي صحنه رفتند.
امشب در سومين روز برگزاري جشنواره تئاتر فجر نمايش هاي قصه زمستان از اسكاتلند در تالار وحدت، «خاطرات هنرپيشه نقش دوم» ازهادي مرزبان در تالار اصلي تئاتر شهر، «يك قطره خون» از هند در سالن چهارسو، «الكتر» از سپيده نظري پور در تالار سايه، «خر از دست رفته» از فرهاد اصلاني در سالن قشقايي و «توالت»از اراك، «ديب خنده ناك» از آستانه، «سبز، سهراب سرخ» از اردبيل، «زنان مهتابي مرد آفتابي» از قم به ترتيب در تالارهاي كوچك، هنر، سنگلج و مولوي به روي صحنه مي روند. تعزيه «قيس بن مسهر» نيز از تفرش در تكيه طرشت اجرا مي شود.
اهداي جايزه شعر اليوت به آليس اوسوالد
108993.jpg
از راست به چپ : اوسوالد ـ اليوت
جايزه معتبر تي.اس.اليوت براي بهترين دفتر شعر سال شامگاه سه شنبه به شاعر معروف «آليس اوسوالد» اهداشد. به گزارش نشريه گاردين «اوسوالد» اين جايزه ده هزار پوندي را براي شعري به نام «دارت»از دفتر شعري به همين نام دريافت كرد كه گفته مي شود رودخانه «دارت» در شهر دون در انگليس منبع الهام او در سرودن اين شعر بوده است. برپايه اين گزارش، «اوسوالد» براي نوشتن اين شعر سه سال متوالي را صرف يادداشت كردن مكالمات خود با مردمي كرده است كه در نزديكي اين رودخانه زندگي مي كنند و يا اينكه اين رودخانه منبع امرار معاش آنها محسوب مي شود. مايكل لونگلي شاعر و يكي از داوران جايزه در تجليل از شعر دارت گفت: «دارت» تركيبي درخشان و انسجامي شايسته از شعر و نثر است كه در پژواك صداي هزاران نفر، يك ملودي فردي به گوش مي رسد. بنابراين گزارش «دارت» دومين دفتر شعر «اوسوالد» است و نخستين مجموعه شعر او در سال ۱۹۹۷ نامزد دريافت همين جايزه شده بود.
گفتني است جايزه تي.اس.اليوت كه امسال دهمين سال خود را برگزاركرد، هر ساله به همت «انجمن كتاب شعر» كه تي.اس.اليوت يكي از اعضاي بنيانگذار آن در سال ۱۹۵۳ بود به بهترين دفتر شعر چاپ شده در بريتانيا و ايرلند اعطا مي شود و سال گذشته به مجموعه اشعار «زيبايي همسر: يك مقاله داستاني در ۲۹ تانگو» نوشته آن كارسون اهدا شد.
بر پرده سينماهاي تهران
| خاكستري ـ (كارگردان: مهرداد ميرفلاح)، شهرتماشا،۱ بهمن،۱ استقلال، آستارا، ايران،۳ آسيا، جام جم، مراد، گلريز،۲ عصرجديد،۲ قيام، حافظ، كارون، شيرين، آسمان آبي، سارا، شيدا، پيام انقلاب و ميلاد.

| بوي بهشت ـ آفريقا، ايران،۱ جي،۲ توسكا، پارس۲ و فلسطين.۳

| كلاه قرمزي و سروناز ـ (كارگردان: ايرج طهماسب): شهرقشنگ، سعدي، مركزي،۱ پيروزي، ماندانا، فلسطين،۱ گلريز،۱ ملت، اروپا، سپيده، دهكده المپيك، ستاره، المپيا، ايران،۲ فردوسي، كانون و جي.۳

| همكلاس ـ (كارگردان: سعيد خورشيديان)، قدس، صحرا، جوان، جمهوري، شقايق، بهمن،۲ ناهيد، تهران،۲ مركزي،۲ جي۱ و عصرجديد.۳
امروز با عبدالرضا (هوشنگ) مهدوي
109002.jpg
گروه فرهنگي: م . غلامحسين پور: عبدالرضا (هوشنگ) مهدوي در عرصه آثار سياسي و تاريخي چهره شناخته شده اي است و تاكنون پنجاه عنوان كتاب ترجمه و تأليف كرده است. آثاري چون «يك بستر و دو رؤيا» از آندره فونتن، «سفر شاه» از ويليام شوكراس را ترجمه و كتابهايي چون «تاريخ روابط خارجي ايران»، «سياست خارجي ايران در دوران پهلوي» ، «روزهاي افتخار » و ... از جمله تأليفات اوست. «رازهاي ناگفته» عنوان كتابي از اردشير زاهدي است كه چندي پيش از مجموعه «تاريخ شفاهي ايران» در آمريكا منتشر شده و بلافاصله در ايران توسط چهار مترجم به فارسي ترجمه و منتشر شده است، مهدوي نيز اين كتاب را به انضمام «پنج روز بحر اني» و صد صفحه از مقالات نشريات انگليسي زبان كه به فارسي ترجمه كرده توسط نشر پيكان منتشر كرده است.

\ آقاي مهدوي، شما فعاليت زاهدي در ۲۸ مرداد و حضور مؤثرش در صحنه سياسي ايران را بهانه ترجمه اين كتاب قرارداديد، فكر مي كنيد زاهدي در اين روايت چقدر به واقعيت ها وفادار است؟
* من در اين ترجمه ثابت كردم كه زاهدي راست نگفته و نمي خواهد راست هم بگويد. دروغ هايي در اين كتاب گفته كه براي اغلب مخاطبان روشن است. اينكه آمريكاييان به مصدق پيشنهاد ده ميليون دلار داده بودند، دور از واقعيت است. خود زاهدي هم مي داند كه آمريكاييها اين كمكها را به حكومت كودتا دادند.

\ شما در مقدمه تان پيرامون كودتاي ۲۸ مرداد سه نظر را بررسي مي كنيد و اين نظر را كه كودتاي ۲۸ مرداد را نتيجه تباني و توطئه دكترمصدق و دربار مي داند.
* روزنامه ها نوشتند كه مصدق در يك تباني با دربار خانه نشين شد. اين را بارها نوشتند. برخي روزنامه ها اينگونه تحليل مي كنند. به ويژه در روزهاي پس از انقلاب راجع به اين موضوع مي نوشتند.

\ مقاله زاهدي درپاسخ به آلبرايت چه نكات روشنگر و مهمي داشت؟
* زماني كه آلبرايت بابت كودتا در ايران اظهار تأسف كرد. يعني معذرت خواهي نكرد، زاهدي با پول خود در نيويورك تايمز يك مقاله ـ آگهي چاپ كرد و گفت: آلبرايت مشق شب خودش را خوب ننوشته و خيلي آدم بي اطلاعي است. زاهدي به كلي منكر نقش آمريكا در كودتاست، اصلاً اين واقعه را يك قيام ملي مي داند. در حالي كه آيزنهاور طي پيامي در پايان رياست جمهوري خطاب به آمريكاييان گفت: من دو دستاورد بزرگ در دوران خود داشتم، يكي كودتا عليه مصدق و ديگري كودتا در گواتمالا.

\ در پيوست كتاب، «پنج روز بحراني» را به قلم زاهدي آورديد، اين ضميمه را از روزنامه اطلاعات سال ۱۳۳۶ گرفتيد؟
* اين مقالات هم جالب است، اردشير زاهدي اين مقالات را چهارسال پس از كودتا درباره رويدادهاي آن روزها و روزهاي پس از كودتا نوشته است. جالب است بدانيد كه حالا همين حرفها را منكر شده اين مطلب را من از اطلاعات ماهانه استخراج كردم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |