جمعه ۴ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۳
Fri, Jan 24, 2003
صفحه آخر
شماره ۲۳۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بماني يا نماني
دهل
عصرديروزصورت گرفت
• «سيد محمد خاتمي» ، رئيس جمهوري روز پنج شنبه در آستانه سفر رسمي خود به كشور هندوستان با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار كرد.
۶ گل دربازي بي برنده
• تيم اوهفته هاست كه بردي نداشته است و او در چنين شرايطي خوش شانس بوده كه نتيجه گيري بد سپاهان واستقلال، ضعف هايش را پوشانده است .
محجوب : تا پنج روز آينده رضايت خود را
نماينده گچساران:
تا پايان برنامه پنج ساله ۷۵ هزار جانباز
۱۰۰۰كانتينر حاوي مواد توليد هرويين درافغانستان كشف و نابود شد
مأموران مبارزه با موادمخدر در يك يورش سازماندهي شده به منطقه «شينواري » در ولايت «ننگرهار» افغانستان يك هزار كانتينر حاوي مواد تيزاب را كه براي توليد هرويين كاربرد دارد، كشف و نابود ساختند. منطقه شينواري در ۲۵كيلومتري شرق شهر جلال آباد مركز ولايت ننگرهار، يكي از مراكز عمده توليد هرويين در افغانستان محسوب مي شود.
بر پرده سينماهاي تهران
| خاكستري ـ (كارگردان: مهرداد ميرفلاح)، شهرتماشا،۱ بهمن،۱ استقلال، آستارا، ايران،۳ آسيا، جام جم، مراد، گلريز،۲ عصرجديد،۲ قيام، حافظ، كارون، شيرين، آسمان آبي، سارا، شيدا، پيام انقلاب و ميلاد.

| بوي بهشت ـ آفريقا، ايران،۱ جي،۲ توسكا، پارس۲ و فلسطين.۳

| كلاه قرمزي و سروناز ـ (كارگردان: ايرج طهماسب): شهرقشنگ، سعدي، مركزي،۱ پيروزي، ماندانا، فلسطين،۱ گلريز،۱ ملت، اروپا، سپيده، دهكده المپيك، ستاره، المپيا، ايران،۲ فردوسي، كانون و جي.۳

| همكلاس ـ (كارگردان: سعيد خورشيديان)، قدس، صحرا، جوان، جمهوري، شقايق، بهمن،۲ ناهيد، تهران،۲ مركزي،۲ جي۱ و عصرجديد.۳
تجليل از پدر«كمانچه»خراسان
مراسم تجليل ويادبود استاد «نيازعلي صحراروشن» استاد چيره دست كمانچه ومعروف به پدر كمانچه خراسان ، چهارشنبه شب در شيروان برگزار شد.
دراين مراسم علاوه برمسؤولان استاني و شهرستاني ، بسياري از فرهيختگان ، شاعران وهنرمندان موسيقي برخي نقاط كشور حضور داشتند. «نيازعلي صحراروشن» كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در بيشتر جشنواره هاي رسمي موسيقي كشور حضور فعال داشت در جشنواره بزرگداشت «علي اصغر بهاري» معروفترين كمانچه نواز كشور در سال ۱۳۷۳ با ارائه هنر زيباي خويش تعجب وحيرت استاد بهاري واستاد علي اف كمانچه نواز معروف شوروي را برانگيخت.
وي درسال ۱۳۰۸ هجري شمسي در روستاي «اوغاز» از توابع شهرستان شيروان در شمال خراسان، چشم به گيتي گشود،هنر خدادادي اش مايه اشراق هنردوستان در جاي جاي كشور بود. «نيازعلي صحراروشن » كه ريشه در ايلهاي «سيوكانلو و كيكانلو» داشت اواخر دي ماه امسال در سن ۷۴سالگي در يك سانحه رانندگي دعوت حق را لبيك گفت و هنرمندان وهنردوستان را با نواختهاي به يادماندني كمانچه خويش تنها گذاشت.
بماني يا نماني
مهرجويي قرار است
با اين سينما بماند!
109203.jpg
1 ـ در ايام پانزدهمين جشنواره فيلم فجر شنيده مي شد «مهرجويي» در حال فيلمبرداري فيلم بعدي اش است كه گويي اتفاقاتش در بستر جشنواره مي گذرد. در آن روزها همه منتظر ديدن فيلم جديد مهرجويي «ليلا» بودند كه تكميل كننده سه گانه خيالي اش بود. سه گانه اي كه هيچ ربطي به هم نداشتند! ليلا در پي دوفيلمي بود كه دست كم اقتباسهاي خوبي بودند. «سارا» براساس نمايشنامه «خانه عروسك» اثر «هنريك ايبسن» و «پري» براساس رمان «فرني و زويس» اثر «جروم ديويد سالينجر» .
مهرجويي بعداز اعتراض سالينجر در كمال حيرت كساني كه هم فيلم را ديده بودند و هم رمان را خوانده بودند، ادعا كرد رمان را نخوانده است. «ليلا» براساس رماني از «مهناز انصاريان» واكنش هاي متفاوتي را برانگيخت اما همگي بريك نكته اعتراف داشتند. «مهرجويي» فيلم هايي مي سازد كه ساختار بسيار حرفه اي و محكمي دارد. «ليلا» اشتياق تماشاگران را براي فيلم بعدي مهرجويي با حضور بازيگر تازه كار و پركار آن سال «همايون ارشادي» زنده نگه داشت. بي شك «درخت گلابي» نقطه عطفي در كارنامه مهرجويي به حساب مي آيد. فيلمي كه اگر در زمان مناسبي اكران مي گرفت مي توانست تماشاگران بسياري را به سالنها بكشاند. «ميكس» محصول سال ۷۸ همان فيلمي كه مهرجويي در ايام پانزدهمين جشنواره مي ساخت، تماشاگران را حسابي دلزده كرد. گويي «مهرجويي» حتماً بايد فيلم بد هم مي ساخت. بعد از نمايش «ميكس» و شكست تجاري و هنري آن «مهرجويي» طرحهاي بسياري را سبك سنگين كرد تا به «بماني» رسيد.
۲ ـ دل همه خوش بود كه «مهرجويي» «طعم گيلاس» يا فيلمهاي به اصطلاح «فستيواليستي» نمي سازد. قصه را درست تعريف مي كند. بي محابا دست به تجربه گرايي نمي زند، از بازيگر حرفه اي استفاده مي كند. ولي«مهرجويي» كاري به دلخوشي كسي ندارد. او در دهه هفتم زندگي خود فيلمي ساخت كه تحليل دقيقي مي خواهد. قضاوت غيرمنصفانه در مورد فيلمهاي او محلي از اعراب ندارد.
۳ ـ هر ايراني كه روزنامه مي خواند احتمالاً مطلبي هم درباره خودسوزي هاي زنان ايلامي چيزهايي خوانده است. گويي زنان ستمديده اين استان بسيار محروم اين كار را نه به خاطر رهاشدن بلكه به خاطربيدار كردن اذهان عمومي انجام مي دهند. نفس فيلم ساختن درباره اين موضوع بسيار زيبا و دراماتيك است حتي مي تواند موضوع يك مستند بسيار جذاب باشد. ولي مشكل فيلم «مهرجويي» از همين جا شروع مي شود، مهرجويي تكليفش حتي با خودش هم مشخص نيست. سردرگم شدن تماشاگر جاي خود. در ساختار اين گونه فيلم ها قواعد و اصولي وجود دارد كه ساختارشكني و نوآوري در آن نيز قاعده دارد. در وهله اول تكليف فيلمساز بايد مشخص باشد. آيا فيلم يك مستند داستاني است يا يك فيلم داستاني كه از عناصر سينماي مستند بهره مي جويد؟ احتمالاً گزينه دوم پاسخ سؤال باشد. ولي مهرجويي چنان سردرگم است كه دلش نيامده حتي يك عنصر را هم تجربه نكند. از اين روبا فيلمي شلوغ سروكار داريم كه به بچه اي پرحرف بيشتر شباهت دارد تا به فيلمي كه قصد بارزكردن دردهاي پنهان يك استان محروم را دارد. پلان هاي بعضاً طولاني فيلم كه از سينماي اروپاي شرقي و كيارستمي و امثالهم وام گرفته شده، فقط پلان هاي طولاني و خسته كننده است و آنقدر سطحي است كه به تماشاگر فرصت نمي دهد در مورد موضوع تعمق كند و فقط او را آزرده مي كند.
«خسروسينايي» فيلمسازي كه فيلم هاي داستاني در كارنامه او بسيار محدودند در سال ۷۸در اقدام بسيار جالبي دست به ساختن فيلم مشابه «بماني» زد كه با پژوهش سترگ و ساختار كلاسيكش به مراتب ارتباط بيشتري با تماشاگر برقرار مي كرد. «سينايي» با تمركز بريك موضوع و بسط و گسترش آن حال و هواي دراماتيك داستان را به شدت تقويت كرد. حال در «بماني» مهرجويي دقيقاً در جهت عكس حركت كرده و امكان تمركز روي موضوع را از تماشاچي كاملاً سلب مي كند. كافي بود اين فيلم توسط يكي از فارغ التحصيلان نگون بخت و جوان رشته سينما ساخته مي شد. آن وقت مي شد ديد كه منتقدين چه بلايي كه سر او نمي آوردند ولي اين هم از خواص مملكت ماست كه اگر يك استاد سينما باشي و خطا هم كني، از آن خطا به عنوان جسارت و نوآوري ياد مي شود و كسي به خود اجازه انتقاد نمي دهد. در مورد تأثير «بماني» روي تماشاگران مي توان يك مثال بي ربط شد. «نجات سرباز رايان» فيلم جنگي اسپيلبرگ غول هاليوود در ده پانزده دقيقه ابتداي خود تماشاگر را چنان مرعوب مي كند كه ممكن است كسي در سينما حالش به هم بخورد ولي به دليل نفوذ نكردن به عمق مابقي فيلم به شعارزدگي مي افتد و در حد يك اكشن دراماتيك پايين مي آيد. بماني نيز در همين حد باقي مي ماند. كافيست در سينما حضور داشته باشيد تا صداي بغل دستيمان كه مي گويد: آخيش بميرم الهي، بشنويد. ممكن است پچ پچ هاي روشنفكرمآبانه اي را هم كه براي مردم مصيبت زده ايلام صورت مي گيرد بشنويد، ولي اين تأثير فقط تا بيرون سينماست. در تهران، در پاتوق سينما عصر جديد تماشاگران تا كه از سينما بيرون بيايند، خيلي احتمال دارد كه ته دلشان بگويند: بابا ما خودمون هزارتا بدبختي داريم، اين فيلمها را بايد مسؤولان ببينند تا دلشان به حال آنها بسوزد كه براي آنها كاري بكنند. ديديد!؟ فيلم در حد يك گزارش خبري پايين آمد. مشكل «مهرجويي» همان مشخص نبودن تكليفش با خودش است. والا او حتماً مي داند تماشاگر امروزي آنقدر شعور دارد كه لازم نباشد سربريده مقتول ابتداي فيلم را به تماشاگر نشان بدهد. گويي مهرجويي اگه از دستش مي رسيد يقه مخاطبان خود را مي گرفته و با نشان دادن فيلم به آنها كاري مي كرد كه آنها خوب شيرفهم شوند كه مردم ايلام چه مردم بدبختي هستند. مطمئناً تماشاگران بعد از تماشاي «بماني» از مهرجويي تعجب خواهندكرد. كسي كه «هامون» و«درخت گلابي» را ساخته قطعاً مي داندكه نمادهاي سطحي و از مدافتاده اي همچون ديدار بماني با خود در آينه در سكانس پاياني و يا حجم گسترده سايه خالو روي بماني كه در ايوان خوابيده ديگر كاركرد ندارند.
نمادهايي كه بيشتر در آثار ويديويي فيلمسازان جوان انجمن سينماي جوان كاربرد دارد. احتمالاً تماشاگران پيگير آثار مهرجويي هرچه به مغز خود فشار آورده اند،. با صحبت هاي گزارش وار و مصاحبه وار «مهرجويي» (كه از صداي خود نيز در فيلم استفاده مي كند) با شخصيت هاي فيلم ارتباطي برقرار نكرده اند. نوگرايي و تجربه گرايي نفساً چيز بدي كه نيست بسيار جذاب نيز هست ولي به قول «مجيد كياني» نوآوري نيز اصول خود را دارد. وقتي پدر بماني رو به دوربين از درآمدش حرف مي زند فقط تماشاگر متوجه مي شود كه بابا تو ايلام هم طرف ماهي ۴۷هزار تومن درمي آره شايد آقاي مهرجويي ندانند كه در تهران هم با مخارج بسيار سنگين تر همين مبلغ به رفتگران رنج كشيده پرداخت مي شود. پس معني ديالوگ روبه دوربين پدربماني چيست؟ «مهرجويي» براي خنثي كردن اين فكر در تماشاگر كه نكند همه بدبختي هاي اين مردم به خاطر اين باشد كه فقيرند، شخص ثروتمندي را هم با همان تفكر به عنوان سوپاپ اطمينان در قصه قرارمي دهد ولي ترفند مهرجويي آنقدر رواست كه احتمالاً يك نوجوان ۱۲ساله امروزي نيز مي تواند آن را تشخيص بدهد. در هر حال بماني واپسين ساخته «داريوش مهرجويي» فيلم خوبي نيست ولي تأسف برانگيز است. تأسف نه به خاطر موضوع فيلمش بلكه تأسف براي مهرجويي. بين منتقدين معروف است كه اگر يك فيلم فقط فروش كند دنيا را دارد.اگر فقط مورد توجه منتقدين قرار گيرد آخرت را براي خودش خريده است. ولي احتمالاً «بماني» نه دنيا را خواهدداشت و نه آخرت را.
109200.jpg

۴ ـ «بهرام بدخشاني» فيلمبردار خوبيست. او كه فارغ التحصيل مدرسه راديو و تلويزيون است بهتر است ديگر بعد از سه كار «من ترانه پانزده سال دارم»، «دايره» و «بماني» ديگر فيلم سياه! كار نكند تا به فيلمبردار اين گونه فيلمها معروف نشود. در ضمن هركسي كه مدير فيلمبرداري خوبي باشد لزوماً camera man خوبي نيست، آقاي بدخشاني با دوربين سردست هاي خود در اين فيلم اين مسأله را بخوبي اثبات كردند.
اين تحليل صرفاً ديدگاه نويسنده درباره اين فيلم است. ايران جمعه آمادگي دارد هرگونه ديدگاه ديگري را حتي اگر مخالف با مطلب نويسنده باشد، در اين صفحه درج كند.
دهل
ساز ناساز
109197.jpg
معناي واژه موسيقي چنان عام است كه از طرفي وسعي بسيار براي غرق شدن در زيباييهاي بيكران خود به همراه دارد و از طرفي ديگر، ايجاد خط فكري هدفمند ميان بسياري از بزرگان را دشوار مي سازد. در اين بين علاقه اي قديمي و دلبستگي اي نهفته در اعماق درونم آهسته آهسته سربرآورد وخاطره نغمه هايي در ذهنم دوباره طنين انداخت. موسيقي اي كه اين روزها كم كم رو به فراموشي مي رود و آهنگسازاني كه در دوران تب وتاب دهه هاي پنجاه و شصت و هفتاد ميلادي در اوج افكار و انديشه هاي جوانان انقلابي بودند امروزه يا افول كرده اند و يا ديگر وجود ندارند. موسيقي اعتراض نام درستي است بر شكوائيه هاي انسان به تنگ آمده دوران سلطه گري در جهان. هنري كه از دست هنرمندان تردستي برخاست كه مي خواستند دنيا را به حركت و جوشش عليه بي عدالتي ها وادارند و در اين هماوردي، چيزي خلق شد كه در بهترين لحظات جوانان ديروز شنيده مي شود.
«وودي گاتري» از پيشگامان جنبش موسيقي اعتراض محسوب مي شود. «ودرو ويلسون گاتري» در چهاردهم ژوئيه ي ۱۹۱۲ در ايالت اكلاهما به دنيا آمد. پسري با موهاي پرپشت و مجعد كه از اوان كودكي ذكات و زيركي خود را در نگاه كنجكاو به دنياي پيرامونش نشان داده بود. هم زمان با اكتشافات نفت در سالهاي دهه ي سي، در سال ۱۹۳۳ ازدواج مي كند كه حاصل آن سه فرزند است. وي همراه با «مت جنينگ » و «كلاستر» اولين تلاش حرفه اي خود را با «Corncob Trio» آغاز كرد. مقارن سالهاي بي رونق اقتصاد همراه هزاران مهاجر ايالات مركزي به دنبال كار روانه ي غرب مي شد و در سال ۱۹۳۷ با ورودش به كاليفرنيا با طعم تلخ تحقير و دشنام و دشمني شهروندان كاليفرنيا كه با مهاجران مخالفت مي كنند، آشنا شد.
مهاجر بودن وودي آرا وانديشه هاي سياسي و اجتماعي او را شكل مي دهد. چيزي كه در ساختن آثار "Dust Bowl Ballads" مشهور است. برنامه ي راديويي او از لوس آنجلس در سال۱۹۳۷ او و همخوان جديدش «ماكسين كريسن» را مورد توجه عموم قرار داد و استعدادش سبب شد از يك منتقد ستيزه جوي اجتماعي و معترض سياسي به مدافع ارزشهاي انساني وخواننده اي اجتماعي بدل وشد.
«من در يكصدمين جمعيت جهاني كارگران آواز خوانده ام و همه جور آدمي را ديده ام، هر جور آدمي كه بتوانيد تصور كنيد»
109212.jpg
وودي همراه دوستانش، «ليدبلي» «سيكوهيوستن»، «پيت سگار» و... در كنار هم جمعي را تشكيل دادند كه به ضديت با سازمانهاي فاشيستي و حمايت از گروههاي كمونيستي مي پرداخت. خواندن و سرودن ترانه هاي اعتراض آميز، شيوه مبارزاتي آنها بود.
وودي گاتري كار خود را به همراهي گروههاي «Almanac» گروههاي موسيقي سياسي راديكال در اواخر دهه چهل ادامه داد. برخي از اعضاي اين گروهها سالها بعد به عنوان اصلاح طلبان «Weavers» دركنار گروههاي موسيقي Folk موقعيت وموفقيت بسياري را دراواخر دهه چهل وپنجاه كسب كردند. راهنمايي ونظارت «هرو لدنتال» دوست ومعتمد وودي و حمايت تهيه كننده Almanac باعث شد تا موسيقي Folk جايگاهي مطمئن ومستحكم در موسيقي مردمي پيدا كند.
كنسرت پژوهشي در فرهنگسراي نياوران
كنسرت پژوهشي درمورد سازهاي بومي و محلي امروز به سرپرستي حسين حميدي پژوهشگر بنام موسيقي فولكلور ايران در فرهنگسراي نياوران برگزيده مي شود.
نوازنده سازهاي بادي امروز استاد «شيرمحمداسپندار» است كه همراه تشت و كوزه وسازهاي كوبه اي محلي به اجراي برنامه خواهد پرداخت. «حسين حميدي» نيز دراين مورد سخنراني خواهد كرد . فرهنگسراي نياوران انتهاي خيابان پاسداران مقابل پارك نياوران واقع است . ساعت اجرا ۱۹‎/۲۰ دقيقه است.
كافكا را بي خيال شو كروننبرگ را بچسب
109209.jpg
عنكبوت نام آخرين ساخته ديويد كروننبرگ فيلمساز كانادايي است كه براساس رماني از پاتريك مك گرت ساخته شده است.
كروننبرگ را عموماً به عنوان سازنده فيلمهاي علمي ـ تخليي و ترسناك مي شناسند، چراكه او با فيلمهاي علمي تخيلي شروع كرد و بعد به ژانر ترسناك روي آورد.
در اسكنر (۱۹۸۰) و ويديودرام (۱۹۸۲) مايه هاي علمي تخيلي و وحشت را به هم آميخت و آثاري با كيفيتهاي ويژه و غيرمتعارف ساخت كه ويژگي باروك گونه آنها، فيلمهايش را از نمونه هاي معمولي ژانر وحشت يا علمي تخيلي متمايز مي كرد. درواقع فيلمهاي كروننبرگ عليرغم ديدگاههاي آينده نگرانه او كمترين ارتباط را با فيلمهاي اين ژانر دارد. شايد بتوان آنها را هجويه اي بر سينماي وحشت و علمي تخيلي دانست و اين يكي از خصوصيات پست مدرنيستي سينماي اوست. پرداختن به جنسيت و هويت انسان از دلمشغولي هاي كروننبرگ است.
در آثار او با تقابل نيروهاي فردي و اجتماعي در جهاني صنعتي و تكنولوژيك و به شدت آشفته و جنون آميز مواجهيم. فيلم قبلي و تصادف (crash) از اين جهت مثال روشني است.
يك داستان كافكايي
كروننبرگ همواره از تكنولوژي سينما و امكانات بصري آن براي اجراي ايده هاي شگفت انگيزش، خلاقانه ترين بهره برداري را كرده است. اما در فيلم جديدش هيچ تكنولوژي خاصي به كار نرفته كه تماشاگر را مرعوب كند. تنها كشمكش و درگيري يك انسان روان پريش باگذشته تاريك و تلخش مطرح است. درواقع جهان فيلم عنكبوت و شخصيت محوري آن كه بيشتر به جهان و شخصيتهاي آثار ساموئل بكت، هارولد پينتر، فرناندو آرابال و فرانتس كافكا شبيه است. فيلم عمدتاً در يك مهمانخانه مخصوص نگهداري بيماران رواني ترخيص شده از تيمارستان در منطقه شرق لندن و در دوره مارگارت تاچر مي گذرد. تيتراژ فيلم بر روي تصاويري از ديوارهاي نمناك و كاعذ ديواريهاي رطوبت ديده و رنگ و رو رفته مهمانخانه مي آيد و آنگاه فيلم با صحنه ايستگاه قطاري در لندن آغاز مي شود.
مسافران باشتاب از قطار پياده مي شوند، دوربين از روي آدمها حركت مي كند و به طرف آخرين مسافري كه از قطار پياده مي شود مي رود كه دنيس كلگ (با بازي درخشان رالف فاينس) شخصيت روان نژد و شيزوفرنيك داستان است كه به تازگي از تيمارستان ترخيص شده است.
او ظاهر رقت بار و درمانده اي دارد و گنگ و خاموش است و تنها كلمات نامفهومي را زيرلب زمزمه مي كند. با او همراه شده و ماجرا را از زاويه ديد او پي مي گيريم.
دنيس وارد مهمانخانه كهنه و دلگيري مي شود كه توسط خانم ويلكينسون (لين ردگريو) مدير جدي و مقرراتي آن اداره مي شود. دنيس دفترچه اي دارد كه خاطرات و ذهنيات خود را با حروفي كاملاً عجيب و غيرقابل فهم در آن مي نويسد و مثل يك راز از آن مراقبت مي كند. بتدريج گذشته دردناك اين بيمار انگليسي بر ما آشكار مي شود. او قدم به مكانهايي مي گذارد كه پيش از اين در آنها زيسته است و هنگامي كه صحنه هاي مربوط به دوران كودكي اش را به ياد مي آورد، ما نيز وارد جهان ذهني آشفته و ماليخوليايي او مي شويم.
هويت عنكبوت
او فرزند يك لوله كش ميخواره (با بازي گابريل بايرن) است كه بيشتر اوقاتش را در يك كافه مي گذراند، مادرش (ميراندا ريچاردسون) زني مهربان و محجوب است كه دنيس را به ياد خاطرات زيبايي كه در دوران كودكي اش درباره عنكبوت به ياد دارد، عنكبوت صدا مي زند.
كروننبرگ گذشته دنيس را با يك فلاش بك ساده نشان نمي دهد، بلكه او را همچون غريبه اي نامرئي وارد جهان گذشته مي كند تا شاهد كودكي تلخ و ناهنجارش باشد. پدر با يكي از دوستانش مادر دنيس را به قتل مي رسانند. دنيس كه نظاره گر دسيسه خيانت آميز آنان است درصدد انتقام برمي آيد و نقشه قتل آنان را با گاز مي كشد. اما آيا آنچه او مي بيند يا ما از نگاه او مي بينيم واقعي است يا محصول ذهن پريشان دنيس است. هيچ قطعيتي در كار نيست و اين مهمترين خصيصه سينماي پست مدرن است.
دنيس به ياد مي آورد كه دوست پدرش را با گاز خفه مي كند، اما پدر مي گويد كه او مادرش را كشته است و بعد مي بينيم جنازه اي را كه پدر از خانه بيرون مي كشد مربوط به مادر اوست. به اين ترتيب خاطرات دنيس در عين حال كه زنده و پرشورند اما غيرقابل اطمينانند و نمي توان به آنها اتكا كرد. آيا مي توان با تكيه بر حافظه پريشان و بيمار دنيس به گذشته و هويت او پي برد؟
از نظر كروننبرگ هيچ حافظه حقيقي وجود ندارد و ماهيت واقعيت همواره براي او بي ثبات و لغزان است. شخصيتهاي او از هرگونه قطعيت و ثبات طفره مي روند. اين عدم قطعيت و بحران هويت شامل زنان فيلم نيز مي شود.
درواقع كروننبرگ اين تقسيم بندي رايج ميان زنان پاكدامن و زنان غيرپاكدامن را درهم مي ريزد. هيچ مرز قاطعي در ميان نيست. آنها بسادگي مي توانند از موقعيت يك زن محجوب و اصيل و خانه دار (مادر دنيس) به موقعيت يك زن خياباني سقوط كنند. براي همين كروننبرگ نقش هردو را به يك بازيگر (ميراندا ريچاردسون) مي دهد.
109206.jpg
آنچه به همه اين پيچيدگي داستاني و موقعيت شيزوفرنيك اضافه مي شود، استعاره عنكبوت است كه به نحو دراماتيكي در فيلم عمل مي كند. دنيس نخ ها و طناب هاي كهنه را از خيابان جمع مي كند تا با آنها براي خود تارهاي حفاظتي درست كند. كاري كه در كودكي انجام مي داد. او همچون عنكبوت تار مي تند و طعمه خود را شكار مي كند. اما در عين حال خود در ميان تارهايي كه تنيده است گرفتار است و از آن رهايي ندارد.
عنكبوت هجويه است
فيلم رنگ و بوي انگليسي دارد و سرشار از نشانه هاي زندگي وفرهنگ انگليسي است. اگرچه كروننبرگ بيشتر به هجو اين فرهنگ پرداخته است.
در ميهمانخانه تاريك و دلگير، پشت سر دنيس تابلويي است كه بر روي آن اشعارو طعنه آميز «بريتانيا را پاكيزه نگه داريم» به چشم مي خورد.
ترنس (جان نويل) پيرمرد وراج و كنجكاو مهمانخانه كه تنها كسي است كه به دنيس توجه نشان مي دهد به محض ورود دنيس به او مي گويد: تو در جزيره اي هستي كه يك ملكه مستبد بر آن حكومت مي كند.
رالف فاينس با بازي درونگراي خود به خوبي توانسته از عهده ايفاي نقش اين ضدقهرمان گنگ و ماليخوليايي كه ذهن او گرفتار مسائلي حاد، بحراني و غم انگيز است، برآيد.
خيابانهاي خلوت، كافه پردود و بافت صنعتي و كارگري اطراف كافه، بخشي از فضاي سرد و خفقان آوري است كه تنهايي و انزواي شخصيت مركزي فيلم را به خوبي منعكس مي كند. اكران فيلم عنكبوت در لندن پس از توقيف فيلم قبلي كروننبرگ ـ تصادف ـ از طرف شوراي شهر وست مينسترلندن، نشانه تجديد نظر مقامات انگليسي در برخورد با آثار يك فيلمساز غيرمتعارف است.
عصرديروزصورت گرفت
ديدار رئيس جمهوري بارهبرمعظم انقلاب اسلامي
• «سيد محمد خاتمي» ، رئيس جمهوري روز پنج شنبه در آستانه سفر رسمي خود به كشور هندوستان با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار كرد.
«سيد محمد خاتمي» ، رئيس جمهوري روز پنج شنبه در آستانه سفر رسمي خود به كشور هندوستان با حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار كرد.
در اين ديدار، مقام معظم رهبري براي رئيس جمهور آرزوي موفقيت كردند. سفر چهار روزه رئيس جمهوري بنا به دعوت رسمي دكتر «عبدالكلام» رئيس جمهوري هندوستان امروز آغاز مي شود. آقاي خاتمي در اين سفر، ضمن ديدار و مذاكره با رئيس جمهور هند، با «آتل بيهاري واجپايي» نخست وزير اين كشور نيز ديدار و در خصوص مسائل مورد علاقه ، روابط دو جانبه و مسائل منطقه اي و بين المللي گفت و گو خواهد كرد.
۶ گل دربازي بي برنده
پرسپوليس ۳ـ فولاد ۳
• تيم اوهفته هاست كه بردي نداشته است و او در چنين شرايطي خوش شانس بوده كه نتيجه گيري بد سپاهان واستقلال، ضعف هايش را پوشانده است .
109215.jpg
گلها : بهنام سراج (،۵ ۲۶ـ پنالتي)، حسين كعبي (۱۴) براي فولاد، علي انصاريان (۲۱ـ پنالتي)، يحيي گل محمدي (۳۴) و پايان رأفت (۵۱) براي پرسپوليس.
داور : علي خسروي ‎/اخراج : دينگو بگوويچ (مربي فولاد)
شروع توفاني فولاد همه معادلات را به هم زد. آنها در ۱۵دقيقه اول بازي ، دوبار دروازه ميزباني را گشودند كه طرفدارانش آمده بودند تأثير اولين تمرينات مربي جديدش را ببينند. برخلاف انتظار، هانس ديتر اشميت روي نيمكت تيم جديدش ننشسته بود. در غياب او تمام ترس و برافروختگي ناشي از گلهاي غيرمنتظره فولاد را مي شد در صورت علي پروين ديد. تيم اوهفته هاست كه بردي نداشته است و او در چنين شرايطي خوش شانس بوده كه نتيجه گيري بد سپاهان واستقلال، ضعف هايش را پوشانده است . اما اين بار پرسپوليس بهتر از هميشه بازي كرد. آنهاحتي وقتي كه ۳به يك از حريف عقب افتاده بودند، منطقي به توپ ضربه زدند. بازي را به كناره ها كشاندند و بويژه از سمت راست بارها دفاع فولاد را دور زدند و با همين روش وكشاندن بازي به زمين حريف توانستند، نتيجه را مساوي كنند. البته فولاد هم در نيمه دوم شانس پيروزي را يك بار از دست داد . آنها در يكي از محدود حملاتشان صاحب ضربه پنالتي شدند. بهنام سراج، زننده پنالتي اول ، اين بار توپ را به ديرك دروازه زد . نكته جالب اين بود كه او هم مانند ادموند بزيك به پروين ثابت كرد كه نخواستن اش اشتباه بوده است .
در يك بازي حساس ديگر سپاهان با گل هاي نويدي كيا (۱۷) و اصغر طالبي نسب (۷۲) پاس را ۲بر يك شكست داد . گل سپاهان را خداداد عزيزي (۵۳) زد.
پيكان هم ۲بر يك از سد سايپا گذشت .
بارش برف ارتباط دو روستاي استان همدان را همچنان قطع كرده است
معاون راه روستايي اداره راه وترابري همدان گفت: بارش برف سنگين دو روز گذشته همچنان ارتباط دو روستا دراين استان را قطع كرده است .
«حميد بهرامن » ديروز به خبرنگار ايرنا افزود : مأموران راهداري و راه روستايي استان با بسيج تجهيزات وامكانات درحال پاكسازي راه روستاهاي «سيمين» همدان و «سنگلان كوه» شهرستان نهاوند هستند.به گفته وي ، بارش برف سنگين چندروز گذشته ارتباط حدود ۴۰روستا را در شهرستانهاي نهاوند، همدان وكبودر آهنگ قطع كرد.بارش سنگين برف دو روز گذشته در همدان كه ارتفاع آن در مركز استان به حدود ۳۵سانتي متر رسيد، رفت وآمد مردم را با اخلال مواجه كرد.برف روز چهارشنبه همچنين كليه مدارس مقاطع تحصيلي سه گانه و پيش دانشگاهي استان همدان را به تعطيلي كشاند وديروز نيز مدارس ابتدايي در شيفت صبح تعطيل شدند.
محجوب : تا پنج روز آينده رضايت خود را
از روزنامه همشهري اعلام مي كنم
«عليرضا محجوب» دبيركل خانه كارگر در نامه اي به معاون دادگستري استان تهران اعلام كرد: با تحقق سه شرط، حداكثر تا پنج روز آينده، رضايت خود را نسبت به شكايت عليه روزنامه همشهري اعلام مي كند، درغيراين صورت شكايت عليه اين روزنامه همچنان به قوت خود باقي است.معاون رئيس كل دادگستري استان تهران روز چهارشنبه براساس شكايت دبيركل خانه كارگر و به موجب ماده ۲۳ قانون مطبوعات، دستور توقيف ۱۰روزه روزنامه همشهري را از ديروز (پنج شنبه ) صادر كرد.
دراين نامه كه روز پنج شنبه نسخه اي از آن دراختيار ايرنا قرار گرفت، «اعلام رسمي نام وشخصيت حقوقي نويسنده اي با نام مستعار محمدرضا كارگر، برخورد انضباطي باعوامل تهيه و سازماندهي مطالب موهن عليه خانه كارگر و درج كامل جوابيه هاي خانه كارگر نسبت به مطالب مندرج در طول ماههاي گذشته در جريده همشهري » به عنوان سه شرطي بيان شده كه دبير كل خانه كارگر اعلام كرده ، با تحقق آنها، نسبت به شكايت خود عليه اين روزنامه انصراف خواهدداد.
دبيركل خانه كارگر دراين نامه آورده است : اين پرونده اولين شكايت تشكيلات خانه كارگر از يك نشريه است و با وجود اينكه اين روزنامه (همشهري ) در حق كارگراني كه ماههاست حقوق دريافت نكرده اند، مطالب موهني نظير تشبيه آنان به شيليايي هاي مخالف آلنده آورده بود، اما بنا به توصيه مسؤولان و مقامات كشور و سرپرست شهرداري تهران ، به شرط تحقق موارد فوق از شكايت خود انصراف خواهد داد.محجوب تصريح كرد: اينجانب هيچگاه اعتقاد به شكايت نداشته ام وهمواره در مظان تنظيم شكايت نامه، بيش از هرچيز پرسنل شريف روزنامه همشهري را مدنظر داشته ام.وي اظهار داشت : «شكايت من جهت اعاده و دفاع از حقوق كارگران زحمتكش و شريف بوده و جنبه شخصي نداشته است ».
نماينده گچساران:
مجوز احداث پالايشگاه نفت در گچساران اخذ شده است
نماينده مردم گچساران در مجلس شوراي اسلامي گفت: مجوز احداث پالايشگاه نفت در گچساران از وزارت نفت اخذ شده و شركت پالايشگاه به نام «پالايشگاه نفت گچساران» نيز تشكيل شده است. «محمدعلي نبي زاده» ديروز به «ايرنا» گفت: يك گروه كارشناسي سرگرم بررسي انجام كارهاي اوليه اين طرح از جمله مطالعه و امكان سنجي آن هستند. وي تصريح كرد: توليد بنزين از مهمترين برنامه احداث اين پالايشگاه است. او همچنين افزود: براي احداث يك كارخانه پتروشيمي در گچساران نيز با يك شركت فرانسوي مذاكراتي صورت گرفته و اين طرح در حال بررسي است.
تا پايان برنامه پنج ساله ۷۵ هزار جانباز
صاحب مسكن مي شوند
جانشين سازمان امور جانبازان كشور گفت: تاپايان برنامه پنج ساله سوم ۷۵ هزار نفر از جانبازان بالاي ۲۵ درصد كشور صاحب مسكن مي شوند. «نصرت الله كاشاني» عصر چهارشنبه در ديدار با آيت الله طباطبايي، نماينده ولي فقيه و امام جمعه اصفهان اظهار داشت: هرساله ۳۵ هزار نفر از فرزندان جانبازان بالاي ۲۵درصد به اردوهاي فرهنگي و تفريحي اعزام مي شوند. به گفته وي در بودجه سال ۸۲ كشور پيشنهاد شده كه سالانه رقم اختصاصي چهار هزار خودرو به جانبازان به شش هزار دستگاه افزايش يابد. براساس اعلام روابط عمومي سازمان امور جانبازان استان اصفهان خودروهايي كه به جانبازان فروخته مي شود با اقساط كم و بدون بهره است.
نگاه هفته
109218.jpg
نگاه هفته


|   شناسنامه   |   آرشيو   |