كتابهاي حاضر كه ذيلاً به معرفي مختصر آنهاخواهيم پرداخت دوكتاب به نامهاي مدرنيسم و پست مدرنيسم است از مجموعه «قدم اول » كه انتشارات شيرازه به چاپ آنها اقدام كرده و همانطور كه از عنوان كلي مجموعه برمي آيد ، كتابهايي در حد آشنايي وقدم اول شناخت از دومفهوم مهم «مدرنيسم» و پست مدرنيسم.
كتابهاي حاضر به جهت سهولت در بخاطرسپاري ونيز احتمالاً مخاطباني كه كتابها براي آنها تأليف شده با طرحها و عكسهايي همراهند كه در حقيقت بخشي از بار انتقال خوب مفاهيم و مسائل مطروحه در كتاب را بردوش مي كشند و به خواننده اين امكان را مي دهند تا از زاويه نگاههاي متفاوت به زواياي طرح شده توسط نويسنده ها درباره موضوع كتاب نزديك شود و نيز براي پيگيري مباحث كتاب انگيزه بيشتري بيابد. به هرطريق ارائه تصويري ولو سطحي واوليه از مفاهيم بسيار مهمي همچون مفاهيم موضوع اين دوكتاب كار نو و جديدي است كه البته ممكن است به ساده شدن موضوع هم انجاميده باشد اما ضرورتاً البته بين استفاده از اين شيوه و تأمين هدف تلازمي برقرار نيست.
امامعرفي جداگانه مختصري از هريك از اين دومجموعه واول «مدرنيسم » چرا كه به لحاظ واقعيت تاريخي وتوالي مفهومي پيش از پست مدرنيسم ومقدم برآن است . اين كتاب چنانكه در آغازين سطور كتاب عيناً آمده مي كوشد به ۱۵ پرسش اساسي درباره مدرنيسم ـ البته در همان حد وسقفي كه گفته شد ـ پاسخ گويد ودرعين حال توجه خاصي هم به هنر دارد برخي از آن پرسشها اينهايند:
۱ـ مدرنيسم چيست ؟ / ۲ـ سرآغاز مدرنيسم چه زماني است / ۳ـ آيامدرنيسم صرفاً واكنشي به مدرنيته است ؟ / ۴ـ چگونه يك اثر مدرنيستي را تشخيص مي دهيم وهكذا بقيه سؤالات مثل ارتباط مدرنيسم با روان شناسي يا نقش شهر در مدرنيسم و …
پاسخ اين كتاب را به پرسش خودش يعني در واقع يكي ار پرسشهايي كه در آغاز مطرح كرده «چگونه اثر مدرنيستي را تشخيص دهيم » اينگونه است : «… اجازه دهيد با الگو ـ اثر پيكاسو «دوشيزگان آوينيون» (۱۹۰۷) كه شاهكار مدرنيسم در دوره اول آن يعني پيش از جنگ جهاني اول است بحث را آغاز كنيم. پرسش اين است كه چرا اين اثر را بطور خاص مدرنيستي محسوب مي كنيد؟».
از نقاشي هاي سابق پيكاسو بزرگتر است . واجد كيفيتي است كه در آن وسيله بنيادي مدرنيسم يعني بيانيه (MANIFESTO) سراغ كرده بوديم. حضور خود را بانگ مي زند، تجدد و تندروي خود را با اعتماد به نفس كامل به بيان درمي آورد. آندره سالمون ، منتقد هنري در سال ۱۹۱۲ نوشت: اين نقاشي هرگز براي عموم به نمايش گذاشته نخواهد شد. اثر متشكل از تصوير بزرگ شش زن است كه در حالتي عبوس ترسيم شده اند. پيكاسو نخستين فردي است كه چنين چهره هاي بدون احساس وحتي بدوك حس تراژيك را پديد آورده است . آنها گويي نقابي برچهره دارند كه آنها رااز انسانيت عاري ساخته است با اين حال نه خدايند نه غول و نه ابربشر. آنهاحتي چهره هايي تمثيلي يا نمادين نيز نيستند. آخرين جمله سالمون در حقيقت چكيده حركتي است كه به سوي انتزاع صورت گرفت امري كه به شاخصه اصلي نقاشي مدرنيستي بدل شد. چهره ها تمثيلي ويانمادين نيستند، معناي آنها رابايد از روي بوم نقاشي وسطح تصوير دريافت.
|
|
|
با توضيح و اشاره اي كه راجع به كتاب اول شد، وضع كتاب دوم يعني «پست مدرنيسم »راهم تاحدودي مي توان حدس زد: «پست مدرنيسم اين مفهوم همانگونه كه مدعي توصيف وضعيت فرهنگي ما در آغاز قرن بيست ويكم مي باشد، چيست؟ پست مدرنيسم مدعي است مدرنيته كه با روشنگري آغاز شد و در عصر صنعتي شدن وانقلابهاي اجتماعي وماركسيسم رشد يافت، به پايان رسيده است و ما امروز در فضاي فرهنگي «روزمره » اي به سر مي بريم كه از مفاهيم متناقض ، ميان فرهنگي وتقلبي مملو است . جهاني «فراواقعي» و «صوري» كه روزي شاهد كشتار و قتل عام هاي جنگ دوم جهاني بوده و روز ديگر خود را با ديسني لند ورسانه هاي چندمنظوره سرگرم مي كند. همان جهاني كه فوكوياما از آن با عنوان «پايان تاريخ » نام مي برد.
كتاب حاضر پيگيري ردپاي پست مدرنيسم است در حوزه هاي هنر، نظريه پردازي و تاريخ وبه اين اعتبار قدم اولي است در وادي نشانه شناسي، شالوده شكني و ساختار گرايي و آشنايي بااسطوره هاي پست مدرنيسم يعني فوكو، لوي استروس، بارت، دريدا، لكان و ليوتار.
راقم اين سطور برآنچه اينجا خود نوشت يا به نقل آورد اين نكته پاياني را حتماً بايد كه بيافزايد كه كتابهاي حاضر اگرچه با اشكال وتصاوير شايد به نظر برسد چندان به موضوع خود واهميت آنها نزديك نيستند، ليكن پاسخ مي توان گفت كه ابداً چنين نيست و از قضا اين كتابها حاوي نكات بسيار مفيد، جالب و آموختني اند، هرچندكه طراحي شان عليرغم اينكه گاهي در انشا وتوضيح مفاهيم كمك كار متن بوده ، در كليت نقش و اهميت مباحث كتاب را تضعيف نموده باشد.