جمعه ۴ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۳
Fri, Jan 24, 2003
كتاب و كتابخواني
شماره ۲۳۶۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
دوكتاب از مجموعه قدم اول
عنوان : مدرنيسم
مؤلف : كريس رودريگز، كريس گارات ‎/ ترجمه : كامران سپهران
ناشر : شيرازه ‎/ چاپ اول ۱۳۸۰ ‎/ ۲۲۰۰نسخه ‎/ ۱۷۵ صفحه ـ ۱۲۰۰تومان
عنوان : پست مدرنيسم
مؤلف : ريچارد آپيگنانزي ، كريس گارات ‎/ ترجمه : فاطمه جلالي سعادت
ناشر : شيرازه ‎/ چاپ اول ۱۳۸۰ ‎/ ۲۲۰۰ نسخه ‎/ ۱۷۵ صفحه ‎/ ۱۲۰۰تومان
جايگاه سينما در علوم انساني
مؤلف: ويليام جينكز / ترجمه محمدعلي احمديان، شهلا حكيميان
ناشر: انتشارات سروش، چاپ سوم ،۱۳۸۱ ۲۰۰۰ نسخه، ۲۰۴ صفحه، ۹۰۰۰ ريال
نگرشي بر جنبش دانشجويي فرانسه
مؤلف: پاتريك سيل، مورين مك كانويل
ترجمه: حسين بخشنده با مؤخره چنگيز پهلوان
ناشر: نشرسرايي، چاپ اول،۱۳۸۱ ۲۲۰۰نسخه، ۳۲۰صفحه، ۲۱۰۰تومان
مؤلف : ديويد تالبوت رايس
ترجمه: ماه ملك بهار
ناشر : شركت انتشارات علمي وفرهنگي ، چاپ دوم ۱۳۸۱ ،
۲۰۰۰ نسخه ، ۳۲۰ صفحه ، ۱۲۰۰ تومان
مؤلف: كاترين لوئيس، ترجمه حسين افشين منش، شيده ايل بيگي كلاهي
ناشر: انتشارات سازوكار
دوكتاب از مجموعه قدم اول
مدرنيسم و پست مدرنيسم
عنوان : مدرنيسم
مؤلف : كريس رودريگز، كريس گارات ‎/ ترجمه : كامران سپهران
ناشر : شيرازه ‎/ چاپ اول ۱۳۸۰ ‎/ ۲۲۰۰نسخه ‎/ ۱۷۵ صفحه ـ ۱۲۰۰تومان
عنوان : پست مدرنيسم
مؤلف : ريچارد آپيگنانزي ، كريس گارات ‎/ ترجمه : فاطمه جلالي سعادت
ناشر : شيرازه ‎/ چاپ اول ۱۳۸۰ ‎/ ۲۲۰۰ نسخه ‎/ ۱۷۵ صفحه ‎/ ۱۲۰۰تومان
109029.jpg
كتابهاي حاضر كه ذيلاً به معرفي مختصر آنهاخواهيم پرداخت دوكتاب به نامهاي مدرنيسم و پست مدرنيسم است از مجموعه «قدم اول » كه انتشارات شيرازه به چاپ آنها اقدام كرده و همانطور كه از عنوان كلي مجموعه برمي آيد ، كتابهايي در حد آشنايي وقدم اول شناخت از دومفهوم مهم «مدرنيسم» و پست مدرنيسم.
كتابهاي حاضر به جهت سهولت در بخاطرسپاري ونيز احتمالاً مخاطباني كه كتابها براي آنها تأليف شده با طرحها و عكسهايي همراهند كه در حقيقت بخشي از بار انتقال خوب مفاهيم و مسائل مطروحه در كتاب را بردوش مي كشند و به خواننده اين امكان را مي دهند تا از زاويه نگاههاي متفاوت به زواياي طرح شده توسط نويسنده ها درباره موضوع كتاب نزديك شود و نيز براي پيگيري مباحث كتاب انگيزه بيشتري بيابد. به هرطريق ارائه تصويري ولو سطحي واوليه از مفاهيم بسيار مهمي همچون مفاهيم موضوع اين دوكتاب كار نو و جديدي است كه البته ممكن است به ساده شدن موضوع هم انجاميده باشد اما ضرورتاً البته بين استفاده از اين شيوه و تأمين هدف تلازمي برقرار نيست.
امامعرفي جداگانه مختصري از هريك از اين دومجموعه واول «مدرنيسم » چرا كه به لحاظ واقعيت تاريخي وتوالي مفهومي پيش از پست مدرنيسم ومقدم برآن است . اين كتاب چنانكه در آغازين سطور كتاب عيناً آمده مي كوشد به ۱۵ پرسش اساسي درباره مدرنيسم ـ البته در همان حد وسقفي كه گفته شد ـ پاسخ گويد ودرعين حال توجه خاصي هم به هنر دارد برخي از آن پرسشها اينهايند:
۱ـ مدرنيسم چيست ؟ ‎/ ۲ـ سرآغاز مدرنيسم چه زماني است ‎/ ۳ـ آيامدرنيسم صرفاً واكنشي به مدرنيته است ؟ ‎/ ۴ـ چگونه يك اثر مدرنيستي را تشخيص مي دهيم وهكذا بقيه سؤالات مثل ارتباط مدرنيسم با روان شناسي يا نقش شهر در مدرنيسم و …
پاسخ اين كتاب را به پرسش خودش يعني در واقع يكي ار پرسشهايي كه در آغاز مطرح كرده «چگونه اثر مدرنيستي را تشخيص دهيم » اينگونه است : «… اجازه دهيد با الگو ـ اثر پيكاسو «دوشيزگان آوينيون» (۱۹۰۷) كه شاهكار مدرنيسم در دوره اول آن يعني پيش از جنگ جهاني اول است بحث را آغاز كنيم. پرسش اين است كه چرا اين اثر را بطور خاص مدرنيستي محسوب مي كنيد؟».
از نقاشي هاي سابق پيكاسو بزرگتر است . واجد كيفيتي است كه در آن وسيله بنيادي مدرنيسم يعني بيانيه (MANIFESTO) سراغ كرده بوديم. حضور خود را بانگ مي زند، تجدد و تندروي خود را با اعتماد به نفس كامل به بيان درمي آورد. آندره سالمون ، منتقد هنري در سال ۱۹۱۲ نوشت: اين نقاشي هرگز براي عموم به نمايش گذاشته نخواهد شد. اثر متشكل از تصوير بزرگ شش زن است كه در حالتي عبوس ترسيم شده اند. پيكاسو نخستين فردي است كه چنين چهره هاي بدون احساس وحتي بدوك حس تراژيك را پديد آورده است . آنها گويي نقابي برچهره دارند كه آنها رااز انسانيت عاري ساخته است با اين حال نه خدايند نه غول و نه ابربشر. آنهاحتي چهره هايي تمثيلي يا نمادين نيز نيستند. آخرين جمله سالمون در حقيقت چكيده حركتي است كه به سوي انتزاع صورت گرفت امري كه به شاخصه اصلي نقاشي مدرنيستي بدل شد. چهره ها تمثيلي ويانمادين نيستند، معناي آنها رابايد از روي بوم نقاشي وسطح تصوير دريافت.
109044.jpg
با توضيح و اشاره اي كه راجع به كتاب اول شد، وضع كتاب دوم يعني «پست مدرنيسم »راهم تاحدودي مي توان حدس زد: «پست مدرنيسم اين مفهوم همانگونه كه مدعي توصيف وضعيت فرهنگي ما در آغاز قرن بيست ويكم مي باشد، چيست؟ پست مدرنيسم مدعي است مدرنيته كه با روشنگري آغاز شد و در عصر صنعتي شدن وانقلابهاي اجتماعي وماركسيسم رشد يافت، به پايان رسيده است و ما امروز در فضاي فرهنگي «روزمره » اي به سر مي بريم كه از مفاهيم متناقض ، ميان فرهنگي وتقلبي مملو است . جهاني «فراواقعي» و «صوري» كه روزي شاهد كشتار و قتل عام هاي جنگ دوم جهاني بوده و روز ديگر خود را با ديسني لند ورسانه هاي چندمنظوره سرگرم مي كند. همان جهاني كه فوكوياما از آن با عنوان «پايان تاريخ » نام مي برد.
كتاب حاضر پيگيري ردپاي پست مدرنيسم است در حوزه هاي هنر، نظريه پردازي و تاريخ وبه اين اعتبار قدم اولي است در وادي نشانه شناسي، شالوده شكني و ساختار گرايي و آشنايي بااسطوره هاي پست مدرنيسم يعني فوكو، لوي استروس، بارت، دريدا، لكان و ليوتار.
راقم اين سطور برآنچه اينجا خود نوشت يا به نقل آورد اين نكته پاياني را حتماً بايد كه بيافزايد كه كتابهاي حاضر اگرچه با اشكال وتصاوير شايد به نظر برسد چندان به موضوع خود واهميت آنها نزديك نيستند، ليكن پاسخ مي توان گفت كه ابداً چنين نيست و از قضا اين كتابها حاوي نكات بسيار مفيد، جالب و آموختني اند، هرچندكه طراحي شان عليرغم اينكه گاهي در انشا وتوضيح مفاهيم كمك كار متن بوده ، در كليت نقش و اهميت مباحث كتاب را تضعيف نموده باشد.
جايگاه سينما در علوم انساني
ادبيات فيلم
مؤلف: ويليام جينكز / ترجمه محمدعلي احمديان، شهلا حكيميان
ناشر: انتشارات سروش، چاپ سوم ،۱۳۸۱ ۲۰۰۰ نسخه، ۲۰۴ صفحه، ۹۰۰۰ ريال
109032.jpg
مترجم محترم: آقاي محمدتقي احمديان ـ در مقدمه اي كه به چاپ سوم كتاب يعني همين كتاب حاضر نگاشته اند بر اهميت فيلمنامه به عنوان اولين مرحله آفرينش خلاقه فيلم و يكي از مراحل مهم فيلمسازي تأكيد كرده اند. ايشان نوشته اند:«برخلاف نظر فيلمسازاني كه از خلق فيلم در اتاق تدوين صحبت مي كنند كمتر فيلم برجسته اي پيدا مي شود كه در آن عمل تدوين توانسته باشد، اشتباهات و كمبودهايي را كه نتيجه ضعف نويسندگي، ساختار نامناسب، شخصيت هاي مصنوعي و گفت وگوهاي پوچ است، جبران نمايد. به عبارت روشن تر وجود فيلمنامه هاي خوب براي خلق آثار برجسته ضروري است.» به اعتقاد ايشان كتاب حاضر ـ ادبيات فيلم ـ كتابي مفيد براي تربيت فيلمنامه نويسان حرفه اي است.» اما با توجه به اينكه فيلم و ادبيات دو نوع تجربه متفاوتند، نگارنده در كتاب حاضر كوشيده بر وجوه مشترك ادبيات و فيلم داستاني تكيه كند. وي از نوشتن اين كتاب دو هدف داشته است: اولاً خواننده را با هنر فيلم آشنا كند و ثانياً بر اين مسأله تأكيد كند كه شكل و محتواي ادبيات و فيلم داستاني تا چه حد به يكديگر نزديك هستند. به علاوه به نظر مي رسد كه بررسي همزمان اين دو شكل هنري وابسته به هم مي تواند به شناخت ما از فيلم و ادبيات غناي بيشتري بخشد. مطالعه فيلم به هيچ وجه از ارزشهاي ادبيات سنتي نمي كاهد بلكه آنها را تقويت مي كند و حتي به اين ارزشها حيات تازه اي مي بخشد. فيلم داراي اين توانايي است كه ما را از قدرت تصوير و بيان غني حركات و ژستها، آگاه كند… و اگر بياموزيم كه فيلم را نه به عنوان يك پديده منفرد قرن بيستم، بلكه به عنوان ادامه هنرهاي روايتي سنتي مطالعه كنيم به سهولت درمي يابيم كه فيلم توانسته است به تمام عناصر اصلي سنت روايتي دست يافته و آنها را زنده نگه دارد.»
براين نكته كه كتاب حاضر در مجموع بررسي تطبيقي فيلم و ادبيات داستاني به ويژه رمان است چيز بيشتري شايد نتوان افزود. بنابراين تكه اي از فصل اول كتاب را تحت عنوان: «كلمه و تصوير: زبان» پيرامون مسأله مفهوم بخشيدن در رمان و فيلم در اينجا براي خوانندگان محترم مي آوريم و همه را براي اطلاع بيشتر به اصل كتاب ارجاع مي دهيم.
درفيلم داراي ماهيتي واقعي و ملموس است. درحالي كه رمان انتزاعي و القاكننده است. اين تفاوت بسيار مهم به اين معنا است كه در فيلم پرداختن به مسائل انتزاعي كار بسيار مشكلي است. مثال زير مي تواند به روشن شدن اين تمايز كمك كند. مكبث در يكي از خطابه هاي معروف خود اعلام مي كند: «فردا و فردا و فردا با اين گامهاي كوتاه
روز به روز تا آخرين هجاي لوح روزگار پيش مي خزد،
راهي به سوي غبار مرگ را بر ديوانگان روشن كرده است.»
در دو سطر اول، شكسپير به تجسم شخصيت دست مي يازد و به بيان موضوعي مجرد و انتزاعي مي پردازد. او به «فردا» توانايي خزيدن مي دهد. فعاليتي كه معمولاً خاص موجودات جاندار است. سپس فرض مي كند كه روزهاي گذشته (دوباره واژه اي انتزاعي) «راهي به سوي غبار مرگ را برديوانگان روشن كرده است» با كنار هم قراردادن غيرمعمول امري انتزاعي با امري ملموس يك استعاره برجسته خلق مي شود. مسلماً فيلمساز مي تواند هنرپيشه اي را براي ايفاي نقش مكبث و ايراد خطابه برگزيند اما آنچه براي او مشكل است به تصوير درآوردن اين نوع استعاره هاي خاص ادبيات است. مثلاً چگونه يك فيلمساز مي تواند عبارتي چون كوهي از مشكلات؛ قطره اي از دريا يا سوهان روح را تصوير كند؟ البته فيلم نيز از طريق استعاره ها، تشبيهات و نمادها با مسائل انتزاعي سروكار دارد ولي الزاماً بايد آنها را به تصاوير ملموسي تبديل كند. به هر حال هميشه بايد در نظر داشته باشيم كه فيلم تجربه اي چند بعدي است: به اين معنا كه تصوير و صدا را با حركت تركيب مي كند. فيلمسازي كه بيش از اندازه «كتابي» باشد و بر گفت وگو (ديالوگ) بيش از حد تكيه كند، فيلمي «حراف» خواهد ساخت.»
در پايان اين معرفي كه از زبان كتاب انجام گرفته، عناوين شش فصل كتاب حاضر را به ترتيب مي آوريم . ۱) كلمه و تصوير: زبان ۲) ديدگاه: روايت چشم و دوربين، ۳) هنر تدوين: ساختار، ۴) آنچه به گوش مي رسد: صدا، ۵) زبان تمثيلي: فيلم و ادبيات، ۶) روشهاي تحليل فيلم انتقاد.
دو واژه نامه فارسي ـ انگليسي و انگليسي ـ فارسي هم منضم به آخر كتاب آورده شده اند. مراجع و مآخذ كتاب نيز براي هر فصل جداگانه در پايان همان فصل آورده شده اند.
نگرشي بر جنبش دانشجويي فرانسه
انقلاب۱۹۶۸ فرانسه
مؤلف: پاتريك سيل، مورين مك كانويل
ترجمه: حسين بخشنده با مؤخره چنگيز پهلوان
ناشر: نشرسرايي، چاپ اول،۱۳۸۱ ۲۲۰۰نسخه، ۳۲۰صفحه، ۲۱۰۰تومان
109041.jpg
درباره نويسندگان كتاب حاضر كه بررسي محورهاي مهم موجد انقلاب۱۹۶۸ فرانسه است، همين قدر كافي است كه بدانيم هر دو داراي تحصيلات عالي و هر دو نيز از نويسندگان و روزنامه نگاران «آبزرور» هستند ـ يا در حقيقت بوده اند چرا كه تاريخ نگارش كتاب حاضر بي فاصله وهمزمان با وقوع تحول موردنظر در فرانسه و اروپا است ـ و از آن تاريخ يعني سال۱۹۶۸ چيزي بيش از سي سال مي گذرد . كتاب با دومطلب جالب وهم آموزنده براي روزنامه نگاران جامعه خودمان آغاز مي شود كه به همين دو سبب هم هر دو را اينجا به نقل مي آوريم: اول پيشگفتار كوتاه آنها بر كتابشان كه درحقيقت توضيح موجزي است درباره آنچه موجب تأليف اين كتاب شده ودوم «درباره منابع» كتاب است كه به توضيح عنوان آن بي نياز از توضيح مي نمايد.
اما پيشگفتار كه در پاريس به تاريخ ۱آگوست۱۹۶۸ نوشته شده:
«انقلاب مه۱۹۶۸ كه باعث ناآرامي در جامعه فرانسه شد، همچون زلزله اي بودكه باعث متلاشي شدن زلزله نگار شد. اين حادثه از آن قبيل حوادثي است كه وقتي مي خواهيد درباره آن چيزي بدانيد، روزها وماهها ذهن شما را به خودمشغول خواهد ساخت.
نگارش اين كتاب كوششي است براي نيل به سه هدف: نخست اينكه معلوم شود به واقع در هفته هاي اغتشاش و ناآرامي چه اتفاقاتي افتاد؟ دوم آنكه بحران و كيفيت آن در جامعه سياسي فرانسه به چه صورتي بود و سوم اينكه جامعه فرانسه در ابتداي بحران كجا بود و پس از آن با چه موقعيت هايي روبرو شد؟ اينگونه مسائل به عنوان تجربيات ودرسهاي انقلاب نام دارد كه در فصل هاي مياني كتاب بدانها خواهيم پرداخت. در اين كتاب همچنين بررسي مجملي درباره نظام جديدي كه به مدت خيلي كوتاه جانشين نظام قديم شد، خواهيم داشت. مستندات و شواهد عيني و مشخصي در دست است كه به ما خواهد گفت انقلاب واقعاً درباره چه بود.
بحران فرانسه چيزي بيشتر از يك خطاي جزئي غيرمنتظره برآورد شده است. اين بحران از آن دست خطاهايي كه معمولاً در جوامع صنعتي غربي با درجه امنيت واعتماد بالا رخ مي دهد، نبود. نكته حايز اهميت اين است كه چنين اتفاقي در كشوري رخ مي دهد كه دولت آن مشروع ترين دولت از نوع خود در اروپاي آن زمان محسوب مي شود. درس ها وتجربيات اين بحران بايد به دقت مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار بگيرد چرا كه شايد اين انقلاب بخش كوچكي از سلسله حوادث ناگواري باشد كه غرب در دهه هفتاد با آن دست به گريبان خواهد بود.»
درباره منابع
يكي از محسنات تاريخ نگاري همزمان اين است كه بازيگران ونقش آفرينان آن كم و بيش وجود دارند و بعضي اوقات مي توان موافقت آنها را براي گفت وگو و بيان خاطرات جلب كرد. ما نمي توانستيم با ژنرال دوگل مصاحبه اي داشته باشيم اما خيلي از رقباي او قابل دسترس تر بودند... ما بخصوص از «پير فرانك»، «جين فرانسيس گادچائو»، «مارك كراوتز» و «ميشل ركانانتي» به خاطر اينكه ما را در جريان چگونگي و نحوه فعاليت هايشان در حين بحران گذاشتند نهايت سپاسگزاري را داريم. ما همچنين از خيل عظيم سياستمداران، ديپلماتها، روزنامه نگاران، دانشجويان و دانش آموزاني كه مشاهدات ونظرات خود را با ما در ميان گذاشتند، تشكر مي كنيم. از آن حيث كه مسؤوليتي متوجه اين عده نشود وتحليل وتفسير آنها از وقايع براي آنها دردسر نشود، از ذكر نام آنها خودداري مي كنيم.در اين ميان ناچاريم از «رابرت استنفز» سردبير نشريه و مدير مسؤول روزنامه «آبزرور» نام ببريم، زيرا خود را مديون اومي دانيم واميدواريم عذر ما را ببخشد.
در نوشتن اين كتاب كوچك ما به طور فزاينده از روزنامه ها و مطبوعات فرانسه، از بيانيه ها و اطلاعيه هاي گروههاي مختلف مثل «اكشن»، «آوانگارد»، «سرويس پيپل» و «ويولت» بهره برديم. همچنين انبوهي از تراكت ها، بيانيه ها وجزوات موجود را مورد مطالعه و بررسي قرار داديم. در عين حال بايد از يك منبع خاص به دليل نقش بارز آن واداي دين حتماً نام ببريم و آن روزنامه «لوموند» است. به هنگام نوشتن تاريخ روزنامه نگاري قرن بيستم اين روزنامه به تنهايي و به وضوح يك نقطه برجسته و بارز خواهد بود. ديگران آنچه را كه ما گفتيم بهتر درخواهند يافت، وقتي معلوم شودتيراژ اين روزنامه از ۴۲۹‎/۰۹۹نسخه در روز در ۲۳مارس۱۹۶۸ (آغاز جنبش) به بيش از ۶۸۸‎/۳۰۰نسخه در روز ۳۰مه (روزي كه ژنرال دوگل خود را از اين چاه بالا كشيد واز خطر سقوط گريخت) رسيد.
در كتاب حاضر علاوه بر ارائه تجربيات وايده هاي چالش با قدرت شباهت هاي بسياري نيز بين جنبش مه۶۸ فرانسه با برخي از خصوصيات جنبش دانشجويي كنوني در ايران وجود دارد. با اندكي تسامح مي توان گفت تمام جنبش هاي دانشجويي در ممالك مختلف از نظر ريشه ها، نوع سازماندهي، نحوه عمل و مطالبات، كم و بيش به هم شبيه هستند. اين شباهت در فرانسه بيشتر به چشم مي خورد. مجموعه اين عوامل موجب شده اند تا مترجم محترم به ترجمه اين كتاب دست يازند. البته كتاب را هم جناب آقاي بابك احمدي در اختيار ايشان نهاده و چنانكه پيداست آقاي حسين بخشنده مقيم مشهد هم هستند. كتاب با مقاله اي از چنگيز پهلوان به پايان مي رسد كه البته توسط ناشر به آن ضميمه گرديده. اين مقاله اي است كه در ديماه۷۹ در مجله انديشه جامعه به چاپ رسيده بوده واينجا در پايان كتاب با اندكي تلخيص آورده شده. بند آخر مقاله پهلوان چنين است: «دانشجويان غربي حالا فكر مي كنند كه كوشش هاشان به تقويت بيشتر دموكراسي انجاميده است ولي حالا بايد واقع بينانه پرسيد جنبش دانشجويي ايران نيز مروج چنين ارزشهايي است؟ جنبش دانشجويان غرب تقويت دموكراسي و نظارت بيتشر مردم را به ارمغان آوردجنبش دانشجويي ايران چه چيز را به ارمغان مي آورد و مروج چه چيزهايي مي باشد؟
هنراسلامي
مؤلف : ديويد تالبوت رايس
ترجمه: ماه ملك بهار
ناشر : شركت انتشارات علمي وفرهنگي ، چاپ دوم ۱۳۸۱ ،
۲۰۰۰ نسخه ، ۳۲۰ صفحه ، ۱۲۰۰ تومان
109035.jpg
اگر چه آثار هنري در دوره هاي مختلف مسيحيت، بيزانس، كارونشريان، رومانسك، گوتيك و رنسانس با يكديگر تفاوت كلي داشت و در واقع گونه گوني آن اساس هنر بود، ولي در جهان اسلام همساني زماني ومكاني بيشتر بود. هنرمندان اسلامي در راهي كه هنرمندان رنسانس به جست وجوي كارهاي خود و ناشناخته رفتند، قدم نگذاشتند بلكه به الگويي كه زمان و سنت براي هنر و ذوق و شايستگي آنان جايز مي شمرد، همچنان وابسته ماندند و به دنبال احيا و بازگشت به سوي آن بودند. آنها با ايجاد تنوعي توصيفي، هوشيارانه وزيركانه روح هنر را جوان كردند. به اين دلايل آثار هنري اسلامي در نگاه نخست وبه چشم مردم غرب تا اندازه اي همسان و همانند يكديگر است. مشكل بتوان اشيايي را به مكاني خاص نسبت داد ومشكل تر از آن تاريخگذاري آنهاست. ولي با آشنا شدن بيشتر تأثير نخستين از بين مي رود و هدف نويسنده نيز در تأليف كتاب اين است كه ابتدا آثار را طبق زمان و سپس بر مبناي سرزمينهاي جغرافيايي معرفي كند تا پيشرفتهايي را كه طي سده هاي دراز رخ داده و نيز تنوعاتي را كه در مناطق گوناگون به وجود آمده تصوير كند. زيرا دنياي اسلام سرزميني وسيع است و طبعاً جمعيت آن از همه نژادهاي شناخته شده بشري تشكيل يافته است.
ويژگي هاي كتاب حاضر به لحاظ شكل و نحوه پرداخت به موضوع در پيشگفتار كتاب بعد از مقدمه بالا كه آورده شد چنين توضيح داده شده است: ضرورت ايجاب مي كرد كه اين كتاب به فصل هاي جداگانه تقسيم شود تا از بيشتر كتابهايي كه درباره هنر اسلامي تأليف شده قابل تشخيص باشد، زيرا اغلب كتابهاي موجود درباره هنراسلامي معمولاً يا براساس محدوده جغرافيايي يا برمبناي مواد ومصالح تدوين شده است اما اين كتاب برحسب منطقه اي خاص يا موضوعي خاص مانند سفالگري، فلزكاري ، نقاشي ياهرچه كه بتوان آن را در فصلي جداگانه بررسي كرد، تنظيم شده است. اميد مي رود ترتيباتي كه داده شده بتواند نشان دهنده طبيعت و پيشرفتهايي باشد كه در سراسر منطقه طي ادوار مختلف روي داده است.
همچنين معرف عواملي باشد كه موجب بازشناسي انواع هنرهاي يك ناحيه از ناحيه ديگر شود.
از آنجا كه شرح كامل فضاي هنر اسلامي در فضاي محدود اين كتاب ميسر نبوده مؤلف محترم به تصريح خود، مجبور گرديده تامحدوديت هاي تصنعي ويژه اي از نظر زمان و مكان به وجودآورد. مثلاً به لحاظ زماني كتاب تا سده هفدهم ميلادي پيش آمده و در موردمكان هم، هندوستان ازمجموعه اقليم هنراسلامي حذف شده زيرا به قول نويسنده كتاب هنري كه ـ بر مبناي آنچه در حدود ۱۴۰۰ ميلادي، ۷۷۸ هجري عرضه شده ـ در هند به وجود آمده و گسترش يافته خطوط بسيار مشخصي را طي كرده كه با آنچه در سرزمينهاي ديگر روي داده تفاوت بسيار دارد. به اين ترتيب در كتاب حاضر شايد مطالب گفتني زيادي درباره هنراسلامي نيامده باشد اما كوشش شده تا مسائل عمده درمورد مسأله مورد توجه قرار گرفته و بدانها پرداخته شود.
كتاب هنراسلامي داراي دوازده فصل است كه از «هنردر نخستين سالهاي اسلام» آغاز شده از دوران عباسي وايران در زمان فتوحات مغول مي گذرد، بين النهرين را در سده هاي دهم و سيزدهم ميلادي پشت سر مي نهد، ايران عصر مغول رامي كاود، سوريه ومصر را در سده هاي دوازدهم و سيزدهم ميلادي بر مي رسد، موضوع ـ هنر اسلامي ـ را در سالهاي پس از آن در شمال آفريقا، اسپانيا و سيسيل ، پي مي گيرد. و بالاخره پس از عبور از سلجوقيان، روم و تركهاي عثماني به ايران و هنر ايراني دراواخر سده چهارده و اوايل سده پانزده و از آنجا به اواخر دوران صفويه مي رسد.
پايان كتاب هم جدول تاريخها، كتابنامه و فهرست تصاوير قرار دارند. اگر چه كتاب با مجموعه اي از تصاوير هنرمعماري اسلامي به پايان مي رسد و نيز سراسر كتاب همچنان باتصاوير مربوط به هر فصل روبروييم.
در فصل پاياني كتاب يعني هنر در اواخر دوران صفويه آنجا كه مؤلف از نقطه پايان داستان خود درباره هنراسلامي يعني هنر قاليبافي سخن به ميان آورده مي نويسد: «مدتهاي دراز پس از آنكه توليد و ساخت سفال اعلا فلزكاري زيبا، ابريشم پرشكوه وجلال و عظمت مينياتورهاي مسحور كننده به كلي از بين رفت، گليم وقالي با كيفيت درجه يك هنري كه نوع ممتاز آن را معمولاً قفقازي مي نامند، در ايران، تركيه وسرزمينهاي بين اين دو كشور بافته مي شد.
اين قاليها با نقشهاي خشن وهندسي ، نه به ايران كه طرحهايش ملايم ومطبوع وشاعرانه بود و نه به تركيه كه با وجود سبك نسبتاً نشاندارش، نقشمايه هاي آن اساساً از طبيعت گرفته مي شد و هنوز هم مي شود تعلق دارد. تجريد هاي خشن و هندسي قالي قفقازي چيزي كاملاً متفاوت ازقالي آن دو كشور و معرف وجود آخرين هنرهاي غيرنمايشي مطلق دنياي صحرانشيني در آسياي ميانه است كه با كاشيكاري عصرسلجوقي و با برخي از سفالهاي نخستين زمانها يا منسوجات تركيه مواجه شد. اين سبكي بود كاملاً ضد طبيعت گرايي هنر هلنيستي، مسلط بر دوره پاياني عهد بني اميه در سوريه و همچنين متمايز از هنر اصولاً نمايشي، هرچند برمبناي سبك ساسانيان در بين النهرين و ايران عهد عباسي قرار داشت وميراثي بسيار با اهميت بود. ولي با گذشت زمان سبك، نقش غيرنمايشي سرزمينهاي داخلي آسيا نفوذي را به كاربرد كه اندكي كم اهميت تر بود. موزائيك هاي كاشيكاري شده سلجوقي، طرحهاي تودرتو و بغرنج حاشيه صفحات قرآن ها و تخته سنگهاي مرمرين در معماري مصري، همه وامدار اين هنر است. و اگر در پايان اين پژوهش عواملي را كه مي رفت تا هنر اسلامي را شكل دهد، برشماريم، هنر غيرنمايشي آسياي ميانه بايد از يك طرف در افتخار و سرافرازي ميراث برجاي مانده از هلنيسم و از طرف ديگر از ساسانيان سهمي داشته باشد. نفوذ همين ها بود كه هنر اسلامي را بوجودآورد، حمايت حكام گوناگون بود كه آن را رشد و پرورش داد ونبوغ فرد فرد هنرمندان بود كه برخي از آنان غولهاي هنري شدند.ولي ايثار پر از احساس بود كه شكوفايي آن را ممكن كرد. ما فقط با نام چندتن از اين هنرمندان آشنا هستيم وچيزي از شخصيت وزندگي آنها نمي دانيم. مثلاً ، مينياتور ملازمان در برف (تصوير ۲۲۴ كتاب).
اينان صبور، بي زبان وفردي هستند. شهرت شان و نامشان در دست الله ، خداوند بخشاينده مهربان قرار دارد.اينان آنجا سلامت هستند ولي آثارشان يا برخي از آثارشان، شادوخندان برجاي مانده و حتي منبعي از الهام براي انسانهاي دوران مختلف با ايمانها واعتقادات گوناگون است. شايد تصاويري كه در اين كتاب آمده بتواند آنها را در دايره اي گسترده تر قرار دهد و نشان دهد كه تعهد به خود و تعريف از خود كه امروز باعث آن همه وسواس هنرمندان غربي است، نمي تواندالزاماً پايه واساس توليد وخلق اثر هنري خوب باشد».
آموزش قلبها وانديشه ها
مؤلف: كاترين لوئيس، ترجمه حسين افشين منش، شيده ايل بيگي كلاهي
ناشر: انتشارات سازوكار
109038.jpg
مقايسه وضعيت كودكان دوست داشتني و پراستعداد اين سرزمين با آنچه كودكان ژاپني از آن برخوردار مي شوند موجب افسوس و اندوه مي شود. اما حقيقت آن است كه ژاپني ها براي رسيدن به وضعيت موجودشان، بسيار تلاش كرده اند. آگاهي از مجموعه اين تلاشها بويژه در امر تربيت و تعليم كودكان اولين مرحله براي حركت در مسير صحيح تربيت و آماده سازي ذهن و روان كودكان اين سرزمين است. بويژه كه مجموعه حركت پيشرفت متوقف به تحركي در اين زمينه است. كتاب حاضر تلاشي است براي معرفي آنچه در اين بخش در كشور ژاپن مي گذرد. مترجم محترم كه خود شخصيتي فرهيخته اند واين از مقدمه فاضلانه و شيواي ايشان در آغاز كتاب به وضوح پيداست با همين انگيزه به ترجمه كتاب حاضر كه آن را انتشارات دانشگاه كمبريج منتشر كرده، دست يازيده اند. مترجم محترم در جايي نوشته اند: «براي خواننده دردآشنا و پرسشگر، خود به خود اين سؤال مطرح مي شود كه اين اندازه توجه و مراقبت نسبت به رشد موزون و جامع بچه ها در دوران اوليه زندگي با چه هدفي دنبال مي شود؟ و چرا دولت ژاپن بيشترين سهم ازتوليد ناخالص ملي خود را صرف دوره هاي آموزشي پيش از دانشگاه و بويژه مقاطع پيش دبستاني و ابتدايي نموده است؟
اين كتاب تلاش دارد تا در ابعاد مختلف و بانگرشي علمي، به پاسخ اين پرسش بپردازد و با تحليل چگونگي شكل گيري زمينه هاي ابتدايي نظام آموزشي ژاپن، به شناخت روح حاكم بر آن حركت ملي دست يابد.»
خانم كاترين لوئيس ـ مؤلف كتاب ـ نيز كه حاصل چهارده سال كار و مطالعه و پژوهش و مصاحبه با معلمان ژاپني و حضور ممتد در سر كلاسهاي درسشان را در اين كتاب گرد آورده، در مقدمه اش آورده: «درباره دستاوردهاي عظيم تحصيلي دانش آموزان ژاپني، مطالب زيادي شنيده ايم، اما هنوز در مورد ريشه هاي توفيق آنها، چيز زيادي نمي دانيم، آيا سالهاي تحصيلي طولاني تري دارند؟ يا آيا تحصيلات عمومي آنها متفاوت است؟ و يا شايد پشتيباني وحمايت فراوان خانواده از مقوله آموزش، عامل موفقيت آنهاست. اين كتاب اصولاً به ديدگاهي متفاوت، دست يافته است و به همين دليل نيز توفيق هاي آموزشي ژاپني ها را در رفع آني نيازهاي بچه ها مي داند. نياز آنها به دوستي، به تعلق خاطر و نياز به فرصتهايي براي ايجاد زندگي مدرسه اي ـ شاه بيت آن ديدگاه از اين قرار است: مهدهاي كودك در ژاپن به بازيهاي آزادانه كودكان و نه اجراي دستورالعمل هاي كلاسي ـ اصرار دارند. آنها در مقايسه با همتايان آمريكايي، بيش از چهار برابر وقت خويش را صرف بازي آزاد بچه ها مي كنند.
ـ مدارس ابتدايي در ژاپن، بيشتر بر مهرباني، رأفت، همكاري و استقامت در بين دانش آموزان اصرار دارند تا به كسب نمرات امتحاني. آنها صرف نظر از قابليتشان در كارهاي گروهي و تواناييشان در تعقيب و پيگيري مسائل خود، دوره تحصيلات عمومي را در همكاري و تعامل با يكديگر مي گذرانند.
ـ به نظر مي رسد كه دانش آموزان ژاپني، حتي كلاس اولي هايشان، از اختيارات بيشتري برخوردارند. آنها همكلاسي هايشان را ساكت مي كنند، بگو مگوها را رفع مي كنند، جلسات كلاسي را اداره مي كنند و قوانين وفعاليتهاي كلاسي را شكل مي دهند.
ـ در دل زندگي مدرسه ابتدايي، گروههاي كوچكي حضور دارند. دانش آموزان ژاپني در گروههاي چهارنفره يا بيشتر، فعاليتهاي هنري، علمي و نيز تقسيم غذا را انجام مي دهند. به نظر آموزگاران ، وقتي اين گروههاي كوچك، شبيه يك خانواده بشوند، زمان يادگيري رسيده است.»
مؤلف كتاب در جاي ديگري كه راجع به روش مطالعه خود توضيح مي دهد آورده: «مطالعات من راجع به دوره هاي پيش دبستاني، از سال۱۹۷۹ شروع شد، زماني كه من حداقل ۲ روز كامل را در هر ۱۵مركز مختلف پيش دبستاني، سرگرم بودم: مدارس خصوصي، مدارس دولتي در سطح محلي، منطقه اي و عمومي، مدارسي كه به خاطر برنامه هاي هنري يا درسي خود صاحب نام بودند و بالاخره مدارسي در مناطق شهري، حومه و روستايي ژاپن. ديدار از كلاسهاي بچه هاي ۵ساله از جمله نمونه هاي مفيدي بودند ـ كه دوستان وهمكارانم معرفي كرده بودند ـ كه من در بخش ضميمه كتاب به تفصيل آورده ام. من كه از همان آغاذ به تأثير عنصر گذشت و اغماض در سالهاي نخستين زندگي خانوادگي كه منجر به برقراري نظم در دوره پيش دبستاني مي شد، علاقه مند شده بودم. از مشاهداتم در ژاپن شگفت زده شده بودم. كودك محوري و تأكيد روي بازيهاي آزاد بچه ها در مدارس پيش دبستاني، بي هيچ نظمي براي من معمايي ماندگار شده بود.
چگونه بچه هايي كه به ايشان، آن همه آزادي داده شده بود، بعدها در دوره ابتدايي به دانش آموزاني تبديل مي شدند كه خود، نظم دهنده بودند؟
راقم اين سطور خواندن اين كتاب را حداقل به همه معلمان دلسوز و متعهد كه به بيهوده بودن وضع موجود واقف اند و در رنج يافتن راهي براي برون رفت روزها را سپري مي كنند توصيه مي كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |