دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۳ ذيقعده ۱۴۲۳
Mon, Jan 27, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بحران در مديريت «طلاي كثيف»
109473.jpg
گزارش: داريوش آرمان
جمع آوري ۲۵ ميليون تن زباله توليد شده در تهران طي سال گذشته حدود ۳۰ ميليارد تومان هزينه داشته است و براي دفن همين مقدار آشغال، حدود ۱۶۰ميليون دلار سرمايه گذاري شده است. براساس بررسي هاي وزارت كشور، سالانه حدود ۱۰ ميليون تن انواع زباله در كشور توليد مي شود كه فقط در صورت بازيافت كاغذهاي موجود در لابه لاي زباله هاي شهر تهران، روزانه مي توان از قطع يازده هزار اصله درخت جلوگيري كرد كه در كل كشور رقم قابل توجهي خواهد شد.
•••
همزمان با صنعتي شدن جهان و گسترش زندگي شهري و ماشيني و افزايش جمعيت شهرها، توليد انواع زباله نيز به شكل فزاينده اي افزايش يافت و در مدت كوتاهي اين موضوع به يك بحران جدي و مهم در شهرها تبديل شد.
اين موضوع به ظاهر ساده و پيش افتاده به اندازه اي جدي شده كه مقامات و دولتمردان كشورها را برآن داشته تا با استفاده از نظرات و پژوهش هاي علمي دانشمندان، هر چه سريعتر راهكارهاي علمي و عملي براي مهار بحران زباله ابداع كنند. چرا كه شيوه هاي سنتي جمع آوري و دفن زباله به هيچ شكل پاسخگوي نيازهاي موجود نيست.
از سوي ديگر بحران زباله مقامات عالي رتبه كشورها را واداشت براي حفظ محيط زيست كشورهايشان و كاهش دغدغه ها و رسيدن به نتايج مطلوب، درباره شيوه هاي كاهش توليد، جمع آوري، بازيافت و دفع زباله تصميم جهاني بگيرند. به همين خاطر نيز سالانه چندين اجلاس و كنگره جهاني حول محور زباله و راهكارهاي حفظ محيط زيست جهان با حضور نمايندگان برجسته تمام كشورها برگزار مي گردد.
طبيعتاً چنين نشست ها و جلسات فوايد فراوان و ارزنده اي براي جهانيان به ارمغان آورده است.
امروز بازيافت زباله ـ كه تا چندي قبل مايه دغدغه و بحران بود ـ به يكي از سودآورترين صنايع دنيا مبدل شده است. هم اكنون نيز زباله از ديدگاه اقتصاددانان جهان «طلاي كثيف» لقب گرفته است. به اعتقاد اغلب تحليلگران مسائل اقتصادي جهان، زباله بعد از مواد هسته اي و مخدر سودآورترين منبع درآمد اروپا و آمريكا محسوب مي شود.
هم اكنون نگاه تيزبين بسياري از دست اندركاران بخش هاي اقتصادي و مولد كشورهاي جهان به سوي صنعت بازيافت و تبديل زباله معطوف گشته است كه هر روز نيز شاهد تحولات چشمگير و در عين حال عجيب در اين زمينه هستيم.
آنان با درك اين نكته مهم به خوبي پي برده اند با تبديل موادي كه از سوي مردم دورريخته مي شود مي توانند با حداقل هزينه مواد اوليه مورد نياز بسياري از كارخانه هاي توليدي را به دست آورند و بعد هم اجناس توليد شده را در اختيار عموم مصرف كنندگان قراردهند و درآمدهاي سرشاري نصيب خود و اقتصاد كشورشان كنند. از اين رو بسياري از دانشمندان و پژوهشگران با صرف مبالغ نسبتاً قابل توجه دايماً در آزمايشگاههاي مجهز در حال تجزيه و تحليل فرمول هاي شيميايي هستند تا از حداكثر منابع موجود در زباله ها بهره ببرند. يعني به عبارتي «طلاي كثيف» استخراج كنند. زيرا در اين صورت به غير از فوايد اقتصادي فراوان در زمينه حفظ محيط زيست و انساني و حيواني، از تخريب منابع طبيعي و جنگل ها و مراتع نيز به شدت مي كاهند.
براي اطلاع از آخرين پيشرفت هاي علمي در زمينه بازيافت زباله به چند نمونه توجه كنيد:
* ژاپني ها تصميم گرفته اند به جاي سوزاندن زباله ها، آنها را به مواد اوليه ساخت سيمان تبديل كنند.
آنان با راه اندازي كارخانه هاي مجهز، زباله هاي غيرقابل مصرف را به مدت سه روز در معرض حرارت قرارمي دهند تا به خوبي تخمير شوند. سپس ماده به دست آمده را با خاكستر سنگ مخلوط كرده و براي تبديل به مواد اوليه سيمان آنان را بار ديگر ۱۴۵۰ درجه سانتيگراد حرارت مي دهند. بدين ترتيب رفته رفته مراكز سوزاندن زباله ها در اكثر شهرهاي اين كشور به سوي تعطيلي سوق مي يابند.
* محققان يك مركز تحقيقاتي در هاوايي نيز به تازگي دستگاهي ساخته اند كه مي تواند غذاهاي فاسد و دورريخته را به پلاستيك قابل جذب تبديل كند.
سپس پلاستيك توليدشده براي ساخت انواع مواد و ظروف يك بار مصرف مانند بشقاب ها، شيشه هاي پلاستيكي و جعبه بسته بندي و غلاف كپسول هاي خوراكي مورد استفاده قرارمي گيرند.
109479.jpg
هفته نامه علمي «نيوساينتيست» كه اخيراً اين خبر را اعلام كرده در گزارش خود آورده است: «فقط در آمريكا سالانه بيش از ۲۲ ميليون تن موادغذايي دور ريخته مي شود. كه تجميع اين مقدار زباله علاوه بر ايجاد يك محيط ناسالم و غيربهداشتي، مقادير زيادي گاز «متان» ـ از گازهاي گلخانه اي ـ توليد مي كند زباله هاي فاسد مي توانند با نفوذ به لايه هاي زيرين زمين، سفره هاي آب زيرزميني را نيز آلوده كنند.
* گروه ديگري از پژوهشگران آمريكايي نيز موفق شده اند با اختراع دستگاه جديدي، پوشاك نوزادان را بازيافت كنند.
طبق محاسبات آنان سالانه حدود ۲۰ ميليارد عدد پوشاك نوزاد با وزن تقريباً ۳ ميليارد و ۲۰۰ ميليون كيلوگرم راهي زباله داني هاي آمريكا مي شود كه با ابداع اين روش پوشاك مصرف شده پس از بازيافت به عنوان فيلترهاي روغن، «توفال سقف» و پوشش هاي حفاظتي در ساختمانم ها و… به كار برده مي شود. در همين حال با توجه به اهميت موضوع بازيافت زباله و به دنبال تبليغات گسترده فرهنگي، تبليغي و رسانه اي با همياري مردم در چند شهر بزرگ آمريكا مقدار زباله هاي توليدشده حدود ۴۰ درصد كاهش يافته است. پيش بيني شده كه با توجه به تصويب قانون كاهش توليد زباله از سوي شهروندان، ميزان زباله هاي آمريكاييان در حدود ۵۰ درصد كاهش يابد.
* مدتي قبل نيز دانشمندان پي بردند از هر كيلوگرم زباله مي توان معادل يك كيلوگرم زغال سنگ انرژي توليد كرد.
آنان پيشنهاد كردند مديران بخش زباله، پس از فشردن و بسته بندي زباله در پوشش هاي پلاستيكي، به عنوان انرژي در كوره هاي سيمان و ساير كوره هاي صنعتي مورد استفاده قراردهند. استفاده از سوخت جديد ميزان اسيدهاي نيتروژون منتشره از اين كوره ها را تا ۳۷ درصد كاهش مي دهد.
محققان ژاپني از زباله هاي باقي مانده پس از برداشت محصول موز پارچه اي توليد كرده اندكه بسيار سبك، خنك و قابل استفاده است. زباله هاي باقي مانده محصول موز در كشورهاي توليدكننده همواره مشكلات فراواني براي كشاورزان و توليدكنندگان به همراه داشت. كه با توليد اين نوع پارچه مشكلات زباله هاي درختان موز هم برطرف مي شود.
سياست از منظر ايرانيان
109494.jpg
مواجه بودن ايرانيان با توطئه، چه در ارتباط با حكومت و چه در مناسبات اجتماعي و بيناشخصي، تأثيرات گسترده اي برآنان داشته است. در درجه نخست اين كه ايرانيان اساساً سياست را به معناي قلمرو توطئه وتوطئه گري مي شناسند واز جمله به همين دليل كه نمي توانند بر روند آن نظارتي داشته باشند تا حد ممكن از آن مي گريزند. بويژه در دوران معاصر سياست گريزي ايرانيان يكي از اهداف حكومتهاي استبدادي بوده كه از جمله از طريق بسط فضاي وهم آلود توطئه گري تعقيب مي شده است.
ايرانيان در قلمرو سياست همواره زير كاسه هر رويدادي در جست وجوي نيم كاسه اي بوده اند تا آن رابه عنوان حقيقت رويداد بپذيرند. آنان در سنجش هر رويداد سياسي به دنبال ديدن «پيچش مو» هستند. آنان خود رويداد سياسي را به طور عيني ديدن، ظاهر بيني و ناشي از ساده لوحي دانسته اند چه در نظر آنان هر رويداد آشكار سياسي فقط حاصل توطئه اي پنهان است.
سنگيني چنين رويكردي برسياست در جامعه ايران بويژه در دوران معاصر به استقرار موقعيتي انجاميد كه از آن با عنوان «توهم توطئه» ياد مي شود.
گرايش به توهم توطئه چنان در ميان ايرانيان گسترش يافته كه تحليل وسنجش علمي وقايع سياسي و تاريخي تنها وقتي از منظر آنان پذيرفتي است كه مبين آشكارسازي توطئه گري حكومت و پشتيبانان قدرتمند خارجي آن باشد.
ايراني در سيطره توهم توطئه با واقعيت سياسي به عنوان واقعيت، كاري ندارد؛ بلكه از آن جدا شده و با وهم واقعيت كه از طريق توهم توطئه و توطئه پردازي واقعيت ساخته وپرداخته شده رويارو مي شود.
حسن قاضي مرادي، پژوهشگر تاريخ و علوم اجتماعي ـ ۱۳۸۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |