|
زنداني وزارتخانه
• عمارت حوضخانه (دلگشا) يكي از دوبناي عالي باغ نگارستان بود كه به دستور فتحعلي شاه قاجار و به همت استاد عبدالله خان و استاد آقاجاني اصفهاني در سال ۱۲۲۲ هـ .ق ساخته و به عنوان اقامتگاه شاه در نظرگرفته شد
|
|
|
اگر روزي گذرتان به ميدان بهارستان بيفتد و از قضا بخواهيد براي كاري به ساختمان وزارت ارشاد در ضلع شمالي ميدان برويد، داخل محوطه وزارتخانه، درست چشم در چشم در ورودي، عمارت آجري زيبايي چشمتان را مي نوازد. عمارت كه انبوهي از ساختمانهاي بلند برآن سايه افكنده اند، آنقدر كوچك و فروتن است كه كمتر كسي گمان مي برد يكي از بزرگترين گنجينه هاي هنري ايران را در دل خود جاي داده باشد. گوهري درخشان در باغ نگارستان ۷۲سال پيش به سال ۱۳۰۹ شمسي رضاپهلوي دستور داد تا اداره اي به نام « اداره هنرهاي زيبا زير نظر وزارت اقتصاد» تأسيس شود. محل اداره، باغ نگارستان تهران و هدف از ايجاد آن تمركز امور مربوط به صنايع ظريفه و اداره كارگاههاي هنري از جمله قاليبافي بود.(۱) ظاهراً اين اداره در ابتدا «مؤسسه قالي ايران» نام داشت كه براي تشكيل آن، حسين طاهرزاده بهزاد (نقاش و طراح نقشه قالي و مينياتور) تلاش زيادي انجام داد.(۲) بخشهاي مختلف اين اداره عبارت بود از: زري بافي، نقره سازي و قلم زني، خاتم سازي، منبت كاري و معرق، كاشي سازي، ميناسازي، آزمايشگاه كاشي سازي، مينياتور و تذهيب، گليم و قاليبافي، طراحي و كارگاه سازهاي زهي. به فرمان رضا پهلوي، همزمان در عمارت حوضخانه باغ نگارستان «موزه هنرهاي ملي» تأسيس شد تا آثار خلق شده در كارگاههاي هنري را در آن به نمايش گذارند.(۳) عمارت حوضخانه (دلگشا) يكي از دوبناي عالي باغ نگارستان بود كه به دستور فتحعلي شاه قاجار و به همت استاد عبدالله خان و استاد آقاجاني اصفهاني در سال ۱۲۲۲ هـ .ق ساخته و به عنوان اقامتگاه شاه در نظرگرفته شد. در اين باغ بزرگ به جز عمارت دلگشا، بناي ديگري به نام تالار قلمدان ساخته بودند كه «تالارهاي متعدد داشت و بر ديوارهاي آنها تصويرفتحعلي شاه و پسران او و وزيران و رجال ايران و سفراي دول معظمه منقوش بود و ظاهراً به همين مناسبت باغ مذكور را نگارستان خوانده اند.» (۴) زيبا، اما ساكت و تنها آنچه امروزه از مجموعه عمارت حوضخانه باغ نگارستان باقي مانده موزه اي است زيبا و تماشايي. كارگاه اداره هنرهاي ملي اكنون به سازمان ميراث فرهنگي در جاي ديگري منتقل شده است. موزه كه توسط سه يا چهار نفر بدون تقسيم وظايف اداره مي شود، آثار گوناگوني را در خود جاي داده. بخشي از آنها تابلوهاي مينياتوري هستند كه درواقع شناسنامه موزه به شمار مي آيند. تابلوي «تمناي بخشايش» اثر استاد محمود فرشچيان، «پناهنده شدن شاه هند به شاه تهماسب پس از شكست در جنگ» اثر ابوطالب مقيمي، «حضرت يوسف و عزيز مصر» اثر استاد محمدعلي زاويه و …. در كنار اينها قاليچه هاي نفيس و آثار چوبي و فلزي نيز جلوه نمايي مي كنند. چنين مجموعه اي يقيناً بايد همه روزه پذيراي جمع زيادي از هنرمندان و علاقه مندان به هنرهاي ملي باشد اما آمار نشان مي دهد كه در سال ،۱۳۸۰ مجموعاً ۸۵۲۸ نفر از موزه بازديد كرده اند؛ يعني به طور متوسط روزانه ۲۴ نفر. اين تعداد بازديدكننده با توجه به اهميت موزه آمار خوبي نيست. براي مثال موزه جواهرات ملي فقط ۱۲ ساعت در هفته فعاليت دارد اما در سال ،۸۰ تعداد ۳۲۳۹۸ نفر از آن بازديد كرده اند؛ يعني تقريباً چهار برابر موزه هنرهاي ملي . نفسي به عاريت مي كشيم! به نظر مي رسد آنچه موجب عدم اقبال مردم از موزه هنرهاي ملي شده، مكان نامناسب و ناشناختگي آن نزد افكار عمومي است. موزه اكنون داخل محوطه وزارت ارشاد قرارگرفته و از قسمت شمالي هم ساختمان سازمان مديريت و برنامه ريزي حلقه محاصره را تنگ كرده. موزه درب جداگانه اي ندارد و اگر كسي بخواهد به ديدن آن برود بايد از درب ورودي وزارتخانه (با تمام محدوديتها و ضوابط اداري خاص) بگذرد. بدين ترتيب بيشتر افراد ترجيح مي دهند كه از ديدن آن صرفنظر كنند؛ به ويژه گردشگران خارجي. آنچه وضع را نابسامان تر مي كند، اين است كه مسؤولان موزه به سبب شرايط و ضوابط وزارتخانه نمي توانند از تابلوهاي راهنما يا تبليغاتي چشمگير استفاده كنند و از همين رو به نصب يك تابلوي كوچك و ناپيدا در ابتداي خيابان منتهي به وزارت ارشاد اكتفا كرده اند. با اين وصف احتمالاً بايد خيلي خوش اقبال و كمي هم باهوش باشيد كه پس از تفكر و تأمل بسيار پي ببريد موزه هنرهاي ملي ايران در منتهي اليه شمالي محوطه «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي» زنداني شده است! از سوي ديگر ساعت كار وزارتخانه تا ۳ بعدازظهر است؛ تعطيلي پنجشنبه و جمعه را نيز به آن اضافه كنيد و در نظر آوريد كه درصد بالايي از علاقه مندان و بازديدكنندگان فقط خارج از ساعت اداري و خصوصاً روزهاي پنجشنبه و جمعه فرصت دارند به موزه بروند، حالا ببينيد در اين ساليان موزه چه آسيب هاي معنوي و مادي را متحمل شده و به روي خود نياورده! در صورتي كه اگر مسؤولان (منظور مديران سازمان ميراث فرهنگي و وزارت ارشاد نيست!) به خود زحمت مي دادند و درقسمت شرقي مجموعه، دري براي موزه درست مي كردند، حداقل بخشي از مشكلات كنوني وجود نداشت. همه اينها دست به دست هم داده و موزه را از مهمترين منبع درآمد خود يعني فروش بليت محروم ساخته است. موزه فقط با بودجه اندكي كه از سوي سازمان ميراث فرهنگي به آن اختصاص مي يابد، به حيات طاقت فرساي خود ادامه مي دهد. بودجه اي كه به گفته «محمود افتخاري» مدير موزه در حد رفع مشكلات جاري مانند پرداخت هزينه آب و برق و تلفن است. افتخاري در پاسخ به اين پرسش كه ساير هزينه هاي موزه چگونه تأمين مي شود، مي گويد: «خب موزه چون دولتي است، نمي گذارند به مرحله مردن برسد و هميشه در مرز زنده بودن قراردارد!» اين حال و روز موزه اي است كه بايد ميعادگاه هنرمندان و علاقه مندان به فرهنگ اين سرزمين باشد! مجموعه آثار ديدني موزه هنرهاي ملي ايران، چشم انداز هفتاد سال شكوفايي و افتخارآفريني در گستره هنرهاي ناب و اصيل ايران است و آثار آن از تجديد هويت و حيات منطقي هنر رنگ و رو باخته پس از دوران صفوي حكايت دارد؛ اما اكنون تنها و تنها محتاج دري است كه روبه خيابان باز شود و تابلويي كه بر سر درش نصب گردد و آدرسي كه بتوان به وجودش پي برد! پي نوشتها: ۱ـ صفايي، ابراهيم: رضاشاه كبير و تحولات فرهنگي ايران، وزارت فرهنگ و هنر، تهران، ،۲۵۳۵ ص ۵۹ و ۶۰ و نيز اسناد و اطلاعات نيم قرن فرهنگ و هنر در ايران (طرح مقدماتي)، مركز اسناد و آمار وزارت فرهنگ و هنر، ص يك. ۲ـ ايران عصر پهلوي (به مناسبت برگزاري نمايشگاه بزرگ عصر پهلوي در سال ۲۵۳۵ شاهنشاهي)، تهيه شده و در واحد طرح و بررسي هاي سازمان نمايشگاههاي بين المللي ايران، جلد سوم: پيشرفتهاي فرهنگي و هنري، بي جا، بي تا، ص ۹۰۶ تا .۹۰۸ ۳ـ صديق اعلم، عيسي: يادگار عمر، انتشارات اميركبير، تهران، آبان ،۱۳۴۵ جلد دوم، ص۹۶ و .۹۷ ۴ـ برگرفته از بروشور راهنماي موزه هنرهاي ملي ايران، ص .۲
|