سوزان كسلر متولد سال ،۱۹۵۵ در برلين آلمان است. او فارغ التحصيل آكادمي هنرهاي زيباي برلين و رويال كالج آرت لندن است. از سال ۱۹۸۲ تاكنون در اكثر كشورهاي جهان مانند انگليس، ايتاليا، آلمان، فرانسه و … همچنين كشورهاي جهان سوم مثل پاكستان و هند نمايشگاه برگزار كرده است. جوايز گوناگوني هم دريافت كرده است. از جمله جايزه «پل اشتلر». او در حال حاضر در آلمان و ايتاليا زندگي مي كند.
او مي گويد: «من جاهاي مختلفي زندگي كرده ام، درس خوانده ام و كار كرده ام. هنر من مربوط به يك جاي خاص نيست.»
سوزان كسلر به دعوت هيأت برگزاري جشنواره تئاتر فجر به ايران آمده است و نمايشگاهي از آثار خود را در سالن كوچك نمايش خانه هنرمندان برپا كرده است. به اين بهانه با او گفت وگويي انجام داده ايم.
| خانم كسلر با توجه به اين كه حوزه فعاليت شما هنرهاي تجسمي است فكر مي كنيد دليل دعوت شما براي شركت در جشنواره تئاتر فجر چه بود؟
* رشته من در دانشگاه نقاشي بود اما از سال ۱۹۸۴ من سبك ويژه خودم را پيدا كردم. كارهاي من از ديوار جدا است، فضاي زيادي مي طلبد و مانند نقاشي چارچوب محدودي ندارد. فضايي كه من در كارم ايجاد مي كنم، مانند سن تئاتر است؛ به اين شكل كه بيننده وارد اثر هنري من مي شود. اين فضاي تاريك و بدون راه ورود نور خيلي شبيه سن تئاتر است و شايد يكي از دلايلي باشد كه من را به اين جشنواره تئاتر دعوت كردند.
| اما در نمايشگاههايي كه دركشورهاي ديگر برگزار كرده ايد فضا به اين شكل نبوده بلكه بيشتر در فضاي باز كار كرده ايد؟
*بله اگر به من اجازه بدهند در فضاي باز اجرا مي كنم. اما فضاي باز به كار، محدوديت زماني مي دهد. به دليل اينكه بايد شرايط آب وهوايي را هم در نظر گرفت. اما فضاي بسته اين محدوديت ها را ندارد. احتمالاً كساني كه اين جشنواره را برگزار كرده اند خواسته اند بين هنرمن و تئاتر ارتباط برقرار كنند. همانطور كه گفتم هنر من حالت فضايي مثل صحنه تئاتر را دارد. ولي داستان زمينه تئاتري ندارد. براي اين كار لزومي به وجود بازيگر نيست. بلكه بيننده وارد فضايي غيرواقعي و غيرمعقول مي شود كه مانند سن تئاتر، فضايي عادي نيست و بيننده حالت بازيگر را پيدا مي كند. بيشتر از اين بين تئاتر و هنر من ارتباطي نيست.
| آيا هيچ وقت از موسيقي هم در اجراي آثارتان استفاده كرده ايد؟
* تجربه نشان داده است كه موسيقي ذهن مخاطبان را بيشتر متوجه خود مي كند تا اصل اثر. من با موسيقي كار نمي كنم. موسيقي كاملاً چيز متفاوتي است و من نمي توانم بين موسيقي و هنر خودم ارتباطي برقرار كنم. حتي گاهي كه من از موسيقي در كارم استفاده كرده ام بينندگان آمده اند و از من تشكر كرده اند اما من دلم نمي خواهد كه از موسيقي كارم تشكر كنند، بلكه دلم مي خواهد درباره خود اثر اظهارنظر كنند.
| خودتان چه ويژگي هايي براي اين نوع كار قايليد؟
* همين كه بيننده از سه بعد به هنر من نگاه مي كند باعث مي شود بيشتر به فكر فرو رود و باعث مي شود اثر من ارزش بيشتري پيدا كند. بيننده در آن واحد مي تواند همه اطراف كار را ببيند. اينكه تماشاگران از درون اثر من رد مي شوند بسيار برايم مطلوب است چون آنها واقعاً مي توانند به اثر من نگاه كنند. نمي خواهم مانند نقاشي چيزي خلق كنم كه بعد از سه ساعت نگاه كردن تازه بيننده بفهمد كه چه مي خواهم بگويم. براي من زمان اهميت دارد. مي خواهم بيننده در طول زمان به آن فكر كند.
| از بينندگانتان چه انتظاري داريد؟
* در درون هر كس مانعي هست، اگر كسي بخواهد هنر مرا بفهمد بايد آن مانع را بردارد و خودش را در هنر من غرق كند. هر روز افرادي را مي بينم كه از هنر من اطلاعي ندارند و اين مرا خوشحال مي كند چون باعث مي شود نوع كارم را توضيح داده و به اين وسيله هنرم را گسترش بدهم.
| شما در تابلوهايتان به تكامل حيات اشاره داريد. چگونه به اين ايده ي ذهني دست يافتيد؟
* من ۵ سال پيش كتابي پيدا كردم درباره تكامل جانداران كه در آن تصاويري از استخوان بندي هاي داخلي جانداران بود. تمام مدت كتاب را جلوي خودم مي گذاشتم و سعي مي كردم با توجه به آنها اندام هاي اوليه جانداران را نقاشي كنم. من اول نقاشي را روي پارچه مي كشم و بعد آن را مي برم و روي توري مثل تور ماهيگيري مي چسبانم. من دارم يك الفباي اشكال اندام هاي حيوانات را براي خودم درست مي كنم كه تا حال ۲۸۰ تا از آنها را ساخته ام. من آثارم را همه جا به يك شكل اجرا نمي كنم بلكه متناسب با فضايي كه قرار است كار در آن اجرا شود تغييراتي در آن ايجاد مي كنم.
در اين نمايشگاه من تكامل بعضي از اندام هاي جانداران را نشان مي دهم كه از ماهي شروع مي شود و به ادامه حيات در آب تا خاك و انسان منتهي مي شود.
تكامل بال پرندگان در كارهاي من جايگاه ويژه اي دارد. ارزش بال را من در آثار ايراني و در موزه هاي ايران هم ديده ام. در تصويري كه مربوط به زرتشتيان است، تصوير فروهر. حتي در آثار سرخپوستان هم اين اهميت ديده مي شود.
زيبايي كار من به آن است كه در وهله اول بيننده از ديدن اين آثار شوكه مي شود. در ابتداي امر كار من به نظر بسياري غيرقابل درك مي آيد اما بعد از اين شوك اوليه شما مي توانيد زيبايي كار را ببينيد. براي من آن لحظه اول، ۵۰ درصد اهميت را دارد.