سه شنبه ۸ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۴ ذيقعده ۱۴۲۳
Tue, Jan 28, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
بحران در مديريت طلاي كثيف
بحران در مديريت طلاي كثيف
نگاه ايراني به زباله
109620.jpg
گزارش: داريوش آرمان
بازيافت و تبديل زباله در كشور ما، همچنان در گام اول ثابت وبي حركت مانده است و هم اكنون دغدغه چند دهه قبل كشورهاي صنعتي گريبان مسؤولان شهرهاي بزرگ كشور ما را گرفته و آنان بنا به اذعان خودشان فقط درتلاشند تا هر روز زباله ها را جمع آوري و دفن كنند. درحالي كه متأسفانه امروز به اهميت اقتصادي زباله توجه چنداني نمي شود.
براي اين كه پي ببريم تا چه اندازه در اين زمينه عقب مانده ايم كافي است بدانيم: «دغدغه امروز كشورهاي پيشرفته صنعتي درباره پاكسازي، دفع و نابودكردن انبوه زباله هاي فضايي و هسته اي است و ما هنوز در كش و قوس حل دغدغه چند دهه قبل آنان دست و پا مي زنيم.»
قبرستان زباله هاي تهران
۴۰ سال قبل همزمان با رشد سريع جمعيت تهران و افزايش ناگهاني تعداد مهاجران، مسؤولان وقت شهرداري براي سروسامان دادن به نحوه جمع آوري و معدوم كردن زباله هاي پايتخت به تكاپو افتادند تا مكان مناسبي براي انتقال و دفن زباله ها پيدا كنند. پس از انجام اقدامات كارشناسي بالاخره مسؤولان بالاتفاق رأي دادند دشت و سيع و خشكي در محدوده كهريزك (جنوبي ترين نقطه تهران) به عنوان محل دفن زباله هاي تهران در نظر گرفته شود.
بد ين ترتيب روزانه صدها تن زباله روانه كهريزك شد. به تازگي هم مسؤولان سازمان بازيافت شهرداري اعلام كرده اند محدوده ۱۴۰۰ هكتاري گورستان زباله ها آخرين نفس هايش را مي كشد و شايد فقط تا يك سال ديگر بتوان در اين مكان زباله دفن كرد. به همين خاطر زباله داني پايتخت از سال آينده به مكان وسيع ديگري درحوالي كهريزك منتقل خواهد شد.
براساس اعلام سازمان بازيافت و تبديل مواد شهرداري، روزانه حدود ۷ هزارتن انواع زباله، به وسيله صدها دستگاه خودرو از چهار گوشه كلان شهر تهران به گورستان زباله ها منتقل مي شود. كه فقط يك هزارو يك صدتن آن بازيافت و مابقي دفن مي شود. و اين يك ضايعه بزرگ براي سرمايه ملي كشور محسوب مي شود.
۷۰ درصد كل اين حجم را زباله هاي خانگي، ۱۴۰ تن زباله هاي بيمارستاني، ۳۳ تن زباله پلاستيكي و پانصدتن كاغذ تشكيل مي دهد. به اعتقاد يكي از كارشناسان صنعت بازيافت زباله، در صورتي كه زباله هاي شهر از مبدأ به صورت تفكيك شده حمل شوند يقيناً مي توان از آنها به شكل بهتري استفاده كرد.
به گفته وي چنانچه فقط كاغذهاي مخلوط در ميا ن زباله ها قابل بازيافت باشند ماهيانه درآمدي بالغ بر ۲۰ ميليارد ريال به دست خواهد آمد. حال آن كه بازيافت هر تن كاغذ باطله ماهانه از تخريب ۹۰ هكتار جنگل، مصرف ۱۲ ميليون ليتر آب و ۱۲۰ هزاركيلووات برق مي كاهد.
جلوگيري از قطع هزاران اصله درخت تنومند كه در جذب دي اكسيد كربن و توليد اكسيژن نقش به سزايي ايفا مي كنند نكته ديگر مورد اشاره اين كارشناس است.
هر درخت به طور متوسط قادر است سالانه ۶ كيلوگرم دي اكسيد كربن را به اكسيژن تبديل كند. ولي افسوس كه به خاطر ضعف هاي ساختاري و ريشه اي در زمينه مديريت زباله وفقدان شرايط مناسب براي جذب مشاركت شهروندان از سالها قبل شاهد نابساماني هاي گسترده در اين زمينه بوده ايم. وجود هزاران نفر زباله دزد و صدها كارگاه زيرزميني تبديل مواد در گوشه و كنار كشور نيز دليلي براين ادعاست.زباله دزدي طي چند سال اخير به يك منبع عظيم درآمد براي بسياري از افراد مبدل شده است. در كنار اين روند، افراد سودجو نيز با داير كردن كارگاههاي مختلف غيرمجهز و غيربهداشتي محموله زباله دزدها را خريداري كرده و پس از تبديل اين مواد به كالاهاي ديگر آنها را روانه بازار مصرف مي كنند و سود سرشاري از سرمايه ملي كشور را به جيب مي زنند، بدون اينكه قانوني مبني بر مجرم بودن زباله دزدي و فعاليت صاحبان كارگاههاي تبديل زباله وضع شده باشد.
اين درحالي است كه امروزه زباله در اغلب نقاط دنيا جزو سرمايه هاي ملي محسوب مي گردد و در زمينه جمع آوري و بازيافت زباله نيز دقت و كنترل زيادي صورت مي گيرد.
طرح تفكيك ناموفق زباله
درحال حاضر مديران بخش زباله با اين حقيقت تلخ مواجه اند كه در زمينه اجراي طرح تفكيك زباله كاملاً شكست خورده اند.
بهروز غريب پور شهردار ناحيه سبز تهران با تأييد اين مطلب يكي از مهمترين دلايل ناكامي در اين باره را به فقدان صنايع پشتوانه اي مربوط مي داند.
او با ذكر نمونه اي مي گويد: در ايران دو كارخانه توليد كاغذ وجود دارد كه ۹۸ درصد مواداوليه مصرفي شان را از منابع جنگلي تأمين مي كنند. ولي در ژاپن ۳۸۰ كارخانه كاغذسازي وجود دارد كه ۹۲ درصد مواد اوليه شان را از كاغذهاي باطله تأمين مي كنند.
به گفته وي تا زماني كه در كشور سيستم بازيافت صحيح و مدرن نداشته باشيم، زباله هاي خشك تفكيك شده تبديل به كوهي مي شوند كه فقط براي ما مشكلات متعدد به همراه مي آورند. ماياد گرفته ايم زباله را دفن كنيم در حالي كه دنيا از زباله پول مي سازد.
اين مقام مسؤول به دستاوردهاي طرح تفكيك زباله خشك از مبدأ ـ كه براي نخستين بار در ناحيه سبز (شهرداري منطقه ۶) اجرا شد ـ اشاره كرده و مي گويد: در طول مدت يك سال از اجراي اين طرح آزمايشي و با اجراي مديريت زباله و مشاركت همه جانبه شهروندان نتايج بسيار ارزنده اي به دست آمده است. به همين خاطر زباله هاي اين ناحيه به راحتي قابل برگشت به چرخه اقتصاد كشور شده است. زيرا با اجراي برنامه ها و آموزشهاي فرهنگي روند تفكيك زباله در ميان ساكنان اين منطقه به شكل يك عادت درآمده و شهروندان ضرورت تفكيك درمبدأ را حس كرده اند.
مسؤولان ستاد ناحيه سبز با صداقت بيان مي كنند: «اجراي موفقيت آميز اين طرح در كل شهر نيازمند مشاركت مطلوب و دلسوزانه بخش هاي خدمات رساني است. آنان مي گويند: در اين زمينه براي همراه كردن سازمانهاي مرتبط شهري با مشكلات متعددي مواجه بوده اند ولي با شهروندان مشكلي نداشته اند.
109623.jpg
در شرايط كنوني درحالي كه شاهد برخي تلاشها براي سروسامان بخشيدن به مديريت زباله در كشور هستيم حميد ملازهي، مديرعامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران نيز از ضابطه، پرداخت بخشي از هزينه جمع آوري زباله از سوي شهروندان سخن به ميان مي آورد.
او هدف از اخذ عوارض براي جمع آوري زباله را ايجاد بستر مناسب، كاهش توليد زباله از سوي شهروندان، جلوگيري از اسراف سرمايه و مبارزه با آلاينده هاي زيست محيطي مي داند.
به اعتقاد ملازهي، حل مشكلات جمع آوري، دفن و بازيافت زباله نيازمند حمايت هاي جدي دولت، مردم و بخش خصوصي است.
در اين ميان به نظر مي رسد چنانچه از هم اكنون براي حل مشكل زباله هاي شهري، صنعتي و بيمارستاني چاره اي جدي انديشيده نشود به طور قطع طي چند سال آينده با بحران زباله مواجه خواهيم بود.
فردگرايي ايراني
109644.jpg
فردگرايي به گونه جوازي براي حفظ منافع فرد در برابر تهديدي خارجي عمل مي كند. تمايل برجسته فردگرايي ايرانيان از طرز نگرش آنان به جهان ناشي مي شود. در نظر ايراني دنياي او از آدمهايي تشكيل شده كه علايق فوري آنها حفظ منافع خود و حفظ خود است. اگر فرض بر اين باشد كه هركس بايد مسؤول خود باشد، براي فرد به تمامي منطقي خواهد بود كه به جز منافع خود تعهدي نداشته باشد. اين فرد به آساني تصوري از جامعه و همبستگي در ذهن ندارد. او خود را به عنوان يك فرد تنها مي بيند و بنابراين با تأكيد بر وجود مستقل خود به دنياي بي معناي خود معني مي دهد.
تعهد اجتماعي پيشاپيش حفظ حق و تماميت فرد را مي پذيرد. اگر جامعه از نگهباني حق فرد كوتاهي كند، آنگاه براي او لازم است كه با بدگماني و فردگرايي، خود را حفظ كند. بنابراين در بيرون مرز امنيت خانوادگي زندگاني، نامطمئن و گاه خطرناك مي نمايد. بدگماني و بي اعتمادي ايراني نيز بايد در پرتو اين، دريافته شود. آدم ايراني زندگاني را به گونه يك بازي مي نگرد، يك ميدان نزاع كه در آن هركس پيوسته ناچار است براي زنده ماندن خود بجنگند. اين تصور از زندگاني با احساس اعتماد و اتكا به يكديگر مبارزه مي كند... ايرانيان بر اين باورند كه تا زماني كه اساس براي اعتماد انسان دوستانه وجود ندارد، چاره اي جز حفظ خود وجود ندارد... بنابراين تحت چنين شرايطي، فردگرايي، بي اعتمادي، بدگماني و كتمان در تنازع بقا، موجوديهاي ارزشمندي مي شوند. باوجوداين حقيقت كه فرهنگ ايراني به ضرورت مقامهاي والايي براي صميميت، توجه به ديگران، ايثار نفس، انكار نفس و راستگويي دارد.فرد ايراني پيروي از اين معيارها را دشوار مي يابد.
دكتر عبدالمعبود انصاري، جامعه شناس، ۱۳۶۷


|   شناسنامه   |   آرشيو   |