چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۵ ذيقعده ۱۴۲۳
Wed, Jan 29, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ظهور دوباره داستايفسكي در روسيه ي مدرن
برگرفته از : گاردين مترجم : وصال روحاني
گزارش «ايران» از معضلات برگزاري و مسائل جشنواره تئاتر فجر
• شيمل كه در شهر ارفورت آلمان به دنيا آمده بود از سن ۱۵ سالگي به تحقيق در رابطه با اسلام و تعليم زبان عربي، تركي، فارسي و ديگر زبانهاي شرقي پرداخت.
به مناسبت در گذشت آنه ماري شيمل
ظهور دوباره داستايفسكي در روسيه ي مدرن
جنايت و مكافات در قرن بيست و يكم
برگرفته از : گاردين مترجم : وصال روحاني
109758.jpg
محتواي «جنايت ومكافات» رمان افسانه اي فيودور داستايفسكي داستان سراي مشهور روس، شايد به ظاهر با وضعيت فعلي كشورش همخواني وقرابتي نداشته باشد ونتواند روسيه را در جامعه ي روبه رشد جهاني و عصر ارتباطات فزاينده ترسيم كند. اما عده زيادي منجمله پسرنوه ويا به روايتي «نتيجه» ي داستايفسكي معتقدند اين داستان وساير كارهاي اين نويسنده ي بزرگ قرن نوزدهم روسيه مي تواند بهترين راهنما براي زندگي مردم روسيه در قرن بيست و يكم نيز باشد.
«جنايت ومكافات» داستان كشته شدن يك نزولخور پير وخواهر وي به دست يك دانشجو است و رنج وآلام وعذاب وجدان مرگبار اين دانشجو را از قتلي كه مرتكب شده، به شكلي وسيع به تصوير مي كشد. ديميتري داستايفسكي «نتيجه» ي آن نويسنده ي بزرگ، امروز مي گويد: هنر و خدمت بزرگ داستايفسكي اين بود كه روح و روان روسيه را به بهترين شكل ترسيم كرد و طرز نگرش مردم اين كشور را در زمينه ي زندگي و سلوك شرح داد. روند مدرن سازي امروز در جامعه جهاني كه سعي در متمايز ساختن هر طبقه از طبقه ي ديگر دارد، اثر معكوسي گذاشته و مردم را بيشتر سرگردان كرده است و آنها دائماً از خود مي پرسند براستي كه هستند، براي يافتن اين پاسخ و كشف دهليزهاي زندگي لازم است كه اين مردم همين امروز دوباره به كتاب هاي جد بزرگ من روي بياورند وآنها را از نومطالعه كنند.
روحيه خطرناك
يك وجه مشترك بين ديميتري و آن نويسنده حماسي، علاقه ي هر دويشان به نگاه دقيق به زندگي مردم وزير نظر گرفتن زندگي هر روزه وجاري وساري است.
و ديميتري داستايفسكي چون ۸ سال به عنوان راننده ي تراموا در شهر زادگاهش سن پترزبورگ كار مي كرد، اين فرصت را داشته است كه مردم كشورش و طريقه زندگي وكارهايشان را از نزديك زيرنظر بگيرد. اوحالا اعتقاد دارد دليل توفيق جد بزرگ اوو محبوبيت ديرپاي وي با مهارت او دركاوش در روحيه ي پرشور ولي خطرناك و پيچيده ي مردم روسيه بوده است.
«جنايت ومكافات» كه همچون «ابله» پر طرفدارترين كار داستايفسكي است، بالاتر از هرچيزي كاوشي روان شناسانه وهولناك در عميق ترين روزنه ها و ابعاد روح بشري است وافكار و واكنش هاي انسان هاي مغشوش با قلم ساحرانه ي داستايفسكي به طرز شگفت انگيزي بر روي كاغذ جاري گشته است. اگر داستايفسكي مرد شاخص شهر سن پترزبورگ بيش از ۱۵۰ سال پيش آن گونه در قالب يك كتاب ظاهراً داستاني جامعه ي روسيه را به نقادي كشيد، امروز يك شهروند ديگر سن پترزبورگ همچون ولاديمير پوتين رئيس جمهوري روسيه نه فقط اين شهر بلكه كل روسيه را در اداره ي خود دارد وهرچند كار او چيز ديگري است اما او نيز بايد روح متلاطم يك ملت را تجزيه وتحليل كند ويك جامعه بزرگ بشري را بدرستي ارزيابي كند. باز به حرف هاي ديميتري داستايفسكي رجعت مي كنم كه مي گويد: بسياري از مردم در شرايط نزديك به ديوانگي كارهاي بدي كرده اند وشايد همه ي مردم در يك مقطع و در لحظاتي از زندگي به فكر كشتن ديگران افتاده اند. داستايفسكي بزرگ يك قدم جلوتر از ديگران مي رود و توضيح مي دهد كه اگر اين كار غلط را بكنيد، چه بر شما خواهدرفت.
109752.jpg
خاطره اي مرگبار
«جنايت ومكافات» متمركز بر روي كاراكتر اصلي روديون راسكلنيكف است.
اين دانشجوي نگون بخت براي اين كه زندگي اش بگذرد، يك زن پير را كه كارش قرض دادن پول به بداقبال ها و سپس نزول گرفتن بابت آن است، مي كشد و سپس در يك عذاب بزرگ روحي بابت اين كار غلط قرار مي گيرد و خاطره و تبعات آن جنايت روح او را ذره ذره مي خورد.
راسكلنيكف در داستان داستايفسكي، از فرط عذاب رواني وآشفتگي در خيابانهاي تيره و مات و پر راز سن پترزبورگ به گردش در مي آيد و دائماً با خودش مي جنگد و چشم هاي از حدقه درآمده، نگاه هميشه ظنين او، عرق سرد تألم و پشيماني، از او چهره اي تأسف بار مي سازد. او سرانجام با خودش كنار نمي آيد و به اداره پليس مي رود وخودش را معرفي مي كند. او را به تبعيدگاهي در سيبري سرد مي فرستند و آن جا ايمان آوردن به خدا ودين، او را و بهتر بگوييم وجدان وي را آزاد مي كند و سرانجام رها مي شود.
سالهاي «تراموا»
ديميتري داستايفسكي پسرنوه ي آن نويسنده ي جامعه شناس تمامي عمر خود را در سن پترزبورگ شهري كه آن هنرمند ۲۸ ساله در آن زندگي مي كرد، گذرانده است. او نمادي از بسياري ازمردان عادي روسيه است: با قدي بلند، ريش، صورتي كم خون، قامتي بالنسبه خميده و البته با مشاغل بسيار در زندگي اش. از رانندگي تاكسي گرفته تا كارگر كارخانه اي كه كارش ساختن ظروف كريستال است.
البته همان طور كه قبلاً گفتيم، سالهاي كارش به عنوان راننده ي تراموا بيشتر در ذهن اومانده وبرايش مهم و تأثيرگذار بوده و در همان سالها بود كه توانست سن پترزبورگ را خوب ببيند وبشناسد ومردم آن را ارزيابي كند، بدون اين كه آنها متوجه اين مسأله شوند وخودشان را جمع كنند. ترسيم سن پترزبورگ توسط فيودور داستايفسكي در كتاب هايش وبويژه «جنايت و مكافات» به قدري خوب انجام شده كه خيلي ها مي گويند اين شهر به واقع توسط او ساخته و خلق شده است وديميتري با اشاره به همين مسأله مي گويد: از اين كه درون تراموا در شهر داستايفسكي مي چرخيدم و پرسه مي زدم، لذت مي بردم. او اينجا را «تپه بشري» مي خواند ومن مشرف بر آن واز پشت شيشه هاي تراموا، مردم و زندگي شان را تماشا مي كردم. جاي نشستن ما راننده ها در تراموا نيز، در مكان بلندي است و در نتيجه، آدمي بر همه چيز مسلط است وحتي مي توانيد داخل حياط خانه ها را نيز ببينيد.
به روي حقايق
ديميتري آن قدر با اين سؤال هركس روبرو مي شد كه با داستايفسكي بزرگ چه نسبتي دارد كه ۳۰ سال با اوخوب نبود و به سمتش نمي رفت اما امروز كه ۵۷ سال دارد و راهنماي موزه ي بنا شده براي جد بزرگش در همان شهر است، بيش از هرچيزي رويكرد به داستايفسكي را براي مردم و بويژه نسل جوان و جديد الزامي انگارد و مي گويد كه از اين طريق بهتر مي توان با تراژدي ها كنار آمد.
او مي افزايد: خوشحالم كه مردم امروز روسيه، از هر طبقه و صنف ، بسيار زودتر از من، داستايفسكي را دوباره كشف مي كنند و كارهايش را مي خوانند. اين به آنها كمك مي كند خودشان و مسائل موجود را در سخت ترين لحظات زندگي شان ببينند و چشم هايشان به روي حقايق باز شود. آن چه بايد تأكيد كنم، اين است كه در دل هر نوشته وهر رمان داستايفسكي پيام مذهبي قوي وجود دارد وآدم هاي او همواره با رويكرد به آيين ديني آرام مي گيرند و هميشه اين مذهب واخلاق است كه مي درخشد ومشكلات آنها را حل مي كند. حتي كاراكتر ديوانه و صرعي پرنس ميشكين واطرافيانش در قصه ي «ابله» فقط وقتي آرام مي گيرند كه به مذهب مي انديشند ودر كليسا ظاهر مي شوند.
تحولي بزرگ
با وجود تلاش كمونيست ها طي ۸ دهه حكومت بر اتحاد شوروي و آنچه اينك به ۱۵ كشور به ظاهر مستقل تبديل شده، براي محو دين، مذهب امروز بيشتر از هر زماني در اين كشورها مورد توجه و اقبال مردم قرار دارد و برچيده شدن استيلاي آنان از ۱۹۹۱ و روي كار آمدن گروه موسوم به سوسياليست هاي خواهان معاملات تجاري با غرب در مسكو، سبب شده است مردم علاقه اي تازه و وسيع به كارهاي داستايفسكي بيابند كه نوشته هايش، همگي رگه اي قوي از عقايد مذهبي دارند وازتزلزل هايي مي گويند كه با رويكرد به مذهب رفع مي شوند و بدل به باورهايي قوي و انساني مي گردند و اين مسأله به خصوص در مورد «جنايت و مكافات» صادق است. چرا كه كاراكتر مركزي آن همان طور كه گفتيم، چنان تحول مي يابد كه از يك قاتل بي رحم بدل به انساني خدا جو مي شود و با توسل به مذهب روحش آرام مي گيرد. خواندن قصه ي آدمي از اين دست براي مردمي كه از زورگويي هاي كمونيست ها وتحميل عقايدشان درزمينه ي مسائل مذهبي به تنگ آمده بودند،امروز لازم تر و جذاب تر است.
109755.jpg
بيماري و خلاقيت
داستايفسكي كه مثل «ميشكين» ، مبتلا به بيماري صرع بود و در اوج لحظات حمله ي اين بيماري به وي فكرش بشدت پرواز مي كرد و داراي خلاقيت خيره كننده وذهني بسيار پوياتر مي شد و حساسيت و بينش او را به مسائل زندگي به حد خارق العاده اي مي رساند، آدمي عجيب درارتباط با ديدگاههاي اجتماعي و سياسي نيز بود. او در جواني ايده آل هاي زندگي غربي را ارجح مي شمرد و آدمي راديكال و ضددولت وقت بود اما در دوره دوم زندگي اش و در سالهاي آخر حياتش ، بركار هيأت حاكم كشور مهر تأييد مي زد و يك مسيحي ارتدكس معتقد شده بود.
شايد اين تغيير روند را بايد مرتبط با گشتن و مراوده ي او با سوسياليست هاي تازه شكل گرفته ي زمان در دهه ۱۸۴۰ تلقي كرد.
او حتي به خاطر اين گرايش توسط دولت سلطنتي وقت دستگير ومحاكمه وبه اعدام محكوم شدكه به تبعيد به سيبري به مدت ۱۰ سال تغيير يافت كه ۴ سال آن با بدترين شرايط زيستي در يك زندان سپري شد. همان جا بود كه بيماري وحشتناك صرع در وي ظهور كرده و او را به حالتي مرگ آسا مي كشاند واو اين مشكل را تا پايان زندگي پرمحنت اش با خود حمل مي كرد.
براي تمام نسل ها
بر پايه ي اين مسائل بود كه اورا آدمي حسي، دمدمي مزاج و بي ثبات توصيف مي كردند. اما همان حس به او يك حالت قوي مي بخشيد واو جامعه اي را مي ديد كه هيچيك از مردم عادي و حتي همگنانش قادر به مشاهده ولمس آن نبودند و او توانست اينها را به طرز غريبي خوب و روان بنويسد وآثاري خلق كند كه سالها بعد نه تنها رنگ و غناي خود را از دست نداده اند بلكه براي نسل فعلي و قرن كنوني نيز بسيار با مناسبت نشان مي دهند.
و متأسفانه اين حرف پسر نوه ي او يعني ديميتري داستايفسكي كاملاً صحت دارد كه در روسيه ي امروز وبسياري ازجوامع ديگر بشري، راسكلنيكف هاي فراوان ديگري هم وجود دارند كه يا كشف نشده اند و راحت مي چرخند و بساط جنايت شان داغ است ويا اگر شناخته شده اند ديگر كسي نيست كه با مهارت حيرت انگيز جد بزرگ او قادر به نوشتن درباره ي آنها باشد.
گزارش «ايران» از معضلات برگزاري و مسائل جشنواره تئاتر فجر
كميت جشنواره مهم نيست، كيفيت را ارتقا دهيد
109845.jpg
گروه فرهنگي : بهمن عبداللهي ـ آخرين گروههاي حاضر در جشنواره تئاتر فجر فردا به روي صحنه مي روند و پرونده اين رويداد بزرگ نمايشي تا سال بعد بسته خواهد شد. نگاهي به آمارهاي ۸ روز اخير نشان مي دهد جشنواره تئاتر فجر از استقبال نسبي تماشاگران برخوردار بوده است، اما اين همه ماجراي «بيست و يكمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر» نيست. نگاهي اجمالي به برنامه هاي جشنواره، شيوه اجرايي و آمادگي گروهها براي حضور در اين جشنواره نشان مي دهد اين جشنواره ـ عليرغم اهداف اعلام شده براي نيل به يك حركت بزرگ فرهنگي و اجرايي منطبق بر نظم و هماهنگي ـ با مشكلات و مسائل زيادي درگير بوده كه سطح آن را به يك فعاليت تشريفاتي و تكراري تنزل داده است.
بسياري از تماشاگران معتقدند اجراهاي انتخاب شده براي حضور در بخشهاي مختلف در حد يك جشنواره بزرگ نيستند و بيشتر براي پر كردن جدول برنامه ها در برنامه قرار گرفته اند.
مسعود خواجه وند يكي از دانشجويان رشته تئاتر و بازيگر نمايش در تالار اصلي تئاتر شهر معتقد است: تا زماني كه جشنواره بزرگ به جزئيات اجرايي و شيوه ارائه آثار توجه نكند، نمي توان قضاوت دقيقي درباره كليات آن داشت، چرا كه اهميت هر رويداد بزرگي در توجه به ريزه كاريها و جزئيات آن است. وي در همين باره از برنامه ريزي و اجراي آثار مثالي مي آورد و اضافه مي كند: حتي يك اجرا در وقت مقرر آغاز نشده است و اين به وقت، برنامه ريزي و انگيزه تماشاگران و علاقه مندان ضربه مي زند.
در همين باره با ايرج راد يكي از اعضاي هيأت داوران بخش مسابقه جشنواره گفت و گو كرديم. وي در توضيح اين مسأله گفت: «هر روز مجبور به بررسي ۴ تا ۵ نمايش هستيم و كافي است كه يك نمايش كمي با تأخير اجرا شود كه اين مسأله برنامه ديگر كارها را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد. از سوي ديگر زمان اعلام شده براي اجراي برخي كارها با اجراي عملي در جشنواره تفاوت داشت.» از مسائلي كه مي توان در جشنواره امسال به آن اشاره كرد، عدم آمادگي گروهها براي اجرا است. نمايش «افشين و بودلف هر دو مرده اند» از دكتر قطب الدين صادقي كه دوشنبه در تالار اصلي تئاتر شهر به روي صحنه رفت، از اين دسته بود، اين نمايش در شب اول بدون لباس و با دكوري ناقص اجرا شد. دكتر صادقي در همين باره به خبرنگار ما مي گويد: مسأله اصلي جشنواره كمبود زمان براي آماده كردن اجراها است.
وي ادامه مي دهد: به جاي توجه به كميت مي توان حداكثر ۴۰ نمايش درجه يك را در جشنواره جاي داد و از گروههاي خارجي بيشتري دعوت به عمل آورد. در اين صورت سطح كيفي جشنواره هم بالاتر مي رود.
اين استاد دانشگاه معتقد است جشنواره تئاتر فجر فاقد يك نكته منحصر به فرد در ميان جشنواره هاي بين المللي بوده و به همين دليل از يك جشنواره معتبر فاصله گرفته است.
پري صابري مي گويد: براي آنكه جشنواره تئاتر فجر به سطح قابل قبول و ايده آلي برسد، بايد از كارشناسان خبره، آگاه و مستقل استفاده كند. دكتر محمود عزيزي كارگردان نمايش «حر» كه مشغول آماده سازي آخرين اثرش براي اجراي فردا (در تالار وحدت) است، معتقد است: مشكل اصلي در تئاتر ما اين است كه از بودجه و امكانات مناسبي برخوردار نيست و اين مسأله بر روي جشنواره ها هم تأثير گذاشته است. اردشير صالح پور دبير اجرايي جشنواره تئاتر فجر در خصوص انتخاب آثار و تناسب اجراها با سالنها گفت: امكان اينكه همه گروهها در سالنهاي بزرگ اجرا كنند، وجود ندارد. وي در خصوص مسأله كمبود زمان براي اجراها تصريح مي كند: از مهرماه براي آماده شدن آثار به گروهها اعلام شده است و آنها ۴ ماه فرصت براي اين كار داشته اند. صالح پور در خصوص مشكلات به وجود آمده در ورودي تالارها و بحث آموزش راهنمايان و احترام به مخاطب به ما مي گويد: تماشاگران سرمايه اصلي تئاتر هستند، اما در همه جشنواره ها ممكن است مسائلي براي آنها به وجود بيايد كه در صورت بروز چنين مشكلاتي هدف و قصد سوءيي در ميان نبوده است.وي تأكيد مي كند: هيچ گروهي براي بودجه، دكور و لباس با مشكلي مواجه نشده است.
درگذشت آنه ماري شيمل اسلام شناس برجسته اروپا
• شيمل كه در شهر ارفورت آلمان به دنيا آمده بود از سن ۱۵ سالگي به تحقيق در رابطه با اسلام و تعليم زبان عربي، تركي، فارسي و ديگر زبانهاي شرقي پرداخت.
109863.jpg
«آنه ماري شيمل» اسلام شناس و شرق شناس معروف آلمان در سن ۸۰ سالگي درگذشت.
به گزارش ايرنا، شوراي مركزي مسلمانان درآلمان طي بيانيه اي اعلام كرد: پروفسور شيمل همواره در زندگي سرشار از فعاليت خود به طور خستگي ناپذيري براي تفاهم بيشتر بين مسلمانان و غيرمسلمانان تلاش كرد.
خبرگزاري آلمان نيز با اعلام خبر درگذشت شيمل نوشت: وي كه در سال ۱۹۹۵ ميلادي جايزه صلح «كتابفروشان آلمان» را دريافت كرد، شرق شناسي بود كه همواره از وجهه جهاني برخوردار بوده است. اين خبرگزاري افزود: شيمل كه در شهر ارفورت آلمان به دنيا آمده بود از سن ۱۵ سالگي به تحقيق در رابطه با اسلام و تعليم زبان عربي، تركي، فارسي و ديگر زبانهاي شرقي پرداخت. پروفسور شيمل كه در شهر برلين تحصيل كرده بود پس از جنگ جهاني دوم در شهر «ماربورگ» مشغول تدريس شد و سپس به عنوان اولين زن مدرس در دانشكده علم الهي در دانشگاه آنكارا مشغول به تدريس شد.
شيمل ساليان متمادي نيز در دانشگاههاي بن و هاروارد تدريس كرده و بيش از ۱۰۰ جلد كتاب در رابطه با اسلام و عرفان اسلامي و حافظ و گوته نوشته است.
اين شرق شناس آلماني طي حيات علمي خود چندين جايزه جهاني دريافت كرده بود.
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| گالري الهه ـ نقاشي هاي فيگوراتيو مهري فروزان، ۱۴ تا ۲۱ بهمن ماه، از ساعت۱۶ تا ،۲۰ خيابان جردن، خ گلفام، شماره،۴۷ تلفن: ۲۰۵۹۶۸۶
| گالري كمال الملك ـ مجسمه هاي چوبي و نقش برجسته شهرام رودگرمي، ۱۰ تا ۱۶ بهمن ماه، پاسداران، نبش گلستان سوم، ساختمان شماره،۱ تلفن: ۲۵۶۶۵۴۳۴
| شهركتاب كارنامه ـ نقاشي هاي آرين مشايخ، ۱۱ تا۲۰ بهمن ماه، از ساعت۱۷ تا ،۲۰ خيابان شهيدباهنر (نياوران)، روبروي كامرانيه شمالي، شماره.۴۲۶
| گالري برگ ـ نمايشگاه عكس حسن رجبي نژاد، ۶ تا ۱۶ بهمن ماه، از ساعت ۱۶ تا ،۲۰ خيابان وليعصر نرسيده به ميرداماد، كوچه دامن افشار، شماره ،۱۲‎/۱ تلفن: ۸۷۸۵۳۳
| گالري شماره يك ـ آثار نقاشي و حجم مدرسين دانشكده فني شريعتي، ۲ تا ۱۲ بهمن، از ساعت ۱۶ الي ،۲۰ ميدان راه آهن، ميدان بهمن، فرهنگسراي ورزش، تلفن: ۵۳۱۲۱۸۰
به مناسبت در گذشت آنه ماري شيمل
زائر سرزمين هاي شرق
آنه ماري شيمل، شرق شناس و اسلام پژوه پرآوازه معاصر، حيات و هويت فرهنگي خود را در پاي شناختن و شناساندن جهان مينوي شرق و ستارگان فروزانش نثار كرد. اين بانوي با فضيلت كه دانش آموخته زبان و ادبيات عرب و تاريخ اديان شرق بود، بارها و سالها بر كرسي تدريس علوم و معارف اسلامي تكيه زد و سراسر جهان اسلام را به نيت كاوش در زواياي پنهان آن به مطالعه گرفت. شيمل كه به زبانهاي شرقي مثل سانسكريت، عربي، فارسي، اردو، تركي و نيز زبان هاي انگليسي، آلماني، اسپانيايي و فرانسه آشنا و مسلط بود، مجموعه پژوهشي هاي خود را در بيش از ۹۰ كتاب و ۱۵۰۰ مقاله گنجاند كه هريك به فراخور پرده از سيماي صادق اسلام برداشت و سواد صلح آميز اين آيين معنوي را به جهانيان نشان داد. اسباب خوشوقتي است كه از ميان اين آثار، برخي جامه فاخر فارسي برتن كرده اند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد: شكوه شمس (ترجمه: حسن لاهوتي) من با دم و تو آتش (فريدون بدره اي)، نام هاي اسلامي (گيتي آرين)، خوشنويسي در فرهنگ اسلامي (اسدالله آزاد) سيرت ابن خفيف شيرازي (توفيق سبحاني) پديدارشناسي اسلام (عبدالرحيم گواهي)، زن در عرفان و تصوف اسلامي (فريده مهدوي دامغاني)، محمد پيامبر اوست (حسن لاهوتي)، ابعاد عرفاني اسلام (عبدالرحيم گواهي). جامعه فرهنگي ايران برخود مي بالد كه چندي پيش به انگيزه نكوداشت شأن اين انديشمند بزرگ، ميزبان وي بود. اين آيين بزرگداشت، مهرماه سال جاري در ايران برگزار شد و طي آن دكتراي افتخاري دانشگاه الزهرا به او تعلق گرفت. شيمل در اين سفر كه آخرين سفر وي به سرزمين هاي اسلامي بود، طي نطقي با استناد به داستان «موسي و شبان»، تنوع عقيدتي و گشاده رويي اسلام در برابر آزادانديشي را مورد تأكيد قرارداد. پروفسور آنه ماري شيمل كه به پاس مجاهدات علمي خود، جوايز متعددي را از آن خود كرده بود، روزگذشته، راز سترگ زندگي را سرود. چندانكه پيش از اين با تكيه بر قريحه ناب شاعرانه اش، به زبان پارسي سروده بود:
چو روزي به گوش آمد از ني طنين نوايي برآورد زار و حزين
به من ياد داد عشق، آن ني نوا رها كن غم و دل بنه اي قرين


|   شناسنامه   |   آرشيو   |