تالار معاملات بورس تهران در سال جاري شاهد تحولات زيادي بوده كه دبير كل سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار از آن به عنوان جهشي بزرگ در حجم معاملات ياد مي كند. شايد بخشي از رشد چشمگير معاملات به اين علت باشد كه بازارهاي ديگر در كشور نتوانسته اند در جذب سرمايه به خوبي عمل كنند.
استقبال مردم واينكه وجوهي از خارج وايرانيان مقيم خارج از طريق بستگانشان در كشور به طور قانوني وارد بازار شده، به اين دلايل است كه بازار توانسته نقش خودش را در اقتصاد ملي بهبود بخشد و از رقم ۷ درصد GDP به ۱۲ درصد تا پايان سال ۱۳۸۰ برساند». احمد ميرمطهري به اين نكات اشاره مي كند و مي گويد: پيش بيني ها نشان مي دهد توقعي كه در اقتصاد ملي از اين بازار وجود دارد،در حال تحقق است. وقتي از اوسؤال مي شود آيا فكر مي كنيد بازار باز هم جاي رشد دارد يا خير؟
اين طور پاسخ مي دهد:
•••
* حجم نقدينگي در داخل كشور اگر من اشتباه نكنم، چيزي حدود ۳۵ تا ۳۷ هزار ميليارد تومان است ، اين نشان دهنده اين است كه نقدينگي دركشور افزايش پيدا كرده، بنابراين هرجا كه يك فعاليت سرمايه گذاري با بازدهي مطمئن و بازار امني وجود داشته، اين وجوه به سمت آن بازار حركت كرده و بازار توانسته بخش بزرگ آن نقدينگي راحداقل در حد امكاناتش جذب كند. البته انتظار بيشتر ازاين بازار، بستگي به جريان ورودي هاي به اين بازار كه شركتها هستند، دارد. حالا اگر دولت تعداد شركتهاي قابل واگذاري اش را افزايش بدهد و جريان پذيرش شركتها سرعت بيشتري پيدا كند، درعين حال انتظارات مالياتي وتسهيلات بانكي كه ما از جاهاي مختلف داريم افزايش پيدا كند، از آن طرف هستند كساني كه با رغبت در تمام اين سرمايه گذاريها وارد شوند.
| باتوجه به شرايط جديد اقتصادي كه در دولت دوم آقاي خاتمي به وجود آمده، تصور مي كنيد دولت بتواند بستري را براي افزايش ورودي به اين بازار فراهم كند؟ مثلاً تصميمي كه وزيرامور اقتصادي درباره محدودكردن فعاليت بانكها در بازار بورس گرفت. آيا اين تصميم درستي بود؟
* اين قضيه ابتدا با يك ترديدي روبرو شد كه آيا بازار توانايي جذب دارد يا نه، ولي عملاً نشان داده شد كه بازار مي تواند اين وجوه راجذب كند. شايد نكته اي كه در آن مصوبه كمي كمرنگ بود، اين بود كه ظرف زماني براي اجراي اين تصميم به گونه اي نوشته شده بود كه تصور مي شد كه در اولين سال اعلام آن بايد كه اين قضيه اتفاق بيفتد، درحالي كه مي توانست بنابه توانايي هاي بازار يك مقدار طولاني تر هم بشود. بنابراين نوع تصميم كه ما شركتهاي سرمايه گذاري را هدايت كنيم به جاي پرداختن به فعاليت هاي شركت داري به فعاليت هاي مالي روي بياورند، حداقل مال سيستم بانكي را ، تصميم درستي بوده و بازار هم عملاً نشان داد وقتي كه سهمي عرضه مي شود، توان جمع آوري اش را دارد.
| اين بعداً نمي تواند مشكلي ايجاد كند؟ فرضاً شرايطي به وجود بيايد كه لازم شود بانكها وارد شوند واقدام به خريد سهام يا كارهاي ديگري بكنند كه بازار بورس ما از حالت نكول خارج كند. مثل شرايطي كه دوسه ماه پيش به وجود آمد وشاخص ها افت پيدا كرد.
* نه ، الآن افراد ديگري وارد بازار شده اند. شما صندوق هاي بازنشستگي را دست كم نگيريد. صندوق هاي بازنشستگي مثل صنعت نفت، صندوق بازنشستگي كشوري ، تأمين اجتماعي يا شركتهاي سرمايه گذاري ديگري كه مردم براي فعاليت هاي خودشان تشكيل دادند، اينها درمجموع فعالان جديدي هستند كه وارد بازار شده اند و عرصه را كه قبلاً فقط متعلق به نظام بانكي بود، الان تقريباً دارند بين خودشان تقسيم مي كنند.
| شما آماري داريد كه نشان دهد الان چند درصد بازار دست اين فعالان و چند درصد ديگر دست نظام بانكي است؟
* نه آمار دقيقي الان در ذهنم نيست اما در مجموع مي توانم بگويم كه سهم ۷۵ درصدي نهادها و بانكها كه در سالهاي گذشته داشتيم، الان تقليل پيدا كرده و به مرز ۵۰ به ۵۰ رسيده است.
| دست بخش خصوصي واقعي چقدر است؟
* الان دارد واگذار مي شود. چون تعداد خريداران همانگونه كه در آمار عرضه كردم سالانه ۷۴درصد افزايش پيدا كرده است. اين نويد آن است كه افراد بيشتري الان دارند وارد اين بازار مي شوند. براساس آمارهايي كه داريم، ۲۲۰۰ تا ۲۵۰۰ شخصيت حقوقي در اين بازار تحت عنوان يك شخصيت حقوقي فعال هستند. بقيه اش تا مرز ۳ميليون نفر افراد حقيقي هستند، خب اين نشان مي دهد كه بازار به مقدار زيادي دارد بين افراد حقيقي توزيع مي شود ما اخيراً يك مطالعه اي انجام داديم كه ببينيم ميزان پراكندگي افراد حقيقي با سرمايه ها و پس اندازهاي جزء در تمام شركتهاي پذيرفته شده در بازار چقدر است. فرض را به اين گذاشتيم كه اگر بخواهيم تمامي اينها را يك درصد و كمتر محاسبه كنيم، اينها در تمامي شركتها چقدر از ارزش جاري بازار را به خودشان اختصاص داده اند كه به عدد نزديك به ۲۰ درصد رسيديم. اين نشان مي دهد كه دامنه مالكيت در بين پس اندازكنندگان كوچك در اين بازار تا چه اندازه افزايش پيدا كرده است.
| اين آمار براي كشورهاي ديگر چقدر است؟
* بالاتر است. ببينيد، اقتصاد ما به هر حال يك اقتصاد دولتي بوده و ما الان در جريان يك دوره «گذار» قرار داريم كه تلاش مي كنيم اين نسبت ها را دايم كم كنيم.
| رقم ايده آل آن چقدر است؟
* ايده آل آن بالاي ۸۰ درصد است البته شما اگر بخواهيد كه هيچ شركتي به صورت يك شركت تعاوني درنيايد و قابليت هاي تصميم گيري در آن شركت افزايش پيدا كند، حد متوسطي كه سرمايه گذاران به طور كلي در دنيا دارند و سعي مي كنند آن را رعايت كنند، ۲۰ تا ۲۵ درصد است.
| مثلاً سهم بخش اشخاص حقوقي ۲۰ تا ۲۵ درصد است؟
* بالاخره يك نفرهست كه ۲۰ تا ۲۵درصد را دارد و خط مشي را تعيين مي كند و در مجمع هم مي تواند تصميمات نهايي را توصيه كند.
| اما الان در ايران برعكس است…
* الان برعكس است و ما داريم سعي مي كنيم به آن حدود مطلوب برسيم.
| چگونه مي شود به اين حدود مطلوب دست يافت؟
* زمان نياز دارد و فرهنگسازي.
| غير از زمان و فرهنگ سازي؟
*برنامه هاي دولت در اين زمينه بدون تأخير نيست. جهت گيري هاي دولت در قوانين بودجه سنواتي اش بدون تأثير نيست، عملكرد نظام بانكي بسيار مؤثر است، مسائل مالياتي و معافيت ها و جايگاههايي كه هر كدام از اينها در اقتصاد ايجاد مي كنند اينها همه مؤثر هستند. يعني طيف گسترده اي از اينها بايد وجود داشته باشد، بعضي هايش را ما تازه شروع كرده ايم و نبايد انتظار داشته باشيم كه بعد از اين كار درستي كه در مورد قوانين مالياتي در كشور صورت گرفته، اين آثار خودش را فوراً نشان بدهد.
اين به نظرم اثرات خودش را در يك دوره ۵ ساله نشان خواهد داد، اينكه نظام بانكي ما براي اينكه بتواند از فشار تسهيلات تكليفي خارج شود و بيشتر به سمت فعاليت بخش خصوصي برود در كنار همين فرهنگ سازي نياز به زمان دارد. در كنار اينها فرهنگ سازي خود موضوع و دخالت دادن مردم، ارائه اطلاعات شفاف به آنها در مورد بازار اينها هم مؤثر هست.
| در مورد ارائه اطلاعات شفاف تا چه اندازه واقعاً كار شده است؟ آيين نامه شفاف سازي اطلاعات الان چند وقت است واقعاً در دست تدوين است؟
* به هر حال روند از يك روند رو به اصلاح حكايت مي كند. مثلاً يك وقتي بود كه در بازار بورس هيچگونه اطلاعاتي با اين جزيياتي كه الآن در اختيار سرمايه گذاران است، در اختيار آنها قرار نمي گرفت. اگر الآن تعداد سهامداران افزايش پيداكرده، به خاطر يك تبليغ نبوده بلكه واقعيت اين است كه در قالب اطلاعاتي كه در اختيارشان قرار مي گيرد، توانسته اند به اين جمع بندي برسند كه مي توانند پس اندازهايشان را اينجا سرمايه گذاري كنند. ماداريم يك روند رو به اصلاح را طي مي كنيم، كارها در بورس به صورتي نيست كه شما امور را متوقف كنيد بعد دست به اصلاحات بزنيد و دوباره شروع كنيد. همه اصلاحات بايد در طي يك فرآيند اتفاق بيفتد.
مايك آيين نامه با عنوان «الزام شركتها به افشاي اطلاعات » تدوين كرديم كه الآن در شوراي بورس است و نيمي از آن تصويب شده است، اين آيين نامه تكليف شركتها را در ارائه اطلاعات مخصوصاً اطلاعاتي كه بر روي قيمت مؤثر است، تعيين مي كند و اينكه اگر كساني به نحوي به اين اطلاعات دسترسي پيدا مي كنند بايد چه رفتار ويژه اي در پيش بگيرند.
با اين كار ذهنيت هايي كه در مورد رانت، رانت خواري و سوءاستفاده از اطلاعات و... در بورس وجود دارد، از بين مي رود و اين مقدمه اي براي تسهيل بازار مي شود.
| تصويب كل اين آيين نامه تا كي به اتمام مي رسد؟
* فكر مي كنم تا پايان امسال به طور قطع و يقين تصويب شود. اين اطلاعات را در اختيار مردم بگذارند. سه ماه هم به اين علت است در آيين نامه «افشاي اطلاعات» طبقه بنديهاي جديدي انجام داديم. اولاً مشخص كرديم كدام اطلاعات مهم هستند و بر روي قيمتها تأثير مي گذارند و كدام اطلاعات غيرمهم هستند. نحوه افشاي اطلاعات را كه خود شركت بايد آن را منتشر كند تا بعد از طريق بورس هم اعلام شود، را روشن كرديم. اينكه اطلاعات چه زماني ديگر افشا شده است را تعريف كرديم. فرض كنيد مدير يك شركتي مثلاً در ظهر روز سه شنبه بعد از اينكه بازار اينجا بسته شد، اطلاعات شركت را كه حاوي نكات جديدي است، منتشر كند و براي بورس هم بفرستد، ممكن است بگويد من عمل افشا را انجام دادم ولي صبح روز بعد يعني چهارشنبه كسي بتواند خريد و فروش كند. ما آمديم اين را تعريف كرديم و گفتيم ۲۴ساعت بعد از انتشار اين اطلاعات، «اطلاعات افشا » شده است. يا فرض كنيد زماني كه بورس دست به انتشار اينها مي زند، اين اطلاعات افشا شده است. در واقع تمام راهها براي سوءاستفاده هاي احتمالي بسته شد. اينها نقاط اميدي هستند براي سرمايه گذاران زيرا مطمئن مي شوند اگر وجوهاتشان را بياورند، از نظر استفاده از اطلاعات، در شرايط مساوي قرار مي گيرند.
| ارائه اطلاعات كه در حال حاضر سه ماه به سه ماه است، براساس آيين نامه جديد به چه مدتي كاهش پيدا مي كند؟
* مي شود گفت در اين روند سه ماهه تغييري ندارد. اين آيين نامه در واقع شركتها را ملزم مي كند به محض هرگونه تغيير در وضع مالي شركت به گونه اي كه بر سود هر سهم تأثير بگذارد، فوراً اين تغييرات و اطلاعات را افشا كنند.
| خب حالا مثلاً تغييري رخ ندهد فرضاً شش ماه، هشت ماه آن موقع چه وضعي پيدا مي كند؟
* بله، ممكن است. بنابراين سه ماه به سه ماه اطلاعاتش را مي دهد. ولي به او گفتيم كه اگر يك قرارداد جديد در زمينه صادرات بستي و اين يكسري فرصت هايي را برايت ايجاد كرد، يا اگر رفتي مواد خاصي را پيدا كردي كه روي صنعت و معدن تأثير داشت، يا اگر كه با نرخهاي دلار كار مي كني نرخ دلار در جهان پايين آمد و يكسري فرصتها وامتيازات بيشتري گرفتي، بدان كه اينها از مواردي هستند كه بر قيمت تأثير مي گذارد و بايد دراظهار اطلاعيه هايي كه به ما [بورس] مي دهي، آنها را اعلام كني. ضمناً نگفتيم اگر در شركت اتفاقي افتاد، صبر كند آخر سه ماه به ما گزارش بدهد، آنها به صورت طبيعي به جاي خودش است، موظف است به محض بروز اين اتفاقات فوراً به سازمان بورس اطلاع بدهد.
| يك سؤال صريح، معاملاتي كه الآن در بورس صورت مي گيرد، چنددرصداش ناشي از «رانت اطلاعاتي» است؟ آيا شما آماري داريد؟
* آمار ندارم اما «نشت» اطلاعات از شركتها زياد است تا بورس. همه اين تلقي را دارند كه اين اطلاعات از بورس به خارج از سازمان «نشت» پيدا مي كند.
| منظور من بورس نبود. به هر حال يكي مي آيد يك معامله كلاني انجام مي دهد، اين چنددرصدش حاوي «رانت اطلاعاتي» است.
* اساس هر معامله اي در بورس اين است كه اطلاعاتي در مورد آن جمع آوري شده باشد. اينجا دودسته افراد فعاليت مي كنند، يك دسته افرادي هستندكه براي كسب اين اطلاعات از تكنيك هاي پيچيده اي استفاده مي كنند، از طريق افرادي در درون شركتها يا هر واسطه ديگري، از رانت اطلاعاتي برخوردار مي شوند. يك عده هم مردمي هستند كه به دست يك عده خاص يا شركتهاي سرمايه گذاري نگاه مي كنند و همانطور كه آنها رفتار مي كنند، رفتار خواهند كرد. خود اين باعث مي شود آن رانت اطلاعاتي به سرعت به پايان برسد. فرضاً يك كسي يا يك شركت سرمايه گذاري پيدا مي شود كه سعي مي كند سهام خاصي را به يك قيمتي بخرد. مثلاً سهم ۱۵۰توماني را بخرد، به محض اينكه او واردمي شود، ديگران هم كه به دست او نگاه مي كنند وارد مي شوند و تعداد اينها آنقدر زياد مي شود كه اين سهم به قيمت واقعي خودش مي رسد و تمام جاذبه هايش را براي آن شخص يا شركتي كه در ابتدا رفته وبا پول خرج كردن اطلاعات ويژه اي پيدا كرده، از دست مي دهد. بنابراين يكي از خاصيت هاي بازار اين است كه با انتشار تمامي اطلاعات سعي مي كند بازار را متعادل كند.