• عراق از۱۰تا۱۵فروند توپولوف۱۶و۲۲ نيزبهره مي برد كه اين هواپيماها بمب افكن بوده ودرشرايط مطلوب داراي برد پروازي زيادي هستند.
به نظر مي رسد
عليرغم تلاش اروپا، روسيه و چين اشتياق آمريكا براي آغاز جنگ با عراق در حال افزايش است.
ادامه اعزام نيرو(اعم از نيروهاي پياده، ناوهاي هواپيمابر و واحدهاي برگزيده) به منطقه مؤيد اين نكته است.
عقيده كارشناسان نظامي
به محض اينكه شمار نيروهاي آمريكا
در منطقه به ۲۰۰تا ۲۵۰هزارنفر برسد
و واحدهاي لجستيكي
كار انتقال تانكي و توپخانه سنگين
را به پايان برسانند آغاز جنگ قطعي خواهد بود. جنگ مذكور اگر رخ دهد اولين جنگ با ابعاد واقعي
يك جنگ كلاسيك
(استفاده گسترده از نيروهاي زميني، رزمي، دريايي و هوايي) خواهد بود جنگي كه شباهتي به نبرد افغانستان
كه در آن ۶۰هزار چريك طالبان
بدون هيچ گونه پشتيباني جنگ افزارهاي سنگين
به نبرد با نيروهاي بومي منطقه
و لشكرهاي برگزيده آمريكايي و انگليسي پرداختند.
مقاله زير به ترسيم اين فضا
خواهد پرداخت كه در صورت بروز
نبرد سوم خليج فارس اين جنگ
از چه ويژگي هايي
برخوردار خواهد بود
&&&
نگاهي به توانايي هاي ارتش عراق
ارتش عراق پس از تحمل ضربات بسيار سنگين در جنگ،۱۹۹۱ اكنون تنها ۴۰درصد از توان سال مذكور را دارد. در آن زمان ارتش عراق با در اختيار داشتن ۶۰لشكر (يك ميليون سرباز)، ۷۰۰هواپيما، ۵۵۰۰تانك، ۷هزارنفربر زرهي، هزاران عراده توپ و شبكه هاي در هم پيچيده پدافندي (توپ و موشك سام) از نظر حجم تجهيزات پنجمين ارتش دنيا را در اختيار داشت. اما آنچه امروز پس از ۱۲سال تحريم، بمبارانهاي مداوم و كمبود منابع مالي، براي صدام عملاً ۴۲۰هزارسرباز، ۲۲۰۰تانك، ۳۸۰۰نفربر زرهي و ۲۴۰۰توپ به جا مانده، است. نيروي هوايي اين كشور نيز تنها ۳۱۶فروندهواپيما در اختيار دارد كه اكثراً زمينگير و قديمي هستند. (گزارش مركز تحقيقات استراتژيك آمريكا) ارتش عراق همچنين از نظر چارت نظامي از هفت قرارگاه مركزي، چهار لشكر مكانيزه، ۱۲لشكر پياده، ۶لشكر گارد رياست جمهوري، ۱۰تيپ كماندويي و ۲تيپ نيروي ويژه برخورداراست. عراق همچنين از ۵۰۰هلي كوپتر، ۶هزار توپ ضدهوايي و ۶سكوي اصلي پرتاب موشك اسكاد برخوردار است (۱) تانكهاي عراقي عمدتاً از نوع تي۵۴ـ تي۵۵ و تي۶۲ است اما آنچه سبب نگراني فرماندهان ارشد پنتاگون شده وجود ۷۰۰تانك تي۷۲ در لشكرهاي گارد عراق است. اين تانكها به دليل استفاده از زرههاي سنگين و برخورداري از توان آتش بالا به سادگي متوقف نمي شوند، در جنگ قبلي خليج فارس، آمريكا با درهم كوبيدن جاده ها و پلهاي بر سر راه اين لشكرها عملاً مانع ورود آنها به صحنه جنگ شد اما همين مسأله سبب شد آنها براي روز مباداي صدام سالم بمانند.
هواپيماهاي عراق عمدتاً از نوع ميگهاي،۲۹ ۲۵ ، ۲۳ و ۲۱و سوخوي۲۰ ۲۴، و ۲۵است كه بجز ميگها و سوخوي۲۵ ساير جنگنده هاي مذكور از قابليت مناسبي برخوردار نيستند. البته صدام از حدود ۳۰فروند ميراژ اف ـ يك نيز بهره مي برد كه توانايي قابل ملاحظه در حمله به مواضع زميني دارند اما به نظر مي رسد كه تحريمها سبب كاهش كارايي آنها شده باشد. عراق از ۱۰ تا ۱۵فروند توپولوف۱۶ و ۲۲ نيز بهره مي برد كه اين هواپيماها بمب افكن بوده و در شرايط مطلوب داراي برد پروازي زيادي هستند.
صدام از نيروي دريايي قابل توجهي برخوردار نيست و عمده اين نيرو را در جنگ عليه ايران و جنگ دوم خليج فارس از دست داد.
در مجموع به نظر مي رسد كه ستون قابل اتكاي ارتش صدام كماكان نيروي زميني آن كشور و بويژه لشكرهاي آموزش ديده گارد رياست جمهوري باشند.
تواناييهاي آمريكا در منطقه
آمريكا در اين نبرد به احتمال زياد به جز انگليس همراه ديگري نخواهد داشت. انگليس نيز به دليل محدوديت منابع قادر نخواهد بود بيش از ۱۰ تا ۱۵درصد نيروي مورد نياز آمريكا را تأمين كند. بنابراين ابرقدرت قرن بيست و يكم بايد به تنهايي اين سناريو را تمام كند. ارتش آمريكا از هم اكنون با چندانتخاب براي آغاز جنگ روبرو است.
«جنگ سبك» كه پيشنهاد دونالد را مسفلد وزير دفاع است. در اين جنگ مانند جنگ افغانستان آمريكا به جاي استفاده از لشكرهاي سنگين زرهي و پياده از واحدهاي برگزيده نظير لشكر ر۱۰۱هوابرد، لشكر يكم لشكر۸۲ و لشكر ۱۰ كوهستان استفاده مي كند و با پشتيباني پرحجم نيروي هوايي به محاصره بغداد پرداخته و كار عراق را يكسره مي كند. اين طرز تفكر در بين نظاميان آمريكايي طرفداري ندارد و آن را بلندپروازانه و فاقد كارايي مي دانند. آنها معتقدند اگرچه پيشرفت فن آوري موشكي سبب اهميت بالاي نيروي هوايي شده اما هنوز هم براي مقابله با يك ارتش بزرگ جهان سومي نياز به لشكرهاي متعدد زميني است.
استراتژي «جنگ سنگين» كه توسط ريچارد مايرز رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا ونظاميان پنتاگون مطرح مي شود بر همين پايه است. آنهامعتقد به استفاده از ۲۵۰ تا ۳۷۰هزار نيرو در جنگ و استفاده ازهزاران تانك هستند.
به اعتقاد آنها ارتش عراق را نمي توان دست كم گرفت و يك ضدحمله خطرناك مي تواند واحدهاي برگزيده آمريكايي را كه از پشتيباني سلاحهاي سنگين برخوردار نيستند بشدت دچار مشكل كند. آنها مي دانند افكار عمومي آمريكا هيچ گونه اشتباهي را در جنگ عراق نخواهد پذيرفت. بخصوص كه نتيجه اين «اشتباه» صدها كشته آمريكايي باشد.
در حال حاضر ۱۲۰هزار نيروي نظامي آمريكايي در منطقه مستقر هستند و شمار آنها مرتب در حال افزايش است. به نظر مي رسد آمريكا به دنبال آن است كه از ۱۰ناو هواپيما بر خود ۶فروند را به خليج فارس بكشاند. بر روي هر ناو هواپيما بر بين ۷۰ تا ۸۰هواپيما مستقر است و بين ۳ تا ۵هزار تفنگدار در آنها آماده عمليات هستند. اين ناوها در خليج فارس، اقيانوس هند، درياي عمان، درياي سرخ و درياي مديترانه مستقر خواهند بود. ناوهاي هواپيما بر كانستليشن به همراه دوزيردريايي اتمي، دوناوشكن موشك انداز و يك كشتي كوچك هم اكنون در خليج فارس مستقر است. ناوهاي جرج واشنگتن، آبراهام ليكلن و كيتي هاوك نيز دستور حركت به سمت خليج فارس را دريافت كرده اند. دليل افزايش حضور ناوهاي هواپيمابر در اين است كه اگر اعراب مانع استفاده آمريكا از پايگاههاي هوايي خود شدند آمريكا بتواند نيروهاي خود را توسط اين ناوگان پشتيباني كند.
انگليس نيز به دنبال آن است كه ناو هواپيما بر ايلستريوس را به همراه يك گروه دريايي به منطقه اعزام كند. آمريكا در حال حاضر در منطقه حدود ۴۰۰هواپيما از انواع اف۱۸ هورنت، اف ـ۱۴ تامكت، اي ـ۶ انترادر و اف ـ۱۵ ايگل دارد. اين تعداد هواپيما مي توانند به سرعت با اعزام اسكادرانهايي از فرودگاههاي آمريكايي ناتو در اروپا و اينجرليك تركيه و ديه گوگارسيا در اقيانوس هند تقويت شوند.
هنوز بزرگترين دغدغه آمريكا همراهي اعراب خليج فارس با اين كشور در جنگ با عراق است اگر آنها اجازه ندهند (يا به طور محدود اجازه دهند) كه آمريكا براي عمليات هوايي و زميني از خاك آن كشورها استفاده كند آمريكا مجبور به ايجاد فرودگاههاي كوچك و موقت اضطراري در داخل خاك عراق است، اگرچه كويت كشوري است كه بوش بر روي آن حساب كرده و مي تواند مطمئن باشد كه بار اصلي پياده شدن و آرايش قوا را در خاك اين كشور انجام خواهد شد. آمريكا هنوز تانكها و توپهاي سنگين خود را به منطقه منتقل نكرده و اين اقدام را زماني انجام خواهد داد كه بداند بروز جنگ قطعي خواهد بود، چرا كه نقل و انتقال ادوات سنگين زرهي سخت ترين كار در بخش لجستيك نظامي است.
پايگاههاي عمده آمريكا در منطقه در كشورهاي تركيه، كويت، قطر، عربستان، عمان و بحرين است ونيروهاي پراكنده آمريكا قرار است از اين پايگاه سازماندهي شوند. از جمله تجهيزات بسيار پيشرفته اي كه آمريكا اخيراً به منطقه اعزام كرده ناو هواپيما بر يواس اس هري ترومن است. اين ناو بسيار مدرن كه تنها ۴سال از عمر آن مي گذرد (برخي ناوهاي هواپيما بر آمريكا مانند كانستليشن بيش از ۴دهه قدمت دارند) حامل ۸۰هواپيماي شكاري ـ بمب افكن (اف ـ،۱۴ اف۱۸ و اي۶) است. اين ناو عظيم اتمي ۵۰۰۰ تفنگدار را به همراه دارد.
همچنين بنا به اطلاعات رسيده، پايگاههاي اصلي آمريكايي عمليات انتقال نيرو به خليج فارس را آغاز كرده اند. هواپيماهاي اف ـ۱۵ از پايگاههاي لانگلي و جانسون، بمب افكن هاي سنگين بي ـ ۱ از پايگاه الزورث و هلي كوپترها و هواپيماهاي سي ـ۱۳۰ از پايگاههاي نيلز و مودي كار انتقال نيروها را آغاز كرده اند.
بمب افكن هاي اف۱۵ قادر به انجام عمليات شبانه و از بين بردن هواپيماهاي دشمن هستند و به همراه اف۱۸ها ستون فقرات نيروي هوايي آمريكا را تشكيل مي دهند. اف۱۸ نيز جنگنده بمب افكن آمريكايي است كه بيشترين حوزه فعاليت آن درياها وناوهاي هواپيمابر است. اف ـ۱۴ نيز عليرغم آنكه ۳دهه از ورودش به نيروي دريايي آمريكا مي گذرد هنوز بهترين هواپيماي رهگير و داراي سيستم موشكي فوق العاده است.
هر ناو هواپيما بر آمريكايي قادر است به تنهايي نقش ۲ تا ۳پايگاه هوايي را بازي كند چرا كه به كمك پرتاب كننده هاي هواپيماي خود قادر است ۷۰ تا ۸۰ هواپيماي بر روي عرشه خود را بين ۳ تا ۵دقيقه بر روي هوا بفرستد و اين هواپيماها به دليل سرعت بيش از ۲ماخ (بيش از ۲هزاركيلومتر در ساعت) قادرند در كمتر از ۴۰دقيقه خود را به قلب عراق برسانند.
ناوهاي هواپيمابر همچنين از صدها موشك توماهاوك و كروز برخوردارند كه قادرند از خليج فارس بغداد را مورد حمله قرار دهند.
جنگ چگونه آغاز مي شود؟
مهمترين اقدام آمريكا براي آغاز جنگ ايجاد «فضاي امن» و آسمان بدون دشمن است. تجربه جنگهاي اخير به آمريكا ثابت كرده كه اگر حريف از نظر نيروي هوايي كاملاً در هم شكسته شود ودر مرحله بعد از پدافند پرقدرت بي نصيب گردد آنگاه حتي اگر غول باشد، آن غول نابينا خواهد بودكه بي هدف دستهاي خود را تكان خواهد داد.
بنابراين آغاز نبرد در هم كوبيدن باقيمانده نيروي هوايي عراق خواهد بود. در بين جنگنده هاي عراقي مي توان برخي جنگنده هاي رهگير را يافت كه مي توانند براي كليه هواپيماهاي آمريكايي خطرناك باشند. ميگ۲۹ هنوز از جمله معدود كارتهاي برنده صدام است. اما آمريكا باند سالمي براي عراق باقي نخواهد گذاشت تا اين هواپيماها با خزش به سوي آنها بتوانند اوج بگيرند.
صدام همچون جنگ پيشين سعي خواهد كرد جنگنده هاي خود را در آشيانه هاي بتوني پنهان كند تا شايد زماني بتواند از آن استفاده كند. در طول جنگ خليج فارس (۱۹۹۱) رهگيري آمريكا و متحدان آن به اندازه اي سريع بود كه هواپيماي عراقي به پرواز درآمده نمي توانست به پايگاه خود بازگردد، به ناچار يا هواپيما را رها مي كرد و يا آنكه سراسيمه خود را به فرودگاههاي غربي ايران مي رساند.
شبكه هاي گسترده پدافندي عراق هدف بعدي آمريكايي ها است. هنوز صدام حسين از چند هزار توپ پدافندي و شبكه درهم تنيده موشكهاي سام برخوردار است و در چندروز اول اين شبكه با قدرت فعاليت خواهند كرد. اما شناسايي و انهدام آن توسط موشكهاي كروز، اف ـ۱۱۷ها (كه نامرئي هستند و توان عمليات در شب را دارند) اف۱۵ها و بمبارانهاي از ارتفاع بسيار بالا توسط بي ـ۱ و بي ـ۵۲ انجام شد عمليات آمريكاييها در اين بخش به مانند يك بازي خواهد بود. هواپيماهاي ليدر ابتدا بر روي آسمان شهرهايي چون بغداد و بصره خواهند رفت و پس از به صدا درآمدن پدافندها آنها را شناسايي كرده وتوسط ليزر آنها را به صورت مجازي علامتگذاري مي كنند و هنگام حمله اصلي، صدها سكوي پرتاب موشك وتوپ ضدهوايي توسط انبوهي از موشكهاي هوشمند هدفگيري شده و از بين مي رود.
ادامه در صفحه ۱۳
.