چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۵ ذيقعده ۱۴۲۳
Wed, Jan 29, 2003
بين الملل
شماره ۲۳۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
• عراق از۱۰تا۱۵فروند توپولوف۱۶و۲۲ نيزبهره مي برد كه اين هواپيماها بمب افكن بوده ودرشرايط مطلوب داراي برد پروازي زيادي هستند.
نيروهاي ويژه آمريكا
مشاور رامسفلد:
درگيري نظاميان آمريكايي و نيروهاي مشترك طالبان
اولين جنگ كلاسيك
قرن بيست و يكم چگونه آغازمي شود
109746.jpg
پس از انهدام كامل نيروي هوايي و پدافند عراق، اكنون جنگنده ها و بمب افكن ها مي توانند با خيال راحت هر هدفي را در هر نقطه عراق مورد حمله قرار دهند. البته اين به آن معني نيست كه آمريكاييها كاملاً از نيروي هوايي عراق غافل شوند آواكسها هر حركتي در خاك عراق را به اطلاع فرماندهي آمريكايي مي رسانند .
و به محض آنكه يك جنگنده عراقي جسارت به خرج داده و بتواند به هر طريقي خود را به ارتفاع چندهزار متري برساند بلافاصله شناسايي و مورد حمله قرار مي گيرد.
هدف دوم و اصلي آمريكا ازبين بردن مراكز فرماندهي و كنترل است. آنچه كه باعث مي شود يك ارتش يا واحد بزرگ نظامي داراي توان بالا باشد «فرماندهي» است. اگر فرمانده توان ارتباطي خود را با واحدهاي اصلي ازدست بدهد پس از مدتي به دليل بي خبري نيروهاي صف از ستاد و بالعكس نوعي سردرگمي دربين نيروها ايجاد مي شود. مشابه حادثه اي كه در جنگ دوم خليج فارس در ۱۹۹۱ رخ داد.
ارتش يك ميليون نفري صدام حسين از تغيير بموقع آرايش نظامي آمريكا بي خبر ماند و موفق نشد خود را با شرايط وفق دهد. از طرفي افسران ارشد عراقي از بدي اوضاع در مناطق دوردست بي اطلاع بودند مثلاً برروي دهها لشكر در جنوب عراق حساب مي كردند و بعدها متوجه شدند كه بسياري از آن لشكرها تنها برروي نقشه وجود دارند.
هدف سوم آمريكا مشابه جنگ قبلي در منطقه و نبرد در بالكان، حمله بيرحمانه و گسترده به تأسيسات زيربنايي و حمل و نقل كشور قرباني است. پلها، جاده ها، سيستم هاي مخابراتي، سيستم هاي سوخت رساني، نيروگاهها، پالايشگاهها بخشي از اين اهداف با ارزش خواهند بود. هواپيماهاي مأيوس آمريكايي درجنگ افغانستان هيچ هدف با ارزش را پيدا نمي كردند و بدون استفاده از بمبها به پايگاهها بازمي گشتند اما عراق داراي دهها هدف چندصد ميليون دلاري است.
مي توان گفت اين حركت آمريكا بدترين ضربه به هر كشوري است چرا كه با محو حاصل تلاش ۴ دهه يك كشور به ناگهان آن را به قرون گذشته پرتاب مي كند. ناگهان سطح رفاه يك كشور به اندازه اي نزول پيدا مي كند كه مردم آن نمي توانند در شرايط عادي حتي فكر آن را بكنند.
تصور كنيد ۲۲ ساعت خاموشي شبانه روز، نبود بنزين، گازوئيل، گاز و نفت و يا قطع كامل ارتباطات تلفني!
اگر بدبينانه قضاوت كنيم بايد بگوييم برخي از اين اقدامات نه با هدف نظامي بلكه با هدف ايجاد كار براي شركتهاي عظيم چند مليتي است كه با پول همان كشور به بازسازي آن خواهند پرداخت.
ارتش متلاشي شده بازسازي مي شود، خاك اشغال شده آزاد مي شود، شرايط عادي مي شود اما هيچگاه زيرساختهاي نابود شده در كمتر از يك دهه بازسازي نمي شود.
دربين اهداف فوق تنها پلها و جاده ها هدف نظامي محسوب مي شوند. زدن پلها و جاده ها سبب مي شود ارتباط زميني واحدها با عقبه قطع شود و از لجستيك بي بهره شوند. از ياد نبريم كه دراين جنگ ارتش مورد تهاجم قرار گرفته از ترابري هوايي نمي تواند استفاده كند.
درجنگ خليچ فارس به اندازه اي واحدهاي لجستيك عراقي درهم كوبيده شدند كه ارتش عراق حتي براي رساندن نان به نيروهاي خط مقدم خود مشكل پيدا كرده بود. گرسنگي مفرط نيروهاي عراقي ازجمله دلايل نجنگيدن آنها بود.
آمريكا فرصت توقف يا عقب نشيني ندارد
دراين نبرد آمريكا بايد بي وقفه روبه جلو برود و در هركجا كه با مقاومت روبرو شد با كمك نيروي هوايي آن را در هم شكند. آمريكا همچنين به كمك سيستم پيشرفته ماهواره اي خود قادر است سريعاً متوجه هرگونه تغيير درآرايش نظامي عراق شود و هرضد حمله اي را قبل از شكل گيري به سرعت متلاشي كند.
به دليل قرار گرفتن بخش اعظم خاك عراق در مناطق هموار و دشت مانند عراقيها قادر نيستند از «عوارض زمين» نيز استفاده كنند و هواپيماهاي شكارچي تانك نظير آي ـ۱۰ كه داراي يك توپ بزرگ ۸ لوله و دهها موشك هستند دركنار هلي كوپترهاي سوپركبرا و آپاچي واحدهاي زرهي و نفرات آنها را ازبين خواهند برد.
اما چه برسر توپهاي عراقي و پايگاههاي پرتاب موشك بالستيك خواهد آمد؟ قطعاً درجنگ قبلي خليج فارس اگر توپهاي عراق خوب عمل مي كردند آمريكا نمي توانست با ۹۰ كشته، ارتش عراق با ۵۰ تا ۶۰ لشكر را متلاشي سازد. اما دليل ناكامي عراق در استفاده از توپهاي دوربرد خود چه بود. هر توپ به محض شليك توسط ماهواره هاي آمريكايي شناسايي مي شد و «گراي» آن به توپهاي الكترونيكي آمريكا داده مي شد و بلافاصله منهدم مي شدند. به عبارتي درچنين وضعيتي غرش توپها به منزله فراخوان مرگ بود. عراق پس از مواجهه با چنين حالتي تصميم گرفت ۲ هزار توپ باقيمانده خود را سالم نگه دارد.
عراق در نبرد قبلي از موشكهاي بالستيك خود عليه اسرائيل استفاده كرد اما اين حركت اگرچه از نظر سياسي داراي وجهه بود اما ازنظر نظامي كمكي به ارتش عراق نكرد. معلوم نيست كه آيا دراين جنگ نيز صدام از اين موشكها استفاده خواهد كرد.
حمله از كجا صورت خواهد گرفت؟
به احتمال زياد به مانند جنگ قبلي آمريكاييها بازهم از جنوب به عراق يورش خواهند برد، چرا كه مرزهاي شمالي عراق كوهستاني و غيرجذاب است.
جنگ كوهستاني جنگي سخت و نامطمئن است. در نبردهاي كوهستاني استفاده از تكنولوژي كاهش مي يابد و اين سرباز است كه حرف اول و آخر را مي زند (اگرچه تجهيزات هم شرط است) ممكن است آمريكا چند تيپ نيرو را هم از مرزهاي شمالي عراق گسيل كند اما فلشهاي بزرگ حمله ازجنوب خواهند بود، جايي كه وسعت براي درگيري۲۵۰ هزار سرباز آمريكايي و ۴۰۰ هزار سرباز عراقي را داشته باشد.
استفاده گسترده از سلاحهاي هوشمند
درجنگهاي جديد، انهدام اهداف بسيار پرمخاطره نه به خلبان و سرباز بلكه به موشكهاي اسمارت يا هوشمند سپرده مي شود. اگر در نبردهاي قبلي براي ازبين بردن يا متوقف كردن يك تيپ زرهي با وضعيت «پدافند عامل» نياز بود تا هواپيما و هلي كوپتر مهاجم خود را به يك كيلومتري آنها رسانده و با صدها سلاح كاليبر متوسط روبرو شود در شرايط امروزي اين خلبان از فاصله ۱۰ كيلومتري اهداف را به كمك رايانه هواپيما هدف قرار مي دهد و اين رايانه توسط موشكهاي هدايت شونده هدف ها را ازبين خواهند برد.
صدام ديكتاتور تنها
صدام به مانند همه ديكتاتورها تنها است و در تنهايي خواهد مرد. صدام بهترين ژنرالهايش را پس از پايان جنگ با ايران يا كنار گذاشت و يا اعدام كرد و كادر فعلي نظامي عراق بيشتر متشكل از مردان سياسي (و نه نظامي حرفه اي) است.
ارزش يك ژنرال به اين نيست كه با كمك تجهيزات مدرن يك جنگ را به پيروزي برساند، بلكه فرمانده ارزشمند كسي است كه در بدترين شرايط ضمن وارد كردن سخت ترين ضربه ها به حريف، نيروي خود را با كمترين تلفات از مهلكه بدر برد. و اين ميسر نيست مگر با ابتكار. ارتش عراق در جنگ قبلي ابتكاري نداشت ودراين نبرد نيز احتمالاً ابتكاري ازخودنشان نخواهد داد.
از طرفي سربازان عراقي نه اعتقادي به جنگهاي قبلي داشتند و نه احتمالاً با روحيه بالا به استقبال ارتش اول دنيا خواهند رفت. مشكل ديگر صدام در بهره گيري از دفاعهاي خودجوش مردمي خواهد بود چرا كه اين مردم به همان اندازه كه از نيروهاي مهاجم مي ترسند از حزب بعث متنفرند.
از طرفي جنبشهاي شيعه جنوب عراق به همراه كردهاي شمال عراق احتمالاً تا حدود زيادي با نيروهاي آمريكايي هماهنگ خواهند بود و اگرچه از نظر نظامي توانايي هاي قابل توجهي ندارند اما نفس قرارگرفتن آنها دريك صف با جنگجويان آمريكايي بر روحيه مدافعين عراقي اثرگذار خواهد بود.
آيا ارتش عراق هيچ شانسي ندارد؟
چند عامل است كه براي ارتش آمريكا حل نشده باقي خواهد ماند.
ابتدا سلاحهاي ميكروبي و شيميايي صدام، اين سلاحها كه برآورد مي شود يكي از بزرگترين زرادخانه شيميايي منطقه باشد قادر است جهنمي را در منطقه ايجاد كند كه تلفات آن حتي دامنگير مردم بي دفاع و سربازان عراقي شود.
اگرچه نيروهاي آمريكايي به سلاحهاي ضدشيميايي مجهز خواهند بود اما اين سلاحها ضمن آنكه مي توانند تلفات را در نيروهاي آمريكايي افزايش دهند سرعت حركت اين نيروها را تا ۴۰ درصد كاهش مي دهند. بايد ديد آيا صدام جرأت به كار بردن اين سلاحها را خواهد داشت.
مسأله بعدي جنگهاي شهري است. ارتش آمريكا مي تواند بدون درگيري از كنار شهرهاي عراقي بگذرد و آنها را به حال خود رها كند اما حتماً بايد وارد بغداد شود. بغداد شهر بزرگي است كه اگر تنها ۳۰ هزار سرباز گارد كه مي توانند از جنگجويان هم قبيله اي صدام باشند به خوبي از آن محافظت كنند نيروهاي آمريكايي براي تصرف كامل آن به هفته ها وقت نياز خواهند داشت.
جنگ شهري از نوع سخت ترين و تخصصي ترين جنگها به شمار مي رود و براي فرماندهان فاتح همواره كابوس لنينگراد، استالينگراد، بيروت، ورشو و… را بخاطر خواهد آورد. درجنگ شهري به دليل فقدان فضا براي استفاده از جنگ افزارهاي سنگين، تك تيراندازان، كماندوها و كهنه سربازان سلطان ميدان خواهند بود.
دراين مرحله سربازان طرف آمريكا، سربازان گرسنه و بي انگيزه نخواهند بود بلكه «گردانهاي طلايي» ، تكريتي ها، گارد رياست جمهوري، يگانهاي حفاظت صدام و نيروهاي ويژه شركت خواهند داشت. به گفته كارشناسان اين افراد آماده اند تا كثيف ترين و بي رحمانه ترين دستورات را از سوي صدام به اجرا بگذارند. اگرچه شايد اين آخرين پرده نمايش ديكتاتور بغداد باشد اما بي شك خونين ترين آن خواهد بود مگر آنكه…
مگر آنكه صدام قبل از ورود به اين فاز كشته و يا ربوده شود.
جنگ چه مدت به طول خواهد انجاميد؟
جنگ به احتمال زياد طولاني نخواهد بود چرا كه ازسويي هزينه هاي آن بسيار سرسام آور است (بين ۵۰ تا ۱۰۰ ميليارد دلار هزينه جنگ تخمين زده مي شود) و آمريكايي ها اجازه طولاني شدن آن را نخواهند داد و ازسوي ديگر آمريكايي ها براي ازبين بردن قدرت مانورسياسي احتمالي عراق و يا كشورهايي نظير فرانسه، روسيه و چين بايد هرچه زودتر جنگ را تمام كنند.
به عقيده كارشناسان جنگ هوايي ۲ هفته و نبرد زميني ۵ هفته به طول خواهد انجاميد و اگر اين نبرد در فوريه جاري (بهمن) آغاز شود در اواسط فروردين ۸۲ (آوريل) به پايان خواهد رسيد.
نيروهاي زميني آمريكا حداقل ۱۰ لشكر و نيروي هوايي اين كشور نيز بين ۶۰۰ تا هزار هواپيما خواهد بود.
دست آخر اينكه از ياد نبريم هنوز ممكن است ديپلماسي رقباي آمريكا مانع سياستهاي ميليتاريستي اين كشور شود و جنگي رخ ندهد.
نگاهي كوتاه به جنگ پيشين خليج فارس
پس از حمله اوت ۱۹۹۰ (۱۱ مرداد ۱۳۶۹) عراق به كويت، آمريكا به همراه متحدين خود دست به بزرگترين نقل و انتقال نيرو پس از جنگ ويتنام زد.
۷۰۰ هزار نظامي كه ۵۱۶ هزار نفر آنها آمريكايي بودند در كنار ۲۸۰۰ تانك ۲۲۰۰ هواپيما و صدها توپ و هزاران موشك دركنار عراق آرايش جنگي گرفتند.
از ۱۷ ژانويه ۱۹۹۱ (۲۷ ديماه ۱۳۶۹) تا ۲۴ فوريه ۱۹۹۱ (۷ اسفند ۱۳۶۹) هواپيماهاي متحدين ۷۰ هزار بار به تأسيسات و نيروهاي عراقي حمله بردند و توان آنها را به شدت كاهش دادند.
سپس از روز مذكور به مدت ۱۰۰ ساعت عمليات زميني آغاز شد. در نبردزميني ۷۰۰ هزار سرباز متحدين پس از دور زدن نيروهاي عراقي در كويت، وارد جنوب عراق شده و تا نزديكي بغداد پيش رفتند.
حمله آمريكاييها آنقدر برق آسا بود كه نيروهاي عراقي فرصت تغيير آرايش نيافتند و نيم ميليون سرباز عراقي دركويت به دام افتادند.
حاصل جنگ ۱۰۰ هزار كشته براي عراق، ازبين رفتن ۱۳۰۰ تانك، ۱۱۰۰ توپ، ۳۰۰ هواپيما و ازبين رفتن تأسيسات زيربنايي اين كشور بود. دراين جنگ ۴۳ روزه حدود ۱۰۰ ميليارد دلار ازسوي متحدين هزينه شد كه پرداخت آن توسط كشورهاي آمريكا، آلمان، ژاپن، كويت، عربستان و امارات انجام شد.
برآورد مي شود حدود يك ميليون تن بمب برروي عراق ريخته شده باشد.
جنگ مذكور كه در نوع خود بي نظير بود كليه كارشناسان نظامي را واداشت تا در برآوردهاي خود از نقش نيروي هوايي تجديدنظر كنند.
پاورقي:
.۱ مؤسسه تحقيقات استراتژيك لندن۱۹۹۸
اولين جنگ
كلاسيك قرن بيست و يكم چگونه آغازمي شود
• عراق از۱۰تا۱۵فروند توپولوف۱۶و۲۲ نيزبهره مي برد كه اين هواپيماها بمب افكن بوده ودرشرايط مطلوب داراي برد پروازي زيادي هستند.
109860.jpg
به نظر مي رسد
عليرغم تلاش اروپا، روسيه و چين اشتياق آمريكا براي آغاز جنگ با عراق در حال افزايش است.
ادامه اعزام نيرو(اعم از نيروهاي پياده، ناوهاي هواپيمابر و واحدهاي برگزيده) به منطقه مؤيد اين نكته است.
عقيده كارشناسان نظامي
به محض اينكه شمار نيروهاي آمريكا
در منطقه به ۲۰۰تا ۲۵۰هزارنفر برسد
و واحدهاي لجستيكي
كار انتقال تانكي و توپخانه سنگين
را به پايان برسانند آغاز جنگ قطعي خواهد بود. جنگ مذكور اگر رخ دهد اولين جنگ با ابعاد واقعي
يك جنگ كلاسيك
(استفاده گسترده از نيروهاي زميني، رزمي، دريايي و هوايي) خواهد بود جنگي كه شباهتي به نبرد افغانستان
كه در آن ۶۰هزار چريك طالبان
بدون هيچ گونه پشتيباني جنگ افزارهاي سنگين
به نبرد با نيروهاي بومي منطقه
و لشكرهاي برگزيده آمريكايي و انگليسي پرداختند.
مقاله زير به ترسيم اين فضا
خواهد پرداخت كه در صورت بروز
نبرد سوم خليج فارس اين جنگ
از چه ويژگي هايي
برخوردار خواهد بود
&&&
نگاهي به توانايي هاي ارتش عراق
ارتش عراق پس از تحمل ضربات بسيار سنگين در جنگ،۱۹۹۱ اكنون تنها ۴۰درصد از توان سال مذكور را دارد. در آن زمان ارتش عراق با در اختيار داشتن ۶۰لشكر (يك ميليون سرباز)، ۷۰۰هواپيما، ۵۵۰۰تانك، ۷هزارنفربر زرهي، هزاران عراده توپ و شبكه هاي در هم پيچيده پدافندي (توپ و موشك سام) از نظر حجم تجهيزات پنجمين ارتش دنيا را در اختيار داشت. اما آنچه امروز پس از ۱۲سال تحريم، بمبارانهاي مداوم و كمبود منابع مالي، براي صدام عملاً ۴۲۰هزارسرباز، ۲۲۰۰تانك، ۳۸۰۰نفربر زرهي و ۲۴۰۰توپ به جا مانده، است. نيروي هوايي اين كشور نيز تنها ۳۱۶فروندهواپيما در اختيار دارد كه اكثراً زمينگير و قديمي هستند. (گزارش مركز تحقيقات استراتژيك آمريكا) ارتش عراق همچنين از نظر چارت نظامي از هفت قرارگاه مركزي، چهار لشكر مكانيزه، ۱۲لشكر پياده، ۶لشكر گارد رياست جمهوري، ۱۰تيپ كماندويي و ۲تيپ نيروي ويژه برخورداراست. عراق همچنين از ۵۰۰هلي كوپتر، ۶هزار توپ ضدهوايي و ۶سكوي اصلي پرتاب موشك اسكاد برخوردار است (۱) تانكهاي عراقي عمدتاً از نوع تي۵۴ـ تي۵۵ و تي۶۲ است اما آنچه سبب نگراني فرماندهان ارشد پنتاگون شده وجود ۷۰۰تانك تي۷۲ در لشكرهاي گارد عراق است. اين تانكها به دليل استفاده از زرههاي سنگين و برخورداري از توان آتش بالا به سادگي متوقف نمي شوند، در جنگ قبلي خليج فارس، آمريكا با درهم كوبيدن جاده ها و پلهاي بر سر راه اين لشكرها عملاً مانع ورود آنها به صحنه جنگ شد اما همين مسأله سبب شد آنها براي روز مباداي صدام سالم بمانند.
هواپيماهاي عراق عمدتاً از نوع ميگهاي،۲۹ ۲۵ ، ۲۳ و ۲۱و سوخوي۲۰ ۲۴، و ۲۵است كه بجز ميگها و سوخوي۲۵ ساير جنگنده هاي مذكور از قابليت مناسبي برخوردار نيستند. البته صدام از حدود ۳۰فروند ميراژ اف ـ يك نيز بهره مي برد كه توانايي قابل ملاحظه در حمله به مواضع زميني دارند اما به نظر مي رسد كه تحريمها سبب كاهش كارايي آنها شده باشد. عراق از ۱۰ تا ۱۵فروند توپولوف۱۶ و ۲۲ نيز بهره مي برد كه اين هواپيماها بمب افكن بوده و در شرايط مطلوب داراي برد پروازي زيادي هستند.
صدام از نيروي دريايي قابل توجهي برخوردار نيست و عمده اين نيرو را در جنگ عليه ايران و جنگ دوم خليج فارس از دست داد.
در مجموع به نظر مي رسد كه ستون قابل اتكاي ارتش صدام كماكان نيروي زميني آن كشور و بويژه لشكرهاي آموزش ديده گارد رياست جمهوري باشند.
تواناييهاي آمريكا در منطقه
آمريكا در اين نبرد به احتمال زياد به جز انگليس همراه ديگري نخواهد داشت. انگليس نيز به دليل محدوديت منابع قادر نخواهد بود بيش از ۱۰ تا ۱۵درصد نيروي مورد نياز آمريكا را تأمين كند. بنابراين ابرقدرت قرن بيست و يكم بايد به تنهايي اين سناريو را تمام كند. ارتش آمريكا از هم اكنون با چندانتخاب براي آغاز جنگ روبرو است.
«جنگ سبك» كه پيشنهاد دونالد را مسفلد وزير دفاع است. در اين جنگ مانند جنگ افغانستان آمريكا به جاي استفاده از لشكرهاي سنگين زرهي و پياده از واحدهاي برگزيده نظير لشكر ر۱۰۱هوابرد، لشكر يكم لشكر۸۲ و لشكر ۱۰ كوهستان استفاده مي كند و با پشتيباني پرحجم نيروي هوايي به محاصره بغداد پرداخته و كار عراق را يكسره مي كند. اين طرز تفكر در بين نظاميان آمريكايي طرفداري ندارد و آن را بلندپروازانه و فاقد كارايي مي دانند. آنها معتقدند اگرچه پيشرفت فن آوري موشكي سبب اهميت بالاي نيروي هوايي شده اما هنوز هم براي مقابله با يك ارتش بزرگ جهان سومي نياز به لشكرهاي متعدد زميني است.
استراتژي «جنگ سنگين» كه توسط ريچارد مايرز رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا ونظاميان پنتاگون مطرح مي شود بر همين پايه است. آنهامعتقد به استفاده از ۲۵۰ تا ۳۷۰هزار نيرو در جنگ و استفاده ازهزاران تانك هستند.
به اعتقاد آنها ارتش عراق را نمي توان دست كم گرفت و يك ضدحمله خطرناك مي تواند واحدهاي برگزيده آمريكايي را كه از پشتيباني سلاحهاي سنگين برخوردار نيستند بشدت دچار مشكل كند. آنها مي دانند افكار عمومي آمريكا هيچ گونه اشتباهي را در جنگ عراق نخواهد پذيرفت. بخصوص كه نتيجه اين «اشتباه» صدها كشته آمريكايي باشد.
در حال حاضر ۱۲۰هزار نيروي نظامي آمريكايي در منطقه مستقر هستند و شمار آنها مرتب در حال افزايش است. به نظر مي رسد آمريكا به دنبال آن است كه از ۱۰ناو هواپيما بر خود ۶فروند را به خليج فارس بكشاند. بر روي هر ناو هواپيما بر بين ۷۰ تا ۸۰هواپيما مستقر است و بين ۳ تا ۵هزار تفنگدار در آنها آماده عمليات هستند. اين ناوها در خليج فارس، اقيانوس هند، درياي عمان، درياي سرخ و درياي مديترانه مستقر خواهند بود. ناوهاي هواپيما بر كانستليشن به همراه دوزيردريايي اتمي، دوناوشكن موشك انداز و يك كشتي كوچك هم اكنون در خليج فارس مستقر است. ناوهاي جرج واشنگتن، آبراهام ليكلن و كيتي هاوك نيز دستور حركت به سمت خليج فارس را دريافت كرده اند. دليل افزايش حضور ناوهاي هواپيمابر در اين است كه اگر اعراب مانع استفاده آمريكا از پايگاههاي هوايي خود شدند آمريكا بتواند نيروهاي خود را توسط اين ناوگان پشتيباني كند.
انگليس نيز به دنبال آن است كه ناو هواپيما بر ايلستريوس را به همراه يك گروه دريايي به منطقه اعزام كند. آمريكا در حال حاضر در منطقه حدود ۴۰۰هواپيما از انواع اف۱۸ هورنت، اف ـ۱۴ تامكت، اي ـ۶ انترادر و اف ـ۱۵ ايگل دارد. اين تعداد هواپيما مي توانند به سرعت با اعزام اسكادرانهايي از فرودگاههاي آمريكايي ناتو در اروپا و اينجرليك تركيه و ديه گوگارسيا در اقيانوس هند تقويت شوند.
هنوز بزرگترين دغدغه آمريكا همراهي اعراب خليج فارس با اين كشور در جنگ با عراق است اگر آنها اجازه ندهند (يا به طور محدود اجازه دهند) كه آمريكا براي عمليات هوايي و زميني از خاك آن كشورها استفاده كند آمريكا مجبور به ايجاد فرودگاههاي كوچك و موقت اضطراري در داخل خاك عراق است، اگرچه كويت كشوري است كه بوش بر روي آن حساب كرده و مي تواند مطمئن باشد كه بار اصلي پياده شدن و آرايش قوا را در خاك اين كشور انجام خواهد شد. آمريكا هنوز تانكها و توپهاي سنگين خود را به منطقه منتقل نكرده و اين اقدام را زماني انجام خواهد داد كه بداند بروز جنگ قطعي خواهد بود، چرا كه نقل و انتقال ادوات سنگين زرهي سخت ترين كار در بخش لجستيك نظامي است.
پايگاههاي عمده آمريكا در منطقه در كشورهاي تركيه، كويت، قطر، عربستان، عمان و بحرين است ونيروهاي پراكنده آمريكا قرار است از اين پايگاه سازماندهي شوند. از جمله تجهيزات بسيار پيشرفته اي كه آمريكا اخيراً به منطقه اعزام كرده ناو هواپيما بر يواس اس هري ترومن است. اين ناو بسيار مدرن كه تنها ۴سال از عمر آن مي گذرد (برخي ناوهاي هواپيما بر آمريكا مانند كانستليشن بيش از ۴دهه قدمت دارند) حامل ۸۰هواپيماي شكاري ـ بمب افكن (اف ـ،۱۴ اف۱۸ و اي۶) است. اين ناو عظيم اتمي ۵۰۰۰ تفنگدار را به همراه دارد.
همچنين بنا به اطلاعات رسيده، پايگاههاي اصلي آمريكايي عمليات انتقال نيرو به خليج فارس را آغاز كرده اند. هواپيماهاي اف ـ۱۵ از پايگاههاي لانگلي و جانسون، بمب افكن هاي سنگين بي ـ ۱ از پايگاه الزورث و هلي كوپترها و هواپيماهاي سي ـ۱۳۰ از پايگاههاي نيلز و مودي كار انتقال نيروها را آغاز كرده اند.
بمب افكن هاي اف۱۵ قادر به انجام عمليات شبانه و از بين بردن هواپيماهاي دشمن هستند و به همراه اف۱۸ها ستون فقرات نيروي هوايي آمريكا را تشكيل مي دهند. اف۱۸ نيز جنگنده بمب افكن آمريكايي است كه بيشترين حوزه فعاليت آن درياها وناوهاي هواپيمابر است. اف ـ۱۴ نيز عليرغم آنكه ۳دهه از ورودش به نيروي دريايي آمريكا مي گذرد هنوز بهترين هواپيماي رهگير و داراي سيستم موشكي فوق العاده است.
هر ناو هواپيما بر آمريكايي قادر است به تنهايي نقش ۲ تا ۳پايگاه هوايي را بازي كند چرا كه به كمك پرتاب كننده هاي هواپيماي خود قادر است ۷۰ تا ۸۰ هواپيماي بر روي عرشه خود را بين ۳ تا ۵دقيقه بر روي هوا بفرستد و اين هواپيماها به دليل سرعت بيش از ۲ماخ (بيش از ۲هزاركيلومتر در ساعت) قادرند در كمتر از ۴۰دقيقه خود را به قلب عراق برسانند.
ناوهاي هواپيمابر همچنين از صدها موشك توماهاوك و كروز برخوردارند كه قادرند از خليج فارس بغداد را مورد حمله قرار دهند.
جنگ چگونه آغاز مي شود؟
مهمترين اقدام آمريكا براي آغاز جنگ ايجاد «فضاي امن» و آسمان بدون دشمن است. تجربه جنگهاي اخير به آمريكا ثابت كرده كه اگر حريف از نظر نيروي هوايي كاملاً در هم شكسته شود ودر مرحله بعد از پدافند پرقدرت بي نصيب گردد آنگاه حتي اگر غول باشد، آن غول نابينا خواهد بودكه بي هدف دستهاي خود را تكان خواهد داد.
109770.jpg
بنابراين آغاز نبرد در هم كوبيدن باقيمانده نيروي هوايي عراق خواهد بود. در بين جنگنده هاي عراقي مي توان برخي جنگنده هاي رهگير را يافت كه مي توانند براي كليه هواپيماهاي آمريكايي خطرناك باشند. ميگ۲۹ هنوز از جمله معدود كارتهاي برنده صدام است. اما آمريكا باند سالمي براي عراق باقي نخواهد گذاشت تا اين هواپيماها با خزش به سوي آنها بتوانند اوج بگيرند.
صدام همچون جنگ پيشين سعي خواهد كرد جنگنده هاي خود را در آشيانه هاي بتوني پنهان كند تا شايد زماني بتواند از آن استفاده كند. در طول جنگ خليج فارس (۱۹۹۱) رهگيري آمريكا و متحدان آن به اندازه اي سريع بود كه هواپيماي عراقي به پرواز درآمده نمي توانست به پايگاه خود بازگردد، به ناچار يا هواپيما را رها مي كرد و يا آنكه سراسيمه خود را به فرودگاههاي غربي ايران مي رساند.
شبكه هاي گسترده پدافندي عراق هدف بعدي آمريكايي ها است. هنوز صدام حسين از چند هزار توپ پدافندي و شبكه درهم تنيده موشكهاي سام برخوردار است و در چندروز اول اين شبكه با قدرت فعاليت خواهند كرد. اما شناسايي و انهدام آن توسط موشكهاي كروز، اف ـ۱۱۷ها (كه نامرئي هستند و توان عمليات در شب را دارند) اف۱۵ها و بمبارانهاي از ارتفاع بسيار بالا توسط بي ـ۱ و بي ـ۵۲ انجام شد عمليات آمريكاييها در اين بخش به مانند يك بازي خواهد بود. هواپيماهاي ليدر ابتدا بر روي آسمان شهرهايي چون بغداد و بصره خواهند رفت و پس از به صدا درآمدن پدافندها آنها را شناسايي كرده وتوسط ليزر آنها را به صورت مجازي علامتگذاري مي كنند و هنگام حمله اصلي، صدها سكوي پرتاب موشك وتوپ ضدهوايي توسط انبوهي از موشكهاي هوشمند هدفگيري شده و از بين مي رود.
ادامه در صفحه ۱۳
.
نيروهاي ويژه آمريكا
تأمين امنيت كنفرانس اربيل را برعهده گرفتند
گروه بين الملل ـ ۳۰۰ تن از نيروهاي ويژه آمريكايي از ديروز براي تأمين امنيت كنفرانس اربيل كه ۱۵ فوريه برگزار مي شود وارد كردستان عراق شدند. استقرار اين نيروها در عراق از اوايل فوريه آغاز شده است.
گفته مي شود اين نيروها به درخواست برخي از گروههاي معارض به كردستان عراق منتقل شده اند. اين گروه از معارضين داراي مناسبات حسنه اي با آمريكا و انگليس هستند. قرار بود كه اين كنفرانس طي روزهاي دوم تا پنجم فوريه برگزار شود، اما به دليل آنچه كه نبود امنيت براي شركت كنندگان در كنفرانس اربيل گفته شد، زمان آن به تعويق افتاد و تاريخ برگزاري آن روزهاي ۱۰ تا ۱۵ فوريه خواهد بود.
در اين حال، به گزارش ايرنا، «كوسرت رسول» يكي از مسؤولان دفتر سياسي اتحاديه ميهني كرستان عراق احتمال انتقال نشست آتي كميته هماهنگي و پيگيري تشكيل يافته توسط كنفرانس مخالفان عراق در لندن از اربيل به تهران را تكذيب كرد. از سويي، رايزنيهاي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق با برخي افراد و گروههاي معارض در خصوص تحولات آينده عراق در تهران همچنان ادامه دارد.
براساس گزارشهاي دريافتي در همين ارتباط، صبح ديروز جلسه اي با حضور «عبدالعزيز حكيم» رئيس دفتر جهادي مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و «سرتيپ نجيب الصالحي» عضو كميته هماهنگي و از افسران سابق ارتش عراق برگزار شد.
در اين جلسه، دو طرف درخصوص تحولات منطقه، امور عراق و روند تحول در اين كشور بحث و تبادل نظر كردند.
الصالحي از افسران سابق ارتش عراق است كه در سال ۱۹۹۵ از عراق خارج شد و هم اكنون در آمريكا اقامت دارد. وي در حال حاضر براي عزيمت به شمال عراق جهت شركت در نشست معارضين عراقي، در تهران به سر مي برد. علاوه بر اين، دوشنبه شب نيز ديداري بين «احمد چلبي» عضو شوراي رهبري كنگره ملي عراق و عبدالعزيز حكيم برگزار شد. در اين ديدار كه «كنعان مكيه» و «مضرشوكت» از اعضاي كميته هماهنگي دوره انتقالي معارضين عراقي نيز حضور داشتند، دو طرف درباره ساختار كميته حكومت آينده عراق بحث و تبادل نظر كردند. احمد چلبي و عبدالعزيز حكيم از ديگر اعضاي كميته هماهنگي و پيگيري معارضين عراقي هستند.
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
\ روزنامه الوطن (چاپ عربستان): بليكس و البرادعي: همكاري عراق كافي نيست و هنوز احتمال وجود سلاحهاي شيميايي برطرف نشده، ولي فعاليت هاي هسته اي عراق منتفي است.
\ روزنامه الجزيره: كوفي عنان: شوراي امنيت فرصت بيشتري را به بازرسان سازمان ملل متحد در عراق مي دهد.
\ روزنامه عكاظ: بليكس هفت اتهام را به بغداد نسبت مي دهد و بازرسان در عراق براي حمله به اين كشور چراغ سبز نشان مي دهند.
\ روزنامه المستقبل (چاپ لبنان): واشنگتن با تمديد مأموريت بازرسان تسليحاتي موافقت كرد.
\ روزنامه النهار: شيراك از فعاليت بازرسان تسليحاتي سازمان ملل پشتيباني و از نتايج منفي جنگ عليه عراق ابراز نگراني مي كند.
\ روزنامه السفير: واشنگتن به زمان آغاز جنگ عليه عراق نزديك مي شود.
\ روزنامه الشرق الاوسط: تركيه به آمريكا اعلام كرد كه چهار ميليارد دلار براي شركت در جنگ عليه عراق كافي نيست. در گزارش بازرسان تسليحاتي آمده است كه به دلايل روشني دست نيافتيم و بغداد وضعيت ۶۵۰۰ كلاهك شيميايي را روشن نكرده است.
\ روزنامه الثوره (چاپ سوريه): نيروهاي آمريكايي در مرز كويت و عراق در تمريني نظامي، توان رزمي خود را آزمودند.
\ روزنامه الدستور (چاپ اردن): اكثر اعضاي شوراي امنيت با تمديد زمان بازرسي عراق موافقند.
عراق قول همكاري داد
گروه بين الملل: «طارق عزيز» معاون نخست وزير عراق پس از آنكه بازرسان تسليحاتي اعلام كردند عراق همكاري كافي ندارد، قول داد كه بغداد در آينده بيشتر همكاري كند. به گزارش خبرگزاري رويتر، اما وي در هشداري جدي اعلام كرد كه اگر نيروهاي آمريكايي به عراق تجاوز كنند، با گلوله از آنها استقبال خواهدشد، نه گل.
عزيز به شبكه تلويزيوني «سي.بي.سي» كانادا گفت: آنها از عراق مي خواهند كه بيشتر همكاري كند. خيلي خوب، بگذاريد هرچه دلشان مي خواهد، بگويند. ما داريم همكاري مي كنيم. عزيز گفت كه فقط دو مسأله موردمناقشه بين عراق و بازرسان وجود دارد: پرواز هواپيماهاي جاسوسي بر فراز عراق جهت نظارت و شروط مصاحبه با دانشمندان عراقي. وي افزود: اگر آمريكاييها تصميم بگيرند به عراق حمله كنند، مردم ما شجاعانه با آنها خواهند جنگيد و تلفات سنگيني را تحميل خواهندكرد. آمريكاييها دارند خودشان را فريب مي دهند كه با دسته گل از آنها استقبال خواهدشد. از آنها با گلوله استقبال خواهدشد، نه با گل. ما صدها هزار سلاح بين مردم توزيع كرده ايم و نسبت به پيروزيمان اطمينان داريم.
هفته پيش، «عدي» پسر صدام اعلام كرد كه اگر آمريكا به عراق حمله كند، بغداد يازده سپتامبر را به پيك نيك تبديل خواهدكرد. اما عزيز در پاسخ به اين سؤال كه آيا عراق به آمريكا حمله خواهدكرد، گفت: خير، چون وسيله آن را نداريم و مايل نيستيم از داخل آمريكا به آن كشور لطمه بزنيم. اما وي گفت كه اگر نيروهاي آمريكايي در كويت مستقر شوند، عراق حمله به اين اميرنشين را منتفي نمي داند. وي اعلام كرد: كويت ميدان نبرد است و سربازان آمريكايي در كويت حضور دارند و براي حمله به عراق مهيا مي شوند. اگر حمله اي از طرف كويت صورت پذيرد، نمي توانم بگويم كه ما تلافي نخواهيم كرد. ما عليه نيروهاي آمريكا در هركجا كه بخواهند به ما تجاوز كنند، مقابله به مثل خواهيم كرد. اين حق مشروع ما است. عزيز گفت كه عراق هيچ موشكي با برد فراتر از ۱۵۰كيلومتر ندارد، ولي «هانس بليكس» سرپرست بازرسان گفت كه ارتش عراق اخيراً موشكهايي با برد بيشتر را آزمايش كرده است.
مشاور رامسفلد:
فرانسه براي تضعيف آمريكا تلاش مي كند
روزنامه اماراتي «البيان» با اشاره به حمله تند «ريچارد پرل» مشاور بانفوذ «دونالد رامسفلد» وزير دفاع آمريكا به «ژاك شيراك» رئيس جمهوري فرانسه، نوشت: پرل، شيراك را به تلاش براي تضعيف ايالات متحده متهم كرد. به گزارش ايرنا به نقل از شبكه تلويزيوني «الجزيره» قطر، وي گفت: فرانسه از طريق تمامي تحركات خود مي كوشد رهبري آمريكا بر جهان را تضعيف كند.
اين مقام آمريكايي افزود: فرانسه از وضعيت عراق به نفع خود سوءاستفاده مي كند. البيان به نقل از پرل نوشت: دولت فرانسه، منافع تجاري اي در عراق دارد كه مي كوشد از آن دفاع كند. وي اظهار داشت: «اگر مي خواهيد بدانيد چه كسي به نفت عراق توجه دارد، به فرانسه نگاه كنيد چون اقدامات اين كشور فقط در قالب قراردادهاي نفتي قابل تفسير است و هيچ اقدام قابل ملاحظه ديگري از اين كشور مشاهده نمي شود.»
درگيري نظاميان آمريكايي و نيروهاي مشترك طالبان
حكمتيار و القاعده
گروه بين الملل: در بزرگترين نبرد طي ۱۰ ماه اخير بين نيروهاي آمريكايي و شورشيان مسلح افغانستان، دست كم ۱۸ شورشي كشته شدند.
بمب افكن هاي آمريكايي كوهستانهاي «آدي غار» در شمال شهر «اسپين بولداك» را بمباران كردند. «باب هپنر» از فرماندهان آمريكايي در پايگاه هوايي «بگرام» گفت: اين بزرگترين نيرويي است كه ما از زمان عمليات «آناكوندا» به كار گرفته ايم. مقامات افغانستان گفتند كه شورشيان از جنگجويان سابق طالبان گلبدين حكمتيار و القاعده هستند.
انتخابات «كنيست» با ترس و تدابير امنيتي آغاز شد
109809.jpg
گروه بين الملل: مردم اسرائيل ديروز براي شركت در انتخابات عمومي پاي صندوقهاي رأي رفتند.
به گزارش بي.بي.سي، اگر نظرسنجي ها درست باشد، بايد از هم اكنون در انتظار تأييد مجدد خط مشي افراطي «آريل شارون» نخست وزير كنوني اسرائيل در برخورد با فلسطيني ها بود. صلح و امنيت، آشكارا مهمترين موضوع اين انتخابات است و دو حزب عمده حاكم بر پارلمان، يعني احزاب ليكود و كارگر، مبارزات انتخاباتي خود را بر نحوه چگونگي پايان دادن به خشونت و دستيابي به راه حل نهايي بحران خاورميانه ترتيب داده اند. حزب ليكود هم اكنون با شعار ايجاد دولتي سازش ناپذير و نيرومند در انتخابات شركت كرده است؛ شعاري كه در پايان هفته ميلادي با هجوم گسترده ارتش اسرائيل به نوارغزه موردتأييد قرارگرفت!
شارون، رهبر اين حزب و نخست وزير فعلي اسرائيل مي گويد تا زماني كه فلسطيني ها به حملات خود پايان نداده اند با آنها مذاكره نخواهدكرد.
درمقابل، «عمرام متسناع» رهبر حزب كارگر، استدلال مي كند كه مذاكره با فلسطيني ها در كنار جدايي دو مردم و درنهايت، تشكيل يك كشور فلسطيني، تنها راه متوقف كردن خشونت است. همچنين به گزارش ايرنا، حضور گسترده مأموران امنيتي با لباسهاي شخصي و استقرار انبوه خودروهاي نظامي در خيابانهاي سرزمين هاي اشغالي ۱۹۴۸ موسوم به «اسرائيل»، چهره يك سرزمين كودتا شده را به ياد مي آورد. فلسطيني هاي ساكن سرزمين هاي اشغالي صبح ديروز، هنگامي كه از خانه هاي خود بيرون رفتند، نظاميان و مأموران امنيتي را ديدند كه بي سيم به دست، افراد مظنون را مورد بازجويي قرارمي دهند.
نظاميان رژيم صهيونيستي در غرب شهر قدس (سرزمين هاي اشغالي ۱۹۴۸) گروهي از خبرنگاران را به اين علت كه به زبان عربي صحبت مى كردند، محاصره كردند اما با مشاهده كارت خبرنگاري، از آنها گذشتند.
در پلاكاردها و تابلوهاي تبليغاتي كه اين روزها در گوشه و كنار قدس نصب شده مي توان شاهد كينه نژادپرستانه صهيونيستها نسبت به فلسطيني ها بود.
براي نخستين بار از شعارهاي انتخاباتي بسيار تندي مانند: «در اينجا عرب وجود ندارد»، «كشور بدون عربها»، «شارون پيروز خواهدشد» و «اشغال سرزمين هاي فلسطيني»!، استفاده شده است. ياسرعرفات رئيس دولت خودگردان فلسطين نيز در اين شعارها بي بهره نمانده و توسط احزاب اسرائيلي مورد اهانت قرارگرفته و اتهامهاي گوناگوني به او نسبت داده شده است.
در اين حال، پيش بيني مي شود، نخستين اقدامي كه شارون پس از تشكيل دولت جديد به آن دست زند، اخراج «ياسرعرفات» و اشغال كامل نوارغزه است و پس از بين بردن دولت خودگردان، نظام گذشته «اداره غيرنظامي» در كرانه باختري رود اردن و نوارغزه را ايجاد خواهدكرد.
نگاه
بحران عراق و يك دهه انتظار!
«صدام مانند هر كس ديگري براي هميشه در عراق نخواهد بود و عمري جاودانه ندارد، ولي اگر مي خواهيد نظريه كنفدراسيون اسرائيلي، فلسطيني و اردني پابگيرد، نبايد عراق را از پا بيندازيم.» اشتباه نكنيد. اين اظهارات هيچ ارتباطي به بحران جاري در عراق و تهديدات فزاينده آمريكا عليه اين كشور و احتمالاتي كه درباره آينده عراق و تغيير در ساختار جغرافيايي سياسي منطقه مطرح مي شود ندارد. بلكه اين گوشه اي از مصاحبه ملك «حسن دوم» پادشاه متوفي مراكش با خبرنگار روزنامه «لوموند» چاپ «پاريس» در سال ۱۹۹۲ است.
در اين مصاحبه، وي علي رغم مشاركت كشورش در ائتلاف بين المللي عليه عراق در جنگ خليج فارس، ديدگاهي روشن و شايد گستاخانه نسبت به پيامدهاي واقعي جنگ نفت در خليج فارس و آينده عراق را بيان كرده بود؛ ديدگاهي كه با گذشت قريب به يك دهه، آثار آن را در بحران جاري در منطقه و آنچه حول و حوش قضيه عراق مي گذرد، مي توان درك كرد: جنگ خليج فارس كه به بهانه اخراج عراق از كويت با بسيج گسترده ائتلافي به سركردگي آمريكا رخ داد، علي رغم آن كه سرنگوني رژيم صدام حسين را در پي نداشت، ولي شرايط سختي را بر عراق تحميل كرد. علاوه بر تحريمهاي خرد كننده سازمان ملل متحد، با تعيين دو منطقه پرواز ممنوع در شمال و جنوب عراق، اولين نشانه ها از تجزيه عراق را ترسيم كرد.
رفتار كج دارو مريز صدام حسين با سازمان ملل متحد، هرچند، فرصتي برابر با يك دهه را در اختيار رهبري عراق قرار داد، ولي حوادث ۱۱ سپتامبر در آمريكا، مناسب ترين بهانه براي رئيس جمهوري جنگ طلب آمريكا و تيم همراه وي بود؛ بهترين بهانه براي آن كه اهداف نيمه تمام جورج بوش پدر را در خصوص عراق به انتها برساند.
ظرف يك سال گذشته، جورج بوش (پسر) با قراردادن رژيم عراق در محور شرارت، سياست تهاجمي خود را عليه اين كشور تشديد كرده است. تهديدات فزاينده آمريكا عليه عراق به گونه اي سازماندهي شده است كه به نظر مي رسد آمريكا تنها به مؤثر بودن گزينه نظامي عليه عراق فكر مي كند. از اين رو، لزوم خلع سلاح عراق و اصرار بربزرگ نشان دادن خطراتي كه از جانب عراق، منطقه و جامعه جهاني را تهديد مي كند، تنها بهانه هايي است كه در اصل، سناريوي واشنگتن براي عراق و تغييرات دلخواه آمريكا در اين كشور را از پوششي به اصطلاح متعارف و معقول برخوردار خواهد كرد. در اين سناريو، تغيير رژيم نامطمئن صدام حسين به رژيمي كه در راستاي اهداف و منافع آمريكا در منطقه حركت كند وعلاوه بر اين، تسلط آمريكا را بر چاههاي نفت و منابع انرژي عراق تضمين نمايد، در نظر گرفته شده است. اما به نظر مي رسد مهمترين بخش اين سناريو، تغيير در جغرافياي سياسي خاورميانه و بويژه كشورهاي عربي است. آنچه كه اسرائيل و آمريكا در باره مشكل فلسطين اتفاق نظر دارند، يافتن راههايي است كه رژيم صهيونيستي از معضل ديرينه فلسطيني ها و آوارگان خلاصي پيدا كند. البته در گذشته، اين شانس در اختيار صدام حسين قرار داده شده بود كه در ازاي موافقت با پذيرش و اسكان آوارگان فلسطيني در عراق شاهد آن باشد كه آمريكا به مناقشه با اين كشور پايان دهد. با اين حساب، اگر به ادعاهاي دروغين سران رژيم صهيونيستي بخصوص «آريل شارون» و رؤساي احزاب افراطي صهيونيستي كه شرق رود اردن را ميهن فلسطيني ها قلمداد مي كنند، دقت كنيم، در اين صورت، ابعاد سناريوي آمريكا در عراق در مرحله پس از حذف صدام حسين بيشتر آشكار مي شود. بنا براين اگر به اظهارات پادشاه متوفي مراكش در ۱۱ سال قبل دقيق تر نگاه كنيم، اين مهم بهتر آشكار مي شود كه آنچه اين روز ها در بحران عراق و تركتازي آمريكا براي حذف صدام حسين و خلع سلاح عراق به چشم مي خورد، تغيير در جغرافياي سياسي خاورميانه با برتري دادن به جايگاه رژيم صهيونيستي و مرتب كردن آن بر مبناي نظمي است كه در واقع، اهداف آمريكا را تأمين مي كند. اگر چه تبعات منفي چنين رويكري با آغاز بي ثباتي در كشورهاي عربي و كاهش اقتدار در حوزه مسؤوليت رژيمهاي عربي همراه خواهد شد. با اين وصف، اين سؤال مطرح است كه بحران جاري عراق با تير خلاص آمريكا براي پايان دادن به يك دهه انتظار در كاخ سفيد، چه سرنوشتي خواهد داشت؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |