يكشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۹ ذيقعده ۱۴۲۳
Sun, Feb 2, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
يادداشت
گزارش «ايران» از آغاز جشنواره فيلم فجر
• بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر آغاز به كار كرد. با برگزاري اين جشنواره به عنوان مهمترين رويداد سينماي ايران، فصل برداشت محصولات سينمايي نيز آغاز مي شود.
در باب چندوچون داوري جشنواره
110349.jpg
بارزترين نشانه تشخص هرجشنواره اي را نظام داوري آن رقم مي زند، درواقع، خط مشي هنري ومنزلت فرهنگي جشنواره ها، با رأي ونظر داوراني نخبه وكارآزموده آشكار مي شود. انتخاب برترين ها از ميان مجموعه آثاري كه در رقابت تنگاتنگ، هريك خود را شايسته دريافت جايزه مي دانند، ميزان ارزش واعتبار جشنواره را معين مي كند، از اين رو، آنچه در رأي هيأت داوران مدنظر قرار مي گيرد ، اگر حاصل نكته سنجي وباريك بيني نباشد، برهويت فرهنگي وهنري جشنواره آسيب جدي خواهد رساند ومايه سرخوردگي ويأس فرهنگ دوستان و هنرپروران خواهد شد. به همين دليل تركيب وتناسب هيأت داوران از منظر تخصص حرفه اي وكارداني در رشته هاي مختلف فيلمسازي و درك فيلم وشناخت سينما، مهمترين شرط جدي بودن يك جشنواره سينمايي به شمار مي رود.
جشنواره بين المللي فيلم فجر ، طي بيست دوره گذشته، در مرحله داوري همواره مسير آزمون وخطا پيموده است . هيأت داوران دوره هاي اوليه تركيب سينمايي نداشت واكثر اعضاي آن را صاحب نظراني تشكيل مي دادند كه به رغم برخورداري از دانش و فرهنگ وهنر، سينماشناس حرفه اي وباتجربه نبودند وزير وبم اين هنر يا رسانه را آنچنان كه ضرورت مقام داوري مي طلبد، نمي شناختند. البته هريك از افراد موردنظر به تنهايي مي توانستند ، در تركيب داوري جشنواره جايگاه و نقش مؤثري داشته باشند وچه بسا، به عنوان جزيي از يك مجموعه ، حضورشان لازم مي نمود؛ يك مهندس معمار يا شاعر ونقاش وسياستمدار وشخص مطلع در علوم ديني وشرعيات، مي تواند به پشتوانه دانش خود، نكاتي پيرامون يك اثر سينمايي به ديگر داوران گوشزد كند ودر ارزيابي نهايي هيأت داوران ، راهنما وراهگشا باشد اما مجموعه مسلط چنين صاحب نظراني در تركيب هيأت داوران خواه ناخواه مقوله داوري را مخدوش مي كرد ونه تنها ارزشهاي سينمايي آثار شركت كننده در جشنواره از نظرها پنهان مي ماند بلكه جشنواره نيز ناگزير از هدف اصلي خود، يعني توسعه وتعالي بخشيدن به سينماي برتر دور مي افتاد و حتي گاه اين رويداد فرهنگي ‎/ هنري، ميدان خودنمايي ها وغرض ورزي ها وفرصت طلبي هاي سياسي واقع مي شد.
گذشت زمان واثبات اين اصل مهم كه اكثريت اعضاي هيأت داوران بايد صاحب آثاري اعم از فيلم وفيلمنامه وكتاب ومقاله سينمايي باشند يا در زمينه هاي اجرايي همچون كارگرداني وفيلمبرداري وبازيگري وتدوين وچهره پردازي و… موارد ديگر، تجربه هاي قابل قبولي ارائه دهند. رفته رفته، مسؤولان وگردانندگان جشنواره را در دوره هاي بعد به تجديد نظر واداشت وبدين ترتيب ، كم كم تركيب هيأت داوران ، شكل سينمايي تري به خود گرفت وپيرو اين تغييرات وتحولات، آثار برگزيده جشنواره با معيارهاي سينمايي همسوتر شدند. هرچند با همه دگرگوني ها، برخي كاستي ها ونارسايي ها ، همچنان پابرجا ماند. چون بيشتر اعضا تجربه عملي در زمينه داوري نداشتند وفوت و فن كار رانمي شناختند وبا روحيه اي غيرحرفه اي وآماتوري رأي صادر مي كردند. گرچه در تخصص سينمايي خود، كارگردان وفيلمنامه نويس و فيلمبردار وبازيگر و… فردي صاحب ذوق و توانا بودنداما نمي توانستند همچون داوران حرفه اي مختصات هنري يك اثر سينمايي را سريع ودقيق تشخيص دهند وبرظرايف بديع وخلاقه انگشت بگذارند ونكته هاي پيچيده را كشف كنند.
مشكل اساسي ديگر به چگونگي تركيب اعضاي هيأت داوران مربوط مي شدكه از برخي رشته هاي تخصصي ، معمولاً فقط يك اهل فن در ميان جمع داوران حضور مي يافت ، مثلاً يك آهنگساز يا يك فيلمبردار يا … چنين تركيبي براي گزينش بهترين فيلم بخش مسابقه كارآيي داشت اما در انتخاب بهترين موسيقي متن فيلم با رأي تنها آهنگساز حاضر در هيأت داوران، چندان عادلانه نبود. چون حاصل ديدگاه وسليقه شخصي يك فرد به حساب مي آمد. مگراينكه دراين انتخاب داوران ديگر، اعم از كارگردان وفيلمبردار وفيلمنامه نويس وبازيگر هم رأي مي دادند كه دراين صورت هم قضيه خالي از اشكال نبود. انتخاب اثر برتر دريك رشته كاملاً تخصصي ، براساس آراي داوران غيرمتخصص ، نمي تواند پذيرفتني باشد.
بي اعتنايي به اهميت حضور منتقدان ونويسندگان سينمايي در جمع هيأت داوران از ديگر ضعف هاي داوري جشنواره قلمداد مي شد كه البته از دو دوره پيش اين كمبود هم ظاهراً برطرف شده وتا اطلاع ثانوي اوضاع روبراه است!
حالا، جشنواره بين المللي فيلم فجر در بيست ويكمين دوره برگزاري ره توشه مطمئني از تجربه هاي داوري دو دهه گذشته در چنته دارد و به پشتوانه آموخته ها واندوخته هايش، مي تواند با داوراني كاركشته وحرفه اي ونكته سنج وباريك بين، شايسته ترين دستاوردهاي سينما را دركمال صداقت وعدالت ودور از مصلحت انديشي محافظه كارانه وملاحظات جانبدارانه، بركرسي افتخار بنشاند. آيا چنين خواهد شد؟ پيشداوري درباب چندوچون داوري ، كاري سنجيده ومعقول ومنطقي نيست. بايد منتظر ماند وحاصل كار داوران بيست ويكمين جشنواره را هم ديد.
يادداشت
۲۱نكته براي جشنواره بيست ويكم
110352.jpg
۱ـ امسال هم به دنبال فيلم هاي خوب خواهيم گشت؛ ايراني وخارجي، فرقي نمي كند. هرچند مي كوشيم زيبايي را پيرامون مان و در كار فيلم سازان هم زبان مان پيدا كنيم ، اما شرط انصاف را در نگاه به تجربه هاي موفق آن سوي مرزها نيز رعايت خواهيم كرد.
۲ـ نه از خودمان اسطوره وطاووس عليين خواهيم ساخت و نه از ديدار فيلم هاي خارجي بي اعتنا خواهيم گذشت. مي كوشيم با ديدن هرفيلم، خوب يا بد، سينما بياموزيم و دانش مان را بالا ببريم. سينماي ايران به دشواري پيش مي رود و گاه خودش اصرار دارد كه از راههاي ناهموار بگذرد وچوب لاي چرخ خودش بگذارد. با اين حال، ديدن يك تصوير خوب در فيلمي كه با مقتضيات و ناهمواري هاي كار سينما درايران ساخته شده است ، همواره لذت بخش است.
۳ـ تاريخ جرياني پيوسته است وتاريخ سينماي ايران از همين ناپيوستگي و تكرار تجربه هاي پيشين از سر عبرت نگرفتن وناآگاهي ، لطمه ها خورده است. كاش بداند از كجا لطمه مي خورد وچه كارهاي عبث را سال به سال بايد كنار بگذارد وكهنه را وانهد وحلاوت سخن نو را بچشد.
۴ـ واقع گرايي در سينماي ايران كمياب است وواقع نمايي، بسيار.
۵ـ تخيل در سينماي ايران كم است وقناعت به عادت، فراوان.
۶ـ حقيقت يابي در سينماي ايران نادر است وتصنع در آن، انبوه.
۷ـ عشق در سينماي ايران كم است وحرف بي عمل اش زياد.
۸ـ عاشقان سينما درايران بسيارند وعالمان به عشق، انگشت شمار.
۹ـ تمرين هاي سي وپنج ميلي متري در سينماي ايران، حتي در كار فيلم سازاني كه چندمين فيلم شان را ساخته اند، ديده مي شود.
۱۰ـ لذت عاشقانه فيلم ديدن وآموختن، جاي خود را به شهوت حريصانه فيلم ديدن (و درواقع ، نديدن) و مرور گذرا وبي انديشه فيلم ها داده است . اين سطحي نگري هم در فيلم ها به چشم مي خورد وهم در نوشته هاي سينمايي. پايين آمدن سليقه مخاطب سينماونشريه هاي سينمايي، فرهنگ عمومي ادبي و تصويري را تنزل مي دهد واين به نفع هيچ كس نيست.
۱۱ـ كشف تصويرهاي تازه ، و انتقال آن به ديگران وتشويق شان براي ديدن اين تصاوير، وظيفه كاشفان است .
۱۲ـ «فيلم مي فروشد؟ فيلم نمي فروشد؟» منتقد در ميدان ميوه و تره بار نايستاده است . اين پرسش ها نه وظيفه اوست ونه برازنده اش. او بايد نگران فرهنگ جامعه باشد، نه نگران بليت هاي تماشاگران. سرمايه اي كه در صنعت فرهنگ به جريان نيفتد، دستاوردي جز پرساختن حساب غيرسينمايي هاي وابسته به سينما به همراه نخواهد داشت.
۱۳ـ استقلال سينما، عاملي براي ساخته شدن فيلم هاي خوب است .
۱۴ـ استقلال نقد، عاملي براي انتقال فرهنگ است .
۱۵ـ قضاوت درباره آنچه مي بينيم يا خواهيم ديد، بسيار بيش از قضاوت درباره شنيده ها و حرف هاي درگوشي معنا دارد. هرتصوير خوبي كه ديده شود، ثبت شود و مردم براي ديدن اش شتاب كنند، امكان ساخته شدن تصاويري بهتر را فراهم مي كند.
۱۶ـ نمي گويم «سينماي ايران همين است كه هست» چون لياقت فرهنگ ايراني و بينندگان سينما درايران را بسيار بيش از اين مي دانم.
۱۷ـ سواد بصري نزد ما علاقه مندان سينما در حد قابل قبولي نيست. اما همين سواد بصري را فيلم هاي ايراني در ما ايجادكرده اند.
۱۸ـ امسال، خبري از فيلم سازان پرسابقه نيست. اين نخستين بار است كه چنين اتفاق ناخواسته اي در جشنواره فجر رخ مي دهد، تجربه اي تازه و محكي تازه براي كشف استعدادهاي جوان در دل سينماي رايج.
۱۹ـ تأثير فيلم سازان قديمي ، در ساختن فرهنگي كه در آن، جايي براي تجربه گرايي جوان ترها وجود داشته باشد ، قطعاً خود را نشان خواهد داد.
۲۰ـ سينماي ايران در جشنواره امسال، براي نخستين بار ناچار است به رسم سينما، جدا از نام سينماگران اعتنا كند. چه آزموني بهترازاين كه اهل سينما با سليقه سينمايي خود، فارغ از نام ونشان سازندگان فيلم ها روبرو شوند؟
۲۱ـ اميدواري به آينده سينماي ايران، تنها احتمال پديدآمدن و ديدن يك فيلم خوب وقابل اعتنا در هردوره از جشنواره است . جزاين اميدواري ، كاري از دست كسي ساخته نيست.
گزارش «ايران» از آغاز جشنواره فيلم فجر
سيمرغ جشنواره برسينماهاي تهران بال گسترد
• بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر آغاز به كار كرد. با برگزاري اين جشنواره به عنوان مهمترين رويداد سينماي ايران، فصل برداشت محصولات سينمايي نيز آغاز مي شود.
110433.jpg
بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر آغاز به كار كرد. با برگزاري اين جشنواره به عنوان مهمترين رويداد سينماي ايران، فصل برداشت محصولات سينمايي نيز آغاز مي شود. جمعه شب در شرايطي كه منطقه پارك وي از هوايي تميز و محدوده اي خلوت برخوردار بود، تالار ميلاد محل برگزاري مراسم افتتاحيه جشنواره پر نشد وبرگزاركنندگان با تعدادي از رديف هاي خالي مراسم را به پايان رساندند.
به گزارش خبرنگار «ايران» مراسم آغازين جشنواره با اجراي محمدعلي اينانلو، آواز عليرضا عصار و كليپ هاي مجيد برزگر همراه بود.
در همين مراسم حميده خيرآبادي و سعيد پورصميمي (بازيگر)، مهرداد فخيمي (فيلمبردار) و منوچهر طياب (مستندساز) كه در بخش ويژه بزرگداشت ها آثارشان به نمايش درمي آيد، لوح يادبود جشنواره بيست و يكم را از محمدعلي كشاورز، عزت الله انتظامي، بهرام بيضايي و ناصر تقوايي دريافت كردند.
كشاورز در اين مراسم طي سخنان كوتاهي اظهار اميدواري كرد كه سينماي ايران از ركود ۴ ساله خود جدا شود و حركت تازه اي را آغاز كند. بيضايي با اشاره به وضعيت نگران كننده آينده سينما تأكيد كرد: برنامه ريزان و سياستگذاران جشنواره به فكر حل مشكلات سينما باشند و برنامه ريزيهاي فرهنگي بايد در مسير تحول و نوآوري قرارگيرد. ناصر تقوايي نيز در همين بخش گفت: برخلاف آقاي بيضايي كه نگران آينده سينماست، من نگران گذشته سينما هستم. وي افزود: متأسفانه آثار سينماي گذشته ما در دانشكده ها و مراكز آموزشي موردتوجه قرارنمي گيرند.
محمدمهدي عسگرپور دبير جشنواره كه درخصوص جشنواره حاضر سخنراني مي كرد، با اشاره به آغاز سومين دهه جشنواره فيلم فجر گفت: اين جشنواره با سينماي ايران رابطه عميقي پيدا كرده است و اميدواريم تغييرات پيش آمده در مراسم امسال باب جديدي را در فعاليتهاي آتي جشنواره بازكند. وي افزود: بازار بين المللي فيلم جشنواره در ۱۷ غرفه و با حضور ميهماناني از ۱۸ كشور جهان برگزار مي شود.
در بخش ديگري از مراسم افتتاحيه احمد مسجدجامعي وزيرارشاد سخن گفت. وي با اشاره به اين نكته كه سينماي ايران از افتخارات نظام اسلامي است، تأكيد كرد: با تلاش مسؤولان و سينماگران، اكنون فيلمهاي ايراني زينت بخش جشنواره هاي بين المللي هستند.
وي سينما را نخستين هنر موفق ايراني در عرصه هاي جهاني توصيف كرد و گفت: امروز نسل جوان با پشتوانه غني فرهنگي و هنري و ايده پردازي، انديشه ورزي و خردورزي مناسب درمقابل جريانهاي فرهنگي احساس كمبود نمي كند.
110409.jpg
وزيرارشاد تأكيد كرد: براي حل مشكلات بايد برنامه ريزي كرد و آنها را كوچك نشمرد و براي يافتن راه حل هاي مناسب از نظر نخبگان و پيشكسوتان حوزه فرهنگ استفاده كرد.
وي ادامه داد: براي برطرف كردن مشكلات يك نسخه يك شبه نمي دهم، سينما مقوله فرهنگي است و نياز به نظريه پردازي فرهنگي دارد.
وزيرارشاد كه از اواخر هفته گذشته محمدمهدي حيدريان را در پست معاونت سينمايي گمارده است، از زحمات محمدحسن پزشك معاونت پيشين تقدير كرد.
به گزارش خبرنگار ما، فيلم افتتاحيه مراسم «مداخله الهي» ساخته اليا سليمان محصول فلسطين، فرانسه و آلمان بود كه به رابطه يك فيلمساز با بيماري پدر و عشق يك دختر فلسطيني پرداخته است.
110406.jpg
عشقي كه مشكلات سياسي حاكم آن را دست نيافتني كرده بود. اين فيلم كه در كن ۲۰۰۲ به نمايش درآمده است موردتوجه تماشاگران و منتقدان قرارگرفت.
روزشنبه در حالي كه سرما در داخل شهر چندان ردي بر خيابانها باقي نگذاشته بود سينماهاي فلسطين (۳سالن) كريستال (۲سالن)، عصرجديد (۳ سالن)، فرهنگ، صحرا و سپيده با ظاهري متفاوت از روزهاي پيش پذيراي تماشاگران جشنواره بودند. همچنين سينما استقلال براي اهالي مطبوعات و منتقدان، آفريقا براي هنرمندان، سروش براي نهادهاي دولتي و جمهوري براي تهيه كنندگان فيلم نمايش دادند.
حيدريان: حركت من در ادامه سياستهاي دولت خاتمي است
مراسم توديع محمدحسن پزشك (معاونت سابق سينمايي) و معارفه محمدمهدي حيدريان درمحل سالن معاونت سينمايي وزارت ارشاد برگزارشد.
به گزارش رسيده از وزارت ارشاد احمدمسجدجامعي دراين مراسم با اشاره به همت و خدمات ارزنده «پزشك» گفت: حضور آقاي پزشك در سينما همزمان با بحران هاي بسيارزياد در سينما بود و سياست ما براين اصل بود كه مشكلات را به صورت دروني حل كنيم و بيشتر روش ما مذاكره و گفت وگو بود. محمدحسن پزشك گفت: آن روز كه اين مسؤوليت را پذيرفتم بعضي از واحدهاي ستادي اين معاونت تعطيل و بعضي در شرف تعطيلي و برخي بدون مديربود اما اينك چهره مصمم و پرنشاط مديران و كاركنان حكايت از حضور آنان در محيط كاري پويا و پرتحرك دارد. درپايان اين نشست محمدمهدي حيدريان معاونت جديد سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي گفت: قطعاً فعاليت و سياست من در ادامه سياستهاي دولت جناب آقاي خاتمي است، همان راهي كه آقاي پزشك نيز درآن از جان مايه گذاشتند.
برگزاري بزرگترين مزايده هنري در لندن
110403.jpg
لندن خود را براي بزرگترين مزايده هنري بنگاه حراج كريستي كه در اين شهر برپا خواهدشدآماده مي كند.
به گزارش رويتر در مزايده هفته آينده كريستي در مجموع ۱۲۰ تابلو نقاشي كه همگي بالغ بر پنجاه ميليون پوند ارزش مالي دارند به فروش گذاشته خواهندشد و نقطه عطف اين حراج كه به عرضه تابلوهاي نفيس امپرسيونيستي، مدرن و سوررئال خواهدپرداخت، تابلو نفيسي از پابلو پيكاسو با نام «زني برصندلي راحتي» خواهدبود كه بيش از ۶ميليون دلار قيمت گذاري شده است.
برپايه اين گزارش تابلو مذكور يكي از ۷تابلوي عرضه شده از اين نقاش بزرگ خواهدبود كه به همراه مجموعه آثاري از دگا، سزان، دوفي، ون گوگ، مونه، مانه، كلي، ولامينك و چندين اثر امپرسيونيستي كلاسيك از پير آگوست رنوار براي فروش عرضه خواهندشد. همچنين بخشي از اين مزايده به فروش مجموعه آثار سوررئال دالي، خوان ميرو و ارنست اختصاص خواهديافت كه تابلويي از استاد سوررئال بلژيكي «رنه ماگريت» تحت عنوان «موانع مرموز» به قيمت ۲‎/۲ميليون پوند در رأس همه آنها خواهدبود.
گفتني است مزايده سوم فوريه كريستي، بزرگترين مزايده اي خواهدبود كه تاكنون در شهر لندن برپا شده است.
امروز درجشنواره فيلم فجر
| سينما صحرا: پوسه بندانگشتي، نورا، دخالت الهي، نامه هاي باد، صورتي، مردبزرگ عشق كوچك،نغمه، رقص با سگ سفيد، واكنش پنجم.
| كريستال :۱ حصار مانع خرگوش، رأي باز، عشق فيلم.
| كريستال:۲ قطاركودكي، سفر به شرق، تهران ساعت ۷ صبح، رأي باز.
| سپيده: خودم پيداكردم، باران شادي، درسي براي فردا، كودك و سرباز، دوشنبه صبح، دوشيزه، نورا، رقص در غبار.
| فلسطين:۱ بيا گريه كنيم، دام مرگ، بهشت جاي ديگري است، اينجا چراغي روشن است.
| فلسطين:۲ زمانه، چهارمين فرشته، اجاره نشين ها.
| فلسطين:۳ جهان خرد، فيلمهاي مستند، سلحشور سيزدهم.
| عصرجديد:۱ مردبزرگ، عشق كوچك، نغمه، رقص با سگ سفيد، واكنش پنجم.
| عصرجديد:۲ بچه هاي خدا، سنگال كوچك، پرندگان.
| عصرجديد:۳ ستاره هاي سربي، زمانه و عشق فقط.
فروش آثارهنري يا به حراج گذاشتن ثروت ملي
پنجشنبه گذشته، قانوني از تصويب مجلس گذشت كه براساس آن و درقالب يك ماده الحاقي به تبصره هفت قانون بودجه سال ،۱۳۸۲ به وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي اجازه داده مي شود آثارهنري غيرقابل استفاده درداخل كشور دربازارهاي جهاني به فروش رسيده و بودجه تأمين شده از اين راه، جهت خريد «آثارهنري ايران درخارج از كشور» هزينه شود(!!)
درنگاه اول شايد استدلال لحاظ شده براي تصويب چنين ماده واحده اي تاحدودي منطقي به نظربرسد، اما با كمي بررسي و دقت نظر، نه تنها چنين رويكردي اساساً كارشناسانه نيست بلكه پيامدهايي خواهدداشت كه مي تواند به نتايجي بسياروخيم نيز درحوزه هنرهاي تجسمي كشور بينجامد.
بايددانست كه آثارموردبحث اگرچه درمكانهاي عمومي غيرقابل نمايش تشخيص داده شده اند اما هرگز بي مصرف نبوده و نيستند. چرا كه اين آثار به دليل ارزش فوق العاده هنري و تأثيري كه در تاريخ هنرجهان داشته اند، از يكسو به مثابه بخشي از ثروت ملي به لحاظ اقتصادي و نيز هنري ارزشگذاري مي شوند و ازسويي ديگر، ازجمله گنجينه هاي هنري جهان محسوب مي شوند كه امروز و اتفاقاً ملت ما مالك آنهاست.
نكته مهمتر اينكه اين گونه آثار كه نسخه اصل آنها دراختيار ماست، دست كم براي استادان فن، دانشجويان هنر، منتقدان و كارشناسان اين حوزه درحلقه هاي كارشناسي و تخصصي مي تواند بهترين نمونه هاي آموزش ازجنبه هاي مختلف قرارگيرد.
به خاطر داشته باشيم كه اين آثار ـ دراشكال عالي آن كه دراين يادداشت موردبحث ما است و بيشترين توجهات در بازارهاي جهاني نسبت به نمونه هاي كم ارزش را نيز براي خريدوفروش متوجه خود خواهندساخت ـ نه براي احياناً فسق و فجور عده اي، بلكه در چارچوب سبكها و مكاتب و گرايش هاي فكري شناخته شده در مسير تكامل هنرهاي تجسمي خلق و آفريده شده اند.
فروش اين آثار و هزينه كردن آن براي مصارف عمراني(!) و يا خريدآثار ايراني خارج از كشور، ظاهراً برابر نهادي است كه مجلس و نمايندگان درقبال رد پيشنهاد دولت و كميسيون فرهنگي جهت اختصاص يك درصد از بودجه هاي وزارتخانه ها به خريدآثارهنري تصويب كرده اند.
بي ترديد باعث حيرت هرناظري است كه به جاي توسعه بازارهاي هنري داخلي و رشد اقتصاد راكدمانده و تعطيل شده هنر دركشور، نه تنها بودجه اي اختصاص ندهيم بلكه سرمايه هاي ملي را نيز در بازارهاي غول آساي جهاني درمعرض حراج بگذاريم.
تصويب چنين لوايحي نه تنها موجب هيچ رشد و تعميق هيچگونه رفتار بنياديني درحوزه هاي هنري كشور نخواهدبود بلكه به هرج ومرجي دامن خواهدزد كه پيامدهاي آن به هيچوجه براي هنر اين مرزوبوم ميوه اي به بارنخواهدداد.
به دليل اهميت فوق العاده اين بحث، درشماره هاي بعدي جوانب ديگر اين لايحه و تأثيرات مبهم و منفي آن را بيشتر خواهيم گشود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |