يكشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۱ - ۲۹ ذيقعده ۱۴۲۳
Sun, Feb 2, 2003
گفت و گو
شماره ۲۳۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با علي مطهري، فعال سياسي
اصلاح طلبان رابه شيوه اي نو بايدتضعيف كرد
110343.jpg
علي مطهري، در بخش نخست گفت وگو از احساس خود نسبت به اصلاح طلبان سخن گفت و افزود: آنها خطري بزرگ براي انقلاب اسلامي هستند. مطهري در بخش دوم و پاياني گفت وگو از نامه نگاري هايش به مقامات كشور و اشتباهايي كه محافظه كاران مرتكب شده اند، خبر مي دهد.
•••
* قبول داريد اگر من ولو به اشتباه از استاد دفاع كنم ، آثار وتبعات دفاع نادرست شما را نخواهد داشت ؟
| مي پذيرم. ولي من به عنوان دفاع از استاد كه وارد ميدان نمي شوم. گاهي ممكن است مطلبي را به استادنسبت دهند كه احساس مي كنم بايد پاسخ داد. مطمئناً دراينجا نمي توان سكوت كرد چون موضوع به تفكر وانديشه استاد برمي گردد. ثانياً جايگاه ايشان با جايگاه ديگران بسيار متفاوت است. نقش فكري ايشان با هيچ كس ديگري در نظام جمهوري اسلامي قابل مقايسه نيست. طبعاً ايشان بيشتر مطرح مي شوندو بيشتر در مورد انديشه هايشان اظهار نظر مي شود. گاهي ما به ناچار وارد مي شويم و به رفع شبهه مي پردازيم. وگاهي من اظهار نظر شخصي مي كنم كه معتقدم شنونده بايد دراين جا حساب من رااز حساب پدرم جدا كند. البته احتمال اشتباه هم هست. به عقيده من با چند موضعگيري نمي شود شخصيت وطرزتفكر يك نفر را بطور كامل شناخت. هرچند كه فكر مي كنم اين اظهارنظرها خيلي نزديك به واقعيت نباشد.
* شما جريان اصلاح طلبي را يك خطر براي انقلاب مي دانيد و گفته ايد جلوي اين تفكر انحرافي را خواهيد گرفت، علاقه مندم بدانم مهمترين فعاليت شما درخصوص مقابله باجريان اصلاح طلبي تابه حال چه بوده است واصولاً چه راه و روشي را براي اين مقابله در پيش گرفته ايد؟
| فكر مي كنم احتياج به اين هست كه مردم آگاه تر شوند وحقايق را بفهمند . اگر مردم به آگاهي لازم رسيدند آنگاه خود به خود كار انجام مي شود. من از دوسه سال پيش اظهاراتي داشته ام و قبل از آن هيچ دخالتي در مسائل سياسي نمي كردم. اما احساس كردم مسير انقلاب در حال عوض شدن است . به همين جهت سكوت را به صلاح ندانستم و لازم ديدم حداقل به عنوان فرزند استاد وارد عرصه شوم. چون من هيچ ادعايي درمورد خودم ندارم ، نه يك متفكر هستم و نه يك صاحب نظر اجتماعي و سياسي. واقعيت اين است كه بسياري از اظهارنظرهاي من صرفاً بخاطر قرارگرفتن در چنين جايگاهي است و واقعاً مردم هم از ما انتظار دارند كه اظهارنظر كنيم وبرخلاف آنچه شما مي گوييد كه «ما بخاطر جايگاهمان بهتر است سكوت كنيم تا لطمه اي به جايگاه پدرمان نخورد»، معتقدم گاهي تكليف و وظيفه ما ايجاب مي كند سكوت نكنيم. يعني اگر ديگران وظيفه دارند ما دوبرابر آنها بايد احساس وظيفه داشته باشيم. به همين جهت من احساس كردم الآن بايد وارد عرصه شويم واين تبعاتي براي من داشته و خواهد داشت.
* آيا درصدد نيستيد از طريق منتشركردن نشريه اي يانامزد شدن در انتخابات وارد فعاليت هاي جدي تري شويد؟
| درصدد انتشار نشريه اي با عنوان فصلنامه «مطهر» كه بيشتر جنبه فكري ونه سياسي دارد هستيم. اتفاقاً پيشنهاداتي در زمينه فعاليت هاي اجتماعي و سياسي شده است . عده اي پيشنهاد تأسيس حزب را داده اند كه تابه حال موافقت نكرده ام و معتقدم همين روش بهتر است . البته ورود بيشتر به عرصه فعاليت اجتماعي ـ سياسي بستگي به شرايط آينده دارد. ولي ترجيح مي دهم كارهاي فكري انجام دهم. اقدامات و تلاشهاي ما درهمين حدود است.
* شما درخصوص حكم صادره براي هاشم آقاجري نامه اي به رئيس قوه قضاييه نوشتيد ونسبت به صدور اين حكم انتقاد كرديد وآن را به گونه اي در راستاي منافع جناح دوم خرداد ارزيابي كرديد. مكانيسم تحليل شما دراين باره چيست؟
| بطور كلي معتقدم بخش زيادي از توفيق جريان اصلاح طلبي مديون نوع عملكرد گروه مقابل آنهاست. گروه مقابل به نحوي موضع گيري كرده كه درنهايت به نفع اصلاح طلبان تمام شده است . من واژه اصول گرا را بر محافظه كار ترجيح مي دهم ومعتقدم اين گروه آن زيركي و تيزبيني گروه اصلاح طلب را ندارند. افرادباهوش درميان اصول گرايان كمتر پيدا مي شود. درنتيجه كارهايي انجام مي دهند كه به نفع رقيب تمام مي شود. از همان نحوه تبليغات انتخابات رياست جمهوري سال ۷۶ بگيريد تا جريان دادگاهها حكايت ازاين موضوع دارد. مثلاً آقاي كرباسچي را در زماني محاكمه كردندكه شبهات زيادي در خصوص محاكمه اش وجود داشت.كسي در اصل محاكمه حرفي ندارد ولي چرا فردي را كه درسال ۷۱ يا ۷۲ مرتكب تخلف شده بايد درسال ۷۷ محاكمه كنند. كاملاً معلوم است چنين محاكمه اي نمي تواند آن طور كه بايد وشايد اثرگذار باشد. واقعيت هم همين است چون اين سؤال مطرح مي شود كه چرا در آن زمان ايشان محاكمه نشدند. يا بعضي دستگيري ها. البته اگر تحريك به شورش در كار باشد و مسأله از حالت علمي خارج شود مطلب ديگري است. مگر مي شود به صرف اين مسأله كسي را محاكمه كنيم و مجرم بشناسيم. هركسي در تفكر خود آزاد است وعملي نيست كه به شخصي بگوييم شما دقيقاً مثل اين شخص ديگر فكر كنيد. اينكه بگوييم شما اينجور مي گوييد وامام اين جور مي گويند و چون فكر شما با امام اختلاف دارد پس شما مجرم هستيد كار بسيار خطرناك وغلطي است .
عمده در مسأله ولايت فقيه اين است كه در عمل ملزم و مطيع باشيم .اين محاكمات صورت گرفته اما باعث رشد جريان اصلاح طلبي شده است. يا مثلاً در قضيه قتل هاي زنجيره اي گروه اصول گرا گاهي به شكلي موضع گيري كرده اند كه گويي موافق اين مسأله هستند. يا در مورد مسأله شكنجه متهمان قتل هاي زنجيره اي اصول گرايان يا اظهارنظر نمي كنند يا اينكه به نوعي صحبت مي كنند كه گويي موافق هستند. تفكري به صورت ناخودآگاه و بدون اينكه برزبان آورده شود در بين بعضي از مامتأسفانه وجود دارد كه چون معتقد به ولايت فقيه هستيم پس همه كارهايي كه انجام مي شود درست است و ما حق انتقاد نداريم چون اگر غلط باشد ولي فقيه تذكر مي دهند. اين فكر اشتباه است چون منجر به تعطيل عقل مي شود و اينكه نيازي به تفكر نيست . نيازي به امر به معروف و نهي از منكر نيست وهمه بايد صبر كنيم تا رهبر اظهارنظر كنند آنگاه ما وارد ميدان شويم. گاهي عده اي مي گويند كه ما نبايد از رهبر جلوتر حركت كنيم. اين درست است اماكلمه حقي است كه استفاده باطل از آن مي شود. اي بسا مسائلي كه صلاح نيست رهبر وارد آنها شودوديگران بايدوارد شوند. ولايت فقيه اينگونه نيست كه حق اظهار نظر را از ديگران بگيرد.
گاهي گروه اصول گرا اشتباهاتي داشته كه باعث رشد جريان اصلاح طلبي شده است . اصلاً همين دستگيري ها باعث افزايش محبوبيت آنان ومظلوم نمايي شان شده است و قضيه آقاي آقاجري راهم درهمين چارچوب ارزيابي مي كنم. به نظر من اصلاً نيازي نبود قوه قضاييه وارد اين مسأله شود. البته نمي خواهم حكم ارتداد را در اسلام زير سؤال ببرم ، اگر واقعاً ارتداد تحقق پيدا كند ومصداق داشته باشد ما بايد علي رغم تبعاتي كه اجراي اين حكم در جهان غرب دارد كار خودمان را انجام دهيم اما حرف من چيز ديگري است . فكر مي كنم ورود قوه قضاييه دراينگونه مسائل باعث مي شود اصلاح طلبان درنظر مردم مظلوم جلوه كنند وبه نفع اين جريان تمام مي شود. اگر صحبت هاي آقاي آقاجري مصداق «سب النبي » يا انكار ضروري دين باشد همه بايد حكم دادگاه را تأييد كنند اما حرف ما اين است كه صحبت هاي آقاجري مصداق اين قضيه نيست وحدس مي زنيم كه قوه قضاييه دراين موضوع تحريك شده است .
البته اكنون كه كار به اينجا رسيده همه بايد تابع حكم دادگاه تجديدنظر باشيم. به نظر من گروه اصول گرا خيلي بايد زيرك تر و باهوش تر عمل كنند. درجناح اصلاح طلب افراد زيركي نظير حجاريان وجود دارند اما دراين طرف، ما هيچ كس دراين سطح نداريم. نتيجه اش اين مي شودكه آنهاخيلي پيچيده تر عمل مي كنند وجناح اصول گرا خيلي ساده وبسيط. اگر بناست ما اين گروه [اصلاح طلب] را تضعيف كنيم، راهش اين نيست. بايد با فكر وعقل اين كار را انجام دهيم.
*سپاسگزارم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |