در نخستين روزي كه مصطفي معين
به عنوان وزير پيشنهادي وزارتخانه پردردسر «فرهنگ و آموزش عالي» روبروي نمايندگان پنجمين مجلس شوراي اسلامي ايستاد، پيش از هرچيز اعلام كرد كه خواهان تغيير ساختار اين وزارتخانه است. از آن روز، چهارسال گذشت و تنها تغييري كه پديد آمد تغيير در نام وزارتخانه بود. اكنون، او ديگر وزير فرهنگ و آموزش عالي نيست؛ وزير علوم وتحقيقات و فناوري براي ايجاد تغييرات جدي تر با مشكلات پيچيده اي رو برو شده است.
او در حالي كه به اميد قدرت بخشيدن به وزارت متبوعش پا در ميدان نهاد
حالا متهم است كه خواسته، اختيارات شوراي عالي انقلاب فرهنگي را قبضه كند! معين اما در پاسخ به اين ابهامات سخنان امام خميني (ره) را
يادآوري مي كند كه خواستار بازگشت به قانون اساسي بوده است. وزير علوم تغيير ساختار اين وزارتخانه را نيز «بازگشت به قانون اساسي» مي داند.
•••
| آقاي دكتر! چرا شما از روزي كه وزير شديد، از تغيير ساختار وزارت علوم حرف زديد و خواهان اين تغيير بوديد؟
* قانون فرهنگ وآموزش عالي سابق ما در سال ۱۳۵۳ تصويب شده بود و ۲۸ سال به همين شكل باقي مانده بود. قطعاً با توجه به تحولات سريع و شگرفي كه در علم و تكنولوژي شاهديم نمي توانيم با ساختاري كه بيست وچند سال قبل تدوين شده پاسخگوي نيازهاي زمان باشيم. شما مي دانيد كه محوريت توسعه در جهان امروز با علم، تكنولوژي و منابع انساني است. ما بايد سعي كنيم كه متناسب با اين نيازها، از كارآمدترين ساختار قانوني و پاسخگوترين نظام علم و تكنولوژي بهره بگيريم تا بتوانيم همگام با پيشرفتهاي علمي در عرصه هاي ملي حركت كنيم. به همين دليل بنده در سال ۱۳۷۶ ، در برنامه اي كه به رئيس جمهوري و مجلس محترم تقديم كردم بحث تغيير ساختار وزارت علوم را محور اصلي برنامه قرار دادم و همين برنامه موجب شد تا در سومين برنامه توسعه كشور، در ماده ۹۹ ، تحول در ساختار وزارت علوم مورد تأكيد قرار بگيرد و به تصويب برسد. در سال گذشته هم طبق تصريح ماده ۹۹ ماموظف بوديم كه با تنظيم يك لايحه قانوني شرح وظايف و محدوده اختيارات وزارتخانه جديد (علوم ، تحقيقات وفناوري ) را مشخص كنيم.
اين لايحه آماده و در دولت با اكثريت آرا تصويب شد وبه مجلس رفت. در مجلس هم بعد از بررسي قابل توجه در سطح كميسيونها و در صحن علني مجلس ، با جامعيت بيشتري به تصويب رسيد.
شوراي نگهبان هم ۳۷ ايراد به اين لايحه گرفت. من در دومين دوره مسؤوليت در دولت آقاي خاتمي ، در سال ۸۰ باز هم مسأله پيگيري تحولات و اصلاح ساختاري وزارت، اعم از وظايف، اختيارات قانوني، تحول در تشكيلات ستادي، دانشگاهها، مراكز تحقيقاتي، منابع انساني، مالي و... را در برنامه اي كه به مجلس ارائه كردم مورد تأكيد قرار دادم، بنابراين ارائه تغيير لايحه تغيير ساختار كار عجيبي نبود و اساساً تعهدي بود كه وزارت علوم انجام داده بود و ما اين را يك وظيفه مي دانستيم و مي دانيم.
| مهم ترين ويژگي هاي لايحه تغيير ساختار چيست؟
* اين تغيير دو ويژگي عمده دارد. اولين ويژگي مهم آن «ساماندهي آموز ش عالي در جهت انسجام» است. مي دانيد كه بعد از انقلاب اسلامي وانقلاب فرهنگي ، تلاش بسياري صورت گرفت تا آموزش عالي از يك سامان كلي و يكپارچگي برخوردار باشد كه البته تاحدي هم تحقق پيدا كرد. منتهي باز به مرور زمان، آموزش عالي دچار ازهم گسيختگي وچندگانگي شد و ما در تغيير ساختار خواهان دستيابي به اين انسجام هستيم . ويژگي دوم، ايجاد تمركز در امر سياستگذاري براي عرصه هاي علوم، تحقيقات وفناوري است. ما مي خواهيم كه از تعدد مراكز سياستگذاري پرهيز شود وسياستگذاري در اين حوزه مركزيت پيدا كند. هدف مهم ما در تغيير ساختار ، محوريت بخشيدن به دولت در امر سياستگذاري و تعيين اولويتهاي راهبردي در سه عرصه علوم، تحقيقات وفناوري است . دولت بايد به عنوان مركزثقل قوه مجريه، دراين سه عرصه هدايت كننده و سياستگذار باشد تا بتواند اولويتهاي ملي توسعه علمي و تكنولوژيكي كشور را به عهده بگيرد.
| پيامدهاي اجراي تغيير ساختار وتأثيرات آن برفضاي علمي كشور چگونه خواهد بود؟
* اولين تأثير جدي تغيير ساختار، تلفيق توان بالقوه علمي كشور با امكانات سخت افزاري واعتباراتي است كه در دستگاههاي اجرايي كشور وجود دارد. اين تلفيق را مي توان اصطلاحاً «پيوند دانشگاه وصنعت» ناميد. درواقع دانشگاه ، مشاركت جدي در توسعه ملي خواهد داشت. همچنين نقش نهاد دانشگاه، به عنوان تنهانهاد توليد علم وخردمندي در نظام تصميم سازي وتصميم گيري كشور، مشخص ومؤثر خواهد شد. پيامد بعدي تغيير ساختار، ارتقاي علمي وتخصصي سطح مديريت وبهره وري دركشور است. اين تحول در بخشهاي مختلف ـ از سطوح عالي تا رده هاي مياني مديريتي ـ رخ خواهد داد.
| باتوجه به ايراداتي كه شوراي نگهبان به لايحه وارد دانسته، اجراي لايحه درابهام فرو رفته واحتمال عدم اجراي آن وجود دارد. درصورتي كه اين لايحه تصويب نشود چه اتفاقي در فضاي علمي كشور رخ خواهد داد؟
* ما درايام دهه فجر و سالروز ورود حضرت امام (ره) هستيم و من نقل قولي از ايشان را يادآوري مي كنم. حضرت امام مي گفتند كه مامأمور به انجام وظيفه هستيم نه نتيجه.
وظيفه مااين بود كه به عنوان يك مسؤول دانشگاهي تلاش كنيم كه اولاً به مسائل، مشكلات وتنگناهاي توسعه با ديد علمي وبراساس كار مطالعاتي و تحقيقات بپردازيم وبراساس رهيافتهاي جديد جهاني و تجارت كشورهاي مختلف، در زمينه اصلاح ساختار علمي وفناوري كشور تلاش كنيم. ما براي وضع موجود راه حل مناسب ، واقع بينانه و روزآمد را پيشنهاد كرده ايم . منتهي دراين مقطع تصويب كامل آن از دسترس ما خارج شده، اما مطمئن هستم كه بخاطر اهميت روزافزوني كه مسأله توسعه علم دارد، حتي اگر بخاطر جبر زمان هم باشد، دير يا زود وادار مي شويم كه نسبت به ساختارهاي فكري وبينش حاكم برتصميم گيريهاي خودمان در بخشهاي مختلف برنامه ريزي وقانونگذاري تجديدنظر كنيم. ما حتي در مقاطع ديگر، بازهم مجبور مي شويم كه ساختارهاي علم و فناوري را دركشور تغيير بدهيم. اما اتفاقاتي ازاين دست موجب مي شود تا فرصت هاي مغتنم وبسيار محدود را براي رسيدن به كاروان علم وفن آوري از دست بدهيم. فرصت هايي كه ممكن است ، جبرانش ، تبعات بسياري براي كشور در پي داشته باشد.
| آقاي دكتر! مدتي است كه شايعه استعفاي شما بار ديگر مطرح شده، حتي اخيراً شايعه تازه اي از احتمال استعفاي شما به همراه رؤساي دانشگاهها شنيده مي شود. درباره درستي يا نادرستي اين شايعه واساساً احتمال استعفاي خودتان بگوييد…
* به نظر من ، نقش يك فرد دريك نظام اجتماعي ، با ايده ها، سياستها وبرنامه هاي او مشخص مي شود.
درباره صحت استعفا به عنوان شايعه يا واقعيت، بايد به شرايط، انگيزه ها، عوامل تأثيرگذار و پيامدهاي آن توجه كنيد و اين مسائل بايد مورد بحث قراربگيرد. بنابراين من فكر مي كنم، به مرور زمان روشن خواهد شد كه چنين شايعه اي صحت دارد يا نه.
| شما بحث تعدد در مراكز سياستگذاري را مطرح كرديد. چه نهادهايي در سياستگذاري با وزارت علوم تداخل دارند؟
* ما نهادهاي مهم بسياري داريم كه در سياستگذاري دخالت دارند و برخي از اين نهادها منشأ كاملاً قانوني و مشروع دارند مانند مجلس شوراي اسلامي كه كاملاً قانوني و مورد قبول است و خواستگاهي در قانون اساسي دارد. الآن نهادهايي مانند سازمان مديريت و برنامه ريزي هم به بحث سياستگذاري وارد مي شوند و شوراهاي مختلف بسياري هم در سطح كشور در اين زمينه اظهار نظر مي كنند به عنوان مثال شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در مسائلي مانند آموزش و پژوهش وارد مي شود درحالي كه مسؤوليت پاسخگويي به نيازهاي جامعه برعهده دولت است.
| چنين نهادهايي در مقاطعي خاص و با توجه به ضروري هاي زمان خودشان پيش بيني شده اند. به نظر شما در حال حاضر آيا چنين نهادهايي مشروعيت قانوني دارند؟
* براي پاسخ به اين سؤال برمي گردم به سال ۱۳۶۷ و اواخر جنگ. در آن زمان من نماينده تهران در مجلس بودم. نامه اي از طرف نمايندگان خطاب به حضرت امام (ره) نوشته شد و در آن نامه، خيلي محترمانه تذكرداده شد كه حضرتعالي در مقاطع مختلف، نهادها و شوراهايي را ايجاد كرديد كه اينها جايگاهي در قانون اساسي ندارند و حتي به نوعي با قانون اساسي در تعارض هستند. امام با آن بصيرت و شخصيت بزرگوارانه خطاب به ما گفتند كه نقل به مضمون : فرزندان عزيزم، شما درست مي گوييد و همه ما بايد به قانون اساسي برگرديم و چنين تصميماتي به دليل شرايط فوق العاده اتخاذ شده و قول پيگيري دادند.
حالا حرف ما اين است، وزارتخانه اي كه خواستگاهش قانون اساسي كشور است بايد بتواند به وظيفه خودش عمل كند. از نظر مديريتي هم بايد نسبت منطقي بين وظايف و اختيارات و سطح پاسخگويي يك مقام مسؤول وجود داشته باشد. اگر نتواند پاسخگو باشد در نهايت خسارت به جامعه وارد مي شود ما هم اكنون در اين كشور ۴۰ميليون جوان داريم كه نگاهشان به آينده است و دولت و نظام بايد پاسخگو باشند. دنياي امروز، دنياي علم است و جامعه ما بايد آينده خودش را در علم تضمين شده ببيند.
| شما براي موفقيت خود براي تغيير ساختار چه رايزني هايي انجام داده ايد؟
* اخبارش در روزنامه ها منعكس شده و خوشبختانه بايد بگويم كه رئيس جمهوري، رئيس مجلس و همين طور نمايندگان مجلس در كميسيون هاي تخصصي با حساسيت مثبت با اين موضوع برخورد كرده اند و پيگيري جدي شروع شده تا به شكلي منطقي اين مشكل حل شود. طبق قانون اساسي، نهاد قانونگذاري در كشور ما مجلس شوراي اسلامي است و اين لايحه در مجلس به تصويب رسيده و اگر احتمالاً اين قانون با احكام اسلامي يا قانون اساسي، تعارضي داشته باشد قطعاً اصلاح خواهد شد. ولي در غير اين صورت، بايد نهايي تلقي شود وبه اجرا دربيايد. هيچ كشوري را سراغ ندارم كه مسأله علم، تحقيق و فن آوري را در مقابل مقدمات قرار بدهند و با چنين دلايلي، توسعه علم را زير سؤال برند. ما بايد در چارچوب قانون اساسي با اين مسأله برخورد كنيم و در كشوري كه منابع عظيم انساني و طبيعي، جوانان مستعد و توانمند و تمدني قوي وجود دارد، توسعه علم را جدي بگيريم. در ۱۰ سال گذشته ( از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳) رشد مقالات علمي ايران به عنوان شاخص توليد علم در كشور۶۰۰ درصد رشد داشته و اين رقم از ميانگين جهاني رشد، بسيار جلوتر بوده است. ميانگين جهاني رشد مقالات علمي بين المللي در ۱۰ سال گذشته ۲۷ درصد بوده است.»
در ۵ سال اخير از سال ۱۹۹۷ تا پايان سال ۲۰۰۲ نيز توليد علمي ايران از شتابي با رشد ۳۰۰ درصد برخوردار بوده است. اين شتاب كه در توليد علم در ايران ايجاد شده، بايد با سرمايه گذاري در منابع انساني به نتيجه برسد و ما بايد ساختارهاي مديريتي بخش علوم را روزآمد كنيم تا بتوانيم از اين پتانسيل بالقوه، استفاده كنيم. برداشت من اين است كه اگر تحول ساختاري رخ بدهد و كشور به عنوان اولين شرط توسعه ملي به توسعه علمي توجه كند، در سال ،۱۴۰۰ مطمئناً نه تنها از كشورهاي عقب افتاده عبور خواهيم كرد بلكه به مرز كشورهاي پيشرفته نزديك مي شويم.