• در راهروي مجتمع امور جنايي تهران چشمهاي «شهلا» به هر طرفي مي چرخيد، او به دنبال «ناصر» بود. وقتي در برابر شعبه ۱۶۰۳ دوستان او را ديد، ايستاد، رو به «تهامي» كرد و گفت: «شما مي دانيد كه من نقشي در قتل نداشتم، چرا مي خواهيد من به جاي قاتل مجازات شوم.»
گروه حوادث: دوربين هاي عكاسان و خبرنگاران تصوير زني را مي گرفتند كه گريه مي كرد و فرياد مي زد: «من قاتل نيستم»، «اين يك توطئه است»، «فقط «ناصر» را دوست داشتم.»
در صداي «شهلا» بغض بود و عكاسان به شكار لحظه ها سرگرم بودند ، ۱۲۰ روز بود بدون فرياد تنها در خلوت زندان با خود حرف مي زد: «حقيقت را بنويسيد، چرا من؟! يك پرستار كه دلسوز بيمار است، چگونه يك زن را مي كشد! اي خدا كاش قاتل وجدان داشت، خودش را معرفي مي كرد، از خودم مي پرسم چرا به اين مرد دل بستي؟!»
ميدان صبحگاه پليس آگاهي پر از همهمه خبرنگاران و عكاسان بود. هر كدام با هيجان خاصي سعي در ثبت خبرها داشتند. «شهلا» هنوز فرياد مي زد: «حتي اعدام بشوم، باز هم مي گويم «ناصر» را دوست دارم. جرم من تنها دلباختگي است، چرا نمي خواهند باور كنند ادعاهاي تازه عليه من يك توطئه است.» هنوز دوربينها كار مي كردند، در راهروي مجتمع امور جنايي تهران چشمهاي «شهلا» به هر طرفي مي چرخيد، او به دنبال «ناصر» بود. وقتي در برابر شعبه ۱۶۰۳ دوستان او را ديد، ايستاد، رو به «تهامي» كرد و گفت: «شما مي دانيد كه من نقشي در قتل نداشتم، چرا مي خواهيد من به جاي قاتل مجازات شوم.»
«شهلا» وقتي وارد دادگاه شد، با دادن سلامي آرام شد و روي صندلي نشست. هنوز «ناصر محمدخاني» در دادگاه ديده نمي شد كه خبرنگاران پشت درهاي بسته دادگاه آرام گرفتند صبح ديروز ـ يكشنبه ۱۳ بهمن ماه سال جاري ـ به درخواست قاضي جعفرزاده رئيس شعبه ۱۶۰۳ مجتمع امور جنايي تهران شهلا از بازداشتگاه معاونت مبارزه با مفاسد اجتماعي احضار شد و به همراه محمدخاني و چند تن از دوستان وي تحت بازجويي قرار گرفتند. قبل از حضور آنان در دادگاه «وحيد قليچ» دروازه بان سابق تيم قرمز براي نخستين بار در اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران حاضر شد و به يك پرسش ويژه پاسخ داد.
«وحيد قليچ» در برابر اين پرسش مبني بر اينكه «ناصر محمدخاني» در اردوي آلمان و قبل از قتل مطالبي در خصوص حادثه اي كه ممكن است براي «لاله» رخ دهد، گفته است، آن را يك شايعه دانست و گفت كه هيچ وقت چنين حرفي از زبان «ناصر» نشنيده است.
وقتي اين بازجويي صورت مي گرفت، «شهلا» نيز با سرك كشيدن سعي مي كرد «محمدخاني» را متوجه خودش كند و زماني كه «ناصر» او را ديد، با گريه به او گفت: «فقط تو را دوست داشتم.» و بعد با صداي بلند واژه «دروغگوها» را تكرار كرد. «شهلا» در مسير اداره آگاهي به دادگاه گفت كه اگر او در اين پرونده جرمي غير از قتل دارد، «ناصر» نيز با او شريك است و بايستي او را هم مانند وي بازداشت كنند.
پس از اينكه «شهلا» به همراه «محمدخاني» وارد دادگاه شدند، به دستور قاضي جعفرزاده دادگاه غير علني شد.
اين بازجويي تا ساعت ۱۵ و ۴۰ دقيقه ادامه داشت و گفته مي شود «شهلا» در بازجويي ها به پرسشهايي در خصوص چرخ خياطي نو كه «ناصر محمدخاني» يك روز قبل از رفتن به آلمان براي «لاله» خريده بود و «شهلا» به خاطر آن با «ناصر» درگير شده بود، پاسخ داد و ادعا كرد نمي دانسته «لاله» خياطي بلد است و به خاطر اين بود كه با «ناصر» جر و بحث كرده بود و اطلاعي از تخريب چرخ خياطي در روز جنايت ندارد. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، «ناصر محمدخاني» نزد قاضي جعفرزاده با اشاره به اينكه «شهلا» هميشه سعي مي كرد او را نسبت به «لاله» بدبين كند و گاهي خواستار متاركه «ناصر» با همسرش بود و آخرين روز قبل از سفر به آلمان تهديد كرده بود با «مرگ لاله» داغش را به دل او خواهد گذاشت، «شهلا» را به دخالت در قتل «لاله» متهم كرد. اين گزارش حاكي است، در جريان تحقيقات پليسي، از ۱۵ روز پيش «مصطفي» برادر شهلا نيز بازداشت شده است و تحقيقات براي ابهام زدايي از تناقض گويي هاي مشترك «شهلا» و «برادرش» ادامه دارد.