دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۱ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 3, 2003
بين الملل
شماره ۲۳۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پس از سرنگوني صدام
تمرين گروه ويژه آمريكا براي انهدام توان هسته اي كره شمالي
گروه بين الملل ـ هفته نامه «تايم» نوشت: يك گروه عملياتي ويژه تحت نظر دفتر اطلاعات مركزي آمريكا(سيا) به منظور ازبين بردن سلاحها و پايگاههاي هسته اي كره شمالي تمرين مخفيانه اي انجام داده است.
اين درحالي است كه «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا ادعاكرده است، هيچ تصميمي براي حمله به كره شمالي ندارد و به جاي آن به انجام گفت وگو با اين كشور مي انديشد. براساس گزارش خبرگزاري كره شمالي، زماني كه دولت آمريكا سياست حمله بازدارنده را به كارگرفت، كره شمالي برآن شد به فكر توسعه امور دفاعي اش برآيد. براساس اين گزارش، آمريكا تلاشهايش را به توليد سلاحهاي هسته اي براي ويران كردن پايگاههاي زيرزميني كره شمالي درزماني حساس معطوف كرده است. تحت چنين شرايطي، كره شمالي نمي تواند وضعيت موجود را ناديده بگيرد. آمريكا در تلاش است به صورت ناگهاني به مراكز اصلي و پايگاههاي هسته اي كره شمالي حمله كند.
شواهد نشان مي دهد، استراتژي امنيت ملي آمريكا از مرحله حمله بازدارنده به كره شمالي واردمرحله اجرايي شده است. خبرگزاري كره شمالي با اشاره به اينكه وضعيت نظامي حاكم به شبه جزيره كره آن قدر حساس است كه هرلحظه انتظارمي رود يك جنگ هسته اي روي دهد، نوشت: مردم و ارتش كره شمالي از نزديك شاهد اقدامات خطرناك ارتش و آمريكا هستند، بنابراين درتلاشند خود را براي مقابله با آنها آماده كنند. در اين حال، به گزارش بي.بي.سي، درحالي كه گزارش مي شود فرمانده كل نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه اقيانوس آرام خواستار اعزام نيروهاي كمكي شده، دولت كره شمالي حملات لفظي خود عليه ايالات متحده را شدت بخشيده است.
رسانه هاي كره شمالي، از مردم دعوت كرده اند براي «نبردمقدس عليه امپرياليسم آمريكا» به پاخيزند. همچنين هزاران نفر از اهالي كره شمالي در راهپيمايي هايي شركت كرده اند.
تظاهرات ۱۵۰هزار فرانسوي عليه طرح اقتصادي دولت محافظه كار «رافارن»
گروه بين الملل ـ حداقل ۱۵۰هزارنفر درميان برف و باد به خيابانهاي شهرهاي فرانسه ريختند تا به طرحهاي دولت براي اصلاح نظام پرداخت مستمري اعتراض كنند. به گزارش آسوشيتدپرس، اتحاديه ها و فدراسيونهاي كارگري به نشانه اتحادشان بيش از صد تظاهرات درسراسر فرانسه برگزاركردند تا از نظام بازنشستگي افراد در ۶۰سالگي حمايت كنند.
اين راهپيمايي ها در انتقاد از «ژان پي ير رافارن» نخست وزير محافظه كار انجام گرفت كه مي خواهد اصلاحات خود را امروز اعلام كند.
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
\روزنامه الرياض (چاپ عربستان): در صورت آغاز جنگ و بسته شدن بنادر كويت، عربستان بندر «دمام» را در اختيار اين كشور قرار مي دهد.
\روزنامه الجزيره : نيروهاي نظامي آمريكا و انگليس براي انجام يك مأموريت سري در غرب عراق به سرمي برند.
\روزنامه النهار (چاپ لبنان): پاول نوارهاي تجسسي سري به شوراي امنيت ارائه مي دهد و عراق، آمريكا را به اجراي عمليات انتحاري تهديد كرد.
\روزنامه الشرق الاوسط : انگليس از تلاش ۲۰هزار افسراطلاعاتي عراق براي مخفي كردن اسلحه و اسناد خبرداد.
\روزنامه مليت (چاپ تركيه): شوراي امنيت ملي تركيه با عبور سربازان آمريكايي از خاك تركيه به عراق موافق است.
\روزنامه الوطن (چاپ كويت): صدام : پيش بيني مي كنم كه از جبهه غربي به عراق حمله شود.
\روزنامه الاتحاد (چاپ امارات): بوش تعويق فيصله دادن قضيه عراق تا بيش از چندهفته را رد كرد.
پس از سرنگوني صدام
رايس: آمريكا، عراق را اداره خواهد كرد
110439.jpg
گروه بين الملل ـ «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا ادعا كرد كه افزايش حمايت عمومي از جنگ عليه عراق نشان مي دهد آمريكايي ها موافق توسل به اقدام نظامي عليه بغداد هستند.
به گزارش آسوشيتدپرس، نظرسنجي مشترك شبكه «اي بي سي» و روزنامه «واشنگتن پست» نشان مي دهد كه ۶۶درصد آمريكايي ها از جنگ حمايت مي كنند.
اين رقم در اواسط ژانويه ۵۷درصد بود. در اين حال، روزنامه «الوطن» چاپ عربستان سعودي خبرداد كه جنگ آمريكا عليه عراق در يك شب مهتابي آغاز خواهدشد. اين نشريه نوشت كه جنگ آمريكا عليه عراق شش هفته ادامه خواهدداشت.
در اين حال، طراحان جنگي آمريكايي و انگليسي جزييات طرحهاي خود براي سرنگوني صدام حسين رئيس جمهوري عراق را فاش كردند.
جنگ عليه عراق با بمباران گسترده و پيش از تهاجم گسترده زميني از كويت آغاز خواهدشد.
به نوشته اين هفته نامه، به عنوان بخشي از عمليات هوايي، اين اهداف به همراه اهدافي ديگر نظير تشكيلات گارد رياست جمهوري، پليس و سرويس هاي جاسوسي عراق نابود خواهندشد. براساس اين طرح، حملات هوايي پيش از تهاجم از دو جبهه، يكي با حمله گسترده زرهي از طريق كويت و ديگري پياده كردن نيرو از هوا براي تأمين امنيت ميدانهاي نفتي عراق صورت خواهدگرفت. منابع تأييد كردند كه پياده كردن نيرو از هوا براي جلوگيري از تكرار به آتش كشيده شدن چاههاي نفتي نظير آنچه در جنگ پيشين خليج فارس روي داد، طراحي شده است.
آبزرور نوشت: طراحان نظامي اعزام فوري واحدهاي هليبرد و خودروهاي زرهي سريع پيش از تهاجم زرهي اصلي را پيش بيني كرده اند.
اين گزارش مي افزايد: انتظار مي رود تفنگداران دريايي آمريكا و انگليس به شبه جزيره «فاو» حمله و از شليك موشكهاي مستقرشده در آنجا به سوي پايانه هاي نفتي كويت جلوگيري كنند.
براساس اين گزارش، جنگ واقعي با گارد رياست جمهوري عراق در دروازه هاي بغداد روي خواهدداد.
اين در حالي است كه مقامات اطلاعاتي اينگونه عنوان مي كنند كه مبارزه نيروهاي گارد رياست جمهوري عراق به درازا نخواهدكشيد، اما مقاومت احتمالي آنها هنوز تهديدي جدي محسوب مي شود كه براي مقابله با آنها به جنگ افزارهاي «ام ۱ آي۲» و تانكهاي انگليسي «چلنجر۲» نياز است. ازسويي، كاندو ليزا رايس؛ مشاور امنيت ملي رييس جمهوري آمريكا در گفت وگو با روزنامه "الاهرام" مصر، از طرح اين كشور براي اداره موقت عراق پس از آزادسازي اين كشور از چنگال رژيم "صدام حسين" رئيس جمهوري عراق خبر داد.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از قاهره، الاهرام به نقل از رايس نوشت: به اعتقاد ما، مردم عراق پس از آزادي از چنگال اين رژيم قادر به اداره امور خود هستند.
وي گفت: ضروري است كه در يك دوره موقت به ويژه در زماني كه عمليات نظامي هنوز ادامه دارد، ما اقدام به حفظ نظم كنيم و نيروهاي نظامي آمريكا نقش محوري در اين امر ايفا خواهند كرد.
برنامه هاي ناسا به حال تعليق درآمد
گروه بين الملل: در پي انفجار فضاپيماي كلمبيا در آمريكا در روز شنبه، سه سازمان و نهاد مختلف آن كشور تحقيقات در مورد علل بروز اين حادثه را آغاز كرده اند.
در انفجار اين فضاپيما تمامي هفت سرنشين آن كشته شدند.
به گزارش بي.بي.سي، دولت آمريكا يك هيأت مستقل تحقيق را براي سرپرستي بررسي ها تشكيل داده است. همچنين، آژانس فضايي آمريكا ـ ناسا ـ و كنگره آن كشور نيز درصدد انجام تحقيقات ديگري براي يافتن علل بروز حادثه انفجار فضاپيما هستند. فضاپيماي كلمبيا هنگامي كه با سرعتي بيش از هجده برابر سرعت صوت براي فرود به سوي پايگاه فضايي «كيپ كاناورال» حركت مي كرد، در آسمان تگزاس منفجر شد. اين فضاپيما از يك مأموريت شانزده روزه علمي در فضا به زمين بازمي گشت. ناسا اعلام كرد كه براساس شواهد اوليه، به نظر مي رسد آسيب در بال چپ فضاپيما باعث بروز حادثه شده باشد. اين سازمان گفته است كه تا روشن شدن علت انفجار در فضاپيماي كلمبيا، برنامه هاي پرتاب فضاپيما را به حالت تعليق درآورده است. از سويي به گزارش ايرنا، شبكه خبري «فاكس نيوز» اعلام كرد: بخشي از بقاياي اجساد هفت سرنشين فضاپيماي كلمبيا پيدا شد. اين شبكه خبري افزود: مقامهاي آمريكايي توانستند بقاياي اجساد را در نزديكي لاشه اين فضاپيما در ايالت تگزاس پيدا كنند.
پديده اي به نام شهروندان جهاني
110487.jpg
در همايش اخير انجمن هاي علمي، مباحث مهمي پيرامون چالشها و فرصتهاي ايران در تحولات علمي ـ فكري جهان امروز مطرح شد و هر كدام از محققان روشها و راهبردهاي قابل اعتنايي را براي بهره مندي جامعه ايراني از ره آوردهاي جنبش علمي ـ ارتباطاتي عصر حاضر ارائه كردند.دكتر سيدعلي محمودي استاد دانشگاه و مشاور وزير امور خارجه در مبحثي كه به اين همايش ارائه كرده، درصدد برآمده تا ضمن تشريح مناسبات محافل علمي، لوازم و پيش نيازهاي امر تحقيق و پژوهش را تبيين كند. وي از پيدايش جايگاه جديد براي انديشوران و دانش پژوهان سخن گفته و آن را ذيل پديده اي به نام «شهروندان جهاني» تعريف كرده است.
• گروه سياسي

براي اينكه انجمن هاي علمي در گستره جهاني به ارتباطات مؤثر، مداوم و زاينده مبادرت ورزند. به پيش زمينه هايي نيازمندند كه بنيادي ترين آنها بدين قرار است:
نخست بر پايه آزادي انديشه و اينكه تفكر امري دروني و به طور كامل از حوزه فرمانروايي حكومتها خارج است، نهادها و انجمن هاي علمي بايد در پژوهش ها و جستارهاي خويش براي كشف حقايق و آموزه هاي علمي، از استيلا، آمريت و اقتدار حكومتها مستقل و آزاد باشند. هيچ حكومتي حق ندارد نهادهاي علمي را در مسيري قراردهد كه نتايج و دستاوردهاي مورد انتظار قدرت سياسي را به جامعه عرضه كنند و يا اينكه برآيند جستارهاي فكري و علمي آنان، منطبق با نظريه سازي ها و چارچوب هاي ايدئولوژيك حكومتها باشد.
دوم ـ حمايتهاي ملي از نهادهاي علمي از طريق نظام هاي حكومتي، نبايد اين توقع را به همراه داشته باشد كه نهادهاي علمي براساس اوامر و نواهي قدرتهاي سياسي، پيشاپيش سمت و سو، محتوا و غايت پژوهش هاي علمي را تعيين كنند. دانشمندان و پژوهشگران در ارتباط با گوهر، محتوا و نتايج فعاليتهاي علمي و پژوهشي، مي بايست از هر گونه التزام نسبت به قدرت سياسي آزاد باشند؛ چرا كه تلاش آنان در راه كشف حقيقت يعني در پژوهش هاي علمي، در نظريه پردازي، در نقادي و آزمون انديشه ها و دانشها، با التزام فكري و علمي به نظامهاي سياسي منافات دارد و ناقض آزادي انديشه در دانش پژوهي است. آزادي در پژوهشهاي علمي و عدم دخالت حكومتها در محتوا و نتايج فعاليتهاي فكري، با همكاري وتعامل ميان حكومتها وانجمن هاي علمي منافات ندارد. دولت و انجمن هاي علمي ، براي انجام طرحهاي تحقيقاتي با يكديگر قرارداد مي بندند؛ نتايج و دستاوردهاي اينگونه پژوهش ها، هرگاه با اتكا به روشهاي علمي و به درستي انجام شود، طبعاً در بهبود ساختارها وكارآمدي مديريت دولت راهگشا خواهند بود. اما يك دولت خردمند ودانش محور، هرگز در جوهر ومحتوا وچگونگي نتايج ودستاوردهاي اينگونه پژوهشها، در هيچ يك از مراحل تحقيق دخالت نمي ورزد.
سوم. همكاري مؤثر ميان انجمن هاي علمي درگستره جهاني ، هنگامي باتوفيق همراه خواهد بود كه دانشمندان وپژوهشگران اينگونه انجمن ها، از يك سو در سطح ملي به عنوان شهروند بهره مند از حرمت، كرامت، حقوق وآزاديها به شمار آيند؛ از سوي ديگر، در سطح جهاني ، دركنار همه انديشه وران ودانش پژوهان، از هويت «شهروندان جهان » (World Citizens) برخوردار گردند. بي ترديد، انديشه وران ، دانشمندان و پژوهشگران ، در سطوح ملي وجهاني ، درمقابل قانون برابر ومسؤول اند و همانند ساير شهروندان بايد به قوانين ومقررات در عمل احترام بگذارند.
چهارم. اعضاي انجمن هاي علمي درسراسر جهان وبه عنوان «شهروندان جهان»، در سايه تساهل ومداراي علمي وفرهنگي ، با پذيرش كثرت گرايي وزيستن در سياره اي چندصدايي، مي توانند از دستاوردهاي علمي و فكري يكديگر بهره مند شوند. خويشتن را تافته جدا بافته پنداشتن و همفكران و هم مسلكان خود را خودي و محرم و ديگران را ـ كه آنان نيز از شهروندان اين سياره اند، غيرخودي و نامحرم انگاشتن، براي اصحاب تفكر و دانش، انديشه سوز و برباد دهنده فرصتها و سرمايه هاي ملي و جهاني خواهد بود.
چالش ها و فرصتهاي جامعه جهاني و نقش نهادهاي علمي
اكنون بنگريم كه جامعه جهاني در ارتباط با گردش آزاد دانش و اطلاعات علمي، با چه چالشها و راه حلهايي مواجه است و دانشگاهها و انجمنهاي علمي، در اين ميان، چه نقشي مي توانند ايفا كنند.
جامعه بين المللي هم اكنون مواجه با چالشهاي گوناگون است. در آينده نيز بر گستره اين چالشها افزوده خواهد شد. تضمين گردش آزاد دانش و اطلاعات علمي ورويه هاي مطلوب در تمامي بخشها و رشته ها به گونه اي كه دسترسي متوازن و متعادل به آنها تضمين گردد، از جمله اين چالشهاست. براي اينكه بتوان از گردش آزاد دانش بهره گرفت، تضمين دسترسي صرف به دانش و اطلاعات علمي كافي نيست، افزون بر اين، بايد نيازهاي ديگر در زمينه تقويت ظرفيت انساني و صلاحيتهاي فني نيز تأمين گردد. مجامع بين المللي كه يونسكو يكي ازمهمترين آنهاست، از سوي دولتها براي پاسخگويي مناسب به همه اين چالشها فراخوانده شده اند. بنابراين، بايد تلاش خود را بر روي مسائلي از قبيل «ضرورت تثبيت و تحكيم حق آموزش عالي به عنوان مؤلفه اي اساسي، تقويت همكاريهاي علمي و فكري بين المللي، گسترش دسترسي به اطلاعات و دانش در چارچوب حوزه عمومي...» متمركز نمايند.
با توجه به آهنگ شتابنده نوآوريها و پيشرفتهاي علمي، همكاريهاي علمي و فكري بين المللي بيش از پيش ضرورت مي يابد. تسهيم مؤثر دانش وتوسعه شبكه ها و مبادلات الكترونيك ـ كه بايد با تدوين و تصويب خط مشي ها و سياستها و تصميمات روشن در راستاي توسعه پايدار محقق گردد ـ بيش از هميشه، براي اصلاح و بهبود امنيت بشري و تسهيل پيشرفت و ترقي انساني، ضروري و بنيادي است.
دانشگاهها و مجامع علمي، به نوعي، نهادهاي بين المللي با نقش آفريني متنوع و متكثر هستند. در كنار نقش سنتي دانشگاهها و مراكز علمي، نقش آموزش و تحقيقات مداوم، از مباحث نظري گرفته تا موضوعات كاربردي، اهميت روزافزون مي يابد. با تكيه بر اطلاعات موجود، مي توان گفت كه سمت گيري اصلي دانشگاهها و مراكز علمي در كشورهاي پيشرفته به سوي پژوهش و سرعت گرفتن توليد دانش، در بخش هاي مختلف تحقيقاتي است. از همين رو است كه امروزه برنامه هاي درسي از ثبات كمتري برخوردارند. از سوي ديگر، تجربيات و تخصص استادان و محققان در تأسيس برنامه «دانشگاهيان بدون مرز» كه ازحمايت يونسكو و انجمن بين المللي دانشگاهها (AIU) برخوردارند وازمرزهاي شمال ـ جنوب مي گذرند، نويدبخش ژرفا بخشيدن به مفهوم «شهروندان جهان» است. در دنياي امروز، پژوهش از شكل نوعي كنجكاوي فكري شخصي كه بار هزينه هاي آن به عهده دولت نهاده شده، خارج مي گردد و بيشتر به صورت برنامه هاي مشخصي ارائه مي شود كه هدفهاي تعريف شده دارند و بودجه آنها را نيز مؤسسات غيردولتي مي پردازند. بنابراين، مي توان گفت كه دانشگاهها و كانونهاي علمي در حال جابه جايي اند و از اين پس، بخش مهمي از يك شبكه بزرگ و متراكم، نهادهاي علمي هستند كه صنعت، دولت و رسانه ها را در برمي گيرند و هر چه بيشتر، مي كوشند تا از راه پاسخگويي به نيازهاي جامعه در حوزه هاي صنعت و خدمات، نقش خود را از لحاظ اجتماعي توجيه كنند. پديده «توده اي شدن آموزش عالي» كه نخست در كشورهاي پيشرفت صنعتي به وجود آمده، اينك پديده اي جهاني است و همه كشورها، دير يا زود، به اين مرحله وارد خواهند شد. اين فرآيند، پي آمدهاي مثبت ومشكلات خاص خود را به همراه خواهد داشت.
مي توان چالشهاي اصلي جامعه بين المللي را در قرن بيست ويكم بطور خلاصه، بدين گونه برشمرد:
۱ـ توسعه سريع انقلاب صنعتي: تداوم فرآيند جهاني شدن با همه فرصتها و تهديدهاي آن.
.۲ رشد و تأثيرعلم وفن آوري وچالشهاي جديد اخلاقي مرتبط با آن.
.۳ رشد و گسترش جامعه اطلاعاتي.
.۴ تهديدهاي ويرانگر و فراگير بر عليه محيط زيست
.۵ پيدايش تهديدهاي جديد براي صلح وامنيت بين المللي.
در چنين فضايي كه انتقال اطلاعات وعلوم، با اشكال جديد و كاربرد فن آوريهاي نوين، از محورهاي اساسي مجامع بين المللي به شمار مي آيد، مي توان گفت كه ارتباط انجمن هاي علمي و دانشگاههاي كشور ما با مجامع بين المللي، ضرورتي انكارناپذير است. البته دولتها در اين فضا نقش خاص خود را بازي مي كنند و دانشگاهها و انجمن هاي علمي نيز كه از بنيادهاي اصلي جامعه علمي اند، بايستي نقش علمي خود را ايفا نمايند. ژرف تر شدن فاصله ها ميان كشورهاي توسعه يافته صنعتي و كشورهاي در حال توسعه، از لحاظ دستيابي به منابع آموزش عالي و پژوهش، ضرورت اينگونه ارتباطات راموردتأكيد قرار مي دهد. اين امر بايد بر پايه نيازهاي مختلف جامعه انجام گيرد و آن را در زندگي روزانه وفعاليت توليدي داخل نمايد. فن آوريها و دستاوردهاي علمي نو، فرصتهاي نويني پديد مي آورند كه همواره با دغدغه هاي اخلاقي و اعتقادي همراه خواهد بود.
در نظام ملل متحد، دانشمندان و انجمن هاي علمي در طبقه بندي موسوم به گروههاي عمده دوازده گانه (Magor Groups) قرار دارند كه نقش و مشاركت روزافزون يافته اند تا به رويكردي واقع گرايانه در جهت يافتن راه حل هاي اجتماعي بكوشند. بر اين اساس، انجمن هاي علمي حلقه ارتباطي ميان سازمانهاي بين المللي و انجام طرحهاي ملي هستند. افزون بر اينها، نقش انجمن هاي علمي در پديدآوردن آگاهي هاي ملي و انتقال هنجارهاي نوين بين المللي به زبان قابل درك در جهت زمينه سازي براي اجراي مصوبات همايش هاي بين المللي قابل ذكر است.
* مشاور وزير امورخارجه
ديدگاه
هندوستان، سياست دوستي با آمريكا
درمحدوده سياست خارجي، اهدافي كه درجهت تحقق منافع ملي دنبال مي شوند، ضرورتاً بايد باتوجه به شرايط بين المللي شكل بگيرند. با آگاهي به ماهيت تغييرپذير عوامل شكل دهنده الگوي قدرت كه دربطن آن، شرايط بسترساز روابط بين بازيگران بين المللي شكل مي گيرند، اين ضرورت، حياتي جلوه مي كند. اين الزام از اين جهت گريزناپذيراست كه امنيت به مفهوم وسيع آن، كاملاً بستگي بدين استنباط دارد. از زمان استقلال درسال ،۱۹۴۷ سياست خارجي تمامي دولتهاي حاكم بر هندوستان بر پايه دو دغدغه مهم مستمر، قوام يافته است.
از يك سو، مبارزه با ادعاهاي ارضي دولت چين و نياز استراتژيك تضعيف موقعيت جهاني و منطقه اي اين كشور مستلزم حركت درجهت تحكيم موقعيت خود بوده است. همسايگي با يكي از قدرتهاي برتر نظام بين الملل به جهت ماهيت توسعه طلبانه قدرت، به خودي خود، اين الزام را براي هندوستان فراهم آورد كه درصدد توازن قوا با چين برآيد. ضرورت توازن براي رهبران هندوستان، از فوريت بالاتري برخوردار مي شود، چرا كه اين همسايه قدرتمند داراي مطالبات ارضي نيز است كه خود داراي تمام ويژگي هاي يك تهديدامنيتي است. ازسوي ديگر، هندوستان از آغاز لحظه تأسيس مواجهه با تعارضات ارضي ـ مذهبي با پاكستان بوده است. هرچند كه پاكستان يكي از قدرتهاي مطرح جهان نبوده و برعكس چين، از اهميت استراتژيك در صحنه بين المللي برخوردار نيست، اما خطرات برخاسته از منازعه با پاكستان، به مراتب تهديدامنيتي شديدتري براي دولت هندوستان درطول تاريخ كوتاه مدرن اين كشور بوده است. بحران كشمير كه تهديدي جدي باتوجه به زيرسؤال بردن تماميت ارضي هندوستان است، معضل اصلي هندوستان در رابطه اش با پاكستان نيست. آنچه بحران در مرزهاي شمال غربي را در مقام مقايسه با بحران در مرزهاي شمالي براي رهبران هند از اولويت بالاتري برخوردارمي كند، اين است كه اختلافات با پاكستان، بافت قومي و مذهبي اين كشور را بسيار آسيب پذير كرده است.
البته علل منازعات تاريخي با پاكستان بيشتر از هرچيزي درماهيت داخلي آن كشور است كه اين قدرت مانور رهبران هر دوكشور را، حتي اگر هم داراي حسن نيت براي حل اختلافات باشند، به شدت محدودمي كند. با توجه به اختلافات تاريخي و ايدئولوژيك بين اتحادشوروي سابق و چين و نزديكي تاريخي پاكستان با آمريكا، پرواضح بود كه در دوران جنگ سرد شرايط حاكم بين المللي ايجاب مي كردند كه هندوستان براي برآوردن نيازهاي امنيتي و جلوگيري از درهم فروريزي بافت داخلي كشور به سوي اتحادشوروي به عنوان يك متحد استراتژيك گرايش يابد. اين گرايش بيش از آنكه بازتاب ملاحظات اقتصادي، تاريخي، سياسي و ارزشي باشد، برآمده از ملاحظات جغرافيايي و نگرانيهاي نظامي بود. نزديكي با اتحادشوروي و اتحاد استراتژيك با اين كشور هيچگاه منجر به اين نشد كه ساختارهاي ارزشي حاكم بر هندوستان، اولويت هاي سياسي نخبگان هندي، ماهيت سيستم آموزشي كشور و روابط اجتماعي حاكم بر دومين كشور پرجمعيت جهان متأثر از مفاهيم ماركسيستي و ايدئولوژي اقتصادي ـ سياسي حاكم بر اتحادشوروي قرارگيرد. اين به خوبي نشانگر آن بود كه چرا اتحاداستراتژيك بين دوكشور امكان تأثيرگذاري را بر حيات داخلي و ترتيبات ارزشي حاكم بر هندوستان دارا نشد. دگرگوني شرايط جهاني كه به دنبال سقوط نظام حاكم بر اتحادشوروي پديدآمد، اين فرصت را دراختيار هندوستان قرارداد كه به ارزيابي مجدد تهديدات امنيتي متوجه خود بپردازد و بهينه ترين استراتژي را در اين راستا، باتوجه به اين شرايط متمايز شكل دهد. تغيير شرايط حاكم جهاني بدين مفهوم است كه ملاحظات ايدئولوژيك به عنوان يك متغير با اولويت بالا و مستمر، ديگر وجودخارجي ندارند و اين، چارچوب تمامي ائتلاف هاي جهاني را درهم ريخت.
با ازبين رفتن درك ايدئولوژيك از صحنه جهاني، منجر به آن شد كه آمريكا ضرورت حمايت همه جانبه از پاكستان، تلاش براي تضعيف موقعيت اتحادشوروي درآسيا و تقويت موضع بين المللي چين را براي توازن قدرت اتحادشوروي غيرقابل توجيه بيابد. با ازبين رفتن محدوديت هاي به وجودآمده از استنباط ايدئولوژيك از تعاملات بين المللي، ايالات متحده آمريكا به جهت اجتناب ناپذيربودن رقابت استراتژيك با چين، الزام همكاري با هندوستان را دريافت. به دليل نبود سابقه تاريخي منازعه، فقدان رقابت منطقه اي و جهاني، ضرورتهاي اقتصادي و تفاهم ارزشي، آمريكا حركت هندوستان در جهت ايجاد روابط دوستانه و نزديكتر مطلوب يافته است. هندوستان امروز باتوجه به ماهيت مذهبي منازعه كشمير، شدت يافتن قدرت گروههاي مذهبي در تعيين سياستهاي داخلي پاكستان وجودنزديك به ۲۰۰ميليون مسلمان كه نزديك به يك چهارم جمعيت كشور را تشكيل مي دهند و ظرفيت تبديل به يك تهديدامنيتي را داراهستند، دوستي و نزديكي با آمريكا را يك الزام مي يابد. باتوجه به اينكه محورسياست خارجي آمريكا بر محور مبارزه با گروههاي افراطي مذهبي كه مبارزه با آمريكا را تنها امكان حفظ هويت مذهبي خود مي يابند، قرارگرفته است، اين موضوع فرصت تاريخي را براي هندوستان فراهم كرده است كه از دغدغه هاي جهاني آمريكا درجهت منافع خود استفاده كند. هندوستان براي تقويت و تداوم فشار بر پاكستان كه به شدت از نظر اقتصادي و نظامي به آمريكا وابسته است و استفاده از رقابت استراتژيك چين و آمريكا و درنهايت، ازهمه مهمتر، بهره برداري از سياستهاي ضدافراط گرايي مذهبي دولتمردان آمريكايي براي نزديكي با واشنگتن، اولويت فراواني را قائل است. بنابراين بايد كاملاً آگاه بود كه سياستهاي جهاني و مخصوصاً منطقه اي هندوستان كاملاً درگرو نياز امنيتي و استراتژيك اين كشور براي دوستي با آمريكا است و ارزيابي هاي هندوستان درخصوص چگونگي رابطه با كشورهاي ديگر باتوجه به نياز آمريكا تعيين خواهدشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |