دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۱ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 3, 2003
ويژه
شماره ۲۳۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مطبوعات و برداشت نادرست از مفهوم ميراث فرهنگي
110478.jpg
تا چندي پيش موضوع ميراث فرهنگي جايگاهي در مطبوعات نداشت. به ويژه در فاصله سالهاي ۷۶ تا ۷۹ منازعات گستره سياسي ـ مطبوعاتي مانع از پرداختن به اين قبيل موضوعات بود، اما در يكي دو سال اخير سكون نسبي فضاي مطبوعاتي و كاهش التهابهاي سياسي از يك سو و توجه بيشتر افكار عمومي به ميراث فرهنگي از سوي ديگر، سبب شده تا اين موضوع بيش از گذشته مورد توجه مطبوعات و روزنامه نگاران قرارگيرد . در عين حال انتشار اخبار نگران كننده از روند نابودي ميراث فرهنگي كشور در حساسيت افكار عمومي و به تبع آن توجه مطبوعات نسبت به مسائل اين حوزه نقش به سزايي داشته و در همين مدت سازمان ميراث فرهنگي تلاشهاي چشمگيرتري را براي طرح مسائل و مشكلات بخش تحت تصدي خود صورت داده است.
حالا ديگر خبرها، مقاله ها و گزارشهاي مربوط به ميراث فرهنگي كمابيش در همه روزنامه هاي معتبر كشور به چشم مي آيد؛ هرچندكه تا رسيدن به وضع مطلوب راهي طولاني در پيش است. با اين وجود چنين مي نمايد كه در همين گام نخست، مطبوعات دست كم دو برداشت نادرست از مفهوم ميراث فرهنگي داشته اند كه موجب پرداختي ناقص و سطحي به اين مقوله مهم شده است. اين دو عبارتند از:
يكم ـ تعريف محدود از ميراث فرهنگي
در يك تعريف فراگير، ميراث فرهنگي عبارت است از «هر فكري كه از گذشته انتقال يافته باشد» براين مبنا نه تنها جلوه هاي مادي آثار پيشينيان، كه مجموعه وسيعي از آداب و رسوم، آيين ها، دانش هاي كهن، مهارتها، بيان هنري، زبان، ادبيات، فولكلور، اسطوره، اشكال معيشت سنتي و … كليت همتافته ميراث فرهنگي را تشكيل مي دهند. براي مثال هنگامي كه از ميراث فرهنگي دوره صفويه مي گوييم، اين ميراث در چند بنا و محوطه تاريخي همچون ميدان نقش جهان يا چهلستون يا چهارباغ و سي وسه پل خلاصه نمي شود، بلكه سبك هندي در شعر فارسي، شيوه تاريخ نگاري اسكندر بيگ منشي، مشرب فلسفي ملاصدرا، بسياري از آيين هاي مذهبي و بخش مهمي از سازمان روحانيت و حوزه هاي علميه را هم دربرمي گيرد. يا هنگامي كه از ساختمان چند مسجد و امامزاده به عنوان ميراث فرهنگي نام مي بريم، بايد بدانيم كه در پس آنها ميراثي بس عظيم تر و كهن تر با نام «اوقاف» قرارگرفته است.
توجه به اين جنبه هاي ميراث فرهنگي كه «ميراث معنوي» خوانده مي شوند، آن چنان است كه سازمان يونسكو كنوانسيوني را تدارك ديده و در پيش نويس آن خاطرنشان ساخته است كه «رويه ها، نمادها، دانش ها، مهارتها، ابزار، اشياء، آثار هنري و مكانهايي كه اجتماعات و افراد آنها را ميراث فرهنگي خود تلقي مي كنند و با اصول پذيرفته شده جهاني مانند حقوق بشر، برابري، پايداري و احترام متقابل ميان اجتماعات فرهنگي انطباق دارد ميراث فرهنگي معنوي بشر قلمداد مي شود.»
ناگفته پيداست كه در مطبوعات ما چنين تعريف جامعي از ميراث فرهنگي مورد توجه نيست، بنابراين كمتر به گفتاري برمي خوريم كه در آن به مباحث نظري مربوط به ميراث فرهنگي، ابعاد حقوقي ميراث و جنبه هايي مانند زبان، ادبيات، علوم و صنايع قديمه، اسطوره و … پرداخته شده باشد.
اين رويه نه تنها به انگيزش افكار عمومي و در نتيجه آغاز حركتي گسترده و پايدار براي پاسداري از ميراث فرهنگي كمك نمي كند، بلكه ميراث فرهنگي را به عنوان مفهومي كه در تمام شؤون زندگي فردي و اجتماعي آدميان حضور مؤثر دارد در جايگاه امري فانتزي و تفنني مي نشاند؛ امري كه فقط بخشي از جامعه بدان علاقه مند و حساس است، درست مانند يك رشته ورزشي يا يك مسأله خاص سياسي!
دوم ـ يكي دانستن «مسأله ميراث فرهنگي» با «مسأله سازمان ميراث فرهنگي»
اين تلقي نادرست، خود برخاسته از برداشت ناقص از مفهوم ميراث فرهنگي است كه پيش تراز آن ياد شد. هر چند در كشور ما سازماني به نام سازمان ميراث فرهنگي، كار شناسايي، حفظ و احيا و معرفي ميراث فرهنگي را برعهده دارد، اما دراساس اين مفهوم گسترده تر از آن است كه به تمامي در حوزه تصدي يك سازمان و يا مجموعه دولت (State) قرارگيرد. حتي در حوزه تصدي دولت تنها سازمان ميراث فرهنگي مسؤول و متولي امور اين حوزه نيست. براي مثال در بخش زبان كه بزرگترين ميراث فرهنگي هر ملتي است، تقريباً بيشتر عوامل مؤثر در دگرگوني زبان ـ خواه مثبت و خواه منفي ـ در اساس تصدي ناپذيراند و در مواردي كه دولت به هدايت امور مي پردازد، دست كم نهادهايي چون فرهنگستان زبان و ادب فارسي، وزارت آموزش وپرورش و رسانه هاي دولتي مانند صداوسيما به مراتب مسؤوليت بيشتري دارند.
بدين سان مسائل سازمان ميراث فرهنگي تنها جزوكوچكي از مسائل ميراث فرهنگي است. شايد مسأله سازمان مزبور نداشتن امكانات و بودجه لازم، تعداد ناكافي كاركنان، عدم همكاري ساير نهادها و اموري از اين قبيل باشد، اما مسأله ميراث فرهنگي ايران در كليت خود همان چيزي است كه در سالهاي اخير از آن با عنوان «تهاجم فرهنگي» ياد شده و تعبير دقيق تر آن اضمحلال فرهنگهاي بومي و سنت هاي كهن در فرآيند جهاني شدن است. بنابراين حساسيت مطبوعات به سرقت آثار تاريخي از موزه ها يا حفاري و قاچاق اشياء عتيقه و مصاحبه هاي مكرر با مسؤولان سازمان ميراث فرهنگي اگرچه در جاي خود درست و بلكه لازم است، اما بدون نگاه كلان به موضوع و عوامل مؤثر در آن خطايي بزرگ به شمار مي رود. در چنين شرايطي با تمركز بيش از حد بر سازمان ميراث فرهنگي، بسياري از نهادها كه داخل و خارج از مجموعه دولت، مسؤوليت مستقيم در قبال ميراث فرهنگي دارند، مجال مي يابند تا دور از نگاه افكار عمومي، نه تنها از زير بار مسؤوليت خود شانه خالي كنند بلكه آسيب هايي را نيز موجب شوند. به ياد داشته باشيم كه حتي مطبوعات مي توانند براي ميراث فرهنگي خطرآفرين باشند؛ انتقال برداشت هاي نادرست از ميراث فرهنگي به افكار عمومي يكي از اين خطرآفريني هاست؛ هر چند كه ناخواسته باشد!
شهر ـ موزه «دره شهر» گمگشته در شولاي افسانه و تاريخ
110481.jpg
در غرب ايران و دامنه ارتفاعات اساطيري «كبيركوه» هزارسال است كه يك شهر كامل در بستري از خاك غنوده است، شهري كه در دشتي حاصلخيز از سخاوت «سيمره» كه در سير و سلوك ديرين ودايم خود به سوي دريا از اين منطقه مي گذرد، در محدوده كنوني شهرستان «دره شهر» آرام گرفته است.
اين شهر با توجه به گفتمان خشن ايلات و طوايف صحرانشين زمانه خود پشت بر اعتماد كبيركوه نهاده، و در تأمين معيشت، رخ به دشتهاي پهناور پايين دست رودخانه خروشان سيمره گشوده است.
شهر ساليان دراز در پناه اعتقادات مذهبي و سنتي مردم كه تخريب گور و جست و جوي ويرانه را ناشايست مي دانند در آرامشي جاودانه و به دور از قيل و قال كلنگ بود، اما خواب هزارساله اش در اوايل قرن جاري با كلنگ باستان شناسان اروپايي برآشفت و درپي آن «دمورگان» فرانسوي و ديگراني مانند خانم «فريا استارك» بلژيكي از آن ديدار كردند.
نتيجه پژوهش و بررسي اين ديرينه شناسان براي مجامع پژوهش تاريخي عجيب و غيرمنتظره بود، دمورگان اعلام كرد اين محوطه تاريخي كه هم اينك در زير آوارخاك قرار گرفته «ماداكتو» پايتخت دوم و گمشده «عيلام» است.
اين خبر در اواخر عهد قاجار، اين محوطه تاريخي را به مركز توجه پژوهشگران و البته قاچاقچيان اموال تاريخي تبديل كرد.
در دهه هاي بعد پژوهشگراني مانند «سرارول استين» انگليسي و برخي پژوهشگران ايراني ادعاي مورگان را باطل و اين خرابه را مربوط به شهري به اسم «مهرجان قذق» و مربوط به دوره ساساني ـ اسلامي دانستند.
متأسفانه طي دهه هاي گذشته به موازات بي توجهي مراكز دولتي و پژوهشگران به آثار دره شهر، حفاري محوطه ها و فروش غيرمجاز آثار آن از رونق ويرانگري برخوردار بوده است.
با اين وجود از نيمه دوم دهه هفتاد با قوت گرفتن مباحث مربوط به صنعت توريسم واهميت گردشگري فرهنگي ، اين شهر دوباره موردتوجه قرار گرفت كه حاصل آن انجام هفت فصل عمليات كاوش تاسال گذشته است.
خانم «سيمين لك پور» سرپرست تيم كاوش دره شهر مي گويد: يافته هاي كاوشهاي اوليه اين مكان تاريخي مانند گچبريهاي زيبا، آثار شهرسازي ، سيستم فاضلابهاي شهري وخيابانها و كوچه ها نشانگر رونق اين شهر در سده هاي اول تا چهارم هجري است.
اين يافته ها نشان مي دهد كه شهر باستاني سيمره يامهرجانقذق در تيرماه سال ۲۵۸ هجري براثر وقوع دو زلزله پياپي بطوركلي ويران شده است.
در جريان آخرين كاوش، يكي از بناهاي مركزي شهر به مساحت ۸۰۰ مترمربع يافته شده كه داراي گچبريها وتزييناتي است كه در نقوش آن از گياهان بومي منطقه نظير ميوه بلوط وبرگ مو الگو برداري شده است .
ديدار سال گذشته رئيس جمهور از منطقه وتعبير ايشان مبني بر اين كه «دره شهر ارگ دوم ايران است » توجه به آثار تاريخي اين شهرستان را شدت بخشيد و ساخت يك گنجينه اشياي تاريخي ويك پايگاه باستان شناسي در دره شهر تصويب شد.
علاقه مندان فرهنگ وتاريخ باتوجه به اين شرايط خواستار تسريع در روند پژوهش ومرمت آثار تاريخي اين شهرستان بويژه تكميل گنجينه وتداوم عمليات كاوش وخاكبرداري مهر جانقذق هستند.
«علي اكبري» معاون سياسي و امنيتي استانداري ايلام در اين باره مي گويد: اين منطقه به عنوان يكي از مهدهاي تمدن بشري از ظرفيت بسيار بالاي تاريخي ، پژوهشي وگردشگري برخوردار است كه ميزان بهره وري از آن تاكنون نازل وسازمان نيافته بوده است و اين درحالي است كه افزون برخرابه هاي مهرجانگدگ بقاياي آثار تاريخي مانند پل سترگ « گاوميشان»، تپه هاي «سرگچله» (مربوط به هزاره چهارم ق.م) و«تيغن» (مربوط به دوره عيلامي ) ، تنگه «بهرام چوبين »، چهارطاقي ساساني و قلعه «شيخ مكان» اهميت شهر را دوچندان كرده اند. «مصطفي بيگي» مدير ميراث فرهنگي استان ايلام هم معتقد است: قرار داشتن بناهاي مربوط به دوره هاي مختلف تاريخي و ماقبل تاريخ باعث شده كه دره شهر نزد محافل دانشگاهي و پژوهشي به يك «شهر موزه » معروف باشد. اين محوطه در رديف اولين آثار تاريخي ثبت شده در فهرست آثار ملي كشور به سال ۱۳۱۰ است كه قابليت ثبت در فهرست آثار جهاني را نيز دارد. با اين وجود، بناهاي تاريخي دره شهر مانند ديگر آثار استان به دلايل مزمني مانند عدم توجه برنامه ريزان به آثار تاريخي و كمبود اعتبار مورد بي مهري قرار گرفته اند. البته طي سالهاي گذشته تا حدودي نگرش به اين آثار تغيير كرده كه نتيجه آن انجام هفت فصل كاوش در شهر تاريخي دره شهر است كه امسال نيز ادامه مي يابد. اكنون براي انجام فصل هشتم كاوش در اين شهر تاريخي حدود ۱۸۰ميليون ريال اختصاص يافته كه با توجه به مساحت ۱۲۰ هكتاري اين شهر باستاني ناچيز است.
بيگي مي افزايد: در پي دستور سال گذشته رئيس جمهور، ساخت يك گنجينه تاريخي با ۷۳۰ متر زيربنا در محل محوطه تاريخي دره شهر شروع شده كه تا اكنون ۵۰درصد پيشرفت فيزيكي داشته است.
دره شهر در ۱۳۵كيلومتري جنوب شرقي شهر ايلام قرار دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |