دوشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۱ - ۱ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 3, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با ساموئل هانتينگتون
راه سوم
گفت وگو با ساموئل هانتينگتون
آيا اسلام مرزهاي خونين دارد؟
110490.jpg
اشاره
واقعه يازده سپتامبر
و رخدادهاي پس از آن
بار ديگر نظريه
«برخورد تمدنها»
و نام ساموئل هانتينگتون
را در يادها تداعي كرد
و اين كنجكاوي را ايجاد كرد
كه اين حوادث
چه تأثيري روي
نظريه برخورد تمدنها
خواهدداشت.
گفت وگو با مبدع اين نظريه
ـ هانتينگتون ـ
از اين حيث شنيدني
خواهد بود.
• گروه انديشه

\ حدود ده سال پيش شما مقاله برخورد تمدن ها را نوشتيد و همين مقاله در سال ۱۹۹۶ به كتابي با همين عنوان تبديل شد كه به ۳۲ زبان ترجمه گرديد، آيا واقعه ۱۱ سپتامبر نظريه شما را اثبات كرد؟
* با برخي تفاوت ها بله!
\ حوادث ۱۱ سپتامبر كاملاً بر نظريات شما صحه گذارد. جنگ ميان دو دولت همانند قرن نوزدهم و يا ميان دو عقيده همانند قرن بيستم نبود بلكه حمله گروهي اسلامي به سمبل تمدن غرب يعني ايالات متحده آمريكا بود.
* همين طور است. اينها اشخاصي هستند كه هويت خود را وابسته به جهان اسلامي مي دانند. اسامه بن لادن نيز از درگيري هاي فرهنگي سخن مي گويد. براي وي جنگ عليه مسيحيان و يهوديان است. البته، اگرچه برخوردي محدود بود پس از ۱۱ سپتامبر گفتم كه اين اتفاق نبايد موجب آغاز برخورد غرب و جهان اسلام شود. يك برخورد جهاني واقعي تنها در صورتي اتفاق خواهد افتاد كه دول و جوامع اسلامي در كنار بن لادن قرارگيرند.
\ در جنگ خليج فارس برخي كشورهاي عرب عليه عراق در كنار آمريكا قرارگرفتند. با اين حال اكنون تقريباً اكثريت جهان اسلام مخالفت خود را با آمريكا و اسرائيل نشان داده اند كه هر دو آنها نماينده غرب محسوب مي شوند.
* درگيري ميان تمدن ها خود را ظاهر ساخته است. پتانسيل كافي براي آغاز درگيري وجود دارد. مبارزه فرهنگي در دو منطقه خود را در معرض نمايش گذارده است كه پاكستان و هند و انتقاضه نمونه هايي از آن هستند. تمامي مسلمانان جهان خود را در انتفاضه سهيم مي دانند و درگيري ها گسترده مي شوند.
\ آقاي هانتينگتون يك جمله شما شهرت جهاني يافت، زيرا گفته بوديد كه اسلام مرزهايي خونين دارد؟
* همين طور است.
\ به چه دليل؟
* دليل آن اين نيست كه اسلام به خودي خود مذهبي خونين است. در اينجا عوامل مختلفي وارد بازي مي شوند. يكي از آنها احساسات تاريخي مسلمانان و بويژه اعراب است كه خود را استثمار شده توسط غرب مي پندارند. عامل ديگر كينه اي است كه به واسطه سياستهاي غرب به ويژه در رابطه با حمايت آمريكا از اسرائيل ايجاد شده است. عامل ديگر هرم جمعيتي جهان اسلام است. جمعيت بين ۱۵ تا ۳۰ ساله بيشترين جمعيت را در اين كشورها تشكيل مي دهد. آنها در خانه خود كار پيدا نمي كنند و لذا به اروپا مهاجرت مي كنند. برخي گروههاي اسلامي آنها را جذب مي كنند، القاعده پول خوبي پرداخت مي كند.
\ بنابراين مبارزه فرهنگي به دليل عامل جمعيتي است كه ا ز بيكاري جوانان تغذيه مي شود؟
* علت و معلول يكديگرند. جوامع پير به جنگ نمي ورزند، با اين حال بايد اضافه كرد كه مسلمانان از بسياري چيزهاي غربي نفرت دارند.
\ اروپا به دليل اينكه پير و افتاده است از صلح بهره مند است؟
* اروپايي ها هنگامي كه هرم جمعيتي شان شبيه جهان اسلام بود يعني يكصدسال پيش، بسيار خشن بودند. قتل عام جنگ جهاني اول تنها به اين دليل بود كه مردان بسياري براي كشته شدن وجود داشتند. نبايد اين عامل را از نظر دور داشت. در سال ۲۰۲۰ اين هرم كاهش يافته و اين تغيير باعث خواهد شد كه ايجاد روابط صلح آميز با جهان اسلام ساده تر شود.
\ تا سال ۲۰۲۰ چه؟
* بايد عامل ديگر را در اينجا در نظر گرفت و آن دلخوري از غرب به ويژه آمريكاست. قبل از ۱۱ سپتامبر اكثر آمريكايي ها هوادار چچني ها و كشميري ها بودند. هواداري غربي ها به ويژه آمريكايي ها از فلسطين قوي بود.
\ اگر آمريكا از كمك به اسرائيل خودداري كند، آيا مرزهاي خونين اسلام به پايان مي رسد؟
* مرزهاي خونين پديده اي بسيار گسترده تر از درگيري هاي اسرائيل و فلسطين است. با اين حال ترديدي نيست كه مسلمانان ، آمريكا را كشوري حمايت كننده دانسته كه امنيت اسرائيل را همانند منافع ملي خود مي داند.
\ بقيه مشكلاتي كه باعث تنش ميان مسلمانان و غيرمسلمانان شده است، كدامند؟ از نيجريه تا فيليپين؟ برنارد لويس اسلام شناس بزرگ معتقد است كه اسلام به طور كلي با غرب مشكل دارد. او نيز از برخورد تمدن ها صحبت كرد؟
* درست است و قبل از من او آن را واكنش تاريخي يك تمدن رقيب قديمي عليه ميراث يهودي مسيحي و جامعه سكولار دانست. در حقيقت يك رقابت تاريخي از قرن هفتم يعني از زمان تسخير شمال آفريقا، خاور نزديك و قسمتي از اروپا به وجود آمد. در قرن نوزدهم اين رقابت با استعمار خاور نزديك توسط اروپا احيا شد.
\ شما همچنين درباره تعارض اسلام با برخي عقايد غربي از قبيل فردگرايي، ليبراليسم، قانون گرايي، حقوق بشر، مساوات جنسي و دموكراسي نوشته ايد؟
* بايد ميان گرايش ها و گروهها تفاوت گذاشت البته بسياري از مسلمانان به همين ايده آل ها اعتقاد دارند. اما به نظر مي رسد كه در اقليت اند و فاقد قدرت و نفوذ هستند.
\ آيا مي توان گفت كه برخورد ميان نحوه حكومت داري است؟
* سؤال اين طور بايد باشد چرا در عربستان دموكراسي وجود ندارد؟ شايد دليل آن فرهنگي باشد اما اسلام را به طور كلي بررسي كنيم. تركيه يك شبه دموكراسي است. بنگلادش دولتي دموكرات دارد. پاكستان نيز گاهي اوقات دموكراتيك بوده، معتقد نيستم كه اسلام دموكراتيك نيست.
\ شما همچنين در مورد روابط اسلامي كنفوسيون صحبت كرده ايد. به عنوان مثال سيل سلاحهاي چيني و كره شمالي به خاور نزديك. اين مسأله فرهنگي است يا سياسي؟
* اساس منافع مشترك است اما فرهنگها بسيار متفاوتند. منافع مشترك يك مخالف مشترك دارند كه آمريكا نام دارد. سياست امپرياليستي هيچگاه به پايان نمي رسد بلكه از طريق فرهنگ و مذهب تقويت مي شود. با اين حال اين نظريه قطعي هم نيست. به عنوان مثال ائتلاف اسرائيل و تركيه را مشاهده كنيد.
ادامه دارد
راه سوم
سوسيال دموكراسي كهن
110493.jpg
سوسيال دموكراسي كهن، سرمايه داري بازار را خاستگاه بسياري از مشكلات مطرح شده به وسيله ماركس مي دانست و باورش بر اين بود كه اين مسائل با دخالت دولت در فضاي بازار، قابل حل يا لااقل كاهش هستند. دولت وظيفه مند توليد منافع عمومي است، منافعي كه به وسيله بازار قابل دستيابي نبوده يا تنها به شكلي ناقص امكان وجود دارند، در نتيجه حضور نيرومند دولت در اقتصاد و همچنين بخش هاي گوناگون ديگر جامعه، مورد تمايل بوده، عادي به نظر مي رسند چرا كه نيروي دولت در يك جامعه دموكراتيك، نشانگر اراده عمومي است. در اينجا تصميم گيري جمعي با شركت دولت، سنديكاها و سازمانها تا حد زيادي جايگزين سازوكارهاي بازار است.
از ديد سوسيال دموكراسي سنتي، دخالت دولت در زندگي خانوادگي ضروري است و بايد تشويق شود. كمك رساني ها براي نجات خانواده ها به هنگام نياز، حياتي هستند و دولت به محض مشاهده ناتواني افراد در رفع مشكلاتشان بايد مداخله كند. سوسيال دموكرات هاي كهن، جز در حالت هاي استثنايي مشخص، در رويارويي با سازمانهاي داوطلبانه، بدبين و بدگمانند. در ديد ايشان چنين گروههايي اغلب پيش از سودرساني، زيان آورند زيرا در مقايسه با خدمات دولتي، در قبال مراجعه كنندگان، بيشتر غيرحرفه اي، نامنظم و ارباب منشانه برخورد مي كنند.
جان ماينارد كينز «John Maynarad keynes» پايه گذار انديشه حمايت مالي «دولت رفاه» پس از جنگ جهاني دوم، گرچه سوسياليست نبود اما با برخي از افكار ماركس و سوسياليست ها، در مجموع همفكري داشت. «كينز» نيز همانند «ماركس» سرمايه داري را داراي ويژگي هاي نامعقول مي يافت اما مي انديشيد كه راه نجات، مهار كردن اين خصوصيات است. «ماركس» و «كينز» هر دو نيروي توليد سرمايه داري را قبول داشتند. دادن ارزش اندك به بخش «عرضه» در اقتصاد، در نظريه كينز، به طور دقيق با انديشه هاي سوسيال دموكرات همخواني داشت. كينز، سرپرستي و اداره تقاضا و ايجاد يك اقتصاد مختلط را، روش مناسب براي تثبيت سرمايه داري بازار مي دانست. به رغم عدم تمايل او، ملي كردن (ناسيوناليزاسيون) به صورت يكي از ويژگي هاي اقتصاد مختلط انگستان درآمد. برخي از شاخه هاي اقتصاد بايد از بازار خارج مي شدند. دليل اين امر تنها ضعف هاي بازار نبود: صنايع مادر، با توجه به منافع عمومي نمي بايد در دست بخش خصوصي باقي مي ماندند.
جست وجوي تساوي، يكي از ديدگاه هاي بنيادين تمامي سوسيال دموكرات ها از جمله حزب كارگر انگلستان بوده است. براي نيل به اين هدف مي توان از برنامه ريزي «برابرسازي» (levelling) استفاده كرد. به عنوان نمونه اخذ ماليات تصاعدي مي تواند ثروت را به فقيرترها برساند. دولت رفاه دو هدف را پي مي گيرد كه يكي ايجاد جامعه اي با برابري بيشتر است و دوم پشتيباني از افراد در طول مسير عمرشان. نخستين برنامه هاي حمايت اجتماعي، در قرن نوزدهم، به وسيله ليبرال ها و محافظه كاران مطرح شد و اغلب با برخورد مخالف سنديكاها مواجه بود. با اين حال «دولت رفاه» پس از جنگ دوم، بنيادي كارگري يافت و همين امر، تا حدود ۲۰ سال پيش، مهمترين عامل براي پشتيباني از احزاب سوسيال دموكرات درا نتخابات بود.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |