سه شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۱ - ۲ ذيحجه ۱۴۲۳
Tue, Feb 4, 2003
حوادث
شماره ۲۳۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
معاونت راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي:
• شمار كشته هاي نهايي تصادفات عمدتاً سه برابر كشته هاي صحنه تصادف است كه علت عمده آن نيز عدم اجراي به موقع عمليات امداد و نجات است. وي افزود: اگر عمليات امداد و نجات و درمان مجروحان به موقع انجام مي شد، تعداد كشته هاي تصادفات به اين تعداد نمي رسيد.
معاون راهنمايي و رانندگي اجراي طرح كنترل نامحسوس را زمينه اي براي كاهش تخلفات رانندگي ذكر كرد .
• در اين حادثه داماد جوان، پدر و برادرش با اسيدسوختند
جويندگان عاطفه
معاونت راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي:
تعداد قربانيان حوادث رانندگي
در تهران ۵۰ درصد افزايش يافت
• شمار كشته هاي نهايي تصادفات عمدتاً سه برابر كشته هاي صحنه تصادف است كه علت عمده آن نيز عدم اجراي به موقع عمليات امداد و نجات است. وي افزود: اگر عمليات امداد و نجات و درمان مجروحان به موقع انجام مي شد، تعداد كشته هاي تصادفات به اين تعداد نمي رسيد.
معاون راهنمايي و رانندگي اجراي طرح كنترل نامحسوس را زمينه اي براي كاهش تخلفات رانندگي ذكر كرد .
110718.jpg
تعداد كشته هاي تصادفات رانندگي در ۹ ماهه گذشته امسال در تهران نسبت به سال قبل ۵۰ درصد افزايش يافته است.
سردار محسن انصاري با اعلام اين مطلب به ايرنا گفت: سال قبل در تهران ۱۱۶ نفر براثر تصادفات رانندگي كشته شدند كه اين رقم در ۹ ماهه نخست امسال به ۲۰۳ نفر رسيده است. معاون راهنمايي و رانندگي گفت: تعداد كشته هاي تصادفات رانندگي در صحنه تصادف در جاده هاي كشور امسال نسبت به سال قبل ۲ درصد كاهش يافته است. معاون راهنمايي و رانندگي گفت: براساس آمار پزشكي قانوني در ۹ ماه گذشته ۱۷ هزارو ۸۵ نفر در جاده ها و شهرهاي كشور كشته شده اند. تأخير در عمليات امداد و نجات و توسعه نيافتن بيمارستانهاي بين شهري، به گفته سردار انصاري از علل مهم افزايش شمار كشته شدگان است. سردار انصاري گفت: شمار كشته هاي نهايي تصادفات عمدتاً سه برابر كشته هاي صحنه تصادف است كه علت عمده آن نيز عدم اجراي به موقع عمليات امداد و نجات است. وي افزود: اگر عمليات امداد و نجات و درمان مجروحان به موقع انجام مي شد، تعداد كشته هاي تصادفات به اين تعداد نمي رسيد. معاون راهنمايي و رانندگي اجراي طرح كنترل نامحسوس را زمينه اي براي كاهش تخلفات رانندگي ذكر كرد . وي افزود: در اين طرح تخلفات، حركات مارپيچ، سرعت و سبقت غيرمجاز و عبور از چراغ قرمز رانندگان در پرونده آنان ثبت مي شود. وي درخصوص اجراي طرح ميادين افزود: در ابتداي اجراي طرح ميادين حدود سه درصد از خودروها به همراه مأمور به پاركينگ منتقل مي شد كه اين رقم در ماه گذشته به ۴۶ درصد افزايش يافت. وي با اشاره به مشكلاتي كه در مراكز معاينه فني خودروها وجود دارد، گفت: درصورتي كه اين مشكلات ازسوي مراكز برطرف نشود، مراكز خدمات خودرويي كه اقدام به تعويض پلاك مي كنند نسبت به معاينه فني و احراز اصالت خودرو اقدام مي كنند. معاون راهنمايي و رانندگي با بيان اينكه طرح تعويض پلاك خودروها به طور تدريجي انجام مي شود، گفت: از زمان آغاز طرح تعويض پلاك خودرو (آبان ماه امسال) پلاك ۱۵ هزار خودرو تعويض شده است. به گفته وي در مرحله اول اجراي طرح، پلاك ۱۲۰ هزار تاكسي تعويض مي شود.
انتقام وحشتناك پدر عروس
• در اين حادثه داماد جوان، پدر و برادرش با اسيدسوختند
كرمان ـ خبرنگار «ايران»: پدر يك نوعروس وقتي ازدواج دخترش به طلاق كشيدداماد سابق و پدر و برادر وي را با اسيد مورد حمله قرار داد. اين اسيد پاشي ، ساعت ۱۲ ظهر روز ۱۷ ديماه سال جاري در خيابان سرباز كرمان رخ داد و در آن پدري به همراه دو پسر جوانش از سوي مرد باطري ساز غافلگير شدند.
110685.jpg
متهم به اسيد پاشي
فريادهاي دلخراش دو برادر در خيابان سرباز پيچيده بود، پدر مي ديد كه چهره آنها به آرامي تغيير مي كند، مرد باطري ساز هنوز داد و بيداد مي كرد و دست از تهديداتش برنداشته بود. پدر با مرد مهاجم گلاويز شد وروي زمين افتاد. پدر نيز سوزش شديدي روي سر و صورت خود احساس كرد. تكاپوي اين پدر و پسرانش كه به اطراف مي دويدند وبه دنبال شير آب بودند رهگذران را از قدم برداشتن باز مي داشت. اينجا بيمارستان سوانح سوختگي «شفا» است. در هر اتاق زنان و مرداني با سروصورت باند پيچي شده بستري هستند. پدر و دو پسرش در يكي از اتاق ها بستري شده اند. تازه داماد ۲۷ ساله است و حامد ارچنگي، نام دارد. بابك ۲۶ ساله برادرش است و پدر ۵۲ ساله اش «محمد حسين» هر سه باند پيچي شده اند و چند زن و مرد نگران بالاي سرشان ايستاده اند.
* پليس وارد عمل مي شود
وقتي چند تن از ساكنان خيابان سرباز كرمان ماجراي اسيدپاشي را به مركز فوريت هاي پليس ۱۱۰ گزارش مي كنند، اكيپي از مأموران نيروي انتظامي خود را به محل حادثه در باطري سازي مردي به نام «ماشاءالله» مي رسانند. در تحقيقات اوليه پليس كرمان مشخص شده كه مرد مهاجم با همدستي پسرش دست به اين اسيدپاشي زده و علت آن اختلاف در ماجراي ازدواج دخترش با «حامد» بوده است. اين پدر و پسر اسيدپاش در بازجويي ها با به گردن گرفتن اسيدپاشي ادعا كردند در جريان درگيري و نزاع دست به چنين كاري زده اند.
مرد باطري ساز، در بازجويي ها گفت: «حامد» دامادم بود اما چون دخترم به او علاقه نداشت، با بخشيدن مهريه و پيش از عروسي، عقد را فسخ كرديم. وي افزود: روز حادثه، در مغازه باطري سازي نشسته بودم كه حامد به همراه پدر و برادرش به آنجا آمد و با ما درگير شد. بعد از مشاجره لفظي با هم كنترلم را از دست دادم و پارچ پر از اسيد را كه هميشه بخاطر باطري سازي در مغازه ام دارم برداشتم و به سمت آنها پاشيدم. با اين ادعا به دستور قاضي قلندري رئيس شعبه ۱۴ دادگاه عمومي كرمان پدر و پسر اسيدپاش با سپردن ضمانت آزاد شدند و پليس مأموريت يافت تا با تحقيق از قربانيان اسيدپاشي به جزئيات اين حادثه پي ببرد.
* تحقيق در بيمارستان
از آنجا كه دو پسر بستري در بيمارستان قادر به گفت وگو با كارآگاهان نبودند، تنها پدر مي توانست به پرسش ها پاسخ دهد و به اين ترتيب، تحقيقات با بازجويي از پدر ادامه يافت. «محمد حسين» درباره جزئيات ازدواج نافرجام پسرش با دختر مرد باطري ساز گفت: «ما از طريق مادر بزرگ مادر «مليحه» و در رفت و آمد در جلسات مذهبي با عروسم كه دختري ۲۰ ساله بود آشنا شديم. اول مهرماه بود كه به خواستگاري رفتيم ابتدا آنها شرايط را بسيار سهل و آسان گرفتند تا اين كه قرار شد اين دختر و پسر سر سفره عقد بنشينند».
در آخرين جلسه اي كه قرار و مدارها گذاشته مي شد ما چيزهاي تازه اي شنيديم آنها مهريه ۱۲۰۰سكه طلا را پيشنهاد دادند، پدر عروس با بهانه كردن اين كه در شرايط بد مالي قرار دارد، گفت نمي تواند جهيزيه خوبي بدهد و بعد خواستند مراسم عقد علني نباشد. ما وقتي اصرارهاي خانواده عروس را در پنهاني بودن عروسي و مراسم عقد ديديم كمي شك كرديم اما پسرم با پذيرفتن همه شرايط تن به اين عقد داد. از فرداي روز عقد، رفتارهاي «مليحه» تغيير كرد او خواستار آزادي بيشتر بود به گونه اي كه با فرهنگ ما همخواني نداشت «حامد» او را نصيحت مي كرد به طوري كه وقتي دختر نزد پسرم بود حرفهايش را مي پذيرفت اما با برگشتن به خانه پدري اخلاقش عوض مي شد.
مدتي از عقد «حامد» و «مليحه» نگذشته بود كه ناسازگاري ها شروع شد. شنيديم يك نمايشگاه دار از عروسم خواستگاري كرده است و خانواده او مي خواهند با گرفتن طلاق، «مليحه» را به ازدواج او دربياورند، مانعي نمي ديديم، آنها مهريه را بخشيدند تا اين كه روز ۱۱ ديماه سال جاري حامد و عروسم از يكديگر جدا شدند. از آن به بعد پسرم حتي حاضر نبود آنها را ببيند وقتي اتفاقي ما با خانواده «مليحه» روبرو مي شديم اگر من احوالپرسي مي كردم پسرم سر به زير مي انداخت و از ما دور مي شد تا اينكه قرار شد من به در مغازه پدر عروس بروم تا يك كپي از طلاق نامه به همراه دفترچه بيمه «مليحه» كه پسرم در مدت عقد او را بيمه كرده بود بگيرم.
110679.jpg
«ماشاءالله» هر روز بهانه مي آورد، روز ۱۷ ديماه بود كه من با هماهنگي قبلي با پدر «مليحه» قرار شد به جاي رفتن به مغازه لوازم يدكي رنو كه متعلق به او بود، به مغازه باطري سازي اش كه از مدتها پيش تعطيل شده بود بروم. وقتي ساعت ۱۲ ظهر از خانه خارج شدم دو پسرم را با «تويوتا كارينا» ديدم كه از ميدان ميوه و تربار برگشته اند آنها وقتي شنيدند من مي خواهم براي گرفتن كپي طلاق نامه و دفترچه بيمه به در مغازه «ماشاءالله» بروم از من خواستند همراهم بيايند. وقتي من وارد باطري سازي شدم «حامد» هم با من آمد، پدر «مليحه» با ديدن من و حامد با ترش رويي در حالي كه بين دوستانش نشسته بود برخلاف قرارمان شروع كرد به گفتن حرفهاي نامربوط، مي گفت نمي خواهد آن مدارك را بدهد، «حامد» گفت: براي گرفتن شناسنامه جديد نياز به طلاق نامه دارد كه ناسزاگويي «ماشاءالله» شروع شد. در همين حين بود كه «بابك» هم داخل مغازه شد و با تهديدهاي پدر «مليحه» مشاجره بالا گرفت و ناگهان «ماشاءالله» يك پارچ پراز اسيد را به سمت آنها پاشيد، پسرهايم داد زدند بابا اسيد پاشيد و جلوي چشمهاي من پوست و گوشت سرو صورت «حامد» و «بابك» ذوب مي شد. به سمت «ماشاءالله» رفتم و با او گلاويز شدم تا اينكه پايم داخل يك لاستيك گير كرد و روي زمين افتادم كه در همين حين پسر ۱۷ ساله «ماشاءالله» به نام «اميررضا» يك پارچ اسيد روي من پاشيد. وي اضافه كرد: من را همسايه ها بردند توي يك خانه اي و زير دوش آب گرفتند اما «حامد» و بابك» بعد از زدن آب به سرو صورتشان خودشان با خودرو يشان به بيمارستان رفته اند.
پرونده اين اسيدپاشي پس از اعلام نظر پزشكان بيمارستان مبني بر ۴۵ درصد سوختگي حامد، ۳۵درصد سوختگي بابك و ۲۰درصد سوختگي پدرشان وارد مرحله قضايي تازه اي شد. قاضي باقري رئيس شعبه ۱۴ دادگستري كرمان پس از شنيدن ادعاهاي شاكيان قرار سنگيني براي دو اسيدپاش صادر و آنان را روانه زندان كرد.
جويندگان عاطفه
چشم انتظاري مسافر آبي پوش كالسكه سفيد
110676.jpg
باد در ميان شاخه هاي بلند درختان مي پيچيد. زن و مردي قدم زنان دست پسر سه ساله شان را گرفته بودند. پسرك شاد در ميان پارك به هر سو مي دويد. سرما دست هاي كوچك او را مي سوزاند. پسرك از در پارك خارج شد و به سوي خيابان دويد. پدر و مادر به دنبال پسرشان دويدند. كمي جلوتر پسرك در كنار كالسكه سفيد رنگي ايستاده بود و سعي مي كرد برگ هاي زرد رنگي را كه بر چهره مسافر كوچك درون كالسكه بود، با دست هاي كوچكش بردارد. زن و مرد پسرك را كه كاپشني آبي رنگ به تن داشت، تنها ديدند. زن دل نگران بود. غروب نزديك بود و مسافر كوچك كالسكه سفيد در راه مانده بود. زن و مرد چند ساعتي در اطراف پارك به اميد باز گشت پدر و مادر مسافر آبي پوش ماندند، اما وقتي شب از راه رسيد، آغوش گرم خود را پناهگاه او ساختند و با خود به خانه بردند. تا هفته ها مرد و زن با كالسكه سفيد جلوي پارك ساعي در انتظار بازگشت و ديدار پدر و مادر مسافر آبي پوش ماندند. حالا ديگر حتي مغازه داران اطراف مي دانستند كه مسافر آبي پوش تنها مانده است. از پاييز سال ۵۷ مسافر آبي پوش كه يك سال داشت در خانه پر مهر و آغوش گرم زن و مرد ماند و بزرگ شد. قلب زن بزرگتر از آن بود كه فرقي ميان دو پسرش و مسافر آبي پوش بگذارد. سالها گذشت حالا ديگر سرنشين كالسكه سفيد ۲۰ ساله شده او به عنوان دانشجوي پزشكي در دانشگاه درس مي خواند، از چند سال قبل از گوشه و كنار حرفهايي مي شنيد كه به احترام و عشق به آن كه مادرش مي داند در سينه نگاه داشته بود. سرانجام خودش با مادر خلوت كرد و راز زندگي اش را دانست. از آن پس احساس گمشدگي در وجودش پديدار شد. نمي داند چرا رهايش كرده اند نمي داند چه كسي كالسكه سفيد مسافر آبي پوش پاييز ۵۷ را جلوي پارك ساعي رها كرده است چه كسي او را زير باران برگ هاي زرد به جاگذاشته است. كساني كه از والدين اين پسر جوان خبري دارند با تلفن ۸۷۶۱۶۲۱ـ گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران تماس حاصل كنند.
حادثه ها
* برگزاري دومين جلسه محاكمه «آرسن لوپن ايران»
گروه حوادث ـ دومين جلسه محاكمه «آرسن لوپن ايران» صبح روز گذشته در شعبه ۱۶۱۲ دادگاه جنايي تهران برگزار شد. در جريان اين جلسه تعدادي از شاكيان پرونده كه از سراسر كشور به دادگاه آمده بودند، شكايات خود را از اين متهم مطرح كردند. در ادامه دادگاه «حسن» معروف به آرسن لوپن ايران به دستور قاضي عرفان در باره شكايت هاي مطرح شده توضيحاتي ارائه كرد. به گزارش خبرنگار ما به دليل طولاني شدن جلسه دادگاه، ادامه رسيدگي به اتهامات به وقت ديگري موكول شد.
* پليس در تعقيب رباينده پسر مدير عامل بانك كشاورزي
گروه حوادث ـ يك كارمند بانك كشاورزي كه به ربودن پسر مديرعامل اين بانك اقدام كرده بود، از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت. نقشه آدم ربايي از سوي كارمند اين بانك به دنبال اخراج او از محل كارش طراحي و اجرا شده بود. به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۷ روز دوازدهم بهمن مدير يك دبيرستان در خيابان شريعتي تهران طي تماس با مأموران كلانتري ۱۲۴ قلهك آنان را در جريان ربوده شدن يكي از دانش آموزان اين دبيرستان قرار داد. مأموران در جريان تحقيقات خود متوجه شدند، نوجوان ربوده شده، پسر مديرعامل و رئيس هيأت مديره بانك كشاورزي است. با گذشت يك ساعت از آغاز تجسس هاي پليس براي رديابي عوامل آدم ربايي، پسر ۱۶ ساله مديرعامل بانك كشاورزي طي تماس تلفني با پدرش، اعلام كرد كه توانسته از دست مرد آدم ربا بگريزد و خود را به قسمت انتظامات وزارت كشاورزي برساند. با اطلاعاتي كه اين دانش آموز از نشاني هاي مرد آدم ربا در اختيار پليس قرار داده بود، آنان اقدام به طراحي تصوير چهره نگاري رايانه اي او كردند. بدين ترتيب مشخص شد عامل آدم ربايي مرد ۳۰ ساله اي به نام «فريبرز» است كه مدتي قبل از بانك كشاورزي اخراج شده بود. مأموران با اين اطلاعات تجسس هاي خود را براي رديابي و دستگيري اين متهم آغاز كردند.
* تأييد حكم قصاص عامل جنايت پارك شكوفه تهران
گروه حوادث: حكم قصاص عامل جنايت پارك شكوفه از سوي قضات ديوان عالي كشور تأييد شد. «هادي» روزهشتم خردادماه سال۸۰ در جريان درگيري با پسرجواني به نام «ضياء» او را با ضربات كارد به قتل رسانده بود. قاضي محمد سلطان همت يار، رئيس شعبه۱۶۰۸ دادگاه جنايي تهران پس از برگزاري چندجلسه محاكمه وي را با توجه به اعترافات صريح مجرم شناخت و به قصاص محكوم كرد. قضات ديوان عالي كشور پس از بررسي، حكم صادره را تأييد كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |