چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 5, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مروري بر وضعيت صنعت سينما
مروري بر وضعيت صنعت سينما
در كشورهاي آمريكاي لاتين سرگذشت پرده نقره اي
در آمريكاي لاتين
110739.jpg
از تولد تا رشد
يكسال كه از اختراع لومير گذشت، اين كالاي جديد در پاريس، لندن ونيويورك به نمايش گذاشته شد. پس از اين نمايش هاي ابتدايي، اولين حضور سينماتوگراف در آمريكاي لاتين در سال۱۸۹۶ اتفاق افتاد.
برادران لومير دوگروه را به آمريكاي لاتين فرستادند يكي به مكزيكو وهاوانا و ديگري به ريودوژانيرو، مونته ويدئو و بوينوس آيرس. سال۱۸۹۶ در مكزيك و سال۱۸۹۷ در كوبا و آرژانتين اولين فيلم ها ساخته شدند.
همانگونه كه در ديگرنقاط جهان اولين فيلمها توسط مهاجران اروپايي ساخته شد در كشورهاي آمريكاي لاتين نيز اين افراد پيش از بوميان پشت دوربين قرار گرفتند ومطابق معمول آنچه جلوي دوربين در جريان بود، رژه هاي نظامي، آداب و رسوم كهن، مناظر طبيعي، معماري شهرها، مراسم رسمي دولتمردان وتصاويري از معماري شهرها را در برمي گرفت.
فيلمهايي كه در آمريكاي لاتين براي اولين بار به موضوعات داستاني پرداختند همانند فيلم آرژانتيني «كشتي دورگوكه» (۱۹۰۸) مضاميني ميهن پرستانه را دست آموز قرار دادند.
استوديوهاي فيلم سازي در اوايل دهه۲۰ميلادي در كشورهاي برزيل وكوبا تأسيس شدند. كلمبيا، بوليوي، شيلي وگواتمالا با يك دهه تأخير به اين قافله پيوستند.
پس از اين اتفاق اولين فيلمهاي بومي قاره با مضاميني اجتماعي ساخته شدندكه از ميان آنها مي توان به پسر بي مادر (تانكر دوتيبرا۱۹۲۵،) در برزيل و كابوي نجيب زاده (۱۹۱۵) در آرژانتين اشاره كرد.
روند فيلمسازي در تمام كشورهاي آمريكاي لاتين به شكلي متداوم ادامه پيدا نكرد. مكزيك، آرژانتين و برزيل با در اختيار داشتن بازارهاي داخلي وتماشاگران كافي توانستند هزينه هاي توليد فيلم در داخل كشور را تقبل كنند. فيلمسازان كوبايي با نياز به برخورداري از حمايتهاي دولتي توانستند به حيات خود ادامه دهند.
با ورود صدا به عرصه سينما، شكل تازه اي از فيلم سازي در آمريكاي لاتين جريان پيدا كرد. خواننده ها، كمدين ها و خوانندگان اپرا توانستند بر روي پرده نقره اي ظاهر شوند و فرهنگ عامه را تصوير كنند.
موج نو آغاز شد
در اواخر دهه۱۹۵۰ موج نو سينماي آمريكاي لاتين شروع شد. تلاش ماهيگيران و راكروز عليه استثمار در فيلم «موج» تصوير شد و در دهه۶۰ گرايش عمده فيلمسازي سياسي در سراسر آمريكاي لاتين به اين سمت متمايل شد.
سينما نيز مانند هنرهاي ديگر در آمريكاي لاتين تحت تأثير سياست قرار گرفت. فريادهاي مبارزه با استعمار واستبداد از روي پرده نقره اي به گوش همگان رسيد و تاريخ جديدي از فيلمسازي شكل گرفت.
110736.jpg
گرايش كارگردانهاي آمريكاي لاتين به سينمايي خودارجاعي وخود بازنمودي همزمان با روندي مشابه اروپا، رشد كرد. جنبشي كه اين نسل از سينماگران آمريكاي لاتين را دربرگرفت، تحت تأثير نئورئاليسم ايتاليا بود. بسياري از اين فيلمسازان، اوايل دهه پنجاه ميلادي درمدرسه سينمايي رم تحصيل كردند و وقتي به كشورهاي خود بازگشتند، به خيابانها رفتند. استوديوهاي فيلمبرداري هيچ جذابيتي براي آنها نداشت. اين كارگردانها از همان ابتدا خود را در فضاي حقيقي زندگي آمريكاي لاتين فرو بردند. اين الزام كه توسط كارگردانهاي پيشرو دهه۶۰ به وجود آمد، هيچ گاه محدود نشد وتأثير چشمگيري بر فرهنگ بصري پس از خود به جا گذاشت.
سينماي نوين آمريكاي لاتين از مدرسه مستندسازي «سانتافه» در آرژانتين شروع شد و با پايه گذاري انجمن سينمايي جديد در «هاوانا» گسترش پيدا كرد.
در كشورهاي آرژانتين و برزيل تمام هنر و بخصوص سينما تحت تأثير قدرتمندان حكومت بود. هر وقت فضاي باز سياسي بر اين كشورها حاكم شد، سينماگران موج نو نيز توانستند تصاويري ازمردم و جامعه را بر روي پرده نقره اي نمايش دهند و هرگاه ديكتاتورها زمام امور اين كشورها را به دست گرفتند سينماگران پيشرو نيز مجالي براي نمايش فيلمهايي كه مخفيانه ساخته بودند، پيدا نكردند.
اختناق سياسي و محدود كردن هنرمندان در آرژانتين هر چند عوارض جبران ناپذيري به همراه داشت اما منجر به تشكيل «گروه سينماي آزاد» شد. سينماگران شيلي نيز در دهه۶۰ميلادي حركتهاي جديدي را آغاز كردند و فيلمهايي نظير «سه ببر غمگين»، ساخته شد. در اوايل دهه،۷۰ سينماگران با «جنبش اتحاد مردمي شيلي» در به قدرت رسيدن «سالوادور آلنده» همگام شدنداما با كودتاي سال۱۹۷۳ ژنرال «پينوشه» سينماگران يا از كشور فرار كردند و يا به سرنوشت «ويكتورخارا» نوازنده وخواننده مردمي شيلي دچار آمدند.
نيكاراگوئه و السالوادور نيز با يك دهه تأخير به «موج نو» سينماي آمريكاي لاتين پيوستند.
سينماي جديد در برزيل با افرادي مانند «نلسون پريرا»، «روي گه را»، «پريرا دوس سانتوس» و «گلوبرروشا» معرفي مي شود. سينماي كوبا نيزكارگردان هايي چون «توماس گوتيرز آلئا»، «هامبرتوسولاس»، «مانوئل هررا» و «ساراگومز» را به جهان معرفي كرد.
«سينماي سوم» نام ديگري است كه موج نو سينماي آمريكاي لاتين براي خود انتخاب كرد. اين نام توسط «فرناندو سولاناس» و «اوكناويوگتينو» با مقاله اي تحت همين عنوان به سينماي انقلابي دهه۶۰ و ۷۰آمريكاي لاتين اطلاق شد. «خوليوگارسيا اسپينوزا»ي كوبايي همراه با اين دوآرژانتيني در شكل گيري بنيادهاي تئوريك اين نوع سينما نقش مهمي داشت. اين سه تن در نوشته هاي خود، استدلال هايي را پيرامون روش هاي سياسي و ايدئولوژيك به كار بردن سينما مطرح كردند.
آنها در پي استفاده از سينما به عنوان ابزاري براي مبارزه با استعمار واستبداد بودند و قدرت سينما را در آگاه كردن توده ها و روشنفكران به نمايش گذاشتند.
110733.jpg
رويكردهاي نوين در سينماي آمريكاي لاتين
شيوه هاي سينمايي امروز آمريكاي لاتين با شيوه هاي غيرقابل پيش بيني دهه۶۰ و ۷۰ميلادي تفاوتي آشكار دارد. ديگر از حركات سريع دوربين و قطع هاي پي درپي كه توسط روچار آلئا، ميگوئل ليتن و خورخه سان خينس استفاده مي شد، خبري نيست.
در سينماي متأخر آمريكاي لاتين، چرخش آشكاري به سمت ملودرام مشهود است؛ سبكي كه در دهه هاي۶۰ و ۷۰ميلادي تحت تأثيرجو ملتهب سياسي اين قاره و با گرايشي شديد به چپ انقلابي، بي اعتبار شده بود.
وضعيت امروز سينماي آمريكاي لاتين عبارت است ازتعدادي صنعت فيلمسازي ملي متوسط، كوچك و گاهي بسيار ضعيف كه تمام آنها دچار ضعف هاي ساختاري و بازارهاي كوچك هستند. اما همچنان باتيزهوشي كارگردان هاي اين قاره و با استفاده ازتصاويري غني، فيلمهاي جذاب و بحث برانگيزي توليد مي شود.
اكنون ديگر سالها از دوران «سينماي نو» آمريكاي لاتين مي گذرد. دوراني كه سينما نيز مانند اسلحه در دستان مردان و زنان اين قاره جا داشت وجوانان انقلابي در پي نشانه گرفتن هر آنچه بودند كه از قاره شمالي بر آنها تحميل مي شد؛ التهابي كه تمام منطقه را فراگرفت و درسالهاي۱۹۶۰ پديدار شد، اكنون با ديدگاههاي انتقادي بسياري روبرو است.
از نظر برخي از مفسران، گرايش هاي سينماي انقلابي، جنبشي ايده آليستي و داوطلبانه بود كه نتوانست به اتحادي حقيقي دست پيدا كند.
به غير از آرام شدن التهاب سياسي دهه هاي گذشته، تلويزيون عامل ديگري بود كه بر سينماي آمريكاي لاتين سايه انداخت. براي رقابت با اين رسانه قدرتمند بود كه سينماي آمريكاي لاتين، راه ديگري در پيش گرفت.
پرداختن كارگردان هايي چون «سولويج هوگستيجن» (ونزوئلا) و «موريلوسالاس» (برزيل) به رئاليسم اجتماعي تصادفي نيست. در تمام اين كشورها اصرار چشمگيري براي متحول كردن سينماي عامه پسند مشاهده مي شود؛ تلاشي كه سعي دارد سينما را در كشورهايي نظير مكزيك، برزيل و آرژانتين از فرو رفتن در باتلاق سرگرمي و تجاري سازي نجات دهد.
سينماگران معاصر آمريكاي لاتين به تجربيات گذشتگان خود پشت نكرده اند، اما مي خواهند از آنها به عنوان ماشيني قدرتمند استفاده كنند.
تغيير فضاي سياسي، فرهنگي واقتصادي كشورهاي آمريكاي لاتين عاملي اساسي براي تحولات اخير سينما در اين كشورها است.
از نظر اقتصادي عامل مهم تازه اي نيز مؤثر بودكه همان ورود پول كشورهاي ديگر از طريق مكانيزم تهيه كنندگي به سينماي آمريكاي لاتين است. اين روند از اوايل دهه۸۰ و با افزايش علاقه تلويزيونهاي اروپايي به سرمايه گذاري در سينماي اين قاره آغاز شد.
اين بودجه اندك براي به پايان رساندن برخي فيلمها و يا كمك به كارگردانها و تهيه كنندگان مستقل، بسيار مؤثر است. چنين بودجه هايي از جانب تهيه كنندگان خارجي براي حفظ اعتبار هنري خودشان و با اميد به تهيه فيلمهايي غريب، تأمين مي شد.
در همين دوران گرايشات فمينيستي نيز به سينماي آمريكاي لاتين راه پيدا كرد واين قلمرو در اختيار نسل جديدي از كارگردانهاي زن مانند «فيناتورس»، «سولويج هوگستيجن»، «ماريا نو وارو» و «ماريا لويس بمبرگ» قرار گرفت.
در سينماي فمينيستي آمريكاي لاتين كه فيلم «خانم ماري» اثر «ماريا لويس بمبرگ» نمونه خوبي از آن است، كيفيتي متفاوت با سينماي گذشته اين قاره به چشم مي خورد. در اين فيلمها، فرم از محتوا جدا نمي شود. در آنها به زندگي روزمره و حقيقي مردم پرداخته مي شود آن هم به شيوه اي كه ايهام، جمود، زندگي و مرگ در روح شخصيت هاي فيلم دميده مي شود؛ عناصري كه توسط عامه مردم قابل لمس است و هريك از آنها تجربه اي از آن دارند.
امروز همچنان سينما به عنوان ابزاري پرقدرت در توليدات فرهنگي شناخته مي شود. تلاش هاي فيلمسازان آمريكاي لاتين وادامه يافتن شيوه سنت شكنانه آنها نقش مهمي در برانگيختن تغييرات اجتماعي از طريق سينما داشته است.
سينماي امروز آمريكاي لاتين همان كشف «سينماي سوم» را به كار مي گيرد اما در قالبي ديگر.
اين سينما با به خدمت گرفتن خلاقانه تحليل هاي انتقادي از مجموعه واقعيت هاي اجتماعي به ابزاري براي مقابله با ستم و خواستن عدالت براي مردم تحت ستم تبديل شده است.
ترجمه: چنگيز محمودزاده
برگرفته از منابع اينترنتي
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| نگارخانه جهان نما ـ نقاشي هاي آبستره دانشجويان دانشگاه آزاد، ۱۷ تا ۲۴ بهمن ماه، از ساعت ۱۰ الي ،۱۷ خيابان نياوران، ميدان شهيد باهنر، مجموعه فرهنگي و تاريخي نياوران، تلفن: ۲۲۸۲۰۱۲
| نگارخانه والي ـ نقاشي هاي آبرنگ محمدرضا مهري، ۱۷ تا ۲۱ بهمن، از ساعت ۱۵ تا ،۱۹ ميدان ونك، خيابان شهيد خدامي (بيژن)، شماره ،۸۶ تلفن: ۸۰۴۷۶۹۸
| نگارستان شاهد ـ نمايشگاه آثار فتوگرافيك سيدنظام الدين امامي فر، ۲۸ بهمن تا ۴ اسفند ماه از ساعت ۹ تا ۱۲ و ۱۵ تا ،۱۸ خيابان جمهوري، خيابان بابي ساندز، شماره ،۳۴ تلفن: ۶۷۲۶۸۲۲
| نگارخانه آريا ـ نقاشي هاي گروه ۲‎/۱ ، از ۱۳ تا ۱۹ بهمن، از ساعت ۱۵ الي ،۱۷ خيابان ولي عصر، بالاتر از بهشتي، كوچه زرين، شماره ،۱۷ تلفن: ۸۷۱۶۴۰
| گالري ماني ـ نقاشي هاي مينا ابوالقاسم، مهناز جعفري و آوا صالحي، ۱۷ تا ۲۱ بهمن ماه، از ساعت ۱۶ تا ،۱۹ خيابان فرمانيه، كامرانيه جنوبي، خيابان دژم جو، شماره ۴۳
آثار هنري را شتابزده نخواهيم فروخت
رئيس موزه هنرهاي معاصر تهران گفت: باوجود برخي نظرات ارائه شده توسط هنرمندان و برخي رسانه هاي داخلي و خارجي درخصوص فروش و خريد آثار هنري در روزهاي اخير، موزه هنرهاي معاصر شتابزده عمل نمي كند.
اين سخنان «عليرضا سميع آذر» كه در گفت وگو با ايرنا بيان شد، واكنشي به برخي مطالب مطرح شده درباره فروش تعدادي از آثار هنري موزه هنرهاي معاصر است. مجلس شوراي اسلامي اخيراً در قانون بودجه، فروش تعدادي از آثار هنري موزه هنرهاي معاصر تهران را تصويب كرد.
سميع آذر گفت: طرح فروش تعدادي از تابلوهاي خارجي توسط ايران به معني از دست دادن يا فروش آثار ارزشمند هنري نيست، طرح نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با هدف كامل كردن مجموعه هنري موزه هنرهاي معاصر عنوان شده است و اگر قرار باشد اثري با يك اثر هنري ديگر مبادله شود، تحت شرايطي خاص از طريق مشورت با كارشناسان هنري مجرب و مشورت با مراكز هنري بين المللي صورت مي گيرد.
وي در عين حال گفت: همه موزه هاي جهان در هر فرصتي براي تكميل مجموعه خود ممكن است آثار كم اهميت خود را با نظر كارشناسي با هدف به دست آوردن آثار مهمتر واگذاركنند كه اين حركت كاملاً طبيعي است.
امروز با يوسف اردبيلي
110823.jpg
يوسف اردبيلي متولد ۱۳۰۵ همدان، فارغ التحصيل دانشسراي عالي و فوق ليسانس علوم تربيتي از دانشگاه اوهايو در آمريكا و هم از دانشگاه تهران است. اردبيلي تاكنون نزديك به پنجاه عنوان كتاب تأليف و ترجمه كرده و سالها در دانشگاه تربيت معلم تدريس كتاب كرده است. آثاري چون «بازنشستگي» و «اصول و فنون راهنمايي و مشاوره» و «ارزشيابي» و «راهنماي حرفه اي و استفاده از اطلاعات شغلي» و... از جمله آثار اوست. از اردبيلي هفته گذشته ترجمه كتاب «چشم اندازها» يا انقلابهاي علم در قرن بيست و يكم اثر ميچيوكاكو منتشر شد.
\ آقاي اردبيلي، الآن چه كتابي در دست ترجمه داريد؟
* كتابي به نام «۲۴ مقاله علمي برجسته آمريكا در سال ۲۰۰۰» كه در آن برجسته ترين تحقيقات مطرح شده است.
\ در اين كتاب مقالات چه افرادي بيشتر مورد توجه بوده؟
* بيشتر افرادي كه در اين كتاب مقاله دارند، دانشمنداني اند كه در رشته فيزيك كار مي كنند. يك مقاله كه خيلي جلب توجه كرده، تأثير داروين بر كساني است كه بعد از او آمدند و در حوزه زيست شناسي كار كرده اند. بقيه مطالب در زمينه فيزيك مدرن و جهان امروز و نجوم و... است.
\ كتاب «چشم اندازها» اثر ميچيو كاكو را به خاطر كدام ويژگي براي ترجمه انتخاب كرده ايد؟
* ميچيو كاكو متخصص فيزيك نظري است و در اين كتاب اين موضوع را مطرح مي كند كه چگونه انقلابهاي بزرگ علمي كه به قرن بيست و يكم شكلي تازه بخشيده اند، مثل مكانيك كوانتوم، بيوژنتيك و هوش مصنوعي، طرز زندگي انسانها را در قرن ما دگرگون خواهند كرد. كتاب ديگر اين نويسنده، درباره اينشتين سالها است در دانشگاه پرينستون تدريس مي شود. كتاب «چشم اندازها» برعكس كتابهايي كه هميشه گذشته را تشريح مي كنند، ناظر به آينده جهان است، اين كتاب به مخاطبان خود بينش تازه اي مي دهد تا بتوانند تحولات آينده را بشناسند.
\ بخش اول كتاب «چشم اندازها» به انقلاب رايانه اي اختصاص دارد؟
* چند بخش از اين كتاب راجع به انقلاب ژنتيك و هوش مصنوعي است و نويسنده تشريح مي كند كه چگونه در آينده رايانه ها و روباتها در جهان پراكنده مي شوند و مضار و مزايايشان متوجه انسان است. اين ابزارها ممكن است روزي دستورات غلطي از سازندگانشان بگيرند و عليه صاحبانشان عمل كنند.
\ آنچه نويسنده در اين كتاب مطرح مي كند، به شكلي طرح و بيان يك نظريه است.
* كاكو استاد فيزيك نظري كتابهاي ديگري هم نوشته كه تحت عنوان «ابر فضا» منتشر شده است. نويسنده براي نوشتن كتاب «چشم اندازها» با يكصد و پنجاه نفر از دانشمندان بزرگ جهان و برندگان جوايز نوبل فيزيك مصاحبه كرده و حاصل اين گفت و گوها را در كتابش آورده. بالطبع اين قدر اعتبار دارد كه با اين همه دانشمند و متخصص به گفت و گو بنشيند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |