چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 5, 2003
حوادث
شماره ۲۳۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
ردپاي خونين روي برف
سردارطلايي:
بازجويي قاضي جنايي از «آرش» در بيمارستان
110808.jpg
گروه حوادث: قاضي جنايي دادگستري تهران با حضور در بيمارستان از «آرش» بازجويي كرد. اين بازجويي پس از ۱۳ روز در اتاق شماره ۱۴۳ بيمارستان شريعتي تهران صورت گرفت و در آن «آرش» به پرسش هاي قاضي محمدسلطان همتيار پاسخ گفت. بنابه اين گزارش؛ ساعت ۲۰ شامگاه چهارشنبه دوم بهمن ماه سال جاري مرد ۳۱ ساله اي با وارد شدن به خانه دختر موردعلاقه اش در يوسف آباد، «مامك» را با ضربات چاقو از پاي درآورد و سعي كرد خود را نيز از بين ببرد.
110796.jpg
با مرگ «مامك» و زنده ماندن «آرش»، وي تحت الحفظ در بيمارستان شريعتي بستري شد و باتوجه به طولاني شدن دوران بهبودي وي، قاضي جنايي تهران صبح ديروز ـ سه شنبه ۱۵ بهمن ماه ـ به بيمارستان رفت تا از وي بازجويي قضايي كند. وقتي قاضي همتيار وارد اتاق بيمارستان شد، «آرش» با شنيدن اينكه ملاقاتي اش قاضي پرونده قتل «مامك» است به گريه افتاد و با صداي لرزان به پرسش ها پاسخ گفت.
قتل مرموز يك مردتنها
110802.jpg
گروه حوادث: پليس در تعقيب عامل جنايتي است كه در آن مردتنهايي به طرز مرموزي از پاي درآمده است.
اين جنايت، ساعت ۲۱ شامگاه دوشنبه ۱۴ بهمن ماه سال جاري به مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ گزارش شد. بنا به اين گزارش؛ وقتي مأموران تجسس كلانتري ۱۰۷ فلسطين در طبقه سوم ساختمان شماره ۷۰۲ خيابان انقلاب حضور يافتند در راهروي آپارتمان پيكر بي جان مرد ۵۵ ساله اي به نام «شهريار اميرمولوي» را يافتند. مردي كه مستأجر قرباني است و پليس را در جريان قتل قرارداده، در بازجويي ها به كارآگاهان گفت: وقتي ساعت ۹ شب به خانه آمدم صداي ضعيف «شهريار» را شنيدم كه من را صدا مي زد خودم رابه در اتاقش رساندم او را چهاردست و پا ديدم كه صورتش خون آلود بود. قرباني با گفتن «دزد، دزد» روي زمين افتاد و ديگر نفس نكشيد.
تيم اعزامي اداره ۱۰ پليس آگاهي تهران كه با دستور قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي تجسس هاي جنايي ويژه اي را آغاز كرده است، پي برده كه «شهريار» ساعت ۱۹ به همراه پسر جواني وارد خانه اش شده و بعد از آن به قتل رسيده است. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما تحقيقات كارآگاهان نشان مي دهد در جريان جنايت يك دستگاه ويدئو و پولهاي قرباني به سرقت رفته است.
سخنگوي دولت در دادگاه
گروه حوادث ـ عبدالله رمضان زاده سخنگوي دولت با احضار كتبي قاضي سعيد مرتضوي براي اداي توضيحات در دادگاه ويژه كاركنان دولت حاضر شد.
به گزارش خبرنگار قضايي ما، وي ساعت پانزده روز گذشته ـ سه شنبه پانزدهم بهمن ماه ـ در شعبه ۱۴۱۰ دادگاه ويژه كاركنان حضور يافت و به سؤالهاي قاضي پرونده درباره اتهامهاي مطروحه بطور كتبي پاسخ داد.
سخنگوي دولت در يك گفت وگو با ايسنا، توضيحات درباره اظهارات اخير رئيس كل دادگستري تهران درباره پرونده نظرسنجي را به جلسه مطبوعاتي كه امروز ـ چهارشنبه ـ برگزار مي شود، موكول كرد.
ردپاي خونين روي برف
نقشه شوم اين مرد در قتل زن ودخترش تنها يك هفته پنهان ماند
110799.jpg
گروه حوادث ـ هوا گرگ وميش بود، مرد رفتگر جاروي بلند را روي زمين مي كشيد. گردوغبار فضاي كوچه هلال احمر در خيابان صفا را پر كرده بود.
بامداد جمعه ۴ بهمن ماه همه در خواب بودند و رفتگر در سرماي بروجرد آرام قدم مي زد. سال ها بود اين كوچه را جارو مي كرد اما اين بار دلشوره خاصي داشت و گام هايش آهسته تر بود.
هنوز كارش تمام نشده بود كه جسمي سياهرنگ كه به ديوار يكي از ساكنان كوچه تكيه داده شده بود تكاني خورد و به زمين افتاد. از صداي افتادن آن، رفتگر جارو را در گوشه اي انداخت و به سمت شيء سياهرنگ رفت.
باور نمي كرد مادر و دختري كه چند بار در كوچه صفا ديده بود با چشماني بسته و بي جان در كنار ديوار خانه اشان افتاده اند.
رفتگر دستپاچه زنگ خانه مادر و دختر را فشرد، ثانيه هايي گذشت مرد همسايه با چشماني خواب آلود در را باز كرد و وقتي رفتگر را ديد بهت زده به چشمان حيرت زده او خيره شد. رفتگر نمي دانست چه بگويد. با انگشت به گوشه اي اشاره كرد. وقتي مرد سرش را از در خانه بيرون آورد و به ديوار خانه نگاه كرد به سرو صورت كوبيد.
فريادهاي مرد و اينكه «اين ها دختر و همسر من هستند، اي خدا چيكار كنم او نارو كشته اند.»
همسايه ها را خواب آلود به كوچه كشاند، همه مي ديدند مرد همسايه چگونه به سر و صورتش مي كوبد و با نشان دادن همسر و دخترش بلند گريه مي كند. يكي از همسايگان بامركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ تماس گرفت و پس از هماهنگي هاي ضربتي، اكيپي از مأموران كلانتري ۱۱ به محل كشف اجساد مادر و دختر اعزام شدند.
در تجسس ها، مأموران پي بردند قربانيان «تاج آفرين نقدي» و «ليلا فريدون پور» نام دارند كه پس از چند روز ناپديد شدن و در حالي كه تصور مي شد در سفر برون مرزي به عراق رفته اند اجسادشان در كنار ديوار خانه شان پيدا شده است.
هنوز تحقيقي از پدر خانواده صورت نگرفته بود كه پيكرهاي بي جان مادر و دختر به پزشكي قانوني بروجرد انتقال داده شد و اكيپي از پزشكان جنايي پس از كاوش هاي تخصصي و بررسي آسيب شناسي با توجه به فرايندهاي فيزيكي و شيميايي در اجساد اعلام كردند از مرگ آنان چند روزي گذشته است وعاملان جنايت با وارد آوردن ضربات شيئي سنگين به سر قربانيان و فشار روي مجاري تنفسي آنان را خفه كرده و از پاي درآورده اند. پليس شهرستان بروجرد كه به دستور قاضي شعبه ۵ دادگستري بروجرد تحقيقات گسترده اي را آغاز كرده بود وقتي «حسين» ـ پدر خانواده ـ نتوانست سر نخي از سرنوشت همسر و دخترش در اختيار آنان قرار دهد به تحقيق يكي از پسران خانواده پرداخت. اين پسر جوان در تحقيقات به كارآگاهان گفت: «پدرم مي داند چه اتفاقي براي خواهر و مادرم افتاده است. او بود كه هر بار ماسراغ ليلا و مادرم را مي گرفتيم يك چيزي به ما مي گفت.
وقتي من و خواهر و برادرهايم ازدواج كرديم پدر و مادر و خواهرم با هم زندگي مي كردند. هر روز با آنها تماس داشتم. با وجود دوري از مادر و ليلا در جريان اذيت و آزارهاي پدرم بودم تا اينكه از يك هفته پيش ديگر خبري از آنها نشد و هربار سراغ مادر و خواهرم را از پدر مي پرسيديم او مي گفت آنها از مرز خارج شده اند يا به مكه و سوريه رفته اند. ما به سختي باورمان مي شد چون كه ليلا و مادرم بدون اطلاع ما جايي نمي رفتند، دو روز پيش سرزده به خانه پدري رفتيم، كسي در خانه نبود. ساعتي نگذشته بود كه پدرم از بيرون آمد و با ديدن ما دستپاچه شد. با وجود عدم تمايلش داخل خانه شديم. مقداري خانه به هم ريخته بود وبرف هاي باغچه به هم ريخته وگلي بود. كف انباري هم موزاييك شده بود، پدرم وقتي شنيد ما آمده ايم ليلا و مادر را ببينيم گفت آنها به عراق رفته اند و پناهنده شده اند و جز اين، هيچ اطلاعي از آنها ندارد.
مي دانستيم دروغ مي گويد بخاطر همين با نگراني به جست وجو پرداختيم اما هيچ ردپايي به دست نياورديم. وقتي پليس با اين ادعاها روبرو شد به بازرسي از خانه قربانيان پرداخت. لكه هاي خون در اطراف باغچه وجابه جايي برف آن و كف انباري مرموز بود و نشان مي داد «حسين» در قتل همسر و دخترش دست دارد. وقتي اين مرد بازداشت شد خواست مسير تحقيقات را منحرف كند. او گفت «تاج آفرين» و «ليلا» چند روزي مي شد از خانه فرار كرده بودند كه اجسادشان در جلوي خانه پيدا شد.
110805.jpg
«حسين» نتوانست به اين ادعاها ادامه دهد. لكه هاي خون باغچه حياط مهر سكوت او را شكست. صدايش مي لرزيد، گفت: «از خيلي وقت ها من با همه بچه هايم حتي «تاج آفرين» اختلاف پيدا كرده بودم. آنها من را درك نمي كردند. «ليلا» دختر كوچكترم بود و در يك اداره كارمند بود. من براي خريد خانه ۸۰۰ هزارتومان از او قرض گرفتم، «ليلا» مي گفت از دوستانش اين پول را تهيه كرده است و مي خواست من خيلي سريع قرضش را بدهم.
روز جنايت وقتي «ليلا» پول را خواست بين من و او مشاجره لفظي به وجود آمد. خيلي تحت فشار بودم. از روي عصبانيت چكشي برداشتم و برسر «ليلا» كوبيدم. دخترم روي زمين افتاد، «تاج آفرين» كه شاهد درگيري من و «ليلا» بود به هواخواهي او به سمت من حمله كرد. كنترل كارهايم را از دست داده بودم. رشته طنابي دور گردنش حلقه زدم و خفه اش كردم. نمي دانستم چه كنم ابتدا جسد «تاج آفرين» و «ليلا» را زير برف هاي باغچه وبعد زير خاك آن دفن كردم. از ترس اينكه در جريان بارندگي اجساد از زير خاك بيرون بيايند آنها را از خاك بيرون آوردم و با حفر گودالي در كف انباري آنان را براي دومين بار خاك كردم.
۲۴ ساعت در كابوس زندگي كردم تا اينكه سروكله بچه ها پيداشد. آنها سراغ مادر و خواهرشان را مي گرفتند باز اجساد را از زير خاك بيرون آوردم بعد در حمام شست و شويشان دادم لباسهاي تميز به تن آنها پوشاندم و صبح جمعه قبل از روشن شدن هوا جسد ها را با انتقال به كوچه به ديوار خانه امان تكيه دادم.
با اين كار مي خواستم همه تصور كنند «تاج آفرين» و ليلا» را بخاطر انتقام جويي از من كشته اند و اجسادشان را در جلوي خانه ام رها كرده اند.
بنا به گزارش خبرنگار گروه حوادث، اين مرد پس از اعترافات دلخراش و فاش ساختن جزئيات قتل همسر و دخترش با صدور قرار قانوني روانه زندان شد و كارآگاهان در حال تجسس براي شناسايي انگيزه اصلي در وقوع اين جنايت خانوادگي هستند.
سردارطلايي:
پليس زن نياز جامعه است
فرمانده انتظامي تهران بزرگ، تشكيل پليس زن در نيروي انتظامي را باتوجه به اينكه نيمي از جمعيت كشور را زنان تشكيل مي دهند، نياز جامعه دانست.
نيروي انتظامي كشور پيش از اين از ورود چهار هزار نيروي پليس زن به نيروي انتظامي خبر داده بود. سردار «مرتضي طلايي» افزود: حضور پليس زن در ايران نمايانگر پليس اسلامي و انقلابي است. وي كه معتقد است «زنان در طول تاريخ از دو ديدگاه موردظلم و اجحاف قرارگرفته اند»، افزود: ديدگاه نخست مبتني بر گرايش مرد سالارانه و ديدگاه دوم نگاه زن سالارانه است و در هر دو ديدگاه هويت و وجود زن به عنوان يك انسان ناديده گرفته شده است.
حادثه ها
* سرقت مسلحانه ۵۴ هزار توماني از بانك ـ گروه حوادث: سارقان مسلح با دستبرد زدن به يكي از بانكهاي تهران، ۵۴ هزار تومان پول را به سرقت بردند. به گزارش خبرنگار ما، اين سرقت ساعت ۱۲ و ۳۰ دقيقه روز يكشنبه ۱۳ بهمن ماه سال جاري در بانك صادرات بهجت آباد رخ داد و در آن پسر جواني با در دست داشتن شيئي شبيه به اسلحه و تهديد كارمندان پولهاي صندوق را به سرقت برد. اين سارق مسلح با دستپاچگي ۵۴ هزار تومان را برداشت و با سوار شدن بر موتوسيكلتي كه دوست جوانش پشت فرمان بود، به سرعت گريخت.
* سرقت يك بشكه سيانور ـ گروه حوادث: مأموران اداره ۲۰ پليس آگاهي تهران در رديابي عاملان سرقت از انبار توليدي مواد شيميايي به سرقت يك بشكه سيانور پي بردند. در اين اقدامات پليسي با مشخص شدن سرقت مواد شيميايي به ارزش ۶ ميليون تومان مردي به نام «محمد» بازداشت شد. وي اعتراف كرد يك بشكه سيانور به ارزش ۶ ميليون تومان را به سرقت برده و براي مصارف صنعتي فروخته است. بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، جواني به نام فرامرز نيز دستگير شده است و پليس در حال انجام تحقيقات تكميلي است.
* بازداشت خدمتكار يك خانواده ژاپني در ايران ـ شميرانات ـ خبرنگار «ايران»: خدمتكار ايراني يك خانواده ژاپني مقيم ايران به علت سرقت طلا و جواهرات بازداشت شد.
اين شكايت در مجتمع قضايي شميرانات مطرح شد و بر اساس آن اين ديپلمات ژاپني به قاضي دادگاه گفت: چندي پيش متوجه شدم كه خدمتكار خانه ام كه زن جواني است، طلاهاي همسرم را كه بيش از هزار دلار ارزش داشت، سرقت كرده است. با اين شكايت، زن خدمتكار به دادگاه احضار شد. زن جوان در دادگاه از ديپلمات ژاپني درخواست كرد كه از تخلف او به علت داشتن دو بچه كوچك چشم پوشي كند. زن و مرد ژاپني در دادگاه از شكايت عليه خدمتكار ايراني صرفنظر كردند، ولي قاضي دادگاه اين زن را با قرار بازداشت قانوني روانه زندان كرد تا پس از تكميل تحقيقات حكم خود را صادر كند.
* بخشش پاي چوبه دار ـ فردي كه به جرم قتل عمد محكوم به قصاص شده بود در آخرين لحظات اجراي حكم اعدام توسط اولياي دم بخشيده شد. «بهزاد ـ ج» فرزند ناصر از اهالي شهر سلماس كه در يك درگيري پسرعموي خودرا كشته بود و به مدت دو سال در زندان به سر مي برد، سحرگاه روز دوشنبه هنگام اجراي حكم از سوي عموي خود موردعفو قرارگرفت.
اين بخشش كه مسؤولين قضايي و امور زندانهاي اروميه را تحت تأثير قرار داده بود، با وساطت و پادرمياني رئيس زندان شهرستان سلماس اتفاق افتاد.
* صاعقه در سقز جان دو سرباز را گرفت ـ به دنبال بارش شديد باران دوشنبه شب و بر اثر برخورد صاعقه به پاسگاه مرزي نيروي انتظامي روستاي «هرميدول» در بخش مرزي سرشيو شهرستان سقز دو سرباز اين پاسگاه جان باختند.
* كشف جسد بي سر يك دختر در سقز ـ روز دوشنبه گذشته جسد بي سر يك دختر جوان در ميان برف كوههاي اطراف شهر سقز پس از اطلاع شكارچيان توسط نيروي انتظامي كشف شد. تحقيقات نيروي انتظامي براي شناسايي قاتل يا قاتلان اين دختر آغاز شده است.
* قتل پدر به دست پسر ـ مرد ۶۲ساله اي به نام «سيدمحمد حسيني» شب گذشته در روستاي لرگان بخش كجور نوشهر توسط فرزند خود با ضربات متعدد بيل و كلنگ به قتل رسيد.
بخشدار كجور روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا با اعلام اين مطلب علت وقوع قتل را اختلافات خانوادگي عنوان كرد و افزود: قاتل پس از وقوع حادثه شبانه متواري شد ولي با تلاش مأموران نيروي انتظامي منطقه در منزل يكي از همسايگان دستگير شد.
* توضيح در مورد يك خبر _ در پي چاپ خبر «پليس در تعقيب رباينده پسر مديرعامل بانك كشاورزي» روابط عمومي بانك كشاورزي در تماسي با گروه حوادث روزنامه ايران اعلام كرد اين حادثه هيچ ارتباطي با مديرعامل بانك كشاورزي نداشته است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |