چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 5, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
زبان فارسي و تداوم تاريخي ايراني
110760.jpg
زبان فارسي در حقيقت حافظ فرهنگ ايراني شد و بار فرهنگ ملي ما روي دوش زبان فارسي قرار گرفت؛ چه در مكانهاي مختلف و چه در طول زمانهاي متفاوت. يعني انديشه هاي ايراني پيش از اسلام و آغاز دوره اسلامي را شاهنامه به ما رسانده و در طول زمان اساطير ايراني و حماسه ايراني را زبان فارسي حمل كرده و به ما داده است. اگر زبان فارسي وجود نمي داشت و امروزه مي خواستيم دنبال حماسه ها و اساطير ايراني برويم اولاً چيز زيادي به دست ما نمي رسيد براي اينكه در لهجه ها پراكنده بودواحياناً ربطي به يكديگر نداشت و ثانياً اگر مي خواستيم چيزي بدانيم مي بايست كه پنجاه لهجه و زبان را ياد بگيريم تا مطلبي از آنها دربياوريم در حالي كه اينها جمعاً و يك جا در ادب فارسي و در آثار فردوسي و دقيقي و امثال آنان آمده است.
ديگر آنكه زبان فارسي در طول زمان بار فرهنگ ايران را حمل كرده و بين اجداد و اعقاب ايجاد وحدت كرده است يعني من و شما خودمان را از فردوسي جدا نمي بينيم و او را مال خودمان و خودمان را از او مي دانيم در حالي كه نه ناحيه ما يكي است و نه لهجه محلي ما و شايد نه فرهنگ ما كاملاً يكي است. براي اينكه في المثل من فرهنگ طبري مازندراني دارم او فرهنگ خراساني آن وقت را داشت كه اينها از همديگر به كلي جدا بودند.
پس اين زبان فارسي است كه فرهنگ كهن ايران را از اجداد ما به ما منتقل كرده و از آنها به ما رسانيده است و ما اينك خودمان را با دقيقي و فردوسي و سعدي و حافظ در ارتباط مي دانيم. با رودكي كه سرزمينش امروز در دست ما نيست و با آن ارتباطي نداريم روحاً مربوطيم، او مال ماست و ما مال او هستيم. زيرا يك آداب و رسوم را باهمديگر داشتيم و داريم و اين آداب و رسوم را زبان فارسي به ما انتقال داده است.
دكتر ذبيح الله صفا، اديب و نويسنده ـ دهه۱۳۵۰
اتهام بدون اثبات
110757.jpg
«بنده مهدي كروبي هستم، فرزند احمد كروبي . سابقه احمدكروبي را همه مي شناسند ومن هم عضو كوچك اين انقلاب بودم…» زماني كه در دهم بهمن سال ۸۰ كروبي در نطق خود در مجلس بعد از سخن گفتن درباره مسائل جاري كشور، موضوع صحبتش رابه خانواده اش كشاند، بدون شك اميدوار بود كساني كه بايد، پي به نكات نهفته در سخنان او ببرند. اشاراتي كه تنها با بررسي وضعيت آن روز كشور قابل دريافت است : «… يك زن داريم و زن ما راهم همه مي شناسند. چهارتاپسر داريم و دوتا از بچه هايمان دوران انقلاب به جبهه مي رفتند… همسر بنده هم همين طور در مجلس بوده. درمسؤوليت هاي ديگر بوده تنها زني است كه امام از ايشان تقدير وتشكر كرده… به شمابگويم اگر شمانمايندگان خواستيد براي ما جشن هم بگيريد، سه چهارماه ديگر ۴۰سال است كه با هم زن وشوهرهستيم» اما با اين حال مي شدحدس زد كه قصد او يادآوري وقايعي در سالهاي قبل هم هست. زمستان سال ۷۳ اوج شايعات پيرامون زندگي خصوصي كروبي بود. چندسال بعد وقتي خود او در برابر اين پرسش كه «چرا درعروسي دخترتان سكه پخش كرديد؟» قرارگرفت،گفت: «ما دختر نداريم . زنمان هم خيلي غصه دار است كه چرا دختر نداريم. من فقط مي گويم چنين چيزي اصلاً وجود نداشته است .»
|||
مهدي كروبي تنها سياستمدار ايراني نبود كه شايعاتي برمدار زندگي شخصي اش پراكنده شد. در كشور در همه دوره هاي تاريخي پرونده هاي متعدد اتهام سازي ، افشاگري اخلاقي ، برچسب زدنهاي مالي وشايعه پراكني وجود دارد. گروههاي سياسي از گذشته هاي دور، با بيرون كشيدن زواياي زندگي افرادي كه آنها را در جبهه سياسي مقابل روي خود مي ديدند، به دنبال كسب امتياز براي خود واز ميدان به در كردن رقيب يا دردست گرفتن بازي مطابق ميل وسليقه خود بودند. در زمان مشروطيت، مخالفان، مشروطه طلبان را مشتي اجير شده دولت انگليس قلمداد مي كردند ومشروطه خواهان هم البته گوشه چشمي به حرمسراي شاه قاجار داشتند!
استاد تاريخ دانشگاه مي گويد: «ويژگي قدرت اين است كه كسي را برنمي تابد. قدرت مي خواهد مطلق مطلق باشد. مي خواهد هركسي را كه جلويش قرار مي گيرد، از بين ببرد. چون نگران است ، جايي كه نادر، رضاقلي پسرش را كور مي كند، نگران است ، يا شاه صفوي بچه اش را مي كشد. ياصدراعظمي به قتل مي رسد، تهمت زدن واتهام سازي رايج مي شود، همه به خاطر ويژگي قدرت است ». اما اگر اين موضوع خصلت بازيهاي ناسالم سياسي وقدرت طلبي افراد وگروههاي درگير در آنها تلقي مي شود، پس پخش فيلم جشن ها ومهماني هاي خانوادگي مردم عادي كه اين روزها حتي نيروي انتظامي را هم به واكنش و دادن هشدار واداشته است ، چه توجيهي دارد؟! شايد هم قاعده بازي اين است ، امروز به سادگي چهره افراد وگروههاي سياسي ـ اجتماعي منكوب ومخدوش مي شود و فردا زندگي مردم عادي هم ازگزند اين آسيب مصون نمي ماند.
تحليل يك يادداشت نويس روزنامه صبح ازاين ماجرا بيشتر برحول محور احساس ونظر مردم مي چرخد، او معتقد است جامعه نسبت به برخي مسائل واخلاقيات حساس است : «همين قبح سبب مي شود نگاه جامعه به افرادي كه دراين وادي مي افتند، منفي شود واين بهترين بهانه براي عده اي است كه مي خواهند شخصيت افراد را تخريب كنند. با زدن چند انگ مالي يا پيش كشيدن رسوايي اخلاقي درظاهر و دركوتاه مدت ممكن است به هدف خود برسند، اما در درازمدت نتيجه عكس هم خواهد داشت. حتي اگر روزي حرف درست هم بزنند مردم آن را قبول نمي كنند».
|||
هنگامي كه شهرام جزايري جوان ميلياردر متهم به فساد اقتصادي درآستانه جشن هاي ملي بهمن سال ۱۳۸۰ به موضوع اصلي رسانه هاي خبري كشور تبديل شد وبه صلاحديد خودش يا مشاورانش فرصت را مغتنم شمرد وفهرست بلندبالايي از نام كساني تهيه كرد كه از او كمك مالي دريافت كرده بودند، بسياري از مردم كه آن روزها در تاكسي و اتوبوس ومحل كار بحث هميشگي درباره گراني خانه وبالارفتن قيمتها را كنار گذاشته بودندوموضوع تازه تر و جالب تري را براي گفت وگوهاي خود يافته بودند، انتظار برآشفتن كساني را هم داشتند كه شهرام جزايري گفته بود از او پول گرفته اند. اما هرچه زمان بيشتر سپري مي شد، كمتر كسي بطور جدي تلاشي براي كتمان آنچه جزايري گفته بود، مي كرد. آيا اين همان اتفاقي است كه به عقيده همان يادداشت نويس روزنامه صبح خواهدافتاد تا با داغ ترشدن بازار تهمت وشايعه وتوطئه واتهام سازي قبح مسأله از بين رفته وبتدريج همگان حتي در برابر آنچه به عنوان اطلاع رساني هم صورت مي گيرد، بي تفاوت شوند!
به عقيده علي شكوري راد استفاده بي رويه ازاين روشها، آنها راناكارآمد مي كند. استفاده كنندگان هم ناچارند هربار اتهام هاي سنگين تري بسازند. او مي گويد:« بايد فضاي امني درجامعه باشد كه در آن فرد احساس كند صرفاً مسؤوليت كاري كه انجام داده برعهده اوست ودرمقابل آنچه انجام نداده ، مسؤوليتي ندارد». در ماده ۶۹۸ قانون تعزيرات آمده است :«هركس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يامقامات رسمي به وسيله نامه يا شكواييه يامراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضا يا بدون امضا اكاذيبي را اظهاركند يا با همان مقاصد اعمالي را برخلاف حقيقت رأساً يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا مقامات رسمي تصريحاً يا تلويحاً نسبت دهد اعم از اين كه از طريق مزبور به نحوي از انحا ضرر مادي يا معنوي به غير وارد شود يا نه علاوه براعاده حيثيت، در صورت امكان بايد به حبس از دوماه تا دوسال و يا شلاق تا ۷۴ ضربه محكوم شود». درآيه اي از قرآن مجيد نيز براين موضوع صحه گذاشته شده است كه «اي اهل ايمان از بسياري پندارها در حق يكديگر اجتناب كنيد كه برخي از پندارها معصيت است وهرگز از حال دروني هم تجسس نكنيد وغيبت يكديگر را روا مداريد…»
|||
به گرهارد شرودر، صدراعظم آلمان اجازه داده شد با شهادت نامه آرايشگرش به دادگاه برود. دادگاه آلمان هم بطور رسمي تأييد كرد شرودر موي سرش را رنگ نمي كند ورنگ سياه آن اصل است. ماجرا از صبح روزي آغاز شده بود كه يك خبرگزاري آلماني ادعا كرده بود ، شرودر موهاي خاكستري خود را رنگ مي كند تا پير به نظر نيايد . يكي از نمايندگان رقيب او در پارلمان هم گفته بود: «صدراعظمي كه موي سرش را رنگ مي كند، مي توانددر هرآمار و ارقامي دست ببرد!» او شرودر را فردي معرفي كرد كه بيشتر به فكر ظاهر خودش است تا رسيدن به امور كشور! پيش از آن شرودر درتبليغات انتخاباتي اش گفته بود : «مردي اهل كار است. به خانواده اش عشق مي ورزد وفوتبال را دوست دارد.» هرچند او تحمل خود را در مورد شايعه هايي كه درباره زندگي اش به راه افتاده بود، از دست داد و رسانه هاي آلمان را به فضولي و دخالت در زندگي شخصي خودمتهم كرد. امااين امكان راهم يافت تا درباره آنچه معتقد بود به دروغ در موردش برسرزبانها افتاده از خود دفاع كند. اما به عقيده رجبعلي مزروعي دراين قبيل كشورها چون يك نظام حقوقي محكم استوار است ، پس مسائل حتي در حد شايعه نيز به شكل حقوقي قابليت رسيدگي دارد.
او مي افزايد: «اما دركشور ماابتدا به افراداتهام زده مي شود وبراساس آن سعي مي كنند مستندسازي كنند». شايعاتي پيرامون افرادي در جامعه وازطريق برخي رسانه ها وروزنامه ها به راه مي افتد. شايعات دهان به دهان مي چرخد. برشدت آن افزوده مي شود. مردم زيادي در سراشيبي بي اعتمادي مي افتند وكساني كه محور اين شايعات و سخنان بي اساس قرار گرفته اند توانايي دفاع از خود را نمي يابند. وبه عقيده علي شكوري راد اين احساس در جامعه به وجود مي آيد كه افراد باطني خراب و ظاهري سالم دارند. بطن جامعه كثيف وظاهر آن سالم است .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |