چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۱ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 5, 2003
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۳۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
هزارويك شهر
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
«اخبار دين»
110727.jpg
«اخبار دين» بولتني است كه به اطلاع رساني در حوزه دين مي پردازد.مؤسسه گفت وگوي اديان عهده دار انتشار اين بولتن است. نهمين شماره اين بولتن حاوي يك گزارش ويژه از برگزاري نشست مؤسسه گفت وگوي اديان با انديشمندان كشور است. بخش اعظم بولتن مذكور، اختصاص به اختبار دين از سراسر جهان دارد. ساير بخشهاي بولتن عبارتنداز: گزارش ويژه، معرفي مركز، معرفي مقالات، معرفي كتاب وتقويم مذهبي.
خشونت در تعليق
110724.jpg
پس از ۱۱سپتامبر ۲۰۰۱ و جنگ افغانستان، شهروندان جهان احساس مي كنند در دنيايي تحت سلطه خشونت سياسي و تروريسم غوطه ور گشته اند. در طول بيش از يك سال كه ازاين واقعه مي گذرد ، به ضرب تصاوير وحشتناك وشواهد مهيب كه دائماً از تلويزيونهاي جهان پخش مي شود، وحشت ناشي از اقدامات تروريستي ، انفجار بمب هاي كشنده و گروگانگيري هاي نمايشي به شدت القا مي شود.
هفته اي نمي گذرد بي آنكه خبر از خونريزي دلخراش، از اسرائيل تا بالي ، از كراچي تا مسكو، از يمن تا فلسطين در بوق و كرنا گذاشته نشود. تصاويري كه دائماً پخش مي شود بيانگر اين ذهنيت است كه كره خاكي توسط گردباد عظيمي از جنگ جهاني نوين در حال زيرو رو شدن است . جنگ عليه تروريسم بين الملل كه از جنگهاي پيشين دشوارتر است و جنگ احتمالي آمريكا عليه عراق تنها مرحله ساده اي از آن است . چنين ذهنيتي باطل است.
به رغم آنچه به نظر مي رسد، خشونت سياسي هرگز چنين ضعيف نبوده است . شمار شورشها ومبارزات سياسي، جنگها ودرگيريها هرگز چنين نازل نبوده است . حتي اگر به مذاق وسايل ارتباط جمعي جهاني خوش نيايد، جهان هرگزچنين آرام و در صلح نبوده است. براي قبول اين واقعيت كافي است فضاي استراتژيك كنوني را با شرايط ۲۰ يا ۲۵سال گذشته مقايسه كنيد. تقريباً تمام گروههاي درگير در مبارزه مسلحانه محو شده اند، آتش بسياري از جنگهاي منطقه اي كه با شدت هاي متفاوت در همه قاره ها هرساله هزاران كشته برجاي مي گذاشت، خاموش گشته است. تمامي جنبش هايي كه باتكيه برماركسيسم خيال ساختن دنيايي بهتر را در سر مي پروراندند، خاموش گشته ويا در شرف خاموشي اند. در سرتاسر جهان، كانون هاي خشونتي كه هنوز مي توان باز شمرد از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند: كلمبيا، ساحل عاج، سودان، كشمير، نپال، سري لانكا، فيليپين… درعين حال درست است كه مبارزه مسلحانه حاميان نويني همچون جنبش اسلامي بنيادگرا پيدا كرده كه در صف نخست صحنه وسايل ارتباط جمعي جهاني جاي گرفته است ، اما حركتهاي آنها هرقدر هم نمود داشته باشد نمي تواند اين واقعيت اساسي را زير سايه قرار دهد كه دوران مبارزه سياسي به شيوه مسلحانه به سر آمده است. آيا اين بدان معني است كه اشكال ديگر خشونت نيز محو گشته اند؟ خير، بديهي است كه نه.
ابتدا بايد از وجودخشونت اقتصادي سخن گفت كه توسط جهاني شدن ليبرالي اقتصاد واستيلاي سلطه گران اعمال مي شود. نابرابري هاي اجتماعي چنان ابعاد بي سابقه اي پيداكرده اند كه تحمل ناپذير است. نيمي از بشريت در شرايطي بسر مي برند كه مطابق تعاريف ارگانهاي بين المللي بدان فقر اطلاق مي شود، بيش ازيك سوم از ساكنين زمين زيرهمين خط فقر قرار دارند، ۸۰۰ميليون نفر از كمبود غذايي رنج مي برند، نزديك به يك ميلياردنفر بي سوادند، ۱‎/۵ميليارد نفر آب آشاميدني ندارند و…هرچند به نظر غيرقابل تصور مي آيد اما اين ميلياردها نفرين شده كره خاكي از لحاظ سياسي آرام اند. شايد اين بزرگترين معماي عصر ما باشد: تعداد فقرا از هميشه بيشتر وتعداد قيام ها وشورشها از هميشه كمتر است. آيا چنين وضعيتي دوام مي آورد؟ احتمال آن كم است . بي شك به علت استيصال ماركسيسم به مثابه موتور بين المللي مبارزه اجتماعي ، جهان درنوعي حالت گذار به سر مي برد. گذاري در بين دومرحله انقلاب سياسي و درحالي كه بي عدالتي هاي اجتماعي بيش از هر زمان به طرز بي شرمانه اي سرسختي سياسي مي كنند، ما شاهد آن هستيم كه اشكال ديگر خشونت ابعاد قابل توجهي پيدا كرده اند. بويژه خشونت فقرا عليه فقرا كه به شيوه ابتدايي نافرماني به شكل بزهكاري، جنايت، عدم امنيت در اقصي نقاط جهان بروز مي كند واين همه مشخصات يك جنگ اجتماعي تمام عيار را داراست. ۳۰سال پيش در آمريكاي لاتين يا در نقاط ديگر جهان، اگر جواني اسلحه به دستش مي رسيد جذب يكي از سازمانهاي چريكي مي شد تا سرنوشت بشريت را تغيير دهد. امروز اگر جواني اسلحه بيابد قبل از همه به خودش فكر مي كند، خود را قرباني زيرپاگذاشتن قرارداد اجتماعي توسط سلطه گران مي داند لذا به خود اجازه مي دهد هرگونه قرارداد اجتماعي را زيرپا بگذارد ، به بانكي حمله مي كند يا مغازه اي را درهم مي شكند.
110730.jpg
درس بزرگ تاريخ بشر اين است: بشريت همواره در طول تاريخ عليه بي عدالتي مبارزه كرده است . در جنوب و در شمال كره زمين رشد بزهكاري وجنايت (كه معمولاً شيوه ابتدايي وعقب مانده ابراز نارضايتي اجتماعي اند) از علائم قيام فقرا عليه بي عدالتي در جهان است . هنوز نمي توان از خشونت سياسي سخن راند، اما همه متوجه اند كه اين مسأله موقتاً به حالت تعليق درآمده است . براي چه مدت؟ كسي نمي داند. *
* برگرفته از لوموند ديپلوماتيك
۱ـ استاد تئوري ارتباطات در دانشگاههاي پاريس. آخرين كتاب وي «جنگهاي قرن بيست ويكم » نام دارد كه به تازگي منتشر شده است .
راه سوم
110742.jpg
ليبرال هاي جديد نيروهاي آزاد بازار را با دفاع از نهادهاي سنتي به ويژه خانواده و ملت وابسته مي دانند. اگر در دايره اقتصاد، ابتكار فردي، برتري دارد، در خانواده و چهارچوب ملي نيز انجام وظيفه ها و حس مسؤوليت بايد ارجح باشند. به اين ترتيب نهاد خانواده سنتي، مانند سنتهاي ملي، براي نظم جامعه از لوازم نقش منور به شمار مي آيند. در اين ديدگاه، انواع ديگر خانواده، به عنوان مثال خانوارهاي تك سرپرست و همچنين وجود روابط همجنس گرايانه، اثري جز تباهي جامعه ندارند. در مورد هر چيزي كه از انسجام ملي بكاهد نيز، ديدگاه مشابه است. در بيانيه هاي نويسنده ها و سياستمداران نئوليبرال، بيگانه ستيزي را مي توان به روشني مشاهده كرد و تندترين انتقادها در اين بخش متوجه «چندفرهنگي» بودن است. تاچريسم به شكلي ويژه در مقابل نابرابري ها بي تفاوت بوده يا آن را در عمل تأييد مي كند. در اين ديدگاه «ناعادلانه و زيان بار بودن نابرابري، غيرموجه و به دور از واقعيت است» (۳). بالاتر از همه اين كه تاچريسم با مساوات طلبي مخالفت دارد. سياست هاي برابري طلب، به ويژه به گونه اتحاد شوروي، منجر به جامعه اي ملال آور و يكنواخت مي شوند و تنها با به كارگيري يك نيروي خودكامه عملي هستند. با اين حال، برخي از افراد نزديكتر به ليبراليسم، برابري فرصت ها را امري مطلوب و ضروري مي دانند. گويي در اين مسير بود كه «جان ميجر» John Major ناخواسته با «ماركس» هم آوا شده، صحبت از ايجاد جامعه اي بدون طبقه مي كند كه در آن، بازار آزاد اگرچه نابرابر هاي اقتصادي ژرفي به وجود مي آورد اما اين امر چندان داراي اهميت نيست چرا كه انسان هاي بااراده و داراي مهارت امكان رسيدن به موقعيت هاي بالاي مناسب با استعدادهايشان را مي يابند. رويارويي با «دولت رفاه» يكي از چشمگيرترين ويژگي هاي نئوليبراليسم است. در اين جا «دولت رفاه » سرچشمه تمام بدي ها به شمار مي آيد چنانكه سرمايه داري نيز در چشم چپ انقلابي چنين موقعيتي داشت. ما به دولت رفاه به شكل يك سرگرمي موهن نگاه مي كنيم. اين امر بدان مي ماند كه برده داري را وسيله برنامه ريزي كارهاي مؤثر و پرتحرك بدانيم! «دولت رفاه سود برندگان فرضي خويش يعني انسان هاي بي پناه، بدبخت و فقير… را گرفتار زيان هاي خطرناك مي كند. اين دولت نوآوري و استقلال زن و مرد را فلج كرده، به اين ترتيب باري سنگين از آزردگي و خشم انفجاري بر دوش بنيادهاي جامعه آزاد مي گذارد.» (۴)
اما در صورت برچيده شدن دولت رفاه، چه چيز جامعه را سعادتمند مي كند؟ پاسخ رشد اقتصاد بازار است. رفاه اجتماعي نبايد حاصل حركت دولت باشد بلكه اين پيشرفت حداكثر اقتصادي و در نتيجه افزايش ثروت است كه راه اعجاز بازارها را مي گشايد. اين جهت گيري، در قاعده كلي به ناديده گرفتن مسائل زيست محيطي مي انجامد و آنها را تنها شايعه هايي ترس آفرين به حساب مي آورد. هر چند «مارگارت تاچر» در دوران حكومتش حركتهاي مثبتي در جهت «سرمايه داري سبز» كرد، اما منش معمول نئوليبراليسم همچنان ضديت با اين امر است. خطرهاي زيست محيطي، مبالغه آميز يا موهوم تلقي مي شوند. آنها ساخته و پرداخته «فروشندگان بدبختي» هستند. شاهد اين مدعا دوران استثنايي شكوفايي بزرگ است (دهه ۱۹۳۰) . در اينجا با ديدگاهي خطي از مدرنيزه شدن مواجه هستيم كه هرگونه حد و مرز براي توسعه اقتصادي را منتفي مي داند.
نئوليبراليسم، برعكس سوسيال دموكراسي كلاسيك نظريه جهاني شدن را پذيرفته، در جهت آن همكاري مستقيم كرده است. نئوليبرال ها در زمينه جهاني، داراي فلسفه اي هستند كه آنها را در تمامي روابط منطقه اي آنان هدايت مي كند: جهان در صورت تداخل اندك يا به طور كلي عدم تداخل بازارها، روزبه روز بهتر خواهد شد. با اين وجود، نئوليبرال ها با توجه به عقيده شان درباره دفاع از سنت هاي ملي، نظريه اي واقع گرا درروابط بين الملل دارند: جامعه جهاني مجموعه اي از«دولت ـ ملتها» است و در اين مجموعه قدرت نقش اساسي را ايفا مي كند. داشتن آمادگي جنگي و حفظ نيروي نظامي از وظايف دولت در نظام بين المللي هستند. نئوليبراليسم نيز مانند سوسيال دموكراسي در جهاني دوقطبي شكل گرفته، شرايط اوليه خود را همچنان حفظ كرده است.
پانوشت ها:
۳- David Marsland- Wel Fare or Welfare State
Basingstoke, Macmillan. 1996 (p.212)
۴-Ibid (p.197)
.
نشريات انديشه
محيط زيست و گفت وگوي تمدنها
110721.jpg
تازه ترين شماره ماهنامه «گزارش گفت وگو» منتشر شد. سنت نيكوي اين نشريه، اختصاص هر شماره آن به يكي از موضوعاتي است كه در چارچوب موضوعات گفت وگوي تمدنها قرار دارد. چهارمين شماره گزارش گفت وگو، محور مباحث خود را «محيط زيست» قرار داده است:
ـ اين زمين مقدس!/ برون تايلور/ كمال پولادي
ـ ايمان، قدرت و محيط زيست/ جواناميسي/ منصور گودرزي
ـ محيط زيست در سپيده دمان قرن/۲۱ ميلادي قرنچ/ محسن اميري
ـ محيط زيست و جهاني شدن اقتصاد/ مصطفي خادمي و پروين شريفي
ـ مباني نظري و وظايف عملي مشاركت در حفظ محيط زيست/ موسي اكرمي
ـ اصول عدالت زيست محيطي/ مترجم: موسي اكرمي
ـ تغييرات زيست محيطي و امنيت بشر/ سيمون دالبي/ مرتضي قورچي
ـ محيط زيست در بوداييسم/ چاكسون مارن كا بيليسنگه/ رضا رضايي
ـ دفاع فلسفي از محيط زيست/ جهانگير معيني
ـ رهيافت تمدني، محيط زيست/ كويچيروماتسورا/ امير حسين صمدي زاده
ـ اخلاق زيست محيطي/ مترجم: فيروزه درشتي
ـ امنيت زيست محيطي در قرن گفت وگو/ گفت وگو با سيمون دالبي
ـ فلسفه وبحران محيط زيست/ محمد رضا حسيني بهشتي
افزون بر اين مقالاتي ديگر در حوزه هاي ديگر گفت وگوي تمدنها نيز در اين شماره از نشريه ديده مي شود.از جمله:
ـ راهنماي اخلاقي مدارا/ محمد شكيبا/ مريم مقدم
ـ صبح براي دنياي بدون مرز/ آرتيا آپلا/ زهرا نعمتي فر
ـ اصلاح معرفت شناسي كلاسيك/ آلوين پلانتينگا/ مصطفي شهر آييني و..


|   شناسنامه   |   آرشيو   |