پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۱ - ۴ ذيحجه ۱۴۲۳
Thu, Feb 6, 2003
بين الملل
شماره ۲۳۸۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
شيراك سوار ارابه جنگ
لوموند ديپلماتيك (ژانويه ۲۰۰۳) ـ نوشته: ايگناسيو رامونه*
جهان *۲
الگوي آلمان براي فرداي پس از صدام
• به گزارش روزنامه هاي تركيه و كشورهاي عربي، براساس طرحي كه به تأييد «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا و «توني بلر» نخست وزير انگليس رسيده است، با تكرار الگوي آلمان، عراق پس از اشغال به سه بخش تقسيم خواهد شد. براساس اين طرح، هر بخش تحت نظر يك كشور اداره خواهد شد. هنوز نام كشور سوم كه همراه آمريكا و انگليس، عراق را اداره خواهد كرد، مشخص نيست. در همين ارتباط، عراق حداقل به مدت ۳ سال و حداكثر ۷ سال تحت اشغال قرار خواهد داشت.
يوگسلاوي رفت تا اتحاديه صربستان
شيراك سوار ارابه جنگ
بوش وبلر نشد
گروه بين الملل: «ژاك شيراك» رئيس جمهوري فرانسه حاضر نشد براي حمايت از ائتلاف جنگ طلبانه جورج بوش رئيس جمهوري آمريكا تسليم فشارهاي انگليس شود.
به گزارش آسوشيتدپرس، وي پس از ملاقات با «توني بلر» نخست وزير انگليس با خونسردي خواستار شكيبايي شد وگفت كه بازرسان تسليحاتي بايد اجازه يابند به كار خود ادامه دهند. وي در پاسخ به اين سؤال كه بازرسان بايد چقدر وقت داشته باشند، گفت: من نمي توانم براي كار بازرسان جدول زماني مشخص كنم. خودشان بايد تصميم بگيرند.
«شيراك» با تأكيد بر اينكه جنگ بدترين گزينه است، گفت: ما هنوز فاصله زيادي تا آن داريم و هنوز مي توان از راههاي مسالمت آميز مسأله خلع سلاح را به فرجام رساند.
لوموند ديپلماتيك (ژانويه ۲۰۰۳) ـ نوشته: ايگناسيو رامونه*
زنده باد برزيل
110829.jpg
«لوئيس ايناسو لولا داسيلوا» رهبر سابق سنديكايي و رئيس حزب كارگران برزيل كه در انتخابات رياست جمهوري اكتبر ۲۰۰۲ پيروز شد، مسؤوليت جديد خود را در صحنه پرجنب وجوش كنوني آمريكاي لاتين از ژانويه امسال آغاز مي كند.
براي نخستين بار، برزيل كشور وسيعي با ۱۷۰ ميليون نفر جمعيت كه دهمين قدرت صنعتي جهان است توسط رهبري از جناح چپ واقعي كه جهاني شدن ليبرالي را طرد مي كند و به شيوه دموكراتيك انتخاب شده است، اداره خواهد شد.
اين امر يكي از مهمترين وقايع در جهان كنوني است و با شرايطي متفاوت يادآور انتخاب رئيس جمهوري سوسياليست شيلي «سالوادور آلنده» در سال ۱۹۷۰ است.
اول ژانويه ۲۰۰۳ ، سرآغاز فصل نويني در تاريخ آمريكاي لاتين است كه دفتر يكي از تاريك ترين دورانهاي استبداد نظامي را كه نزديك به دودهه (۱۹۸۳ـ۲۰۰۲) طول كشيد، مي بندد. اين دوران نوين سه مشخصه اصلي دارد: اـ افول جنبش چريكي( به جز در كلمبيا و همچنين مبارزه غيرقهرآميز ارتش زاپاتيستها تحت رهبري ماركوس در چياپاس) ۲ـ گسترش نظام هاي دموكراتيك در منطقه ۳ـ تجربه اقتصاد نئوليبرالي در اكثر اين كشورها. پياده كردن اقتصادي مبتني بر الگوي ليبرالي در همه جا منجر به تغييرات بنيادين شده كه نتايج اجتماعي ويرانگري برجاي گذاشته و با شكست مواجه شده است. بازاركار در سال ۲۰۰۲ به چنان سطح نازلي رسيد كه در دو دهه گذشته سابقه نداشته است. بيكاري بيداد مي كند و بيش از نيمي از نيروي كار فعال درگير كارهاي كاذب است. مردم عاصي منطقه به دو شيوه نشان دادند كه كاسه صبرشان لبريز شده است؛: يكي، با رأي ندادن به احزابي كه مسبب اعمال چنين سياستهايي بوده اند و دوم، با ساقط كردن نظام هايي با برنامه نئوليبرالي، پيش از فرارسيدن انتخابات رسمي.براي مثال در پرو، «آلبرتو فوجي موري» رئيس جمهوري ـ متهم به فساد مالي ـ توسط جنبش مردمي سرنگون شد. مردم آرژانتين در ماه دسامبر سال ۲۰۰۱ با فرياد «جهاني شدن ليبرالي نمي خواهيم» ، «بانك جهاني بيرون» و «وامها را پس نمي دهيم» توانستند «فرناندو دولا روا» را به زير افكنند. ديگر جنبش هاي مردمي در بوليوي، پاراگوئه، كاستاريكا و … عليه سياستمداران در قدرت، خصوصي سازي بخشهاي دولتي و پياده كردن سياستهاي بانك جهاني، منطقه را به حركت درآورده است. در ادامه همين نارضايتي هاي عمومي بود كه مردم در ونزوئلا از سال ۱۹۹۸ عليه نظام نئوليبرالي به طرفداري از «هوگو چاوز» برخاستند و از برنامه معتدل اصلاحات اجتماعي او دفاع كردند و در روزهاي آخر سال ۲۰۰۲ باز اين مردم بودند كه با شور انقلابي به پشتيباني از وي ادامه دادند و از او در مقابل يورش مشتي نوكيسه دفاع كردند؛ سودجوياني كه محصول جهاني شدن ليبرالي هستند، حمايت واشنگتن را همراه دارند و حاضرند حتي به قيمت روشن كردن آتش جنگ داخلي و فروبردن كشور در گرداب آشوب. از منافع خود دفاع كنند.
110826.jpg
تمام اين نشانه هاي سياسي بر واقعيت روشن تاريخي اي گواهي مي دهند: دوران كارگزاري جهاني شدن ليبرالي در آمريكاي لاتين به سر رسيده است. انتخاب «لولا» در برزيل بزرگترين شاهد اين مدعاست. رئيس جمهوري جديد دشواري هاي زيادي پيش رو دارد. قضاوت نهايي درباره او براساس توانايي اش در كاهش فقر و تقسيم عادلانه ثروت انجام مي گيرد. در كشور او امروز نابرابري اجتماعي بيداد مي كند: ۱% مردم ۵۳% ثروتهاي ملي را در دست دارند. او بايد به جهانيان نشان دهد كه مردم آمريكاي لاتين مي توانند آينده خود را دردست گيرند و در مقابل طرحهاي نئوليبرالي، الگوي اقتصادي قابل اجرا ديگري ارائه دهند. «لولا» خود چنين مي گويد:«چون تمام آمريكاي لاتين به ما چشم دوخته است و چون ما چشم اميد اين مردم هستيم، حق شكست خوردن نداريم!» آيا مي تواند به قول خود وفادار بماند؟

* ايگناسيو رامونه، استاد تئوري ارتباطات در دانشگاههاي پاريس، از سالهاي ۱۹۸۰ به فعاليت روزنامه نگاري پرداخته است. در كشاكش جنگ خليج فارس، مسؤوليت ماهنامه لوموند ديپلماتيك را به عهده گرفت و اين نشريه را به يكي از ارگانهاي مبارزه عليه نئوليبراليسم و پديده هاي مضر اجتماعي ـ سياسي آن تبديل كرد. جنش ضدجهاني شدن ليبرالي «اتك» به دنبال فراخواني از او شكل گرفت. آخرين كتاب وي «جنگهاي قرن بيست و يكم» نام دارد كه به تازگي منتشر شده است.
جهان *۲
زمينه چيني
تكه هايي از فضاپيماي شاتل «كلمبيا» كه اوايل اين هفته در نزديكي زمين منفجر شد، به مزرعه رئيس جمهوري آمريكا هم رسيد تا آنكه در ميان هياهو براي جنگ، جورج بوش از برنامه هاي تحقيقاتي فضايي آمريكا حمايت كند؛ برنامه هايي كه فعلاً به حال تعليق درآمده اند. اين حادثه در ايران هم بازتاب سياسي يافت، آنجا كه منتقدان، پيام تسليت «حميدرضا آصفي» سخنگوي وزارت امورخارجه ايران را برنتافتند و خرده گرفتند كه سرنشنيان شاتل كلمبيا كارنظامي و نه تحقيقاتي مي كردند.
ساعاتي پيش از سقوط شاتل، «توني بلر» نخست وزير انگلستان راهي كمپ ديويد آمريكا شد تا در ديدار با بوش او را متقاعد كند كه براي اقدام نظامي عليه عراق قطعنامه تازه اي به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل متحدبرسد. بلر موفق شد و بوش با استقبال ازپيشنهاد او درحالي كه لبخند مغرورانه اي بر لب داشت، گفت كه اگر در اين قطعنامه، نشانه تازه اي از اراده براي خلع سلاح صدام وجود داشته باشد، از آن استقبال خواهدكرد.
بوش اين هفته همچنان به تهديد صدام ادامه داد و گفت: مهلت تلاشهاي ديپلماتيك براي حل بحران عراق بيش از چند هفته طول نخواهدكشيد و به دو ماه نخواهدرسيد. اين جمله اي تكراري بود كه جهان از رئيس جمهوري آمريكا شنيد. كالين پاول وزيرامورخارجه آمريكا هم در شوراي امنيت سازمان ملل حاضر شد و آن طور كه كاخ سفيد اعلام كرده قرار است مداركي به شورا عرضه كند كه دستگاه اطلاعاتي آمريكا از فعاليتهاي تسليحاتي عراق با عكسبرداري و شنود تلفني به دست آورده است.
پاول پيش از حضورش در نشست در شوراي امنيت مقاله اي در روزنامه اقتصادي «وال استريت ژورنال» منتشر كرد وبه طور غيرمستقيم به زمينه چيني براي نشست آينده شوراي امنيت و تلاش براي قانع كردن افكار عمومي با موضع آمريكا درقبال بحران عراق پرداخت و همچون رئيس خود ادعا كرد كه صدام سلاحهاي كشتارجمعي خود را پنهان مي كند و هرنوع مورد مشكوكي را از مكانهايي كه مي دانسته، مورد بازرسي قرارمي گيرند، به جاهاي ديگري انتقال داده است.
برخي از رسانه هاي جهان، اين مقاله پاول را نشاني از آنچه كه وي به شوراي امنيت خواهدگفت، دانستند؛ اما اين همه تلاش براي افكارسازي، هنوز نتوانسته جهان را براي حمله به عراق همراه آمريكا كند. آلمان و فرانسه كه مهمترين كشورهايي هستند كه در شيپور جنگ بوش نمي دمند، گرچه به ظاهر نشان مي دهند كه به دلايل بشردوستانه مخالف حمله به عراق اند، اماروي ديگر سكه اين است كه منافعي در اين جنگ براي خود تصور نمي كنند اگر قصد آمريكا از حمله، دستيابي به چاههاي نفت عراق است كه هست. اروپا و بخصوص فرانسه وآلمان از همراه شدن با اين جنگ بازتابي جز خشم افكارعمومي خود نخواهند ديد. چراكه همراه هزينه هاي جنگ مي شوند در دست آخر پول نفت به واشنگتن مي رود. هم از اين روست كه مخالفت اين دو كشور بخصوص فرانسه كه رياست دوره اي شوراي امنيت را نيز عهده دار است، مي تواند موضع مخالفان جنگ در جهان را تقويت كند.
«كريس پتن» كميسر روابط خارجي اتحاديه اروپا كه اين هفته يك سفر غيرمنتظره به تهران داشت؛ هنگامي كه يك خبرنگار ايراني پرسيد به نظر شما، آمريكا چه موضعي درمقابل اين دو كشور مخالف جنگ خواهدگرفت، پاسخ هوشمندانه اي داد كه لايه هاي زيرين اش بوي جنگ مي داد. وي گفت: تلاش همه كشورهاي جهان براي برخورد با صدام و خلع سلاح اوست، نه برپايي درگيري ديگري. همه به فكر خلع سلاح هستند و اگر اين امر با صلح به دست بيايد، همه از آن استقبال مي كنيم. گرچه پتن جمله نهايي خود را حذف كرد، اما آنچنان كه شواهد نشان مي دهد، كاخ سفيد بزودي اين جمله را تكميل خواهدكرد؛ جمله اي كه جان بسياري را از جمله غيرنظاميان عراقي خواهدگرفت.
الگوي آلمان براي فرداي پس از صدام
عراق را سه كشور اداره مي كنند
• به گزارش روزنامه هاي تركيه و كشورهاي عربي، براساس طرحي كه به تأييد «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا و «توني بلر» نخست وزير انگليس رسيده است، با تكرار الگوي آلمان، عراق پس از اشغال به سه بخش تقسيم خواهد شد. براساس اين طرح، هر بخش تحت نظر يك كشور اداره خواهد شد. هنوز نام كشور سوم كه همراه آمريكا و انگليس، عراق را اداره خواهد كرد، مشخص نيست. در همين ارتباط، عراق حداقل به مدت ۳ سال و حداكثر ۷ سال تحت اشغال قرار خواهد داشت.
گروه بين الملل ـ ژنرال «مايكل هاگي» رئيس تفنگداران دريايي آمريكا و عضو ستاد مشترك آمريكا اعلام كرد كه نيروهايش منتظر حمله به عراق هستند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، وي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تقويت نيروهاي آمريكايي در هفته هاي اخير براي تهاجم به عراق كافي است، گفت: ما اكنون آماده هستيم.
در اين حال، به گزارش روزنامه هاي تركيه و كشورهاي عربي، براساس طرحي كه به تأييد «جورج بوش» رئيس جمهوري آمريكا و «توني بلر» نخست وزير انگليس رسيده است، با تكرار الگوي آلمان، عراق پس از اشغال به سه بخش تقسيم خواهد شد. براساس اين طرح، هر بخش تحت نظر يك كشور اداره خواهد شد. هنوز نام كشور سوم كه همراه آمريكا و انگليس، عراق را اداره خواهد كرد، مشخص نيست. در همين ارتباط، عراق حداقل به مدت ۳ سال و حداكثر ۷ سال تحت اشغال قرار خواهد داشت. از سويي، به نوشته نشريه «فارين پاليسي فوكوس»، درصورت سرنگوني رژيم عراق توسط نيروي نظامي آمريكا، رژيمي در بغداد روي كار خواهد آمد كه دست نشانده واشنگتن خواهد بود.
در آن مرحله، بسياري از نيروهاي اشغالگر آمريكايي ممكن است از عراق خارج شوند، اما بايد منتظر شكل گيري سريع حضور نظامي گسترده و هميشگي آمريكا نيز باشيم.
اين نشريه افزود: اين مسأله محتملاً مستلزم تأسيس حداقل سه (و شايد چهار) پايگاه مهم است كه مبتني بر نيروي هوايي خواهند بود، اما حضور دائمي نيروي زميني را نيز ايجاب خواهد كرد. يكي از اين پايگاهها قطعاً در نزديكي بغداد و تركيبي از نيروي هوايي و واحدهاي زميني خواهد بود دومين آنها در كنار حوزه هاي نفتي عظيم نزديك بصره در جنوب شرقي عراق، در نزديكي مرز ايران، خواهد بود.
براساس اين گزارش، سومين پايگاه قاعدتاً در شمال، احتمالاً در منطقه كردنشين تحت كنترل، در نزديكي حوزه هاي نفتي كركوك و موصل خواهد بود. محوطه اي پيش بيني شده، فرودگاه متروك بزرگي است كه در غرب شهر سليمانيه قرار دارد و در حال حاضر، توسط نيروهاي آمريكايي براي جنگ پيش رو در دست نوسازي است. اين محل كه در بكرايو واقع شده است هفته پيش مورد بازديد يك تيم اطلاعاتي آمريكا قرار گرفت و هم حوزه هاي نفتي و هم مرز شمالي با عراق را پوشش خواهد داد. فارين پاليسي فوكوس نوشت: پايگاه چهارم هم ممكن است در صحراي غربي در نزديكي اردن و نزديك حوزه هاي نفتي جنوب غربي كه اعتقاد بر آن است كه ذخاير اضافي عظيمي دارند، تأسيس شود. علاوه بر اينها، ممكن است حتي پايگاه نيروي دريايي كوچكي نيز شايد در ام قصر در ساحل خليج فارس ايجاد شود.
اين نشريه پيش بيني كرد كه بايد انتظار داشت كه دست كم سه پايگاه عمده به عنوان مراكز نظامي دائمي ظرف مدت چند ماه احداث شوند؛ ايجاد اين پايگاه ها ممكن است براساس الگوي عظيم المقياس كمپ «بوندستيل» كوزوو باشد. در آنجا ارتش آمريكا حتي دردسر ايجاد سازه هاي موقت را نيز به خود نداد، بلكه مستقيماً پايگاه شديداً حفاظت شده اي را با هزينه ۳۳۰ميليون دلار براي۷۰۰۰ نيرو احداث كرد كه مشتمل بر يك مركز خريد دوطبقه و ساير ملزومات زندگي آمريكايي در خارج بود.
110925.jpg
فارين پاليسي فوكوس حضور نظامي مستحكم و اساسي در عراق، از ديد واشنگتن، داراي چندين فايده عمده خواهد بود: امنيت نفت عراق را در بلند مدت تضمين مي كند، وابستگي به عربستان بالقوه ناپايدار را محدود مي نمايد و امنيت نزديك ترين متحد آمريكا در منطقه، يعني اسرائيل را افزايش مي دهد. به علاوه براي كشورهاي منطقه اين مسأله را كاملاً روشن مي كند كه آمريكا قدرت كنترل كننده در منطقه است(!) اين مسأله به خاطر تركيب چشمگير ذخاير نفتي، ذخاير گازي عظيم (دوم بعد از روسيه) كنترل بالقوه بر تنگه هرمز، جمعيت جوان و شكوفا و موقعيت جغرافيايي ايران در قلب جنوب غربي آسيا از اهميت فراواني برخوردار است.
حمله آمريكا جان ۱‎/۲ميليون كودك عراقي را تهديد مي كند
110928.jpg
يك سازمان دفاع از حقوق كودكان در ايتاليا اعلام كرد: جنگ احتمالي آمريكا عليه عراق، ۱‎/۲ميليون كودك عراقي را در خطر مرگ قرار مي دهد.
به گزارش ايرنا، در بيانيه سازمان «كودكان را نجات دهيم» آمده است: حمله نظامي آمريكا به عراق، نتايج فاجعه باري براي مردم اين كشور بويژه كودكان به دنبال دارد كه به علت كمبود موادغذايي در خطر مرگ قرارمي گيرند.
به نوشته سازمان ايتاليايي «كودكان را نجات دهيم»، مردم عراق كه از ۱۲ سال قبل شرايط محاصره اقتصادي و بين المللي را تحمل مي كنند، زندگي سخت و مرارت باري دارند كه آغاز جنگ، اين وضعيت را تشديد مي كند.
در اين بيانيه، از شوراي امنيت سازمان ملل، مجامع جهاني و كشورها خواسته شد براي جلوگيري از آغاز جنگ عليه عراق و پرهيز از بروز فاجعه انساني در اين كشور، تلاشهاي خود را افزايش دهند.
صدام: خواهان جنگ نيستم
«صدام حسين» رئيس جمهوري عراق، هرگونه ارتباط با شبكه «القاعده» و وجود تسليحات كشتارجمعي دراين كشور را ردكرد.
به گزارش شبكه تلويزيوني «الجزيره» قطر، وي اين موضوع را در مصاحبه «توني بن» سياستمدار انگليسي با وي با بيان اينكه آمريكا و انگليس قصد حمله به عراق را دارند، وجود هرگونه تسليحات كشتارجمعي درعراق را ردكرد. وي درپاسخ به اين سؤال كه آيا عراق سلاح هاي كشتارجمعي دراختيار دارد، گفت:همانطور كه درگذشته به مناسبت هاي مختلف گفته ام، اين بار نيز مي گويم كه درعراق به هيچوجه سلاح كشتارجمعي وجودندارد و كسي كه عكس اين را مي گويد، بايد درجهت اثبات گفته خود، دليل و مدرك براي افكارعمومي ارائه كند. صدام در پاسخ به سؤالي درمورد ارتباط با القاعده گفت: اگر با سازمان القاعده ارتباط داشتيم و معتقد به چنين رابطه اي بوديم از بيان آن خجالت نمي كشيديم. از اين رو دوست دارم به طور واضح به شما و ازطريق شما به كساني كه اين موضوع را مي شنوند و مي خواهد از آن آگاه شوندبگويم كه ما هيچ رابطه اي با القاعده نداريم. رئيس جمهوري عراق سپس با تأكيد بر اينكه جنگ به مصلحت عراق نيست و هيچ عراقي اعم از مسؤول يا غيرمسؤول اعلام نكرده كه خواهان جنگ است، افزود: همچنين اين سؤال باقي است كه آيا در جست وجوي بهانه اي هستند تا بگويند آنها چيزي به دست آورده اند كه بايد به جنگ عليه عراق مبادرت ورزند؟ اگر هدف اين است كه مطمئن شوند عراق عاري از تسليحات اتمي و شيميايي و بيولوژيكي است، مي توانند از اين موضوع اطمينان حاصل كنند، زيرا اين اسلحه چيزي نيست كه كسي بتواند آن را در جيب بگذارد.
وي گفت: اگر به گفته ها و عملكرد نمايندگان دوكشور بزرگ آمريكا و انگليس نگاه كنيم و به سخنان آنان درمورد جنگ و صلح توجه كنيم، مشاهده مي كنيم كه آنان بيش از آنكه از مسؤوليت خود براي تحقق صلح سخن بگويند، به سوي جنگ گام برمي دارند و اگر درباره صلح سخن بگويند، فقط در دايره متهم كردن ديگران خلاصه مي شود. جهان، زماني مي تواند اصل صلح را اجراكند كه احترام واقعي براي آن قائل باشد و حق را اساس روابط انساني قراردهد.
پرونده عراق در ۲۴ ساعت گذشته
* روزنامه نزاويسيمايا (چاپ روسيه): عراق ميدانهاي نفتي را مين گذاري مي كند.
* روزنامه الرياض (چاپ عربستان): يك دانشمند اتمي عراقي در كانادا، بوش را به گمراه كردن جهانيان متهم كرد.
*روزنامه الوطن: واشنگتن فرستادن يك هيأت عربي ـ تركي را براي قانع كردن صدام به ترك عراق پيشنهاد كرد.
* روزنامه الدستور (چاپ اردن): پادشاه اردن و وليعهد عربستان اظهار اميدواري كردند تلاش براي جلوگيري از جنگ ادامه يابد.
* روزنامه العرب اليوم: يك هزار سرباز آمريكايي در منطقه شمالي عراق مستقر هستند.
* روزنامه البعث (چاپ سوريه): بشار اسد در جريان ديدار با طه ياسين رمضان از همكاري كامل عراق با بازرسان بين المللي ابراز خرسندي كرد.
* روزنامه تشرين: آمريكا همگام با آماده سازيهاي خود براي جنگ، بودجه اختصاصي پنتاگون را افزايش داد و خواهان تأسيس يك شبكه تلويزيوني ماهواره اي به زبان عربي براي تبليغ اهداف خود شد.
* روزنامه الشرق الاوسط (چاپ لبنان): سازمان جاسوسي آمريكا پيگرد جاسوسان صدام در خارج از عراق را آغاز كرد.
* روزنامه القبس (چاپ كويت): چند كشور عرب درخواست كردند كه آمريكا ۴۸ ساعت فرصت دهد تا صدام را براي خروج از عراق متقاعد كنند.
* روزنامه حريت (چاپ تركيه): «ديك چني» در تماس تلفني با «عبدالله گل» خواهان تصميم گيري فوري مجلس تركيه در مورد عراق شد.
* روزنامه حريت: آمريكا به تركيه هواپيماي «آواكس» وسيستم ضد موشكي «پاتريوت» مي فرستد.
يوگسلاوي رفت تا اتحاديه صربستان
و مونته نگرو بيايد
گروه بين الملل ـ مسكو كه همواره مناسبات نزديكي با بلگراد داشته، اعلام كرد: خرسنداست كه پس از فروپاشي يوگسلاوي، صربستان و مونته نگرو كشور واحدي باقي خواهندماند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، دربيانيه وزارت امورخارجه روسيه آمده است: مسكو خشنوداست كه طرفين قصددارند بنا به تعهدات قبلي خود عمل كنند.
بنابراين مبنايي براي استمرار اصلاحات مردم سالاري و حل معضلات اجتماعي و اقتصادي به وجودآمده است. ديروز پارلمان يوگسلاوي به انحلال يوگسلاوي رأي داد و يك اتحاديه جديد به نام «صربستان و مونته نگرو» را جايگزين آن كرد.
قانون اساسي جديد به هردوجمهوري ميزان قابل ملاحظه اي خودمختاري اعطامي كند. اين جمهوري ها پس از سه سال اجازه دارند براي استقلال خود همه پرسي برگزاركنند.
شوارد نادزه: گرجستان ظرف ۳ سال عضو ناتو مي شود
گروه بين الملل ـ رئيس جمهوري گرجستان از عضويت آن كشور در پيمان ناتو در آينده نزديك خبر داد. به نوشته روزنامه «آزادليق» چاپ «باكو»، «ادوارد شوارد نادزه» گفت: گرجستان ظرف ۳ سال آينده به عضويت ناتو در خواهد آمد. گرجستان عضو طرح مشاركت براي صلح ناتو است. همزمان با انتشار سخنان شواردنادزه، گفته شد كه گرجستان حمايت خود را از حمله قريب الوقوع آمريكا به عراق اعلام كرده است. گرجستان پس از استقلال در ابتداي دهه ۹۰ ميلادي سده گذشته، سياست همگرايي با آمريكا را در پيش گرفته است.
نگاه
اميد به پايان جنگ در كنگو
پس از چهار سال جنگ در جمهوري دموكراتيك كنگو كه به جنگ بين المللي آفريقا شهرت يافته بود، جناحهاي درگير اين كشور با امضاي قرار داد صلح، تلاش ديگري را براي پايان دادن به اين جنگ آغاز كردند. اين قرارداد در پايان گفت وگوهاي يك هفته اي ميان نمايندگان دولت، گروههاي شورشي، احزاب و گروههاي مدني كنگو در «پرتوريا» (پايتخت آفريقاي جنوبي) به امضا رسيد. براساس اين قرارداد، «ژوزف كابيلا» رهبر كنوني كنگو تا دو سال آينده به عنوان رئيس جمهوري موقت اين كشور باقي خواهد ماند و با تأسيس چهار سمت معاونت رئيس جمهوري، دولت، دو گروه اصلي شورشي و احزاب هر كدام، يكي از اين معاونتها را در اختيار خواهند گرفت. در عين حال، در دو مجلس سنا و نمايندگان نيز جناحهاي صاحب نفوذ در كنگو، هر يك، نمايندگاني خواهند داشت. در اين شرايط و در واقع، با تقسيم قدرت ميان جناحهاي صاحب نفوذ در كنگو، اصلي ترين موضوع مورد اختلاف ميان اين جناحها برطرف شده است. اين اختلاف نظر زماني شكل گرفت كه پس از سرنگوني حكومت ديكتاتور «موبوتو» در زئير سابق و به قدرت رسيدن «لوران كابيلا» ـ پدر ژوزف كابيلا ـ ميان وي و متحدانش مشكلاتي بروز كرد. گروههاي متحد كابيلا كه به صورت مستقيم از سوي روآندا و اوگاندا حمايت مي شدند، خواستار حضوري گسترده دردولت و ارتش زئير يا جمهوري دموكراتيك كنگو بودند كه اين خواسته با مخالفت كابيلا روبرو شد. بروز اين اختلاف نظر باعث جنگ ميان متحدان سابق شد و در واقع گروههاي متحد سابق كابيلا به دشمنان وي تبديل شدند. اما پس از چهار سال جنگ و ورود نيروهاي نظامي از كشورهايي نظير زيمبابوه، آنگولا، ناميبيا، روآندا و اوگاندا به كنگو، مشخص شد كه بحران كنگو راه حل نظامي ندارد و تنها از طريق گفت وگو مي توان پاياني بر اين بحران متصور بود. البته يكي از دلايل بروز و تشديد جنگ داخي در كنگو، رقابتهاي قدرتهاي بزرگ، به ويژه فرانسه به عنوان استعمارگر سابق كنگو و آمريكا بود. بسياري بر اين باورند كه سرنگوني حكومت موبوتو در زئير سابق، در واقع با ورود آمريكا به اين كشور و خروج فرانسه همراه بود به طوري كه آمريكا قبل از سقوط كامل دولت موبوتو، با شورشيان به رهبري لوران كابيلا قرارداد براي استخراج معادن مس در شرق زئير به ارزش يك ميليارد دلار به امضا رساند. اما پس از روي كار آمدن كابيلا، برخي سياستهاي وي خوشايند آمريكا نبود، بر اين اساس نيز گفته مي شود آمريكا در بروز جنگ داخلي در اين كشور دخيل بوده است. به ويژه آنكه روآندا و اوگاندا به عنوان متحدان آمريكا در منطقه از شورشيان مخالف كابيلا حمايت مي كردند. اما ژوزف كابيلا كه پس از ترور پدرش به قدرت رسيد، تلاش كرد كه با نوعي به رايزنيهاي منطقه اي و بين المللي بر مشكلات موجود در كشورش فائق آيد. اين اقدامات با تلاشهاي ميانجيگرانه كشورهاي آفريقايي، به خصوص آفريقاي جنوبي و نگرش جديد آمريكا به آفريقا براساس ضرورت استقرار امنيت در اين قاره همراه شد. در اين حال، پيامدهاي منفي طولاني شدن بحران كنگو و فشارهاي منطقه اي و بين المللي زمينه خروج نيروهاي نظامي خارجي از اين كشور را فراهم كرد و در نهايت نيز پس از چند دور گفت وگو، طرفهاي متخاصم در كنگو با امضاي قرارداد صلحي به جنگ در اين كشور پايان دادند. البته در شرايط كنوني، اين سؤال وجود دارد كه قرارداد صلح كنگو تا چه اندازه اي مي تواند پايان بخش بحران چهارساله در اين كشور باشد؟
در نگاه نخست به نظر مي رسد كه اين قرارداد، گام مهمي در راستاي حل بحران كنگو به شمار مي رود، اما اين واقعيت را نمي توان ناديده گرفت كه به غير از تقسيم قدرت در كنگو، مشكلاتي نظير خلع سلاح شورشيان، تشكيل ارتش ملي اين كشور و حضور آن در سراسر كنگو و اختلاف نظر ريشه دار نژادي در منطقه، هر كدام مي توانند موانعي در راه اجراي كامل اين قرارداد محسوب شوند.
آن سوي خبر
وقتي كه بوي جنگ مي آيد
وقتي كه بوي جنگ مي آيد، دموكراسي از پنجره به بيرون پرتاب مي شود. بنابراين، هنگامي كه مقامات واشنگتن، در حالي كه كشور را به سمت جنگ سوق مي دهند، درباره دموكراسي ـ چه در اينجا و چه در خارج ـ صحبت مي كنند، صداقت ندارند. آنها دموكراسي نمي خواهند، بلكه مي خواهند كه همه چيز را خود در دست داشته باشند. آنها مي خواهند براي ما تصميم بگيرند كه آيا به جنگ برويم يا نه. مي خواهند كه در مورد مرگ و زندگي مردم اين كشور تصميم بگيرند و قطعاً مي خواهند در مورد مرگ و زندگي مردم عراق و تمام خاورميانه تصميم بگيرند. در مقابل چنين برخوردي، وظيفه ما روشن است: متوقف كردن آنها. من نمي خواهم به استدلالات بوش درباره ضرورت جنگ بپردازم، البته اگر بتوان اسم آنها را استدلال گذاشت. از من نخواهيد كه چنين كنم. از من نخواهيد كه تخلفات آمريكا از قوانين بين المللي را گوشزد كنم. از من نخواهيد بگويم كه حتي اگر صدام حسين از اين يا آن قطعنامه سازمان ملل متحد تبعيت نكرده باشد ، آمريكا در شرف زيرپا گذاشتن يك بند اساسي منشور سازمان ملل متحد است؛ بندي كه اعلام مي كند هيچ كشوري حق راه انداختن جنگ را ندارد. نه، از من نخواهيد كه چنين كنم.
از من نخواهيد بپرسم كه چرا اين وحشت از سلاحهاي كشتار جمعي شامل حال سلاح هاي كشتار جمعي آمريكا نمي شود. مقامات دولت بوش فكر مي كنند كه اگر عبارت «سلاح هاي كشتارجمعي» را تكرار و تكرار كنند مردم از ترس سرفرود مي آورند. بگذريم كه عراق، اين قدرت نظامي درجه پنجم، حتي در آن منطقه هم قويترين نيروي نظامي نيست. اين اسرائيل است كه با در اختيار داشتن ۲۰۰سلاح اتمي مقام قويترين نيروي نظامي منطقه را به خود اختصاص داده است. بوش مقرر نمي دارد كه آريل شارون سلاح هاي كشتارجمعي خود را نابود كند و يا با «تغيير رژيم» مواجه شود. رسانه هاي جمعي آمريكا مجموعه رقت انگيزي هستند. آنها نه به ما تجزيه و تحليل مي دهند و نه تاريخ. آنها به ما كوچكترين اطلاعاتي نمي دهند. آنها از مطرح كردن ابتدايي ترين سؤالات خودداري مي كنند. سؤالاتي چون: كدام كشور، با اختلاف زياد، بيشترين تعداد سلاح هاي كشتار جمعي در دنيا را در اختيار دارد؟ كدام كشور بيش از هر كشور ديگري از سلاح هاي كشتارجمعي استفاده كرده است؟ كدام كشور دنيا با استفاده از سلاح هاي كشتارجمعي بيشترين تعداد انسان ها را كشته است؟ جواب ساده است: ايالات متحده آمريكا.
من بيش از اين نمي خواهم بشنوم كه صدام حسين احتمالاً ظرف دو، پنج يا كسي چه مي داند، چند سال آينده بمب اتمي خواهدساخت. ما در آمريكا ۲۰هزار سلاح اتمي داريم. نه، من نمي خواهم در اين مورد صحبت كنم. اين ارزش صحبت ندارد. مي خواهم در مورد جنگ چندنكته عام مطرح كنم. من در جنگ جهاني دوم، خلبان بمب افكن بودم. اين را از اين جهت نمي گويم كه ادعا كنم در امور جنگ كارشناسم، هرچند كه در واقع هستم. كساني كه در نيروهاي نظامي خدمت كرده اند، هزاران ديدگاه متفاوت دارند، در نتيجه، كسي نمي تواند بگويد «من خدمت نظامي كرده ام، پس بايد حرف هايم را قبول كنيد.» و اما مورد خاص من… من در بهترين جنگ خدمت كردم، تميزترين جنگ. جنگي كه بيشترين تعداد كشته را داد، ولي براي هدفي موجه. جنگي كه انگيزه والايي داشت، حداقل از طرف برخي شركت كنندگانش.اما همين جنگ هم به «هيروشيما» و «ناگازاكي» ختم شد و سال هاي جنگ آكنده از وحشي گري هايي كه آدم هاي خوب عليه آدم هاي بد مرتكب مي شدند، بود. من كه جزو آدم هاي خوب بودم، افتخار مي كردم به اين كه در نبرد با فاشيسم مي جنگم و توجيه من در مورد وحشي گري ها اين بود كه حداقل از طرف آدم هاي خوب انجام مي گيرد.
نكته اول: جنگ هميشه عواقب ناخواسته اي دارد. وقتي جنگ شروع مي شود، اصلاً معلوم نيست كه به كجا ختم شود. نكته ديگر: امروز، ما به مرحله اي از تاريخ بشر رسيده ايم كه ابزار جنگي به قدري وحشتناك شده اند كه استفاده از اين ابزارها هرگونه هدف والاي احتمالي جنگ را تحت الشعاع قرارمي دهند. از زمان جنگ جهاني دوم، قربانيان جنگ بطور فزاينده اي غيرنظاميان بوده اند. در جنگ جهاني اول، نسبت تعدا دكشته شدگان نظامي به غيرنظامي ده به يك بود، در حالي كه در جنگ جهاني دوم اين نسبت يك به يك شد. پس از جنگ جهاني دوم، بيشترين قربانيان كشتار جنگ غيرنظاميان بوده اند.
در ضمن، من اصلاً نمي خواهم بين مردم غيرنظامي بي گناه و سربازاني كه قرار است بي گناه نباشند، تفكيك قائل شوم و اين مسأله اي است كه ارزش انديشيدن دارد. چگونه مي توان گفت سربازان عراقي كه ما آنها را در اواخر جنگ خليج فارس ۱۹۹۱ با بولدوزر له كرديم، بي گناه نبودند؟ ارتش آمريكا آنها را زنده به گور كرد، صدها و صدها نفر از آنها را زنده به گور كرد. آن سربازان شكست خورده عراقي چه گناهي كرده بودند كه در حال عقب نشيني و شكست، نيروهاي آمريكايي آنها را مثل گوسفند سلاخي كردند؟ اين سربازان در آنسوي ميدان جنگ چه كساني بودند؟ جوانان فقير و بدبختي كه به خدمت اجباري در ارتش احضار شده بودند. در جنگ، كساني را مي كشيد كه خود قرباني آن ديكتاتور ظالمي هستند كه ادعا مي كنيد عليه اش مي جنگيد. اين است آنچه مي كنيد. و جنگ ها هميشه جنگ عليه بچه ها هستند. در هر جنگي، تعداد زياد و غيرقابل بخششي از بچه ها جان مي سپارند. اين مرا به آخرين نكته عامي كه مي خواستم مطرح كنم، مي رساند؛ ما اگر اعتقاد داريم كه همه مردم مساوي خلق شده اند، بايد به همسايگان، دوستان و هر كسي كه مي توانيم، يادآور شويم كه ما نبايد به جنگ برويم. اگر واقعاً معتقد هستيم كه بچه هاي عراقي همانقدر حق حيات دارند كه بچه هاي آمريكايي، نمي توانيم وارد جنگ با عراق شويم. اگر قرار است جهاني شويم، بگذاريد در زمينه حقوق بشر جهاني شويم. بگذاريد اصرار بورزيم كه ارزش جان مردم كشورها با يكديگر برابرا ست و بنابراين جنگ را نخواهيم پذيرفت.
جنگ مدرن جنگي است عليه غيرنظاميان.
* «هاوارد زين» اين مقاله را در شهر «مديسون» در ايالت «ويسكانسين» ايراد كرد. وي مورخ مشهور آمريكايي و نويسنده كتاب «تاريخ مردم آمريكا» است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |