• «آلكسيس كوروس» فيلمساز ايراني الاصل مقيم فنلاند كه خود نيز پزشك است و متولد كرمانشاه و در دهه شصت به عنوان فيلمبردار در جبهه جنگ بوده است و پس از اينكه ايراني ها هيچ واكنشي براي ساختن فيلم ميليتاريستي «بدون دخترم هرگز» نشان دادند دست به ساختن اين مستند با بودجه تلويزيون فنلاند و شبكه «آرته ARTE» فرانسه و آلمان زد كه نتيجه آن بسيار بحث برانگير بوده است.
در اواخر دهه ۱۹۸۰ كتابي منتشر شد با عنوان «بدون دخترم هرگز» اين كتاب به بررسي يكطرفه و ناجوانمردانه رابطه يك زن و شوهر با نامهاي بزرگ و بتي محمودي مي پرداخت. در كتاب «بتي محمودي» به شرح سفر دوهفته اي خود به ايران همراه شوهرش و دخترش مهتاب پرداخت و چگونگي فرار خود از ايران را شرح داد.
بر مبناي اين كتاب در سال ۱۹۹۰ فيلمي ساخته شد با همين منوال كه نقش دكتر محمودي را «آلفرد مولينا» (بازيگر معروف آمريكايي كه درچند سال اخير در فيلم هايي مثل شكلات و فريدا بازي كرده است) و نقش بتي را «سالي فيلد» (بازيگر اسكاري سينماي آمريكا) بازي كردند. فيلم در معيارهاي هاليوودي خود به حدي سطحي و مبتذل بود كه صداي بسياري از روشنفكران غربي را نيز درآورد ولي در عين حال در آمريكا و اروپا بسيار معروف بود. تلويزيون ايران در اوايل دهه گذشته برنامه اي با عنوان «در انتظار مهتاب» ساخت كه كمابيش مردم ايران را به شيوه خود با اين قضيه آشنا كرد ولي آن برنامه نيز از دكتر محمودي اعاده حيثيت نكرد. «آلكسيس كوروس» فيلمساز ايراني الاصل مقيم فنلاند كه خود نيز پزشك است و متولد كرمانشاه و در دهه شصت به عنوان فيلمبردار در جبهه جنگ بوده است و پس از اينكه ايراني ها هيچ واكنشي براي ساختن فيلم ميليتاريستي «بدون دخترم هرگز» نشان دادند دست به ساختن اين مستند با بودجه تلويزيون فنلاند و شبكه «آرته ARTE» فرانسه و آلمان زد كه نتيجه آن بسيار بحث برانگير بوده است. اين فيلم در جشنواره فجر به نمايش درآمد به همين خاطر ايران جمعه گفت وگويي با كارگردان انجام داده كه مي خوانيد:
•••
\ فيلم شما را چه كساني تهيه كردند؟
* تلويزيونهاي فنلاند، سوئد، دانمارك وشبكه آرته فرانسه كه اخيراً اين شبكه روشنفكري اروپا اقدام به پخش آن نيز كرد. ولي با توجه به اينكه اين فيلم در فنلاند هنوز روي پرده است تلويزيون فنلاند آن را پاييز سال ۲۰۰۳ پخش خواهد كرد.
\ چقدر با اين قضيه آشنا بودند، آن هم با توجه به جريانات فكري ناسالمي كه بر ضد اين مسأله وجود داشته و دارد آن هم بعد از اكران فيلم «بدون دخترم هرگز» كه به شدت به عنوان يك اثر رسانه اي افكار عمومي در اروپا و آمريكا را به نفع خود تغيير داد؟
* اين مسأله به طور مرتب در غرب زنده است. بسياري از تلويزيون هاي اروپا مرتب به اين مسأله مي پردازند . قبلاً يكي از شبكه هاي تلويزيوني فنلاند اين فيلم آمريكايي را پنج ماه پيش پخش كرد. استوديوهاي معظم هاليوودي در پكيج هاي فروش فيلم خود كه مثلاً حاوي صد فيلم است و ارزانتر محاسبه مي شود فيلم به تلويزيون هاي اروپا مي فروشد. استوديوي «متروگلدوين ماير» در پكيج خود اين فيلم را نيز به تلويزيون فنلاند فروخته كه در نتيجه هر چند سال يك بار مرتب اين فيلم از تلويزيون پخش مي شود . طبق آماري كه در سوئد گرفته شده مشخص شده كه از هر سه خانه يكي فيلم و كتاب توليدي آمريكا را دارند .
\ البته بسياري از مردم اروپا تحت تأثير فرهنگ ميليتاريستي آمريكا هستند.
* بله، كلاً در اين كشورها هر چيزي كه دست به ذهنيت مردم نزند و آنها را تقويت كند مورد توجه است منجمله همين مسأله كه آنها فكر مي كنند ايرانيها و كلاً خاورميانه از نظر فرهنگي انسانهايي عقب مانده اند. اين توجه بيشتر به اين خاطر است كه فكر كردن را به خواننده يا بيننده اجبار نمي كند و جهان بيني او را كه از قبل داشته تغيير نمي دهد البته موفقيت فيلم و كتاب در قشر روشنفكر با شكست مواجه شد و فقط عامه مردم از آن استقبال شديد كردند. جالب اينجاست كه فيلم من را بيشتر روشنفكرين مي بينند و عامه نسبت به آن دوجور عكس العمل نشان دادند، يا اينكه عصباني مي شوند چون نمي خواهند برداشت قبلي شان خدشه دار شود يا اينكه داستان بتي را زيرسؤال مي برند و اظهار مي كنند: پس سر ما كلاه رفته است.
\ ايراني بودنتان چقدر در ايده اوليه شما براي ساخت فيلم آن هم بعد از سالها تأثير داشته است؟
* صددرصد تأثير داشت. از زمان اكران فيلم هاليوودي در اين فكر بودم كه اي كاش كسي بيايد و از ديد پدر به قضيه نگاه كند. من دائم منتظر بودم كه كسي در ايران اين كار را بكند كه نكرد. روي همين اصل مشغول ساخت فيلم شدم. من فكر مي كنم در حال حاضر يك رنسانس فكري در اروپا در حال رخ دادن است. ديدگاههاي سياه و سفيد غربي در حال خاكستري شدن است. جو آنجا در حال تحول است. نمي خواهند همه چيز را سياسي ببينند.
\ ساخت فيلم چقدر طول كشيد؟
* سه سال.
\ در طي اين سه سال تحقيق و نگارش را انجام داديد يا قبل از آن؟
* من وقتي در سال ۱۹۹۹ اولين چراغ سبز را از تلويزيون فنلاند گرفتم شروع به تحقيق كردم. قبل از آن فقط كتاب را خوانده بودم وفيلم را نيز ديده بودم. وقتي كار شروع شد من براي ديدن دكتر محمودي به ايران آمدم كه البته ايشان ابتدا مخالفت كردند.
\ در دوره اي كه هنوز قضيه داغ بود تلويزيون ايران برنامه اي پخش كرد؟
* بله، «در انتظار مهتاب» را ديده ام.
\ حس مي كنيد چقدر آن برنامه صادق بود؟
* آن برنامه به علت نداشتن اطلاعات درست و اوليه ناقص بود فيلم من با آن برنامه تفاوت بسياري دارد. در فيلم من بعد انساني غالب است. ولي آن برنامه بعد سياسي اجتماعي اش غلبه بر ساير مسائل داشت . در اين فيلم پدري نمايش داده مي شود كه زيرفشارهاي سياسي قرار دارد و تم اصلي فيلم من پدري است كه دنبال دخترش مي گردد .
\ هيچ با مهتاب تماس گرفتيد؟
* سعي شد ولي اكثراً يا جوابي نگرفتيم يا در يك مورد خود بتي محمودي جواب داد.
\ پس با خود مهتاب هيچ صحبتي نكرديد؟
* هيچ صحبتي. و اين براي يك دختر ۲۳ ساله بسيار عجيب بود.
گفت وگو با دكتر محمودي
حرف زدن
همراه باليوان آب يخ!
\ آقاي دكتر محمودي ۹ سال پس از اكران «بدون دخترم هرگز» چطور به آن دوران بازگشتيد؟
* من در ابتدا چون تهيه كنندگان و كارگردان را نمي شناختم مخالفت كردم چون در برنامه «در انتظار مهتاب» و مصاحبه هاي مطبوعاتي آن زمان صحبت هاي من نصفه و نيمه و با سانسور پخش شد. ولي وقتي متوجه شدم كه تهيه كنندگان فنلاندي هستند و با توجه به بي طرفي اين كشور در مناقشات سياسي و فهميدن اين مسأله كه آنها به دنبال كشف حقيقت هستند و اين زحمت را به خود داده اند كه پس از سالها مرا پيدا كنند با آنها همكاري كردم. خوشحال شدم كه بالاخره پس از سالها يك نفر با غيرت و حس وطن دوستي و بشردوستي به دنبال اين باشد كه خود دكتر محمودي كيست.
\ در طول ساخته شدن فيلم چه عاملي باعث شد كه خود را بيرون بريزيد. با توجه به اتفاق تراژيكي كه براي شما افتاده بود بايد سخت بوده باشد؟
* بله بسيار سخت بود. امشب با وجود اينكه دوازدهمين باري بود كه فيلم را ديدم اشك از چشمانم جاري شده بود. با توجه به اينكه قاعدتاً بايد در طي اين سال من پوست كلفت شده باشم باز تحت تأثير احساسات قرارگرفتم. خيلي دردناك بود كه پس از پانزده شانزده سال بخواهم در اين مورد صحبت كنم ولي چون هدف رساندن حقيقت به گوش دنيا بود اين انگيزه در من ايجاد شد اين رنج را بپذيرم. هميشه با يك ليوان آب يخ در كنارم صحبت مي كردم. بدين ترتيب خود را كنترل مي كردم كه حقيقت را آنطور بوده به گوش دنيا برسانم. هر چند اين فيلم فقط بخشي از آن است. بقيه رادر كتابي كه به زودي منتشر مي شود نوشته ام .
\ اولين بار «بدون دخترم هرگز» را كي ديديد، آيا در آن موقع ايران بوديد؟
* اولين بار در سال .۱۳۷۰
\ از ساخته شدن چنين فيلمي راجع به خود اطلاع داشتيد؟
* خير. ولي پس از ساخت و اكران، دوستي اين مطلب را به من گفت. او در سفر به ايران نسخه ويديويي اين فيلم را همراه خود آورده بود. جالب بود كه وقتي من فيلم را مي ديدم ابتدا خيلي خوشحال شدم، به خودم گفتم كتاب كه دروغ بود. اميدوار بودم فيلم واقعي باشد. صحنه اول فيلم خانه شخصي من در ميشيگان را نشان مي داد. (بسيار باحس) همان خانه زيبا، همان درختان تنومند و همان اسكله زيبا. تصور كردم كه فيلم قرار است حقيقت را بگويد ولي به تدريج با گذشت زمان فيلم دروغگويي نيز شروع شد خيلي ناراحت شدم. مدام فرياد مي زدم: اين دروغ است. دوستاني كه فيلم را با من تماشا مي كردند ويديو را خاموش كردند.
\ مي خواهم وارد بحث ديگري شوم. جريانهاي روشنفكري در تمام دنيا معتقدند كه يك جور سلطه خبري روي افكار عمومي مردم آمريكا وجود دارد. در مدت زندگي خود در آنجا از اين قضيه چقدر مطلع بوديد؟
* اين را مي دانستم كه مردم آمريكا مشتي افراد ساده انديش و زودباورند و درواقع به دام وسايل ارتباط جمعي گرفتار شده اند و اين مسأله كه شعورسياسي عامه مردم آمريكا محدود است را خيلي زود دريافتم. مردم در خاورميانه شعور سياسي بالايي دارند. خود من در عمرم چند كودتا، انقلاب و رفرم را ديده ام. از ملي شدن صنعت نفت تا جنگ كره يا جنگ ويتنام.
عامه مردم آمريكا بيشتر علاقه دارند راجع به بيسبال صحبت كنند جوك بگويند و بخندند. باورم كنيد بسياري حتي نمي دانند پايتخت آمريكا كجاست. از اينكه چرا مردمي به اين پيشرفتگي و صنعتگري اينقدر محدود فكر مي كنند. درواقع دولت آمريكا مغزها را گلچين مي كند.
\ با توجه به پيشرفت اطلاع رساني در دنيا آيا مي توان رنسانس را در افكار مردم آمريكا شاهد بود؟
*فكر نمي كنم به اين زودي ها اين اتفاق بيفتد. الان كه جمهوريخواهها سركار هستند با ايجاد يك حب وطن پرستي كاذب مردم آمريكا را عليه دنيا شورانده اند. مردم هميشه گوش به زنگ نگه داشته مي شوند كه با دشمنان خيالي مبارزه كنند. زماني كمونيستها دشمن بودند و حالا كشورهاي اسلامي. جالب اينجاست كه بسياري از حكومتهاي كشورهاي اسلامي دست نشانده هستند. گاهي بعضي از كشورها هم كه مي خواهند مستقل شوند مورد غضب قرارمي گيرند (مثلاً عربستان و عراق) كافيست نگاهي به يكي از شبكه هاي ماهواره اي بيندازيد. اگر ازديد آنها به قضيه بنگريد خيال مي كنيد كه الان صدام موشك هايش را به سمت واشنگتن نشانه رفته است و منتظر زدن كبريت است. برنامه اي وجود دارد به نام: هدف عراق كه بيشتر ذهن مردم را شورشي مي كند و آنها را به جنگ ترغيب مي كند. يك آمريكايي هيچ وقت سؤال نمي كند كه يك جاي كار مي لنگد و قضايا آنطور كه جلوه مي شود نيست. آمريكايي ها هيچ وقت از خود سؤال نمي كنند كه از حقوق دريافتي آنها ماليات كسر شده و چرا بايد براي خريد هر چيزي حتي يك قرص نان دوباره ماليات بپردازد. وقتي من اين سؤال را در زمان دانشجويي مطرح كردم مرا وادار به سكوت كردند. در زمان جنگ ويتنام نيز من از مخالفين جنگ بودم. آن زمان در بحث هاي دانشجويي مي گفتم كه مردم ويتنام كمونيست نيستند بلكه يك مشت آدم پابرهنه اند كه فرانسه استعمارگر را از كشورشان بيرون كرده اند حالا مي خواهند آزاد باشند. ويتنامي هاي كشاورز و روستايي مي خواهند كشور مستقل تشكيل دهند اين در صورتي بود كه مردم آمريكا در آن دوره اعتقاد داشتند آنها كمونيستند و خونشان حلال است!
\ سينماي آمريكا را دنبال مي كنيد؟
* خير.
\ حتي فيلمهايي كه آمريكايي ها بر ضد سياستهاي خود مي سازند؟
* من فيلمي در آمريكا ديدم به نام «شكارچي گوزن» و در آن فيلم واقعيت به عكس گفته شده بود. اين آمريكايي ها بودند كه ويتنامي ها را در استخر پر از موش مي انداختند و عذاب مي دادند. در صورتي كه روايت كاملاً دروغ اين فيلم را مردم آمريكا به راحتي باور كردند. وقتي من در آمريكا مي گفتم كه حكومت ملي ايران توسط كودتاي آمريكايي ها سرنگون شد كسي باور نكرد و آنهايي هم كه مي فهميدند كه من چه چيزي را مي گويم مرا به سكوت وادار مي كردند.
\ بازتاب رسانه اي فيلم آمريكايي بعد از اكران نسبت به شما چه بود؟ آيا مصاحبه اي انجام شد؟
* در ايران خير. ولي كانال اشپيگل آلمان فعاليت زيادي براي مصاحبه با من انجام دادند و وقتي اين مصاحبه صورت گرفت بازتاب گسترده اي در اروپا داشت.
\ اين بازتاب براي شما مثبت بود؟
* بله و حتي روزنامه «دي ولت» آلمان كه در سراسر اروپا منتشر مي شود از من در روز بعد از پخش مصاحبه حمايت كرد در آن مطلب قيد شد كه «دي ولت» متوجه شده كه اين مسأله توسط سيا رهبري شده و ساختگي بوده است.
\ متخصص ارتوپدي هستيد؟
* نه من متخصص بيهوشي هستم و از زندگي خود بسيار راضي ام و از بابت خدمتم خوشحال هستم. شايد بسياري از مسائل مرا در ايران ناراحت كند ولي عاشقم و ناراحتي ها را تحمل مي كنم.