|
جغرافياي سايتها
|
|
|
|
|
|
آموزش حقوقي
|
|
|
|
حقوق شهروندي
|
|
|
|
|
|
|
جغرافياي سايتها
وقتي جرم در خانه رخ مي دهد
طبق اعلام نتايج طرح «بررسي همسركشي در ۱۵ استان كشور» به نظر مي رسد در استانهايي كه امكان طلاق و ازدواج مجدد بيشتر وجود داشته، جرم همسركشي كمتر اتفاق افتاده است. ميزگرد «بررسي همسركشي در ۱۵ استان كشور» با حضور دكتر محمد آشوري، مؤسسه تحقيقاتي علوم جزا و جرم شناسي دانشگاه تهران، برگزار شد. دكتر آشوري در اين نشست اظهار داشت: سابقه قتل نفس به قدمت عمر انسانهاست و چون اين عمل، ضربات سنگيني بر پيكر جامعه وارد مي كند، بازتاب گسترده اي در كشورهاي مختلف داشته است. وي افزود: آنچه مسلم است اهميت برخورد متناسب با جرم قتل و كاهش زمينه هاي آن تا بدان جاست كه در كشورهاي مختلف شديدترين مجازات ها براي آن وضع شده است. نكته قابل توجه اين است كه در گذشته در قوانين جمهوري اسلامي ايران صرفاً برجنبه حق الناس جرم قتل تكيه شده بود و هيچگونه مجازاتي از جنبه هاي ديگر وجود نداشت و خوشبختانه در قانون مجازات اسلامي ،۱۳۷۰ قانون گذار براي اين جرم كه از ديدگاه فقهي صرفاً حق الناس است وهيچ جنبه عمومي ندارد در عين حفظ جنبه خصوصي آن جنبه عمومي هم براي آن قايل شدند و براي آن تعيين مجازات كردند كه اين خود گام مهمي در اين زمينه است كه قتل مي تواند از لحاظ قانوني جنبه عمومي هم داشته باشد. اين حقوقدان تصريح كرد: وقتي قتل در خانه اتفاق مي افتد و فرد، همسر خود را مي كشد، افكار عمومي جريحه دار و جامعه متشنج مي شود. علت هم اين است كه در قتل همسر، بيش از يك قتل صورت مي گيرد و خود قاتل بعد از ارتكاب آن دچار عذاب وجدان مي شود؛ چون كسي را كه كشته شريك زندگيش بوده و غير از اين عذاب دايمي مشكل ديگر، مشكل فرزندان است؛ چرا كه با اين عمل، ضربات جبران ناپذيري بر قلب و روح فرزندان وارد مي شود و آنها را براي هميشه نااميد، بدبين و بي پناه مي كند و چه بسا از مسير زندگي خارج كند. يك نكته مهم اين است كه برخلاف تصور، ارتكاب قتل، مخصوص طبقات پايين يا بي سواد جامعه نيست. دكتر آشوري درباره طرح گفت: دامنه اين طرح ۱۵ استان كشور بود كه با توجه به شرايط گوناگون به نحوي انتخاب شدند كه تا حدودي معرف كل جمعيت كشور باشند و جامعه آماري اين تحقيق، عبارت بود از كليه مردان و زناني كه محكوم و متهم به همسركشي و حاضر به همكاري بودند. نكته جالب در اين تحقيق اين بود كه در كشور ما درصد جرايم ارتكابي به وسيله زنان بسيار پايين است، ولي در جرم همسركشي متأسفانه آمار در مورد زنان بالاست. اين مدرس دانشگاه در مورد فراواني همسر كشي در سطح كشور، خاطرنشان كرد: بالاترين فراواني را تهران و كرج و بعد خراسان، آذربايجان شرقي و كرمانشاه داشت كه البته بايد در اين مورد، تعداد جمعيت هم لحاظ شود و كمترين ميزان را سيستان و بلوچستان (با تعداد ۲ زن و ۳ مرد) و نيز كردستان و هرمزگان داشتند. صرف نظر از بحث تعداد جمعيت، بطور كلي به نظر مي رسد در استانهايي كه امكان طلاق راحت تر وجود دارد و زنان مي توانند تقاضاي طلاق كنند ميزان همسر كشي كمتر بوده است و اين به تجربه هم ثابت شده است. يعني امكان طلاق و ازدواج متعدد كه در برخي استانها به ازدواج دوم و سوم به ديد منفي نگاه نمي كنند، در اين امر مؤثر بوده است. در استانهايي مانند سيستان و بلوچستان شايد علت ديگر پايين بودن سطح همسركشي، فرهنگ مردسالار حاكم برآنها بوده كه مردان، حاكم بر سرنوشت زنان هستند و اين نوعي درماندگي و اطاعت مطلق زن از مرد را به دنبال دارد و مي تواند سدي در مقابل خشونت از هر دو طرف تلقي شود. آشوري در مورد نوع اتهام اين افراد تأكيد كرد: در اين خصوص، مردان صددرصد مباشرت در قتل داشته اند، ولي مباشرت زنان خيلي كمتر بوده است. ۳۳% زنان مباشرت در قتل همسر خود داشته اند، ۲۲% آنها مشاركت و ۲۸% آنها هم معاونت داشته اند. در اغلب مواردي كه زنان مرتكب قتل همسر خود شده اند متأسفانه پاي شخص ثالثي در ميان بود و به اين طريق و از روش معاونت و كمك به آن شخص ثالث به اين عمل اقدام كرده اند. رئيس مؤسسه تحقيقاتي علوم جزا و جرم شناسي دانشگاه تهران اضافه كرد: قبل از اصلاح قانون مجازات اسلامي كه معاونت در قتل، قابل مجازات نبود، خود اين امر باعث كمك به قاتلان براي ارتكاب به همسر كشي بود. وي به تعداد زيادي از مرداني كه همسر خود را كشته و در زندان بلاتكليف مانده اند اشاره كرد و گفت:اين تراكم به اين دليل است كه اولياي دم بايد نصف ديه زن را بپردازد تا امكان قصاص مرد باشد و در مواردي كه چنين امكاني براي خانواده زن نبوده، مرد در زندان بلاتكليف مانده است. اين استاد دانشگاه اظهار داشت: متوسط سني جرم همسر كشي ۳۸ سال بوده و ۸% كل جمعيت آماري، كمتر از ۲۵ سال داشته اند. مسن ترين مردي كه همسر خود را به قتل رسانده ۷۵ ساله بوده و كم سن ترين ۲۳ ساله. اكثر متهمان در سنين قبل از ۲۵ سال ارزدواج كرده اند و بطور متوسط ۱۰ سال زندگي مشترك داشته اند. چهار پنجم زنان متهم اشاره داشته اند كه همسرشان ازدواج دومي نداشته است. دكتر آشوري با بيان اين كه «جدول آماري اين تحقيق نشان مي دهد همسر كشي يك پديده شهري است تا روستايي» تصريح كرد: ممكن است اين تصور پيش بيايد كه داشتن فرزند، عامل بازدارنده در اين جرم است؛ در حالي كه واقعيت اين گونه نيست. ۹۹%زنان و ۸۹% مردان متهم گفته اند به هنگام ارتكاب جرم داراي فرزند يا در انتظار فرزند بوده اند. حتي در اين بررسي به موردي بر مي خوريم كه علي رغم داشتن ۹ تا ۱۱ فرزند، جرم همسر كشي اتفاق افتاده است. اكثريت مردان و زنان متعلق به قشر كم سواد يا بي سواد بوده اند. چهار پنجم اين عده زنان خانه دار و ۵۳% مردان داراي اشتغال بوده اند.
|
|
|
|
|
فرهنگ لغات حقوقي
|
|
|
يكي از مشكلاتي كه به واسطه آن متضرر مي شويم و يا اينكه خللي است در راستاي دستيابي مابه حقوقمان، نداشتن آگاهي وندانستن مفاهيم حقوقي اصطلاحات است. از اين پس در ستون فرهنگ لغات حقوقي با واژگان و اصطلاحاتي كه بار حقوقي دارند آشنا مي شويم؛
رسيد Recepisse نوشته اي كه دريافت چيزي را معين مي كند. رسيدگي مطلق تحقيق را گويند. (رك . تحقيق) (دادرسي مدني) عناصر رسيدگي (وجودي باشد يا عدمي) از اين قرار است: الف ـ لازم نيست رسيدگي در دادگاه باشد ولي اصل اين است كه رسيدگي در دادگاه باشد (ماده ۳۶۰ دادرسي مدني) ب ـ رسيدگي ممكن است به دلايل دعوي باشد (ماده ۳۵۹ دادرسي مدني) ج ـ حضور اصحاب دعوي شرط رسيدگي نيست ولي بايد موضوع رسيدگي و مكان رسيدگي و زمان رسيدگي قبلاً به آنان اعلام شود (ماده ۳۶۲ دادرسي مدني) د ـ دخالت دادرس يا نماينده او شرط رسيدگي است. هـ ـ رسيدگي شامل مرحله تبادل لوايح هم هست زيرا ماده ۲۹۰ به بعد قانون آيين دادرسي مدني شامل اين مرحله هم مي باشد. و ـ تقديم دادخواست شرط شروع به رسيدگي است ولي خود اين عمل عنوان شروع به رسيدگي را ندارد و ماده ۲۷۳ آيين دادرسي مدني خلاف اين نظر (و خلاف ماده ۷۰ آيين دادرسي مدني) را مي رساند ولي ظاهر ماده ۲۷۳ مقصود مقنن نيست زيرا تقديم دادخواست جنبه فاعلي دارد و شروع به رسيدگي (ورسيدگي) جنبه قابلي دارد و اين دو جنبه ضد يكديگرند و هيچ چيز متصف به ضد خود نمي شود يعني تقديم دادخواست، موصوف به عنوان رسيدگي نمي شود. ز ـ رسيدگي قائم به تشكيل جلسه نيست و بدون تشكيل جلسه هم رسيدگي صدق مي كند مانند رسيدگي عادي در موردي كه نياز به دادن جلسه نداشته باشد. ح ـ در غير ساعات اداري هم رسيدگي مقدور است (ماده ۷۷۵ آيين دادرسي مدني) ط ـ رسيدگي شامل تجديد جلسه نيست زيرا تجديد جلسه به معني تعويق رسيدگي ، ضد رسيدگي است و هيچ چيز متصف به ضد خود نمي شود. به نقل از ترمينولوژي حقوقي تأليف دكتر لنگرودي
|
|
|
|
|
آموزش حقوقي
الزام به تنظيم سند مالكيت
اين بار بطور خاص به آموزش حقوقي شما پرداخته ايم. مثال مطرح شده، مسأله اي است كه اين روزها مبتلا به جامعه ماست؛ بخوانيد: در تاريخ ۷۷/۸/۲۰ يكدستگاه آپارتمان را به مساحت ۸۰ متر مربع از فردي به مبلغ ۲۰ ميليون تومان خريداري كردم در زمان تنظيم مبايعه نامه در آژانس املاك مبلغ ۱۰ ميليون تومان و در زمان تحويل ملك كه يك ماه بعد از آن بود مبلغ ۵ ميليون تومان ديگر پرداخت نمودم و مقرر شد باقي مانده آن (۵ ميليون تومان) در زمان تنظيم سند رسمي مالكيت در دفتر خانه در تاريخ ۷۸/۸/۲۰ همزمان به آقاي فروشنده بپردازم. اكنون علي رغم اينكه پايان كار و ساير تشريفات نقل و انتقال مهيا گرديده ليكن متأسفانه آقاي فروشنده با عنايت به افزايش بي سابقه قيمت ملك از حضور در دفتر خانه خودداري نموده و تقاضاي وجهي بيش از مبلغ مورد توافق مي نمايد كه البته براي من پرداخت آن مبلغ مقدور نمي باشد ضمن اينكه خارج از چارچوب توافق ما در زمان خريداري مي باشد. حال سؤال من اين است با توجه به اين كه فروشنده مدت سه سال است به بهانه هاي مختلف از حضور در دفترخانه و انتقال رسمي ملك به نام اينجانب خودداري مي نمايد و حقوق اينجانب را تضييع نموده است، چگونه و از چه طريقي مي توانم به خواسته قانوني خود نائل شوم و ايشان را مجبور به حضور در دفترخانه اسناد رسمي و تنظيم سند مالكيت به نام اينجانب نمايم؟ * پاسخ: در خصوص پرسش فوق بايد به عرض برسانيم آقاي خريدار بايستي دادخواست خود را به خواسته الزام فروشنده به حضور در دفترخانه و تنظيم سند رسمي با متني كه ذيلاً مي آوريم تنظيم و آن را تقديم دادگاهي نمايد كه محل وقوع ملك در حوزه آن دادگاه است زيرا در مورد اموال غير منقول دادگاه صالح براي رسيدگي، دادگاه محل وقوع مال است البته با عنايت به طولاني بودن زمان رسيدگي تا حصول نتيجه قطعي بهتر است فروشنده ضمن دادخواست خود، درخواست صدور دستور موقت مبني بر توقيف ملك مورد خريداري را از دادگاه بنمايد تا فروشنده در اين مدت ملك را به شخص ديگري نتواند منتقل كند. فرم دادخواست در محل دادگستري و مجتمعهاي قضايي بفروش مي رسد كه لازم است خريدار در مقام خواهان آن را در دو نسخه تهيه و آن را پس از تكميل، تقديم معاونت ارجاع نمايد تا پس از ثبت دادخواست در مركز رايانه و ارجاع آن به يكي از شعب دادگاه، پرونده امر پس از ابطال تمبر قانوني و هزينه دادرسي به جريان افتاده و آقاي فروشنده از طريق دادگاه براي جلسه رسيدگي دعوت شود. البته لازم است خواهان دلائل و مدارك ادعاي خود از جمله مبايعه نامه تنظيم و گواهي عدم حضور فروشنده در محل دفترخانه را ضميمه دادخواست نمايد. هزينه دادرسي هم با توجه به قيمت منطقه اي (دولتي) تعيين و بر مبناي آن تا يك ميليون تومان ۱/۵درصد و مازاد آن به مأخذ ۲ درصد محاسبه و اخذ مي شود. بنا براين درخصوص موضوع لازم نيست خواهان قيمت واقعي آپارتمان مورد خريداري را به عنوان بهاي خواسته درستون دادخواست ذكر نمايد. چه آنكه هزينه دادرسي آن بسيار زياد خواهد شد و لازم است قيمت منطقه اي كه بطور معمول يك دهم قيمت واقعي مي باشد قيد شود. البته اينكار توسط مديران دفاتر دادگاهها بر مبناي دفتر چه قيمتهاي منطقه بندي محاسبه و بر خواهان جهت پرداخت و ابطال تمبر اعلام مي شود. چنانچه خواهان در خواست دستور موقت مبني بر توقيف نقل و انتقال ملك را تازمان صدور حكم نموده باشد ۵۰۰ تومان ديگر نيز به مبلغ فوق اضافه مي گردد. البته صدور دستور موقت در دادگاه منوط به پرداخت خسارت احتمالي كه معمولاً ۱۰ تا ۱۵ درصد قيمت واقعي ملك است، خواهد بود و اين وجه پس از صدور حكم قطعي به نفع خريدار (خواهان) به او مسترد مي شود. اكنون نمونه اي از دادخواست تنظيمي در خصوص سؤال فوق را ذيلاً مي آوريم: خواهان: مشخصات خريدار در اين ستون نوشته شود خوانده: مشخصات فروشنده در اين محل نوشته شود. وكيل يا نماينده قانوني: اگر خواهان وكيل يا نماينده قانوني داشته باشد مشخصات او در اين ستون قيد مي شود. تعيين خواسته و بهاي آن: الزام خوانده (فروشنده) به حضور در دفتر خانه اسناد رسمي و تنظيم سند مالكيت به نام خواهان (خريدار) وصدور دستور موقت مبني بر توقيف آپارتمان مورد خريداري تحت پلاك ثبتي... مقوم به مبلغ ... ريال دلائل و منضمات دادخواست: ۱ـ مبايعه نامه تنظيمي فيمابين به شماره ... مورخ..... ۲ـ رسيدهاي وجوه پرداختي به خوانده بابت ثمن معامله جمعاً به مبلغ ... ريال ۳ـ گواهي عدم حضور صادره در تاريخ ... از دفترخانه اسناد رسمي شماره ... تهران متن دادخواست : رياست محترم دادگستري... / مجتمع قضايي... با سلام احتراماً به استحضار مي رساند خوانده به موجب مبايعه تنظيمي در تاريخ ... يكدستگاه آپارتمان را به مساحت ... متر مربع واقع در ... تحت پلاك ثبتي ... به مبلغ ... ريال فروخته كه مبلغ ... ريال در زمان تنظيم مبايعه نامه و مبلغ ... ريال پس از تحويل ملك و تتمه آن مقرر شد پس از تنظيم سند رسمي، همزمان در دفترخانه پرداخت شود. حاليه علي رغم گذشت مدت طولاني از زمان مقرر براي حضور در درفترخانه و انجام تشريفات نقل و انتقال، متأسفانه خوانده به بهانه هاي واهي از جمله افزايش قيمت ملك و مطالبه وجوهي اضافه از انجام وظيفه قانوني خويش مبني بر تنظيم سند رسمي خودداري مي نمايد و حقوق اينجانب را تضييع نموده است. عليهذا با تقديم اين دادخواست و ضمائم پيوست، استدعاي رسيدگي شايسته و صدور حكم مبني بر الزام خوانده (فروشنده) به حضور در دفترخانه و تنظيم سند رسمي انتقال را بنام خواهان از آن مقام محترم دارد. ضمناً صدور دستور موقت مبني بر جلوگيري از نقل و انتقال و توقيف پلاك ثبتي ... موضوع ملك مورد خريداري مورد استدعاست.
|
|
|
|
|
حقوق شهروندي
سكوت شهروندان محله پاييني
سكوت شب كوچه را به ياد دارم. سايه هاي بلند بالا آرام و بي صدا تا انتهاي شب كوچه مي رفتند و من از ترس اينكه مبادا صداي بريده بريده نفسم به گوششان برسد از آنها فاصله مي گرفتم. نمي دانم چه مي شد اگر سايه هاي بلندبالا مي فهميدند، من آنها را دنبال مي كنم. شايد برمي گشتند و مرا دست بسته كشان كشان دنبال خود مي بردند تا شب سياه كوچه محله بالايي ها مرا در خود زندان كند كه مگر فضول بوده ام؟ شايد هم مرا مي خوردند كه نكند صدايم در بيايد و بقيه همسايه ها بفهمند كه در سكوت ديوارهاي شب كوچه چه خبر است كه اگر هم خبري باشد به كسي ربطي ندارد! فرض ديگر اينكه آن سايه هاي بلند بالا ، از من مي گذشتند تا من هم به حرمت مهربانيشان به سكوت ديوارهاي شب بپيوندم. نمي دانم اما آنچه واقع مي شد اينكه، سايه هاي بلندبالا هرشب در كوچه ما سكوت ديوارها را ترسناك مي كردند. ياد مي آيد يك شب كه به دنبال سايه ها تا انتهاي كوچه مان راه افتاده بوديم، از پنجره خانه نيلوفر شنيدم پدرش مي گفت: «نمي توانم». برادر نيلوفريادم مي آيد پارسال در بيمارستان مرگ بستري بود، مي گفتندمادرش خواب ديده و بعد از آن برادر نيلوفر خوب شد. همه مي گفتند اگر مادرش خواب نمي ديد حالا مرده بود. خوب يادم هست، نيلوفر مي گفت: «وقتي دادا خوب شد پول بيمارستان را نداشتيم اونوقت دادا مجبور شد فراركنه» بگذريم، نيلوفر اين فرار را حق برادرش مي دانست و از اين بابت خجالت نمي كشيد انگار حقشون را از اين دنيا نگرفته باشند، فرار گويا فرياد اعتراضشان بود. به نيلوفر گفتم: «آخه دادا» چرا پول نداره؟ او كه سي سالشه؟» نيلوفر خنديد كه : «آخه دادا هرچي درمياره خرجه من و بقيه خواهربرادرا مي كنه» گفتم پس خودتون چي؟ گفت: «اي بابا نفست از جاي گرم بلند مي شه كار كجا بود، دادا، تو رستورانها جلوي مردم غذا مي گذاره من تو اين كوچه سنت زده مي تونم برم رستوران كار كنم؟» مي دونيد اون شب كه دنبال سايه هاي بلندبالا راه افتاده بودم تا ببينم توي سكوت ديوارهاي شب محله بالايي ها چه خبره وقتي صداي باباي نيلوفر را شنيدم پيش خودم گفتم : «چرا راه دور اين همه خبرتو همين محله پايينه خودمان، اگه راست مي گي از كار اينها سردربياور.» واقعاً من از چه چيز مي خواستم باخبرشوم؟ از خبرهاي داغ محله بالايي ها؟ از آن به بعد همه حواسم مشغول محله پاييني ها شد. از خودم پرسيدم: «تا محله پايينه خودمون هست اصلاً توي همين كوچه، اصلاً چرا شب بروم؟ كه سايه هاي بلندبالا مرا بترسانند؟ مگه روزها نمي شود از حال مردم اين حوالي پرسيد؟ راستي چرا عادت كرده ايم شب ها كه آدم از تاريكي مي ترسد دنبال سايه ها برويم؟ پيش خودم فكر كردم: «نمي شه پيداشون كرد روزها سايه ها نيستند و اصلشونم توي روز قايمه.» بعد سرمو تكون دادم كه خوب راست مي گويم سايه ها را در سكوت شب ديوارها مي شود دنبال كرد. خلاصه سرتان را درد نياورم يك شب نامه اي نوشتم براي سايه هاي بلندبالا با اين مضمون كه: سلام، اميدوارم حالتون خوب باشد، من از اهالي شب زده همين كوچه ام مدتها تعقيبتون كردم تا بدونم به محله بالا مي رويد، چه كنيد؟ اما آخرش هم نفهميدم البته از همان اول پدرم گفته بود كه از كار شما نمي شه سردرآورد، اما من فكر كردم من شهروند اين شهرم، توي اين محله پايين و اين كوچه شبزده، حق دارم. بگذريم، چون جرأت نداشتم رودرروبگم، نامه نوشتم، مي خواستم اين را بگويم؛ توي همين كوچه كه گويا شما هم قبلاً از اهاليش بوده ايد، يك خانواده هست. ۹ نفرن يه برادر دارن ليسانس داره با معدل ۱۸ اما كار نداره، باباشون مريضه و نيلوفرشون غصه مي خوره، اونم كار نداره. خواستم قسمتون بدم به بالاي بلندتان، يه كم هواي بچه هاي محله پايين را داشته باشيد، براي خودتون مي گم ها! وگرنه باباي نيلوفر شكايتتون را به حضرت عباس مي كند. نامه را به تير چراغ برق چسباندم و پشت پنجره كمين كردم، يكي از سايه ها كه از همه بزرگتر بود نامه را خواند و داد به سايه اي كه از خودش كوچكتر بود و او هم خواند و به سايه هاي كوچكتر از خودش داد، خلاصه دست به دست گشت تا به دست سايه اي رسيد كه از همه كوتاهتر بود. نامه را كامل خواند و در حالي كه سايه اش خم شده بود گفت: «من مي روم دنبال امور همين محله پاييني ها» من كه از او خوشم آمده بود، تصميم گرفتم توي روز پيدايش كنم. شايد باور نكنيد پيدايش كردم، خسته به نظرمي رسيد و بسيار مهربان. برايش تعريف كردم كه نامه كار من بوده، بعد پرسيدم: «اين همه وقت هنوز هم كه داداي نيلوفر كار نداره.» گفت: آخه من يك تنه… و بعد هم او و هم من سكوت كرديم. حالا كه چندسال از آن ماجراها مي گذرد من شبها راحت مي خوابم، شكمم پره و ديگر بيش از اين نه كاري براي نيلوفر از دستم ساخته است نه براي داداي نيلوفر، نه براي محله پاييني ها، كاري هم به كار محله بالايي ها ندارم. به حقوق شهروندي هم فكر نمي كنم، حالا هم خسته تان كردم تا بگوييم:«هواي خودتان را داشته باشيد.»
|
|
|
|
|
وكيل ايران
خوانندگان گرامي براي بيان سؤالات حقوقي خود مي توانند با شماره تلفن ۸۷۶۹۰۷۵ روابط عمومي مؤسسه ايران تماس حاصل نماييد. پست الكترونيكي روزنامه ايران جمعه: E_mail: iran friday@iraninstitute.org اين هفته دكترمحسن طاهري جبلي پاسخگوي سؤالات شما مخاطبين گرامي مي باشند.
| آيا براي كساني كه با سوء استفاده از مقدمات ازدواج و با برهم زدن نامزدي موجب صدمه به روح و روان طرف مقابل مي شوند، در ماده ۱۰ قانون مدني و ماده ۹ قانون آئين دادرسي كيفري مجازاتي وجود ندارد؟ * جناب محجوبي، قانون مدني در برگيرنده مجازات و ضمانت اجراهاي كيفري نيست، زيرا طبق قواعد مسلم حقوق اعمال مجازات فقط براي ارتكاب جرم ممكن است، اين امر در خصوص قوانين آئين دادرسي كيفري هم كه مقررات شكلي به حساب مي آيند صادق است. از طرف ديگر به خاطر داشته باشيد مراسم نامزدي، رويدادي جهت شناخت بيشتر دختر و پسر از يكديگر و اجتناب از پيامدهاي سوء يك ازدواج ناموفق است، بنابراين در صورت عدم تفاهم و توافق به هم خوردن آن امري طبيعي است. (كه بايد آن را بپذيريم.) با اين وجود اگر كسي خلاف عرف و عادت مراسم نامزدي را بر هم زده يا آنرا وسيله اي براي ايراد ضرر و زيان معنوي يا حيثيتي طرف ديگر قرار دهد يا به شأن خانوادگي يا موقعيت شخصيتي او لطمه وارد كند طبق ماده ۱۰ قانون مسؤوليت مدني مكلف به جبران خسارت و زيان هاي وارده خواهد بود. | هفته قبل راجع به شرايط ورود به حرفه وكالت دادگستري سؤالي كردم كه پاسخ داديد. اين همه سختگيري براي ورود به اين شغل چيست؟ سؤال دوم من، در خصوص «مشاور حقوقي » توضيح دهيد. * آنچه شما سختگيري براي وكيل شدن مي ناميد، من وجود مقررات منطقي جهت تضمين حقوق عموم مي پندارم.وكيل دادگستري كسي است كه به جاي موكل خود اقدام، دفاع، پيگيري و... دعاوي وشكايات مطروحه را ارايه مي نمايد. خيلي طبيعي و منطقي است وقتي قرار است يك نفر به عنوان وكيل به جاي ديگر قضايا را پيگيري كند، نيازمندعلم و تجربه و سلامت نفس باشد. داشتن مدرك تحصيلي و قبولي در امتحان ورودي ، گذراندن دوره كارآموزي (حداقل يكسال ونيم) و پس از آن آزمون پايان دوره (اختبار) ضامن علم و تجربه، و نداشتن سوء سابقه كيفري ومحروميت و... ضامن سلامت نفس است و چنين كسي به عنوان وكيل شايسته اعتماد و اطمينان است.دقت كانون هاي وكلاي دادگستري در اين امور جهت تضمين حقوق عموم مردم است. اما پاسخ سؤال دوم شما: «مشاور حقوقي» به طور عام يعني كسي كه در يك امر حقوقي (مانند كيفري، ثبتي، مدني، تجارت ...) طرف مشورت ورايزني قرار مي گيرد. اين مفهوم درباره حقوقدانان (و به طور خاص وكلاي دادگستري ) مصداق دارد. اما اگر منظور شما مشاورين حقوقي ماده ۱۸۷ باشد بايد بگويم به موجب ماده ۱۸۷ برنامه سوم توسعه كشور (با هدف ايجاد اشتغال) قوه قضاييه مجاز شد براي متقاضيان پس از طي يك دوره آموزش (حدود ۶ ماه) مجوز ارايه خدمات مشاوره اي و وكالتي صادر كند كه در اصطلاح رايج مشاور حقوقي ناميده مي شوند. \ منظور از ظهرنويس كيست و اصولاً ظهرنويسي چه فايده اي دارد؟ * «ظهر» به فتح اول به معناي پشت مي باشد و ظهرنويس به هركس گفته مي شود كه پشت يك سند (اعم از تجاري و غير آن) را امضامي كند. در اصطلاح عاميانه جيروكردن و نيز پشت نويسي هم به همين معناست. مسؤوليت ظهرنويس به صادركننده يا متعهد سند افزوده مي شود. ظهرنويسي ممكن است براي انتقال سند و يا مسؤوليت اضافه براي ظهرنويس (ضم ذمه بر ذمه) و درنتيجه افزايش اعتبار سند صورت گيرد. ظهرنويسي درمورد اسناد تجاري امري رايج و مرسوم مي باشد.
|
|
|
|