|
• اسامي نامزدهاي دريافت سيمرغ بخشهاي مسابقه فيلمهاي اول، فيلمهاي كوتاه داستاني و آثار مستند بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد.
|
|
|
|
احمد مسجد جامعي:
|
|
|
|
|
|
داستين هافمن:
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهي به وضعيت رمان در قرن بيستم
|
|
|
|
درباره ادبيات
|
|
|
|
|
معرفي نامزدهاي سيمرغ در سه بخش جشنواره فيلم فجر
• اسامي نامزدهاي دريافت سيمرغ بخشهاي مسابقه فيلمهاي اول، فيلمهاي كوتاه داستاني و آثار مستند بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد.
اسامي نامزدهاي دريافت سيمرغ بخشهاي مسابقه فيلمهاي اول، فيلمهاي كوتاه داستاني و آثار مستند بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد. به گزارش رسيده از روابط عمومي جشنواره فيلم فجر هيأت داوران بخش مسابقه فيلمهاي اول، متشكل از حميد جبلي، كيانوش عياري و بهمن قبادي آثاري چون خورشيد مصر (بهروز يغماييان و شهرام خوارزمي)، رأي باز (مهدي نوربخش)، رقص در غبار (اصغر فرهادي)، گاگومان (محمد رسول اف) و نامه هاي باد (علي رضا اميني) را به عنوان نامزدهاي اين بخش معرفي كردند. اين گزارش حاكي است هيأت داوران بخش مسابقه فيلمهاي كوتاه داستاني كه گلاب آدينه، محمد بزرگ نيا، كامبوزيا پرتوي، محمدرضا جعفري جلوه، رسول صدرعاملي، مهرداد فخيمي و مهرداد فريد آن را تشكيل مي دهند، فيلمهاي كوتاهي چون بركه (مهدي جعفري)، خاك خوب (علي عصمتي زماني)، خواجه غلطان ولي (مهرداد گودرزپور)، سايه هاي روشن (مهدي پريزاد) و طعم خاك (شهرام شاه حسيني) را به عنوان نامزدهاي اين بخش اعلام كرده اند. گفتني است در بخش آثار مستند
نيز كه داوري آن را محمدرضا اصلاني، مهوش شيخ الاسلامي و فرهاد مهرانفر به عهده دارند، مستندهايي چون پرنيان (ارد عطارپور)، جان مرجان (سيدماني ميرصادقي)، روزنامه (محمدعلي صفورا)، كشتي نوح (سودابه باباگپ) و ورجم (محمد مقدم) به عنوان نامزد دريافت سيمرغ معرفي شده اند.
|
|
|
|
|
احمد مسجد جامعي:
گفت وگو و مشاركت اصلي ترين سياست وزارت ارشاد در عرصه هاي فرهنگي است
«گفت وگو» و «مشاركت» از اصلي ترين سياست هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در عرصه هاي فرهنگي از جمله سينما است. به گزارش رسيده از وزارت ارشاد، احمد مسجد جامعي در آستانه عزيمت به مكه مكرمه درنشستي با دست اندركاران سينما و نمايندگان اصناف سينمايي با بيان اين مطلب گفت: گفت وگو را بايد هدفي جدي و نه تجملي دانست و براي سامان دادن و گسترش آن بايد سازو كارهاي اجرايي طراحي كرد. وي افزود: در عرصه فرهنگ بدون مشاركت تمام دست اندركاران فرهنگي از هنرمندان و خالقان هنرگرفته تا توليدكنندگان و از سياست گذاران گرفته تا مديران، اميد موفقيت بسيار پايين است. مسجد جامعي ادامه داد: محمد حسين پزشك در زمان مسؤوليت خود گفت و گوي مؤثر را بادستگاهها و گروههاي مختلف در پيش گرفت و زمينه هاي دست يابي به درك مشترك از سينما را فراهم كرد. وي افزود: بخشي از مشكلات سينما در دوره پزشك، با اين سياست كاهش يافت. مسجد جامعي اظهار اميدواري كرد معاونت جديد سينمايي با تداوم اين سياست زمينه هاي نهادي كردن گفت و گو را ايجاد كند.
|
|
|
|
|
يك توزيع كننده ايتاليايي: برخوردايتاليايي ها با فيلم هاي ايراني بسيارخوب است
سومين نشست تخصصي، بيست ويكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر با سخنراني خانم «اليزا رزگوتي» توزيع كننده فيلم در ايتاليا برگزارشد. به گزارش ايسنا اليزاگوتي در ابتداي سخنانش ضمن تشكر از دعوت شدنش به جشنواره اطلاع از نحوه توزيع فيلم درسطح جهاني را براي ايرانيان بسيارمفيد دانسته و افزود: نوع فيلمي كه براي بازاريابي انتخاب مي كنيد بسيارمهم است چون باهرنوع مي توانيد گروهي خاص را جذب نماييد. «گوتي» خاطرنشان كرد: پس از انتخاب فيلم هايي كه قصدتوزيع شان را داريد به فصلي كه قراراست آن را به اكران دربياوريد توجه نماييد چون دربعضي كشورها فيلم ها درفصول خاصي دچار افت فروش مي شوند، علاوه برآن دقت نماييد زمان اكران فيلمتان با اكران فيلم پرفروش ديگري همزمان و مصادف نشود. وي در ادامه گفت: بايد دقت كنيم كه اسم فيلم پس از ترجمه هنوز براي مخاطب جذاب است يا نه وگرنه اسم آن را متناسب با زبان كشور پخش كننده تغييردهيم چون اولين ارتباط مخاطب با فيلم ازطريق اسم آن صورت مي گيرد. وي افزود: مسأله ديگر پوستر فيلم است كه باز به دقت نظر بسياري نيازدارد چون اولين برخورد بصري تماشاگر با فيلم محسوب مي شود.
|
|
|
|
|
داستين هافمن:
نفت و قدرت انگيزه جنگ با عراق است
«داستين هافمن» هنرپيشه و كارگردان سرشناس آمريكايي نيز به صف مخالفان سياستهاي جنگ طلبانه رئيس جمهوري آمريكا پيوست. به گزارش ايرنا از شبكه خبري محلي «آنانووا»، هافمن كه در مراسم دريافت جايزه مخصوص يك عمر فعاليت هنري در جشنواره سينمايي «امپاير» در لندن سخن مي گفت، دولت جورج بوش را به بهره برداري از مصيبت مردم آمريكا بر اثر حوادث ۱۱ سپتامبر متهم كرد. وي در سخنراني خود انگيزه واقعي رئيس جمهوري آمريكا براي جنگ با عراق را قدرت و نفت دانست و تأكيد كرد: اگر آنها مي گويند كه به خاطر وجود سلاحهاي بيولوژيك و احتمالاً جنگ افزارهاي هسته اي و احتمال حمله با اين تجهيزات به غرب اين آزادي به ما داده شده كه به ديگر كشورها حمله كنيم، پس چرا به همين دليل پاكستان و هند به يكديگر حمله نكنند و چرا ما به كره شمالي حمله نكنيم. اين سينماگر مطرح آمريكايي سياست در جهان امروز را مستلزم دروغگويي و پنهان كردن حقايق خواند.
|
|
|
|
|
بر ديوار نگارخانه هاي تهران
| گالري مس نگار ـ آثار قلمزني مجيد بهرامي پور، از ۲۵ تا ۳۰ بهمن ماه، خيابان ملاصدرا، كردستان شمالي، مجتمع پارك پرنس، بخش تجاري، شماره ،۵ تلفن: ۸۰۵۱۶۷۴ | نگارخانه سعد آبادـ نمايشگاه بافته هاي آزاده ياسمن بني زاده، ۲۶ تا ۳۰ بهمن ماه، از ساعت ۱۰تا ۱۳ و ۱۵ تا ،۱۹ خيابان ولي عصر، زعفرانيه، خيابان كمال طاهري، شماره ،۵۰ تلفن: ۲۷۲۶۰۴۲ | فرهنگسراي دانشجو ـ نقاشي هاي عسل مجد، ۱۶ تا ۳۰ بهمن ماه، از ساعت ۸ الي ،۱۹ يوسف آباد، خيابان ،۲۱ پارك شفق، تلفن: ۸۵۵۴۰۱۶ | گالري هفت ثمر ـ نمايشگاه عكس حسين هنرياري ، از ۱۸ تا ۲۳ بهمن ماه، خيابان مطهري، كوه نور، كوچه پنجم، شماره ،۲۵ تلفن: ۸۷۳۱۴۰۳ | گالري گلستان ـ نقاشي هاي كاوه رشيدزاده، ۱۸ تا ۲۴ بهمن ماه، از ساعت ۱۶ تا ،۲۰ دروس، خيابان شهيد كماسايي، شماره ،۴۲ تلفن: ۲۵۴۱۵۸۹
|
|
|
|
|
امروز بامصطفي تقي زاده انصاري
|
|
|
مصطفي تقي زاده انصاري دكتراي حقوق از دانشگاه مونپليه پاريس است و تاكنون ۶عنوان كتاب در زمينه هاي مختلف حقوق چون «حقوق محيط زيست» و «حقوق كيفري محيط زيست»، «حقوق بين الملل در عمل»، «حقوق سازمانهاي بين الملل» و… منتشركرده است. تقي زاده انصاري كه اكنون در دانشگاه تدرس مي كند كتاب هاي «ترمينولوژي حقوق بين المللي» به سه زبان فرانسوي، انگليسي و فارسي را زيرچاپ دارد و «حقوق بين الملل» را نيز به پايان برده است. * آقاي انصاري، «ترمينولوژي حقوق بين الملل» را چرا به سه زبان منتشر مي كنيد؟ \ اين كتاب درباره واژه هاي حقوق بين الملل است. واژه هايي كه در قوانين جهاني حقوق رايج است و من آن را به سه زبان فرانسوي، انگليسي و فارسي نوشتم كه دانشجويان در سطح فوق ليسانس و دكترا با اين واژگان در هر سه زبان آشنا باشند كه در امر تحقيقات كمك زيادي به آنها مي كند. همه كتاب هاي من به نوعي درسي و دانشگاهي است. ضمن اين كه قضات و وكلاي دادگستري و… هم مي توانند از آن استفاده كنند. * شما در سال ۷۳ كتاب «حقوق محيط زيست» را منتشر كرده ايد، امروز يك دهه پس از نوشتن اين كتاب، چه تغيير و تحولاتي در اين قوانين صورت گرفته است؟ \ تغييرات زيادي در اين فاصله صورت گرفته، اين تغييرات از جهتي مي توانند از باب تفكر جامعه باشد. الآن مردم بيشتر به حقوق محيط زيست و رعايت و حفظ محيط زيست اهميت مي دهند. لذا همين آگاهي ها سبب شده تا قانونگذاران هم به فكر تدوين قوانين متناسب با محيط زيست در شرايط امروز جهان بيفتند. اين تفكرات و آگاهي ها هم در سطح داخلي و هم در سطح بين المللي ديده مي شود. * شما با چه ارزيابي خاصي به سراغ اين مقوله رفته ايد؟ \ محيط زيست و مسائل مربوط به آن امروز دغدغه تمام مردم جهان است. آلودگي محيط زيست منحصر به يك كشور نمي شود، تبعات آن همه جهان را در وضعيت خطرناكي قرارمي دهد. در حقيقت «حقوق محيط زيست» مسائل جهاني را مدنظر قرارمي دهد و به اراده اي بين المللي نياز دارد تا ديگر كشورها را نيز در راستاي تدوين قوانين ذيربط تشويق كند. حفظ اين حقوق براي رفع نگراني هاي نسل امروز و نسل آينده بشريت است. * نهادهاي مسؤول و متولي در كشور ما چقدر خود را ملزم به رعايت «حقوق محيط زيست» مي دانند؟ و به آن پايبندند؟ \ ما يك سري قوانين و مقررات براي «حفظ محيط زيست» در كشور داريم كه اين قوانين، جديد هم نيستند. منتهي مشكلي كه در جامعه وجود دارد، عدم وجود قوانين و مقررات نيست هرچند كه اين قوانين، قوانين كاملي نيست.اما همين قوانين هم اگر به درستي مراعات و اجرا بشود، مايه خرسندي است. مشكل ما در عدم اجراي قوانين است.
|
|
|
|
|
نگاهي به وضعيت رمان در قرن بيستم
نگره روسي - فرانسوي
|
|
|
جنايات ومكافات، اثر داستايفسكي ، اثري است كه مي توان از زواياي مختلف اجتماعي ، روان شناختي و متافيزيكي به آن نگريست. اين اثر به گونه اي كامل ا ز ساختار رمان سنتي فاصله نگرفته است و بربستري ناتوراليستي گسترش مي يابد. اما اهميت اثر داستايفسكي دربافت اجتماعي ، روان شناختي و متافيزيكي يا درهم آميختگي روان شناسي و رئاليسم نيست، بلكه بيش از آن ، درشخصيتهاي داستان نهفته است كه ديگر موضوع كلمات نويسنده نيستند و نويسنده پيش از آن كه دست به آفرينش اثر بزند آگاهي كامل از رفتار آنان نداشته است. اين خود شخصيت ها هستند كه دربرابر امكان موجود شدن يا نشدن مرددند و لذا از استقلالي برخوردارند كه در طول شكل پذيري اثر تكامل مي يابد. اين استقلال نياز حياتي رمان است و ميل به «بودن» يا «شدن» را تبيين مي كند و رمان ديگر بيان يك آگاهي از پيش دانسته نيست. از طرف ديگر، حوادث رمان از هرگونه يكنواختي بري اند، مي توانند به صورتي كاملاً مجزا تقسيم بندي شوند و آفرينش هيچ بخشي به بخش ديگر منوط نيست و هيچ مركزيت ديگري وجود ندارد كه شخصيت ها را به گونه اي به هم پيوند دهد. اين شكاف و عدم پيوستگي، صرفاً از جنبه ساختاري بر رمان حاكم نيست بلكه از جنبه روحي و رواني نيز بر آن تسلط دارد به گونه اي كه شخصيت ها نمي توانند با هم به گفت وگو بنشينند. در رمان برادران كارامازف نيز اين روند به حيات خود ادامه مي دهد: هر يك از برادران نمايي از پدر را در خود دارند اما فراتر از آن در دنيايي كاملاً مستقل و مجزا ـ در عين حال منطقي ـ زندگي مي كنند كه ارتباطي بين آنان متصور نيست. نكته برجسته در اين اثر در تعريف غيرواحدي است كه نويسنده از دنيا و آفرينش ارائه مي دهد، زيرا تصور دنيا يك تصوري واحد نيست و در اين كثرت نمايي امكان گفت وگوي مستقيم بين انسانها وجود ندارد و نويسنده نيز خود را كنار مي كشد تا شخصيت هاي داستان به رفتارهاي كاملاً آزاد خود مشغول باشند و دنياي شان را فارغ از ذهنيات نويسنده بسازند. كلام در اين اثر، و در همه آثاري كه از ايده آل محوري وارهيده اند، تشريحي نيست بلكه بيان مورد به نگراني ها و ناكامي هاي شخصيت هاي اثر در اثبات هويت شان است. نظم الهي در رمان برادران كارامازف، داستايفسكي تأكيد مي ورزد كه ارتباط مستحكم با خداوند اين امكان را به انسان مي بخشد كه با همنوع خود به گفت وگويي منطقي بنشيند و از آن رضايت حاصل كند. گسست اين ارتباط اضمحلال هويت انسان و سرگشتگي او را به دنبال دارد. اين فروپاشي هويت و حيراني اي كه به تبع آن بروز مي كند انسان را به آنجا مي كشاند كه اعمالي برخلاف نظم الهي موجود در هستي مرتكب مي شود لذا از ميان برادران كارامازف، آن يكي كه تولدي نامشروع دارد دست به خون پدر مي آلايد و برادر ديگري كه انديشه هاي الحادي دارد به تشويق او مي پردازد. انديشه هر دو آنان ثمره گسستن ارتباطي است كه وجود آن مي تواند دنيا را به محيطي امن براي زيستن تبديل كند. اين كه چرا فرزند چهارم به تبعيت از توصيه هاي برادر پوچ انديش خود كه حقيقت را ناممكن مي انگارد و در مقابل اثبات وجود خداوند سعي در اثبات من خويش دارد به قتل پدر خويش مبادرت مي ورزد و اين كه چرا برادر فيلسوف و متفكر هر چه بيشتر مي انديشد ره گم كرده تر مي نمايد، راز ناشناخته اي است كه در درون خود آنان ـ و نه درون حوادث رمان ـ مدفون مانده است. براي شناخت اين درون تيره بايد به سفري دست يازيد كه راههاي ناپيموده را در نظر دارد و در وراي هر عملي و هر نگرشي پيامي مي جويد. اين پيام به آساني قابل درك نيست و هركسي نمي تواند آن را دريابد مگر آن كه به سفري به اندرون انسان بپردازد: سفري تنها و بي همراه. ره آورد اين سفر عيان ساختن انديشه ها و پندارهاي نهفته در زواياي پنهان انسان است و در نهايت محرك اوليه اي كه اعمال شخص را باعث مي شود. داستايفسكي سعي دارد تا با درون برادران كارامازف ارتباط برقرار كند. دوگانگي زبان اگر بخواهيم در بحث مربوط به هر اثر هنري و ادبي به دوگانگي زبان قائل شويم، يعني هر اثري را آنچنان كه پل والري مي گويد، برخوردار از دو زبان اولي و ثانوي بدانيم مي توان گفت كه زبان دوم در آثار داستايفسكي و حداقل در اين دو اثر ياد شده، بيشتر با حس خواننده سروكار دارد تا فهم او. لذا جست وجوي ارتباط منطقي بين عناصري كه در شكل پذيري داستان نقش ايفا مي كنند نتيجه اي به دست نمي دهد. بسياري براين عقيده اند كه شناخت يك موضوع سرانجام به تقويت اراده انسان براي به تملك درآوردن آن موضوع شناخته شده مي انجامد. در رمان «زمان از دست رفته»، با توجه به چندلايه بودن ساختار آن، و زواياي روشن نشده و ديگر پيچيدگي هاي موجود ـ نظير بافت كم و بيش رواني آن ـ چنين امكاني وجود ندارد و خواننده هر از گاهي منتظر حادثه اي نو است و نمي تواند در يك آن به تمام پيچيدگي هاي آن پي ببرد. مارسل پروست نيز در اثر خود، در جست وجوي زمان از دست رفته، به خيل نويسندگان بزرگي پيوست كه در دگرگوني شيوه هاي رمان نويسي قرن بيستم سهم به سزايي ايفا كردند. اهميت كار پروست در اين است كه او قالب هاي رايج در ادب خيال را در هم شكست و آن نظم محوري را كه در آثار پيشين رعايت مي شد به يكباره به كناري نهاد. اين شيوه نوشتن نه ابزار بلكه ماهيت اثر پروست را عيان مي كند، زيرا شخصيت داستان در بازنگري خاطرات خود در هيچ زماني ثابت نيست ومرحله به مرحله به يادآوري آنها نمي پردازد. گاهي شباهت گذشته و حال چنان است كه به نظر مي رسد نويسنده در آفرينش شخصيت داستان كنترلي نسبي دارد و حتي خود او از تميز دادن حال و گذشته عاجز است. در اثر پروست، جواني كه گذشته اش را مرور مي كند دغدغه بودن يا نبودن ندارد بلكه نگران «در كدام مرحله بودن» است. هويت او درگذر از گذشته به حال و ياحال به گذشته معلق مانده است و او سعي در يافتن آن دارد. او سعي دارد بداند در كدام وضعيت مي تواند به خودشناسي برسد. زمان از دست رفته فقط متوجه گذشته نيست بلكه زمان حال نيز از آنجا كه هرازگاهي زير سيطره گذشته قرار مي گيرد از دست رفته مي نمايد. نكته اي نو و بارز در اثر پروست وجود دارد كه هفت جلد رمان را از هم مستقل مي كند. اصولاً تداعي معاني، كه مشخصه بارز آثاري است كه به خاطرات مي پردازند و در آن هر حادثه بازگوكننده حادثه ديگر است، دركار پروست نقشي ندارد.
|
|
|
|
|
درباره ادبيات
جوانمرگي جوايز ادبي؛ علتها و راهكارها
|
|
مهرداد قاسمفر
|
رسم رايجي است در تمام كشورهاي جهان ـ به گمانم ـ كه براي صاحبان آثار نوشتاري و ديداري كه در تعاريف هنري مي گنجند، جوايزي اهدا مي شود كه كاركردهايي چندگانه دارد: * كشف بنيه هاي مستعد و در عين حال ناشناخته يا كمتر شناخته شده در حوزه عمومي و نفسها و صداهاي تازه اي كه فرهنگ يا هنر هر سرزميني به طراوت آنها محتاج است. * معرفي و دامن زدن به پروپاگاند هنري، به منظور گشايش فضاهاي بسته جامعه كه معمولاً تحت فشارهاي اقتصادي و روزمرگي تكراري، به عناصر ضروري مدنيت معاصر ـ كه هنر و فرهنگ از آن جمله اند ـ جايي و فرصتي براي دلبري و طنازي نمي دهد. * رونق و تحرك بخشي به چرخه اقتصاد هنر از طريق تأثيرگذاري بر فروش، بازار و ايجاد موجهاي نو در اين عرصه كه تا حد زيادي بسته به مد و سليقه هاي نسبتاً ناپايدار طبقات متوسط اجتماعي است. * و نيز كمكهاي مستقيم اقتصادي به صاحبان آثار و انديشه كه به طور معمول سهم و پاداش مالي درخوري از فعاليتهاي فكري خود دريافت نمي كنند. * و... در ايران نيز چنين رسمي نه به صورت پايدار اما كمابيش مسبوق به سابقه است. اگرچه پس از انقلاب تاكنون ، دست كم جامعه ادبي ما، از جوايزي مستقل و معتبر برخوردار نبوده است و تنها ازدهه هفتاد بوده كه ضرورت وجود جوايز ادبي، برخي نهادها و حلقه ها و عمدتاً نشريات ادبي را برانگيخت تا با تعيين هيأتهاي انتخاب و سپس داوري، آثاري را برگزينند و جوايزي ـ كه اغلب از ارزش مالي بالايي هم به دليل فقدان اسپانسرهاي مناسب برخوردار نبوده است ـ را اهدا كنند. اوايل، اهل قلم، كه همواره كمترين حلقه هاي حمايتي را از هر نظر نيز بر گرد خود ديده،از توسعه و رونق چنين مراسم و برنامه هايي حمايت كرد؛ تا آنجا كه در اقدامي بامزه و در عين حال شگفت، پذيرفت كه برخلاف رسوم معمول اينگونه جوايز در دنيا ، حتي خود، چندين جلد از آثارش را شخصاً زير بغل زده و به هيأت مربوط تحويل دهد و يا از شهرستانهاي دور به صندوقهاي پستي مرتبط ارسال دارد! اما به تدريج، همانگونه كه پيش بيني مي شد، بيماريهاي كهنه و نهادينه شده در جامعه ايراني، به جاي رفتارهاي دموكراتيك، بلندنظرانه، فرهنگي و از سر دلسوزي و دغدغه هاي محض فرهنگي، به كنشهايي مجال بروز دادكه نتيجه اش يا به «جوانمرگي» زودهنگام اين گونه جوايز ختم شد و يا به آلوده شدن ـ و گاه متهم شدن ـ آنها به شائبه هاي بي شمار. بسياري از واقعيات پيدا و پنهان نيز مؤيد اثبات اين ديدگاه شد و نتيجه بي اعتباري و دلزدگي اهل قلم از دلخوش كردن به چنين رويدادهايي. خب، پرسش اين است كه با اين وضعيت پارادوكسيكال ـ كه از يك سو جامعه ادبي از اين جوايز بي نياز نيست و از سويي اغلب تجربه هاي داخلي تاكنون بيشتر بي اعتباري خود را ثابت كرده اند ـ اين شرايط به كجا ختم خواهد شد؟ آيا هرگز در اين گوشه از جهان قرار نيست جايزه يا جوايزي كه اعتبار خود را از نگاه كاملاً حرفه اي و تخصصي برگزاركنندگانش ـ و نه حواشي ـ برگيرد، قوام بيابد و نهادين شود؟ آيا همواره يا ملاحظات سياسي و رسمي و يا دغدغه هاي طايفه اي و حقارت بارحلقه هايي كه حتي در حيطه ي ادبيات نيز به شركتهاي سهامي خاص مي انديشند، بايد اينگونه عرصه هاي توجه به صاحبان انديشه رابه سايه هاي پرازشك و ترديد بغلتاند؟ به هر حال ترديدي نيست كه نفس اين جوايز به خودي خود در حوزه آفرينش هاي خلاقه اهميتي ندارند، اما از آنجا كه در چند ماهه اخير بازار اينگونه جايزه بخشي ها داغ و پررونق بوده و سبب ساز برانگيختن بحث و جنجالهايي هم بعضاً بوده است از اين هفته تا چند شماره ي آتي، روزهاي شنبه در همين ستون «درباره ادبيات» به موضوع اين جوايز از نگاه اهل قلم خواهيم پرداخت. شايد يادداشتهايي كه اين دوستان خواهند نوشت بتواند، تا حدودي به بحث آسيب شناسي جايزه هاي ادبي و شناخت بن مايه هاي اين گونه جوانمرگي و شائبه سازي هاي تلخ در مقوله فرهنگ ياري كند. ستون «درباره ادبيات» كه از همين شماره آغاز و ادامه خواهد يافت در هر ماه به موضوعي كه حوزه ي ادبيات را متأثر كرده باشد خواهد پرداخت. از اهل قلم دعوت مي كنيم كه در ادامه اين ستون مثل هميشه با ما همراه باشند. با سپاس.
محمد حسين رمضاني
|
|
|
|