شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۱ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۳
Sat, Feb 8, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
خوانندگان
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
جشنواره ـ كارنامه سال!
جشنواره ـ كارنامه سال!
بعد از قبولي چه بايد كرد؟
111204.jpg
بخش اول
برگزاري جشنواره هاي سينمايي دراين سرزمين صبغه اي پنجاه و دوساله دارد. اما اين رويداد تاريخي تنها دوحادثه بزرگ سينمايي را در دو زمان متفاوت درخاطره ها زنده مي كند. جشنواره جهاني فيلم تهران در سالهاي پيش از انقلاب، كه يكي از پنج جشنواره طرازاول جهان به حساب مي آمد و جشنواره فيلم فجر در بعداز انقلاب، كه الگوي مستقلي از سينماي ايران ارائه كرده است .
درسال ۶۱ اولين دوره جشنواره فيلم فجر پي ريزي شد. در اولين سال شكل گيري اين جشنواره تنها ۵فيلم ايراني حضور داشتند كه بيشتر اين فيلم ها توسط بخش هاي دولتي همچون تلويزيون توليد شده بودند. در اولين جشنواره مسؤوليت كميته انتخاب فيلم ها را به يك روحاني سپردند، او در بولتن رسمي جشنواره اعلام كرد، نمايش اين توليدات در فستيوال به معناي اكران عمومي آنها نيست. جشنواره اول با استقبال گسترده مردمي روبرو شد كه مي خواستند اولين دستاوردهاي نظام انقلابي نوپا را در عرصه فرهنگ و هنر ببينند. در روزهاي برگزاري جشنواره مسأله توليد انبوه از سوي دست اندركاران مدنظر قرار گرفت، ودراين ميان آينده سينماي ايران وتوليدات آن مهمترين مسأله اي بود كه بارها به آن پرداخته شد. مهدي كلهر معاونت سينمايي وزارت ارشاد با نوشتن مطلبي تحت عنوان «آينده سينماي ايران » ، توليدات اين سينما را به سه دوره تقسيم كرد؛ دوره اول كمپاني ها و دلالان فيلم خارجي وسرمايه داران با توليد فيلم هاي مبتذل نيروهاي متعهد را تحت الشعاع قرار داده بودند، در دوره دوم گروهكهاي چپ آمريكايي باكمك هاي مخفي مالي شروع به توليد فيلم سينمايي كردند ودرنهايت دوره سوم در زمان شهيد رجايي آغازي بود برحمايت دولت از فيلمسازي داخلي، ممنوعيت ورود فيلم خارجي وقراردادن امكانات توليددولتي دراختيار بخش توليد خصوصي . نوشته كلهر درباره آينده سينماي ايران حرف تازه اي را بازگو نمي كرد. اولين دوره جشنواره فيلم فجر مسؤولان سينمايي كشور را ارضانكرد وآنهاجشنواره دوم را درسال ۶۲ برگزار كردند. دراين جشنواره معماري سينماي جمهوري اسلامي تكميل شد ومسؤولان سينمايي به اين نتيجه رسيدند: «بايد توليد ، اكران شود» به همين خاطر بنياد سينمايي فارابي براي پشتيباني از توليد كار خود را آغاز كرد. تمام اين مسائل در زماني مطرح مي شدكه سينما از نگاه مسؤولان بلندپايه در اولويت برنامه ها قرار نداشت. درجشنواره دوم ۲۱فيلم سينمايي از مجموع توليدات سالهاي ۶۱ و ۶۲ به نمايش درآمدند.دراين دوره استراتژي سينماي ايران برمبناي هدايت، حمايت ونظارت شكل گرفت وشعار «حمايت از فيلم ايراني در مقابل فيلم خارجي » موجب حركت سينماي ايران شد.
بنابراين جشنواره فيلم فجر از سال ۶۲ تأثيري غيرمستقيم برتوليدات فيلمسازان گذاشت. محمدرضا اعلامي ـ فيلمسازـ درسال ۶۲ با فيلم «نقطه ضعف» در جشنواره دوم حضور داشت . او معتقد است درآن سالها مشخص بود درهرسال چه اتفاقي قرار است بيفتد. همين جهت گيري ها موجب شد درسال ۶۳ فيلم هايي توليد شدند كه انتخاب آنها موجي از توليدات همنوع را به همراه آورد واين مسأله از سوي مديران سينمايي كشور به عنوان يك نقطه ضعف ارزيابي شد. بنابراين درجشنواره چهارم سياست حمايت از توليدات داخلي تنها متوجه توليدات فيلمسازان جوان شد و آثار فيلمسازان قديمي از بخش مسابقه جشنواره كنار گذاشته شدند.
درآن سالها جشنواره محلي شده بود كه از طريق آن براي توليدات سينمايي دستورالعمل صادر مي شد وبالاخره تمام آنچه مسؤولان سينمايي براي سينماي پس از انقلاب مي خواستند به نتيجه رسيد. در خلال برگزاري جشنواره پنجم توليداتي به نمايش گذاشته شد كه مسؤولين بحث كميت گرايي را وانهادند واز كيفيت گرايي سخن به ميان آوردند. شعار توليد فيلم ايراني به شعار جديد «حمايت از فيلم خوب ايراني درمقابل فيلم هاي متوسط» تبديل شد . مسؤولان ثبات وپايداري جشنواره پنجم را محصول تفوق اقتصادي وفرهنگي جشنواره چهارم مي دانستند . براساس آماري كه در همان سالها منتشر شده است سهم صاحب فيلم ايراني از ۳۱‎/۱۲ درصد به ۷۰‎/۲۰ درصد رسيد واين ارقام از نگاه توليد كننده ، سينمادار و تماشاگر تغيير وتحول چشمگيري را نشان مي داد.
جشنواره پنجم زمينه اي براي ارزيابي كيفي توليدات سينمايي فراهم كرد واز آن به بعد برتري يك فيلم در جشنواره امتياز اكران برتر وتبليغات بهتر را براي توليدكنندگان آن به ارمغان مي آورد. اين موضوع در ابتدا به توليد آثار موفقي انجاميد؛ اما رفته رفته با آنچه مردم مي خواستند فرسنگها فاصله پيدا كرد، برخورد جشنواره باتوليدات سينماي بدنه بيانگر اين مسأله است. «سيروس الوند» ـ فيلمسازـ درمصاحبه اي گفته بود: «فيلمي مي سازيم فروش خوبي هم دارد ولي از نظر مسؤولين جشنواره فيلم خوبي نيست ، اين يك واقعيت قابل بررسي است كه چرا فيلمي كه خوب نيست اينقدر فروش داشته است ؟» اما اين سخنان در وضعيت نگرش به توليدات سينماي ايران مؤثر واقع نشد وپس از آن نظام درجه بندي براي حمايت پس از توليد پايه گذاري شد. اين نظام در درون خود تناقضاتي را به همراه داشت. تناقضاتي كه تا همين سالهاي اخير برمناسبات مخاطبان با فيلم ها تأثيرگذار بوده است.
درسالهاي آغازين حدود ۷۰درصد درآمد فيلم ها از راه گيشه تأمين مي شد اما با برخورد سيستم عرضه نظام حمايتي به سقف و درجه بندي محصولات اين رقم به تدريج كاهش يافت وپس از جشنواره چهاردهم به ۲۵ درصد رسيد. درجه بندي توليدات سينمايي برآيند اظهارنظرهايي بود كه حول فيلم ها در جشنواره فجر صورت مي گرفت وازاين زمان جشنواره مبنايي شد براي امتياز دادن به فيلم ها، فؤاد نورـ تهيه كننده سينماـ اينگونه سياستها را حركت در راستاي يك سينماي تك محصولي ارزيابي مي كند: «وقتي سياستهاي جشنواره فيلمساز راتشويق مي كند تنها فيلم هاي خاصي را توليد كند، فيلمسازان مطرح فيلم هايي مي سازند، كه با توليدات گذشته تفاوت دارد، اين فيلم ها به دليل كمبود مخاطب اكران عمومي پيدا نمي كنند ومتأسفانه بخش جشنواره سينماي ما به صنعت سينما غالب شده وميان جشنواره وسينماي بدنه شكاف ايجادكرده است ».
|||
عليرضا شجاع نوري از مديران سينماي بعد از انقلاب درباره چرايي جشنواره فجر مي گويد: «در اول جشنواره ، واقعاً با بازارگرمي روبرو نبوديم. ما نياز داشتيم به اين جشنواره كه به وسيله آن اعتماد به نفس را از لحاظ توليد براي فيلمسازان به وجود آوريم. يعني اگر همه اينها در يك ماه به نمايش درنمي آمدند وجشنواره اي براي آن برگزار نمي شد طبيعتاً نفر بعدي هم رغبت نمي كرد وارد عرصه شود و سرمايه وفكر وانرژي خود را براي توليد فيلم خرج كند».
اما با پايان دوران نخستين حيات سينما پس از انقلاب، تكنوكرات هاي محافظه كار در عرصه فرهنگ و هنر حضور پيدا كردند وبحث كارنامه توليد به فراموشي سپرده شد. دراين زمان وجود قانوني كه تأكيد مي كرد هيچ فيلمي نبايد قبل از نمايش در جشنواره راهي اكران سينماها شود نمود بيشتري پيدا كرد. اين قانون باعث شد تعداد بسيار زيادي از فيلم هاي توليد شده به دليل كمبود وقت ويا مشكلات عديده فني به اكران عمومي درنيايند. حاكميت اين گروه برعرصه هاي فرهنگي بار ديگر سياست گذاريها را از بيخ وبن دستخوش تغيير كرد. معاونت سينمايي وقت بارها گفته بود نبايد فراموش كنيم كه از ظاهر بايد به باطن رفت.
در جشنواره چهاردهم صحنه به ميدان جدل خرده فرهنگ غالب و فرهنگهاي گوناگون فيلمسازي تبديل شد ودرنتيجه توليدات سينمايي منتخب جشنواره به دليل رنگ وبوي شعارزده ودولتي از سوي مردم با بي مهري روبرو شدند به گونه اي كه در سال ۷۵ تنها توجه مسؤولان معطوف به ژانر خاصي از سينما شد وبراي توليد فيلم هايي دراين ژانر حمايت هاي خاص وبخشودگي هزينه قائل شدند. نظير اين اتفاق درسال ۷۴ رخ داده بود درآن سال فيلم هاي پرمخاطب را درانتهاي جدول اكران جا دادند. اما اين رخداد درسال ۷۵ موجب شد فروش فيلمها به كمتر از بيست ميليون تومان كاهش پيدا كند وحتي با همه تمهيداتي كه براي توليد فيلم هاي ارزشي انديشيده شده بود فيلم خوش ساختي همچون «بازمانده» كه در جشنواره چهاردهم مورداستقبال فراوان قرار گرفت وانتظار مي رفت پرفروش ترين فيلم سال شود به اين عنوان دست نيافت. حمايت بيش از اندازه از توليدات بخش هاي دولتي همچون تلويزيون سينماي ايران را به يك سينماي دولتي تبديل كرد وبخش خصوصي دراين ميان منفعل شد. مرتضي شايسته ـ تهيه كننده سينما ـ اعتقاد دارد يك توليد موفق تضميني است براي يك نمايش عمومي موفق. اما سياستهاي سينمايي از سويي برشعار انضباط اقتصادي تأكيد مي كردند واز سويي ديگر يك سينماي ارزشي با آرمانهاي دولتي را تقويت مي كردند.
ادامه دارد
سيردراعماق
111210.jpg
[در طول تاريخ ايران] تمام طبقات، زيرسلطه سنت پرستي بودند وجنبه هاي مختلف فرهنگ ايران دائماً از منبع غني تجربيات وانديشه هاي قومي مايه مي گرفته است . رسوم وعقايد عامه اگرچه غيرمضبوط ونامشخص بوده، زمينه علايق وتمايلات عمومي را تشكيل مي داده وحتي غيرمستقيم برسليقه وذوق پادشاهان تأثير مي گذاشته ونبوغ هنرمندان را تحت فرمان مي آورده است.
بعضي مضامين ، ذهن مردم را به خود جذب مي كرده وتقاضاي غيرقابل مقاومتي وجود داشته مبني برآنكه انتظارات عامه بايستي برآورده شود. اين علاقه مردم كه انعكاسي از مجموعه سنت ها بوده ، شاهكارهاي شعري را به وجود آورده است.
اين سنت، به دليل قدمت و وسعتش، نوگرا نبود. حتي موقعي كه صداي شعرا را فاجعه اي عمومي خفه مي كرد وساير هنرها منهدم يا سركوب مي شد، اين سنت ـ اگرچه در خفاـ دوام داشت وزنده ماند. فرهنگ ايران، بدون اينكه اشخاص يا ابنيه اي مظاهر آشكار آن باشند و بدون اينكه از خود ردي بگذارد ، سير خود را در اعماق مي پيمود. در محضر شاهزادگان ، در كنار آتش اردوها ـ در بازار سرباز يا در پناه حرم و درحياط مسجد، همان اشعار خوانده وهمان قصص نقل مي شد وآتش آرمانها گرم نگه داشته مي شد تا دوباره در شرايط مناسب و به فرمان نبوغ خاص ايرانيان، شعله كشيد. به اين ترتيب باوجود آنكه جريان آشكار هنرگاهگاه قطع مي شده بازهم اصول وآرمانهاي گذشته را منبع پايدار معتقدات ورسوم قومي تازه مي كرده وبه اين نحو مفاهيم وبرداشتهاي قديم، از طريق تجديد حيات ها، زنده مي مانده است . اين چنين منابع قومي ، نه به علت ايجاد محدوديت بل به دليل مشاركتي فعال وفراهم ساختن مضامين موردعلاقه وزمينه آماده، موجب تداوم بيشتر مي شده است.
پروفسور آرتور پوپ ، معمار و
باستان شناس آلماني ـ دهه ۱۹۷۰


|   شناسنامه   |   آرشيو   |