يكشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۱ - ۷ ذيحجه ۱۴۲۳
Sun, Feb 9, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نخستين شماره هنرپو منتشر شد
111423.jpg
نخستين شماره هنرپو به سردبيري محمدكاظم سالمي منتشر شد . دراين شماره مي خوانيد: موسيقي كلاسيك چيست؟ ‎/ مهرداد عرفانيان؛ نقاشي قهوه خانه اي ‎/ مجيد اوشاني ؛ پايكوبي و سماع‎/ لنا سجادي فر؛ معماري ايران از وراي تمبرهاي پستي ‎/ سيروس سميعي و…
صدو بيست ونهمين شماره نمايه منتشر شد
111429.jpg
صدو بيست ونهمين شماره نمايه به سردبيري مهدي رضايي منتشر شد.
اين نشريه همچنان كه از نام آن مشخص است حاوي مشخصات مقالاتي است كه درحوزه هاي مختلف در نشريات ايران منتشر شده است.
پنجمين شماره پل فيروزه منتشر شد
111426.jpg
پنجمين شماره فصلنامه پل فيروزه به سردبيري محمدحسن خوشنويس منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: مباني نظري مدارا/ مصطفي ملكيان؛ مدارا و كثرت گرايي/ رامين جهانبگلو؛ منشأ و سير انديشه مدارا در مغرب زمين و مشرق زمين/ احسان نراقي؛ معماي رواداري/ علي پايا؛ تسامح كوروشي و مسأله وحدت امپراتوري در ايران باستان/ عبدالحسين زرين كوب؛ نقش ايران در التقاط تمدنهاي غرب و شرق/ رضا شعباني؛ نگرشي قرآني به گفت وگوي تمدنها/ شيخ حسين احمد شحاده و...
* آدم هاي سياه، آدمهاي سفيد
111438.jpg
قصه كودكان / فرياد شيري / نگيما / ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰ نسخه / ۳۳۰ تومان
فرياد شيري [ با نام اصلي رستم شيري ] از شاعران فعال اواخر دهه هفتاد است كه تاكنون از او دو مجموعه شعر منتشر شده است و كتاب حاضر، نخستين تجربه او در حيطه ادبيات كودك است. بخش كوتاهي از اين داستان را مي خوانيد: «آنها قرار گذاشته بودند كه هرگز بدون اجازه وارد سرزمين همديگر نشوند. روزها و شب ها پشت سرهم مي گذشتند. بوته گل سرخ هنوز پشت آن تكه سنگ قايم شده بود؛ اما نه شب ها مي توانست بخوابد و نه روزها مي توانست استراحت بكند.»
* سازديگر
111432.jpg
مجموعه شعر / جعفر كوش آبادي / نشر نگاه / چاپ دوم: ۱۳۸۱ / ۱۰۰۰ نسخه / ۱۰۰۰ تومان
جعفر كوش آبادي [متولد ۱۳۱۲] از شاعران پرآوازه دهه چهل است كه نيمه دوم اين دهه را در تسخير خود داشت و سالها، راهبر جناحي از شعر معاصر بود كه عنوان «شعر متعهد» را برخود نهاده بود و وارث شعري بود كه روزگاري كسرايي و زهري بنيان نهاده بودند. رضا براهني درهمان سال ها [ در هفته فردوسي] به نكوهش شعر او پرداخت و اين نكوهش دردل مقاله اي بود كه درآن به «شعر تجريدي سپهري» به شدت تاخته بود. براهني درآن مقاله، «راديكاليسم تعهد» و «راديكاليسم عدم تعهد» را مورد طرد و رد قرار داده بود. اينك پس از سالها كتابي از كوش آبادي تجديد چاپ شده است كه مي تواند يادآور آن روزگار باشد.
* كشور آخرين ها
111435.jpg
رمان / پل استر / خجسته كيهان / نشر افق / ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰ نسخه / ۱۲۰۰ تومان
ادبيات پست مدرن، بي گمان با سه نام پيوندي ناگسستني دارد: ميلان كوندرا، چارلز بوكوفسكي، پل استر. «استر» كه در ايران، تاكنون چهره اي ناشناخته بوده، بهره مند از شكل هاي روايي «نو به نو»، تصويري از داستان پست مدرنيستي به دنيا ارائه داد كه قادر شد مخاطبان حرفه اي آثار مدرن را هم قانع كند. استر، سوپراستار ادبيات پست مدرن است كه آثارش قادر به جذب مخاطبان عام اند و از اين رهگذر، موفق تر از كوندراو بوكوفسكي [پيشگامان و استوانه هاي اين «نوع»] مي نمايد. ويژگي ديگر آثار استر اين است كه آثارش «نتيجه امتزاج سنت و مدرنيته» نيست بلكه «كلوني سنت، مدرنيته و پست مدرنيته» است كه درنهايت شگفتي، بدل به ساختاري متمركز مي شود.
فصل خاكستري سينماي ايران
111453.jpg
بيست و يك سال پيش، وقتي نخستين دوره جشنواره فجر در فضايي به شدت سياسي برگزار شد، هنوز جامعه كاملاً خط كشي نشده بود و آدم ها، سياه و سفيد نبودند. يا اگر هم بودند، عده اي خاكستري هم لابلاي آنها ديده مي شدند.
چيزي نپاييد كه نخستين گام ها براي اندازه گيري آدم ها و قرار داد نشان در دو جبهه سياه و سفيد يا خودي و غيرخودي برداشته شد. محسن مخملباف و يارانش در حوزه هنري و عده اي هم در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت، دائم در كار صدور بيانيه، آئين نامه، دستورالعمل پيشنهاد و قطعنامه هاي پي در پي درباره آن چه مي خواستند، بودند. «سينماي اسلامي» ، اصطلاحي بود كه در دهان مسؤولان مي چرخيد و از نوك قلم هايشان جاري مي شد. مي گفتند، سينماي اسلامي بايد چنين و چنان باشد و از ارزش ها پاسداري كند ودر جهت تقويت ايمان مردم يا امت اسلام باشد. براي پيدايش آن سينماي آرماني، صلاح ديده شد كه عده اي حذف شوند، عده اي محدود شوند وعده اي از سركلاس هاي درس و دانشكده ها يا جبهه هاي جنگ جدا شوند و كنار هم قرار گيرند تا سينماي ارزشي را پايه گذاري كنند.
اين ها را محسن مخملباف پيش قراول سينماي اسلامي وارزشي در مصاحبه اي مفصل با مجله سروش هم مطرح كرد. او و آنها، قصد داشتند وكوشش هم كردند كه سينماي معهود خود را پايه گذاري كنند.
سرمايه هاي دولتي به كار افتاد و آن ها در نهادها مشغول شدند.
همه نهادهاي سياسي، نظامي و فرهنگي، بخشي از سرمايه و نيروي انساني خود را به كار گرفتند تا سينماي اسلامي يا آرماني را متجلي كنند. سپاه پاسداران شد سرمايه گذار اصلي فيلم سفير (فريبرز صالح)، حوزه هنري شد آموزشگاه و پرورشگاه جواناني مثل مخملباف، ملاقلي پور، مجيد مجيدي، محمدرضا هنرمند و...
بخش فرهنگي بنياد مستضعفان، شد عمده ترين سياست گذار سينماي ارزشي تا حدي كه اغلب سينماگران تصور مي كردند مدير اصلي سينماي ايران، بنياداست.
سرپرست وقت اين نهاد، حرف هايي مي زد كه حتي مديران اصلي سينما در وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي هم، چندان موافق آن نبودند. فيلم هايي به اشكال بر مي خورد و تهيه كننده ، براي دريافت جواز نمايش، فيلم را زير بغل مي زد و به بيت برخي علما در قم مي رفت تا استمداد بطلبد. خلاصه همه در كار تبيين و ترويج سينماي آرماني بودند، چون پي برده بودند كه سينما به عنوان قوي ترين رسانه، مي تواند در خدمت تقويت بنيه هاي نظام سياسي/ اجتماعي پس از انقلاب باشد. همه هم حق داشتند و تلاششان را هم انصافاً كردند. اما آن اتفاق كه نيفتاد هيچ، برخي تندرويهاي آن روزها، نتيجه معكوسي هم داد. مخملباف پس از پنج سال ميدان داري با ساختن فيلم دستفروش، ديوارهاي سينماي دور ذهن خود را شكست و به چشم اندازهاي تازه اي دست يافت. بعدها، حاتمي كيا و ملاقلي پور هم كوشيدند تا خود را از قيد پندارهاي آوازه گرايانه خود وارهانند. حاتمي كيا به شكل صريحي اعلام كرد كه ديگر نمي خواهد «آمپلي فاير» ديگران باشد.
اما عده اي از آن جمع اوليه يا مدعيان سينماي آرماني، همچنان برعقايد خود پاي فشردند. اما موفق نشدند راه به جايي ببرند. چون موفقيت در هر كاري به ويژه كار هنر، علاوه بر ايمان و تعهد، نيازمند استعداد و جنم هنري نيز هست كه برخي از اين دوستان فاقد اين خصايل بودند و هستند و مي بينيم كه به رغم حمايت هاي بي دريغ نهادها و سازمان هايي كه هنوز هم تصور مي كنند هنر رسمي و تبليغاتي در اين عصر و زمانه مي تواند بر مردم تأثير بگذارد، عملاً در جلب نظر مردم، ناموفق مانده اند. سريال هايي با هزينه هاي سرسام آور توسط اين دوستان ساخته شده و مي شود اما مردم ترجيح مي دهند تماشاگر نمايش هاي عامه پسند تلويزيون باشند و آن سريال هاي باشكوه اما فاقد خلاقيت و روح هنري را نبينند.
فيلم هاي پر هزينه اي به دست اينان سپرده مي شود اما، بالاخره مردم بايد براي فيلم ديدن حق انتخاب داشته باشند. چون پول مي دهند و وقت صرف مي كنند.
اين دوستان، هنوز،باورشان نشده كه اثر هنري به ضرب پول و حمايت هاي بي دريغ ، خلق نمي شود. اين دوستان بايد به تاريخ سينماي شوروي سابق خوب نگاه كنند. و به انبوه فيلمسازان و فيلم هاي رسمي وتبليغاتي كه امروز نامي هم از آنان به زبان ها، جاري نمي شود. اما نام هايي چون تاركوفسكي، پاراجانف، ميخائيلكف و چند تن ديگر از دل و شعور و احساس شخصي شان دستور مي گرفتند، براي هميشه در ذهن تماشاگران جهان، حك شده است.
اين ها را به بهانه نمايش چند فيلم در اين دوره جشنواره نوشتم. به ويژه در فيلم دوشيزه و نغمه كه توسط دو تن از، سينه سوختگان و فدائيان ارزش هاي ناب ساخته شده واميدوارم سازندگانش آن قدر انصاف داشته باشند كه تصور نكنند مردم بايد اين دواثر را ببينند. عبرت بگيرند. و به راه راست هدايت شوند. جالب اين كه سازندگان اين دو فيلم كه هر دو در يك روز و در كنار هم به نمايش در آمدند، براي به روز شدن، از حال وهواي حاكم بر فيلم فارسي هاي تازه يا به تعبير خود آقايان فيلم هاي «دختر ـ پسري» استفاده كرده اند اما به قصد محكوم كردن اين فضا. درست مثل برخي نشريات اوايل انقلاب كه عكس هاي برهنه يا نيمه برهنه برخي هنرپيشه ها و خواننده ها را روي جلد مي زدند و رويش يك ضربدر مي كشيدند و زيرش مي نوشتند، «ابتذال طاغوتي ها»!
اما اگر اين دو فيلم و فيلم هايي از اين دست، بدون ادعاي ارزشي بودن ساخته شوند، هيچ اشكالي ندارد. بالاخره، سينما هم يك حرفه است.
حرفه پرهزينه ودشواري هم هست. بايد خرج و دخل كند. هم خودش را بچرخاند، هم زندگي سازندگانش را.
اهداي جايزه فيلمنامه نويسان آمريكا به
«بولينگ براي كلمباين»
111372.jpg
«بولينگ براي كلمباين» فيلم مستندي درباره فرهنگ نگهداري اسلحه در آمريكا كه در جشنواره فجر امسال به نمايش درآمد ازسوي اتحاديه فيلمنامه نويسان آمريكا نامزد دريافت جايزه بهترين فيلمنامه اورژينال شد.
به گزارش بي بي سي اين مستند جذاب ساخته مايكل مور، مستندساز معروف آمريكايي تاكنون در ايالات متحده موفق به ۱۸ميليون دلار فروش شده است و اين نخستين باري است كه يك فيلم مستند در مراسم اعطاي جوايز اتحاديه فيلمنامه نويسان آمريكا نامزد دريافت جايزه بهترين فيلمنامه اوريژينال مي شود.
برپايه اين گزارش «بولينگ براي كلمباين» كه همچنين فيلم موفقي در بريتانيا و اروپا بوده است در فهرست فيلمهاي نامزد اسكار در شاخه آثار برتر مستند قراردارد. براساس اين گزارش، فيلمهاي «عروسي باشكوه يوناني من»، «دور از بهشت»، «گنگسترهاي نيويورك» و «آنتون صياد» از ديگر نامزدهاي جايزه بهترين فيلمنامه اورژينال سال شدند و موزيكال «شيكاگو» ، «اقتباس» ، «ساعتها»، «درباره اشميت» و «درباره يك پسر» در فهرست نامزدهاي بهترين فيلمنامه اقتباسي قرارگرفتند.
گفتني است جوايز اتحاديه فيلمنامه نويسان آمريكا بيست و هشتم ماه مارس به برندگان اهداخواهدشد.
امروز در جشنواره فيلم فجر
| سينما صحرا: دختربچه بزرگ ، دخيل، اخبار كشتيراني، صنو بر، اينجا چراغي روشن است.
| عصر جديد :۱ پينوكيو، كولي، بي خوابه، دوشيزه.
| عصر جديد ۲ : ليلي و مجنون، ۲۵ بچه و يك پدر، قتل.
| عصر جديد :۳ رومشكان، خورشيد مهر، سپيد مثل زغال، قطار كودكي.
| كريستال:۱ خاموشي دريا، صورتي، واكنش پنجم. فيلمهاي كوتاه، كودك و سرباز.
| كريستال :۲ فيلمهاي كوتاه، كودك و سرباز، ستاره هاي سربي، صورتي، واكنش پنجم.
| سپيده: روز كارنامه، سفر به شرق، در انتظار خوشبختي، فرش باد، تهران ساعت ۷ صبح، زيستن
امروز با جواد سيداشرف
111369.jpg
جواد سيداشرف متولد ۱۳۲۴ (دزفول) از سال ۱۳۵۳ كار ترجمه را آغاز كرد و تاكنون بيش از بيست عنوان كتاب ترجمه و منتشر كرده است. زمينه مورد علاقه وي بيشتر ترجمه رمانهاي تاريخي است كه عنوان هايي مانند «سلطانه»، «نفرين دختر آفتاب»، «دختر مغول» از كالين فالكز، «كمبوجيه و دختر فرعون» از گئورگ ابرس، «فرستاده سلطان» از آلن سويج و «حشاشين» از تامس گيفورد، نمونه هايي از آن است.
* آقاي سيد اشرف، چرا در حوزه رمان هاي تاريخي اغلب آثار كالين فالكز را ترجمه مي كنيد؟ ويژگي آثار اين نويسنده چيست؟
\ به نظر من كالين فالكز يكي از نمايندگان شايسته صنف نويسندگان رمانهاي تاريخي مدرن است. در برخورد با وقايع تاريخي ديد منصفانه اي دارد، درباره موضوع داستانهايش با وسواس و دقت تحقيق مي كند، زيبا مي نويسد و به احساسات و انگيزه هاي قهرمانان كتابهايش توجه خاصي دارد. نكته ديگر اينكه اغلب قهرمانانش زنهايي هستند كه در دنياي مردسالار گرفتار ظلم و ستم اند. اما زنهاي فالكز قوي، مبارزه جو و با اراده اند و به سرنوشتي كه مردها برايشان مقدركرده اند، تن در نمي دهند. بنابراين نوشته هاي او، به نوعي، جبران تبعيضي است كه در طول تاريخ در حق زنان روا شده.
* به رمان «حشاشين» اشاره كرديم. آيا اين داستان به حسن صباح و اسماعيليان مربوط است؟
\ رمان «حشاشين» هيچ ارتباطي با حسن صباح و فرقه اسماعيليه ندارد. اين «حشاشين» گروههاي تروريستي اي بودند كه با انگيزه هاي ايدئولوژيك و به فرمان شيوخ كليساي كاتوليك در اروپاي قرون وسطي دست به ترورهاي سياسي مي زدند و ردپاي آنان ـ به ادعاي نويسنده ـ تا قرن ۱۹ و اوايل قرن بيستم هم قابل مشاهده بود. هدف نويسنده نشان دادن فجايعي است كه پيوند تعصب كور و قدرت طلبي سياسي مي تواند به بار آورد. بخشي از داستان در دهه هشتاد قرن بيستم در آمريكا و ايتاليا و بخش ديگري در اروپاي قرون وسطي مي گذرد.
* آخرين كتابي كه ترجمه و منتشر كرده ايد «داريوش بزرگ ، شاه ايرانيان» از هانس كنايفل است. نويسنده اين رمان، تاريخ ايران را تا چه اندازه مي شناسد؟
\ كنايفل در اصل مصرشناس است، اما درباره تاريخ كشورهاي خاورميانه هم اطلاعات وسيعي دارد. با اطمينان مي توان گفت كه از تمام اسناد و مدارك تاريخي مربوط به دوره زندگي داريوش استفاده كرده و استخوان بندي تاريخي محكمي ساخته است. ولي البته كتاب «داريوش»، تاريخ نيست، زندگينامه داستاني داريوش هخامنشي است و نويسنده در مورد شخصيت داريوش ديد خاص و بسيار مثبتي دارد؛ نسبت به تاريخ هرودت بدبين است و نوشته هاي او را درباره هخامنشيان مغرضانه مي داند. نگاه اصلي كنايفل در اين كتاب به شخصيت داريوش و ويژگي هاي روحي و اخلاقي اوست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |