|
در رابطه با انتشار ويژه نامه روزنامه «زن»
|
|
|
|
پس از ۱۷ روز بستري بودن در بيمارستان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در رابطه با انتشار ويژه نامه روزنامه «زن»
بازجويي از مديركل سابق مطبوعات داخلي ارشاد
گروه حوادث: مديركل سابق مطبوعات داخلي وزارت ارشاد براي اداي توضيحات به شكايت مدعي العموم درباره انتشار ويژه نامه روزنامه «زن» در دادگاه ويژه كاركنان دولت حاضر شد. به گزارش خبرنگار قضايي ما، «عيسي سحرخيز» مديركل سابق مطبوعات داخلي، ساعت ۹ صبح روز گذشته ـ شنبه نوزدهم بهمن ماه ـ به همراه غلامعلي رياحي وكيل مدافع خود در شعبه ۱۴۱۱دادگاه ويژه كاركنان دولت حضور يافت و به سؤالهاي قاضي سعيد نيا به طور كتبي پاسخ داد.«عيسي سحرخيز» در پايان جلسه بازجويي درباره حضور خود در دادگاه ويژه كاركنان دولت به خبرنگار ما گفت: روزنامه «زن» در سال ۷۸ در جشنواره مطبوعات كه سالانه نيز برگزارمي شود با مجوز مطبوعات داخلي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام به انتشار ويژه نامه كرد. البته در آن ايام باتوجه به مسؤوليتي كه در وزارت ارشاد داشتم آن مجوز را به عنوان وظيفه قانوني صادر كردم. وي افزود: در آن ايام من طبق وظيفه با عطاءالله مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت در اين زمينه گفت و گو كردم و مجوز لازم را از وزيرارشاد وقت دريافت كردم. بنابراين، مجوز انتشار ويژه نامه جشنواره سالانه مطبوعات را صادر كردم. حال دادگاه اين اجازه انتشار را «لغو دستور قضايي» مي داند. براساس همين گزارش، قاضي سعيدنيا باتوجه به اظهارات عيسي سحرخيز، عطاءالله مهاجراني و فائزه هاشمي را به عنوان مطلع جهت اداي توضيحات به دادگاه احضار كرد. و قرار است جلسه دوم اين بازجويي در روز بيستم فروردين ماه سال آينده برگزارشود.
|
|
|
|
|
پس از ۱۷ روز بستري بودن در بيمارستان
«آرش» روانه زندان شد
گروه حوادث ـ «آرش» پس از ۱۷ روز بستري بودن در بيمارستان با دستور قاضي جنايي دادگستري تهران روانه زندان شد. اين اقدام قضايي ظهر ديروز ـ شنبه ۱۹ بهمن ماه سال جاري ـ پس از بهبودي نسبي «آرش» صورت گرفت. بنا به اين گزارش ساعت ۲۰ شامگاه چهارشنبه دوم بهمن ماه «آرش» ـ۳۱ ساله ـ وارد خانه دختر مورد علاقه اش در يوسف آباد شد و «مامك» را باضربات چاقو به قتل رساند. اين جوان كه اقدامش براي خودزني ناموفق مانده بود با مرگ «مامك» تحت الحفظ در بيمارستان شريعتي تحت درمان قرار گرفت و با طولاني شدن مدت بستري وي، قاضي همتيار روي تخت بيمارستان از وي بازجويي كرد. ظهر ديروز، «آرش» در حالي كه پابند درپاهايش بود و دستش را روي سينه اش كه روز جنايت چاقو در آن گير كرده بود، گرفته بود در مجتمع امور جنايي تهران حضور يافت و در شعبه ۱۶۰۸ در برابر قاضي همتيار ايستاد. بنا به گزارش خبر نگار جنايي ما؛ قاضي جنايي با توجه به تكميل بودن تحقيقات پليسي و بازجويي قضايي بدون تحقيق از «آرش» نامه زندان وي را صادر كرد و مأموران كلانتري يوسف آباد «آرش» را به زندان انتقال دادند.
|
|
|
|
|
برادر مظنون اصلي پرونده قتل همسر محمد خاني روانه زندان شد
|
|
|
گروه حوادث: پليس در تجسس براي رديابي عامل قتل همسر «ناصر محمدخاني» به شاخه هاي تازه اي برخورده است. بنابه اين گزارش؛ «لاله سحرخيزان» همسر ۳۲ ساله «ناصر محمدخاني» روز چهارشنبه ۱۷ مهرماه سال جاري وقتي دو پسر خردسالش در مدرسه بودند در خانه شماره ۴۶ خيابان گل نبي به طرز هولناكي به قتل رسيد. از ساعت۱۴ روز جنايت كه پليس ماجراي اين قتل را دريافت كرد تاكنون بررسي هاي خيلي گسترده اي در قالب علمي جنايي صورت گرفته است اما هنوز باوجود مشخص بودن اينكه قاتل يك آشنا است اين آشنا شناسايي نشده است. «شهلا» همسر صيغه اي «ناصر محمدخاني» كه ۳۲ سال سن دارد و از چهار سال پيش زندگي پنهاني اي با اين فوتباليست در خيابان ظفر آغاز كرده است از همان روزهاي نخست بازداشت شد. اين زن تنها مظنون بازداشتي در اين پرونده جنجالي است كه هنوز در بازداشت است و نتوانسته بي گناهي خودرا به اثبات برساند. «شهلا» از نخستين پرسش مبني بر اينكه براي چه منظوري همزمان با وقوع جنايت يك ميليون تومان از حساب شخصي «ناصر محمدخاني» برداشت كرده است دست به تناقض گويي زده به گونه اي كه پاي اعضاي خانواده اش نيز به ماجراي قتل باز شد. وقتي «شهلا» ادعا كرد پول را بخاطر مشكلات مالي پدرش از چك هاي سفيد امضايي كه در اختيار داشت برداشت كرده است اما با وقوع قتل «لاله» آن را براي هزينه مراسم ختم به «ناصر» داده است پليس تحقيق از خانواده اين زن را آغاز كرد. پليس از ۱۲ خواهر و برادر «شهلا» بازجويي كرده است و پي برده است آنان نيز به گونه اي سعي كرده اند طوري وانمود كنند كه «شهلا» نمي تواند روز جنايت در قتلگاه «لاله» حضور داشته باشد، غافل از اينكه همسر صيغه اي «ناصر محمدخاني» اظهارات ديگري را مطرح كرده است. يكي از خواهران «شهلا» در بازجوييها گفته است: «روز قتل من در خانه پدرم واقع در خيابان خليج در جاده مخصوص بودم كه حدود ساعت ۱۲ و ۱۵ دقيقه «شهلا» نزد ما آمد و تا ساعت ۱۶ عصر خانه پدرم بود.» اين ادعا در حالي مطرح شده است كه «شهلا» گفته است: «روز قتل من ساعت ۱۱ ظهر بود كه با برداشت پول از حساب شخصي «ناصر» به سمت خانه مادرم رفتم، حدود ساعت ۱۲ ظهر در آنجا بودم ۱۵ دقيقه اي نزد مادر و خواهرم بودم و بعد سوار بر پرايد شدم و به سمت اتوبانك در خيابان شريعتي رفتم و ۲۷۰ هزارتومان پول به حساب «ناصر» ريختم سپس به خانه يكي از دوستان «ناصر» رفتم تا مقداري پول قرض كنم و باز به حساب ناصر بريزم. پليس در بررسي ها متوجه شده است كه در روز جنايت پس از برداشت يك ميليون توماني از حساب «ناصر محمدخاني»، ۲۷۰ هزار تومان پول نيز به حساب وي واريز شده است اما اينكه چرا «شهلا» و با چه ضرورتي يك ميليون تومان پول برداشت مي كند و براي اينكه چك «ناصر» برگشت نخورد سعي مي كند با قرض گرفتن از دوستان وي اين حساب را پركند و در آخر نيز يك ميليون تومان را به او مي دهد تا صرف هزينه هاي ختم «لاله» كند براي پليس از نكات سؤال برانگيز است. از سوي ديگر؛ «مصطفي» يكي از برادران «شهلا» نيز هم درباره اينكه زمان وقوع جنايت، خود و خواهرش كجا بودند تناقض گويي كرده است. اين خواهر و برادر ادعا كرده اند در جاهاي مشخصي تردد داشته اند.«مصطفي» كه تا ديروز در بازداشتگاه پليس آگاهي تهران، تحت نظر بود، ادعا كرده است خواهرش از صبح جنايت تا ساعت ۱۶ عصر در خانه پدرشان بوده است در حالي كه «شهلا» غير از اين را پذيرفته است و «مصطفي» نيز در اينكه خودش در زمان وقوع قتل در كجا حضور داشت دست به تناقض گويي زده است. بنابه گزارش خبرنگار جنايي ما، بعدازظهر ديروز «مصطفي» و «شهلا» پس از بازجويي در شعبه ۱۶۰۳ مجتمع امورجنايي تهران روانه زندان شدند و اين درحالي است كه پليس باز به دنبال به دست آوردن سرنخ ها و ردپاهاي تازه اي است.
|
|
|
|
|
حمله مهاجمان مسلح نقابدار به خانه يك استاد دانشگاه تهران
|
|
زن فرانسوي چگونگي ورود سارقان را شرح مي دهد
|
گروه حوادث ـ دو مرد جوان نقابدار مسلح با حمله به خانه يك استاد علوم سياسي دانشگاه تهران، او و همسرش را مورد ضرب و جرح قرار داده و پس از سرقت مقداري اسناد و طلا و جواهر پا به فرار گذاشتند. اين حادثه ساعت ۲۰ و ۱۵دقيقه روز چهارشنبه ۱۶ بهمن ماه سال جاري در خيابان شهيد باهنر واقع در شمال تهران رخ داد. دكتر احمد ساعي كه در دانشگاه تهران علوم سياسي تدريس مي كند، درباره چگونگي وقوع حادثه به خبرنگار ما گفت: مي خواستم براي شركت در يك ميهماني خانه را ترك كنم. ناگهان دو مرد جوان تنومند در حالي كه هر كدام يك كلت كمري در دست و نقاب به چهره داشتند، داخل خانه ام شده و به سرعت به طرفم حمله كردند. وي افزود: آنان پس از لحظاتي درگيري مرا روي زمين خوابانده و دست و پاو دهانم را بستند. وقتي مطمئن شدند كه قادر به حركت نيستم، يكي از مردان نقابدار به سرعت از پلكان راهرو به طرف بالا دويد. دقايقي بعد صداي فريادهاي همسر فرانسوي ام را شنيدم كه در خواست كمك مي كرد، ولي بعد صدا خاموش شد. فكر كردم او را كشته اند. اين استاد دانشگاه ادامه داد: لحظه اي بعد آن جوان مهاجم همسرم را به كنار من آورد دست و پاي او را هم بستند. يكي از آنها پايش را روي صورتم گذاشت و در حالي كه فشار مي داد سؤالاتي درباره فعاليت هاي سياسي و ارتباط من با گروههاي سياسي پرسيد. وي در ادامه گفت: چون كامپيوترم روشن بود،يكي از آنها پشت ميز كامپيوتر نشست و شروع به كار با آن كرد. رفتار و حركات آنها طوري بود كه مشخص مي كرد آنها نسبت به موقعيت من و خانه ام آشنايي كامل دارند. دكتر ساعي ادامه داد: يكي از آنها براثر برخورد دستش با شيشه پنجره زخمي شده بود. بنابراين همسرم را به طبقه بالا بردند تا دست او را پانسمان كنند. من از اين فرصت استفاده كرده و دستانم را باز كردم. به حياط دويدم و با فرياد از همسايه ها كمك خواستم كه آنها متوجه شده و مرا با مشت و لگد به داخل خانه برگرداندند. در همين حين همسرم كه بالا بود روي بالكن رفته و همسايه ها را خبر كرد. دو مرد مسلح كه وضعيت را اينگونه ديدند پس از برداشتن جعبه طلا و جواهرات همسرم و دوربين وكامپيوتر و تعدادي اسناد و دست نوشته ها، پا به فرار گذاشتند. به گزارش خبرنگار ما، به دنبال اعلام شكايت دكتر ساعي، تجسس هاي پليسي درباره اين حادثه در كلانتري ۱۲۳ آغاز شده است.
|
|
|
|
|
اين مرد، ناپديد شده است!
گروه حوادث ـ پليس در جست وجوي مردي است كه پس از ترك خانه اش در ساوجبلاغ ناپديد شده است. اين كفاش ۸۱ ساله كه «حسين عزت پور» نام دارد از روز هشتم بهمن ماه سال ۸۰ خانه اش در محله سيد جمال الدين اسدآبادي ساوجبلاغ را ترك كرد و ديگر بازنگشت. پليس باوجود يك سال تجسس براي به دست آوردن ردپايي از اين مرد موفق به رديابي وي نشده و سرنوشت اين كفاش در هاله اي از ابهام است. بنا به اين گزارش؛ هر كس از اين مرد اطلاعاتي دارد و يا تاكنون وي را ديده است مي تواند در تماس با پليس آگاهي ساوجبلاغ آن را در اختيار مأموران قرار دهد.
|
|
|
|
|
وقتي دزد جوان به قتل اعتراف مي كند
|
|
|
گروه حوادث: يك پسر جوان كه در سرقتي مرگبار مهندس جواني را به قتل رساند، وقتي به جرم سرقت بازداشت شد راز ۷۰ روزه اش را فاش كرد.ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه اول آذرماه سال جاري مأموران پاسگاه وهن آباد با دريافت گزارشي مبني بر كشف جسد جوان ناشناسي در منطقه شترخوار با اعزام به محل رها شدن جسد در تجسس هاي خود پي بردند قرباني جوان ۲۰ ساله اي با هويت ناشناس است كه با ضربات چاقو به ناحيه گردن به قتل رسيده است. پس از ارجاع پرونده به اداره آگاهي رباط كريم، به دستور سرهنگ نوروزي، اكيپي از مأموران به سرپرستي سروان قريشي و ستوان ضيائيان تجسس هاي خود را در اين زمينه آغاز كردند. ۵۲ روز گذشته بود كه جواني با عذاب وجدان به اداره آگاهي مراجعه و ادعا كرد حدود دو ماه قبل به همراه يكي از دوستانش خودرويي را به مقصد رباط كريم كرايه كرده و در آنجا «محمد» ـ دوستش ـ دست به قتل راننده زده است.با ادعاي اين جوان كه سعيد نام دارد تحقيقات ويژه اي صورت گرفت تا اينكه «سعيد» با بيان جزئيات جنايت گفت: در ميدان آزادي خودرويي را به مبلغ ۳۵۰۰ تومان كرايه كرديم و پس از آنكه محمد او را به قتل رساند با تهديد چاقو از من خواست تا سوار بر خودرو شده و برويم. پس از سرقت خودرو با پولهايي كه همراه مقتول بود موادمخدر خريديم و پس از مصرف بي هوش شديم. بعد از به هوش آمدن توسط مأموران، به جرم مصرف موادمخدر دستگير و ۴۰ روز زنداني شديم. وي افزود: پس از آزادي از زندان تصميم گرفتم خود را معرفي كنم. با اعترافات «سعيد» كارآگاهان با دراختيار داشتن مدارك هويتي راننده جوان متوجه شدند مقتول جوان ۲۰ ساله اي به نام «هادي عباسي» است. تجسس هاي مأموران براي دستگيري متهم ادامه داشت تا اينكه عصر روز سه شنبه ۱۵ بهمن ماه سال جاري، متهم به قتل در حالي كه قصد سرقت از باغي در منطقه سلطان آباد را داشت، توسط باغبان دستگير شد و وقتي در بازداشتگاه اداره آگاهي رباط كريم روبروي دوستش ايستاد راز جنايت را فاش كرد. متهم به قتل كه «محمد» نام دارد دربازجويي به مأموران گفت: به خاطر اعتياد شديدي كه داشتم براي خريد موادمخدر، راننده مسافركش را به محله خلوت كشاندم و در برابر ديدگان «سعيد» او را كشتم.
|
|
|
|