دوشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۸۱ - ۸ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 10, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
نظرگاه
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نمايشگاه
دبير همايش «حقوق مالكيت ادبي و هنري» مطرح كرد:
نگاهي به نمايشگاه «اكسپرسيونيسم انتزاعي» در موزه هنرهاي معاصر
فروش آثار هنري با كدام ابزار؟
يكشنبه هفته گذشته در همين ستون درباره خبري نوشتيم كه بر اساس آن و به تصويب مجلس، اجازه فروش آثار هنري خارجي (و داخلي) غير قابل نمايش صادر شد. پيامد آن يادداشت، گزارشهاي متعددي در ديگر جرايد و روزنامه ايران بعضاً به چاپ رسيد كه همگان نيز حاكي از نگراني عميق اهل هنر و فرهنگ بود. در پايان آن يادداشت گفته بوديم كه اين بحث را ادامه خواهيم داد.
پيش از هر چيز تأكيد كنم كه همه نهادها و موزه هاي معتبر دنيا از بابت خريد و يا فروش برخي آثار مورد نياز داراي اختيارند، اما البته در قالب سازوكارهايي كه به لحاظ فني و تخصصي، با بالاترين ضريب اطمينان و در حد استانداردهاي جهاني و در چارچوب سيستمهاي نهادينه شده كاملاً آكادميك و قابل اعتماد به چنان بازارهايي وارد و از آن خارج مي شوند.
پرسش اين است: آيا ما از چنين سيستمها و سازوكارهايي برخورداريم؟
واقعيت بضاعت هنري، فني و آكادميك ما در شرايطي كه امروز در آنيم، به چنان پرسشي به قاطعيت پاسخي منفي مي دهد. در شرايطي كه در تمام چند دهه گذشته، اقتصاد هنر در كشور ما تا حدود نزديك به صفر تنزل داشته است؛ بي خبري و دور ماندن از ضرباهنگ و چند و چون بازارهاي جهاني در كشور ما امري غير قابل انكار است؛ هيچگونه كارشناس معتبري در سطوح بين المللي به جامعه هنري داخلي و خارجي معرفي نكرده ايم؛ و حتي در هيچ يك از بي ينالهاي برجسته و تراز اول جهان حضوري نسبي هم نداشته ايم، چطور مي توانيم آثار ارزشمند موجود را (با تكيه بر اين واقعيات) به حراجي هاي صاحبنام و ديرسال غرب ارسال و از آن دستاوردي قابل قبول نيز نتيجه بگيريم؟
حتي اگر اهداف پيشنهاد و تصويب چنين لايحه اي را خوشبينانه و از سر دلسوزي فرض بگيريم، باز هم خود را در برابر پرسشهاي بي پاسخ فراواني خواهيم يافت كه به هيچ وجه تضميني دورانديشانه براي آن متصور نيستيم. فراموش نكنيم كه هدف از چنين بند الحاقي به تبصره ۷ فرهنگ، هنر و... فروش چند اثر معدود كه حداكثر به ۸ تابلو مي رسد، بوده است. فرضاً اين آثار نيز از كشور خارج شدند و در بهترين و خوشبينانه ترين وضعيت، سودي هم (به لحاظ مادي يا آثار جايگزين) نصيب شد؛ آنگاه با قانون به جاي مانده چه بايد كرد؟ چه تضميني هست كه در سالها يا دوره هاي بعدي، تلقي مسؤولان آتي گنجينه هاي هنري كشور از اصطلاح «آثار غير قابل نمايش» كه در لايحه الحاقي مجلس قيد شده، چه باشد؟ آيا در بسياري موارد، جايگزيني «سليقه ها» به جاي «ضوابط نهادينه شده تخصصي» به عنوان وخيم ترين آسيبهاي مديريت در ايران عنوان نشده و از همين راه نيز صدمات غير قابل جبران (به دليل تفسيرهاي غيركارشناسانه) به اموال ملي وارد نيامده است؟
از همه اينها گذشته، يك ارزيابي سرانگشتي ثابت مي كند كه با فروش همين آثار مورد بحث نيز حداكثر توان مالي كه در اختيار ما قرار خواهد گرفت، حتي بضاعت خريداري يك اثر قابل توجه روز جهان را نيز فراهم نخواهد كرد.
در اين بند الحاقي اجازه داده شده است كه تا سقف ۲۰ ميليارد تومان به خريد آثار اختصاص يابد. به عبارتي، چيزي حدود ۲۲ ميليون دلار و اين درحالي است كه تنها يك تابلو از فرضاً جكسن پالاك بالغ بر ۶۰ ميليون دلار در بازارهاي جهان ارزش گذاري مي شود. با اين وصف، بايد گفت كه از شعله چنين لايحه اي نه تنها هيچ آبي براي هنر معاصر و مردم اين سرزمين گرم نخواهد شد، بلكه راههاي مه آلود بسياري را براي افزودن به نگرانيهاي بي حد وحصر دلسوزان و اهل فرهنگ خواهيم گشود.
نمايشگاه
۷ هزار سال تمدن ايران
در سوئيس
111579.jpg
درحالي كه تنها چند روز به افتتاح نمايشگاه بزرگ هفت هزار سال تاريخ و هنر ايران در بازل باقي مانده است، سازمانها، نهادها و مراكز فرهنگي سوئيس خود را براي ميزباني از اين نمايشگاه آماده مي كنند.
به گزارش رسيده، پنجمين نمايشگاه بزرگ هفت هزار سال تاريخ و هنر ايران ۲۳ بهمن در موزه آنتيك شهر بازل سوئيس گشايش مي يابد و درحالي كه تنها سه روز به افتتاح اين نمايشگاه باقي مانده است، پوستر نمايشگاه در كتابخانه ها و مراكز فرهنگي و مدارس سراسر كشور سوئيس به طور گسترده توزيع شده است. مسؤولان نمايشگاه هفت هزار سال تاريخ و هنر ايران اعلام كرده اند بليت نمايشگاه با ۶۰ درصد تخفيف در اختيار دانش آموزان سوئيس قرار مي گيرد. همچنين آگهي برپايي اين نمايشگاه در روزنامه هاي پرتيراژ سوئيس به چاپ رسيده است.
111576.jpg
نمايشگاه هفت هزار سال تاريخ و هنر ايران با نمايش ۱۸۰ اثر هنري متعلق به هزاره ششم پيش از ميلاد تا سده سوم هجري قمري برگزار مي شود و كار خود را تا خرداد سال آينده ادامه خواهد داد.
بنابراين گزارش، نمايشگاه هفت هزار سال تاريخ و هنر ايران پيش از اين در كشورهاي اتريش، ايتاليا، آلمان و بلژيك برگزار شده است و به علت استقبال گسترده مردم اين كشورها در سوئيس و سپس در اسپانيا نيز برگزار خواهد شد.
دبير همايش «حقوق مالكيت ادبي و هنري» مطرح كرد:
ناتواني ايران در جلب حمايت ناشران جهان
به دليل نپذيرفتن قانون حقوق مؤلف ـ كپي رايت ـ از سوي ايران، جلب حمايت ناشران بين المللي با مشكلاتي همراه است كه اين امر براي كشور زيانهاي اعتباري و اقتصادي به همراه خواهد داشت.
به گزارش رسيده از اين همايش، دكتر محمد شكرچي زاده، دبير همايش بررسي حقوق مالكيت ادبي و هنري در آستانه برپايي اين همايش با بيان اين مطلب گفت: با وجود آن كه برخي مراكز دانشگاهي داراي چاپخانه هاي مجهزي هستند، اما به دليل نپذيرفتن كپي رايت از سوي ايران، قادر به انتشار كتب مورد نياز دانشجويان كه اغلب متون اصلي درسهاي آنها را تشكيل مي دهد، نيستند.
وي افزود: در شرايط فعلي برخي از كتب دانشگاهي از ديگر كشورها به ايران وارد مي شود كه هزينه تهيه آن براي دانشجويان زياد بوده و غير اقتصادي است.
دكتر شكرچي زاده ادامه داد: تهيه كتاب به صورت افست، از ديگر راههاي تهيه كتابهاي درسي دانشجويان است كه اين روش نيز به لحاظ مسائل حقوقي و اخلاقي، صحيح به نظر نمي رسد.
دبير اين همايش در پايان درباره مزاياي پيوستن به پيمان كپي رايت تصريح كرد: در اين صورت به غير از تأمين كتب مورد نياز در داخل كشور، مي توانيم نيازهاي كشورهاي منطقه را نيز برطرف سازيم.
گفتني است «همايش بررسي حقوق مالكيت معنوي» با حضور مقامات WIPO (سازمان جهان مالكيت معنوي) و جمعي از متخصصان و صاحبنظران داخلي و خارجي اين رشته، از پنج تا هفت اسفند ماه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار مي شود.
امروز در جشنواره فيلم فجر
| سينما صحرا ـ فيلمهاي كوتاه، شهر اشباح، خاموشي دريا، بادبادك، عروس خوشقدم.
| سينما سپيده ـ قطار كودكي، علي و دني، يك پدر و ۲۵ فرزند، بهشت جاي ديگري است، جوجه اردك من، دنيا.
| سينما فلسطين ۱ ـ مرد بدون گذشته، بي خوابي، سال سخت در خمين، صنوبر.
| فلسطين ۲ ـ مرد بدون گذشته، بي خوابي، نورا، يك فرشته، توكيو بدون توقف.
| فلسطين ۳ ـ رزمناو پوتمكين، پنج نفر به نشاني پنج شهر كابل، شكار جن، من يك قاتل حرفه اي استخدام كردم، فيلمهاي مستند، جهان خرد: ساكنان علفزار، زندگي در انتهاي رنگين كمان و تكراري.
| كريستال ۱ـ رنجرهاي تگزاس، سلحشور سيزدهم، بيشتر مارتا، ك ۱۹ ـ دام مرگ، زيستن، روز كارنامه.
| كريستال ۲ ـ شاهزاده خانم مونونوكه، كولي، نبات داغ، زيستن، روز كارنامه.
نگاهي به نمايشگاه «اكسپرسيونيسم انتزاعي» در موزه هنرهاي معاصر
يك خبر، هزارخطر!
111474.jpg
اشاره:
موزه هنرهاي معاصر
در كنار نمايشگاه نقاشي ها
و مجسمه هاي «پرويز تناولي »
نمايشگاهي از نقاشي هاي «اكسپرسيونيسم انتزاعي
ترتيب داده است
كه تا ۲۰ فروردين ماه ۸۲
ادامه خواهد داشت.
آنچه مي خوانيد
نگاهي است گذرا به
اين نمايشگاه كه خود به خود بحث هاي ديگري را هم
به ميان كشيده است .
ـ يك :
پرداختن به جنبش «اكسپرسيونيسم انتزاعي » به عنوان يكي از فراگيرترين شيوه هاي شايع هنر مدرن، كه خاستگاه درست و دقيق آن هنوز مشخص نيست و بيشتر با هنرمندان معروف ومطرح خود شناخته مي شود ودرباره آن هزاران صفحه قلم فرسايي شده است، شايد از رهگذر يك نگاه تاريخي ، چندان ضروري به نظر نرسد. اكسپرسيونيسم انتزاعي دركلي ترين تعريف وجامع ترين نگاه، جنبشي بود، كه بيشتر در نيمه دوم قرن بيستم شكل گرفت وشناخته شد. در تبارشناسي اين جنبش، كه ابتدا ذيل حركت هاي فردي يك عده از نقاشان آمريكايي يامقيم آمريكا به وقوع پيوست و بعدها به عنوان پژواكي از روح هنر مدرن، طنيني جمعي وجامع يافت، به ويرانگري ها و ساختارشكني هاي هنرمندان بزرگ نيمه نخست قرن بيستم وحتي گاهي قبل از آن مي رسيم وتصويري تمام شده از دستاوردهاي آنها را مي بينيم، كه در اكسپرسيونيسم انتزاعي تحقق وتجلي يافت. اكسپرسيونيسم انتزاعي خاستگاههاي متعددي در هنر قرن بيستم دارد، اما بطور مشخص مي توان آن را نيرومندترين جنبش اصيل در تاريخ هنر آمريكا برشمرد. آمريكايي كه بعد از جنگ جهاني دوم پذيراي نقاشان بزرگ اروپايي وبويژه نمايندگان و پيشتازان مسلم انتزاع هندسي وسورئاليسم بود. دومكتبي كه از ادامه وآميزه آنها با ديگر مكاتب شناخته شده هنرمدرن (از امپرسيونيسم به بعد)، پديده اي با نام «اكسپرسيونيسم انتزاعي » متولد شد.
ـ دو :
موزه هنرهاي معاصر تهران درسالهاي اخير، هراز گاهي وبنا به مناسبتي بخشي از گنجينه خود را ـ كه بي اغراق بعد از گنجينه جواهرات ملي ، گران ترين ونفيس ترين گنجينه هنري موجود درايران است ـ به نمايش درآورده است . كه ازجمله آنها مي توان به نمايشگاه «پاپ آرت»، «آپ آرت»، «امپرسيونيسم وپست امپرسيونيسم» و … اشاره كرد . انگيزه برگزاري چنين نمايشگاههايي به تعدد وتجمع آثاري برمي گردد كه مي تواند دريك نگاه نسبتاً جامع به معرفي جنبش يا جرياني درهنرمدرن بپردازد. درمورد اكسپرسيونيسم انتزاعي ودوگرايش اصلي اين جنبش يعني «نقاشي كنشي » و «نقاشي ميدانرنگ» نيز گنجينه موزه هنرهاي معاصر از تعداد قابل توجهي اثر برخوردار است ، كه امكان برگزاري نمايشگاهي از آنها را برخوردار كرده است . اگرچه جاي تابلوي «زن شماره ۳» «ويلم دكونينگ» ، كه براثر يك اهمال كاري و كار غيركارشناسانه وبا شعار بازگرداندن ميراث فرهنگي وملي كشور، با صفحاتي از «شاهنامه شاه طهماسبي» تاخت زده شد ، دراين مجموعه خالي است ، اما با اين حال نمونه هايي از اين جنبش روي ديوارهاي موزه رفته است، كه ارزش آنها در سطح جهاني قابل انكار نيست. بويژه اينكه در دقيقه اكنون، آثار خلق شده به زبان اكسپرسيونيسم انتزاعي، از ارزشگذاري بالا و روزآمدي برخوردارند، كه شامل كمتر جنبش وجريان ومكتبي هنري است. وهمين نكته، هم اهميت نمايشگاه حاضر را مي رساند وهم دورانديشي كساني كه آثار موجود در گنجينه موزه را خريداري مي كنند. نوعي معامله، كه با گذشت چنددهه، چندهزاربرابر ارزش مادي ومعنوي آن بالا رفته است.
ـ سه :
«اكسپرسيونيسم انتزاعي » درگسترده ترين حالت، نفي هرگونه پيوستگي وخودآگاهي مطلق است ونقطه مقابل منطقي نقاشي رنسانسي، كه درآن پرسپكتيو به حداكثر تعريف ممكن رسيد. اين تقابل اما، از بحث هاي مربوط به بازنمايي هاي عيني وذهني و فرآيندهاي خودآگاه در نقاشي فراتر مي رود و در يك كلمه به «شالوده شكني» مي رسد، كه هدف آن ـ لااقل طبق تعريف هايي كه از آن شده ـ خلق اثري بي آغاز وانجام است. به عبارتي درهيچ يك از نقاشي هاي مربوط به اين جنبش، نقطه آغاز وپاياني ـ كه حاكي از نوعي «پيش بيني »، دلالت معنايي خاص ويا سمت وسوي مشخصي باشد ـ نمي بينيم ونمي يابيم. به همين خاطر هم هست ، كه شايد با سروته كردن تابلو يا تغيير ابعاد آن وهرنوع رفتار فيزيكي ، تغييري در تركيب بندي آن ايجاد نمي شود. دراين ويرانگري، دلالت هاي معنايي وشكل هاي شناخته شده از بين مي رود، تا ساده ترين محرك هاي بصري ، بيننده را درگير بوم كند. وشايد بخاطر همين خصيصه اكسپرسيونيسم انتزاعي بعدها و در گرايش نوع دوم خود (نقاشي ميدانرنگ) اصطلاح «انتزاع ماوراي نقاشانه» (پسانقاشانه) را پذيرفت. در اين جنبش ودر اوج آن، معناها وتصاوير دلالت گر بر دنياي بيرون، از بين مي رود وآنچه باقي مي ماند خودمتن نقاشي است ، كه البته بازهم چيزي بيرون از عالم معنانيست . تابلوهايي كه بدين طريق خلق شده اند، برگردان ناگهاني درونيات ياناخودآگاه هنرمند است ، كه درستيز وآويز با خويشتن ودنياي ابژكتيو (عيني )، به درجه اي از پالايش رسيده است. البته اين پالايش به معناي ارسطويي آن نيست.و به عبارتي اينجا اعتقادي به برابري وتطبيق عينيات وذهنيات نيست، اما از تجمع آن دو است ، كه معنايي كشف و زاده مي شود. به همين خاطر مي توان اكسپرسيونيسم انتزاعي را متأثر از نحله هاي خاصي از فلسفه وتفكر مدرن دانست، كه ارتباطي ژرف ساختي با ديگر هنرها مي يابد ودرعين حال و در پديدارشناسانه ترين حالت، با تظاهراتي از تفكر عرفاني شرق نيز همخوان مي نمايد. بويژه آنجا كه بحث از خلأ و ملأ روح وانگيختگي هاي ماورايي مي شود پابه پاي شكل گيري اين جنبش ، تلاش هاي زيادي صورت گرفت، كه قصد تصادفي نشان دادن اين نوع هنر را داشت ، كه بعدها به دليل ماهيتي كه اكسپرسيونيسم انتزاعي از خود نشان دادو به خاطر تداومي كه در كار پيشگامان اين جريان ديده شد، سويه تند اين انتقادها به نوعي اعتقاد و اعتمادتدريجي تبديل شد و جاي خود را با نوعي ارزشگذاري رسمي و جهاني عوض كرد.
111471.jpg
ـ چهار:
برگزاري نمايشگاه «اكسپرسيونيسم انتزاعي » در موزه هنرهاي معاصر، همچنان يادآور خبط و خطايي است كه چند سال پيش درباره تابلوي «ويلم دكونينگ» صورت گرفت. يكي از چالشهاي جدي موزه هنرهاي معاصر در سه، چهار سال اخير همواره بحث ايجاد بازار نقاشي و فعال كردن اقتصاد سودآور آن بوده و هست. در اين باره هم اقتصاد نقاشان داخلي و هم داد و ستد در بازارهاي بين المللي موردنظر قرار گرفته است. در بعد داخلي موزه بعد از روزها و ماهها رايزني با نمايندگان مجلس نتوانست آنها را قانع به تصويب يكي، دو لايحه كليدي بكند كه به نفع نقاشي ايراني و به تبع آن همه مردم بود.
در بعد خارجي اما، اين روزها بحث تازه اي آغاز شده است كه جاي تأمل و تعمق بسيار دارد. خلأ حضور در بازارهاي جهاني، نقاشي راكد ماندن گنجينه موزه به رغم پيدايش جنبشها و جريانهاي هنري معاصر، منزوي شدن هنر معاصر ايران و قطع ارتباط آن با بازارها و كانونهاي هنري دنيا و دلايل ديگري از اين دست، مديريت موزه را بر آن داشت كه ابتدا درخواست رديف بودجه اي بكند، كه بتوان با آن گنجينه موزه را تكميل كرد و ارتباطات هنري را گسترش داد. متأسفانه اما، اين پيشنهاد علي رغم سنجيدگي و حساب شدگي آن، هرگز از سوي مجلس پذيرفته نشد. چند روز پيش از اين انفجار يك خبر مربوط به موزه، همه دست اندركاران هنري ايران را هم به تعجب و هم به واكنش واداشت.
خبر مذكور حكايت از آن مي كرد كه مجلس به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اجازه داد، كه برخي از آثار غيرقابل نمايش گنجينه موزه هنرهاي معاصر را بفروشد و با درآمد حاصل از آنها، آثار ديگري را خريداري كند. پشت اين خبر كلي، كه در هيچ جاي دنيا سابقه نداشته است، حرفهاي زيادي خوابيده كه باز كردن همه آنها در اين مقال و مجال كوتاه ممكن نيست. با اين حال چند پرسش و انتقاد جدي به اين خبر وارد مي نمايد. يكي اينكه كدام آثار مورد نظر اين مصوبه است و چرا امكان نمايش دادن آنها نيست؟ ديگر اينكه آيا به صرف جور در نيامدن موضوع تابلوهاي مذكور، با جو عقيدتي و عرفي حاكم بر جامعه بايد آنها را فروخت؟ و بالاخره اينكه مردم به عنوان صاحبان خاموش اين ميراث فرهنگي و ملي، چقدر در رأي نمايندگان خود سهيم بوده و هستند و چرا نمايندگان آنها رأي به تصويب بودجه اي براي خريد آثار هنري روز دنيا نداده و نمي دهند؟ فروش اين آثار، اگرچه با تدبير و شناختي خاص صورت بگيرد، اما مي تواند بدعتي بشود و چه تضميني براي حفظ ديگر آثار موجود در گنجينه هست؟ اينها كه گفتم تنها بخشي از انتقاداتي است كه مي توان به اين مصوبه مجلس وارد كرد و بايد ديد كه بالاخره اين مصوبه چه مسيري را طي خواهد كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |