علي اصغر تشكري معاون قضايي دادگستري تهران
درباره پرونده هاي مطرح در قوه قضاييه
و ماده ۱۲ قانون مجازات اسلامي كه مربوط به
اقدامات تأميني عليه مطبوعات است
توضيحاتي ارائه كرده است.
اين بخش از پاسخهاي آقاي تشكري در پي مي آيد.
•••
\ باتوجه به مواد ۱۲ قانون مجازات اسلامي كه مجازات واقدامات تأميني و تربيتي را احصا كرده وماده ۷۲۹ همين قانون، لزوم استفاده و وجاهت قانوني اقدامات تأميني و تربيتي سال ۱۳۳۹ را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ باتوجه به اظهارات اخير دادستان دادسراي انتظامي قضات، آيا استناد به مواد قانون اقدامات تأميني براي رسيدگي به دعاوي مطبوعاتي و صدور قرار توقيف آنها را صحيح مي دانيد؟ آيا تخلف شناخته شدن اقدامات تأميني براي بكارگيري عليه مطبوعات از سوي دادسراي انتظامي قضات تغييري در رويه شعبات خاص مطبوعاتي آن مجتمع و رويه قضايي دادگستري ايجاد خواهد كرد؟
* در خصوص مواد ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني در جرايم مطبوعاتي قبل از ورود به اصل موضوع ودلائلي كه استناد به مواد مذكور را در جرائم مطبوعاتي توجيه مي نمايد لازم مي داند در ابتدا به نقش مطبوعات وجايگاه آن درنظام جمهوري اسلامي اشاراتي داشته باشم.
نقش مهم مطبوعات وبه طبع ارزش و شأن والاي اين رسانه برهيچ كس پوشيده ومكتوم نمي باشد خداوند سبحان در سوره مراسلات ناشراني را كه نيكو نشر مي دهند در رديف انبيا و فرشتگان آورده وبه كساني كه حقايق را نيكو نشر مي دهند سوگند ياد مي كند وآنان كه حق وباطل را از هم تمييز مي دهند نيز مورد سوگند قرار داده ودرسوره مباركه قلم نيز حق تعالي به قلم سوگند ياد كرده است ومي فرمايد: ن والقلم ومايسطرون. هر انديشمندي به نيكي مي داند كه قلم في حد ذاته اعتباري ندارد بلكه آنچه كه به قلم شأن و اعتبار مي دهد حاصل برآمده از آن يعني انديشه اي است كه به نگارش درمي آيد. بدون ترديد مطبوعات از اركان قوي و خدشه ناپذير هدايت و يا ضلالت در هر جامعه به شمار مي آيند و به همان اندازه كه مطبوعات سالم و سازنده در رشد ـ هدايت و تأمين منافع و مصالح ملي و تبيين انديشه هاي فرهنگي و مذهبي يك ملت مؤثر هستند مطبوعات ناسالم و مخرب نيز در جهت ضلالت و گمراهي و اضلال انديشه ها و ارزشهاي جامعه و اخلال در امنيت ملي ايفاي نقش مي كنند.
بنا به نظر اجماعي كارشناسان امور امنيتي و اجتماعي موضوع افكار عمومي و چگونگي اثرگذاري بر آن از مؤثرترين عوامل دگرگون كننده امنيت و ساخت قدرت اجتماعي است. در اين راستا رسانه هاي جمعي به ويژه مطبوعات به عنوان مجراي شكل دهي افكارعمومي يعني عنصر مهم و بسيار مؤثر در اقتدار امنيت كشور مورد توجه گروهها و احزاب و قدرتهاي مختلف با انگيزه هاي متفاوت قرار گرفته است. اگر در قرون گذشته براي فروپاشي امپراطوري هاي عثماني ـ اتريش ـ پرتغال و غيره دو جنگ جهاني لازم آمد در حال حاضر براي اضمحلال و فروپاشي شوروي سابق حضور رسانه هاي جهاني و پايگاههاي وابسته و با سازماندهي شده آنان در داخل كافي بود تا سازوكارها و طرح دگرگوني و تغييرات اجتماعي و سياسي از پيش برنامه ريزي شده را تصريح و به نتيجه برساند.
در جامعه اسلامي ايران مطبوعات بايد با توجه به قانون ، حاكميت ملي، منافع ملي، تماميت ارضي، مقدسات و ارزشهاي معنوي، حقوق عامه، كرامت انساني، آداب و سنن ملي و مذهبي اطلاع رساني نمايد. با توجه به اينكه آزادي وديعه اي است الهي كه با فطرت پاك و خداجوي انسانها ارتباط مستقيم دارد هيچ شخصيت حقيقي ياحقوقي حق ندارد در پوشش آزادي و يا به نام آزادي و روشنفكري با درج مطالب موهوم به مقدسات مردم و كشور، جامعه را دچار بحران نموده و به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي، نظامي و تماميت ارضي كشور خدشه وارد كند. بديهي است مقابله با اقدامات مخرب معدود نشريات متخلف و اجاره اي كه گردانندگان اصلي آنها موجوديت خود را با انقلاب اسلامي در تعارض ديده وتهديد امنيت و منافع و مصالح ملي را در دستور كار خود قرار داده اند اهميت بسزايي در سالم سازي بستر مطبوعات داشته و خدمتي به جامعه روزنامه نگاران متعهد و مكتبي و شايسته احترام محسوب مي گردد.
رسالت اصلي مطبوعات همسو با اهداف جمهوري اسلامي و قانون اساسي، حفظ كرامت و ارزشهاي والاي انساني و آزادي توأم با مسؤوليت در برابر خداست در همين راستا رفتارهاي خلاف هنجار و غيراخلاقي كه موجب نزول ارزشهاي فكري و رفتاري، تشويش اذهان عمومي و هتك حرمت اشخاص جامعه و ايراد تهمت و افترا به افراد و نهادهاي رسمي و حافظ نظام شود براساس قانون ممنوع گرديده است.
و اما موضوعي كه تاكنون پيرامون آن در مجامع حقوقي و بعضاً در محاكم مطبوعاتي مورد نقد و ايراد واقع شده است قانون اقدامات تأميني و خصوصاً مواد۱۲ و ۱۳ آن و تسري دادن به حوزه مطبوعات مي باشد. البته در اين مقام به هيچ وجه درصدد تخطئه نظرات حقوقي ارائه شده توسط اساتيد و حقوقدانان و همكاران محترم قضايي خصوصاً اظهارات اخير دادستان محترم انتظامي قضات نبوده چرا كه ايشان همان گونه كه اعلام داشته اند صرفاً برداشت حقوقي خود را از مواد مذكور تبيين كه به هيچوجه نظر به الزام آوري و تبعيت آن توسط همكاران محترم قضايي را نداشتند. كمااينكه دادگاه عالي انتظامي قضات نيز در يك مورد كه دادسراي انتظامي قضات در خصوص يكي از همكاران محترم قضايي كه به استناد مواد۱۲ و ۱۳ از قانون موصوف اقدام به توقيف نشريه اي نموده بودند با اين استدلال كه رأي و نظر دادگاه بدوي محمول بر استنباط قضايي مي باشد هيچگونه تخلفي را متوجه قاضي صادركننده رأي ننموده و رأي بر برائت صادر نموده اند. هرچند كه نظر جناب دادستان انتظامي در شرايط اخير خصوصاً آن قسمت كه اعلام داشتند استناد به مواد فوق الذكر در توقيف مطبوعات تخلف انتظامي محسوب مي شود مورد سوءاستفاده بعضي افراد و جريانات واقع گرديد ولي يقين دارم جناب دادستان محترم انتظامي چنين برداشتها و تفاسيري را كه از صحبتهاي ايشان صورت پذيرفته ناروا و غيرمنصفانه مي دانند.
اقدامات تأميني از اواخر سده نوزدهم مورد توجه نظامهاي كيفري جهان قرار گرفت و از دستاوردهاي رشته جرم شناسي و يكي از پيشنهادات مكتب تحققي ايتاليا براي پيشگيري از استمرار و تكرار جرم به شمار مي رود با تلاش آقاي كارل اشتوس استاد سوئيسي حقوق كيفري براي نخستين بار در سال۱۸۹۲ و۱۸۹۳ با ارائه طرحي اقدامات تأميني وارد رژيم حقوقي جزاي سوئيس شد و سپس قانونگذاران ساير كشورهاي جهان از جمله فرانسه و پاره اي از كشورهاي اروپايي در كنار شكل سنتي واكنش عليه جرم يعني مجازات اقدامات تأميني را نيز پذيرفته و بتدريج در قوانين جزايي خود پيش بيني كرده اند و واكنش اجتماعي عليه جرم از نظر قانوني به دو شكل و رژيم حقوقي متفاوت و منفك يعني مجازات و اقدامات تأميني طبقه بندي گرديد تدوين كنندگان نخستين قانون مجازات عمومي در ايران با اقتباس از قانون جزاي سال۱۸۱۰ فرانسه تنها مجازات و انواع مختلف آن را براي واكنش عليه جرم انتخاب و در اين قانون پيش بيني كرده اند متعاقبا ً با توجه به دستاوردهاي حقوق كيفري تطبيقي اشكال جديدي از واكنش عليه جرم بتدريج باهمان عنوان قانوني وارد حقوق كيفري موضوعه ايران و قانون مجازات عمومي سال۱۳۰۴ گرديد ولكن اصلاح اقدامات تأميني حدود ۳۵سال پس از تصويب قانون مجازات عمومي يعني در سال۱۳۳۹ به ابتكار مرحوم دكتر محمدعلي هدايتي مورد توجه قانونگذاران ايراني قرار گرفت سرانجام با اقتباس از نتايج حقوق جزا در مكاتب كيفري و با استفاده از قانون جزاي سوئيس طرحي در ۲۱ماده تحت عنوان قانون اقدامات تأميني در تاريخ ۳۹/۲/۱۲ تهيه و مورد تصويب مجالسين وقت قرار گرفت پس از پيروزي انقلاب اسلامي مراجع ذيربط نيز در راستاي انطباق قوانين و مقررات و حقوق جزاي موضوعه با احكام اسلامي و بااستفاده از دستاوردهاي حقوقي تطبيقي مفهوم و اشكال مختلف اقدامات تأميني را به عنوان واكنش اجتماعي و حمايتي پيشگيرانه در مقابل جرم بلااشكال تشخيص و در كنار ساير مجازاتها پذيرفت و در ماده يك قانون مجازات اسلامي سال ۷۰ و اصل ۱۵۶ قانون اساسي آن را حفظ و ابقاء نمود.
|
|
|
موضوع مهمي كه در اين قانون بعضاً مورد ايراد و دستاويزي جهت تعرض به اين مجموعه مترقي قرار مي گيرد بكار بردن واژه حالت خطرناك مي باشد كه براي پيشگيري از وقوع جرائم ضرورت لحاظ كردن حالت خطرناك در قوانين مذكور ذكر گرديده و لذا جهت روشن شدن واژه حقوقي و اصطلاحي خطرناك چند تعريف دراين خصوص آورده مي شود:
آقاي ژان پي ناتل در تعريف حالت خطرناك در كتاب قانون اقدامات تأميني خود چنين مي گويد:
حالت خطرناك احتمال موجود در فردي است كه بتواند برطبق آن احتمال و ارتكاب اعمال ضد اجتماعي كه علم حقوق به آن جرم مي نهد دست زند. آقاي اميني در كتاب ضمانت احتياطي در قانون اقدامات تأميني نيز در توصيف حالت خطرناك مي گويد: حالت خطرناك عبارت از وسوسه احتمالي است كه در فرد مجرم موجود است كه دست به ارتكاب اعمال مجرمانه خواهد زد.
فلذا به منظور تأمين امنيت اجتماع در قانون اقدامات تأميني سال ۱۳۳۹ در خصوص پيش بيني تأمينات مختلف براي كليه افراد و مؤسسات و گروههايي كه به نحوي از انحاء امكان اخلال در تأمين امنيت اجتماع بر آنها پيش بيني مي گردد تأمينات مخصوص فردي در نظر گرفته شده است. كه با اجراي كامل و دقيق آن جامعه از هر نوع جرم و جنايتي كه به طرق مختلف به منصه ظهور و بروز مي رسد جلوگيري نموده ومصونيت خواهد يافت در اينجا لازم مي داند اقدامات تأميني كه در قانون مذكور پيش بيني شده با اختصار ذكر شود.
الف ـ اقدامات تأميني سالب آزادي ب ـ اقدامات تأميني محدود كننده آزادي ج ـ اقدامات تأميني مالي و غيرو
با امعان نظر در تقسيم بندي اقدامات تأميني ملاحظه مي گردد كه تنها بند الف اقدامات تأميني مي تواند مشمول تفسيرهاي موجود باشد و شامل مجانين و افراد مختل المشاعر و مجرمين به عادت و ولگردان و معتادان است و بند ب و ج تقسيم بندي قانوني مخصوص خود را دارد، با عنايت به مراتب خلط مبحث نمودن و استفاده از تفاسير ناصواب و القاء منسوخ بودن اين قانون نمي تواند از جايگاه با اهميت آن بكاهد.
بند ب اقدامات تأميني محدود كننده آزادي شامل سه مورد است . ۱ ـ ممنوعيت از اشتغال به كسب يا شغل يا حرفه معين ۲ ـ ممنوعيت اقامت در محل معين ۳ ـ اخراج بيگانگان از كشور.
بند ج اقدامات تأميني عبارت از اقدامات مالي و غيرو كه در ۵ بند آمده است ۱ـ ضبط اشيا خطرناك ۲ ـ ضمانت احتياطي ۳ ـ بستن مؤسسه ۴ ـ محروميت از حق ابوت ـ قيموميت و نظارت ۵ ـ انتشار حكم.
با دقت نظر و كليه مواد اين قانون روشن مي گردد كه قانون اقدامات تأميني به منظور حصول اطمينان در تأمين امنيت اجتماع ـ تأمينات مختلف براي كليه افراد ومؤسسات و گروههايي كه به نحوي از انحاء امكان اخلال در تأمين امنيت براي آنها متصور است پيش بيني نموده و هيچ مؤسسه اي از جمله مطبوعات از اين عموميت مستثني نگرديده است لازم مي داند در اينجا چند نمونه جرائم پيش بيني شده در مواد ۲۴ ـ ۲۵ ـ ۲۶ در قانون مطبوعات كه از مصاديق بارز اخلال در امنيت و نظم عمومي است و در صورت ارتكاب آن توسط مطبوعات استفاده از اين قانون و پيشگيري سريع، امري اجتناب ناپذير خواهد بود به عنوان نتيجه گيري كه مفيد قطع و يقين وعموميت شمول اين قانون و كليه مؤسسات مي باشد ذكر نمايم قانون اقدامات تأميني مصوب ۱۳۳۹ تنها يكي از استنادات محاكم در صدور قرار توقيف موقت بوده و دادگاه حسب مورد به منظور استحكام تصميم قضايي به قانون اساسي، قانون مجازات اسلامي، و قانون مطبوعات استناد نموده است كه به منظور ارزيابي صحيح دستور قضايي تنها انطباق موضوع با يكي از موارد استنادي كافي است لذا با توجه به اينكه در ساير استنادات دادگاه حتي تفسير مخالف نيز ابراز نشده در قانوني بودن توقيف مطبوعات متخلف هيچگونه ترديدي نيست از طرفي استدلال و استنباط قاضي از مواد قانون محمول بر نظر قضايي بوده و هيچگاه اين موضوع نمي تواند تعقيب انتظامي در پي داشته باشد قانونگذار مرجع رسيدگي به صحت و سقم استنباط قضايي دادگاه را محاكم تجديدنظر و ديوانعالي كشور قرارداده است كه تمامي مراجع تجديدنظر تاكنون به اتفاق قرارهاي توقيف موقت را تأييد نموده اند و تا به حال نظر مخالفي از سوي مراجع تجديدنظر ابراز نگرديده تا خدشه اي در استنادات قانون محاكم قابل تصور باشد.
عمده نشريات توقيف شده به استناد قانون اقدامات تأميني اجاره اي بوده اند و مديران مسؤول و صاحبان امتياز، پروانه نشريه را وسيله كسب ماديات نموده و برخلاف نص صريح تبصره ۳ ماده ۸ قانون مطبوعات در ازاي دريافت مبالغي آن را به افراد بي صلاحيت واگذار نموده اند كه دادگاهها دهها سند اجاره نشريات از اين نمونه را اعلام كرده است بنابراين از آنجا كه قانونگذار در تبصره ۳ ماده ۸ قانون مطبوعات تصريح كرده:
واگذاري امتياز نشريه به غير، اعم از قطعي، شرطي، اجاره و امثال آن ممنوع است وجرم محسوب مي شود، در واقع عملكرد مديران مسؤول و صاحبان امتياز روزنامه ها ونشرياتي كه حتي از اجاره دادن نشريه خود به برخي از اعضاء مركزي حزب منحله توده در ازاي حسب سود و ماديات دريغ ننموده اند.
از منظر ديگر مجلس شوراي اسلامي در رابطه با مواد ۱۲ و ۱۳ اقدامات تأميني مبادرت به تنظيم طرح استفساريه نمود و طي آن اقدام به استثنا نمودن مطبوعات ازمواد ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني كرد. از اين اقدام مجلس شوراي اسلامي دو موضوع مستفاد مي گردد اول آنكه برداشت قانوني از شموليت عام از عبارت اين قانون مستفاد بوده و مجلس شوراي اسلامي به اين جهت و با قصد جدا نمودن مطبوعات از شمول اين قانون اقدام به تهيه طرح استفساريه نموده است و ديگر آنكه اين اقدام پاسخي است به اين نظريه كه به جهت زمان تصويب قانون (قبل از انقلاب) آن را منسوخ مي پنداشتند اين اقدام مجلس شوراي اسلامي در واقع ناموجه بودن اين نظريه را اثبات نمود زيرا اگر قانون مذكور منسوخ شده باشد اصولاً نياز به تفسير ندارد. مطابق اين امر طرح استفساريه در تاريخ ۷۹/۱۰/۴ با ايراد شوراي محترم نگهبان اعاده و مجدداً در مجلس مطرح و نهايتاً جهت تصميم گيري به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع گرديد لذا با توجه به نظريه شوراي محترم نگهبان كه در آتي خواهد آمد استناد محاكم به مواد ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني در توقيف مطبوعات با توجه به شموليت آن بلامانع مي باشد. شوراي محترم نگهبان در پاسخ به طرح استفساريه مواد ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني اين گونه نظر مي دهند.
خارج كردن مؤسسه مطبوعاتي و يا روزنامه منتشر شده از مواد ۱۲ و ۱۳ قانون اقدامات تأميني به شرح زير مورد ايراد قرار گرفت.
الف ـ اطلاق مؤسسه مذكور در ماده ۱۲ و اشياء مذكور در ماده ۱۳ ابهامي ندارد و بلا اشكال مؤسسه مطبوعاتي و روزنامه را هم شامل مي شود فلذا خارج نمودن آنها از شمول دو ماده مذكور عنوان تفسير به خود نمي گيرد و خلاف اصل ۷۲ قانون اساسي شناخته شد.
ب ـ استثناء كردن مطبوعات از شمول اين ماده تبعيض ناروا و خلاف بند ۹ اصل سوم قانون اساسي شناخته شد.
ج ـ چون اطلاق استثناء شامل مواردي كه رسانه مطبوعاتي مرتكب عمل خلاف شرعي شده باشد نيز مي شود فلذا اطلاق آن خلاف موازين شرع شناخته شد.
عليهذا بنا به آنچه مذكور افتاد همچنين با توجه به نظر شوراي محترم نگهبان و استدلالات فوق ذكر استناد محاكم مطبوعاتي مجتمع قضايي كاركنان دولت در توقيف مطبوعات به استناد مواد ۱۲ و۱۳ قانون اقدامات تأميني هيچگونه ايراد حقوقي و قضايي نداشته و كماكان رؤساي محترم محاكم مطبوعاتي عندللزوم استناد به آن را بلامانع تشخيص و هيچگونه تغييري نيز در شيوه عمل محاكم در استناد به موادفوق الذكر و كاربرد آن به عمل نيامده است.