«فيليپ ژالادو» مدير جشنواره سه قاره نانت فرانسه يكي از ميهمانان خارجي جشنواره فيلم فجر امسال است. ژالادو به عنوان مدير يكي از معتبرترين جشنواره هاي سينمايي جهان كه امسال بيست وپنجمين دوره خود را مي گذراند صاحب تجربيات و دانش زيادي درخصوص وضعيت سينماي ملل و سينماگران شناخته شده است. با وي درخصوص وضعيت سينماي معاصر ايران، جشنواره هاي جهاني، سينماي قصه گو و نوآوري در كيفيت آثار ايراني گفت وگو كرده ايم كه مي خوانيد.
•••
| آقاي ژالادو لطفاً در ابتدا از سابقه حضور سينماي ايران در جشنواره نانت بگوييد؟
* سينماي ايران همواره با جشنواره نانت پيوندي نزديك داشته چرا كه از همان آغاز فعاليت اين جشنواره هر ساله فيلمهاي بسياري از ايران در اين جشنواره شركت كرده اند. نخستين فيلم ايراني در سال ۱۹۷۹ ساخته بهرام بيضايي و يكسال بعد فيلمي از امير نادري به نام «جست وجو» به اين جشنواره راه يافت. طي سالهاي بعد فيلم «خانه دوست كجاست» عباس كيارستمي را به اين جشنواره معرفي كرديم و عرصه را براي رقابت فيلمهاي ايراني درا ين جشنواره آزادتر كرديم. امير نادري تاكنون ۲ بار برنده اصلي اين جشنواره شده و ابوالفضل جليلي هم دوبار موفق به دريافت جايزه شده است. سال پيش ناصر رفايي با فيلم «امتحان» جايزه دوم اين جشنواره را از آن خود كرد، بنابراين همانطور كه ذكر شد حضور سينماي ايران در جشنواره نانت فرانسه سابقه اي ديرينه دارد.
| وضعيت سينماي معاصر ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* سينماي ايران درطول اين سالها پذيراي فيلمها و ساخته هاي سينمايي متفاوتي بوده است و در كنار فيلمهاي تجاري و سينماي عامه پسند، سينماي خلاق و نوآور حضور و رشدي موفق داشته و پيشگامان زيادي همچون مجيدي و كيارستمي دارد. حال اين سينماي نوآور خود از تنوع بسياري برخوردار است چون سينماي مجيدي متفاوت از كيارستمي و يا كيارستمي متفاوت از ديگر فيلمسازان است و من خود شخصاً كيارستمي و جليلي را به مجيدي ترجيح مي دهم همين طور پرويز شهبازي كارگردان فيلم «نفس عميق» را فيلمسازي مستعد و قابل توجه مي دانم.
| وضعيت كنوني سينماي ايران را نسبت به دهه گذشته چگونه مقايسه مي كنيد؟ آيا تغييراتي در سينماي ايران به وجود نيامده است؟
* به نظر من سينماي كنوني روندي ر اطي مي كند كه در دهه گذشته كم و بيش طي كرده است.
در ژانرهاي سينمايي ژانري وجود دارد كه چندان مبتني بر داستان نيست بلكه بيشتر مبتني بر واقعيت است و به واقعيات زندگي مردم بسيار نزديك است. سينماي ايران به اين ژانر تعلق دارد ژانري كه درنظر دارد واقعيات جامعه را نشان دهد و از مدتها پيش حتي پيش از انقلاب در كشور شما بافيلمهاي سهراب شهيد ثالث كه واقعاً خودش يك نابغه در فيلمسازي است شروع شده بود. در ايران همينطور سابقه ساخت فيلمهاي مستند و داستاني بسياري وجود دارد كه امير نادري نمونه اين گونه فيلمسازان است كه فيلمهاي او و فيلمسازان مشابه او به واقعيت و رئاليسم ايتاليا شباهت دارد.
| گفته مي شود دوره فيلمهاي ضدقصه و يا به عبارتي مستندگرا پايان يافته است و آن دسته از فيلمهاي ايراني در جشنواره ها موفق هستند كه مبتني بر درام يا قصه باشند. آيا شما با اين عقيده موافقيد؟
* فكر نمي كنم چون كيارستمي هنوز فيلمهايي مي سازد كه تركيبي مستند و داستاني دارند، اين گونه فيلمها ساختاري شبيه به فيلمهاي مستند دارند چون از واقعيت و حقيقت حرف مي زنند، من فكر نمي كنم دوره اين گونه فيلمها هرگز به پايان برسد. به نظر من اين گونه فيلمها با آثار سميرا مخملباف و ديگر فيلمسازان جوان ادامه خواهد يافت و فكر نمي كنم كه هيچ تعارض يا مغايرتي با فيلمهاي درام يا داستان محور داشته باشند و اين دو مي توانند به موازات هم پيش روند و رشد يكي به معناي زوال ديگري نيست.
| سينماي ايران از لحاظ تكنيكي نسبت به سينماي اروپا و آمريكا از كيفيت پايين تري برخوردار است اما با توجه به امكانات ديجيتالي مثل دوربين هايي كه به عنوان مثال آقاي كيارستمي در ساختن فيلم «ده» از آن استفاده كرد به نظر مي آيد سينماي ايران آينده خوبي در عرصه رقابت با اروپا و آمريكا داشته باشد.نظر شما در اين باره چيست؟
* براي ساخت برخي فيلمها امكانات حرف اول را مي زنند و اين بستگي به آن دارد كه مي خواهيم چه فيلمي را بسازيم چون بدون اين ا
* براي ساخت برخي فيلمها امكانات حرف اول را مي زنند و اين بستگي به آن دارد كه مي خواهيم چه فيلمي را بسازيم چون بدون اين امكانات مسلماً ساخت برخي فيلمها دشوار خواهد بود به خصوص براي فيلمها مستند و رپرتاژ كه استفاده از دوربين هاي ديجيتال واقعاً مهم و تسهيل كننده كار هستند اما اين بدان معنا نيست كه بدون ديجيتال بايد كار را متوقف كرد. برخي مواقع بايد يك فيلم سياه و سفيد ساخت و درا ين جاست كه برخي ديگر از امكانات به كارمان خواهند آمد. درمورد فيلم «ده» نيز به نظر من انتخاب و استفاده از دوربين هاي ديجيتال لازم و به جا بود.
| سينماي ايران در جشنواره ها حضوري فعال دارد اما از توان كمي در بازاريابي و فروش برخوردار است. شما چه پيشنهادي در اين زمينه داريد؟
* سينماي ايران شانس خوبي دارد و اين طورنيست كه عرصه حضور آن فقط محدود به جشنواره ها باشد. بسياري از فيلمهاي ايران محصول مشترك ايران و كشورهاي مختلف است و در چنين حالتي مسلماً در سالن هاي سينماي آن كشورهاي توليدكننده نيز به نمايش گذاشته خواهند شد. به نظر من حتي وضعيت بهتري نسبت به سينماي ايتاليا، روسيه و … دارد بنابراين تنها كاري كه بايد كرد بهبود كيفيت است تا بتوان از اين شانس بهتر استفاده كرد. البته بهبود بخشيدن به كيفيت فيلمها مشكلي نيست كه تنها سينماي ايران با آن رودر رو باشد بلكه سينماي ژاپن، چين و آرژانتين كه سعي دارد رقابت تنگ تري را در اروپاي غربي داشته باشد نيز با اين مشكل مواجهند.
| از شما سپاسگزاريم.