دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۱ - ۱۵ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 17, 2003
ويژه
شماره ۲۳۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گشتي در موزه سينماي ايران ( بخش نخست)
رؤياي ناتمام
111882.jpg
بادمي پيچد در پيچه زن قجر. برگهاي خشك در فضا مي چرخند. درشكه چهاراسبه. از خم باغ فردوس مي پيچد. چنارها هنوز جوانند.
باغ فردوس، موزه سينما، زمستان۱۳۸۱
از ميان رديف چنارهاي كهنسال به سوي كاخ باغ فردوس مي روم. آرام قدم برمي دارم. مي خواهم دورنماي زيباي كاخ را در ذهنم ثبت كنم. بر ديواره سردر ورودي تابلوي قهوه اي رنگي خودنمايي مي كند: «موزه سينما در باغ فردوس ـ پاييز۱۳۸۱» و يك نام و سه نشانه آشنا: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معاونت فرهنگي، سازمان ميراث فرهنگي، شهرداري تهران و بنياد سينمايي فارابي.
از سر در ورودي كه مي گذرم، سمت راستم باجه فروش بليت است. بليت مي خرم. ساعت۱۱ است. نگهبان مي گويد: بايد تا ۱۱‎/۵منتظر بمانيد. راهنماها هر نيم ساعت براي راهنمايي بازديدكننده ها مي آيند.
به سوي عمارت حركت مي كنم. در طبقه زيرين اتاقكي است با نام امانتداري. كيفم را به پيرمرد خوشروي داخل اتاقك مي دهم و پاي پله ها منتظر مي مانم. تابلوي بخش اداري را كه مي بينم براي دانستن اطلاعات بيشتري از پيشينه تاريخي عمارت، به سوي در ورودي با پشت دري هاي حرير مي روم ظاهراً در بسته است. برمي گردم و از پيرمرد سؤال مي كنم: توي بخش اداري كسي نيست؟ بيرون مي آيد كه راهنمايي ام كند. به خانمي كه از پله هاي عمارت پايين مي آيد اشاره مي كند. خانم فدايي مسؤول روابط عمومي موزه است. خودم را معرفي مي كنم و اطلاعاتي از پيشينه ساختمان مي خواهم. همراهش به بخش اداري مي روم كه باحفظ فرم اصلي ساختمان پارتيشن بندي شده است. در و پنجره ها با شيشه هاي رنگي زيبا، محيط كاري آرامش بخشي را فراهم كرده است.
خانم فدايي برگه هايي درباره پيشينه تاريخي موزه و شرايط بازديد به من مي دهد همراه با بروشوري از موزه سينما و دو عكس از ميترا محاسني براي چاپ در روزنامه:
ساعات بازديد از موزه روزهاي شنبه، يكشنبه، سه شنبه، چهارشنبه و پنج شنبه از ساعت ۱۰ تا ۱۷ و روزهاي جمعه از ساعت ۱۴ تا ۱۷است. موزه در روزهاي دوشنبه وايام سوگواري تعطيل است. بهاي بليت ورودي آن ۱۰۰۰تومان است كه براي دانشجويان، اعضاي خانه سينما و بازنشسته ها نيم بها محاسبه مي شود. نشاني پست الكترونيكي موزه info @ Film museum.ir و تلفن دسترسي به آن ۴ـ۲۷۱۹۰۰است.
پيشينه ها
«باغ فردوس از مجموعه كاخ ـ باغهاي شميران است كه توسط شاهان و شاهزاده هاي قاجار براي گذراندن ييلاق ساخته شد. فعاليت هاي ساختماني كاخ باغ فردوس، بين سالهاي۱۲۵۰ و ۱۲۶۴ هجري قمري به دستور محمدشاه انجام شد. بعد از فوت محمدشاه (۱۲۶۴هـ.ق) ناصرالدين شاه اراضي اطراف باغ را از مالكان خريد و ضميمه ملك كرد. سپس آن را به دامادش معيرالممالك بخشيد...» در سفرنامه هايي مانند سفرنامه مادام ديالافوا (۱۲۹۹هـ.ق) اشارتي به باغ فردوس و جود دارد.
باغ فردوس در طول سالهاي مختلف مالكان متعددي داشت. در سال۱۳۱۶ به دستور وزير معارف وقت؛ علي اصغر حكمت، اين عمارت كه در آن زمان يك ملك دولتي محسوب مي شد با عنوان دبستان شاهپور شروع به فعاليت كرد. در سال۱۳۳۶ باغ فردوس بين شهرداري و آموزش و پرورش تقسيم شد و دركنار دبستان دبيرستاني هم تأسيس شد. در دهه۱۳۴۰ باغ فردوس از شهرداري خريداري شد تا به محل ستاد اداري جشن هنر شيراز تبديل شود. پس از انقلاب اسلامي اين عمارت در اختيارمركز آموزش اسلامي فيلمسازي قرار گرفت تا اينكه سرانجام در سال۱۳۸۰ براي راه اندازي فاز اول موزه سينما در نظر گرفته شد.
خانم فدايي مي گويد: فارغ التحصيلان دبستان شاهپور هر سال اول مهر در اينجا دور هم جمع مي شوند. در گذشته اجازه ورود نداشتند اما امسال به حياط موزه آمدند و در محل چاپخانه تابستاني دور هم جمع شدند. روز باشكوهي بود!
تاريخچه تأسيس موزه سينما
چنانكه در بروشور موزه آمده است. «موزه سينماي ايران با هدف حفظ و ثبت ميراث، سندها و نشانه هاي تاريخ سينماي ايران پا گرفتند تا مواد و مصالحي باشد براي داوري پژوهندگان، تاريخ نگاران، ناظران و همه كساني كه معتقدند گذشته چراغ راه آينده است.»
فكر ايجاد موزه سينما در شهريور۱۳۷۳ جدي مي شود. حمايت مهندس سيدمحمد بهشتي در زمان رياست مركز توسعه فضاهاي فرهنگي شهرداري تهران امكان كار را فراهم مي آورد و با اختصاص يك ساختمان قديمي در خيابان لاله زار، كار گردآوري اسناد نشانه ها و يادگارهاي سينماي ايران آغاز مي شود.
بسياري از دست اندركاران وعلاقه مندان سينماي ايران نشانه ها و سندهايي را در اختيار گردآورندگان مي گذارند و بدين ترتيب فاز اول موزه سينما شكل مي گيرد. در چهارم خرداد۱۳۷۷ موزه سينما در محل موقت آن (خيابان لاله زارنو) افتتاح مي شود. اما محدوديت فضا و بودجه، امكان بازديد ازموزه را فراهم نمي آورد. سرانجام در تاريخ ۲۸شهريور۱۳۸۱ فعاليت موزه درعمارت باغ فردوس آغاز مي شود.
گنجينه موزه
در مجموع بيش از ۴۰۰۰۰عكس، ۴۰۰۰فيلمنامه، ۲۵۰۰اعلان سينمايي (از دهه۱۳۱۰ تا دوره معاصر)، ۸۰۰۰جلد كتاب، ۱۰۰۰عنوان فيلم وآنونس، ۵۰۰۰جلد نشريه (كه قديمي ترين آنها متعلق به ۱۳۰۹ است) حدود ۳۰۰دستگاه و ابزار قديمي سينماتوگراف (كه قديمي ترين آنها مربوط به ۱۳۰۹ است) نمونه هاي تاريخي بسياري از طراحي هاي لباس و دكور، صحنه آرايي و چهره پردازي تاريخ سينما، گنجينه موزه سينما را تشكيل مي دهد. فاز اول موزه سينما از چها رتالار تشكيل شده است: تالار آبي، تالار سفيد، تالار افتخارات و جوايز سينماي ايران وتالار مقرنس (محل نمايش فيلم).
تالار آبي
اولين تالار، تالار آبي است. نخستين چيزي كه توجهم را جلب مي كند تابلوي افتتاح موزه در تاريخ ۲۸شهريور۱۳۸۱ باحضور آقاي خاتمي رئيس جمهوري است. تمامي اشيا و اسنادموزه اهدايي است و هيچ يك از آنها خريداري نشده اند. در ميان اسامي اهداكنندگان نامهاي آشنا بسيارند.
در همين حين يكي از راهنماهاي موزه به نام خانم پارسا از راه مي رسد. خانم فدايي تنهايمان مي گذارد و روايت آغاز مي شود: «داستانهاي مصور هر كشور پيشينه سينماي آن است. در كشور ما پرده خواني پيشينه سينماست. پرده خواني از دوره زنديه آغاز مي شود ودر دوره قاجار به اوج خود مي رسد.» يك پرده نقالي بر ديوار خودنمايي مي كند و در كنار آن شهر فرنگ فيلم حاجي واشنگتن ۱۳۶۱( اهدايي سيما فيلم ـ شهرك غزالي.)
اسناد و اشيا آنقدر زيادند كه نمي دانم از كدام بنويسم. ميان اين همه نماد و نشانه گيج مي شوم. با خودم مي گويم: آرام بگير، راه درازي در پيش داري براي نوشتن از نشانه هاي عشق سالهاي دورت.
قديمي ترين سند مربوط به خريد دستگاه سينماتوگراف با تاريخ۱۲۷۹ هجري شمسي، عكسي از ميرزا ابراهيم خان عكاس باشي، عكس هايي از فيلم جشن گل در اوستاند بلژيك (نخستين فيلمي كه در ۲۷مرداد۱۲۷۹ توسط يك ايراني فيلمبرداري شده) و عكس هايي از سفر مظفرالدين شاه به فرنگ؛ و بدين سان نخستين تصوير متحرك ايراني شكل مي گيرد.
اعلان هاي نمايش فيلم در تهران و تبريز و پوستر فيلمهاي آبي و رابي و حاجي آقا آكتورسينما ساخته آوانس اوگانيانس مرا به سالهاي دور از دست مي برد. راهنما مي گويد: اعلان فيلم حاجي آقا آكتور سينما با اعلانهاي اولين فيلم ناطق ايراني (دخترلر) همزمان مي شود و فيلم با شكست تجاري روبرو مي شود. آخرين نسخه آبي و رابي در آتش سوزي سينما ماياك از بين رفته است و اكنون جز همين پوستر هيچ نشاني از آن باقي نمانده.
خانم پارسا جاي خود را به خانم تكميل نژاد مي دهد و توضيحات را ادامه مي دهد. به بخش «پيشگامان سينما» مي رسيم كه در آن عكس هاي ارزشمندي به چشم مي خورد: ميرزا ابراهيم خان عكاس باشي، ميرزا ابراهيم خان صحاف باشي (كه سينما را از حالت درباري بيرون مي آورد و براي عامه مردم نمايش فيلم برگزار مي كند)، مهدي روسي خان (مؤسس سينما فاروس درخيابان لاله زار به سال۱۲۸۸ شمسي)، آنتوان خان (كه در سالهاي مياني دهه۱۲۹۰ به دليل علاقه به سينما بخشي از سالن عكاسي خود را به سينما اختصاص داد)، اردشيرخان و خان باباخان (كه براي اولين بار سالن سينما خورشيد را به نمايش فيلم براي بانوان اختصاص دادند) و تبريزي وكيلي مالك گراندسينما.
از تماشاي تصاوير كارگردانان پيشگام سينماي ايران سير نمي شوم. مي خواهم به طريقي به آنها اداي دين كنم اما ناتوانم: عبدالحسين سپنتا و نمايي از «دختر لر» (۱۳۱۲)، ابراهيم مرادي كارگردان فيلم بوالهوس ونخستين منتقد سينماي ايران، اسماعيل كوشان كه بعد ازجنگ جهاني دوم دوباره به سراغ سينما رفت و باعث رونق مجدد آن شد و مهندس محسن بديع كه از افراد تأثيرگذار سينماي ايران بود. به دليل اهميت اين شخص در سينماي ايران، در بخش ديگري از همين سالن غرفه اي به او اختصاص داده شده است؛
غرفه مهندس محسن بديع
مهندس محسن بديع پس از بازگشت از سفر فرنگ به دليل علاقه به كارهاي مربوط به صدا ابتدا راديوسازي باز مي كند و سپس به سينما كشيده مي شود. تابلوي طلايي شركت استوديو فيلمبرداري بديع بر بالاي غرفه خودنمايي مي كند. اشياي متعلق به مهندس بديع (كتابها، خودنويس، سمعك)، ميكروفون صدابرداري پرتابل، دستگاههاي صدابرداري، اولين دوربيني كه با آن صدابرداري سر صحنه انجام گرفت و عكس هايي از مهندس بديع زينت بخش اين غرفه است.
خانم تكميل نژاد توضيح مي دهد: «از مهمترين اشياي اين غرفه دستگاه چاپ نيمه اتوماتيك ساخته مهندس بديع است كه از سال۱۳۲۰ تا ۱۳۴۰ به تدريج آن را تكميل كرد. در سال۱۳۵۰ مؤسسه «بل اندهاون» اعلام كرد كه چنين دستگاهي را اختراع كرده است. مهندس بديع با ارائه مداركي توانست اين اختراع را به نام خود ثبت كند. انشاءالله گواهي ثبت اين اختراع در آينده در موزه نصب خواهد شد.» مبهوت از سعي وتلاش اين بزرگمرد به سراغ بخش هاي ديگر مي روم.
تهيه شده درانجمن ساربان
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |