پس از «اوليور » در سال۱۹۶۸ و «كاباره» در ۱۹۷۳ ژانر سينماي موزيكال به گونه اي زير سايه رفته بود. اما كانديدا شدن «شيكاگو » براي ۱۳ جايزه اسكار امسال و احتمال نه چندان كمي كه براي اختصاص يافتن اسكار بهترين فيلم سال و چنداسكار ديگر به آن وجود دارد، اين ژانر را دوباره احيا كرده است.
اگر «مولن روژ » فيلم درخشان سال گذشته «بازلورمن » استراليايي، موزيكالي مدرن و نوين و ضدكليشه و كاملاً خلاف سنت بود، «شيكاگو» تمام معيارها و كليشه هاي اين كار را رعايت كرده و راب مارشال «طراح صحنه»اي كه با «شيكاگو »اولين فرصت كارگرداني اش را تجربه كرده، توانسته است فضاي ويژه كارهاي «باب فاسي»، خالق و كارگردان اين نمايش را كه در ۱۹۷۵ براي اولين بار در برادوي به روي صحنه رفت و پس از مرگ فاسي در سال۱۹۸۰ نيز همچنان مطرح و پرفروش مانده است، در نسخه سينمايي خود حفظ و جاري كند.
بازيگران قاتل!
فيلم «شيكاگو» مثل نمايش آن، داستان دو بازيگر زن كارهاي نمايشي است كه دست به قتل مي زنند و يك وكيل مرد مكار و زبان باز، مي كوشد آنها را از زندان نجات دهد. رنه زل ويگر و كاترين زتاجونز ايفاگران نقشهاي اين زنان هر دو كانديداي اسكار شده اندو كوئين لطيفه و جان سي رايلي نيز از جمع بازيگران تكميلي همانند زتاجونز براي اسكار نقش دوم نامزد شده اند؛ اما ريچارد گير كه رل وكيل را بازي مي كند با وجود پيروزي چندي پيش اش در جوايز گولدن گلاب و شناخته شدن به عنوان بهترين بازيگر مرد غيردراماتيك سال، راهي به جمع كانديداهاي اسكار نيافته است و البته راب مارشال نيز از كانديداهاي دريافت اسكار كارگرداني است.
مدعيان بعدي
پس از «شيكاگو» ، «دارودسته نيويوركي» فيلم حماسي مارتين اسكورسيسي ۶۰ساله كه درست در نقطه مقابل «شيكاگو» قرار دارد و همان قدر جدي و بيرحمانه است كه «شيكاگو» شوخ و سرخوش، با نامزدي در ده رشته در رده دوم جدول اوليه اسكار نشسته است و «ساعتها » يك فيلم دراماتيك ديگر با نامزدي در نه رشته، سوم است. قسمت دوم «ارباب حلقه ها » (به نام «دو برج») هم كه دومين فيلم پرفروش سال بوده است، با نامزدي در شش رشته در جاي چهارم قرار گرفته كه يكي از آنها براي جايزه بهترين فيلم است اما در رشته هاي ديگر نامزدي «ارباب حلقه ها» براي جوايز درجه دوم و شاخه هاي جنبي است. قسمت اول «ارباب حلقه ها» (مريدان حلقه) سال پيش كانديداي ۱۳ اسكار شده بود اما امسال حتي پيتر جكسون، خالق نيوزيلندي اين تريلوژي پرحادثه (كه قسمت سوم آن در اواخر پاييز ۱۳۸۲ اكران خواهد شد) نيز جزو كانديداها نيست.
فرضهاي موجود
در جمع كارگردانان، اضافه بر مارشال و اسكورسيسي، استيفن دالدراي، خالق بريتانيايي فيلم انديشمندانه «ساعتها»، رومن پولانسكي كارگردان ۶۹ساله و معارضه جو لهستاني و سازنده فيلم «پيانيست» و پدرو المودووار، كارگردان اسپانيايي فيلم «بااو حرف بزن» نيز كانديدا شده اند. اگر بخت دو نفر آخر را كمتر از سه هنرمند نخست بدانيم و بر اين باور باشيم كه هاليوود مي خواهد با اهداي جايزه اسكار بهترين فيلم سال به «شيكاگو» ، ژانر موزيكال را زنده كند و پس از «اوليور» براي اولين بار در ۳۵سال اخير اثري از اين سبك را در صدر بنشاند، براي اسكار كارگرداني مي توان دو فرض قائل بود:
يكي اينكه در موج پيروزي محتمل «شيكاگو»، راب مارشال نيز اسكار كارگرداني را به دست بياورد و يا هاليوود سرانجام از «رو» برود و پس از دريغ كردن اسكار از اسكورسيسي به رغم ۳۵سال كار درخشان از جانب وي، سرانجام اين جايزه را به خاطر «دارودسته نيويوركي » به وي بدهد. اين فيلم با طول بيش از ۲/۵ ساعت، داستان برخورد باندهاي مختلف تبهكار در نيويورك و در طليعه شروع جنگهاي داخلي در آمريكا در دهه ۱۸۴۰ است و روي داستان انتقام يك جوان (با بازي معمولي لئوناردو دي كاپريو آمريكايي) از قاتل پدرش (با بازي عالي دانيل دي لوئيس بريتانيايي) تمركز مي يابد.
يك اتفاق خاص
در جمع بازيگران تا اينجاي كار جولين مور، هنرپيشه زن ۴۳ساله آمريكايي از همه موفق تر بوده، چنان كه هم نامزد اسكار بهترين بازيگر زن نقش اول سال شده (براي فيلم «دور از بهشت») و هم نامزد جايزه نقش دوم (براي «ساعتها») و گمان مي رود كه اولي را ببرد. «دور از بهشت» با كارگرداني تادهينز ما را به دهه ۱۹۵۰ مي برد. مور زني خانه دار و ظاهراً خوشبخت است كه ناگهان پي مي برد شوهرش (دنيس كوئيد) مشكلاتي بزرگ دارد و راه سبك كردن خود و حل مشكلاتش را در هم صحبتي با يك دوست سياهپوست مي بيند كه طبعاً در پس زمينه مبارزات قومي و تبعيض نژادي در آمريكا و عصر مذكور مي تواند اتفاقي خاص باشد. در «ساعتها» كه در فضاي بين سه نسل و سه عصر مختلف از دهه ۱۹۳۰ تا به حال حركت مي كند، مور باز ايفاگر نقش زني تقريباً بحران زده در دهه ۱۹۵۰ است. نيكول كيدمن همبازي استراليايي و ۳۶ساله او در «ساعتها» كه براي اسكار نقش اول كانديدا شده، حريف اصلي مور در اين شاخه به حساب مي آيد و سلماهايك، هنرپيشه مكزيكي هم كه براي بازي در «فريدا» فيلمي درباره معروف ترين نقاش مكزيك كانديدا شده، اميدهايي دارد. اما بعيد است رنه زل ويگر، بازيگر «شيكاگو» و دايان لين، هنرپيشه اول فيلم «بي وفا» كه دو كانديداي ديگر اين رده اند، برنده شوند.
|
|
|
قصه ركوردداران
مريل استريپ ۵۳ساله و آمريكايي و يكي از ۳زن فيلم «ساعتها» با كانديدا شدن براي اسكار نقش دوم زن به خاطر بازي در «اقتباس » دومين كار غيرعادي «اسپايك جونز» طي سالهاي اخير، صاحب سيزدهمين كانديدايي اسكار خود شده كه ركوردي براي تمام تاريخ است و او را صاحب بيشترين نامزدي بازيگري طي دوران ۷۵ساله اهداي اين جوايز كرده است. حريف اصلي او در اين رده «كتي بيتس » براي فيلم «درباره اشميد» است.
جك نيكولسون معروف و ۶۶ساله نيز با كانديدا شدن براي اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول براي همين فيلم (درباره اشميد) دوازدهمين نامزدي اش را به دست آورده كه ركوردي در جمع مردان است. در اين شاخه بايد شانس دي لوئيس را بيشتر دانست بخصوص كه او در گذشته فقط يك بار اسكار را برده حال آنكه نيكولسون همين حالا هم سه اسكار را در كارنامه اش دارد. صاحب شانس بعدي اين رده نيكلاس كيج است كه براي بازي توأمان اش در نقشهاي يك سناريست غيرعادي و برادر وي در فيلم «اقتباس» كانديدا شده است.
گزينش احساسي؟
در جمع بهترين بازيگران مرد نقش دوم كريس كوپر با همين فيلم «اقتباس » با پشتوانه فتح گولدن گلاب يكي از شانسهاي اصلي مرد است، جان سي رايلي نيز كه در سه فيلم پياپي شامل «شيكاگو » و «دارودسته نيويوركي » نقشهاي جنبي چشمگيري را بازي كرده است، بسيار اميدوار است اما اگر (۵۸۰۰عضو صاحب حق رأي علوم سينمايي وهنرهاي تصويري) بخواهند جانب يك گزينش احساسي را بگيرند، به پل نيومن ۷۷ساله رأي خواهند داد كه در «راهي به سوي تباهي»، «فيلم نوآر» درخشان «سم مندز » بريتانيايي در نقش يك رئيس كنگسترها بسيار جلب نظر مي كند.
يك پيروزي بزرگ
«اسپايدر من»، پرفروش ترين فيلم سال با كسب فقط دو كانديدا براي شاخه هاي افكت صدا و تصوير، كمتر از آنچه تصور مي شد، مورد تقدير قرار گرفته است و قسمت دوم «هري پاتر» نيز از فراموش شده ها است. براي برخي همچون مايكل كين بريتانيايي حتي كانديدا شدن و رفتن نامش به جمع نامزدهاي اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول سال، پيروزي بزرگي تلقي مي شود. او براي بازي در نقش يك روزنامه نگار بريتانيايي در فيلم «آمريكايي آرام » كانديدا شده و اين فيلمي است كه مقدمات شروع جنگ ويتنام را در دهه ۱۹۵۰ تشريح مي كند و دخالت آمريكا را در امور داخلي اين كشور و ساير كشورها مورد انتقاد قرار مي دهد و دولت آمريكا مايل نبوده و نيست كه اين فيلم درست در زمان دخالتش در امور افغانستان و عراق، اكران شود.
در سخت ترين سال
مايكل كين كه سابقه فتح دو اسكار نقش دوم را دارد، بسيار كوشيد مجوز پخش فيلم «آمريكايي آرام» را در سينماهاي آمريكا بگيرد و طرح دولت اين كشور را براي ارجاع مستقيم فيلم به روي نوارهاي ويديويي كه سروصدا و تأثيرگذاري آن را كم مي كرد، بي اثر كند و البته تا حدي نيز موفق شد. كين مي گويد: من دست به كاري دشوار و سفري طولاني زدم تا اين فيلم اكران شود. در ضمن مي خواستم ببينم خودم نيز كانديدا مي شوم يا خير. پس حالا مأموريت ام انجام شده است و خوشحالم. رقبايم بسيار قوي اند و انگار در سخت ترين سال ممكن نامزد شده ام.
ادغام چند فرهنگ
براي «دالدراي» كارگردان «ساعتها» نيز كاري بسيار سخت به بهترين شكل انجام شده واو توانسته است رمان «مايكل كانينگ هم » را كه هميشه گفته مي شد ساخته شدن فيلمي از روي آن بسيار سخت است، به فيلمي عالي و عميق بدل كند. نيكول كيدمن در اين فيلم ايفاگر رل ويرجينيا وولف، نويسنده معروف دهه ۱۹۳۰ است و تأثير نوشته هاي او را بر دو زن از نسلهاي بعدي (مور در دهه ۱۹۵۰ و استريپ در زمان حاضر) مي بينيم. اگر يكي از ثروتهاي سينماي دنيا را در سال جاري همين فيلم كه ادغام فرهنگهاي چند نسل و ويژگيهاي چند زمان را به نحو احسن نشان مي دهد، بدانيم و نوگرايي هاي اسپايك جونز و چارلي كافمن كارگردان و سناريست فيلم «اقتباس» و نيا واردالوس بازيگر و خالق فيلم «عروسي بزرگ يوناني من » را به ياد بياوريم، مي بينيم سينماي امسال جهان كم بار و بروبي ثمر نبوده است. هرچند روشهاي خاص و پشت پرده هاليوود كه ريشه و خط از سياست و بسياري از مسائل جنبي ديگر مي گيرد، اصالت و عمق لازم را از جوايز اسكار گرفته است.
به هر روي بايد صبر كرد و منتظر نتايج نهايي و اعلام اسامي برندگان و توزيع جوايز ماند كه در دهه اول فروردين ۱۳۸۲ در تالار كوداك شهر لس آنجلس صورت مي پذيرد و ديد كه تم سبك و سرخوش يك كار پرزرق و برق موزيكال مانند «شيكاگو» اول خواهد شد و يا تمهاي بسيار جدي تر و عميق تر «ساعتها» و دارودوسته نيويوركي؟