چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۱ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۳
Wed, Feb 19, 2003
گزارش روز
شماره ۲۳۹۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
ويژه ۳
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پرونده ۱۱شهردار تهران پس از بهمن ۵۷ (بخش دوم و پاياني)
• مردم تهران در شهردار خود سيماي مديري را مي ديدند كه اگرچه فاقد ويژگيهايي است كه ديگران را تحت تأثير جذبه اش قرار دهد اما در عوض جسارتي دارد كه مي تواند تصميمش را براي «تبديل تهران به يك شهر نمونه » عملي كند
• الويري روزي كه شهردار شده بود گفت: «...چند روز قبلش در ديدار با دوستان گفته بودم هركس اين مسؤوليت را بپذيرد بايد او را يكي از بدشانس ترين افراد شهر به حساب آورد... 
• ملك مدني نيز به سرنوشتي همچون الويري دچار شد و در حالي كه در دي ماه امسال آمادگي خود را براي استيضاح اعلام كرده بود، اول بهمن ماه توسط وزير كشور از سمت خود كنار گذاشته شد
پرونده ۱۱شهردار تهران پس از بهمن ۵۷ (بخش دوم و پاياني)
آنان كه شهردار ماندند
• مردم تهران در شهردار خود سيماي مديري را مي ديدند كه اگرچه فاقد ويژگيهايي است كه ديگران را تحت تأثير جذبه اش قرار دهد اما در عوض جسارتي دارد كه مي تواند تصميمش را براي «تبديل تهران به يك شهر نمونه » عملي كند
• الويري روزي كه شهردار شده بود گفت: «...چند روز قبلش در ديدار با دوستان گفته بودم هركس اين مسؤوليت را بپذيرد بايد او را يكي از بدشانس ترين افراد شهر به حساب آورد... 
• ملك مدني نيز به سرنوشتي همچون الويري دچار شد و در حالي كه در دي ماه امسال آمادگي خود را براي استيضاح اعلام كرده بود، اول بهمن ماه توسط وزير كشور از سمت خود كنار گذاشته شد
112200.jpg
«روستايي را در جنوب لارستان فارس ديدم كه شير آب انبار را باز مي كردند تا در ظرفشان آب آشاميدني بريزند، همراه آب كرم بود. كرمها را بايد صاف مي كردند و آب مي خوردند. » اينها جملاتي بود كه محمدنبي حبيبي ـ هفتمين شهردار تهران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ـ در شروع تصدي مسؤوليتش در شهرداري تهران در ـ بهمن سال۶۲ ـ به زبان راند تا بلكه به اين وسيله مردم تهران را تحت تأثير قرار دهد و راضي شان كند «مخارج شهرشان را خودشان تأمين كنند. » در آغاز دهه ۶۰ ديگر اين جوانان انقلابي بودندكه با تثبيت قدرت در كشور، مسؤوليتها را به عهده گرفتند، بنيادها ونهادهاي مردمي به وجودآمد و آشنايي حرفه اي با كار به شعار انتخاب مسؤولان براي سمتهاي مختلف تبديل شد. اما با وجوداين تحولات، اداره شهري مانند تهران هنوز از سرچشمه همان انديشه هاي آغازين انقلاب آب مي خورد. نگاه بسياري از مسؤولان به تهران به چشم شهري «لوكس» بود كه به پندار آنها مي شد از هزينه هاي اين شهر كم كرد و آن را به مناطق دور از پايتخت اختصاص داد.
آيا با غلبه چنين ديدگاهي، مي شد انتظار داشت تا وضعيت شهر تهران سامان بيابد؟!
اما محمدنبي حبيبي، تنها شهردار تا زمان خودش بودكه اين شانس را يافت تابه مدت طولاني تر نسبت به پيشينيانش (از بهمن سال۶۲ تا مهر سال۶۶ ) بر مسند شهرداري تهران تكيه زند. اين فرصتي بود كه طي آن مي شد با يك نگاه كارشناسي، به طور ريشه اي زمينه حل بسياري از مشكلات شهر تهران را فراهم كرد. در آن دوران مبارزه با دست فروشي، تعطيل كردن نمايشگاههاي غيرمجاز اتومبيل و بنگاههاي معاملات ملكي در رئوس برنامه هاي شهرداري تهران جاي گرفت و شهردار سعي داشت با انجام سخنرانيهاي متعدد، مصاحبه هاي مختلف و حضور در ميان شهروندان، از خود چهره مردمي نشان دهد. او حتي يك بار با پاي شكسته در يك برنامه زنده تلويزيوني شركت كرد و همان روز در پاسخ به سؤال تلفني يكي از شهروندان درباره وضعيت متروي تهران، وعده داد: «۲۵درصد ظرفيت مترو در تهران تا ده سال آينده به بهره برداري مي رسد.» اما براي بهره برداري از همان ميزان ظرفيت نيز به زماني بسيار بيشتر از آنچه آقاي شهردار گفته بود، نياز بود. وقتي محمدنبي حبيبي در بهمن سال ۶۴ در رأس هيأتي براي شركت در سومين كنفرانس شهرداران شهرهاي بزرگ جهان به شيفيلد انگلستان رفت، يكي از خبرنگاران كه از نزديك شاهد اين سفر بود، در تنظيم خبر خود براي خبرگزاري اين سفر را يك تور مسافرتي كه جنبه تشريفاتي دارد، ناميد.
درج اين خبر در روزنامه هاي آن زمان سبب رنجش و خشم شهردار در بدو ورودش به تهران شد. او بلافاصله در يك مصاحبه خبري، خطاب به خبرنگاران گفت: «يك خبرنگار بدون اطلاع به جاي اينكه به نحوي به هيأتهاي ايراني كمك كند، خود مشكل به وجود مي آورد. » به اين ترتيب براي مردمي كه هنوز در شهرشان شاهد تغيير و تحول جدي نبودند، جويهاي پر از زباله، ترافيك پيچيده، كمبود وسايل نقليه عمومي ومشكل ساخت و ساز روال عادي گرفت طوري كه به گمان شهردار حتي اخبار روزنامه ها و تلاش خبرنگاران هم كاري از پيش نبرد. محمدنبي حبيبي تا مهر سال۶۶ در اين سمت باقي ماند. سپس جاي خود را به سيدمرتضي طباطبايي داد كه از آبان سال۶۶ تا دي ۶۸ جايگاه مديريت شهرداري تهران را در اختيار داشت. تنها از بهمن همان سال بود كه به نظر مي رسيد با آمدن شهردار جديد، خيلي از امور تغيير خواهد كرد. به اين ترتيب غلامحسين كرباسچي بر مسند شهرداري تهران نشست.
112218.jpg
گذشته ها گذشته
«رابين هود ايران از ثروتمندان پول مي گيرد و به خرج نيازمندان مي رساند. » اين تعبيري بود كه گوينده راديو بي.بي.سي درباره شهردار تهران «غلامحسين كرباسچي » به كار برد. ورود كرباسچي در بهمن سال۶۸ به شهرداري تهران، محصول تغيير نگرشي بود كه در سيستم مديريت كشور روي داد. در سال۶۸ در واقع «طيف جديدي از مديران اجرايي مورد توجه قرار گرفت كه اعضايش پس از آن به نام تكنوكراتها» معروف شدند. آنها مدافع برنامه هاي باز اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بودند و غلامحسين كرباسچي در دولت هاشمي رفسنجاني نمونه كاملا ًمشخصي از اين طرز تفكر بود. آرام حرف مي زد. بيشتر وقتها چهره اش عبوس بود و به ندرت لبخندي به لب داشت. اما مردم تهران در اين شهردار خود سيماي مديري را مي ديدند كه اگرچه فاقد ويژگيهايي است كه ديگران را تحت تأثير جذبه اش قرار دهد اما در عوض جسارتي دارد كه مي تواند تصميمش را براي «تبديل تهران به يك شهر نمونه » عملي كند. كرباسچي در طول هشت سال خدمات بي شماري براي پاكسازي شهر ده ميليوني تهران انجام داد. در دوران مديريت او چراغهاي راهنمايي كار مي كردند و علائم آنها خوانا و دقيق بود. ساعتهاي كار گذاشته شده در همه ميدانها و گذرگاهها، مردم را به وقت شناسي عادت مي داد. كارگران شهرداري هنوز دقايقي از توفان نگذشته به خيابانها مي ريختند و رفت و روب را شروع مي كردند.
اسكات پيترسون گزارشگر نشريه كريستين ساينس مانيتور در پاييز سال۷۶ با مشاهده همين تغييرات در شهر تهران بود كه در مقاله خود نوشت: «شهروندان تهران با اشاره به توسعه شهرشان با غرور مي گويند: «كار شهردار ما است. » هرچند كرباسچي به دليل افزايش مالياتها و قيمت مسكن و فرو ش تراكم موردانتقاد فراوان نيز قرار گرفت اما وقتي با پايان يافتن انتخابات دوم خرداد و در اوايل فروردين سال۷۷ كه در ظاهر همه چيز شكلي آرام و بي صدا گرفت. كرباسچي به اتهام «ميلياردها تومان اختلاس و حيف و ميل اموال دولتي » بازداشت شد. در همان دوران يكي از روزنامه هاي صبح وابسته به جناح محافظه كار، كاريكاتوري از كرباسچي چاپ كرد كه او را در حال شمردن مقدار زيادي پول از چند كيسه بزرگي كه در اطرافش قرار داشت و روي آنها نوشته شده بود: «برج سازي، فروش تراكم، عوارض» نشان مي داد. در حالي كه بسياري فشار وارده بر كرباسچي را سياسي و با انگيزه تضعيف دولت تازه روي كار آمده خاتمي مي دانستند، آيت الله يزدي در خطبه هاي نمازجمعه تهران اعلام كرد: «من اينجا مي گويم اين پرونده سياسي نيست. دستگاه قضايي، كار سياسي نمي كند...» اما هر چه بود، جريان امور كرباسچي را از اتاقش در شهرداري تهران بيرون كشيد و راهي سلولي در زندان اوين كرد.
112221.jpg
نقطه ، سرسطر
در فاصله گذشت نزديك به سه سال از كنار رفتن كرباسچي از سمت شهرداري تهران در ارديبهشت سال۷۸ تاكنون اين شهر هنوز شهردار باثباتي نيافته است. در آبان سال۷۸ بار ديگر پرونده قطور و پرخبر شهرداران تهران، اين بار توسط اعضاي شوراي شهر تهران ورق زده شد و مرتضي الويري بر جايگاه نخستين شهردار انتخابي تهران نشست. تقريباً از همان زمان، شوراي شهر تهران به يكي از خبرسازترين شوراها در سطح كشور تبديل شد كه تلاش داشت «مديريت شهري » را در تجربه اي جديد كاملاً تحت سيطره و نفوذ خود بگيرد. در يك عكس به يادگارمانده از هيأت رئيسه مجلس اول شوراي اسلامي، در كنار حجت الاسلام اسدالله بيات، آيت الله يزدي، آيت الله هاشمي رفسنجاني و آيت الله موسوي خوييني ها، جواني با محاسن سياه و پيراهن چهارخانه نشسته كه چشمانش را به لنز دوربين دوخته است. آن نگاه كه صاحبش از مجلس به سازمان برنامه و بودجه، انرژي اتمي، شوراي عالي مناطق آزاد و سپس به شهرداري تهران رفته تا به امروز چه تغييري كرده است؟! شايد همچون صاحبش اينك پخته تر شده است. الويري كه بعد از پذيرش استعفايش از سمت شهرداري تهران در ۲۵بهمن سال گذشته با پيشنهادهاي متفاوتي همچون نماينده ايران در بانك تجارت جهاني، سفارت ايران در كويت، كره جنوبي، اسپانيا و... مواجه شد، هنوز چشمي به آينده و نگاهي به گذشته دارد. روزي كه شهردار شده بود گفت: «...چند روز قبلش در ديدار با دوستان گفته بودم هركس اين مسؤوليت را بپذيرد بايد او را يكي از بدشانس ترين افراد شهر به حساب آورد...» شايد بتوان اكنون از نگاه او دريافت كه به اين موضوع مي انديشد كه چرا حركتي درست برخلاف يافته اش، انجام داد؟! الويري تنها به سرزنش خود بسنده نكرد. چند ماه بعد ازانتخاب ملك مدني (اسفند سال۸۰) به عنوان شهردار تهران و در اوج اختلافات و درگيريهاي شهردار و اعضاي شوراي شهر باز هم گفت: «اگر جاي آقاي ملك مدني بودم، به جاي فردا، امروز استعفا مي كردم. اگر او با من مشورت كرده بود، حتماً مي گفتم كه مسؤوليت شهرداري را نپذيرد... همان طور كه بعدها آقاي كرباسچي به من گفت اگر با من مشورت مي كردي، مي گفتم اصلاً اين مسؤوليت را نپذير. » اما ملك مدني نيز به سرنوشتي همچون الويري دچار شد و در حالي كه در دي ماه امسال آمادگي خود را براي استيضاح اعلام كرده بود، اول بهمن ماه توسط وزير كشور از سمت خود كنار گذاشته شد و مقيمي، سرپرستي شهرداري تهران را بر عهده گرفت. شايد هنوز هم در گوش ملك مدني صداي الويري مي پيچيد كه : «با اين شوراي شهر و اين تركيب مديريتي و با اين قانون نارسا، حتما ًهركس كه بيايد با مشكل مواجه مي شود!»
من و ارزشيابي هايم
112197.jpg
گرايش ذهني من طوري است كه هميشه پي قياس و تطابق زماني و مكاني مي گردم. هر كاري بكنم، سرانجام در يك دنياي مقايسه اي تحول پيدا مي كنم؛ من با قياس، تصميم و همانندسازي هاي زنجيره اي استدلال مي كنم. الگوهاي نمونه اي در دست دارم كه همه را از موزه تاريخ مي گيرم و برآنم كه آنها را در مورد سرنوشت خودم به كار گيرم. بالاتر از همه، مي كوشم تا گذشته ام را با معيارهايي كه برمن تحميل شده اند، بازسازي كنم و اين مشغله فكري كه خويشتن را از پس عينك ديگري ببينم، به اندازه اي در من نيرو مند است و چنان در شيوه هاي داوري عاريتي ام ريشه دارد كه سراسر گذشته ام را در پرتو معيارهايي كه ازبيرون به من رسيده اند، ارزشيابي مي كنم. هنگامي كه مي كوشم تا رويدادهاي بزرگ و لحظه هاي باشكوه تاريخ همين گذشته نزديكم ـ براي مثال گذار دولت ملي از جنبش مشروطيت به برقراري نظام دولت ملي را بازسازي كنم، مفاهيمي را به كار مي گيرم كه با جريان تاريخي ويژه اي كه در حافظه من است، جز اندك تطابقي ندارد؛ وقتي از نقش بورژوازي حرف مي زنم فراموش مي كنم كه اين اصطلاح دلالت هاي مفهومي مشخصي در يك فرهنگ ويژه دارد و كاربرد آن هرگز اين اجازه را به من نمي دهد كه از وجود پايه هاي جامعه شناختي آن در جامعه خويش صحبت كنم. وانگهي، بيشتر ايده هايي كه به وام مي گيرم، اغلب هيچگونه ما به ازاي اجتماعي درواقعيت زندگي ندارند و زياده روي هاي بيش از اندازه من در به كار گرفتن گفتارهاي بي محتوايي كه سرمستم مي كنند، بيشتر به خاطر توجيه كمبودهايم در زمينه مفاهيم عقلي است.
داريوش شايگان
فيلسوف ۱۳۷۳




فاطمه اميري


|   شناسنامه   |   آرشيو   |