|
|
|
غدير خم بزرگترين عيد خدا
|
|
|
مقاله حاضر ترجمه جزوه اي با عنوان «من عطاء الغدير» است كه توسط آيت الله سيدصادق شيرازي تدوين شده است. به باور شيرازي غدير نه يك حادثه، بلكه يك فرهنگ است كه از روز غدير سال دهم هجري تا به امروز جريان دارد. از ديدگاه ايشان غدير به سان آئينه تمام نمايي است كه تمام ارزشهاي اخلاقي و سياسي و اجتماعي را در خود بازتاب مي دهد و با روشن ساختن اضلاع و زواياي انديشه عمل اسلامي راه را بر هرگونه سلطه جويي و رعيت سازي مي بندد، شيرازي نشان مي دهد كه منطق غدير درست در نقطه مقابل حكومتهايي نظير بني اميه و بني عباس و ديگر حكومت هاي به ظاهر اسلامي قرار دارد كه به نام اسلام به سركوبي مخالفان سياسي خويش مي پردازند و به بهانه ارتداد حكم به قتل و شكنجه مسلمانان آزاديخواه مي دهند. او همچنين ثابت مي كند كه ثروت اندوزي و شادخواري كساني كه به نام اسلام بر مردم حكم مي رانند هيچ نسبتي با اسلام و حكومت اسلامي ندارد و سيره چنين حاكماني به سيره عثمان ماننده تر است تا علي(ع). براين اساس ايشان تلويحاً آحاد مسلمانان و به ويژه فرهنگ بانان و مبلغان اسلامي را به خاطر كوتاهي در ترويج فرهنگ غدير مورد انتقاد قرارمي دهد و بر مسؤوليت آنان در نشر مفاهيم و آموزه هاي غدير تأكيد مي ورزد. • فرج الله الهي ••• اگر بخواهيم با زبان روايات اسلامي سخن بگوييم بايد روز غدير را بزرگترين عيد خدا بدانيم. از رسول خدا (ص) نقل شده است كه فرمود: روز غدير خم بهترين عيدهاي امت من است و آن روزي است كه خداوند به من فرمان داد برادرم علي بن ابيطالب را به جانشيني خود نصب كنم و مردم پس از من به وسيله او هدايت شوند. روز غدير روزي است كه خداوند دين را كامل و نعمتش را بر امتم تمام كرد و رضايت داد كه اسلام آيين شان باشد! از امام صادق (ع) سؤال شد آيا مسلمانان غير از روز جمعه و فطر و قربان عيد ديگري ندارند؟ فرمود عيدي بزرگتر از آن را دارند. پرسيدم كدام است؟ فرمود روزي است كه رسول خدا(ص) اميرالمؤمنين (ع) را به ولايت منصوب كرد و فرمود هركه من مولاي او بودم پس از من علي مولاي اوست. پرسيدم در چه روزي اين اتفاق افتاد؟ فرمود:… در روز هيجدهم ذي الحجه. روز غدير نه تنها روز اميرالمؤمنين به شمار مي رود، بلكه روزي است كه به پيامبر تعلق دارد و اصولاً بايد بگويم غدير يوم الله و روز خداست. چون خداو رسول و اميرالمؤمنين با هم اند و از يكديگر جدايي ندارند. خداوند در وصف اين روز فرموده است: «اليوم اكملت لكم دينكم واتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» (مائده آيه۳) امروز دينتان را كامل، نعمتم را تمام و آيين اسلام را براي شما برگزيدم. برطبق اين آيه اسلام زماني به كمال خويش رسيد كه فريضه ولايت علي (ع) اعلام شد. از حضرت صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: احكام و واجبات يكي پس از ديگري نازل مي شد و ولايت آخرين آنها بود. چون وقتي اين حكم بيان گشت، خداوند آيه اليوم اكملت لكم دينكم… را نازل كرد و بدين وسيله اعلام داشت كه از آن پس فريضه اي را نازل نخواهد كرد. چون پس از نزول اين آيه و انتصاب اميرالمؤمنين به جانشيني رسول خدا (ص) مردم به مقصود خداوند از آيه: «اطيعوالله و اطيعوالرسول و اولي الامر منكم». پي بردند و دانستند كه بعد از رسول خدا بايد از اميرالمؤمنين و اولاد طاهرين او اطاعت كنند. از امام باقر (ع) نيز روايت شده است كه فرمود: فريضه ولايت آخرين فريضه اي بود كه خداوند فرو فرستاد و پس از آن رسول خدا(ص) را قبض روح فرمود. غدير و همدردي با مردم يكي از خصلت هاي علي (ع) به ويژه در دوران حكومتش همدردي با مردم بود. اميرالمؤمنين براي همدردي با ضعيف ترين مردم چنان بود كه: قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه (نهج البلاغه نامه ۴۵) از تن پوش دنيا به دو لباس و از غذاي آن به دو نان اكتفا كرده بود. نه خشتي بر خشتي گذاشت، نه ساكن قصري شد و نه سوار اسبي. او اين همه را به آن علت برخويش تحميل مي كرد كه احتمال مي داد شايد در دورترين مناطق قلمرو حكومتش افرادي باشند كه حتي يك وعده غذاي سير نيز نخورده اند: و لعل هناك بالحجاز او اليمامة من لاطمع له في القرص ولا عهد له بالشبع . شايد در مناطق حجاز ويمامه كساني باشند كه در حسرت قرص ناني به سر مي برند وهيچ وقت سيري را تجربه نكرده اند. برطبق اين فرمايش، علي (ع) همين كه احتمال مي دهد شايد در دورترين مناطق قلمرو حكومتش گرسنه اي وجود داشته باشد ، خود سير نمي خوابد واز خوراك و پوشاك ومسكن ورفاه معمولي وعادي هم پرهيز مي كند. ايشان با اين روش دو هدف را دنبال مي كرد، اول آن كه مي خواست زمينه هرنوع انتقاد ازخود را به عنوان يك حاكم اسلامي از ميان ببرد وبهانه را از دست منتقداني كه هرنوع فضيلت او را انكار مي كردند بگيرد. دوم آنكه حكام را نسبت به مسؤوليت خطيري كه درقبال رنج وگرسنگي مردم تحت حكومت خويش دارند آگاه سازد وضرورت عدالت ورزي و همدردي با آنان وتلاش براي تأمين رفاه و راحتشان را گوشزد نمايد. در سيره علي همين كه احتمال وجود گرسنگاني در دورترين مناطق كشور باشد ، مسؤوليت آور است وحاكم را ملزم مي سازد كه زندگي شخصي خويش را در سطح زندگي آنان تنظيم كرده ودر غمشان شريك گردد. اينجاست كه اهميت غدير بيش از پيش رخ مي نمايد وارزشها وآموزه هاي عالي وبلند آن روز به روز آشكارتر مي شود. ارزشهايي كه تضمين كننده تعادل روحي وعقلي ومادي ومعنوي براي جوامع وافراد انساني است وسعادت فرد وجمع و حاكم و محكوم را به دنبال مي آورد. آموزه هاي مكتب غدير آموزه هاي غدير به حدي دامن گستر وعميق است كه هيچ كس را ياراي درك تمام آن نيست. اما پاره اي ازاين آموزه ها همان است كه درگفتار وكردار علي متجلي گرديده است . به عنوان نمونه توجه خوانندگان را به اين عبارت بسيار كوتاه، اما فوق العاده عميق جلب مي كنم كه فرمود: به خدا سوگند اگر حكومت اقاليم هفتگانه را هم به من بدهند كه برخلاف دستور خدا پوست جوي را از مورچه اي بگيرم، نمي گيرم. از نكات جالب وظريف اين فرمايش علي(ع) آن است كه ايشان براي بيان مقصود خويش از واژه «لو» استفاده كرده است . «لو» از حروف شرط و به معناي اگر است. با اين تفاوت كه «اگر» در فارسي داراي معنايي اعم از لو مي باشد وبطور يكسان هم برموارد امكان تحقق شرط به كار مي رود و هم برموارد عدم تحقق آن. نكته قابل دقت ديگري كه دراين كلام علي(ع) وجود دارد آن است كه ايشان مي فرمايد: حاضر نيست درمقابل به دست آوردن حكومت براقليم هاي هفتگانه حتي بر«يك مورچه » ستم روا دارد وبرخلاف دستور خدا، پوست جوي را از دهانش باز گيرد. سومين نكته قابل توجهي كه دراين جمله وجود دارد، استفاده از واژه «جلب شعيرة » است . جلب شعيره به پوست بسيار نازك روي دانه جو مي گويند كه بطور خودبه خود از آن جدا مي شود ومي افتد. يقيناً اگر چيزي كم ارزش تر از پوست جو وجود داشت، امام فرمانروايي براقليم هاي هفت گانه را با آن مقايسه مي كرد. علي (ع) با اين فرمايش حجت را برتمام حاكمان وزمامداران تمام كرده وعملكرد همه آنان را به چالش طلبيده است . حكامي كه بخاطر يك وجب زمين، يا ثروتي اندك ويا دستيابي به مقام ومتاع هاي واهي وپست دنيا، مرتكب هرجنايتي مي شوند وهزاران هزار انسان بي گناه وپاكنهاد را به قتل رسانده وخونشان را مي ريزند. در منطق غدير كه گرفتن پوست جويي از يك مورچه گناه به حساب مي آيد، ديگر معلوم است كه بدگماني واتهام زني به افراد وكشتن آنان به اين بهانه چه جايگاهي دارد. درمقابل اين منطق، منطق بني اميه وبني عباس قرار دارد كه انسانها را تنها به اتهام دوستي علي (ع) مي كشتند وبا كمترين سوءظني ، مخالفان فكري وعقيدتي خويش را از ميان مي بردند. غديروعواطف انساني يكي از بركات عيدغدير آشنايي با بعد شخصيت عاطفي امام علي(ع) و ائمه بعد از اوست. اينان كه در روز غدير از سوي رسول خدا(ص) به جانشيني ايشان منصوب گشتند، مظاهر رحمت خدا برخلايق ومصداق اسماي حسناي او هستند. چنان كه در پاره اي از روايات تفسيري ، آيه : ولله الاسماء الحسني فادعوه بها، برآنان منطبق گشته است . اميرالمؤمنين در شفقت برخلق بدان پايه بود كه تمام غذايش را به اسير ويتيم ومسكين مي داد وخود گرسنه مي ماند وتازه مگر غذايش چه بود؟ يك قرص نان ! ودر بستر شهادت دستور مي دهد مقداري از شيري را كه به عنوان دارو برايش آورده اند به ضاربش ابن ملجم بدهند وسفارش مي كند مادام كه او اسير است مراقب باشند آب وغذايش را از ياد نبرند ومحل مناسب وراحتي را برايش درنظر بگيرند ونگذارند كه از لحاظ لباس وپوشاك در مضيقه قرار بگيرد. بلكه از آنان مي خواهد كه ابن ملجم را مورد عفو قرار داده واز او درگذرند: ان اعف فالعفو لي قربة وهولكم حسنة فاعفوا، الا تحبون ان يغفرالله لكم. به نوشته مورخان پس از آن كه علي (ع) به شهادت رسيد حتي زره او در گرو مردي يهودي بود. ولي وقتي كه عثمان بن عفان كشته شد اموال منقول او بالغ بريك صدوپنجاه هزار دينار ويك ميليون درهم بود وبهاي املاك او در وادي القري وحنين ونواحي ديگر دويست هزار دينار بود وشتران واسبان بسياري داشت . (مقدمه ابن خلدون ۳۹۳/۱) حال اين ثروت عظيم عثمان رادر كنار قرض هاي باقي مانده از علي(ع) قرار دهيد تا معلوم شود كه تفاوت راه از كجاست تا به كجا و به وسيله آن از عظمت علي (ع) وغدير واقف گرديد. اينجاست كه تا اندازه اي راز عظمت غدير برانسان مكشوف مي شود وپي مي برد كه چرا رسول خدا آن را بزرگترين عيدها ناميده است . مسؤوليت ما دربرابر غدير براي آگاهي از اصل وميزان مسؤوليت ما در برابر غدير ابتدا لازم است از خود بپرسيم جهان معاصر چقدر غدير رامي شناسد واز عمق آن آگاه است ؟ و اگر نمي شناسد چه كسي مقصر است ؟ و مانسبت به آن چه وظيفه اي داريم ومسؤوليتمان در برابر خدا وجوامع اسلامي چيست؟ واقعيت آن است كه نسل كنوني هيچ گونه درك وتصور صحيحي از غدير ندارد ومسؤوليت مستقيم آن در درجه اول به عهده خودماست . اگر ما به درستي به وظيفه خود عمل مي كرديم ومفهوم آن را براي مردم روشن مي ساختيم، اكنون در وضعيتي بهتر از آنچه اكنون درآن هستيم، به سرمي برديم. ما مي بايست براي مردم جهان توضيح مي داديم كه غدير يعني تلاش براي ايجاد وگسترش رفاه وراحتي وپيشرفت وترقي و فراواني وآبادي جوامع انساني . غدير يعني تساوي متصديان امور اقتصادي ومالي با ديگر افراد جامعه وممنوعيت رانت خواري وباندبازي هاي آنان. در فرهنگ غدير مسؤولان امور مالي كساني اند كه صرفاً امانت دار مردم اند ونه بيشتر. وسرانجام غدير يعني اينكه خداوند از واليان عدل پيمان گرفته است كه زندگي خود را در سطح پايين ترين افراد جامعه قرار دهند ودر خورد و خوراك ومسكن و پوشاك و رفاه وراحت وامثال آن همپاي آنان باشند. در پايان بار ديگر تأكيد مي كنم كه ما مسؤوليت بس بزرگي در قبال غدير واميرالمؤمنين(ع) داريم ولازم است به وظيفه خودنسبت به اين رخداد عمل كنيم. از مهمترين اين وظايف درحال حاضر اقدام به نشر مفاهيم غدير وبهره مندساختن عموم مردمان از اين مائده آسماني است . درغيراين صورت مشكل بتوان اميدوار بودكه دست حكام وستمگران از سر محرومان كوتاه شود و روزي بيايد كه بشر از وضعيت هولناك كنوني اش آزاد گشته وبه ساحل امنيت ورفاه وعدالت وآزادي برسد. پس وقتي سخن از غدير به ميان مي آيد، معنايي جز يادكردن اين اوصاف واين روح بلندي كه در وجوداميرالمؤمنين (ع) تجسم پيدا كرده است ندارد. و آيا تاريخ بار ديگر حاكم عادلي چون علي (ع) را به خود مي بيندكه چون او با ضعيف ترين مردمان همدردي ومواسات كند؟ واينجاست كه مفهوم آن فرمايش امام رضا(ع) بهتر روشن مي شود كه فرمود: لوعرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة في كل يوم عشر مرات. اگر مردم به حقيقت وباطن روز غدير پي مي بردند، روزانه ده بار فرشتگان به ديدنشان آمده و با آنان مصافحه مي كردند. وصلي الله علي محمدوآله الطاهرين
|
|
|
|
|