• اولين دوره اهداي جوايز در ماه «مي» سال«۱۹۲۹» برگزارشد كه برندگان آن از بين فيلم هاي اكران شده در سالهاي ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸مشخص شدند. «بالها» ساخته «ويليام ولمن» فيلمساز قهار كمپاني «وارنر» برنده اولين جايزه بهترين فيلم سال شد.
هر سال در دهه دوم فوريه آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي آمريكا كانديداهاي خود را براي دريافت جايزه اسكار اعلام مي كند. از آنجا كه بسياري از خوانندگان ممكن است اطلاعات چنداني درباره اين جايزه نداشته باشند اين نوشته قصد دارد تا حد امكان اطلاعاتي درباره مهمترين جايزه سينمايي دنيا ارائه دهد.
اسكار چيست، به نظر بسياري اين مجسمه طلايي مهمترين جايزه سينمايي است كه در دنيا اهدا مي شود. اهداكننده اين جايزه اتحاديه اي است كه زياد شبيه همتايان خود نيست و فقط به اين منظور تأسيس شده است. آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي كه به اختصار آكادمي اسكار لقب گرفته در سال ۱۹۲۷ در يك مهماني هاليوودي با حضور بزرگاني همچون «لوئيس بي ماير» كه در آن زمان قدرتمندترين تهيه كننده هاليوود به شمار مي رفت متولدشد. اينكه براي اولين بار چه كسي پيشنهاد اهداي اين جايزه را داده است چندان مشخص نيست ولي آن را بيشتر به «لوئيس بي ماير» نسبت مي دهند.
دستور ساخت يك مجسمه به «سرريك گيبونز» طراح صحنه كمپاني «متروگلدوين ماير» داده شد. «گيبونز» بعدها خود موفق به دريافت ۱۲جايزه از طرف آكادمي شد. در مورد نام اين جايزه نيز روايات متعددي وجود دارد ولي مشهور است كه «بت ديويس» هنرپيشه زن تازه كار آن زمان هاليوود با ديدن مجسمه اظهار داشت كه مجسمه مذكور او را ياد عمو اسكارش مي اندازد و از همان زمان مجسمه اسكار لقب گرفت. اولين دوره اهداي جوايز در ماه «مي» سال«۱۹۲۹» برگزارشد كه برندگان آن از بين فيلم هاي اكران شده در سالهاي ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸مشخص شدند. «بالها» ساخته «ويليام ولمن» فيلمساز قهار كمپاني «وارنر» برنده اولين جايزه بهترين فيلم سال شد.
|
|
|
تولد اسكار با ظهور سينماي ناطق همراه شد. «بالها» نيز فيلمي ناطق بود. فيلمهاي صامت در دوران كوتاه همنشيني شان با اين مجسمه طلايي هيچگاه موفق به دريافت آن به عنوان بهترين فيلم سال نشدند. هرچند فيلم موفق اسكاري ديگر آن سال يعني «آسمان هفتم» ساخته «فرانك بورزيج»كه جوايز بهترين كارگرداني و بازيگر زن براي «جانت گينور» دريافت كرد، صامت بود. مطمئناً مؤسسين آكادمي هيچگاه تصور نمي كردند كه اين جايزه آنچنان قدر و منزلتي پيدا كند كه روزي به آرزوي همه سينماگران دنيا تبديل شود. اسكار هيچگاه نتوانست قدر و منزلت هنري جوايزي مثل جوايز جشنواره كن را پيداكند. هرچند كاركرد اين جايزه مثل كاركرد سينماي آمريكاست. سينمايي برمبناي پول و سرمايه كه هر از گاهي فيلم هاي غيرتجاري يا تجاري هنري نيز توليد مي كند. اسكار زاييده تفكر استوديويي حاكم برآن زمان سينماي آمريكاست كه در آن تهيه كنندگان با هوش آثاري ارزشمند را تهيه مي كردند كه قابليت هاي تجاري بسياري را نيز به همراه داشت. بايد توجه داشت هاليوود مظهر آمريكاست و آمريكا نيز در آن زمان هنوز كشوري مهاجر پذير بود و بسياري از گردانندگان آن سينما جزو مهاجرين محسوب مي شوند. شايد همين مسأله باعث شده بود بارهنري و فرهنگي فيلم هاي آن دوره بيشتر باشد. «ويليام وايلر» و «فرانك كاپرا» كه ركورددار دريافت اسكار كارگرداني با سه جايزه هستند اتريشي و ايتاليايي تبار بودند. «مايكل كورتيز» خالق اثر جاودانه «كازابلانكا» مجارستاني بود و «فرد زينه مان» و «بيلي وايلدر» نيز اتريشي بوده اند.
اين كارگردانان همگي چندين بار موفق به دريافت اسكار شده اند. دستاورد آثار آنها كه ريشه در تفكر خردگرايي اروپايي شان داشت به اسكارشأن و منزلتي ويژه بخشيد. در واقع آنان بودند كه اين جايزه را به تنديس مهم و تعيين كننده تبديل كردند. در سينماي امروز ديگر آنان وجود ندارد. از اين رو فيلم هاي متوسط و گاه ضعيفي همچون «ذهن زيبا» و يا «شكسپيرعاشق» اسكار بهترين فيلم را دريافت مي كنند. اسكار نماد تفكر هاليوود است، هاليوود نماد تفكر آمريكاست. تفكري مبتني بر پول و سرمايه و شهرت و قدرت كه دستيابي به آن آرزوي هر آمريكايي است. روند رو به رشد تكنولوژي در دنيا و آمريكا اين تفكر را تقويت كرده است و گويي همه چيزها در سرزمين يانكي ها به هم ربط دارند. اين سيستم فكري باعث مي شود اسكار نيز جايزه اي با وجهه تجاري غالب، باشد. البته اسكار افتخاري بزرگ براي دريافت كننده آن است، ولي بيشتر نوعي ضمانت نسبي براي ايجاد شرايط بهتر مالي است. وقتي «جورج كندي» براي فيلم «لوك خوشدست» در سال ۱۹۶۷ يك اسكار نقش مكمل مرد دريافت كرد دستمزدش از بيست هزار دلار براي هر فيلم به دويست هزار دلار افزايش يافت.
|
|
|
همين حالت براي «جين هاكفن» و فيلم «ارتباط فرانسوي» اتفاق افتاد. اسكار بهترين بازيگر مرد سال ۱۹۷۱ دستمزد او را از دويست هزار دلار به پانصدهزار دلار در هر فيلم افزايش داد. البته اين آمار متعلق به سي و چندسال پيش است ولي توجه داشته باشيد، در آمريكا با حقوق چهل هزار دلار مي توان در رفاه كامل زندگي كرد و حال ارتقاي چند ميليون دلاري دستمزد يك هنرپيشه براي يك فيلم آن هم به واسطه دريافت اين مجسمه كوچك چقدر مي تواند اهميت داشته باشد. وقتي فيلم سي ميليون دلاري «بيمار انگليسي» آن هم بدون حضور ستاره هاي سينما با دوازده مورد نامزدي، نه جايزه اسكار سال ۱۹۹۶ را دريافت كرد فقط پنجاه ميليون دلار آن هم در مدت طولاني ۶ ماه فروخته بود، فروشي كه بعد از دريافت اسكار به ۲۵۰ميليون دلار ظرف كمتر از يك ماه رسيد. البته در ده سال گذشته فيلمهاي بسياري بوده اند كه قبل از دريافت جايزه نيز فروش چشمگيري داشته اند ولي كلاً فرمول فروش پس از دريافت اسكار فقط به درد فيلمهايي مي خورد كه داعيه هنري بودن را دارند و به فروش هاي بالاي پانصد ميليون دلار نمي انديشند. شيوه اهداي جايزه اسكار با جشنواره ها كه هيأت داوري دارند متفاوت است فيلم هايي حق شركت در اسكار را دارند كه حداقل دو هفته در سينماهاي لس آنجلس و حومه آن اكران شده باشند. در مورد فيلمهاي خارجي كه در بخش اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان شركت مي كنند اكران دو هفته اي در كشور سازنده الزامي است. شرطي كه فيلم درخشان «دايره» ساخته جعفر پناهي را كه شيرطلايي ونيز را نيز تصاحب كرده از شركت در اين مسابقه هيجان انگيز محروم كرده است. بعد از زمان اكران اعضاي هر صنف مثلاً فيلمبرداران يا آهنگسازان كانديداهاي خود را اعلام مي كنند كه غالباً پنج فيلم است. اين كانديداها طي مراسمي نيمه رسمي در فوريه از شبكه، طه حامي مالي تلويزيوني اسكار اعلام مي شوند و در دهه آخر مارس همانسال جوايز اهدا مي شود. تفكر حاكم بر اعلام كانديداها و اعلام جوايز عليرغم بسياري ازنظرات تفكري سياسي نيست بلكه بر شي كامل از نظام فكري حاكم بر آمريكاست. يعني نظام مبتني بر تبليغات. كاركرد اين سيستم در هر جاي دنيا اجتناب ناپذير است. شايد يك هيأت داوري با گرايش نخبه گرايانه انتخاب شده باشد و مثلاً همه داوران يك جشنواره نخبه هايي روشنفكر باشند ولي در بين اعضاي يك صنف بيشتر عوام زده مثل اتحاديه بازيگران سينماي آمريكا نخبه ها زياد نيستند از اين رو يك نظام تبليغاتي قوي مي تواند رأي آنها را به دلخواه خود تنظيم كند. همين سيطره تبليغاتي باعث شد كه سال گذشته دو بازيگر سياهپوست اسكار بگيرند ـ «دنزل واشينگتون» براي «روز تمرين» و «هالي بري» براي «بالاسكه هيولا» ـ آن هم اسكار نقش اول. خيلي راحت مي توان به دور ازتأويل هاي بي مورد اين مسأله را به دلجويي آكادمي از سياهپوستان ربط داد كه دنبال بهانه اي براي اين منظور مي گشت و واقعه يازدهم سپتامبر بهترين بهانه را به دست داده بود. اين شايعه زماني به حقيت تبديل مي شود كه شاهد اهداي اسكار افتخاري به «سيدني پواتيه» مي شويم. نمونه هاي بسيار ديگري نيز وجود دارند كه هنوز سيستم هدايت فكري را بر هاليوود قوياً تأييد مي كنند.
اهداي هفت جايزه اسكار به فيلم «فهرست شيندلر» ساخته سلطان هاليوود «استيون اسپيلبرگ» كه به مسأله قتل عام يهودي ها در جنگ دوم جهاني مي پرداخت. كانديداتوري آخرين اثر پولانسكي كبير «پيانيست» در سه رشته اصلي آن هم توسط آكادمي كه سالها به «رومن پولانسكي» بي توجه بود. اين فيلم هم به كشتار يهوديان مي پردازد. آكادمي كمتر به فيلمهاي غيرانگليسي فرصت حضور در فهرست نامزدي مرسوم را مي دهد ولي در سال ۱۹۹۸ كمدي زيبا ولي بي شرمانه «روبرتو بنيني» كه آن هم به كشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم مي پرداخت به شدت از طرف آكادمي استقبال شد و در ۷ رشته كانديد اسكار شد كه سه اسكار از جمله بهترين بازيگر مرد براي «روبرتو بنيني» را ربود.
هاليوود در غرب آمريكاست، در آمريكا هرچه به غرب مي رويم گويي از مضامين روشنفكرانه دور مي شويم و به نوعي توليد عوام زدگي نزديك مي شويم. از اين رو فيلمسازان مكتب نيويورك كمتر موفق شده اند اسكار بگيرند. در اين ميان فقط «وودي آلن» اسكار گرفته كه او هم هيچگاه براي دريافت آن به لوس آنجلس نيامده است. در سال ۱۹۸۰ وقتي همه دنيا از شاهكار ماندگار «مارتين اسكورسيزي»، «گاو خشمگين» صحبت مي كردند. در شب اهداي جوايز «مردم معمولي» اثر ايزوله فيلمساز پاستوريزه آمريكا «رابرت ردفورد» جوايز اصلي را دريافت كرد. هرچند ردفورد با تأسيس جشنواره ساندنس گامي اساسي در جهت معرفي فيلمسازان مستقل به سينماي جهان بر داشت ولي فيلمها خودش بيشتر آثاري بي خاصيت و ايزوله شده اند. آكادمي با بي مهري به اثر جسورانه «اسكورسيزي» در واقعه به مكتب نيويورك دهن كجي كرد. هرچند با تمام بي مهري اش نتوانست بازي خيره كننده «رابرت دونيرو» را كه به اعتقاد بسياري بهترين بازي سينمايي تاريخ است، ناديده بگيرد. اين اولين بار نبود كه اسكورسيزي مورد بي مهري قرارمي گرفت چهارسال پيش از آن شاهكار ديگر اين كارگردان كه از جشنواره كن نخل طلا گرفته بود نيز قرباني فيلمهاي ضعيفي همچون «راكي» و «شبكه» شده بود. «راننده تاكسي» باوجود چند نامزدي هيچ جايزه اي دريافت نكرد. اسكار ديگر اعتبار گذشته خود را ندارد. هرچند، هرچندسال يكبار با اهداي جوايز خود به فيلمهاي ارزشمند براي خود سوپاپ اطمينان فراهم مي كند. سال ۱۹۹۶ فيلمهاي مستقل همچون «بيمار انگليسي»، «فارگو» و «درخشش» با دريافت اكثر جوايز براي آكادمي كسب اعتبار دوباره كردند. اصولاً اسكار با فيلمهاي انگليسي زباني كه از جشنواره كن نخل طلا گرفته باشند چندان مهربان نيست. فقط يك مورد وجود داشته كه فيلمي هم برنده نخل طلا شده باشد و هم اسكار بهترين فيلم را گرفته باشد و آن به سال ۱۹۵۵ بازمى گردد كه فيلم «مارتي» ساخته «دلبرت مان» كه اولين نخل طلايي اهدايي كن را گرفته بود در اسكار نيز موفق بود. «ترغيب دوستانه» ساخته «ويليام وايلر»، «مكالمه» ساخته «فرانسيس فورد كاپولا»، «اينك آخرالزمان» از همان كارگردان، «مأموريت» ساخته «رولند جافي»، «جنسيت» دروغ، نوار ويدئو» ساخته «استيون سودر برگ»، «وحشي از ته قلب» ساخته «ديويد لينچ»، «بارتون فينگ» ساخته برادران كوئن، «پالپ فيكشن» ساخته «كوئينئين تارانتينو» فيلمهاي آمريكايي يا انگليسي زباني بودند كه در طي اين سالها نخل طلايي كن را دريافت كردند ولي هيچكدام در اسكار موفق نبودند. اين مسأله اثبات مي كند كه اسكار دقيقاً در جهت سياستهاي سينماي آمريكا اهدا مي شود و فيلمهاي موردتأييد فرانسويها چندان به مذاق آمريكاييها خوش نمي آيد.
|
|
|
اسكار با تمام عيب هايش هنوز مهمترين جايزه سينمايي دنياست. از يك جهت برنده شدن فيلمي كه در خارج آمريكا توليده شده باشد وبه مذاق آمريكاييها خوش بيايد براي خالق آن اثر مي تواند بسيار خوشحال كننده باشد. درنهايت دريافت اسكار آنقدر جذاب هست كه «ژان لوك گدار» دشمن شماره يك سياستهاي اصلي هاليوود، آكادمي را براي اسكار ندادن به فيلم «زير درختان زيتون» ساخته عباس كيارستمي سرزنش كرده بود. اسكار هنوز بت پايدار سينماست.
اطلاعات آماري در مورد اسكار:
ركورددار دريافت جايزه اسكار تا پيش از تايتانيك، فيلم مشهور «بن هور» به كارگرداني «ويليام وايلر» بود. اين فيلم در سال ۱۹۵۹ با دريافت ۱۱ اسكار ركورددار شد. ركورد نامزدي جايزه نيز با ۱۴ مورد نامزدي در دست «همه چيز درباره ايو» ساخته «جوزف لئومنكيه ويتس» در سال ۱۹۵۰ بود. «تايتانيك» با هر دو ركورد مساوي كرد. ركورد دريافت جايزه بازيگري در دست «كاترين هپبورن» است كه با ۱۴ بار كانديداتوري و ۴ جايزه درصدر است هرچند «مريل استيريپ» هرسال به ركورد نامزدي او نزديكتر مي شود. در بين بازيگران مرد نيز «جك نيكولسون» با سه جايزه كه يك جايزه آن براي نقش دوم است در صدر است. فيلم «گراندهتل» در سال ۱۹۳۲ جايزه بهترين فيلم را دريافت كرد. اين فيلم در هيچ رشته ديگري حتي كانديد نشده بود. «جان ويليامز» آهنگساز برجسته سينماي آمريكا نيز با دريافت ۶ اسكار براي موسيقي در اين رشته ركورددار است. در رشته كارگرداني نيز «جان فورد» كبير تاريخ نويس سينمايي آمريكا با چهار اسكار ركورددار است. از ايران نيز فقط يك مورد در سال ۱۹۹۸ كانديداتوري اسكار ثبت شده كه آن مربوط به فيلم «بچه هاي آسمان» ساخته مجيد مجيدي است كه موفق به دريافت آن نشد.