توي جلسه بوديم همه داشتند از اطلاعاتي كه از خودسوزي در ايلام به دست آورده بودند، مي گفتند. يكي مي گفت هر هفته يك نفر خودسوزي مي كند و بعضي آمار را با درصد بيان مي كردند ولي بعد آن همه مرور اطلاعات درست و نادرست وقتي خواستيم دلايل اين معضل را نيز بگوييم همه بانگاهي گنگ به هم خيره شدند.
چندي پيش معاون امور فرهنگي و پيشگيري سازمان بهزيستي استان ايلام گفت: سن اعتياد در اين استان از ۶۰ سال به ۱۶ سال كاهش پيدا كرده است. فريدون محمدي با اعلام اين مطلب افزود: در سالهاي گذشته مصرف مواد مخدر در سنين ۶۰ سالگي رواج داشت ولي اكنون به سنين نوجواني و جواني در اين استان نيز رسيده است. وي آمار دانش آموزان ايلامي را بيش از ۱۸۰ هزار نفر ذكر كرد و گفت: در حال حاضر كمتر از يك درصد دانش آموزان اين استان گرايش به مواد مخدر دارند. وي گفت: براساس مطالعات انجام شده ميزان مصرف مواد مخدر در بين دانش آموزان بعد از دوران متوسطه افزايش مي يابد. وي عمده ترين علت اعتياد را بحرانهاي اجتماعي، افسردگي، نبود شغل و دوستان ناباب عنوان كرد.
براستي نداشتن كار، فشارهاي زمان جنگ، روزهاي بمب و آتش ، امروز پدر و برادر بيكار ، خسته، كم درآمد، عصبي، به دور از آموزش وجسته و گريخته طي كردن باديه نشيني تا مدرنيته، همه اينها از دلايل خودسوزي دختران ايلام است.
بطور كل هر گاه آدمي از رسيدن به آنچه حق خود مي داند مأيوس مي شود به نوعي متفاوت با قبل اعتراض مي كند، اغلب اين اعتراض غير معقول شده و آسيب به طرف دعوا را به وجود مي آورد و گاهي به شديد ترين و غيرعقلاني ترين وضعيت رسيده، شخص به خود لطمه مي زند.
حال اينكه خودكشي اصولاً در بين مردان و زنان به شكلهاي مختلف اتفاق مي افتد و اصولاً زنان براي خودكشي روشهايي را انتخاب مي كنند كه زجر كمتري را متحمل شوند، اما در ايلام بسيار جاي تعجب است كه عليرغم آمار ارائه شده در ارتباط با خود كشي، زنان جوان در اين استان به دردناكترين روشهاي ممكن قصد از بين بردن خود را مي كنند.
بعضي از اين خود سوزي ها كه به مرگ منجر نمي شود، فرد را با فجيع ترين آسيب ها و با ظاهري وحشتناك، به جا مي گذارد.
دختران با چهره سوخته در نظر مردم شهر منفور شناخته مي شوند وليكن ديدن چهره سوخته ايشان و يادآوري مرگ ديگران كه از اين طريق جان باخته اند باعث نمي شود كه افراد ديگر از خودسوزي حذر كنند.
و گاهي افراد ضريب تحملشان به قدري پايين مي آيد كه با دلايل كوچك دست به خودسوزي مي زنند.
وليكن ايلام مي ماند و درصدبالاي خودكشي و شهروندان اين شهر در انتظار كساني كه دوستشان بدارند و آسيبهاي روحي ايشان را شناسايي كرده، درمان كنند.
فرياد اعتراض اين شهروندان آيا به گوش مسؤولين نمي رسد؟