جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۳
Fri, Feb 21, 2003
بين الملل
شماره۲۳۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
مصاحبه «تايم» با ژاك شيراك
بررسي معيارهاي دوگانه واشنگتن درباره عراق و اسرائيل
مصاحبه «تايم» با ژاك شيراك
جنگ عراق گفت وگوي تمدنها را
تسهيل نمي كند
112452.jpg
ژاك شيراك رئيس جمهوري فرانسه اعتقاد دارد كه نيازي به قطعنامه جديد درباره عراق نيست وبايد به بازرسان وقت بيشتري داد تا حكومت صدام را از تسليحات كشتار جمعي پاكسازي كنند. وي كه گفته مي شود نامزد جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ است ، مي كوشد از رويارويي نظامي درعراق جلوگيري كند ودرعين حال خودش را ضدآمريكايي جلوه ندهد. به نظر مي رسد تاكنون ديپلماسي دولت وي در خريدن وقت بيشتر براي بازرسان و يافتن راه حلي مسالمت آميز براي مناقشه عراق وآمريكا كارساز بوده است . جهت آشنايي شما خوانندگان گرامي ، برگردان مصاحبه مجله «تايم » با شيراك از نظرتان مي گذرد.
\ آيا گزارش اخير بازرسان سازمان ملل به شوراي امنيت نقطه عطفي در بحث عراق بود.
* در روزهاي گذشته از چندين نفر از رهبران جهان پيامهاي تلفني دريافت كرده وبه اين نتيجه رسيده ام كه اكثر آنها در عزم ما جهت يافتن راه حلي مسالمت آميز براي خلع سلاح عراق سهيم هستند.
\ چنانچه جنگي رخ دهد، عواقبش را براي خاورميانه چگونه مي بينيد؟
* عواقب جنگ از لحاظ تلفات انساني قابل ملاحظه خواهد بود. از لحاظ سياسي نيز جنگ سراسر منطقه را بي ثبات مي كند. بسيار دشوار مي توان توضيح داد كه چطور يك كشور (آمريكا) مي تواند پول هنگفتي صرف جنگ كند وحال آن كه راه حل ديگري شايد وجود داشته باشد، ولي نمي تواند به جهان درحال توسعه كمك كند.
\ چرا شما فكر مي كنيد عواقب جنگ به مراتب بيشتر از تصور توني بلر وجورج بوش است ؟
* چون من اين وضعيت را مانند آنها تجزيه وتحليل نمي كنم. يكي از عواقب منفي جنگ، واكنش شديدافكارعمومي عرب وجهان اسلام خواهد بود. شايد اين واكنش توجيه پذير نباشد، ولي واقعيت دارد. چنين جنگي نمي تواند به مبارزه با تروريسم كمك كند. شمار زيادي بن لادن كوچك توليد خواهد كرد. مسلمانان و مسيحيان حرفهاي زيادي براي گفتن دارند وجنگ گفت وگوي تمدنها را تسهيل نخواهد كرد. من مخالف برخوردتمدنها هستم، چون به افراطيون بهانه مي دهد. ببينيد ما با مشكلي مواجهيم. احتمال وجود تسليحات كشتارجمعي در كشوري مهارناپذير به نام عراق. جامعه بين المللي حق دارد برآشفته شود وتصميمش براي خلع سلاح عراق به حق است . بازرسي ها شروع شده وطبعاً روندي طولاني ودشوار است . بايد وقت بيشتري به بازرسان بدهيم وشايد ـ البته اين موضع فرانسه است ـ ناچار شويم امكاناتشان را بخصوص در زمينه نظارت هوايي تقويت كنيم . درحال حاضر، اجازه نداريم بگوييم بازرسي مؤثر نيست.
\ آيا فرانسه دارد از مسؤوليتهاي نظامي اش در قبال متحدان خود شانه خالي مي كند؟
*ما در حال حاضر بيشتر از آمريكايي ها در بالكان نيرو داريم و مسلماً فرانسه ضدآمريكا نيست، بلكه دوست راستين ايالات متحده است. نقش فرانسه حمايت از حكومتهاي استبدادي عراق يا جاهاي ديگر نيست. همچنين ما بر سر هدف نابودي جنگ افزارهاي كشتار جمعي صدام هيچ اختلافي نداريم. اگر صدام مي توانست ناپديد شود (كنار برود) بي ترديد بزرگترين لطف را به مردم خودش و دنيا كرده بود. ولي ما معتقديم بدون براه انداختن جنگ مي توان به اين هدف نايل شد.
\ اما به نظر مي رسد شما ترجيح مي دهيد بازرسان اين تسليحات را بيابند نه اين كه صدام دارايي تسليحاتي اش را اظهار كند. آيا در عراق جنگ افزار هسته اي وجود دارد؟
* بعيد مي دانم. شايد تسليحات كشتار جمعي وجود داشته باشد و ما بايد آنها را بيابيم و منهدم كنيم. در وضعيت كنوني، آيا عراق پس از كنترل و يازرسي براي منطقه خطري آني و آشكار است؟چنين عقيده اي ندارم. بنابراين ترجيح مي دهم راهي را كه شوراي امنيت گسترانده، بپيمايم. بعدخواهيم ديد چه رخ مي دهد.
\ چه مدركي مي تواند جنگ را توجيه كند؟
* بازرسان بايد قضاوت كنند. ما به آنها اعتماد داريم. بايد به شوراي امنيت بيايند و بگويند: ما برنده شديم. غائله تمام شد. ديگر تسليحات كشتار جمعي در عراق وجود ندارد. «يا» انجام اين مأموريت براي ما غيرممكن است. ما با سوءنيت و كارشكني عراق مواجه شده ايم. آن موقع شوراي امنيت بايد درباره اين گزارش بحث كند و راهكاري بيابد. در آن صورت، طبعاً فرانسه هيچ گزينه اي را حذف نخواهد كرد.
\ اما بدون همكاري عراق، حتي ۳۰۰بازرس نمي توانند اين مأموريت را انجام دهند؟
* درست است، ولي اين را بايد بازرسان بگويند. اطمينان دارم مي توانيم عراق را ملزم به همكاري بيشتر كنيم. اگر اشتباه كرده باشم، كماكان وقت كافي براي رسيدن به ساير نتيجه گيريها وجود دارد. وقتي حكومتي مانند صدام خودش را بين نابودي حتمي و دست كشيدن از تسليحات گرفتار ببيند، فكر مي كنم گزينه امن تر را انتخاب مي كند.
\ اگر آمريكايي ها قطعنامه اي براي آغاز جنگ به شوراي امنيت ارائه دهند آيا فرانسه از وتو خود استفاده خواهد كرد؟
* به نظرم نيازي به قطعنامه جديد نداريم. ما در چارچوب قطعنامه۱۴۴۱ قرار داريم و بگذاريد همان را عملي سازيم. نمي دانم قطعنامه جديد، كدام گره را مي تواند باز كند.
\ برخي ادعا مي كنند شما از احساسات ضدآمريكايي فرانسويان ملهم شده ايد؟
* من شايد آمريكا را بهتر از اكثر مردم فرانسه بشناسم، زيرا آنجا كار و تحصيل كرده ام. دوستاني بسيار صميمي در آنجا دارم. همواره براي همبستگي بيشتر آمريكا و اروپا تلاش مي كنم. وقتي مي شنوم كه به من ضدآمريكايي مي گويند، واقعاً اندوهگين مي شوم، ولي عصباني نمي شوم.
\ فكر مي كنيد نقش آمريكا به عنوان تنها ابرقدرت دنيا مشكل آفرين است؟
* هر اجتماعي كه تنها يك قدرت برتر داشته باشد، اجتماع خطرناكي است و واكنشهاي گوناگوني برمي انگيزد. به همين دليل جهاني چندقطبي را ترجيح مي دهم كه در آن اروپا از جايگاه ويژه اي برخوردار است. به هر حال جهان تك قطبي نخواهد ماند، طي ۵۰سال آينده چين به قدرتي جهاني بدل خواهد شد. بنابراين اكنون زمان سازماندهي است. همبستگي اروپا و آمريكا مبناي نظم جهان خواهد بود و اروپا نقش خود را ايفا خواهد كرد.
\ آيا تنش بر سر عراق روابط اروپا و آمريكا را مسموم نكرده است؟
* تكرار مي كنم: عراق بايدخلع سلاح شود و به همين دليل بايد بيشتر از حالا همكاري كند. اگر ما عراق را خلع سلاح كنيم، به هدف آمريكايي ها نايل خواهيم شد و اگر چنين شود، بي ترديد حضور نظامي آمريكا در منطقه نقش مهمي ايفا كرده است. اگر حضور سربازان آمريكايي نبود، شايد صدام تسليم بازرسي نمي شد.
\ فكر مي كنيد بازگشت از مسير جنگ از لحاظ سياسي براي رئيس جمهوري آمريكا فوق العاده دشوار نيست؟
* در اين باره مطمئن نيستم. اگر سربازانش را برگرداند، صاحب ۲مزيت خواهد شد. اگر عراق همكاري نكند و بازرسان بگويند اين روند كارآمدنيست، شايد جنگ رخ دهد. چنانچه عراق از تسليحات كشتار جمعي خلع شود و بازرسان اين مسأله را تأييد كنند، آن وقت بوش مي تواند ۲چيز بگويد: اولاً به واسطه مداخله من، عراق خلع سلاح شد و ثانياً من بدون ريختن خون كسي به اين هدف رسيده ام. در زندگي يك سياستمدار مهم است كه خوني ريخته نشود.
\ ولي شايد واشنگتن با وجود طرح شما جنگ را آغاز كند.
* مسؤوليتش به گردن خودشان است. اگر از من يك نصيحت دوستانه مي خواستند، با جنگ مخالفت مي كردم.
بررسي معيارهاي دوگانه واشنگتن درباره عراق و اسرائيل
۳۰سال رياكاري در اعمال حق وتو
112455.jpg
آمريكا و انگليس اگر مي خواهند شوراي امنيت را متقاعد به بررسي قطعنامه اي تازه كنند، ناچارند از خواسته هاي خود بكاهند. «جرمي گرين استاك» ، نماينده انگليس در سازمان ملل، از ارائه «زباني جديد» سخن گفت، لحني كه خصومتش به مراتب كمتر از مباحث پيش از ماه نوامبر، زمان تصويب قطعنامه ،۱۴۴۱ است. احتمال مي رود راهبرد آمريكا و انگليس به تهديد نهفته در بند انتهايي قطعنامه ۱۴۴۱ متكي باشد: «شورا مكرراً به عراق هشدار داده بخاطر نقض مستمر تعهداتش با عواقبي وخيم مواجه خواهدشد.» همه اعضاي شورا تاكنون از اين بند حمايت كرده اند. واژگان نهايي قطعنامه دوم هرچه باشد، يقيناً آمريكا و انگليس با مخالفت اروپا مواجه خواهندشد و به نوبه خود، بازهاي دولت آمريكا كساني را كه اقدام نظامي عليه عراق را ترغيب به وتو مي كنند، محكوم خواهندكرد. بنابراين اكنون زمان مناسبي است كه پرونده خود آمريكا را در وتو كردن قطعنامه هاي انتقادي از اسرائيل به ياد بياوريم.
حمايت از اسرائيل با حق وتو
* طرح اين مسأله در هر زمان، بخصوص اكنون، ناخواسته ضد آمريكايي و ضداسرائيلي و حتي ضد يهوديت تلقي مي شود. اما هيچكدام از اينها مهم نيست. سابقه حقوقي و سياسي دامنه داري در رفتار متضاد آمريكا با اسرائيل و ساير كشورهاي منطقه وجود دارد و بزرگترين نقطه ضعف پرونده واشنگتن عليه عراق اين است كه هيچ نشانه اي از اقرار به سابقه جانبداري اش در آن مشاهده نمي شود.
آمريكا طي ۳۰سال گذشته ۳۴قطعنامه اي را كه از اسرائيل انتقاد كرده و كوشيده اند سركشي اش را لجام بزنند، وتو كرده است. اين جانبداري به تازگي در پي درخواست واشنگتن از تل آويو براي بازگرداندن سرزمينهاي فلسطينيان و توقف شهرك سازي در شرق بيت المقدس و كرانه باختري نتيجه منفي به بار آورد. حتي در پرونده نسبتاً كوچك نوامبر ۱۹۹۰ كه سازمان ملل مي خواست ۳عضو شوراي امنيت را به «ريشون لزيون» بفرستد تا درباره تيراندازي يك اسرائيلي مسلح به سوي ۷ كارگر فلسطيني تحقيق كنند، آمريكا تقاضاي ۱۴كشور ديگر شورا را وتو كرد.
اعراب طي ۳دهه متوجه شده اند سياستهاي آمريكا عليه آنهاست. آنچه بيشتر اهميت دارد ولي بندرت در ايالات متحده درك مي شود، اين است كه در نظر اعراب هر قطعنامه ضداسرائيلي به اندازه تأكيد جورج بوش به خلع سلاح صدام قانع كننده است. اكنون كه آمريكا از اعضاي دايم شوراي امنيت مي خواهد به قطعنامه اي جديد رأي بدهند يا دست كم بپذيرند تعريف «عواقب وخيم» در قطعنامه ۱۴۴۱ همان اقدام نظامي است، اروپاييان بايد تاريخچه مشمئز كننده تعصبش را به آمريكا يادآوري كنند و ميان بحث عراق و وضعيت فلسطينيان و اسرائيل پيوندي برقرار سازند.به هر حال قطعنامه هايي كه آمريكا در خلال ۳۰ سال گذشته در نطفه خفه كرده، غيرضروري بودند زيرا بسياري از موضوعات آنها در قطعنامه معروف به ۲۴۲ مطرح شده است. اين قطعنامه كه در نوامبر۱۹۶۷به تصويب آمريكا رسيد، تصريح مي كند اسرائيل بايد سرزمينهاي غصب شده در جنگ را به فلسطيني ها بازگرداند. اين قطعنامه كماكان فعال است ولي اسرائيل طي ۳۵سال ناقض آن بوده، نقضي كه با استمرار شهركسازي در اراضي اشغالي وقيحانه تر شد. باوجود انكارهاي اسرائيل، ما پيام واضحي دريافت مي كنيم: اسرائيل آمادگي معاوضه زمينهاي غصبي با صلح را ندارد و ترجيح مي دهد در جنگي كثيف با گروههاي مبارز دخيل شود ولي يك وجب خاك را به فلسطينيان ندهد.
عامل مزمن بي ثباتي در خاورميانه
* امتناع اسرائيل از اجراي قطعنامه ۲۴۲ و قطعنامه هاي متعاقبش براين واقعيت صحه مي گذارد كه اسرائيل عامل مزمن بي ثباتي در خاورميانه بوده است. اسرائيلي ها تغيير رويه نخواهندداد و آمريكا براي واداشتن آنها به اجراي قطعنامه ها تقريباً كاري نكرده و در واقع پشتيباني مالي و نظامي اش به عدم پايبندي اسرائيل انجاميده است. چنانچه فرانسه يا روسيه قطعنامه هاي شوراي امنيت درباره عراق را تا اين حد تضعيف كرده بودند، فقط مي توانيم خشم و غضب مرداني همچون دونالدرامسفلد و ديك چني را تصور كنيم.
بنابراين آمريكايي ها سياست يك بام و دو هوا را در پيش گرفته اند. اين مسأله براي قدرت برتر دنيا غيرعادي نيست ولي اين ادعا كه خلع سلاح صدام بايد عمدتاً به منظور برقراري صلح در منطقه صورت پذيرد، به مثابه غفلت از تهديد دايمي صلح توسط دست درازيهاي اسرائيل است. جهت سرنگوني صدام دلايل خوبي بخصوص رفتارش با ۲۳ميليون عراقي ذكر مي شود ولي مادامي كه غرب، اسرائيل را ملزم به اجراي قطعنامه ۲۴۲نكند، اعراب اهميت زيادي براي اين مباحث قائل نخواهندشد.
سياستگذاران مي دانند اين خواسته به حق است، ولي مي گويند واقع گرايانه نيست. اسرائيل جنگ افزارهسته اي دارد و بركسي پوشيده نيست آمريكا جهت جلوگيري از به چالش افتادن برتري اسرائيل در منطقه ناگزير به مداخله مي شود. البته براي اسرائيل بسيار خطرناك است كه به عنوان يك قدرت نظامي، آشكارا از خودش دفاع كند.
آمريكا اگر مي خواهد ياور و عامل اسرائيل باشد، نمي تواند در عين حال ژاندارمش باشد. اين نقش بايد به ديگران واگذار شود و جك استراو، وزيرخارجه انگليس در بحث بي بي سي درباره عراق تلويحاً اين وظيفه را پذيرفت، وي گفت پس از هرگونه جنگي در عراق، بايدبا «نيروي» بيشتري به مسأله فلسطينيان و اسرائيل پرداخت. بعيد است آمريكا اين «نيرو» را تأمين كند، زيرا براي مهار حكومتي كه بطور منحصر به فردي ملزم به حمايتش است، هيچ قدرتي ندارد.اگرچه طي هفته آينده بحث عراق در شوراي امنيت ادامه خواهديافت، ولي بايد مسأله اسرائيل را نيز مطرح كرد. اروپاييان در موضعي قرار دارند كه مي توانند براين پيوند (قطعنامه هاي مشترك بين عراق و اسرائيل) پافشاري نمايند. پايبندي اسرائيل به اين قطعنامه ها به اندازه عراق الزامي است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |