|
بررسي معيارهاي دوگانه واشنگتن درباره عراق و اسرائيل
۳۰سال رياكاري در اعمال حق وتو
|
|
|
آمريكا و انگليس اگر مي خواهند شوراي امنيت را متقاعد به بررسي قطعنامه اي تازه كنند، ناچارند از خواسته هاي خود بكاهند. «جرمي گرين استاك» ، نماينده انگليس در سازمان ملل، از ارائه «زباني جديد» سخن گفت، لحني كه خصومتش به مراتب كمتر از مباحث پيش از ماه نوامبر، زمان تصويب قطعنامه ،۱۴۴۱ است. احتمال مي رود راهبرد آمريكا و انگليس به تهديد نهفته در بند انتهايي قطعنامه ۱۴۴۱ متكي باشد: «شورا مكرراً به عراق هشدار داده بخاطر نقض مستمر تعهداتش با عواقبي وخيم مواجه خواهدشد.» همه اعضاي شورا تاكنون از اين بند حمايت كرده اند. واژگان نهايي قطعنامه دوم هرچه باشد، يقيناً آمريكا و انگليس با مخالفت اروپا مواجه خواهندشد و به نوبه خود، بازهاي دولت آمريكا كساني را كه اقدام نظامي عليه عراق را ترغيب به وتو مي كنند، محكوم خواهندكرد. بنابراين اكنون زمان مناسبي است كه پرونده خود آمريكا را در وتو كردن قطعنامه هاي انتقادي از اسرائيل به ياد بياوريم. حمايت از اسرائيل با حق وتو * طرح اين مسأله در هر زمان، بخصوص اكنون، ناخواسته ضد آمريكايي و ضداسرائيلي و حتي ضد يهوديت تلقي مي شود. اما هيچكدام از اينها مهم نيست. سابقه حقوقي و سياسي دامنه داري در رفتار متضاد آمريكا با اسرائيل و ساير كشورهاي منطقه وجود دارد و بزرگترين نقطه ضعف پرونده واشنگتن عليه عراق اين است كه هيچ نشانه اي از اقرار به سابقه جانبداري اش در آن مشاهده نمي شود. آمريكا طي ۳۰سال گذشته ۳۴قطعنامه اي را كه از اسرائيل انتقاد كرده و كوشيده اند سركشي اش را لجام بزنند، وتو كرده است. اين جانبداري به تازگي در پي درخواست واشنگتن از تل آويو براي بازگرداندن سرزمينهاي فلسطينيان و توقف شهرك سازي در شرق بيت المقدس و كرانه باختري نتيجه منفي به بار آورد. حتي در پرونده نسبتاً كوچك نوامبر ۱۹۹۰ كه سازمان ملل مي خواست ۳عضو شوراي امنيت را به «ريشون لزيون» بفرستد تا درباره تيراندازي يك اسرائيلي مسلح به سوي ۷ كارگر فلسطيني تحقيق كنند، آمريكا تقاضاي ۱۴كشور ديگر شورا را وتو كرد. اعراب طي ۳دهه متوجه شده اند سياستهاي آمريكا عليه آنهاست. آنچه بيشتر اهميت دارد ولي بندرت در ايالات متحده درك مي شود، اين است كه در نظر اعراب هر قطعنامه ضداسرائيلي به اندازه تأكيد جورج بوش به خلع سلاح صدام قانع كننده است. اكنون كه آمريكا از اعضاي دايم شوراي امنيت مي خواهد به قطعنامه اي جديد رأي بدهند يا دست كم بپذيرند تعريف «عواقب وخيم» در قطعنامه ۱۴۴۱ همان اقدام نظامي است، اروپاييان بايد تاريخچه مشمئز كننده تعصبش را به آمريكا يادآوري كنند و ميان بحث عراق و وضعيت فلسطينيان و اسرائيل پيوندي برقرار سازند.به هر حال قطعنامه هايي كه آمريكا در خلال ۳۰ سال گذشته در نطفه خفه كرده، غيرضروري بودند زيرا بسياري از موضوعات آنها در قطعنامه معروف به ۲۴۲ مطرح شده است. اين قطعنامه كه در نوامبر۱۹۶۷به تصويب آمريكا رسيد، تصريح مي كند اسرائيل بايد سرزمينهاي غصب شده در جنگ را به فلسطيني ها بازگرداند. اين قطعنامه كماكان فعال است ولي اسرائيل طي ۳۵سال ناقض آن بوده، نقضي كه با استمرار شهركسازي در اراضي اشغالي وقيحانه تر شد. باوجود انكارهاي اسرائيل، ما پيام واضحي دريافت مي كنيم: اسرائيل آمادگي معاوضه زمينهاي غصبي با صلح را ندارد و ترجيح مي دهد در جنگي كثيف با گروههاي مبارز دخيل شود ولي يك وجب خاك را به فلسطينيان ندهد. عامل مزمن بي ثباتي در خاورميانه * امتناع اسرائيل از اجراي قطعنامه ۲۴۲ و قطعنامه هاي متعاقبش براين واقعيت صحه مي گذارد كه اسرائيل عامل مزمن بي ثباتي در خاورميانه بوده است. اسرائيلي ها تغيير رويه نخواهندداد و آمريكا براي واداشتن آنها به اجراي قطعنامه ها تقريباً كاري نكرده و در واقع پشتيباني مالي و نظامي اش به عدم پايبندي اسرائيل انجاميده است. چنانچه فرانسه يا روسيه قطعنامه هاي شوراي امنيت درباره عراق را تا اين حد تضعيف كرده بودند، فقط مي توانيم خشم و غضب مرداني همچون دونالدرامسفلد و ديك چني را تصور كنيم. بنابراين آمريكايي ها سياست يك بام و دو هوا را در پيش گرفته اند. اين مسأله براي قدرت برتر دنيا غيرعادي نيست ولي اين ادعا كه خلع سلاح صدام بايد عمدتاً به منظور برقراري صلح در منطقه صورت پذيرد، به مثابه غفلت از تهديد دايمي صلح توسط دست درازيهاي اسرائيل است. جهت سرنگوني صدام دلايل خوبي بخصوص رفتارش با ۲۳ميليون عراقي ذكر مي شود ولي مادامي كه غرب، اسرائيل را ملزم به اجراي قطعنامه ۲۴۲نكند، اعراب اهميت زيادي براي اين مباحث قائل نخواهندشد. سياستگذاران مي دانند اين خواسته به حق است، ولي مي گويند واقع گرايانه نيست. اسرائيل جنگ افزارهسته اي دارد و بركسي پوشيده نيست آمريكا جهت جلوگيري از به چالش افتادن برتري اسرائيل در منطقه ناگزير به مداخله مي شود. البته براي اسرائيل بسيار خطرناك است كه به عنوان يك قدرت نظامي، آشكارا از خودش دفاع كند. آمريكا اگر مي خواهد ياور و عامل اسرائيل باشد، نمي تواند در عين حال ژاندارمش باشد. اين نقش بايد به ديگران واگذار شود و جك استراو، وزيرخارجه انگليس در بحث بي بي سي درباره عراق تلويحاً اين وظيفه را پذيرفت، وي گفت پس از هرگونه جنگي در عراق، بايدبا «نيروي» بيشتري به مسأله فلسطينيان و اسرائيل پرداخت. بعيد است آمريكا اين «نيرو» را تأمين كند، زيرا براي مهار حكومتي كه بطور منحصر به فردي ملزم به حمايتش است، هيچ قدرتي ندارد.اگرچه طي هفته آينده بحث عراق در شوراي امنيت ادامه خواهديافت، ولي بايد مسأله اسرائيل را نيز مطرح كرد. اروپاييان در موضعي قرار دارند كه مي توانند براين پيوند (قطعنامه هاي مشترك بين عراق و اسرائيل) پافشاري نمايند. پايبندي اسرائيل به اين قطعنامه ها به اندازه عراق الزامي است.
|