جمعه ۲ اسفند ۱۳۸۱ - ۱۹ ذيحجه ۱۴۲۳
Fri, Feb 21, 2003
اجتماعي
شماره۲۳۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
حقوق و اجتماع
كتاب و كتابخواني
فرهنگ و هنر
ويژه
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پول دارها آن سوي آب تحويل سال مي كنند
پدران چندشغله مادران كم حوصله
حاشيه جمعه
متر به متر خريداريم!
وزير مسكن و شهرسازي گفت: «فروش متري» و «اجاره به شرط تمليك» كه از پروژه هاي مسكن سازي ارزان قيمت محسوب مي شود، راهي اساسي براي خانه دار شدن اقشار كم درآمد در كشور است.
به اين ترتيب احتمال داده مي شود در هر جشن شادماني يا مناسبتي ديگر، ميهمانان دور هم جمع شده و احتمالاً بازور و زحمت يك متر زمين بخرند. مي دانيد كه الآن ميانگين يك متر زمين در شهر بزرگي مثل تهران دست كم ۴۵۰ هزار تومان است و اگر خانواده اي بخواهد خانه اي ۶۰ متري بخرد بايد ۲۷ ميليون تومان پرداخت كند. تصديق مي فرماييد اين است راهي اساسي براي خانه دار شدن اقشار كم درآمد! تازه اگر دلالان بگذارند!
اماهاي ۱۰۰ هزار تومان عيدي
اصلاً قرار نيست اوقات شريف و جمعه باز نشستگان تأمين اجتماعي را تلخ كنيم اما چه مي شود كرد كه اخيراً عيدي بازنشستگان ۱۰۰ هزار تومان اعلام شده است.
حاشيه نويس جمعه در همين حال گفته:
ـ سازمان تأمين اجتماعي مبلغ دوهزار و ۱۴۰ ميليارد تومان از دولت طلبكار است.
ـ سازمان تأمين اجتماعي پرداخت يك سوم حقوق بازنشستگان را كه قرار بود سالهاي ۷۹ و ۸۰ پرداخت شود، سال آينده اجرا مي كند.
ـ در يكسال گذشته ۱۰۰ ميليارد تومان از كارخانجات تحت پوشش سازمان تأمين اجتماعي فروخته و واگذار شده است.
باز هم بنويسيم كه وضعيت پرداخت عيدي ها چگونه مي شود!
گوسفند دزدي
پليس آلمان گفت: يك گروه كلاغ مهاجم با حمله به رمه گوسفندان در جنوب غربي آلمان ۱۷ رأس از آنها را كشته و شمار زياد ديگري را زخمي كردند.
دهقانان محلي فقط توانستند نظاره گر اين صحنه باشند.
چه جالب! در آلمان دسته هاي كلاغ ، گوسفند مي خورند و در كشور خودمان اهالي يك خانواده، دسته جمعي احشام را مي دزدند. خبر تازه روزنامه ها را كه خوانده ايد: پدر زن و دو داماد يك خانواده در رامسر، احشام يكصد روستايي را مي دزديدند و پس از سرقت به قصاب محله مي فروختند تا مبالغ قابل توجهي كسب كنند.
اي وجدان هاي فراموش كار
تنها ۲۰ درصد بيماران قلبي قادر به پرداخت هزينه هاي جراحي قلب و بيمارستان هستند.
واقعاً كه برخي اوقات انسان دلش براي برخي پزشكان مي سوزد كه با شنيدن توان مالي بيماران قلبي آن هم به تعداد ۲۰ درصد دستمزد، پنس، چاقو و يا گاز جراحي را در قلب و بدن بيماران جا مي گذارند. اي وجدان هاي فراموش كار!
دلواپسي سيخ كباب بيشتر ازاشتياق تماشاي موزه
112401.jpg
هنوز هيچ كس نتوانسته به طور مشخص بگويد كه چرا بسياري از مردم لحظه ها و ساعتها براي آماده شدن يك سيخ جوجه كباب، روي صندلي رستورانها انتظار مي كشند، ولي كمتر اتفاق مي افتد كه براي رفتن به يكي از موزه ها لحظه شماري كنند. موزه هاي موجود هميشه خالي و تنها هستند، چرا؟
«لبافي» عضو انجمن خوشنويسان و نقاشان درباره عدم استقبال مردم از موزه ها مي گويد: شايد چون نيازش را احساس نمي كنند، اگر اين نيازمندي به وجود آيد، خواه ناخواه به سراغش مي روند.
اما احساس نياز براي رفتن به موزه در چه سن و سالي ايجاد مي شود و چه كسي بايد آن را شكل دهد؟
يكي از شهروندان درحالي كه پير بودن و فرتوت شدن خود را يادآوري مي كند تا علت نرفتن به موزه را از او نپرسيم، مي گويد: وقتي دانش آموز بودم، يك بار به عنوان گردش علمي به يكي از موزه هاي قديمي رفتم، چقدر لذت بخش بود و چيزها فهميدم، اما تا به امروز ديگر هيچ وقت به موزه نرفتم. حتي با اينكه چند بار نوه ها را بهانه كردم تا به اتفاق آنها سري به يك موزه بزنيم، زير بار نرفتند و مرا تنها گذاشتند.
اين خانم دنيا ديده يادآوري مي كند: در چند سفري كه به كشورهاي خارجي داشتم، به دانستن تاريخ باستان اين كشورها، علاقه مند شدم و به موزه هاي آنان رفتم تا ببينم چه خبر است، خيلي جالب بود. اما خودم هم واقعاً نمي دانم كه چرا براي رفتن به موزه هاي داخل كشورم يا حتي تماشاي بسياري از بناهاي تاريخي كمتر همت مي كنم.
به صحبتهاي اين خانم بايد نكته اي را اضافه كرد و آن اينكه كمتر اتفاق مي افتد صدا و سيما به معرفي موزه هاي ايران يا حتي اماكن تاريخي و باستاني بپردازد. اين درحالي است كه در يك شبكه علمي و آموزشي (شبكه چهار) بيشتر از ديگر شبكه ها در قالب برنامه هاي مختلف، موزه ها، نقاط ديدني جهان و... معرفي مي شوند.
در همين حال، كتابفروشي كه اين ادعا را تقريباً وارد مي داند، مي گويد: فكر مي كنم صدا و سيما تلاش خود را كرده، ولي نوع معرفي و آشنا ساختن مردم با اماكن تاريخي و باستاني، موزه ها و... جالب نيست. در برنامه هاي صدا و سيما براي پرداختن به موضوعات تاريخي گذشته، حساسيت وجود دارد.
نتيجه اين شده كه اكثر مردم اگر تلويزيون تماشا كنند، فقط نشاني موزه ها را حفظ مي كنند و يا حتي الامكان متوجه مي شوند اين موزه ها چه ارزشي به لحاظ نگهداري آثارو اشياي تاريخي دارند.
«ابراهيم زاده» دانشجوي رشته پزشكي نيز در اين باره مي گويد: من با موزه ها از طريق كاتالوگها، نشريه ها و در مواردي هم با برنامه هاي صدا و سيما آشنا شدم. مطالعه كتابهاي تاريخي ام هم با اين زمينه ها شروع شد، ولي نكته مهمي كه در روند جذابيت سازي هر برنامه اي وجود دارد و اين عامل اصلي آشتي دادن مردم با موزه ها است، به رخ كشاندن تاريخ تمدن و نقش ايرانيان در ايجاد و تقويت اين تمدن جاودانه است. در اين ميان هرآنچه كه باعث تهييج غرور ملي شود و ايراني احساس كند، گذشتگانش در ايجاد آن نقش داشته اند، باعث جذابيت مي شود.
در همين حال، يك راننده تاكسي در پاسخ به سؤالمان كه «چرا اهل موزه نيستيد؟» مي گويد: اي آقا! كدام وقت، كدام پول. ترجيح داده ام هميشه كار كنم تا حداقل چرخ روزانه زندگي ام لنگ نزند. احساس نيازي براي رفتن به موزه و اينجور جاها ندارم. البته بچه ها چند بار از طرف مدرسه رفته اند. چيزهايي هم براي من تعريف كرده اند، اما خودم اهل اين كار نيستم.
دغدغه هاي اقتصادي و اجتماعي، نكته سنجي هاي رسانه اي از نگاه مردم، يا شايد گرفتار شدن در كارهايي كه رنگ اجبار به خود گرفته، مثل رفتن به كلاس كنكور، زبان هاي خارجه و فراگيري كامپيوتر، باعث شده تا بيشتر مردم در گروههاي سني و جايگاههاي اجتماعي در پرهيز از رفتن به موزه ها باشند. چرخه و گردونه چنان است كه همه هوش و حواس ما آدمها را به زندگي روزمره گره زده و مجال فكر كردن براي فرهنگ را تنگ كرده است. به اين ترتيب جايي براي پرداختن به تاريخ گذشته و آينده باقي نمي ماند. اين وضعيت گروههايي از مردم مثل استادان دانشگاهها و فرهنگيان سطوح عالي را هم دربر گرفته و يك استاد رشته ادبيات فارسي و مترجم عرب در پاسخ به اين سؤال كه رفتن به موزه ها چقدر دغدغه فكري شما است و چه جايگاهي در زندگي شما دارد، مي گويد: شايد ارتباط بيشتر مردم از جمله خود من به دليلي آشكار كه همان اهمال است، با گذشته قطع شده است. اوايل تحصيل در دانشكده چندين بار از سر ذوق و شوق و يا كنجكاوي به موزه مي رفتم و چه خوب هم مسائل را مي دانستم، اما حالا به مدرسي تبديل شده ام كه هر لحظه با يك فراموشي، ارتباطش با تاريخ و تمدن ايرانيان قطع مي شود. خدا كند كه از روزمرگي نجات پيدا كنيم و گره از مشكلات جوري باز شود تا مردم به فكر رفتن به موزه ها هم باشند.
واقعيت انكارناپذير موجود اين است كه هنوز در مدرسه ها و دانشگاهها و يا حتي رسانه هاي كشور، تصوير شفاف و درستي از ايران به دانش آموزان و دانشجويان ارائه نمي شود و درك صحيحي از تپه ها، قله ها، اماكن تاريخي و فرهنگي، مناطق باستاني و گردشگري، يخچالهاي طبيعي و... نداريم و دانش آموزان ما فقط در كتابها از تاريخ هنر و ميراث فرهنگي مي خوانند. اين وضعيت در ابعاد گسترده تري براي دانشجويان ديده مي شود. به همين دليل بسياري از مردم تصوير روشني از تاريخ و فرهنگ اين آب و خاك ندارند و وقتي موزه اي گوشه هايي از اين فرهنگ را در خود نگهداري مي كند، خيلي مهم نيست كه اين موزه ميهمان داشته باشد يا بيگانگاني غريبه با فرهنگ!
پول دارها آن سوي آب تحويل سال مي كنند
تعطيلات نوروز آب سرد براي كم درآمدها
112395.jpg
آخرين برفي كه در تهران و شهرهاي بسيار ديگر باريد، خيلي ها فرق داشتن و نداشتن را، تفاوت رفتن و نرفتن و طعم بالا پوش ها سرد و گرم را چشيدند.
برف باريد تا بعضي ها به فكر چكه چكان سقف خانه شان بيفتندو نرفتن بچه هايشان به مدرسه در يك روز زمستاني، عين عذاب باشد. اما بعضي ها از باريدن برف خوشحال شدند ومصمم براي سفر و گذراندن تعطيلات در دورترها. اين دورترها سفر كجاست كه نه زمستان و نه تابستان مي شناسد.
آنها كه سوداي سفر در تعطيلات نوروز را دارند، با بارش سنگين ترين برف زمستان ،۸۱ به خاطر آوردند كه چند هفته اي ديگر، در خيابان ها و كوچه هاي كشورهايي دورتر، مثل هند، اندونزي و مالزي، چين و دهها ديگر ، دل به آفتابي داغ مي بندند و سرماي سرد زمستان تهران را با نوشيدن قهوه هاي داغ، جبران مي كنند.
* سفر براي چه؟ پرواز تا كجا؟
پريشب هاي دور شايد دورتراز زمستاني كه بالهاي سردش را روي شهرمان پهن كرده است، سوداي سفر به گوشه و كنار ايران مثل يك سؤال و ترديد بزرگ در ذهن هزاران خانواده ايراني، شكوفه كرد.
پدر اول از همه، وقتي صحبت از چگونه گذراندن تعطيلات نوروز ۸۲ شد، آب پاكي را ريخت روي دست بقيه و گفت: با اين حقوق و دستمزد، عيدي هاي دير پرداخت و قبض هاي قسط و قرض، تا كجا مي توانيم سفر كنيم. امسال كه عيد را در خانه مي مانيم!
غرولندهايي فروخورده در گلوي اعضاي خانواده، باشنيدن اين حرف پدر، فرصت غرش پيدا نكردند و همه رفتند تا بنشينند گوشه اي از كنج نداشتن و فراموش كردن سفري حتي سه روزه به شمال.
بچه ها، طعم تلخ بارش برف را چشيدند. معناي داشتن و نداشتن. يكي گفت: امسال هم مثل هر سال، ما كه عادت كرده ايم به گذراندن تعطيلات در حياط خانه.
ديگري گفت: كدام حياط، آدم مستأجر كه خانه اش حياط ندارد.
مادر اما، هيچ نمي گفت. عادت كرده بود، او هم به ماندن در خانه و تحمل لحظه هاي سنگين غرولندهاي پنهان. چسب زدن بر زخم شيارهاي كف دست و ساعت ها گذراندن اوقات فراغت و تعطيلات عيدو غيره در آشپزخانه، برايش عادتي سمج شده بود. او و هزاران مادر مثل او، اينچنين به عيد فكر مي كردند.
اما اين دغدغه ها، هميشه براي همه خانواده ها نيست، چرا كه در سرشماري غيررسمي از حدود ۳۰ دفتر و مؤسسه فروش بليت و برگزاري تورهاي تعطيلات نوروزي در تهران، تقريباً ۸۷ درصد بليتها و تورهاي گردشگري در خارج از كشور رزرو شده است و مسافران نوروزي، براي تهيه مكان اقامت و هزينه هاي سفر اقدام كرده اند.
«حاجي بابايي» مدير فروش يكي از دفاتر و آژانسهاي برگزاري تورهاي نوروزي در اين باره مي گويد: ظرفيت تورهاي سفر به مالزي، اندونزي، چين و هند در دفتر ما تكميل شده است و از ۲۵ اسفندماه پروازها شروع مي شود.
اين مدير فروش نكته اي هم به صحبتهايش اضافه مي كند و مي گويد: تقريباً ۶۰ درصد مسافران اين تورها، مشتري ثابت هستند و هر سال براي شركت در تورهاي خارجي و سفر به حداقل يك كشور از ماهها قبل ثبت نام مي كنند. بقيه مسافران هم به تدريج براي سفرهاي نوروزي، علاقه مند مي شوند.
به گفته وي، تأمين و پرداخت هزينه هاي ثبت نام و سفر براي علاقه مندان مبلغي نيست و دست كم براي هر نفر در يك سفر يك هفته اي به مالزي با هزينه اقامت، پذيرايي و ترانسفر از فرودگاه تا هتل و گردش در شهر حدود يك ميليون و سيصدهزارتومان تمام مي شود. پرواز مسافران با بهترين شركت هواپيمايي داخلي يا خارجي (مقصد) و بسياري از هزينه هاي دريافتي هم، صرف مسافران مي شود.
***
آمارهاي تقريباً رسمي اتحاديه دفاتر و آژانس هاي خدمات مسافرتي و فروش بليت در همين حال نشان مي دهد كه به طور متوسط هرسال قبل از شروع تعطيلات نوروز، كمتر از ۲۰ درصد خانواده هاي تهراني كه متوسط شغل سرپرست خانوارشان مهندس ساختمان است، براي سفرهاي نوروزي خارج از كشور به دفاتر خدمات مسافرتي و فروش بليت مراجعه مي كنند.
تقريباً ۵۰درصد اين مسافران كه البته هر سال به تعدادشان افزوده مي شود، به اكثر شهرهاي ديدني و تماشايي ايران سفر كرده اند و آشنايي خوبي با اماكن و ابنيه تاريخي دارند.
***
تعطيلات نوروز كجا مي رويد؟
ـ يك كارمند: بدون پس انداز كه نمي توان به سفر رفت و حتي به اين موضوع فكر كرد. براي اكثر كارمندان كه حقوق بگيران ثابت هستند، برنامه ريزي براي سفر سخت است، چون نمي داني هزينه سفرت را از محل كدام پس انداز و يا پرداخت هاي با تأخير شب عيدي مي تواني تأمين كني.
ـ يك بازنشسته: من و خانواده كوچكم هرسال منتظر مي مانيم تا شايد يكي از اقوام و آشنايان وسيله سفر را آماده كند و ما را هم ميهمان. باپول چندرغاز بازنشستگي كه نمي تواني تنها سفر كني، بايد خدمات رفاهي دولتي براي ما بازنشسته ها بيشتر فراهم باشد. البته تا حالا كه نبوده و بعد از اين هم گمان نكنم اتفاقي بيفتد.
ـ يك مهندس ساختمان با ميزان درآمد متوسط ماهيانه ۶۰۰ هزارتومان: من تلاش مي كنم هر سال به يك استان سفر كنم و به اتفاق همسر و فرزندم چند روزي تفريح كنم. بيشتر از سه روز هم نمي توان با توجه به اين خرج و مخارج و هزينه هاي بالا، در سفر بود. شما حساب كنيد هزينه اقامت، رستوران، خريد سوغاتي و خرت و پرت هايي در همين حد، سربه فلك مي كشد. اميدوارم همين مقدار تفريح و دل و جرأت براي سفر هم سالهاي بعد برايمان باقي بماند.
ـ يك كارگر: با دستمزدهاي خرد و ريز و فصل هاي زياد بيكاري، نه خودم انتظار سفر دارم، نه خانواده ام. بهترين تفريح ما در طول ايام تعطيلات، رفتن به شهر و ديار خودمان است كه آن هم فقط هزينه خريد بليت دارد.
به نظر مي رسد غير از همان مسافران هميشگي تورهاي نوروزي خارج از كشور، درصد بسيار بالايي از مردم، ابتكار عمل براي سفر در ايام تعطيلات ندارند يا شايد چگونه سفر كردن را نمي دانند كه اين خود جداي درنظرگرفتن هزينه هاي جاري و لازم، پر از سؤال است.
چگونه سفر مي كنيد؟
ـ ماندن در صف هاي طويل و طولاني تهيه بليت چه قطار، چه اتوبوس برايمان عادت شده است. اگر بليت تهيه شود، مهم نيست صندلي اول يا ته اتوبوس، يكجوري سفر مي كنيم.
ـ هيچ وقت موفق نشده ايم بليت هواپيما تهيه كنيم، منظورم در ايام تعطيلات است. تازه گذشته از اين بدشانسي، فكر مي كنم ديگر كمتر كسي توان خريد بليت هواپيما را داشته باشد. براي پرواز از تهران به شيراز بايد حدود ۲۷ هزار تومان پرداخت كرد. شما فكر مي كنيد يك كارمند با اين اوضاع و احوال هزينه ها و گراني، مي تواند به وسيله اي غير از اتوبوس فكر كند.
پدران چندشغله مادران كم حوصله
هموار شدن راه فرار فرزندان
112398.jpg
وقتي اولين كودك آزرده خاطر درسال ۶۵ از خانه اش گريخت تا به ظاهر، مأوايي در سياهي راهي ناگشوده براي خود پيدا كند، كمتركسي به اين موضوع فكر كرد كه معضل بزرگ وجهاني «كودكان فراري » گريبان جامعه ايراني را هم بگيرد وتعداد موارد فرار كودكان از منزل در طول سالهاي ۶۵ تا ۷۸ به ۲۰برابر افزايش يابد.
آمارهاي سازمان جهاني بهداشت نشان مي دهد سالانه بيش از يك ميليون نفر نوجوان ۱۲تا ۱۹ساله از محل زندگي بومي خود فرار مي كنند. ازاين ميان بايد سهم كودكان ونوجوانان ايراني را هم محاسبه كرد. آمارهاي غيررسمي اگرچه اين مقدار سهم را هرگز واقع بينانه مطرح نمي كنند، ولي ارقام منتشره نيروي انتظامي نشان داده است درچهارماه سوم سال ۸۰ تعداد ۶۰هزار و۱۵۶ نفر درگوشه وكنار شهرهاي كشورمان به عنوان كودكان و نوجوانان فراري دستگير شده اند.
به اين آمار بايد نكته هايي را افزود كه بيانگر حقيقتي قابل تأمل است واينكه زندگي پنهاني افراد فراري، جابه جايي آنها و متغيربودن در زمان هاي مختلف باعث شده تا تعدادي از اين آزرده خاطران در شمارش ومحاسبات جا افتاده باشند. اما به نظر مي رسد دختران بيشتر از پسران در گرداب فرار از منزل گرفتار شوند. تحقيق دكتر «فريبرز شهشهاني » جامعه شناس اين نكته را تأييد كرد ونشان داد كه به دليل محدوديت هاي خانواده، فشار بيشتر در معاشرت ودوست يابي دختران ونظارت هاي تقريباً شديدتر، دختران بيشتر از پسران اقدام به فرار از منزل مي كنند.
چه كساني فراري اند؟
تحقيقات نشان داده افراد مهاجر ، گمشده وسرگردان، ولگردان خياباني ، بي سرپناهان، كودكان ونوجوانان بي سرپرست وبدسرپرست درفهرست افراد فراري قرار مي گيرند. اين افراد اغلب به خانواده هايي وابسته اندكه مادران نقش خود را بيشتر به شكل محبت هاي مشروط ايفا كرده اندومتأسفانه تحت تأثير مسائل ومشكلات اجتماعي ـ اقتصادي و رواني با فرزندان خود بويژه دختران مانند يك ابزار برخورد كرده اند.
«پدر» اين كودكان ونوجوانان فراري نيز به دليل نداشتن نقش هاي پدرانه وعدم ابراز محبت، نگاه دلنواز ، اختصاص ندادن اوقات كافي براي گپ وگفت وگو با فرزندان ، فقط از قدرت جسمي و زوربازوي خود براي نظارت، تربيت ورشد آنان استفاده كرده اند واين موضوع، بيشتر سلطه جويي وقلدرمآبي را به رخ كشانده است تا نقش تربيتي.
ارزيابي هاي منفي
درهمين حال تحقيقات موردي وميداني دانشكده تعليم وتربيت ثابت كرده كه تداوم اين رويه هاي ناسالم پدرومادر باعث ارزيابي هاي منفي از توانايي واستعدادكودكان ونوجوانان شده وآنها درخانواده احساس آرامش وامنيت نمي كنند، به همين دلايل است كه دركوتاه مدت يا بلندمدت ، فرزندان از منزل مي گريزند.
اگرچه كمتر كارشناس يا جامعه شناسي به خاطر دارد كه كودكان يا نوجوانان فراري در كوتاه مدت از رفتار خود پشيمان شوند و آگاهانه به كانون خانواده بازگردند، ولي گفته مي شود كه در اندك مواردي ، پشيمان شدن فرد فراري از انتخاب راه رسيدن به آرزو واهداف ذهني اش وحتي مواجه شدن با ناملايمات اجتماعي منجر به بازگشت به خانه شود.
در مقابل آن، تحقيقات مركز امور مشاركت بانوان نشان داده كه در فرار درازمدت كه اكثراً در نتيجه درگيريهاي شديد و تنفر بيش از اندازه از خانواده به وقوع پيوسته، امكان بازگشت فراري بسيار كم است.
\ حضور كمرنگ معنوي والدين
اگرچه گفته مي شود جدايي، طلاق، مرگ والدين و… در زمينه سازي فراركودكان و نوجوانان مؤثر است ولي يكي از مهمترين دلايل بروز اين رفتار فقدان احساس حضور والدين است. هر چند در بسياري از خانواده ها پدرومادر داراي حضور فيزيكي هستند اما حضور وجودي و معنوي آنان براي فرزندان چندان محسوس نيست. در اين خانواده ها فرزندان به حال خود رها شده اند، ارتباط آنان با افراد مختلف تحت هيچگونه نظارت خاصي نيست، هيچ ضابطه و قانون خاصي هم در خانواده حاكم نيست.
بيشترين آسيب اين رفتار دامنگير دختران مي شود و آنان دچار خلأ عاطفي شده و در شكل شدت يافته، موجب فرار از خانه و پناه آوردن به افراد بيگانه خواهد شد.
از سوي ديگر عدم برخورد منطقي، صحيح و آموزش درست ارزشها و باورهاي فرهنگي حاكم بر جامعه و خانواده موجب تأكيدات افراطي و تفريطي بدون آگاهي سازي فرد براي پذيرش ارزشها مي شود. در تحقيقات جامعه شناسان و كارشناسان مسائل آموزشي كه نتايج آنها را مركز امور مشاركت بانوان منتشر كرده دراين مورد آمده است: اين گونه رفتارهاي ناصحيح در ذهن و روان فرزندان نوعي طغيان، سركشي، تمرد و در نهايت فرار از منزل را به همراه دارد.
\ امان از چند شغله بودن ها
انتخاب شغل هاي داراي ارزش اجتماعي ناچيز مي تواند زمينه ساز بروز برخي جرايم باشد و فرزندان نيز به ارتكاب ناهنجاريها ترغيب مي شوند، چرا كه مجبورند براي به دست آوردن پول بيشتر و استقلال مالي جهت ساختن دنيايي پر از آرزوهاي دور و دراز، به كارهايي متوسل شوند كه زمينه انحرافات را در شخص عميق تر و مناسب تر مي كند. در اين زمينه گفته مي شود دختران بيش از پسران به الگوپذيري هاي نامناسب و دور از شأن مي پردازند.
همانطور كه انتخاب نوع شغل مي تواند در بروز پديده «كودك و نوجوان فراري» اثرگذار باشد، چند شغله بودن پدر خانواده نيز زيانبار است، چرا كه پدران گرفتار در چند شغل متعدد قادر نخواهند بود به شكل درست و كافي حضور مؤثري از خود در خانواده نشان دهند و به اين ترتيب زمينه روي آوردن كودكان و نوجوانان به فرار و ترجيح مفاسد جمعي يا فردي بيشتر مي شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |