يكشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۱ ذيحجه ۱۴۲۳
Sun, Feb 23, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
سينماي ايران و بيست ويكمين جشنواره بين المللي فجر
پيشنهاد فروش
سينماي ايران و بيست ويكمين جشنواره بين المللي فجر
يادداشت هاي پراكنده
112635.jpg
* انتظار داشتيم ، بيست و يكمين جشنواره بين المللي فيلم فجر، چنان كه پيشتر وعده داده بودند ، حال وهواي ديگري داشته باشد و طرحي نو و سرمشقي تازه ارائه دهد اما چنين اتفاقي نيفتاد، جشنواره همان بود كه بود، فقط كمي نامهربان تر از گذشته؛ كم شدن جايزه ها، اجر عده اي را نامأجور كرد. ضعف ها و امتيازها، همچنان به سياق هميشه گاه بهانه دلخوري مي شدند وگاه مايه اميدواري …
جشنواره فجر، خوب يا بد ، براي دوستداران سينما فرصت مغتنمي است تا چندروزي دل به جاذبه تصاوير خوش كنند وگزيده ترين دستاورد فيلمسازان را ببينند واز سرچشمه ذوق و خلاقيت سيراب شوند.
* امسال بيشتر از هرسال تنوع و گوناگوني (بهتر كه بگوييم: ناهمگوني ) در آثار راه يافته به جشنواره وجود داشت؛ از فيلم هاي ويژه خردسالان وكودكان و نوجوانان تا تجربه هايي در خور فهم روشنفكران ونخبه گرايان وملودرام هاي عامه پسندوحتي نگاتيو هدردادن هاي استادانه! كه نه براي مخاطب عام جاذبه دارند ونه نشاني از ذوق خلاقيت هنري… انتخاب بهترين ها از ميان اين مجموعه جوراجور وغيرقابل قياس كار ساده اي نيست. چگونه مي توان فيلمي چون «نامه هاي باد» را با «دنيا» در يك ترازو وزن كرد. حال اينكه هردونمونه يادشده درنوع خود كارموفقي هستند. يكي تجربه اي تازه در سينماي واقعگراي مستندگونه است وديگري ملودرامي خانوادگي ‎/ اجتماعي ، پيرو الگوهاي كلاسيك و هرگاه سليقه شخصي را كنار بگذاريم ومعيار وملاك مان براي ارزش گذاري چنين آثاري، قواعد وقراردادهاي سينما باشد، بي ترديد با موقعيت دشواري روبرو خواهيم بود. چرا كه هراثري را ناگزير بايد در چارچوب «ژانر» ارزيابي كرد. نه براساس سلايق شخصي…
* اگر فيلم هاي ايراني جشنواره را سرآمد برگزيده ترين محصولات سينماي مان بدانيم ، زياد جاي اميدواري باقي نمي گذارند. ارزش كيفي آثار موردنظر بخصوص در بخش سينماي حرفه اي ، افت محسوسي نشان مي دهد واين اتفاق ناخوشايندي است . درچندسال گذشته، مطرح ترين فيلم هاي جشنواره، اكران عمومي موفقي هم داشتند اما حالا قضيه خيلي فرق مي كند. آثار تأمل برانگيز، بيشتر حال وهواي تجربي دارند واز نظر شكل وساختار وطرح موضوع ، كوششي براي ذوق آزمايي در عرصه هاي ناآزموده هستند. نمونه هايي همچون «شب هاي روشن» (فرزاد مؤتمن)، «نامه هاي باد» (عليرضا اميني )، «خاموشي دريا» (وحيدموسائيان)، «نبات داغ» (محمدعلي آهنگر) برشالوده رويكردي تجربه گرا شكل گرفته اند واز منظري ديگر به معناي عشق مي پردازند اما نه آنگونه كه باب طبع تماشاگران ساده پسند باشند:
«شب هاي روشن» را بخاطر فيلمنامه دقيق و منسجم سعيد عقيقي و پرداخت ضدكليشه فرزاد مؤتمن ، مي توان متفاوت ترين اثر تجربي درميان فيلم هاي جشنواره به حساب آورد. اين فيلم با برداشت آزاد از داستاني نوشته فئودور داستايوسكي ، شوربرانگيزاننده عشق را در فضاي نمادين شهري شب زده به تصوير مي كشد وبي آنكه اسير وسوسه هاي رمانتيك شود، برپنهان ترين عواطف انسان انديشمند معاصر، انگشت مي گذارد. حاصل همكاري عقيقي ومؤتمن ، بسيار شسته رفته تر از فيلم اولشان ؛ «هفت پرده» است . اميدواريم بدون دردسر وگرفتاري ، مجال نمايش عمومي داشته باشد (متأسفانه «هفت پرده» قرباني ماجراهاي پشت پرده سينما شد وبه دليل ورشكستگي تهيه كننده، از نمايش عمومي بازماند).
«نامه هاي باد» نيز با شگرد مستندگونه وشيوه ضدقصه، چشم اندازي بكر و بديع از واقعيت پيش رويمان مي گسترد. فضاي ملموس ؛ آدم هاي باورپذيرو زبان تمثيل وار فيلم پيرامون عشق واسارت وآزادي ، عليرضا اميني را در نخستين تجربه سينمايي اش ، جواني مستعد وخوش قريحه نشان مي دهد.
«خاموشي دريا» ، دومين دستاورد سينمايي وحيد موسائيان، با توصيف دغدغه هاي مردي جداافتاده از دودمان ، مي كوشد معناي عشق به سرزمين نياكان را تفسير كند. هرچندحاصل كار آن شور و گرما ونكته سنجي «آرزوهاي زمين» را ندارد. اما در تجسم دنياي برزخي نسلي سرگشته وقرباني شرايط جبرآميز، موفق است .
جسورانه ترين عاشقانه تاريخ سينماي ايران را در فيلم مستند ‎/ داستاني «نبات داغ» ديديم ؛ قصه عشق زن وشوهري افليج كه براي گذراندن ماه عسل به سفري دشوار تن مي سپارند. فيلم با حضور شخصيت هاي واقعي وپرداختي ساده وصميمي ، حكايت غريب عاشقانه زيستن را باز مي گويد و فيلمساز، بدون تأكيدهاي احساس برانگيز وتمهيدات ساختگي ، ما تماشاگران را در برابر واقعيتي ناب قرار مي دهد تا از وراي آنچه مي بينيم، نيروي برانگيزاننده عشق را دريابيم.
«نبات داغ» در بخش ميهمان (خارج از مسابقه) نمايش داده شد حال اينكه مي توانست ، اثر برگزيده بخش مسابقه باشد.
* در شرايطي كه بيشتر سينماگران سابقه دار و كهنه كار، از شركت درجشنواره بيست ويكم بي نصيب ماندند. كمال تبريزي با دو فيلم در دو ژانر متفاوت، مقام پركارترين فيلمساز را به دست آورد؛ كمدي هجوآميز «گاهي به آسمان نگاه كن» و ملودرام عاشقانه «فرش باد» در قياس با آثار پيشين كمال تبريزي ، اتفاق مهمي به شمار نمي روند چون حاصل كار نه در كمدي به پاي «ليلي با من است » مي رسد و نه در ملودرام ، جاذبه «مهرمادري » و «شيدا» را دارد. دوست داريم فيلمسازان شايسته مان، دست كم از خودشان عقب نمانند آيا توقع بي جايي است؟
رضا ميركريمي هم در فيلم «اينجاچراغي روشن است » ظرافت كار و باريك بيني «زيرنورماه» را ندارد واين بار در قالب حكايتي آموزنده پيام مذهبي ‎/ اخلاقي صادر مي كند، البته ارزش پيامش محفوظ اما براي يك فيلم بلند، كافي نيست ، مي توان آن را در چندجمله خلاصه كرد وموضوع را فيصله داد و … سينما يعني جزئيات.
احمدرضا معتمدي براي بيان دلمشغولي هاي فلسفي خود، سراغ الگوي مأنوس تري رفته و پس از سمبوليسم مهجور «هبوط » (۱۳۷۲) و تمثيل تاريخي «زشت وزيبا» (۱۳۷۷) ، حالا با «ديوانه اي از قفس پريد» واقعيت هاي زمانه را در كانون توجه قرار مي دهد ، خب ، اين جوري هم مي شود. حقيقت انسان ومعناي تقدير وكشاكش ازلي ‎/ ابدي خير وشر وچهره افسونگر شيطان را به تصوير كشيد. شيطان «هبوط» در «ديوانه اي از قفس پريد» بسيار باوركردني تر وتباهي آورتر است.
همچنين ناگفته نماند كه مسعود كرامتي با فيلم «روز كارنامه» و علي شاه حاتمي با فيلم «كولي» چندگام از تجربه هاي پيشين خود، جلوتر افتاده اند.
* فمينيست ترين شخصيت جشنواره خانم تهمينه ميلاني بود كه با فيلم «واكنش پنجم» براي چندمين بار ثابت كرد؛ مردها خيلي پست و پليد وخودخواه هستند و شعور درك عواطف زنانه را ندارند و زنها همه فرشته اند!!
غريب ترين چهره بازيگري را فرامرز قريبيان در فيلم «رقص در غبار» داشت . براي نسلي كه نگاه مهربان وخنده شيرين اين بازيگر كهنه كار را از فيلم «گوزن ها» (۱۳۵۴) به ياد دارند. ديدن چهره پير و عبوس وچركين او خوشايند نبود. قبول اين واقعيت آسان نيست كه قريبيان ديگر نمي تواند جوان خوش سيما و برازنده سينما باشد!
باري، گذشت زمان هرچند برمنزلت هنرمند مي افزايد درعوض جواني اش را به يغماي روزگار مي دهد اما «پيري فراز آيد و فر تو نشكند».
كارآمدترين عنصر گره گشا و پيش برنده قصه، در بيشتر فيلم هاي جشنواره، گوشي همراه (تلفن موبايل) بود. اين دستاورد ظريف تكنولوژي ارتباطات، علاوه برآسان كردن مكالمه بين افراد، كار فيلمسازان را هم آسان كرده است . چون به وسيله آن خيلي راحت بين شخصيت ها در هرمكان وموقعيتي، رابطه وگفت وگو برقرار مي كنند وخبري را از جايي به جايي ديگر مي رسانند وداستان را به چالش تازه اي مي اندازند.
پرسروصداترين جلسه نمايش فيلم را «زمانه» (حميدرضا صلاحمند) داشت. با اينكه فيلمساز خواسته بود، يك تراژدي تمام عيار بسازد ودرگير ودار حوادثي تلخ وخونين راوي سرگذشت عبرت آموز قهرماني عصيانگر باشد اما ناشيگري ها وساده انگاريها،حاصل كار را مثل كمدي هجوآميزي نشان مي داد وخنده وقهقهه تماشاگران لحظه اي قطع نمي شد. عجبا كه حرمت نام بهرام بيضايي درمقام تدوينگر هم نتوانست مايه اعتبار فيلم شود… «از كوزه همان برون تراود كه در اوست»
ركوردشكن ترين مراسم اهداي جايزه به استناد خبري از بولتن جشنواره (يكشنبه ـ بيستم بهمن ماه ـ شماره ۹) . درحاشيه جشنواره فجر برگزار شد، بنابراين خبر ؛ ۲۰۰بازيگر فيلم «امتحان» ساخته ناصر رفايي از دست رؤساي جشنواره نانت (ميهمانان جشنواره فجر) ، لوح تقدير دريافت كردند و…
قدرشناسي وسپاسگزاري از مقام هنرمند، ارزشمندترين هديه اي است كه جشنواره ها به اهل هنر ارزاني مي دارند، پس هرچه بيشتر ، بهتر.
* به خاطر فشردگي برنامه نمايش فيلم در سينماي ويژه رسانه هاي گروهي و مشكلات روزمره وكمي وقت، امكان تماشاي همه فيلم ها، ميسر نشد. و درگير ودار گرفتاري هاي عمربرباد ده، فرصت ديدن آثاري چون «نفس عميق» (پرويز شهبازي ) و «عشق فيلم » (ابراهيم وحيدزاده) و يكي دو فيلم ديدني ديگر از دست رفت.
پيشنهاد فروش
آثار هنري غيرقابل نمايش رد شد
112692.jpg
پيشنهاد فروش آثار هنري غيرقابل نمايش پس از رد شوراي نگهبان به تأييد كميسيون تلفيق مجلس شوراي اسلامي نيز نرسيد.
حجت الاسلام مجيد انصاري رئيس كميسيون تلفيق مجلس با اعلام اين مطلب به ايسنا افزود: بندالحاقي مجلس به لايحه بودجه كه به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اجازه مي داد تابلوهاي غيرفرهنگي و مازاد را به فروش رسانده و معادل آن تابلوهاي موردنياز را خريداري كند، مورد ايراد شوراي نگهبان قرارگرفته بود.
وي افزود: ايراد شوراي نگهبان درباره اين بند الحاقي توسط كميسيون تلفيق وارد دانسته شد و اين بند از لايحه حذف شد.
گفتني است پيش از اين نيز طرح وزارت ارشاد مبني بر تخصيص يك درصد از بودجه عمراني وزارتخانه ها براي خريد آثار هنري از هنرمندان و توليدكنندگان داخلي از مصوبه دوم مربوط به بند ۲لايحه كميسيون فرهنگي مجلس حذف گرديد.
روي صحنه تئاترهاي تهران
| تالاراصلي تئاتر شهر ـ «افشين و بودلف هر دو مرده اند» به كارگرداني دكتر قطب الدين صادقي، ساعت ،۱۹ تلفن ۵ ـ۶۴۶۰۵۹۲
| تالار چهارسو ـ «آبگوشت زهرماري» به كارگرداني آرش آبسالان، ساعت ،۱۷‎/۱۵ «پاييز» به كارگرداني كيومرث مرادي، ساعت ۱۸‎/۳۰
| تالار قشقايي ـ «پچ پچه هاي پشت خط نبرد» به كارگرداني عليرضا نادري، ساعت ۱۹
| تالار كوچك ـ «حاشيه اي برخسرو و شيرين» به كارگرداني داريوش رعيت، ساعت ۱۹
| تالار خانه خورشيد ـ «جانشين» به كارگرداني افشين شوشتر، ساعت ۱۸‎/۳۰
با تو مي گويم
• در دنياي چشم و همچشمي، برخي چهارچشمي ديگران را مي بينند و خود كوركورانه پيش مي روند!
امروز با مهرداد شيخان
112695.jpg
مهرداد شيخان، فارغ التحصيل رشته هاي گرافيك و پويانمايي است. او فعاليتش را در زمينه فيلمسازي انيميشن از سال ۱۳۶۶ آغاز كرد و تاكنون جوايز متعددي نيز دريافت كرده كه از آن جمله: جايزه پرنده نقره اي و بلورين از دومين جشنواره بين المللي پويانمايي تهران (۱۳۷۹)، جايزه بهترين فيلم پويانمايي و اثر برگزيده جشنواره بين المللي سينماي جوان (۱۳۷۹)، برترين فيلم پويانمايي جشنواره فيلم هاي دانشجويي و نامزدي در بخش برترين فيلم پويانمايي جشن خانه سينما. شيخان پيش از اين در سومين جشنواره فيلم هاي دانشجويي و طي دو سال اخير در جشن خانه سينما عضو هيأت داوري بوده است. او امسال در سومين جشنواره بين المللي پويانمايي تهران عضو هيأت انتخاب بوده است.
\ با توجه به اينكه شما به اتفاق چهار نفر ديگر آثار بخش مسابقه سومين جشنواره پويانمايي را انتخاب كرده ايد، وضعيت اين نوع سينما در ايران را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
* متأسفانه با وجود اينكه از قديم انيماتورهاي برجسته اي در ايران داشته ايم اما انيميشن در كشورما هنوز به بلوغ نرسيده است. اگر بخواهيم برخورد صادقانه اي داشته باشيم قابليت بالقوه تحول و رقابت با توليدات جهاني را داريم ولي در وضعيت فعلي نمي توان آثار ايراني را بطور عام با انيميشن هاي اروپايي و امريكايي مقايسه كرد.
\ به نظر شما چرا در زمينه انيميشن شاهد حضور فعال بخش خصوصي نيستيم؟
* وقتي ما هنوز در زمينه سينماي زنده مشكل بازگشت سرمايه داريم چطور مي توان اميد داشت كه تهيه كننده اي حاضر شود در بخش انيميشن سرمايه گذاري كند؟
با توجه به اينكه در نوبت هاي اكران سينمايي هيچ جايگاهي براي انيميشن در نظر نگرفته ايم خيلي طبيعي است تهيه كننده تنها در صورتي سرمايه گذاري كند كه مطمئن باشد فيلم انيميشن برايش سودآور است.
\ اگر چه بنا به تصور عامه مردم، انيميشن، هنري صرفاً كودكانه است اما همواره شاهد بوده ايم آثار سترگ جهاني با مايه هاي فلسفي و اجتماعي نيز با استفاده از اين رسانه ساخته شده اند كه نمونه آن را حتي در ايران هم بطور بسيار اندك داشته ايم. با اين حساب فكر مي كنيد دليل عدم وجود مخاطب جدي بزرگسال براي انيميشن در كشور ما چيست؟
* هر كالايي، چه فرهنگي و چه تجاري؛ خواه به قصد فروش توليد شود وخواه با هدف تغيير افكار عمومي باشد در فرآيند عرضه و تقاضا قرار مي گيرد. اگر ما انيميشن داستاني براي بزرگسالان نداريم شايد به اين دليل باشد كه تقاضايي وجود ندارد. بايدريشه هاي اين عدم تقاضا را در فرهنگ خودمان و وضعيت كنوني جامعه جست وجو كنيم.
\ چشم انداز انيميشن در ايران را چگونه مي بينيد؟
* اگر به اين باور برسيم كه انيميشن يك سازه فرهنگي است و مي تواند در زمينه هاي مختلف تأثيرگذار باشد، روزهاي خوبي در انتظار اين هنر خواهد بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |