دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۱ - ۲۲ ذيحجه ۱۴۲۳
Mon, Feb 24, 2003
فرهنگ و هنر
شماره ۲۳۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش اختصاصي «ايران» از چهاردهمين جشنواره تراولينگ
نگاهي به مجسمه هاي «پرويز تناولي» در موزه هنرهاي معاصر
دبير جشنواره پويانمايي در مراسم افتتاحيه:
با حمايت ايران، دانشگاه قطر و يونسكو برگزارمي شود
گزارش اختصاصي «ايران» از چهاردهمين جشنواره تراولينگ
باران تهران و سينماي ايران دررن فرانسه
112743.jpg
زمين خيس بود و آسمان. از ميانه راه باران كه خورده بود به پنجره بيدار شدم. هنوز شب مانده توي هواكه رسيديم به ايستگاه عوارضي. ۲‎/۳۰ مسير پاريس ـ رن، آن هم با ماشين. حسين آقا تند رفته بود كه از ماشين جلويي عقب نماند. بنز سياسي سفارت كه سفير ايران در فرانسه و رايزن فرهنگي در آن بودند. مانيم ساعت زودتر سرقرار رسيديم. پليس براي اسكورت ماشين سفارت ايران ساعت ۷‎/۳۰ صبح مي رسد. نور كم كم دارد مي دود در هوا. باران ادامه دارد. ماتقريباً در شمال غربي فرانسه هستيم. استان برتاين كه شهر «رن» مركز آن است روي يك جلگه قرار دارد. سرزمين هموار و سبزي كه يكي از مراكز غلات و دامپروري فرانسه است. از سمت شمال به بندر نورماندي و غرب به خليج سن مالو مي رسد. از پنجره ماشين تابلوهايي كه درشت روي آنها نوشته شده «تهران» نظرم را گرفته. فكر مي كنم حالا تهران چه خبر است. جشنواره ها يكي پس از ديگري دارند مي آيند و مي روند...
امشب چهاردهمين دوره فستيوال تراولينگ افتتاح مي شود. فستيوالي كه طبق روال هرساله اش سينماي يك كشور را ـ با تم اصلي پايتخت آن كشور ـ مرور مي كند. تراولينگ تهران. صبح هيأت رسمي ايران چند ملاقات دارند. ديدار سفير ايران با بازرگانان منطقه، بحث بر طرح خواهرخواندگي استان برتاين و استان مازندران و... موبايل آقاي سفير زنگ مي زند. فيلم امشب براي افتتاح فستيوال باران (مجيد مجيدي) است. موبايل آقاي سفير زنگ مي زند. يك جلسه فوري در پاريس. جمعه هفتم فوريه. ديشب جورج بوش اعلام كرده ديگر منتظر اروپا نخواهد ماند و عراق را... جلسه خيلي جدي است. صادق خرازي مي رود. مسؤولين فستيوال و شهرداري رن نگران شده اند. خرازي قول داد ساعت هفت شب بعد از اتمام جلسه برمي گردد... سالن اصلي فستيوال ۸۰۰نفر گنجايش دارد. صندلي خالي باقي نمانده. بيرون فضاي ايراني آرايش شده است. فرش تركمن، چايخانه، شيريني ايراني...
ايرانيها همديگر را پيدا كرده اند. ايرانيهاي مقيم رن، چند ايراني كه از پاريس و شهرهاي ديگر فرانسه آمده اند. حسام هيندي، دبير فستيوال، شروع مي كند. «خيلي خوشحال هستم كه در چهاردهمين دوره اين فستيوال به سمت ايران مي رويم. ما امسال سينمايي را مرور مي كنيم كه با حسي از سادگي، زندگي و تفاوت توانست سينماو جشنواره هاي دنيا را تحت تأثير خود قرار دهد. بيش از صدفيلم بلندوكوتاه ايراني فرصت برخورد با نماي درشت تري را براي ما فراهم مي كند. اين طور در مورد سينماي ايران قضاوت درست تري خواهيم داشت.» بعدتر هيندي از رايزن فرهنگي ايران خواست كه براي شروع رسمي سخنراني كند. ايوبي ضمن تشكر از برگزاري اين برنامه به سينماي ايران اشاره كرد و اين كه ايران در سال ۲۰۰۲ به لحاظ توليد فيلم پنجمين كشور دنيا بوده است. در بين صحبتهاي رايزن فرهنگي اشاره به اهميت وجود گونه ها و قبايل مختلف فرهنگي از نظر ايران و اينكه استان برتاين در فرانسه از چنين موقعيتي برخوردار است و حتي زبان بخصوصي دارد بيش از همه توجه فرانسوي ها را جلب كرد. نماينده شهر رن در مجلس از اين نكته سنجي تشكر كرد.
مجيد مجيدي رفت روي سن. جمعيت تشويق كردند. تايك هفته اين ماجرا ادامه داشت. سينماي ايران در رن.
112746.jpg
شهري كوچك با جمعيتي حدود ۲۲۰۰۰۰ نفر و فستيوالي كه انگار جزئي از فرهنگ يا درست تر تقويم فرهنگي شهر شده است. تلفن زنگ مي زند. سالن براي نمايش فيلم تاريك شده كه در ميانه نور ـ سايه ها مي بينم صادق خرازي برگشته است. بعد از اتمام فيلم، ده ـ پانزده خبرنگار محلي از روزنامه ها و تلويزيون سفير ايران را دور كرده اند. اين كه او به قول خود عمل كرده و برگشته وجهه خوبي برايش شده. ۸۰ درصد سؤال ها در مورد حمله احتمالي آمريكا به عراق بود. اين ماجراها اينجا، شهر كوچك شمال اروپا با فستيوالش را هم رها نمي كند. فكر مي كنم حالا تهران چه خبر است.
شبكه تلويزيوني شهر تا حالا ده ـ دوازده بار مصاحبه با سفير و رايزن فرهنگي را پخش كرده است. ايران، تهران و سينما نام هاي تكرارشونده اين روزها هستند. از جمعه تا سه شنبه عمده اتفاق هاي فستيوال همان ماجراي روز اول به اضافه حضور مجيدمجيدي بودند. مردم رنگ خدا را دوست داشتند و با مجيدي صحبت مي كردند. اين حجم علاقه مندي براي مجيدي هم كه فستيوال هاي زيادي را ديده جالب بود. دوشنبه شب آقاي هيندي اعلام كرد فردا سينماي ايران از راه مي رسد. هرچند كه در اين جمله او مقداري اغراق كه شايد لازمه كارش بود وجود داشت ولي زياد هم بي راه نمي گفت. رخشان بني اعتماد از آمريكا آمد. مثل هميشه محترم و دوست داشتني. عزت الله انتظامي، داريوش مهرجويي، محسن مخملباف، فاطمه معتمد آريا، محمدرضا فروتن و نيكي كريمي هم همگي با پرواز سه شنبه هواپيمايي هما رسيدند. يك اتوبوس آنها را به رن آورد. علي محمد قاسمي و بايرام فضلي هم كه در بخش فيلم كوتاه پذيرفته شده بودند از جشنواره شهر كلرمون به رن آمدند. انتظامي مي گفت: «داريوش همين الآن همين جا مي توني يه فيلم كاركني، همه عواملت هم با من…» مجيدي همان روز برگشت تهران. از همه چيز فستيوال راضي بود، به جز پشت ميز غذا نشستن هاي طولاني فرانسوي ها. به شوخي مي گفت: «من ۷۲ ساعت رن بودم، ۴۸ ساعتش توي رستوران گذشت » بخش هنري تمام مطبوعات در اين روزها روي خبرهاي فستيوال و سينماي ايران تمركز كرده بودند.
در بخش اصلي كه تراولينگ تهران بود بزرگداشت عباس كيارستمي، داريوش مهرجويي، محسن مخملباف، رخشان بني اعتماد، مجيد مجيدي، عزت الله انتظامي، فاطمه معتمد آريا و محمدرضا فروتن برگزار شد. نيكي كريمي هم عضو هيأت داوران بخش مسابقه بود. در كنار تمام تلاشهايي كه شده بود فكر مي كنم جاي عده اي مثل ابراهيم حاتمي كيا يا حداقل چند فيلم از مسعود كيميايي خالي بود. چون آنطور كه ذكر شده بود بنابر مرور سينماي ايران بود.
۳۶ هزار بازديدكننده گويا در طول چهارده دوره بالاترين آمار مربوط به همين امسال بود. شبها بعد از نمايش فيلمها مردم به دور ايراني ها جمع مي شدند. يك جور شخصيت فرهنگي، جنسي از احترام براي ايراني ها شكل گرفته بود. صندلي كناري عزت الله انتظامي سرقفلي داشت. حتي شبها در رستوران و هتل باقي مهمان هاي سينماي ايران دوست داشتند كنار او باشند. هر كس كنارش بود از دست مزه ها و طنز في البداهه اش روده بر مي شد. مدام يادم مي افتاد كه انتظامي پيش پرده خوان بوده است. پنجشنبه شب خرازي و ايوبي دوباره به رن بازگشتند. آنها ميزبانان مهماني اي بودند كه به افتخار هنرمندان سينماي ايران، اعضاي فستيوال و ايرانيان مقيم رن ترتيب داده شده بود.
112749.jpg
سفير ايران به همه خوش آمد گفت. در همين مهماني تنديس شهر تهران از طرف مسؤولان سازمان زيباسازي شهر تهران به وسيله عزت الله انتظامي به حسام هيندي هديه داده شد. هيندي با لهجه فرانسوي به فارسي گفت: «خيلي ممنون» كه باعث خنده حاضران شد.
شنبه پانزدهم فوريه، تا به شب اختتاميه رسيديم تهران شده بود ورد زبان همه. تجسم كنيد كه حرف «ر» را هم چطور با حلقوم «ق » مي گويند. فرانسواز در غرفه سازمان زيباسازي به عنوان مترجم كار مي كرد. مادرش ايراني بود وفارسي را با لهجه حرف مي زد. خيلي ها از او اطلاعات سفر به ايران را مي خواستند. مي گفت: «مردم فرانسه اطلاعات عمومي زيادي ندارند ومتأسفانه تاحالا هم كشور ما تبليغات قوي نداشته ولي اين برنامه وبرنامه اي كه چندوقت پيش در پاريس برگزار شد خيلي در روحيه آنها اثر گذاشت».
جمعه به آن مجموعه از سينماي ايران رسول صدرعاملي هم اضافه شد. دوست وهمكارش علي سرتيپي هم بود. فستيوال شهر رن هرسال غير از بخش اصلي اش (تراولينگ ) بخش مسابقه بين الملل نيز دارد كه شش فيلم در آن پذيرفته مي شوند. «من ترانه ، پانزده سال دارم» در همين بخش شركت داشت و حالا نزديكي هاي مراسم اختتاميه سروكله صدرعاملي هم پيدا شده بود . مي شد حدس هايي زد … گمان هايي… همه آنها درست بودند. آن جمعه شب واقعاً شب سينماي ايران بود . يك شب قبل هم محسن مخملباف همين را گفته بود. او با كاريزماي خاصش بعدتر از مردم خواست به احترام سفير و رايزن فرهنگي ايران از جا بلند شوند.
هرسه جايزه اصلي شب اختتاميه به ايران رسيد. بهادر (عبدالله عليمراد) جايزه بخش كودكان ونوجوانان را برد. «من ترانه…» هم جايزه بهترين فيلم بخش مسابقه وهم بهترين فيلم مردمي را گرفت.
همان شب فهميدم دراين شهر كوچك چيزي حدود ۲۰۰ ايراني زندگي مي كنند. خيلي هايشان قبل تر همديگر را نمي شناختند. آنها قرار گذاشتند امسال براي نوروز دور يكديگر جمع شوند… سلام سينما…
نگاهي به مجسمه هاي «پرويز تناولي» در موزه هنرهاي معاصر
گام زدن ميان تاريخ وهنر مدرن
112761.jpg
موزه هنرهاي معاصر تهران، در ادامه معرفي پيشگامان هنر نوگراي ايران، از ۶بهمن ماه ميزبان نمايشگاهي از نقاشي ها ومجسمه هاي «پرويز تناولي »، پيشگام هنر مجسمه سازي نوين ونوگراي ايران است . آنچه مي خوانيد نگاهي است گذرا به اين نمايشگاه جامع، كه تا ۲۰فروردين ماه ۸۲ ادامه خواهد داشت:
آثار «پرويز تناولي» شايد خيلي پيش تر ازاينها بايد صورت بندي مي شد وبه نقد درمي آمد. متأسفانه اما، اين امكان تاكنون پيش نيامده بود ، كه آمد وخيلي از ذهنيت ها را درباره آثار اين هنرمند به عينيت درآورد. به عبارتي آن تنوع وتلوني كه بايد در دوره آثار يك هنرمند پويا وپرتجربه به چشم بيايد، دراين نقاشي ها ومجسمه ها به چشم نمي آيد. حتي دو دهه دوري تناولي از ايران نيز انگار نتوانسته او را از آن مسير خطي مشخص وممتدي كه داشت، جدا كند ودرمسير تجربه اي ديگر بيندازد. آن قدر كه نمي توان ـ در نهايت ـ اين محافظه كاري واين محدوديت بياني را به حساب نوعي تعلق خاطرگذاشت، كه ريشه هايش را در خود مي جويد وغرق گفت وگويي دروني با خود است . دراينكه تناولي پيشگام مجسمه سازي مدرن ماست ، هيچ ترديدي نيست . اما دراينكه هيچ گونه «همزماني » ميان او وهمراهان غربي او، درجريان پيشرو هنر مدرن نيست و نمي توان يافت، حرف وحديث بسيار است. تناولي مجسمه سازي را در غرب (ايتاليا) و درست در زماني آموخت و آغاز كرد كه مجسمه سازي مدرن دريك شماي كلي به فرم وفضايي مستقل مي انديشيد، كه از هرگونه تعين سنتي مي گريخت ونور، حركت، ادراك حسي وخطاي باصره زيربناي آن را تشكيل مي دادند وحداقل محرك هاي بصري در تكوين آن نقش داشتند. اين تأخير وناهمزماني در كار تناولي بيشتر مدلول آن است كه او در پي دست يافتن يا راه گشودن به سبكي شخصي بوده است تا همراهي بي چشمداشت با جنبش ها وجريان هاي بالنده هنر جهاني . همين سقاخانه كه مشخصه آن صورت برداري ازبن مايه هاي سنتي وبومي است ، رفته رفته تناولي را در پايگاه وجايگاه مشخصي جاي داد وكم كم به صنعتگري تبديل كرد، كه با روش و منش حساب شده اي، به توليد مكانيكي حجم هاي ثابت وبي تحرك مي پردازد وخودش هم ديگر از خودش انتظاري ندارد. اين را روند يكنواخت آثار تناولي به ما مي گويد وآن تغييرات جزئي و جزمي او ، كه نه در عمق ، كه در روساخت مجسمه هايش خود را نشان مي دهد.
112758.jpg
آثار تناولي را بايد درست درميانه همگرايي و واگرايي (جذب و دفع) دوجريان قدرتمند هنري به بررسي نشست، كه يكي از اعماق تاريخ و از تاريكخانه خرد وخلاقيت انسان باستاني مي آيد واز نيازها وناگزيري هاي او حكايت مي كند ويكي از ويرانگري هاي هنرمدرن، كه روي هيچ «قاعده» اي آن قدرها پافشاري نمي كند واز هرچه «استثنا »ي فكر وايده وعمل ، قاعده مي سازد. تناولي نه دراين «ميانه»، به بن مايه هاي باستاني رجوعي درست ودقيق مي كند واز آن ظرافت ها ومهارتها بهره كافي و وافي مي برد، كه همواره قابل استحاله واحيا درهنري روزآمد هستند واين را ناميرايي شان به ما مي گويد، ونه در جست وجوي معنويتي نومايه ونوپايه است ، كه هنر حاشيه اي او را (هنري كه «ميشل تاپيه» هنرشناس فقيد فرانسوي آن را تعبير به «هنر ديگري» كرده است ) به هنر سراپا قاعده شكن غرب ـ بعد از «دادائيسم» ـ پيوند بزند. تصويري كه از تناولي و آثارش تاكنون شكل گرفته ، تصويري است يكسر ادبي ، كه همواره تفاسيري كلامي وشاعرانه به همراه داشته است . چندبيت شعر نمي تواند توجيه تمام اين تكروي ها وسرگرداني ها و اقتدارگرايي ها باشد. چيزي كه تناولي روي آن بسيار تأكيد دارد. «تجسم » در شعر، كيفيتي يكسر روحي و ذهني مي يابد ، حال آنكه مجسمه سازي در هرشكل ممكنش، هنري «ماترياليستيك» است وبه ماده وصورت گرايش دارد. محدوده واژگاني تناولي ، آن قدر كوچك است و آن قدر آشناست ، كه بيت بيت كارهاي متوازن واغلب متقارن او را مي توان با برگرداني تحت اللفظي ، به نثري ساده وروان وبي سكته تبديل كرد، كه در كلاسهاي ادبيات فارسي ما جاي تأويل متن را گرفته وخيلي هم رايج است. پرنده اي كه پا دارد و نوك دارد وبال وپر، از همنشيني هر موتيفي هم كه به وجود آمده باشد، باز يك پرنده است . بويژه اينكه در ساختاري افقي وعمودي خلاصه شده باشد وثقل وسنگيني اش هنوز برزمين باشد تا درفضا. «ديوار»هاي تناولي كه مجموعه اي از آثار او را تشكيل مي دهند وبه عبارتي آخرين كارهايش تا بدين جا هستند، به رغم اشكال وحروف وكلماتي كه هنرمند درآنها رج زده است وبه رغم تلاشي كه در نزديك كردن آنها به كار ميني ماليست هايي چون «دانلد جاد» و «كارل آندره» و… شده، بازهم جز ديوار، جز يك ساخت وساز معمولي چيزي را بخاطر نمي آورند. حجمي كه شخصيت از معماري سنتي ايران مي گيرد وبه معماري ومجسمه سازي مدرن بي اعتناست. بدين ترتيب است كه مي توان مجسمه هاي تناولي را براساس يك «منطق استقرايي» ـ كه بيشتر بربنياد يك قرائت صوري و بصري شكل گرفته است ـ به فرم هاي مشخصي تحليل كرد وتحويل داد كه دائم تكرار مي شوند وبه توليد انبوه مي رسند ودراين رواگردتوليدي وتكثيري، تجربه خاصي در آنها صورت نمي پذيرد.
112755.jpg
تا اينجا همچنان «هيچ » هاي تناولي است ، كه او را چه درعمل وچه از لحاظ فلسفي وشناختي ، به عنوان يك مجسمه ساز مدرن معرفي مي كند. نشانه اي زبان شناسيك (هيچ) كه به ساحتي نشانه شناسيك وپلاستيك (تجسمي ) پاگذاشته و دراين فرآيند، بار مفهومي وزباني خود را ـ تا آنجا كه بايد ـ از دست داده وبه نشانه اي تصويري تقليل ويا تصعيد يافته است .
مجسمه «هيچ» وقتي در خانواده آثار تناولي به دنيا مي آيد، كه انگار خود هنرمند درباره تكراري بودن وتكراري شدن آفرينه هاي قبلي اش به آگاهي رسيده است و وقتي از رديف آفريده هاي او خارج مي شود ، كه خود (هيچ) به لايت موتيفي تكراري تبديل شده است . رفتار تناولي با «هيچ» ، نوعي «بازي زباني » و تجسمي است ، كه با تغيير جاي آن در جمله (مجسمه) يا به هم ريختن شماي فيگوراتيوش در فضا، شكل و معنايي ديگر مي يابد. دورشدن تناولي از ايده «هيچ»، توأم با يك گشايش نبود، آميخته با ترديد بود. ترديدي كه او را دوباره به همان قاطعيت درآثار اوليه اش بازگرداند. منتها اين بار الگويش را معماري قرار داده بود. معماري تعلق آثار او را به زمين بيشتر كرد وتحرك مجسمه هايش را كمتر. آن قدر كه مي توان از ديوار فكر تناولي با خيال راحت بالا كشيد واز بالا به پايين نگاه كرد. يا حتي گاهي مي شود پشت اين ديوار ايستادوخيال كرد كه كسي آن پشت را نمي بيند. چون بيننده قرار نيست مجسمه ها را دور بزند وهمان چيزي كه از روبرو مي بيند، كافي است . چيزي كه به اين آثار گاهي كيفيت نقش برجسته مي دهد. هنري دوبعدي، كه در سه بعد گسترش يافته است . اين كيفيت را درنقاشي هاي تناولي بهتر مي توان ديد و دريافت. بويژه درآثار ميانه اي چون «قفس وقفل» يا «قفس وقفس» و… كه گذار او را از نقاشي به مجسمه سازي و شايد بالعكس ، بخوبي نشان مي دهد.
با تمام اين حرفها، تناولي، هنوز و همچنان ، هم به عنوان پيشگام هنر مجسمه سازي معاصر ايران وهم به عنوان يك هنرمند پژوهشگر كه عمري را برسراين راه گذاشته است ، مطرح وقابل تقدير است و نمايشگاهي كه موزه هنرهاي معاصر از يك عمر فعاليت او ـ نمونه وار ـ ترتيب داده ، شايد كمترين تلاشي است كه براي معرفي يك هنرمند ماندگار به جامعه خود مي توان كرد. اگرچه كار موزه هم دراين شرايط ، كاري بس سترگ و ستودني است .
كتاب سال ماهنامه فيلم منتشر شد
112773.jpg
كتاب سال ماهنامه فيلم به كوشش هوشنگ گلمكاني منتشر شد.
در اين سالنامه مي خوانيد: انتخاب بهترين هاي سال ۱۳۸۰ به انتخاب منتقدان و نويسندگان سينمايي؛ بررسي آماري و تطبيقي حضورها و جوايز بين المللي سينماي ايران در سال ۱۳۸۰ ؛ بازخواني اسنادي از سالن هاي سينما؛ لاله زار پايتخت منقرض شده سينما؛ سينما زنده است؟؛ همه آن چه مي خواهيد درباره سالن سازي بدانيد، ولي حوصله پرسيدنش را نداريد و …
صدو سيزدهمين شماره دنياي تصوير منتشر شد
112770.jpg
صدو سيزدهمين شماره دنياي تصوير به سردبيري علي معلم منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد: انقلابي مكزيكي و باندراس اسپانيايي؛ قدرت زنان در باليوود؛ نامزدها و برندگان كره طلايي۲۰۰۳؛ گزارش سينماي هند در سال۲۰۰۲؛ آدمهاي رؤيايي برتولوچي در پاريس؛ سفر آليس در سرزمين عجايب يا ماجراهاي تارزان در نيويورك؛ امير نادري، اتفاقي پيش رس در سينماي ملي ايران؛ دوچهره جهاني (مايكل مور واليا سليمان)؛ شيطان را بران (بچه رزمري از نگاه سازندگان و شيفتگان)؛ دونيرو، دي كاپريو و فيلمي كه تماشاگر چنداني نداشت؛ معرفي يك سايت خارجي و...
پنجاه و پنجمين شماره نگاه نو منتشر شد
112764.jpg
پنجاه و پنجمين شماره ماهنامه نگاه نو به سردبيري علي ميرزايي منتشر شد.
در اين شماره مي خوانيد: ديدار با نادر ابراهيمي [ويژه نامه نادر ابراهيمي با آثاري از دكتر احمد جليلي، سيمين دانشور، احمدرضا احمدي، مرتضي مميز، علي ميرزايي، نورالدين زرين كلك]؛ فيلسوف انصاف ‎/ عزت الله فولادوند؛ معماي حافظ ‎/ داريوش آشوري؛ فهم و پيش فهم هاي هرمنوتيك ‎/ محمد رضا نيكفر؛ داريوش مهرجويي، جست وجو براي واقعيتي برتر ‎/ مينا اكبري؛ همراه با داستان هايي از عبدالحي شماسي ، ناهيد طباطبايي؛ شعرهايي از مفتون اميني، منصور اوجي، اكبر اكسير، منصور بني مجيدي، علي رستاني، محمد رضايي، علي فتحي مقدم، حامد معراجي، فرين عاصمي؛ يك سال، يك كتاب ‎/ عبدالحسين آذرنگ، هرمز همايون پور، مينو مشيري، يدالله موقن، محبوبه مهاجر، گلي امامي، مسعود احمدي، بهاءالدين خرمشاهي، كاوه بيات، اسماعيل عباسي، كامران فاني، علي ميرزايي، گل محمد خداوردي.
نخستين شماره لوتوس منتشر شد
112767.jpg
نخستين شماره لوتوس ـ ژورنال تخصصي لباس ملي مدرن ايران ـ منتشر شد.
اين نشريه به ارائه مدل لباس هاي ايراني با چشم اندازي از دانش مدرن طراحي لباس مي پردازد. اين ژورنال در تيراژ ده هزار نسخه و بهاي چهل هزارريال منتشر شده است و علاقه مندان مي توانند براي كسب اطلاعات بيشتر به سايت اينترنتي اين نشريه به نشاني WWW.Lotous magazine.com مراجعه كنند.
دبير جشنواره پويانمايي در مراسم افتتاحيه:
سينماهاي ويژه اي به فيلمهاي انيميشن اختصاص خواهد يافت
112815.jpg
سومين جشنواره بين المللي پويانمايي تهران، صبح روز گذشته در مركز آفرينشهاي فرهنگي و هنري كانون، طي مراسمي با حضور علاقه مندان به انيميشن آغاز به كار كرد.
به گزارش خبرنگار «ايران»، در ابتداي اين مراسم حسين وزيري معاون پژوهشي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در سخناني به تشريح جشنواره دوم پويانمايي پرداخت و گفت: «در دقايق آغازين جشنواره سوم و تنها پس از چهار سال از گام نخستين، ارسال ۸۵۳ فيلم از ۵۲ كشور جهان به جشنواره تهران، نشانگر تثبيت اين جشنواره در ميان برگزيده ترين فستيوال هاي پويانمايي جهان است.» دبير جشنواره پويانمايي در ادامه با تكريم همه هنرمندان پويانما نويد داد كه در صورت توليد آثار درخور توجه، كانون آمادگي دارد سينما و محلهاي نمايش اختصاصي براي آثار انيميشن فراهم كند. در پايان اين مراسم فيلم «پدر و دختر» اثر برگزيده دور دوم جشنواره به نمايش گذاشته شد.
گفتني است فيلمهاي شركت كننده در سومين جشنواره بين المللي پويانمايي تهران از ۴ تا ۸ اسفند ماه در سينماهاي كانون و حجاب به نمايش درخواهند آمد.
آسيب شناسي سينماي مستند در جشنواره كيش
نشست هيأت انتخاب فيلمهاي جشنواره مستند كيش صبح روز گذشته در تالار حافظ جزيره آزاد كيش برگزار شد.
به گزارش خبرنگار «ايران» كامران شيردل دبير جشنواره مستند كيش به همراه شادمهر راستين و مصطفي خرقه پوش و جمعي از مستندسازان در اين نشست به آسيب شناسي سينماي مستند ايران پرداختند.
شيردل در خصوص تأثير «نشستهاي آسيب شناسي» بر پيشبرد سينماي مستند به خبرنگار ما گفت: «معتقدم با انجام چنين نشستهايي هيچ معجزه اي رخ نخواهد داد. ما مستندسازان حاضر در اين جشنواره متولي سينماي مستند نيستيم و فقط مي توانيم اين مسائل را مطرح كنيم، شايد با مطرح شدن معضلات سينماي مستند، متوليان اين سينما به فكر حل مشكلات بيفتند. كامران شيردل در ادامه با تأكيد بر اينكه جشنواره فيلم مستند كيش يك جشنواره ملي است و هيچ ميهمان خارجي به جشنواره دعوت نشده است، به عدم حضور مسؤولين سينمايي كشور در اين جشنواره اشاره كرد. بنا به همين گزارش، دومين نشست جشنواره فيلمهاي مستند كيش، سه شنبه شب با حضور هيأت داوران جشنواره معصومه عصام، احمد ضابطي جهرمي، محسن عبدالوهاب، ارود عطارپور و روبرت صافاريان برگزار خواهد شد.
چهارمين جشنواره فيلم مستند كيش صبح روز چهارشنبه طي مراسمي با معرفي برگزيدگان بخش مسابقه به كار خود پايان خواهد داد.
چهارمين جشنواره فيلمهاي اجتماعي آبادان آغاز به كار كرد
112812.jpg
با برگزاري مراسم افتتاحيه چهارمين جشنواره فيلمهاي اجتماعي آبادان، رقابت فيلمهاي شركت كننده آغاز شد.
به گزارش رسيده از اين جشنواره، در مراسم افتتاحيه كه با حضور استاندار، مديركل ارشاد خوزستان و جمعي از هنرمندان در سينما نفت برگزار شد، گزارش تصويري جشنواره سوم به نمايش درآمد و گروه عروسكي پرنيان و گروه موسيقي مرواريدليان به اجراي برنامه پرداختند. همچنين معيني استاندار و آژنگ مديركل اداره ارشاد خوزستان سخنراني كردند و در پايان نيز فيلم «دنيا» ساخته منوچهر مصيري ـ يكي از فيلمهاي بخش مسابقه اين جشنواره ـ به نمايش درآمد.
بنابراين گزارش، در چهارمين جشنواره فيلمهاي اجتماعي آبادان فيلمهاي بلند، مستند و كوتاه در بخشهاي مختلفي به رقابت مي پردازند و تعدادي از آثار خارجي نيز در بخش بين الملل به نمايش در مي آيد.
بخش بزرگداشت يك همت كه امسال ويژه تجليل از خسرو سينايي است، فردا (سه شنبه) ساعت ۱۰ صبح در تالار مهرشهر آبادان برگزار مي شود.
گفتني است، چهارمين جشنواره موضوعي فيلمهاي اجتماعي از ۴ تا ۷ اسفندماه در سينماهاي نفت، تالار مهر و سالن ثامن الائمه برگزار مي شود.
با حمايت ايران، دانشگاه قطر و يونسكو برگزارمي شود
سمينار «جلوه هاي فكري مولانا» در قطر
112818.jpg
سمينار «جلوه هاي فكري مولانا جلال الدين رومي و فرهنگ انساني» با حضور كارشناسان داخلي و خارجي از سوم اسفند در قطر آغاز به كاركرده است.
به گزارش رسيده از رايزني فرهنگي ايران در قطر در اين سمينار كه توسط رايزني يادشده، دانشگاه قطر و نمايندگي منطقه اي يونسكو صبح روز شنبه با حضور مولوي شناسان ايران، آلمان، لبنان، سوريه، تركيه، كويت و قطر آغاز به كاركرد، امروز به كار خود پايان خواهدداد.
بنابراين گزارش درمراسم افتتاح اين سمينار دكترعلي الكبيسي رئيس دانشكده علوم انساني، دكتر عباس خامه يار رايزن فرهنگي ايران در قطر و دكتر عبدالله بوبطانه رئيس دفترنمايندگي يونسكو در كشورهاي عربي حوزه خليج فارس طي سخنراني هايي با تأكيد بر لزوم شناخت بيشتر جامعه بشري نسبت به افكار و نظريات مولانا، از وي به عنوان يك شخصيت بزرگ و تأثيرگذار ياد كرد.
بر پرده سينماهاي تهران
| كلاه قرمزي و سروناز ـ (كارگردان: ايرج طهماسب) شهر قشنگ، سعدي، مركزي ،۱ پيروزي، ماندانا، فلسطين ،۱ گلريز ،۱ ملت، پيوند، سپيده، دهكده المپيك، ستاره، المپيا، ايران ،۲ فردوسي، كانون، جي ۳ و شاهد.
| خاكستري ـ (مهرداد ميرفلاح) شهر تماشا ،۱ بهمن ،۱ استقلال، آستارا، ايران ،۳ جمهوري و عصر جديد .۲
| ازدواج غيابي ـ ( كاظم معصومي) آسيا، قدس، صحرا، جوان، ناهيد، شيرين، مركزي ،۲ جي ،۱ شيدا و پيام انقلاب.
| بي تو تنهايم ـ ( قدرت الله صلح ميرزايي) آفريقا، ايران ،۱ تهران ،۱ شقايق، جي ،۲ گلريز ،۲ اروپا، بهمن ،۲ سارا، توسكا و ميلاد.
| بماني ـ (كارگردان: داريوش مهرجويي):عصر جديد ۱ و سروش.
با تو مي گويم
• برخي براي رهايي از تنهايي اطراف خود را آينه كاري مي كنند، اين جمعيت سازي هم كارساز نيست.
امروز با حسن انوري
112806.jpg
گروه فرهنگي ـ ساير محمدي: «فرهنگ بزرگ سخن» هفته گذشته در هشت مجلد كارگروهي از مترجمان و مؤلفان كشور زيرنظر دكتر حسن انوري تدوين شده و ازسوي انتشارات سخن به بازار آمد. حسن انوري متولد ۱۳۱۲ تكاب، با رساله «اصلاحات ديواني دوره غزنوي و سلجوقي» موفق به اخذ دكترا در رشته ادبيات شد. در اوايل دهه چهل كتاب «آتشكده آذرگشسب» را به دست چاپ سپرد. «صداي سخن عشق» و «يك قصه بيش نيست» از ديگر تأليفات اوست. دكتر انوري سال ها در دانشگاهها مشغول تدريس بوده و با همكاري دكتر جعفر شعار چندين جلد متون درسي دانشگاهي را تحت عنوان «گزيده هايي از ادب فارسي» منتشر كرده است.
*آقاي دكتر انوري، چه انگيزه اي سبب شد كه به سراغ تأليف فرهنگ بزرگ سخن برويد؟
\ نياز جامعه، چرا كه ما در عصري زندگي مي كنيم كه تحول شتاب گرفته است، هر روز پديده اي جديد به ظهور مي رسد، اختراع جديدي ثبت مي شود، مفاهيم جديدي عرضه مي شوند، همه اينها اسم مي خواهند و اسم ها سرانجام بايد وارد فرهنگ ها بشوند.
* بفرماييد، ويژگي هاي مهم فرهنگ بزرگ سخن چيست؟
\ ويژگي هاي فرهنگ بزرگ سخن را در دو زمينه بايد مطرح كنم، نخست ويژگي هاي آماري: اين فرهنگ در ۸جلد و در ۸۵۰۰ صفحه چاپ شده است، داراي ۷۶هزار مدخل اصلي و ۴۰هزار مدخل فرعي است. از يكصد و شصت هزار شاهد مستند از قديم وجديد استفاده شده است و نزديك به ده هزار مثال دارد. از نظر حجم در مقايسه با فرهنگ هاي ديگر شايد بتوان گفت كه بعد از لغتنامه دهخدا بزرگترين فرهنگ فارسي است. بيش از دو برابر بخش لغت فرهنگ معين مطلب دارد. از نظر محتوايي و روشي بايد بگويم كه در اين فرهنگ تا آنجا كه توانسته ايم اصطلاحات و تعبيرات گفتاري و عاميانه را جمع كرده ايم وبه زبان روز بيش از فرهنگ هاي مشابه توجه كرده ايم. تلفظ ها هم مطابق تلفظ اكثريت تهراني هاست، به واژه ها برچسب هاي گوناگون داده شده است كه حوزه كاربرد و جنبه هاي اجتماعي، اخلاقي و بلاغي واژه ها را نشان مي دهد. در مقابل مترادفات پربسامد واژه ها تعريف آورده ايم نه مترادفات ديگر.
* شما گفتيد تلفظ هاي تهراني را ملاك قرارداده ايد، ممكن است در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟
\بلي، تلفظ تهراني واژه ها را به عنوان آوانگاشت در فرهنگ خودمان وارد كرده ايم چرا كه فرهنگ ما گويش تهراني را نشان مي دهد. ما از آوردن واژگان گويش هاي محلي خودداري كرده ايم، براي گويش هاي محلي بايد فرهنگ هاي اختصاصي تدوين شود .
* براي آينده چه برنامه اي داريد؟
\ فعلاً اين فرهنگ هشت جلدي را در دوجلد خلاصه مي كنيم و آن دوجلدي را نيز در يك جلد خلاصه خواهيم كرد. احتمالاً از درون اينها يك فرهنگ كوچك جيبي نيز درمي آوريم.
* آيا مي توان گفت فرهنگ شما يك فرهنگ كامل و ايده آل است؟
\ فرهنگ كامل در هيچ زباني امكان ندارد. به ويژه در عصر ما كه عصر ارتباطات و عصر شتاب انگيز تحولات علمي و اجتماعي است. از روزي كه ما فرهنگ خود را بسته ايم كه مدت طولاني اي نيست، چند هزار واژه ثبت كرده ايم كه در همين اواخر رايج شده يا از ما فوت شده بوده است و بايد در ويرايش هاي بعدي وارد فرهنگ بكنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |